صفحه 1 از 4 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: حسابرسی عجیب الله در ارث

  1. #1

    عضویت
    جنسیت اردیبهشت 1390
    نوشته
    372
    صلوات
    531
    حضور
    18 روز 22 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    حسابرسی عجیب الله در ارث




    با سلام، مطلبی رو در سایتی مطرح کرده بودن که منو گیج کرده لطفا در این مورد جواب بدید .

    (سوره 4 آیه 11-12) و (سوره 4 آیه 176) در مورد قوانین وراثت صحبت میکند. اگر یک مرد فوت شود، و از او سه دختر و دو والد و یک همسر باقی بماند؛ دختران 2/3 سهم، والد ها 1/3 سهم (هردو بر اساس سوره 4 آیه 11) و همسر 1/8 سهم (بر اساس سوره 4 آیه 12) از ارث را دریافت میکند که از میزان ارث بیشتر میشود.


    مثال دوم، مردی فوت میشود و از او یک مادر و یک همسر و دو خواهر باقی میماند، مادر 1/3 سهم (سوره 4 آیه 11) همسر 1/4 (سوره 4 آیه 12) و خواهران 2/3 (سوره 4 آیه 176) که مجموع آنها 15/12 کل ارث است.

    چطور چنین چیزی ممکن است ؟
    منم دلممیخواست ...

  2.  

  3. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن 1391
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    19,401
    صلوات
    52262
    حضور
    138 روز 15 ساعت 55 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    35



    با نام و یاد دوست






    حسابرسی عجیب الله در ارث








    کارشناس بحث: استاد سجاد
    ویرایش توسط مدیر ارجاع سوالات : 1395/06/21 در ساعت 12:03 دلیل: تغییر کارشناس پاسخگو

  4. صلوات ها 2


  5. #3

    عضویت
    جنسیت آبان 1389
    علاقه
    علوم اسلامي
    نوشته
    5,533
    صلوات
    31605
    حضور
    140 روز 20 ساعت 31 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    27



    نقل قول نوشته اصلی توسط به من بیاموز نمایش پست ها
    با سلام، مطلبی رو در سایتی مطرح کرده بودن که منو گیج کرده لطفا در این مورد جواب بدید .

    (سوره 4 آیه 11-12) و (سوره 4 آیه 176) در مورد قوانین وراثت صحبت میکند. اگر یک مرد فوت شود، و از او سه دختر و دو والد و یک همسر باقی بماند؛ دختران 2/3 سهم، والد ها 1/3 سهم (هردو بر اساس سوره 4 آیه 11) و همسر 1/8 سهم (بر اساس سوره 4 آیه 12) از ارث را دریافت میکند که از میزان ارث بیشتر میشود.


    مثال دوم، مردی فوت میشود و از او یک مادر و یک همسر و دو خواهر باقی میماند، مادر 1/3 سهم (سوره 4 آیه 11) همسر 1/4 (سوره 4 آیه 12) و خواهران 2/3 (سوره 4 آیه 176) که مجموع آنها 15/12 کل ارث است.

    چطور چنین چیزی ممکن است ؟
    با عرض سلام و احترام

    این شبهه قدیمی است و پاسخش در سایت های متعدد وجود دارد و در سایت های مرکز و همین سایت هم توسط حقیر پاسخ داده شده است اما متأسفانه بخاطر تغییراتی که سایت اسک دین از نظر فنی داشته پس از جستجو، آدرس آن پیدا نشد اگر دوستان آدرس را پیدا کردند لطف کنند لینک بدهند. متشکر

    البته شما می توانید پاسخ زیر را مطالعه بفرمایید:
    http://pajoohe.com/fa/index.php?Page...tion&UID=34145

    در پناه حضرت حق باشید


  6. صلوات


  7. #4

    عضویت
    جنسیت آبان 1389
    علاقه
    علوم اسلامي
    نوشته
    5,533
    صلوات
    31605
    حضور
    140 روز 20 ساعت 31 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    27



    متن مقاله مورد اشاره در پست قبلی:

    نقد مقاله «حسابرسي عجيب الله»
    تاریخ : 1388/02/22
    نویسنده : احمد سعد آبادی

    از دوستی شنیدم که در یکی ازسایت­های ضد دین، نوشته­ای با عنوان «حسابرسی عجیب الله» منتشر شده، به این عنوان که سوره نساء در آیات ( 11 و12 و176 ) در مورد قوانین وراثت صحبت می­کند، و بیانگر سهام هر یک از افراد می­باشد.
    حال اگر بر فرض مثال، مردی وفات کند و از او سه دختر و دو والد و یک همسر باقی بماند، سهم دختران 2/3 و سهم والدها 1/3 و سهم همسر 1/8 از باقی­مانده مال میت می­باشد، با جمع کردن این سهام متوجه می­شویم، مجموع سهام از ماترک میت بیشتر است .
    مثال ديگر اينكه، مردي وفات كند و از او يك مادر و يك همسر و دو خواهر باقی مانده­اند که در این­صورت، سهم مادر 1/3 وسهم همسر 1/4 وسهم خواهران2/3 میباشد که مجموع سهام، از ماترک میت کمتر است و مقداری از اموال میت باقی می­ماند.

    در ابتدا باید به چند نکته توجه داشت :
    · این مسئله از مسائل اختلافی بین فقه شیعه و اهل تسنن می­باشد که در کتب فقهی از آن با عنوان « عول» و « تعصیب » یاد شده است و طبق روایات، سابقه این مسئله به خلیفه دوم می­رسد[1]؛ لذا این مسئله از گذشته مطرح بوده و اصلا بحث جدید و تازه­ای نمی­باشد.
    · قلم­فرسایی در هر حوزه­ای، نیاز به اطلاعات تخصصی آن حوزه دارد و نویسنده مقاله مذکور، ظاهرا با مسایل ابتدایی در حوزه فهم احکام دین نیز بیگانه است؛ احکام دینی از منابع مختلفی نظیر کتاب، سنت، عقل و اجماع حاصل می­گردد و اکتفا به یکی از منابع و غفلت از دیگر منابع - در خوشبینانه­ترین حالت- نشان از کم اطلاعی نویسنده محترم در حوزه دین است .

    و اما بیان جواب:
    اولا: این آیه در صدد بیان تک تک فروض است نه یک فرض مجموعی. افرادی که با قرآن آشنایی بیشتری دارند، آگاه هستند که قرآن کریم – جز در موارد محدود- در جزییات وارد نمی­شود و در صدد بیان قوانین کلی و عمومی است، لذا مثلا در مورد نماز، این همه تاکید دارد، اما اصلا به تعداد رکعات نماز­ها نپرداخته است. در این جا هم قرآن درصدد است که تک­تک فروض را بیان کند و اساسا، چه انگیزه­ای می­تواند باشد تا در میان این همه فرض، فرضی را بیان کند که در نگاه اول و غیر تخصصی بنظر می­رسد که صورت و مخرج با هم جور در نمی­آید؟!
    دوما: فقها شیعه نظر به آیات و روایات، معتقدند همواره کمبود به افراد خاصی متوجه می­شود، زیرا خداوندی که طبق روایتی[2] حساب همه چیز، حتی ریگ­های بیابان را دارد چطور ممکن است سهام ارث را طوری قرار دهد، که کسری یا زیادی داشته باشد. در روایت دیگری فضل بن شاذان نقل می­کند که امام رضا (ع) در نامه­اش به مامون چنین نوشت:
    فرائض طبق آنچه که خدا نازل کرده تقسیم می­شود و عولی در آنها نیست.[3]

    بیان قانون کلی تقسیم ارث:
    این قانون بگونه­ای وضع شده که سهام ارث با هیچ کمبودی مواجه نمی­شود. قانون به این صورت است که قرآن برای بعضی سهام حداقل و حداکثر بیان می­کند ( مانند سهم شوهر، زن، پدر و مادر) ولی بعضی دیگر چنین نیستند ( مانند دو خواهر و دو دختر)، لذا چنین استفاده می­شود که کسری باید به افرادی که حداقل و حد اکثر برای آنها مشخص نشده است، بخورد.
    قانون فوق صریحا در کلام مفسرین حقیقی قرآن کریم، آمده است که به دلیل عدم اطاله کلام به چند حدیث اشاره می نماییم[4]:
    امام باقر ع : خداوند پدر و مادر را بر جمیع اهل مواریث داخل کرده و [سهم ایشان] از یک ششم کمتر نمی­شود و همچنین زوج و زوجه را و [نیز سهم ایشان] از یک چهارم و یک هشتم کمتر نمی­شود [5].

    امام صادق ع: در میراث بر چهار نفر ضرر وارد نمی شود: پدر، مادر، زوج و زوجه[6].

    … زفر بن اوس بصرى در مجلس بود، گفت: اى ابن عبّاس اوّلين كسى كه در فرائض به عول قايل شد و آن را عملى ساخت چه كسى بود؟!
    ابن عبّاس گفت: عمر، چه آنكه وقتى فرائض را نزدش آوردند و سهم برخى را پرداخت گفت: به خدا سوگند نمى‏دانم كدام يك از فريضه‏برها، را خدا مقدّم و كدام را مؤخّر نموده و هيچ راهى را بهتر از اين نمى‏بينم كه اين مال را بين شما ورثه، بالحصص تقسيم كنم يعنى به تمام شما نسبت به قسمت و حصّه‏اى كه مى‏بريد ضرر وارد نمايم، لذا مقدار نقص فرائض از ما ترك را، بين تمام ورثه توزيع كرد و به همه نقص وارد نمود؛ قسم به خداوند يگانه، اگر عُمَر كسی را كه خداوند متعال مقدّم نموده بود، مقدّم مى‏داشت و كسی را كه مؤخّر كرده بود، به تأخير مى‏انداخت، هرگز مبتلا به عول در فرائض نمى‏شد.
    زفر بن اوس عرض كرد: مقدّم كيست و مؤخّر چه كسى مى‏باشد؟
    ابن عبّاس گفت: هر فريضه‏اى كه خداوند متعال آن را تنزّل و كاهش نداده مگر به فريضه ديگر، پس صاحب آن فريضه مقدّم است.
    و امّا مؤخّر: پس هر فريضه‏اى كه وقتى زايل شد، صاحب آن فرض تنها مستحقّ باقى­مانده بوده و سهم ديگری برايش معيّن نشده باشد، وى مؤخّر است و امّا آنان كه مقدّم هستند عبارتند از:
    الف: زوج كه برايش نصف ما ترك بوده و هرگاه چیزی این فرض را زائل کند، به ربع رجوع مى‏كند و سهم وی دیگر تغییر نمی­کند .
    ب: زوجه كه برايش ربع ما ترك بوده و هرگاه چیزی این فرض را زائل کند نصيب وى ثمن مى‏گردد، كه ديگر قابل تغيير و زوال نمى‏باشد.
    ج: مادر، كه برايش ثلث بوده و هرگاه چیزی این فرض را زائل کند، نصيب وى سدس مى‏گردد، كه ديگر چيزى آن را تغيير نداده و زايل نمى‏كند.
    پس آنچه ذكر شد فرائض بود، كه خداوند آنها را بر غيرشان مقدّم نموده.
    و امّا آنچه مؤخّر است عبارتند از: فريضه دختران و خواهران، و فريضه آنها در صورتى كه واحد باشند، نصف و در فرض تعدّد، دو سوم مى‏باشد و وقتى فريضه آنها، از اين مقدار زايل گردد، تنها باقی­مانده ماترک، به ایشان می­رسد، بدون اين كه مقدار معيّن و مشخّصى باشد، پس وقتى «ما قدّم اللَّه» با «ما اخّر اللَّه» اجتماع نمود، لازم‏ است فريضه «ما قدّم اللَّه» در ابتدا به صورت کامل پرداخته شود، و پس از آن،اگر چيزى باقى­ماند، همان را به «ما اخّر اللَّه» مى‏پردازند و اگر چيزى باقى­نماند «ما اخّر اللَّه» نصيبى ندارد [7].

    خلاصه اینکه حکم در مورد این مسئله این است که: «... فريضه پدر و مادر و زن و شوهر و خويشاوندان مادرى كه عبارت است از ثلث و سدس و نصف و رُبع و ثُمن نبايد ناقص شود، بخاطر اينكه خداى تعالى سهام آنان را (هم حداكثرش را و هم حداقلش را) معين كرده، بخلاف سهام يك و يا چند دختر و يك و يا چند خواهر پدر و مادرى و يا پدرى تنها و نيز بخلاف سهام زن و مرد (مذكر و مؤ نث) وقتى كه يكى و يا بيشتر باشند. كه چون خداى تعالى حداقل آن را بيان نكرده، نقص بر آنان وارد مى­شود و دائما از سهم اولاد و خواهر و برادر كم مى­كنند»[8].

    مسئله دیگر، بحث « تعصیب » است و آن در جایی است که سهام از فروض زیاد بیاید؛ در فرهنگ قاموس آمده است:
    ... در ارث گاهى سهام تمام مال را احاطه نمي­كند و مقدارى زياد مى‏ماند، مثلا اگر ميّت يك پدر و يك دختر داشته باشد مال او را شش قسمت مي­كنند، سه قسمت مال دختر و يك قسمت مال پدر است و بقيّه را كه دو قسمت است، [به نسبت سهامی که داشته­اند] به دختر و پدر مي­دهند.
    نصيب اوّلى پدر و دختر را فرض، و نصيب دوّمى را ردّ نامند و چون پدر و دختر از هر كس به ميّت نزديكتر [ هستند]، لذا بقيّه را نيز به آن دو ردّ مي­كنند.
    ولى اهل سنّت بقيه را كه زايد بر سهام است به اقوام پدرى از قبيل برادر و عمو و غيره مي­دهند و به آن «ارث عصبه» گويند، اما شيعه به پيروى از اهل بيت عليهم­السلام و به مضمون آيه أُولُوا الْأَرْحامِ اين نظر را مردود مي­داند، در استبصار باب ميراث ذوى الارحام از حسين بزّاز نقل مي­كند كه به كسى گفتم: از امام صادق عليه­السّلام سؤال كند كه: آيا تركه ميّت مال كسى است كه به او نزديكتر است يا مال عصبه است؟ فرمود:
    «المال للاقرب و العصبة فى فيه التّراب» [9] مال از آن اقرب است، خاك بدهان عصبه باد[10].
    در ذیل آیه 75 سوره انفال و نیز در روایات متعددی تعصیب رد شده است، که برای رعایت اختصار به یکی از این روایات اشاره می­نماییم :
    از زراره از امام صادق ع پیرامون آیه « وَ أُولُوا الْأَرْحامِ بَعْضُهُمْ أَوْلى‏ بِبَعْضٍ فِي كِتابِ اللَّهِ » نقل شده که بعضی از خویشاوندان بر بعضی دیگر از ایشان، در مورد میراث مقدم هستند، به این دلیل که در خویشاوندی، نزدیک­ترند؛ چه کسی از مادر [و برادر] به میت نزدیک­تر است، مگر مادر از برادران نزدیک­تر نیست؟ [11]


    خلاصه اینکه، تعصيب به این معنا است که، آنچه از سهام باقى می­ماند را به خويشان پدرى بدهند. شيعه تعصيب را نيز – همانند عول - باطل می­داند و باقيماندۀ از سهام را به صاحبان فروض مى­دهند و لذا مشکل سهامِ باقیمانده، به این صورت کاملا حل می­شود[12].




    نتيجه اينكه:
    از مذهب اهل بيت استفاده مي­شود، در جايي كه سهام ورّاث از اموال ميت بيشتر شود به زوج و زوجه و كلاله امي و مادر نقص وارد نمي­شود و آنها فرض خود را مي­برد، بنابراين اگر نقصي باشد، بر يك دختر يا چند دختر و يا خواهر پدري (يا پدر و مادري) و يا چند خواهر پدري (يا پدر و مادري) وارد مي­شود.
    و در جايي كه اموال ميت از سهام وراث بيشتر باشد: مقداري را كه از فروض اضافه مي­آيد، به دختر و دختران و پدر و مادر و خواهر و خواهران پرداخت مي­شود و گاهي اضافه را به كلاله امي مي­دهيم- البته در صورتي كه كلاله ابي و ابويني در درجه آنان نباشد- و همه این فروض در کتاب­های مفصل فقهی و حقوقی – همانطور که در پاورقی اشاره شد- بحث شده است .


    براي مطالعه بیشتر به منابع ذیل مراجعه نمایید:
    · ترجمه تفسیر المیزان، ج4، ص 344
    · علل الشرایع، ترجمه ذهنی، ج2، باب سیصد و هفتادم
    · وسایل الشیعه، ج26، ص 72 الی ص 90
    · اللمعة الدمشقية و الرّوضة البهیّة، ج8، کتاب المیراث
    · تحریر الوسیله، ج2، ص361-326


    منابع:
    1) کلینی، ابوجعفر محمد بن یعقوب؛ الکافی، تهران، دارالکتاب الاسلامیه، 1407ق
    2) حر عاملی،محمد بن حسن بن علی؛ تفصیل وسایل الشیعه الی تحصیل مسایل الشریعه، قم، موسسه آل البیت علیهم السلام، 1104ه ق
    3) طوسی، ابو جعفر محمد بن حسن؛ الاستبصار فیما الاختلف من الاخبار، تهران، دارالکتاب الاسلامیه، 1390ه­ق، ج4،ص171
    4) شیخ صدوق؛ علل الشرایع، ترجمه ذهنی تهرانی، سید محمد جواد؛ قم، انتشارات مومنین، 1380ش
    5) موسوی همدانی، سید محمد باقر؛ ترجمه تفسیر المیزان، دفتر انتشارات اسلامی جمعه مدرسین حوزه علمیه قم، قم، 1374ش
    6) قرشی، سید علی اکبر؛قاموس قرآن، تهران، دارالکتاب الاسلامیه، 1371
    7) مکی العاملی، محمد بن جمال الدین؛اللمعة الدمشقية و الرّوضة البهیّة، قم،انتشارعلمیه
    8) خمینی، روح الله؛ تحریر الوسیله، قم، نشر اسلامی، 1363ش






    کافی ، ج 7 ، ص 80[1]

    [2] وسایل الشیعه، ج 26، ص 78، ح 32530

    [3] « والفرائض علی ما علی ما انزل الله فی کتابه و لا عول فیها »: مستدرک الوسایل، ج 7، ص 161

    [4] ر.ک.وسائل الشيعه جلد 17 باب 7

    [5] وسائل‏الشيعة، ج26، ص 77، ح 32526

    [6] همان، ح 32527

    [7] شیخ صدوق؛ علل الشرائع، قم، داوری، ج‏2، باب سیصد وهفتادم، ص: 568

    [8] ترجمه تفسیر المیزان، ج 4 ،ص 350

    [9] الاستبصارفیما الاختلف من الاخبار، ج4، ص171

    [10] قاموس قرآن، ج‏7، ص 197

    [11] وسائل‏الشيعة، ج26، ص 89، ح 32553

    [12] چگونگی تقسیم سهام ارث، بین فروض، مبتنی بر شناسایی طبقات ارث و مباحث مفصلی – نظیر داشتن یا نداشتن حاجب و تعداد "ارث­بَرها " و… - دارد و ما در این مقاله به دلیل رعایت اختصار نمی­توانیم همه فروض متصور را ذکر کنیم، لذا خواننده گرامی برای اطلاع از چگونگی تقسیم ارث، بین صاحبان فرض باید به کتب فقهی و حقوقی که مفصل در این مورد بحث کرده اند مراجعه نماید.



  8. #5

    عضویت
    جنسیت اردیبهشت 1390
    نوشته
    372
    صلوات
    531
    حضور
    18 روز 22 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    اگر به صورتی که شما میگین بود اون وقت باید آیات سهم ارث زوجه قبل از آیات سهم ارث پدر و مادر و فرزندان می آمد .

    من به این تصور رسیدم که ظاهرا اگر شخصی پدر و مادر و فرزندانش حاضر باشند دیگر همسرش سهمی نخواهد برد و همسر سهم خود را با مهریه پیشتر ستانده است .

    چنین احتمالی میتواند مطرح شود ؟
    منم دلممیخواست ...

  9. #6

    عضویت
    جنسیت بهمن 1393
    نوشته
    584
    صلوات
    205
    حضور
    10 روز 9 ساعت 59 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط سجاد نمایش پست ها

    و اما بیان جواب:
    اولا: این آیه در صدد بیان تک تک فروض است نه یک فرض مجموعی. افرادی که با قرآن آشنایی بیشتری دارند، آگاه هستند که قرآن کریم – جز در موارد محدود- در جزییات وارد نمی­شود و در صدد بیان قوانین کلی و عمومی است، لذا مثلا در مورد نماز، این همه تاکید دارد، اما اصلا به تعداد رکعات نماز­ها نپرداخته است. در این جا هم قرآن درصدد است که تک­تک فروض را بیان کند و اساسا، چه انگیزه­ای می­تواند باشد تا در میان این همه فرض، فرضی را بیان کند که در نگاه اول و غیر تخصصی بنظر می­رسد که صورت و مخرج با هم جور در نمی­آید؟!
    دوما: فقها شیعه نظر به آیات و روایات، معتقدند همواره کمبود به افراد خاصی متوجه می­شود، زیرا خداوندی که طبق روایتی[2] حساب همه چیز، حتی ریگ­های بیابان را دارد چطور ممکن است سهام ارث را طوری قرار دهد، که کسری یا زیادی داشته باشد. در روایت دیگری فضل بن شاذان نقل می­کند که امام رضا (ع) در نامه­اش به مامون چنین نوشت:

    سلام

    به اعتقاد بنده ، خداوند هر چیزی را برای سعادت و هدایت بشر لازم بوده و درکی عمومی را می طلبیده بطور مفصل و با ذکر همه جزئیاتش گفته و هیچ چیز را برای غیر خودش وا نگذاشته تا آن را تکمیل کند. چرا که این با اصل و اساس کتاب سر سازگاری ندارد . کسی که فارغ از مناظر فرقه ای ، و از زاویه ای آزاد و باز به نظاره قرآن نشسته باشد خوب می داند که اکثریت آیات قرآن انسان را به پرستش احکام الله و پرهیز از عبادت احکام من دون او دعوت می کنند و این من دون شامل هر کسی حتی پیامبر نیز می شود. اصلاً دین اسلام آن دینی است که در آن همگان فقط و فقط الله را پرستش ( = اطاعت بی قید و شرط) می کنند و تسلیم اوامر و نواهی او هستند و هر دینی که در آن فقط و فقط الله پرستش شود آن دین بدون شک اسلام است.
    از ازل اینگونه بوده و تا ابد اینگونه خواهد بود که وقتی شخصی بلند می شود تا فقط الله را بخواند و تنها از اوامر او اطاعت نماید ، به حکم غیر خدا به او می تازند و دیوانه و شاعر و کاهنش می خوانند و حرفهایش را بسی عجیب می پندارند که در هیچ فرقه و مذهب و آئینی سابقه نداشته است.
    این مقدمه را بیان کردم تا بگویم اگر ما به هر جهت حکم ارث را درنیافته ایم دلیل بر مجمل و مبهم بودن این حکم نیست و علت عدم فهم آن را باید در خودمان جویا شویم. به نظر بنده حکم ارث کامل است و نیاز به تفصیل یا تشریع احدی ندارد فقط همت بشر را می طلبد تا در باره آن نیک بیندیشد و تحقیق کند تا اندک اندک زوایای تاریک آن روشن شوند و به عیان برسند. به عقیده بنده مسئله ارث حقیقتاً یک معماست که در ورای خود رازی شگرف را پنهان کرده است.اولین چیزی که بنده از مسئله ارث متوجه شده ام این است که اعداد آن فقط یک کسر ساده نیستند بلکه پیمانه هایی متناسب با سهام ورثه در تقابل با یکدیگرند .


  10. صلوات


  11. #7

    عضویت
    جنسیت بهمن 1393
    نوشته
    584
    صلوات
    205
    حضور
    10 روز 9 ساعت 59 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    بسیاری از ملل جهان با معمای 17 شتر آشنایی دارند و معمای نسبتاً معروفی است. موضوع از این قرار است که شخصی وصیت می کند 17 شتری که دارد بین سه فرزندش به ترتیب زیر تقسیم شود:
    پسر اول: نصف شترها را ببرد ، پسر دوم ثلت شترها را ببرد و پسر سوم نیز یک نهم آنها را . اگر ما به صورت یک کسر ساده به این اعداد نگاه کنیم در هنگام تقسیم با مشکل مواجه خواهیم شد و ورثه نمی توانند همه شترهای خود را زنده و کامل دریافت کنند اما اگر به این اعداد بعنوان نسبت سهام بنگریم مسئله حل خواهد شد و همگی شترهای خود را مطابق وصیت پدر و زنده و سالم دریافت خواهند کرد:

    اگر کسی که نصف شترها را می برد با حرف ف A و آنکس که ثلث را می برد با حرف B و سومی را با حرف C نمایش دهیم آنگاه نسبت سهم ایشان به اینصورت می شود:

    A:b = 1/2 / 1/3 = 3:2 = 9:6

    a:c = 1/2 / 1/9 = 9:2

    a:b:c = 9: 6: 2

    با توجه به اینکه مجموع اعداد 9 و 6 و 2 می شود 17 , در نتیجه سهم هریک از ورثه از کل شترها می شود :

    A = 9/17

    b = 6/17

    c = 2/17

    اعدادی که قرآن به عنوان سهام ورثه تعیین می کند نسبت سهم می باشند و باید به روش فوق با آنها معامله کرد تا نه با کمبود سهم مواجه شویم و نه سهام اضافی. این اعداد تنها زمانی اعتبار دارند که حد اقل دو طبقه از ورثه در کنار یکدیگر قرار می گیرند در غیر اینصورت(یعنی در حالت واحد) ارزش واحد پیدا می کنند. قطعاً اینگونه حساب کتاب در عصر رسول الله شناخته شده بوده و مردم با ساز و کار آن آشنایی داشته اند. مسئله سرمایه و مال چیزی است که هر کسی با انگشت و چرتکه و هرچه دم دستش باشد به آن رسیدگی می کند و حساب آن را تمام و کمال دارد و کمتر کسی در این زمینه خطا می کند تا چه رسد به الله.

    ویرایش توسط shahed1 : 1395/06/30 در ساعت 20:33

  12. صلوات


  13. #8

    عضویت
    جنسیت بهمن 1393
    نوشته
    584
    صلوات
    205
    حضور
    10 روز 9 ساعت 59 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    خداوند در آیات بسیاری تأکید دارند که قرآن کتابی روشن و مبین و بدور از هرگونه تاریکی و کژی است.پروردگار این را از منظر و چشم انداز خود می گوید و قطعاً در منظر خداوند همه چیز حقیقت دارد و بگونه ای است که او می فرماید. غیر از خداوند هر کس ادعا کند قرآن را خوانده و آن کتاب بزرگ را سراسر نور و و عاری از هرگونه ابهام و نقطه سیاهی یافته ، اگر نگوییم دروغ می گوید ، یا باورش تقلیدی است و یا دچار توهم شده است.
    قرآن در حقیقت به جدولی می ماند که بخشی از حروفش درآمده اند و جای بخشی دیگر هنوز خالی است و علت این همه تأکید خداوند بر قرائت مستمر قرآن این است که بشر بتواند جاهای خالی را پر کند و دینش را کامل نماید. پروردگار با بیان اینکه قرآن ، مبین و بدور از تاریکی و ابهام است، فقط به ما اطمینان می دهد که این جدول قابل حل است و بشر می تواند خانه های آن را تکمیل نماید. خوشبختانه پروردگار نازنین خودش کلیدی ترین سطرها و ستونهای جدول را پر کرده و یا دست یابی به آنها را آسان نموده است. او هیچ ستونی را کاملاً خالی وانگذاشته تا کسی نتواند کلمات اشتباه وارد آن نماید.


  14. #9

    عضویت
    جنسیت مهر 1389
    علاقه
    فلسفه و علوم اجتماعی و ..
    نوشته
    502
    صلوات
    1274
    حضور
    7 روز 7 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط shahed1 نمایش پست ها
    خداوند در آیات بسیاری تأکید دارند که قرآن کتابی روشن و مبین و بدور از هرگونه تاریکی و کژی است
    با سلام
    دوست بزرگوار و سایر عزیزان

    اینکه مطابق متن قران و متون دینی خداوند چنین چیزی فرموده را همه میدانند . نکته اینجاست که چنین چیزی یک امر درون دینی است. صد البته فرمایشات شما مقبول همه مومنین است و نه کسانی که از دیدگاه برون دینی به مساله نگاه میکنند.

    موضوع تقسیم ارث که در قرآن آمده به وضوح مسله بسیار ساده ریاضی یا همان جمع کسری اعداد است که صد البته هر فردی که تحصیلات پنج ساله دبستان را گذرانده باشد آن را درک می نماید. و لذا هر کس با توجه به باور هایی که دارد مساله را توضیح میدهد.
    مومنینی چون شما چنین تناقضاتی را به حساب نقص علم ما میگذراند و مدعی میشوند که با تفحص و تدبر بیشتر در متون دینی آخر‌الامر لابد یک جوابی برای این تناقض آشکار پیدا خواهد شد. و لذا حل مساله را به آینده ای نامعلوم واگذار مینمایند ( این هم برای خودش راه حلی است) در این صورت سوال مخلص از شما این است که آیا با این روش هر تناقض صریحی هم در متون قرآن مشاهده شود با این راه حل میشود جواب آن را به آینده نامعلوم تاویل داد. و هرگونه تناقض صریحی هم در متون قرآن باشد اینگونه شما رد خواهید کرد...



    مومنینی چون کارشناس محترم موضوع را فقهی نگاه میکنند . عول و تعصیب مساله فقهی در زمینه تقسیم ارث هست که در آن به آیات مذکور چند قانون دیگر اضافه میشود! مثلا بیان میدارد که سهم ‌الارث فلان وارث هیچگاه از نسبت اعلام شده در قرآن کمتر نمیتواند شود یا فلان وارث میشود که کمتر هم دریافت کند. و بدین ترتیب مساله حل میشود. هرچند پرواضح است که عول و تعصیب ، مشکل جمع کسری که در قرآن آمده و متاسفانه برابر واحد نیست را حل نکرده! و صرفا گفته حالا که کم دارین به فلان وارث میشود کمتر از مقدار ذکر شده داد!!


    منتهی مساله ای که متاسفانه قابل حل نخواهد بود این است که این تناقضات با دیدگاه برون دینی هیچ جوابی ندارد. و رفع شبهه به اینگونه فقط راه حلی است برای مومنین که اصولا به راه حل هم نیازی ندارند!
    برای مومنین و باورمندان راه حل ارائه نفرمایید (چون نیاز ندارند) شما اگر میتوانید برای کسانی که در جستجوی عدم تناقض متون قران با گزاره های منطقی و عقلی هستند راهی ارائه دهید.
    به نام خداوند جان و خرد
    کزین برتر اندیشه برنگذرد

  15. صلوات


  16. #10

    عضویت
    جنسیت بهمن 1393
    نوشته
    584
    صلوات
    205
    حضور
    10 روز 9 ساعت 59 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط manmehdiam نمایش پست ها
    شما اگر میتوانید برای کسانی که در جستجوی عدم تناقض متون قران با گزاره های منطقی و عقلی هستند راهی ارائه دهید.
    سلام آقا مهدی

    من دارم همین کاری را می کنم به شرط آنکه به آنچه می نویسم خوب دقت کنید نه اینکه قبل از ورود همه چیز را انکار و تکذیب کنید . شما مسئله 17 شتر را که در بالا به آن اشاره کردم خواندید؟
    این یک معمای مشهور است چنانچه camels د
    17 را در اینترنت جستجو نمایید تا حدودی به این شهرت پی خواهید برد. از مطالعه این معما ، چیزی که در وهله اول به ذهن می رسد و در متن داستان نیز به آن اشاره شده این است که پدر ریاضی نمی دانسته و قادر نبوده ارث خود را به درستی بین فرزندانش تقسیم کند اما بعد خواننده را به این نتیجه می رساند که پدر ریاضی می دانسته و خیلی خوب هم می دانسته بلکه برعکس ؛ فرزندانی که تصور می کردند پدرشان در تقسیم ارث خطا کرده خودشان ریاضی نمی دانسته اند و از ریشیو ( ratio ) و نسبت در ریاضی ، چیزی نمی دانسته اند و به چشم یک کسر ساده به اعداد نگاه می کرده اند.
    اعدادی هم که قرآن به عنوان سهام ارث ورثه مشخص نموده صرفاً یک کسر ساده نیستند و کسانی که با این برداشت سطحی ، آیات ارث را به عنوان یک تناقض و خطای ریاضی حمل کرده اند در واقع خودشان ریاضی ندانسته اند .


صفحه 1 از 4 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 53

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود