صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: تعریف افسردگی از نظر دین

  1. #1

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۵
    علاقه
    عرفان
    نوشته
    8
    حضور
    6 ساعت 3 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    10

    تعریف افسردگی از نظر دین




    سلام علیکم.
    میخواستم بدونم مگه گریه زیاد بخصوص در نماز شب و نداشتن حب دنیا کم خوراکی و کم خوابی که از لوازم عرفان است در دین ممدوح نیست پس چرا وقتی کسی این حالات رو پیدا میکنه حتی عالمان دینی میگن افسرده شده؟
    کلا به نظر من فلسفه روانشناسی الحادی است و حالات عرفانی رو که مربوط به دینه درک نمیکنه بنابراین طبق دیدگاه خودش براش تعریف ارائه میده که عموما این تعریف منفی است و باعث دلزدگی از دین میشه که فکر نمینم بی غرض باشه.
    طبق فرمایش رهبری باید تو علوم انسانی ما تغییر اساسی روی بده تا همه روذاز غرب که دین اسلام رو قبول ندارن نگیریم و طبق دیدگاه اسلام بومی سازی بشه.آیا اینطور نیست؟
    این سوال رو از گروه عرفان پرسیدم گفتن از گروه مشاوره بپرسین تا تعریف افسردگی از نظر روانشناسی مشخص بشه.متشکرم

  2. صلوات ها 3


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,513
    حضور
    174 روز 13 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58282



    با نام و یاد دوست






    تعریف افسردگی از نظر دین








    کارشناس بحث: استاد حامی

  5. صلوات ها 3


  6. #3

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    20,860
    حضور
    212 روز 23 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    245
    آپلود
    8
    گالری
    585
    صلوات
    151456



    سلام عليكم
    بزرگوار از اين كه پرسش خود را با اين مركزدر ميان گذاشته ايد و اعتماد داريد صميمانه تشكر مي كنيم
    پاسخ شما را در قالب نكات زير بيان مي كنم:
    1- قبل از هر بحثي بايد موضوعات بحث مشخص شود و تعيين شود كه بحث را از چه منظري مي بينيد.
    شما بحثتان ديني است و عرفاني؟
    يا روان شناسي ديني؟
    يا روان شناسي تجربي؟
    2- وقتي شما مي فرماييد علماي دين مي گويند اين حالات متعارف نيست و افسردگي است اين را بايد از منظر ايشان و مباحث ديني و عرفاني در نظر گرفت. چرا كه افسردگي براساس منابع مرجع انجمن روان پزشكي آمريكا نشانه ها و چهار چوب خاص خود را دارد.
    3- فردي كه حالات عرفاني دارد حالت انبساط دروني و وجد وجداني به خاطر شناخت و حب شديد به خداوند هستي بخش دارد و اين امر با نشانه هاي عمده افسردگي كه در روان شناسي تجربي بحث شده مانند خلق پايين و منفي، نارضايتي از زندگي، افكار منفي و يا خودكشي گرا، به هم ريختن نظم خواب و خوراك و...تناسبي ندارد.
    4- حضرت علي (عليه السلام) درباره صفات مؤمنان مي فرمايد خوشحالي و شادي آنها در چهره يشان نمايان و حزن و غمشان در دلشان نهفته است. در حالي كه مي بينيم افراد افسرده حالات هيجاني منفي در چهره آنها مشخص است و حتي با لطيفه هايي كه جذاب است هم نمي توانند بخندند. فردي كه در حال سير و سلوك است پيوسته اميدوار و خوش بين است و از داشته هاي خود و نعمت هايش سخن مي گويد و از خدا تشكر مي كند ولي فرد افسرده نسبت به خود، آينده و ديگران و جهان ديد مثبتي ندارد و نااميد و منفي باف است.
    5- در سير و سلوك عرفاني از كم خوري و كم خوابي مدح شده است ولي اين امور يك پيمانه و نسخه واحدي ندارد. از نظر فيزيولوژي و سو خت و ساز بدن نياز افراد با هم متفاوت است ممكن است مقداري غذا براي فرد پرخوري محسوب شود ولي براي ديگر كم خوري. 7 ساعت خواب براي فرد كم خوابي حساب شود ولي براي ديگر چهار ساعت كم خوابي به حساب آيد. ولي در كل در كم خوابي چه كم خوري سبب بي نشاطي ما در امور واجب مانند تحصيل علم، عبادات و كسب روزي حلال براي عيال و فرزندان شود خيري نيست.
    6- اگر جايي آموزه هاي ديني معتبر با آموزه هاي روان شناسي تجربي و سكولار تعارض داشت، آموزه هاي ديني معتبر مقدم است و آموزه هاي روان شناسي سكولار كنار گذاشته مي شود. خود روان شناسان غربي هم بسياري از رموز موفقيت در كم خوابي، كم خوري ولي مفيد، همت بالا و... مي دانند. البته آنها اعتماد به نفس را در ريشه موفقيت مي دانند در حالي كه در اسلام اعتماد به نفس و اراده در طول اراده و اعتماد به خدا (توكل) است.
    7- بزرگان اخلاق مانند آيت الله مشكيني و احمدي ميانجي پيوسته به طلاب در دروس اخلاق خود تذكر مي دادند كه مبادا سر از خود و بدون مشورت با بزرگان اخلاق دنبال سير و سلوك برويد و به روح و تن خود ضربه بزنيد. ايشان پيوسته تذكر مي دادند كه به تغذيه خود و خواب خود رسيدگي كنيد تا نيازتان رفع شود و هنگام كار يا كسب علم يا عبادت گرفتار ضعف نكنيد و تمركزتان از بين نرود. نيز مي فرمودند كه اگر ما امكان غذايي خوبي داشتيم در سن پيري اين قدر ضعيف نمي شديم و توانايي ما در آموزش معارف دين كم نمي شد. در روايت داريم جسم ما نيز بر گردن ما حقوقي دارد و نيز فرمودند كه مؤمن قوي از مؤمن ضعيف بهتر است. مراد از مؤمن قوي مؤمني است كه بدن خود را مهمل نمي گذارد و استعدادهاي بدني و عضلاني خود را در حد متعارف و بدون افراط پرورش مي دهد. در دعاي كميل مي خوانيم براي خدمت به خودت بدنم را قوي كن.
    8- حضرت علي فرمودند شما قادر نيستيد مانند من به پاره اي نان جو اكتفا كنيد ولي در ورع تلاش كنيد. همين طور افرادي كه مي خواهد مراقبت هاي عرفاني و اخلاقي داشته باشند نبايد خود را با عارف بزرگ كه سال ها مبارزه با نفس كرده اند مقايسه كنند. سير و سلوك مرحله به مرحله است مانند از مهد تا دانشگاه. كودك پيش دبستاني به دبيرستان يا دانشگاه برود برايش فايده اي ندارد و عمرش تلف مي شود و لذتي از كسب علم نمي برد.
    9- در روايت داريم مؤمن بشاش و خنده رو و شوخ طبع است و منافق اخمو و عبوس. دينداري و اخلاق نبايد ما را از اين صفات دور كند و حالات عجب و خودپسندي و غرور (خودفريفتگي) در ما ايجاد كند.
    10- غم و حزن و خوف از واژه هاي خنثي هستند وبراساس متعلق آنها پسنديده يا ناپسند بودنشان مشخص مي شود. اگر غم و حزن و خوف ما را از نشاط در عبادت و كار و معاشرت با افراد سالم و استفاده از لذت هاي حلال و تفريحات مشروع باز دارد و سبب درجا زدن ما شود منفي و ناپسند است كه بايد با مشورت با علماي دين و متخصصان روان شناس يا روان پزشك (در موارد شديد) آنها را رفع كنيم. افسرده در قديم به معناي منجمد و يخ بوده است. يعني كسي كه غم شديد و مستمر دارد و نااميد و ناپويا و خمود و بدبين است و در لاك خود فرورفته است و اميدي به زندگي ندارد.
    براي افزايش شادي و غم زدايي از خود و ديگران اسلام دستورات و برنامه هاي شناختي و رفتاري و هيجاني و جسمي زيادي دارد و براي آن اجر فراواني قائل شده است. در اين باره كتاب هاي زيادي از منظر احاديث نوشته شده است
    مانند:
    الگوي اسلامي شادكامي، عباس پسنديده، دارالحديث قم
    الگوي شادي از نگاه قرآن و حديث، محمد محمدي ري شهري، دارالحديث قم.
    شوخ طبعي هاي طلبگي، محمدحسين قديري، نشر دانا كتاب، اصفهان (و نشر جمال قم)

    اگر تا اين جا سؤالي يا اشكالي يا نقدي هست در خدمت شما هستم.

    ویرایش توسط حامی : ۱۳۹۵/۰۶/۱۲ در ساعت ۰۰:۴۷
    گفتم مرا غم تو خوشتر ز شادمانی
    گفتا که در ره ما غم نیز شادمان است

  7. صلوات ها 4


  8. #4

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    20,860
    حضور
    212 روز 23 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    245
    آپلود
    8
    گالری
    585
    صلوات
    151456



    الإمام الصادق عليه السلام : النُشرَةُ في عَشَرَةِ أشياءَ: المَشيِ، وَالرُّكوبِ ، وَالاِرتِماسِ فِي الماءِ ، وَالنَّظَرِ إلَى الخُضرَةِ ، وَالأَكلِ وَالشُّربِ ، وَالنَّظَرِ إلَى المَرأَةِ الحَسناءِ ، وَالجِماعِ ، وَالسِّواكِ ، وغَسلِ الرَّأسِ بِالخَطمِيِّ فِي الحَمّامِ وغَيرِهِ ، ومُحادَثَةِ الرِّجالِ.
    امام صادق عليه السلام : شادابى ، در ده چيز است :
    پياده روى،
    سواركارى،
    رفتن در آب،
    نگاه كردن به سبزه ،
    خوردن و آشاميدن ،
    نگاه كردن به زن زيبا (همسر) ،
    هم بسترى،
    مسواك كردن،
    شستن سر با [گُل] خَطْمى در حمّام و جاهاى ديگر ،
    و گفتگو با مردان [بزرگ] .

    تذكر: به عنوان مؤمن كداميك را رعايت مي كنيم؟



    المحاسن، ج 1 ص 78 ح 40.

    گفتم مرا غم تو خوشتر ز شادمانی
    گفتا که در ره ما غم نیز شادمان است

  9. صلوات ها 4


  10. #5

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    20,860
    حضور
    212 روز 23 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    245
    آپلود
    8
    گالری
    585
    صلوات
    151456




    ماساژ درماني
    الفقه المنسوب إلى الإمام الرضا عليه السلام :
    أروي أنَّهُ لَوكانَ شَيءٌ يَزيدُ فِيالبَدَنِ لَكانَ الغَمزُ يَزيدُ ، وَاللَّيِّنُ مِنَ الثِّيابِ ، وكَذلِكَ الطّيبُ ، ودُخولُ الحَمّامِ ، ولَوغُمِزَ المَيِّتُ فَعاشَ لَماأنكَرتُ ذلِكَ.



    الفقه المنسوب إلى الإمام الرضا عليه السلام :
    روايت مى كنم اگر چيزى بر توانمندى بدن بيفزايد، مشت و مال چنين است،
    و نيز لباس نرم ،
    بوى خوش و رفتن به حمّام .
    اگر مُرده مُشت و مال داده شد و زنده گشت ، آن را انكار نمى كنم .

    ...................



    الفقه المنسوب إلى الإمام الرضا عليه السلام : ص 346.

    گفتم مرا غم تو خوشتر ز شادمانی
    گفتا که در ره ما غم نیز شادمان است

  11. صلوات ها 4


  12. #6

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    20,860
    حضور
    212 روز 23 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    245
    آپلود
    8
    گالری
    585
    صلوات
    151456



    الإمام علىّ عليه السلام:
    الطّيب نُشرَةٌ ، وَالعَسَلُ نُشرَةٌ ، وَالرُّكوبُ نُشرَةٌ ، وَالنَّظَرُ إلَى الخُضرَةِ نُشرَةٌ.


    مام على (عليه السلام) فرمود:
    بوى خوش،
    نشاط آور است.
    عسل ، نشاط آور است.
    سواركارى، نشاط آور است.
    نگاه كردن به سبزه، نشاط آور است.

    تذكر: اگر از سويي به كم خوري تشويق شده ايم از سويي هم به خوردن مواد بسيار مقوي مانند عسل هم سفارش شده ايم
    ......................


    عيون أخبار الرضا عليه السلام : ج 2 ص 40 ح 126.

    گفتم مرا غم تو خوشتر ز شادمانی
    گفتا که در ره ما غم نیز شادمان است

  13. صلوات ها 2


  14. #7

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۵
    نوشته
    243
    حضور
    12 روز 15 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    403



    کسی ممکن هست برای به انجام رساندن هدفی خاص دستهاش رو بلرزونه .
    کسی ممکن هست پارکینگسون داشته باشه و دستهاش بلرزه .

    شاید هر دویه اینها از خارج یک جور به نظر برسند ولی برای کسی که در درون اون بدن نشسته تفاوت میکنه .

    شخصی که افسردگی داره مانند کسی که بیماری پارکینگسون داره تعادلش رو بر رویه افکارش از دست داده . افکار ناراحت کنن ه به راحتی در درون ذهنش میان ... و اون رو با خودشون به تباهی ها و ناراحتی ها و ... میبرن . و بیمار با استفاده از دهها راهکار مدیریتی ذهنی سعی میکنه افسار ذهنش رو در دست بگیره تا بتونه کنترلی بر روحیه خودش داشته باشه .


    شخصی که حزن مذهبی داره ... دقیقا شرایطی رو اگاهانه برای خودش بوجود اورده که افکاری خاص در درون ذهنش بار بشن . بر رویه چیزی که در درو ذهنش وجود داره تمرکز داره و هر وقت بخواد میتونه اون رو بیرون بندازه ....
    ویرایش توسط هرمیون : ۱۳۹۵/۰۶/۱۲ در ساعت ۰۲:۲۴

  15. صلوات ها 2


  16. #8

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۵
    علاقه
    عرفان
    نوشته
    8
    حضور
    6 ساعت 3 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    10



    سلام.از نظر اسلام افکار ناراحت کننده کار شیطان است.اگر نظر دین رو در این مورد بپذیریم شخصی که این افکار به سراغش میاد باید به اونها بی توجهی کنه و برای همه پیش میاد اما برای کسی که بخواد راه دین رو بره معمولا شیطان بیشتر روش متمرکز میشه و این افکار بیشتر براش اتفاق میفته اگر از منظر دین به اون نگاه کنیم این فرد یه شخص کاملا مثبته و با افکار مثبت مثل توکل به منبع هستی بخش با این افکار مقابله و به اونها بی توجهی میکنه،در اینصورت ما به فرد القا میکنیم که اختیار به اراده خداوند به انسان داده شده و هیچ عاملی حتی افکار مزاحم که کار موجود ضعیفی مثل شیطان است کاری از پیش نمیبرند و در واقعیت هم اینطور هست به طور قطع و یقین و خداوند پشتیبان ماست و ما هیچ برچسب منفی به فرد نچسبانده ایم وکار را از روال عادی منطقی و دینی پیش برده ایم اما حالا اگر به همین شخص از نظر روانشناسی نگاه کنیم اول برچسب منفی بیمار رو به اون نسبت میدیم بعد به غلط اختیار او رو در کنترل افکار زیر سوال میبریم و بعد دارویی به اون داده میشه و به دروغ تلقین میشه که با این دارو شما میتونی اختیارت رو در دست بگیری واین فرد رو وابسته به اون دارو در بسیاری از موارد تا آخر عمر میکنیم و اون رو از نظر ژنتیکی ناقص میدونیم و برچسب بیمار روانی رو تا آخر عمر به اون میچسبونیم.نگید این نیست که در عمل این اتفاق در مراجعه به روانپزشک میفته و من موارد زیادی رو از نزدیک مشاهده کردم که اینطور بوده.
    حالا سوال من اینه که اگر واقعا این روش درست بود و این به اصطلاح بیماری در انسان وجود داشت بزرگان دین و امامان معصوم
    که منبع علمند از آن استفاده میکردند.چرا اینطور نبوده؟
    ضمنا اشکال کار ما اینه که غرب رو برای خودمون بت کردیم و سخن مثلا انجمن روانشناسی آمریکا که شک و شبهه زیادی در اون هست رو بر سخن قطعی دین ترجیح میدیم. همانطور که از معصوم نقل به این مضمون شده که اگر شرق عالم و غرب عالم رو بگردید علم فقط نزد اهل بیت و امامان معصوم هست در اینجا هم ما نباید علممون رو از غرب بگیریم و اینطور خودمون رو گرفتار کنیم.
    نتیجه اعتماد به علم روانشناسی غرب این شده که بخش بزرگی از جامعه مون رو بیمار افسرده بدونیم و انرژی مثبت رو با زدن این برچسب از اونها گرفته و اونها رو درگیر مسائل پوچ و بی پایه کرده و گمراهشون میکنیم و سرمایه گرانبهای عمر اونها رو تلف میکنیم.
    کاش به باورهای دینی مون یقین داشتیم.....
    ویرایش توسط .S.M : ۱۳۹۵/۰۶/۱۲ در ساعت ۰۵:۴۲

  17. صلوات


  18. #9

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۵
    علاقه
    عرفان
    نوشته
    8
    حضور
    6 ساعت 3 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    10



    سلام علیکم.شما فرد دیندار و فرد افسرده رو با هم مقایسه کردید و اونهارو جدا از هم دونستید در صورتی که اینطور نیست.حالاتی و افکاری مزاحم برای کسی پیش میاد حالا از نظر دین یه روش مقابله مثبت با اون وجود داره و اگر نظر دین پذیرفته بشه و طبق اون عمل بشه اسم اون فرد میشه دیندار و اگر نظر روانشناسی پذیرفته بشه اسم اون شخص بیمار افسرده میشه و خود نسبت دادن این به اون فرد انرژی رو از اون گرفته و حالات منفی که شما شمردین رو باعث میشه.
    یه مثال میزنم که بحث مشخص بشه. به طور مثال حالاتی که آقای بهجت داشتن از نظر دین ممدوح است اما اگر ایشان به عنوان یک انسان به روانپزشک مراجعه میکرد بیمار روانی خطرناک تشخیص داده می شد و مسلما اگر این تعریف رو می پذیرفتند روی رفتار ایشان تاثیر منفی فراوانی میگذاشت اما ایشان تعریف دین رو قبول کردند و خداوند هم یاور ایشان بود چون شرک رو قبول نکردند.
    نگید ما آقای بهجت نیستیم درسته که بالفعل شاید نباشیم اما بالقوه همه انسانها میتونند با پذیرفتن تعریف دین از مسائل به اون پایه برسند و همه در معرض آزمایشات الهی در حد خودشون هستند.

  19. صلوات


  20. #10

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۹
    نوشته
    723
    حضور
    6 روز 23 ساعت 33 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    3
    گالری
    5
    صلوات
    2877



    سلام
    یک نکته ای به نظر من اینجا مفیده.
    همه ناراحتی ها یکجور نیستند.
    مثلا گاهی ، افرادی که دیانت کمتری دارند ، بچه هیئتی ها را سرزنش میکنند و می گویند شما همه اش اهل غم هستید.
    نظر بنده اینه که ما دو جور غم داریم: غم مثبت و مفید (آسمانی) و غم منفی و مضر (زمینی)
    غم مثبت برای وجو.د انسان خوب است اما غم منفی برای انسان مضر است.

    اینکه ما غم دنیا را بخوریم و به خاطر مادیات ناراحت باشیم و از اینکه چرا فلانی فلان امکانات را دارد و من ندارم غصه بخوریم ، این غم منفی است. روح ما را فرسایش می دهد.
    اما اینکه در مراسم هیئت یا محرم یا تشییع شهدا ، ما دچار یک اندوه خاصی هستیم ، اگر در خودمان دقت کنیم می بینیم این اندوه ، نورانیت دارد ، بال پرواز ماست ، ما را رشد می دهد ، این را اصلا نمی شود با غم های مادی مقایسه کرد. اسم هر دویش "غم" است اما اصلاً مثل هم نیستند.

    اینکه اسلام می فرماید مومن غمش در قلبش است ، منظور غم مثبت (معنوی) است. نه غم برای امور دنیایی. مومن ناراحت است که چرا عمل صالح بیشتری انجام نداده. چرا در گذشته کوتاهی هایی کرده ، چرا در عبادت حضور قلبش و ادبش کم است و .... .

    خود اسلام فرموده غم دنیا را نخورید. دنیا را به خدا واگذار کنید خودش روزی تان را می رساند. (برداشت بدی نشود).
    خوب ، مومن هم که عمل کننده به سفارشات اسلام است. لذا غم دنیا را نخواهد خورد.
    پس غمی که در قلب مومن است ، غم مادی و منفی نیست.

    پس اساساً این علایم ، با افسردگی به معنای روانشناسی ، یک دنیا تفاوت دارد.

  21. صلوات


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع رو مطالعه کرده اند از ۱۳۹۵/۰۶/۱۴, ۰۲:۲۴ : 3

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود