صفحه 1 از 11 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: نه عشق ، نه طلاق ، نه ازدواج مجدد ؛ راهکار چیست؟

  1. #1

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۲
    علاقه
    دشمن شناسی - سرودن شعر
    نوشته
    6,142
    حضور
    136 روز 23 ساعت 18 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    19280

    نه عشق ، نه طلاق ، نه ازدواج مجدد ؛ راهکار چیست؟




    سلام
    سوال این است
    فرض کنیم حالت زیر اتفاق افتاده
    راهکار اسلام برای چنین شرایطی چیست؟

    مردی هیچ علاقه ای به همسرش ندارد و تمام راهکارها برای ایجاد علاقه را پیموده ولی نتیجه ای نگرفته است. در نهایت حالا نه کشش قلبی به همسرش دارد و نه حتی میل جنسی. از طرفی به هیچ وجه به طلاق فکر نمیکند چون اولا به نظرش جفا در حق زن است ، ثانیا نمی‌خواهد فرزندش را از مادر محروم کند. به ازدواج دوم هم هیچ علاقه ای ندارد بلکه تنفر هم دارد

    راه حل؟

    آن حرفی که بین مردم خریدار دارد حرف حق نیست
    بلکه حرفی است که با
    داد گفته شود. چه حق باشد ، چه نباشد



  2. صلوات ها 11


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,569
    حضور
    175 روز 16 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58356



    با نام و یاد دوست






    نه عشق ، نه طلاق ، نه ازدواج مجدد ؛ راهکار چیست؟








    کارشناس بحث: استاد نشاط

  5. صلوات ها 8


  6. #3

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۱
    نوشته
    1,161
    حضور
    29 روز 21 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    6898



    با سلام
    در چنین شرایطی باید موضوع را بررسی و تحلیل کرد تا مسائل و مشکلات بوجود آمده را حل نمود، توجه داشته باشیم که اگر نیازهای طبیعی ما از مسیر حلال تامین شوند، به آرامش و کمال ما تاثیر مثبت می گذارند، در چنین وضعیتی که این فرد دارد، اگر کوتاهی کند و از حالت تعادل و طبیعی خارج شود، شکننده و آسیبهای دیگری را احساس خواهد کرد. بله درست است که انسان باید صبر داشته باشد، ولی برخی از اعمال که شخص احساس می کند روحیه صبر را دارد، حالت لج بازی و نوعی تبعیت از هوای و هوس است، لذا شکننده و اسیب زاد خواهد بود.
    چون در این مساله مشکل به طور کامل بیان نشده نمی توان همین طوری راهکاری را نشان داد، ولی آنچه به نظر می رسد: باید زن و شوهر مشکلات خودشان را حل و نسبت به بهبودی روابط تلاش و نیازهای عاطفی همدیگر ا تامین کنند، چرا که کوتاهی موجب تخریب و آسیب های بیشتری خواهد شد.

    نه عشق ، نه طلاق ، نه ازدواج مجدد ؛ راهکار چیست؟

  7. صلوات ها 10


  8. #4

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۵
    نوشته
    404
    حضور
    20 روز 1 ساعت 43 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    444



    بنام خدا.



    نقل قول نوشته اصلی توسط Reza-D نمایش پست ها
    نه عشق ، نه طلاق ، نه ازدواج مجدد ؛ راهکار چیست؟


    البته ببخشید اما چون مقابل این نه ها و بعد از آخرین آنها{یعنی نه ازدواج مجدد} ننوشتید و تاکید نکردید >> نه مرگ {یعنی بنوعی بعد از این عذابها و رنجها ، بودن مرگ را منکرنشدید} بنابراین من فعلا معتقدم بغیر از یک مرگ تدریجی یا خودکشی تمیز و بی درد فعلا هیچ دوایی برایش یافت نخواهدشد.






    {البته انشاا... که دیگران بتوانند یه راهکار خوب و شدنی ارائه دهند{یا مثلا بگویند این دو نفر اینقدر دعا بکنند تا عشق و علاقه بوجود بیاید یا مثلا بازگردد یا مثلا هر دو به طلاق راضی و خشنود شوند یا در آخر ، خود خانم به ازدواج مجدد همسرش راضی و خشنود گردد و همسر هم یقین حاصل نماید که خانمش دارد راست میگوید و .. و ازاینجور تجویزها که البته اینها اتفاق خواهند افتاد اما با صبر و یا مصیبتهای زیاد یا نهایتا چیزی شبیهه معجزه}


  9. صلوات


  10. #5

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۴
    علاقه
    ...
    نوشته
    1,744
    حضور
    164 روز 20 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    9
    صلوات
    3473



    با سلام

    خدا رو شکر این موضوع یه فرضیه است وحقیقت نداره !

    ولی به نظر من اگر تمام تلاشش رو کرده ومطمئنه که هیچ علاقه ای به همسرش نداره وهمسرش جوونه

    بهترین راه طلاقه ! اگه همینطور ادامه بدن خیلی در حق همدیگه ظلم میکنن!
    نظری کرد رخش دید ملک عشق نداشت


    عین آتش شد از این غیرت و بر آدم زد


    فرشته عشق دارد اما عشق دردمندانه ندارد! استاد غلامحسین ابراهیمی دینانی

  11. صلوات


  12. #6

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۲
    علاقه
    یکی دوتا نیستند :)
    نوشته
    4,274
    حضور
    138 روز 10 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    72
    آپلود
    57
    گالری
    1777
    صلوات
    14159



    سلام
    موردی که بصورت فرض بیان شده طلاق عاطفیه که متاسفانه شایع است!
    و دلایل اینکه از هم طلاق قانونی نمی گیرند علاوه بر دلایلی که استارتر مطرح کردند(جفا و بی مادر شدن بچه)، مسائل اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی و...را هم شامل میشه.
    در این نوع رابطه معمولا با گله و شکایات حل نشده شروع میشه بعد با انتظارات برآورده نشده ادامه پیدا میکنه و خشم درونی رفته رفته بصورت عصبانیت برون ریزی میشه و نهایتا به انواع دوری ها در این خانه دامن زده میشود.
    این روابط سرد و بی روح اثر ناخوشایندی بر افراد خانه بخصوص کودک که ناخواسته پا به این خانه گذاشته و او رادرگیر مسائل منفی می کند دارد.

    بنظر من آموزش مهارت حل مساله میتونه کمک زیادی بکند.
    همچنین مراجعه به کارشناس زوج درمانگر هم امید برگشت به زندگی را زنده خواهد کرد.

    استارتر راهکار اسلام را خواستند نظر کارشناسی در این زمینه ندارم ولی با نگاهی به زندگی امام حسن علیه السلام که آیت الهی هستند تا اندازه ای راهکار میده.

  13. صلوات ها 5


  14. #7

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۲
    علاقه
    دشمن شناسی - سرودن شعر
    نوشته
    6,142
    حضور
    136 روز 23 ساعت 18 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    19280



    سلام به همه



    نقل قول نوشته اصلی توسط ریحــانه الــنبی نمایش پست ها
    بصورت فرض بیان شده
    نقل قول نوشته اصلی توسط همای رحمت نمایش پست ها
    خدا رو شکر این موضوع یه فرضیه است
    نه فرضیه نیست ، حقیقت زندگی من است



    نقل قول نوشته اصلی توسط عشق امامم نمایش پست ها
    مرگ تدریجی
    دقیقاً برایم یک مرگ تدریجی است



    نقل قول نوشته اصلی توسط نشاط نمایش پست ها
    چون در این مساله مشکل به طور کامل بیان نشده نمی توان همین طوری راهکاری را نشان داد
    در پست بعد توضیح کاملی ارائه می دهم برادر

    آن حرفی که بین مردم خریدار دارد حرف حق نیست
    بلکه حرفی است که با
    داد گفته شود. چه حق باشد ، چه نباشد



  15. صلوات ها 7


  16. #8

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۵
    نوشته
    546
    حضور
    33 روز 20 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    763



    نقل قول نوشته اصلی توسط Reza-D نمایش پست ها
    نه فرضیه نیست ، حقیقت زندگی من است
    سلام رضا
    به یه مشاور مراجعه کن. من یه بار برای یه مشکلی که یه سال باهاش درگیر بودم مراجعه کردم به یکی از اساتید روانشناسی دانشگاهمون. شروع کرد یه سری سوالا پرسیدن و من جواب دادم. وسط این سوال و جوابا حس کرد مسئله حل شد.

    یکی دو جا برو. مطمئناً ارزشش رو داره.


  17. صلوات ها 5


  18. #9

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۲
    علاقه
    دشمن شناسی - سرودن شعر
    نوشته
    6,142
    حضور
    136 روز 23 ساعت 18 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    19280



    نقل قول نوشته اصلی توسط نشاط نمایش پست ها
    شرایط
    در این ماجرا هم من مقصر هستم و هم همسرم. اما بیشتر از هر دوی ما ، خانواده هایمان مقصر هستند
    کمی طولانی است ولی لطف بفرمائید کامل بخوانید

    حدود 20 سال پیش پدر و مادرم از هم جدا شدند. این دو از نظر فرهنگی با هم سازگاری نداشتند. پدرم تفکری نسبتاً (نه کاملاً) سنتی دارد و مادرم تفکری نسبتاً (نه کاملاً) اروپایی. یعنی پدرم با برخی سنت های غلط مخالف است اما خودش یک سری رفتارهای اشتباه دارد که آنها را کاملاً درست می داند. مثلاً تا جای ممکن به فرزندانش پول نمی داد ، حتی به دخترها! مادرم هم گر چه خدا و امامام(ع) را دوست دارد و حتی به دعا و نذر و این مسائل اعتقاد دارد ، اما نماز نمی خواند و روسری نمیزند چون اعتقاد دارد انسانیت به این چیزها نیست

    زمانی که والدینم از هم جدا شدند ، ما که 4 فرزند بودیم سهم پدر شدیم. اما پدرم بخاطر مشکلات روحی که در اثر طلاق پیدا کرده بود مدام ما را کتک میزد یا تحقیر میکرد. این کتک ها و تحقیرها به حدی بود که سه فرزند دیگر (بجز من) گاهاً از پیشش فرار میکردند و پیش مادرم میرفتند. اما دوباره برمیگشتند و بعد از مدتی باز هم همین داستان تکرار میشد. براد کوچکم سیگاری شد و من که از 15 سالگی نماز می خواندم ، نمازم را ترک کردم و کم کم به مشروبات الکلی روی آوردم (در سن 20 سالگی!!). مشروب میخوردم و از عمق جان فریاد میزدم و گریه میکردم و این تنها تسکین من در آن زمان شده بود

    تا اینکه با سخنرانی های حاج آقا دانشمند و استاد الهی قمشه ای آشنا شدم. اینجا بود که فهمیدم دین اسلام فقط انداختن آدم توی جهنم نیست!
    آشنایی بهتر و عمیق تر با دینم و بخصوص شناخت اهل بیت(ع) باعث شد که مشروبات را کنار بگذارم و در خیلی زمینه ها تغییر کنم. اما روحیه خراب و زندگی سرد همچنان همراهم بود. پدرم هم که چندان به فکر نبود که من در این سن نیاز به همسر دارم. برای همین خودم برای یافتن همسر اقدام کردم که هر بار با شکست مواجه شدم


    تا اینکه در 33 سالگی ، یکی از آشنایان ، خانمی را به من معرفی کرد که قبلاً از شوهرش طلاق گرفته بود. با هم به خانه آنها رفتیم و با اجازه پدرش با آن خانم صحبت کردم. ظاهرش مورد پسندم بود و مثل خودم درد کشیده بود. همین دو عامل باعث شد از ایشان خوشم بیاید و ایشان هم دقیقاً به همین دلایل از من خوشش آمد. بعد خانواده خودم را هم در جریان گذاشتم و با هم بیشتر آشنا شدیم و در این آشنایی به اشتراکاتی هم رسیدیم و در نهایت با هم ازدواج کردیم

    در ابتدا مشکل خاصی نداشتیم. حتی دوش به دوش هم کار میکردیم و مخارج زندگی را تامین میکردیم. اما بعد از بچه دار شدن مکل اصلی ما شروع شد. مادرم به خانه ما آمد و بچه را دید که خیلی لاغر است و به شدت به من و همسرم اعتراض کرد که شما بی توجه هستید! دو خواهر من هم با مادرم همراه شدند و به همسرم ایراد می گرفتند که تو بچه داری بلد نیستی. بعد بچه را پیش یک پزشک کودکان بردند و او هم ظاهراً گفت شیر مادر برایش کافی نیست و شیرخشک را تجویز کرد. بعد خودشان برایش شیرخشک گرفتند و به خانه آوردند و به او دادند. چند روز بعد همسرم از مادرم خواست که بچه را پیش متخصص دیگری ببریم و مادرم قبول کرد. وقتی پیش متخصص دیگر رفتند آن پزشک گفت که وزن و سلامت بچه کاملاً طبیعی بوده و هیچ نیازی به دادن شیرخشک نبوده است. تحقیق بیشتری کردیم و متوجه شدیم حق با ایشان است و با بی جهت به بچه شیرخشک دادیم. اما متاسفانه فرزندمان دیگر هرگز سینه مادر را نگرفت چون به شیرخشک عادت کرده بود. از اینجا کینه همسرم نسبت به مادرم و خواهرهایم (بیشتر مادرم) شروع شد

    ادامه در پست بعد.....


    آن حرفی که بین مردم خریدار دارد حرف حق نیست
    بلکه حرفی است که با
    داد گفته شود. چه حق باشد ، چه نباشد



  19. صلوات ها 10


  20. #10

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۱
    علاقه
    عرفان، طبیعت، تفکر، جستجو
    نوشته
    182
    حضور
    10 روز 18 ساعت 4 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    673



    با سلام به شما عزیزان
    دوست عزیز آقا رضا، شما در مرحله ای هستین که کم کم ممکنه به سمت طلاق پیش برین اگر شرایط همین جور ادامه پیدا کنه، چون در نهایت ممکنه سلامت روانی وجسمی خودتون رو به هر چیز دیگه ترجیح بدین
    نکته اصلی صحبت های شما به نظر عدم تمایل و یا حتی فرار از ازدواج مجدد است. دقیقا چرا باید این فرار انجام بدین، به نظر این برمی گرده به خودتون و شرایط زندگیتون، یعنی شرایط زندگی شما طوری بوده شما رو از بودن زن و زندگی مشترک و حتی لذت جنسی خسته کرده. به نظر مسائلی تو زندگی وجود داره که این مشکل رو در شما به وجود آورده باید اون ها رو پیدا کنید. ابتدا از درون خودتون شروع کنید، چه چیزهایی باعث لذت بردن شما از همسر و زندگیتون می شه آن ها رو به یاد بیارین یا ایجاد کنید. تفکرتون تو زندگی تغییر بدین، البته زمان می بره و مشاوره بهترین راه هست. با همسرتون صحبت کنید که آیا ایشون هم همچین حسی نسبت به شما دارن؟ اگر جواب مثبت هست چرا؟ چی در شما یا زندگی دلیل ایشون است؟ اونوقت با هم راه حل پیدا کنید تا بهتر زندگی کنید، مثلا تفریح هات جدید، تنوع های ظاهری در ظاهر زندگی و یا زندگی زناشویی، پیدا کردن دغدغه های مشترک جدید، حتی تغذیه تون هم عوض کنید کلا گوشت و مخصوصا گاو و ماهی کمتر مصرف کنید. از زعفران بیشتر استفاده کنید. آدم مرده رو نمی شه زنده کرد اما رابطه مرده رو می شه،
    در پناه حق
    آدم ها اندازه خودشون هستند نه اندازه تصورات ما

  21. صلوات ها 4


صفحه 1 از 11 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع رو مطالعه کرده اند از ۱۳۹۵/۰۶/۱۹, ۱۳:۵۸ : 2

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود