صفحه 1 از 6 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: نحوه برخورد با افرادی که ادعا می کنند همه چیز را می دانند!

  1. #1

    عضویت
    جنسیت آذر 1392
    علاقه
    فلسفه و دانستن هر چه بیشتر
    نوشته
    726
    صلوات
    2347
    حضور
    18 روز 16 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    79

    اشاره نحوه برخورد با افرادی که ادعا می کنند همه چیز را می دانند!




    با سلام و احترام
    مدت زیادی هست این سوال تو ذهنمه
    در جامعه امروز ما افرادی پیدا شدند که به عنوان سخنران در دانشگاه ها یا جا های دیگه مباحثی رو مطرح می کنند
    این دسته که من حداقل سه نفرشون رو میتونم نام ببرم در هر موضوعی نظر میدن
    از معماری اسلامی تا نقد بهائیت از نقد فلاسفه برجسته غرب تا مسائل فقهی مربوط به قمه زنی
    از نشانه های ظهور و مهدویت تا اقتصاد مقاومتی و...
    می خواستم ببینم از نظر منطقی ما باید چه برخوردی با این ها بکنیم؟
    برخورد حکومت اسلامی چی باید باشه؟
    ببینید من هم به عنوان یک فرد در خیلی موضوعات نظر دارم اما در چیزی که تخصص ندارم نمیام نظراتم رو علنی در یک تریبون دانشگاهی اعلام کنم
    و بخوام مثلا دیگران رو هدایت کنم
    مثالی عرض کنم یکی از محققین در زمینه بهائیت فردی هست که چندین سال در این زمینه تحقیق کرده استاد دانشگاه هست
    وطبق گقته خودش اکثر متون بهائیت رو خونده با برخی مبلغین بهائی مناظره کرده و هر مقاله ای از برجسته های بهائیت دنیا نوشji میشه می خونه و نقد میکنه
    خوب این فرد باید بیاد در یک دانشگاه راجع به بهائیت صحبت کنه یا نه یک فرد که حالا مثلا 4 تا کتاب کلی درمورد بهائیت خونده؟
    کلا چرا در جامعه ما افرادی که فاقد سواد کافی هسنتد احساس مسئولیت می کنند؟ و با اینکه خودشون به جایی نرسیدن میخوان دیگران رو هدایت کنن؟
    البته از قشر روحانی هم هستند عده ای که در هر چیزی نظر میدن از اقتصاد تا فلسفه ، از سیاست تا جامعه شناسی و ...
    آیا این افراد که حتی بعضا سواد دانشگاهی یا حوزوی قوی ندارن به علت ضعف های فرهنگی مردم طرفدار پیدا می کنند؟
    با تشکر
    ویرایش توسط سیده راضیه : 1395/07/01 در ساعت 11:06


  2.  

  3. #2

    عضویت
    جنسیت دی 1393
    علاقه
    تفکر
    نوشته
    690
    صلوات
    1535
    حضور
    34 روز 1 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سلام.
    موضوع خوبی هست . ولی به نظرم این مساله شاید در زمانهای قدیم میتونستند اثر گذار باشن ولی دیگه این روزها اونقدر مهم نیستند .

    الان انسانها تریبونهاشون رو انتخاب میکنند و تعیین میکنند که از چه تریبونی اخبار رو بشنون .
    بنابراین من نوعی اگر ببینم تریبونی داره من رو تهییج میکنه و اخبار دروغ یا اشتباهی بهم میده اون خبرگزاری رو فیلتر میکنم . به چند تا از دوستان و آشناهام هم میگم که فلانی حرفهاش منطقی نیست و به مرور زمان اونها هم اون رو کنار میزارن .

    مسیر این هستش که روش تحقیق کردن رو بدونیم . و به راحتی به هر حرفی اعتماد نکنیم . وگرنه حرف زیاد هست .
    خوردن چای زیاد سم است : البته برخی از متخصصین میگویند که کافئین درون چای برای قلب مفید است . اما چای از دو جنبه صدمات غیر قابل جبرانی به بدن وارد میکند .

    الف ) اون شخص معتادش میشه و چون قند بیشتری مصرف میکنه ... در بالای 40 سالگی دچار دیابت میشه .
    ب) کسانی که براشون مشگل ریوی بوجود میاد ( سرطان و ... ) اکثرا بخاطر نوشیدن چای داغ بوده .


  4. صلوات ها 3


  5. #3

    عضویت
    جنسیت تیر 1395
    نوشته
    253
    صلوات
    373
    حضور
    11 روز 10 ساعت 31 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط جوجه اردک زشت نمایش پست ها
    با سلام و احترام
    مدت زیادی هست این سوال تو ذهنمه
    در جامعه امروز ما افرادی پیدا شدند که به عنوان سخنران در دانشگاه ها یا جا های دیگه مباحثی رو مطرح می کنند
    این دسته که من حداقل سه نفرشون رو میتونم نام ببرم در هر موضوعی نظر میدن
    از معماری اسلامی تا نقد بهائیت از نقد فلاسفه برجسته غرب تا مسائل فقهی مربوط به قمه زنی
    از نشانه های ظهور و مهدویت تا اقتصاد مقاومتی و...
    می خواستم ببینم از نظر منطقی ما باید چه برخوردی با این ها بکنیم؟
    برخورد حکومت اسلامی چی باید باشه؟
    ببینید من هم به عنوان یک فرد در خیلی موضوعات نظر دارم اما در چیزی که تخصص ندارم نمیام نظراتم رو علنی در یک تریبون دانشگاهی اعلام کنم
    و بخوام مثلا دیگران رو هدایت کنم
    مثالی عرض کنم یکی از محققین در زمینه بهائیت فردی هست که چندین سال در این زمینه تحقیق کرده استاد دانشگاه هست
    وطبق گقته خودش اکثر متون بهائیت رو خونده با برخی مبلغین بهائی مناظره کرده و هر مقاله ای از برجسته های بهائیت دنیا نوشji میشه می خونه و نقد میکنه
    خوب این فرد باید بیاد در یک دانشگاه راجع به بهائیت صحبت کنه یا نه یک فرد که حالا مثلا 4 تا کتاب کلی درمورد بهائیت خونده؟
    کلا چرا در جامعه ما افرادی که فاقد سواد کافی هسنتد احساس مسئولیت می کنند؟ و با اینکه خودشون به جایی نرسیدن میخوان دیگران رو هدایت کنن؟
    البته از قشر روحانی هم هستند عده ای که در هر چیزی نظر میدن از اقتصاد تا فلسفه ، از سیاست تا جامعه شناسی و ...
    آیا این افراد که حتی بعضا سواد دانشگاهی یا حوزوی قوی ندارن به علت ضعف های فرهنگی مردم طرفدار پیدا می کنند؟
    با تشکر
    سلام،
    وقتی یک جامعه از نظر فکری فسرده باشد و حتی متخصصان آن هم جرأت یا انگیزه‌ی کافی برای فکر کردن‌های انقلابی نداشته باشند وجود چنان افرادی برای پویایی علمی آن جامعه مفید است، وقتی کار متخصصان بحث‌های تخصصی در محافل خودشان باشد و خیلی هم دغدغه‌ی روشن کردن اذهان مردم نسبت به برخی خطرهایی که آینده‌ی ایشان را ولو به عنوان یک احتمال تهدید می‌کند نداشته باشند هم باز وجود چنان افرادی می‌تواند مفید باشد، اگرچه گاهی هم برخی نظراتشان اشتباه باشد، آن‌ها اگر بتوانند متخصصان را برای نقد خودشان وادی گود تفکر بنمایند این خودش ارزش‌مند است، اگر آن‌ها را هم به میدان روشن‌گری برای مردم بکشانند که بحث‌های تخصصی در کنار مقالات و کتاب‌هایی که بعضاً در کتابخانه‌ها خاک می‌خورند به کانون توجه مردم نیز آورده شوند این هم ارزش دارد ... برخی مسائل را اگر افرادی از این قبیل مطرح ننمایند اصولاً در سطح جامعه مطرح نمی‌شوند، چه بسا اگر هم کسی به آن فکر کرده باشند جرأت یا انگیزه‌ی کافی برای طرح کردن آن را نداشته باشد، شاید اگر در میان متخصصان هم مطرح شود همیشه در یک فاز نظری محض به صورت منفعل باقی بماند و نمودی در زندگی افراد نگذارد ... همچنین باید دید که آیا این همه‌چیزدان‌های مدّ نظر شما در همه‌ی زمینه‌های تخصصی که نظر می‌دهند به عنوان یک متخصص نظر می‌دهند یا رویکردشان در نظر دادن ژورنالیستی است و قصد جلب کردن توجه‌ها را به برخی موضوعات دارند که ممکن است اهمیت داشته باشد ولی به اندازه‌ی کافی به آن‌ها توجه نشده باشد؟ یا باید دید که آیا آن‌ها تظاهر می‌کنند که متخصص هستند و یا طوری است که همه‌ی مخاطبان آن‌ها از سطح تحصیلات ایشان آگاه هستند ... البته طبیعی است که وقتی مخاطبان چنین افرادی کسانی باشند که آن‌ها هم به هر حال هر کدام در برخی زمینه‌ها تخصص دارند و نه در تمامی آن زمینه‌ها به فکر ایشان در جهاتی که تخصص کافی ندارند جهت داده می‌شود، ولی این به معنی اشتباه بودن وجود چنان افرادی در سطح جامعه نیست، بلکه به معنای لزوم افزایش چنین افرادی در سطح جامعه است، همانطور که مناظرات علمی می‌تواند به بلوغ فکری مردم کمک نماید چنین نظرات گاهی عجیب و غریبی هم که داده می‌شود می‌تواند به بالاتر رفتن سطح فکری جامعه کمک نماید ... خود شما هم اگر نظرات ایشان را بخوانید می‌بینید که گاهی هم نظرات بدیع و قابل اعتنایی درش هست، حداقلش این هست که اگر تخصص ندارند ولی مطالعات جنبی خوبی دارند و اهل فکر و اندیشه هم هستند، حالا اینکه ذهنشان قالب مختص خودشان را داشته باشد و درست یا غلط با عینک خاصی به مسائل نگاه کنند و یا گاهی مباحثشان با نظریات رایج تخصصی جور در نیاید یا منابعشان دست اول نباشد و یا لحن بیانشان در برخی مواقع بیشتر شورانگیز باشد تا شعورساز و موج‌های اشتباه در اذهان مخاطبان خود ایجاد نمایند و امثال آن مسائلی است که باید به تدریج درست شود، ولی فکر نکنم حذف کردنشان کار عاقلانه‌ای باشد، حتی یک متخصص هم می‌تواند گاهی از نظرات ایشان استفاده کند ... از نظر علم کنترل ما چند نوع کنترلر پایه‌ای داریم، یک نوع کنترلر تناسبی است که مشکل را بزرگ‌نمایی می‌کند تا اهمیت آن بهتر دیده شود، یک نوع کنترل مشتق‌گیر است که تغییرات آنی را رصد می‌کند و یک کنترلر هم انتگرال‌گیر است که روند کلی تغییرات در یک سیستم را رصد می‌نماید، گاهی بحث‌ها در محافل علمی آنقدر ریز و جزئي می‌شود و همه سرگرم جزئیات می‌شوند که به قول استادی میلی‌متر را می‌گیرند ولی کیلومتر از دستشان در می‌رود، افرادی مانند این افراد گاهی نقش کنترلر تناسبی و انتگرال‌گیر را خوب بازی می‌کنند و به همین دلیل هم بیشتر ایشان را باید استراتژیست در نظر گرفت تا متخصص در تمامی زمینه‌هایی که در موردشان اظهار نظر می‌کنند ... اینکه گاهی در نقش کنترلر تناسبی بزرگ‌نمایی‌هایشان غیرواقعی و اغراق‌گونه باشد از یک نظر می‌تواند هنوز سازنده به حساب بیاید اگر از جهات دیگری ناپسند باشد، سازنده بودن آن می‌تواند از آن جهت باشد که توجه‌ها را به مشکلی که تقریباً کاملاً نادیده گرفته شده است جلب نماید، مثل یک موج شوک لحظه‌ای که توجهات را جلب می‌کند و اذهان را نسبت به مسأله برمی‌انگیزد ولی بعد اجازه می‌دهد با روش علمی و تخصصی درست مسائل بررسی شوند ... اینکه معترض هستید چه کسانی به ایشان اجازه داده است اینقدر احساس مسؤولیت بکند را شاید بتوان از این نگاه تا حدی پاسخ داد ... شما هم اگر دغدغه‌ای داشته باشید و خطری را احساس کنید و به اندازه‌ی خودتان تحقیق کنید و ببینید احتمال وقوع آن خطر می‌رود باید دست به کار اقدام عملی شوید برای جلوگیری از بروز آن خطر، در گام اول باید با متخصصان مشورت کرد و منابع علمی ایشان را مطالعه نمود تا نگاه نسبت به مسأله باز شود، گاهی خیال شخص در همین مرحله راحت می‌شود ولی گاهی هم نمی‌شود، بخصوص اگر ببیند که متخصصان در این زمینه متعصبانه برخورد کرده و ذهنشان بسته است یا به کل با یک عینک دیگر به مسائل نگاه می‌کنند، خوش‌بینیانه یا بدبینانه یا هر چیز دیگر، در چنین مواردی شخص می‌تواند یک گام دیگر هم بردارد و جلوتر برود ... حالا گاهی کسی می‌خواهد در جهت منافع مردمش و دین خودش و مردمش گام بردارد، گاهی هم کسی می‌خواهد در خلاف جهت منافع مردمش یا دینش گام بردارد، چنین کسانی در هر دوره‌ی زمانی و در شرایط موجود در جامعه چه توسط حکومت و چه توسط خودم مردم جامعه یا طیفی از مردم جامعه ممکن است حمایت شوند و یا به کل فیلتر شوند ... افرادی که شما مدّ نظر دارید از آن جهت که سمت و سویشان بر خلاف منافع کشور و دین نیست و در جهت این منافع است از طرف حکومت هم شاید حمایت شوند و مردمی هم که سمت و سوی ایشان و شجاعت ایشان در پرده‌برداری از فتنه‌ی فتنه‌گران را می‌بینند و نظرات ایشان را هم قابل اعتنا می‌بینند می‌شوند جزء طرفداران آن‌ها ...
    به شخصه احتمالاً برخی افراد مدّ نظر شما را می‌شناسم و با برخی نظرات ایشان هم موافق نیستم ولی با این جبهه‌گیری‌هایی که بر علیهشان می‌شود هم موافق نیستم، بالأخره ایشان حرف‌هایی می‌زنند که شاید انتظار این است که متخصصان پیش از ایشان بزنند ولی نمی‌زنند، اینکه فقط با نگاه عاقل‌اندرسفیه به ایشان و یا به علاقمندان به ایشان نگاه شود هم عاقلانه نیست، به هر حال ایشان ایجاد دغدغه می‌کنند و مردم انتظار دارند که متخصصان پیگیر این دغدغه‌ها باشند، مسؤولان پیگیر این دغدغه‌ها باشند، بررسی تخصصی کنند و مردم را در جریان بگذارند، مناظره ترتیب دهند و امثال آن، این به نوعی یک نگاه ژورنالیستی است، کار ژورنالیست‌ها هم به نوعی همین است، حالا یک ژورنالیست علمی ممکن است به صورت تخصصی وارد گود یک تخصص خاص بشود و جزئیات را رصد نماید و یک نفر هم ممکن است کلیات را دنبال کند که استراتژیست‌ها این کار را می‌کنند ... شما هم اگر با پذیرش اصل جایگاه ایشان در جامعه سعی کنید نظرات ایشان را در زمینه‌ی تخصصی خودتان یا اساتیدتان نقد تخصصی نمایید شاید روی‌هم‌رفته برای جامعه مفیدتر باشد ... شاید ... اینکه انسان باید به صورت منفعل هر چیزی که متخصصان در یک زمینه‌ی خاص به او می‌گویند را به عنوان درست و حقیقت بپذیرد هم از نظر حقیر پذیرفتنی نیست، در مورد مراجع تقلید هم اگر ما چشم و گوش بسته از ایشان تقلید کنیم به این معنا نیست که پذیرفته‌ایم هر چه بگویند درست است و حق همان است که ایشان می‌گویند، بلکه به این دلیل است که تکلیف ما در همان حدّ است و انتظار بیشتری از ما نمی‌رود، می‌دانیم که شاید اشتباه کنند ولی مقام عمل به تکلیف متفاوت است از مقام تصدیق قطعی یک نظریه یا حرف علمی ... به هر حال نظرات علما هم در طول تاریخ تغییراتی داشته است و روی تمامی نظرات ایشان هم اتفاق نظر قطعی وجود ندارد ... با این حال اطاعت از ایشان واجب است ... ولی وقتی بحث بر روی همان مباحث علمی و معرفتی باشد دیگر چنین وجوبی در کار نیست، چه در مباحث دینی و چه در مباحث غیردینی که مدّ نظر شماست، شما هم به قول خودتان در هر زمینه‌ای نظریاتی دارید، دیگر اینکه بیان کردن آن‌ها در جمع‌های چند نفره در چه محل‌هایی را برای خودتان مجاز می‌دانید و در جمع‌های چند نفره در چه محل‌های دیگری را برای خود مجاز نمی‌دانید قابل بررسی است، مطمئن نیستم اینکه شما نظراتی داشته باشید و آن‌ها را در یک سمینار در دانشگاهی بیان کنید حتماً کار اشتباهی باشد، یک ژورنالیست هم ممکن است چنان کاری بکند، یک نامزد انتخاباتی هم ممکن است چنان کاری بکند، یک دانشجو هم پشت تریبون آزاد دانشگاه ممکن است چنان کاری بکند تا صدایش شنیده شود ... و قص علی هذا ... جمع مخاطبان شما هم شاید برخی دانشگاهی باشند و برخی نباشند، برخی دوستانتان باشند و برخی هم‌کلاسی‌ها و هم‌دانشکده‌ای‌ها باشند و یا برخی از کارکنان دانشگاه و اساتید هم باشند و گاهی ممکن است صحبت‌هایتان در رسانه‌های خارج دانشگاه هم بازتاب داشته باشد ... آیا تمامی اینها اشتباه است؟ ... شما دقیقاً از کجا به بعد آن را اشتباه می‌دانید؟ ... حالا اگر یکجا حرفتان توانست مخاطبان خودش را قانع کند و در دانشگاه بقلی هم از شما دعوت کردند که اظهار نظر کنید دیگر مخالفت می‌کنید و می‌فرمایید نظرات من باید در همان جمع قبلی عنوان شود و لاغیر یا اجازه می‌دهید دیگران هم به نظرات شما گوش بدهند اگر از شما درخواستی در این زمینه کردند؟ ... و باز هم قص علی هذا ...

    خدا همه‌ی ما رو هدایت کنه ...


  6. #4

    عضویت
    جنسیت آذر 1392
    علاقه
    فلسفه و دانستن هر چه بیشتر
    نوشته
    726
    صلوات
    2347
    حضور
    18 روز 16 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    79



    نقل قول نوشته اصلی توسط مارینر نمایش پست ها
    سلام.
    موضوع خوبی هست . ولی به نظرم این مساله شاید در زمانهای قدیم میتونستند اثر گذار باشن ولی دیگه این روزها اونقدر مهم نیستند .

    الان انسانها تریبونهاشون رو انتخاب میکنند و تعیین میکنند که از چه تریبونی اخبار رو بشنون .
    بنابراین من نوعی اگر ببینم تریبونی داره من رو تهییج میکنه و اخبار دروغ یا اشتباهی بهم میده اون خبرگزاری رو فیلتر میکنم . به چند تا از دوستان و آشناهام هم میگم که فلانی حرفهاش منطقی نیست و به مرور زمان اونها هم اون رو کنار میزارن .

    مسیر این هستش که روش تحقیق کردن رو بدونیم . و به راحتی به هر حرفی اعتماد نکنیم . وگرنه حرف زیاد هست .
    سلام
    بحث تحقیق نیست بحث این هست با این جور افراد چطور برخورد بشه؟
    ببینید خیلی از افراد جامعه ما بی جهت جذب این افراد میشن
    من البته معتقد نیستم همه حرف این ها اشتباهه قطعا حرفای صحیح هم دارن
    بحث من این هست چرا در یک جامعه این افراد باید رشد کنن
    اگر جامعه ما خرد محور بود قطعا این ها رشد نمیکردند چون در اولین سخنرانی یا نه دومی یا سومی یکی پیدا میشد وسط جمع انتقادات علمی میکرد و بحثشون جمع می شد
    البته یک بحثی هم هست که هر کسی هم نمیتونه اینطوری سخن رانی کنه
    یعنی به نظر من شما باید تفکر خواستی داشته باشی که بتونی راجع خیلی چیزا صحبت کنی و کسی بهت گیر نده
    شما حساب کنه یکی از همین ها داشت از ابن سینا یک انتقاد فلسفی می کرد! بعد رسید به علامه طباطبایی گفت ایشون هم این موضوع رو نمیدونسته!!!
    درحالی که بحثش بشدت سطحی بود
    میخوام بگم اگر جامعه ما سواد داشت به راحتی هر کس نمیتونست برای خودش دار و دسته راه بندازه یکی عرفان حلقه درست کنه یکی بهائیت درست کنه یکی ... در واقع ریشه همه این ها عدم آگاهی کافی هست
    که میرسه به ایکه مردم ما مطالعشون کمه

  7. صلوات ها 2


  8. #5

    عضویت
    جنسیت آذر 1392
    علاقه
    فلسفه و دانستن هر چه بیشتر
    نوشته
    726
    صلوات
    2347
    حضور
    18 روز 16 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    79



    نقل قول نوشته اصلی توسط نقطه نمایش پست ها
    سلام،
    وقتی یک جامعه از نظر فکری فسرده باشد و حتی متخصصان آن هم جرأت یا انگیزه‌ی کافی برای فکر کردن‌های انقلابی نداشته باشند وجود چنان افرادی برای پویایی علمی آن جامعه مفید است، وقتی کار متخصصان بحث‌های تخصصی در محافل خودشان باشد و خیلی هم دغدغه‌ی روشن کردن اذهان مردم نسبت به برخی خطرهایی که آینده‌ی ایشان را ولو به عنوان یک احتمال تهدید می‌کند نداشته باشند هم باز وجود چنان افرادی می‌تواند مفید باشد، اگرچه گاهی هم برخی نظراتشان اشتباه باشد، آن‌ها اگر بتوانند متخصصان را برای نقد خودشان وادی گود تفکر بنمایند این خودش ارزش‌مند است
    سلام
    ممنون از شرکتتون در بحث مطالب مهمی گفتید
    ببینید هر بحثی جایی دارد مثلا شما میخواهید به مسئله تفکیک و فلسفه اسلامی بپردازید خوب بحث تخصصی هست نمیشه در کوچه و بازار بحث کرد تازه بحث هم کنی کسی چیزی نمیفهمد فقط یک عده طرف فلاسفه را میگیرند به طرف مقابل میگن احمق یک عده طرف تفکیکی ها را به فاسفه میگن کافر(این موضوع در کشور خودمون اتفاق افتاد یکی از دلایل اون هم پخش مناظره این دو گروه از شبکه چهار بود)
    میخوام بگم هرچیزی جایی داره

  9. صلوات


  10. #6

    عضویت
    جنسیت آذر 1392
    علاقه
    فلسفه و دانستن هر چه بیشتر
    نوشته
    726
    صلوات
    2347
    حضور
    18 روز 16 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    79



    نقل قول نوشته اصلی توسط نقطه نمایش پست ها
    به معنای لزوم افزایش چنین افرادی در سطح جامعه است، همانطور که مناظرات علمی می‌تواند به بلوغ فکری مردم کمک نماید چنین نظرات گاهی عجیب و غریبی هم که داده می‌شود می‌تواند به بالاتر رفتن سطح فکری جامعه کمک نماید
    بنده هم موافق مناظرات علمی هستم اما یک بحث اینه آیا عمومی بحث کنن با توجه به شرایط جامعه که اکثریت نه تحقیق میفهمن نه جنبه دارند درسته؟
    دوم اینکه مناظرات باید بین متخصصین باشه اینا در چیزی تخصص ندارن که بحث اینه افراد بیان مناظره کنن مثلا من چند وقت پیش یک مناظره دیدم در دانشگاه شریف در مسئله فکر می کنم خدا و علم بود دانشجو های ارشد اومده بودن با هم مناظره میکردن فیزیک و فلسفه علم خوب این مناظره کجا و و مباحث این ها کجا؟

  11. صلوات


  12. #7

    عضویت
    جنسیت آذر 1392
    علاقه
    فلسفه و دانستن هر چه بیشتر
    نوشته
    726
    صلوات
    2347
    حضور
    18 روز 16 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    79



    نقل قول نوشته اصلی توسط نقطه نمایش پست ها
    به شخصه احتمالاً برخی افراد مدّ نظر شما را می‌شناسم و با برخی نظرات ایشان هم موافق نیستم ولی با این جبهه‌گیری‌هایی که بر علیهشان می‌شود هم موافق نیستم، بالأخره ایشان حرف‌هایی می‌زنند که شاید انتظار این است که متخصصان پیش از ایشان بزنند ولی نمی‌زنند، اینکه فقط با نگاه عاقل‌اندرسفیه به ایشان و یا به علاقمندان به ایشان نگاه شود هم عاقلانه نیست، به هر حال ایشان ایجاد دغدغه می‌کنند و مردم انتظار دارند که متخصصان پیگیر این دغدغه‌ها باشند
    دغدغه این ها مورد احترامه هرچند من واقعا یقین ندارم ین ها دغدغه دارند اما چون خودم هم این دغدغه رو کم و بیش دارم و البته کاری از دستم بر نمیاد میفهمم چی میگید


    نقل قول نوشته اصلی توسط نقطه نمایش پست ها
    شما هم به قول خودتان در هر زمینه‌ای نظریاتی دارید، دیگر اینکه بیان کردن آن‌ها در جمع‌های چند نفره در چه محل‌هایی را برای خودتان مجاز می‌دانید و در جمع‌های چند نفره در چه محل‌های دیگری را برای خود مجاز نمی‌دانید قابل بررسی است، مطمئن نیستم اینکه شما نظراتی داشته باشید و آن‌ها را در یک سمینار در دانشگاهی بیان کنید حتماً کار اشتباهی باشد، یک ژورنالیست هم ممکن است چنان کاری بکند، یک نامزد انتخاباتی هم ممکن است چنان کاری بکند، یک دانشجو هم پشت تریبون آزاد دانشگاه ممکن است چنان کاری بکند تا صدایش شنیده شود
    مطلب مهمیه به نظرم باید یک حد و مرزی معلوم کنیم به نظر شما حد و مرزش چیه؟ یعنی چطور اعلام نظری فردی و درسته و چه اعلام نظری صحیح نیست؟

    یک پیشنهاد هم دارم اون هم اینه: این افراد حالا هر چند تا که هستند هر کدام روی یک موضوع تمرکز کنند و دیگه ازش خارج نشن اینطوری بهتر میتونن کمک کنن تا اینکه در هر چیزی نظر بدن

  13. صلوات


  14. #8

    عضویت
    جنسیت خرداد 1395
    نوشته
    197
    صلوات
    245
    حضور
    11 روز 9 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    یه چیزی وجود داره به اسم جذبه یا کاریزما. فردی که جذبه داره مردم حرفشو بیشتر قبول می کنند.


  15. صلوات ها 2


  16. #9

    عضویت
    جنسیت دی 1393
    علاقه
    تفکر
    نوشته
    690
    صلوات
    1535
    حضور
    34 روز 1 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سلام .
    به نظرم تنها یک روش برای مدیریت چنین مساله ای وجود داره . اونم مسیری هستش که تمام دنیا داره طی میکنه .

    باید برای سخنرانیها استاندارد سازی بشه و براش رنکینگ در بیاد . یعنی اینکه برای یک سخنران مذهبی یا غیر مذهبی استاندارد تعریف بشه و کارشناسانی باشند که بر اساس اون شاخص ها سخنرانی رو محک بزنند و برای اون سخنرانی اعتبار بدن .

    وگرنه فکر نکنم بشه جلویه چنین سخنرانیهایی رو گرفت .
    خوردن چای زیاد سم است : البته برخی از متخصصین میگویند که کافئین درون چای برای قلب مفید است . اما چای از دو جنبه صدمات غیر قابل جبرانی به بدن وارد میکند .

    الف ) اون شخص معتادش میشه و چون قند بیشتری مصرف میکنه ... در بالای 40 سالگی دچار دیابت میشه .
    ب) کسانی که براشون مشگل ریوی بوجود میاد ( سرطان و ... ) اکثرا بخاطر نوشیدن چای داغ بوده .


  17. صلوات


  18. #10

    عضویت
    جنسیت بهمن 1394
    علاقه
    برنامه نویسی-فیزیک-فلسفه...
    نوشته
    648
    صلوات
    843
    حضور
    131 روز 17 ساعت 13 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    به نظر من نمونه بارز همه چی دان ایرانی آقای رائفی پوره...ایشون فکرشو بکنید، از فراماسونری و شیطان پرستی می گه، از مسائل دینی و تفسیر قرآن و احادیث می گه..از سینما می گه....از علوم طبیعی، مخصوصا و شاید تنها نظریه تکامل می گه، اونو زیر سوال می بره، نقضش می کنه....بعد یک همچین آدمی به قول خودش می شه رکوردار بیشترین سخنران در کشور...خوب این فاجعه است...فاجعه خیلی عظیمه...اصلا هم خودمون رو با آمریکا و غرب مقایسه نمی کنم...اصلا آمریکا در جهل و خرافات غوطه ور، من کاری ندارم...ایران خودمون، با این همه شعار و این همه کبکبه دبدبه، سخنرانش یکی مثل رائفی پور باشه که در همه حوزه ها سخنرانی می کنه...ماشاالله سنی هم نداره...یک مو سفید نکرده هنوز.....
    یکی از همین آقایون سخنران، که اسمشو نمی برم...اصلا هم تابلو نیست کیو می گم:) نظریه تکامل رو در جمع دانشجویان اشتباه مطرح می کرد و با نظریه لاماراک و امثال اینها اشتباه گرفته بود، می گفت نظریه پردازان تکامل می گن، خرس انقدر دست و پا زده شده نهنگ:))) ملت دانشجو هم انگار نه انگار...این فاجعه است.....فاجعه......
    حالا من آخرش نفهمیدم که این شخص که نظریه تکامل رو مردود می دونه، اعتقاد داره که موجودات چگونه خلق شدن؟؟دفعی؟؟اگر نه و اونم اعتقاد به جهش انواع و تبدیل موجودات به هم داره...دیگه چرا انقدر حرص و جوش می خوره، همین که موجودات دفعی خلق نشدن هم کافیه که غرب در بوق و کرنا کنه و مردم رو از خدا دور کنه...یک سری حرف های سطحی مطرح می شه و مردم رو درگیر هم می کنن، طوری تبلیغات می کنن که حالا اگر تکامل باطله، پس خدا هم وجود داره!!!....سطحی بینی...خرافی بینی...ساده اندیشی...تعصب های بی جا... محصول این سخنرانای همه چی دانه....

  19. صلوات ها 2


صفحه 1 از 6 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 62

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود