صفحه 1 از 9 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: چطور ثابت می کنید اسلام دین غیر الهی نیست؟

  1. #1

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    640
    حضور
    30 روز 15 ساعت 42 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    713

    چطور ثابت می کنید اسلام دین غیر الهی نیست؟




    با سلام، من الان سالهاست بیماری پارانویا دارم و به خاطر همین بیماری به خیلی چیزا شک میکنم و بدبین میشم، از جمله چیزایی که من بهش شک کردم و بدبین شده ام اسلامه، من اعتقاد دارم چیزایی هستن که من نمیدونم ولی دلیل نمیشه اگه چیزی رو نمیدونم چشم و گوش بسته هر چی گفتن باور کنم .

    مساله ای که شک منو قویتر میکنه احکام اسلامه، خیلی از احکام اسلام اصلا مناسب دنیای امروز نیست مثل تعدد زوجین، ازدواج کودکان، برده داری و خیلی مسائل دیگه که مربوط به مسائل تربیتی میشه.

    چطور میتوانیم این اعتقاد را داشته باشیم که شخصی در این جهان مالک جسم و جانه انسان دیگری باشد ؟ چرا همش باید تحقیر بشیم ؟ چرا خداوند بزرگی و برتری اش را به رخ ما میکشد و ... چرا این همه تبعیض و ... چرا تسلیم شدن و اطاعت کورکورانه ؟

    کمی که فکر میکنم میبینم این مسائل اصلا با ذات انسان سالم سازگار نیست، بلکه بیشتر شباهت به عقاید انسان مغروری دارد که میخواهد بر سراسر جهان حکومت کند .

    جدا از اینها، این همه التماس خداوند را کردم پس کجاست اون رحمان و رحیم بودنش ؟ من چیز زیادی میخواهم ؟ میخواهم که مرا هدایت کند آیا این چیز زیادی است ؟ میخواهم که کمکم کند و حقیقت را به من بگوید .

    علاوه بر اینها وقتی در سیر تاریخی اساطیر و خدایان جستجو میکنم میبینم بیشتر چیزی بودند برای ابراز برتری بر دیگران و نوعی سلاح که از جهل دیگران سوء استفاده بشود .

    لطفا پاسخ بدید بهم، از کجا بفهمم اسلام هم مانند سایر ادیان دست ساخته ی انسان ها و شیاطین نیست ؟
    دمتون گرم که با حوصله به سوالات ما جواب میدین ، ارادتمندیم

  2. صلوات ها 5


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,556
    حضور
    175 روز 12 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58346



    با نام و یاد دوست







    چطور ثابت می کنید اسلام دین غیر الهی نیست؟








    کارشناس بحث: استاد مسلم

  5. صلوات ها 2


  6. #3

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۹
    علاقه
    مولا و مقتدای آزادمردان جهان، امیرالمومنین(ع)
    نوشته
    2,048
    حضور
    57 روز 19 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    4564



    نقل قول نوشته اصلی توسط به من بیاموز نمایش پست ها
    من اعتقاد دارم چیزایی هستن که من نمیدونم ولی دلیل نمیشه اگه چیزی رو نمیدونم چشم و گوش بسته هر چی گفتن باور کنم .

    اعتقاددرستی دارید، از این بابت به شما تبریک میگویم، اسلام هم بر همین رویکرد شما تأکید دارد، یقینا هر کسی باید در خصوص اعتقاداتش با دقت و بدون تعصب نگاه کند که اگراین می بود قطعا اختلاف ادیان و مذاهب کاهش چشمگیری می یافت و همه به دین واحد حقه نزدیک میشدند.

    اما با توجه به اینکه دچار اختلال پارانویا هستید سعی کنید کمتر به این موضوعات فکر کنید تا روان شما آسایش یابد، چون مشاهده اقوال متعدد و مخالف ممکن است ذهن و روان شما را آشفته تر کند، من جواب سوالات شما را از حیث اعتقادی می دهم و تا پایان این تاپیک سعی می کنم اگر باز هم دغدغه ذهنی دارید پاسخگو باشم اما سعی کنید تا زمان درمان کامل از هر نوع مقایسه اقوالی که مانع در مان شما میشود بپرهیزید؛ مطمئنم اگر این وسواس و بدبینی از انسان ها زائل شود، آن فطرت خداجو و خداخواهشان آشکار شده و بروز و نمود می یابد. آن موقع می توان شبهات را یکی یکی حل کرد، اما اگر حجم بالای شبهات در دهن جمع شود جز اضطراب و استرس و ناآرامی ثمری نخواهد داشت. من با دوستانی که به این پریشانی ها درگیر هستند وقتی صحبت می کنم می بینم وارد سایت های شبهه پراکنی شده اند و به یکباره ذهنشن درگیر ده ها و بلکه صدها شبهه شده، خب یقینا انسان پریشان میشود.




    نقل قول نوشته اصلی توسط به من بیاموز نمایش پست ها
    مساله ای که شک منو قویتر میکنه احکام اسلامه، خیلی از احکام اسلام اصلا مناسب دنیای امروز نیست مثل تعدد زوجین، ازدواج کودکان، برده داری و خیلی مسائل دیگه که مربوط به مسائل تربیتی میشه.

    چطور میتوانیم این اعتقاد را داشته باشیم که شخصی در این جهان مالک جسم و جانه انسان دیگری باشد ؟ چرا همش باید تحقیر بشیم ؟ چرا خداوند بزرگی و برتری اش را به رخ ما میکشد و ... چرا این همه تبعیض و ... چرا تسلیم شدن و اطاعت کورکورانه ؟
    وقتی دقت می کنم می بینم منشأ بسیاری از شبهات اینچنینی که دوستان مطرح می کنند رویکرد هایی است که از احساسات پاکشان نشأت می گیرد، اما باید دقت کرد رفتار احساساتی ممکن است انسان را به نتیجه ای که میخواهد نرساند، مثلا در مورد همین احکامی که شما اشاره کردید، احساس انسان می گوید: چرا اسلام اجازه تعدد زوجات داده و عشق دوگانه بین زن و شوهر را تقسیم کرده؟ چرا ازدواج کودکان را پذیرفته؟ چرا حاضر شده یک انسان به بردگی گرفته شود؟ خب این احساسات خوب است، اما برای قضاوت باید شرایط اسلام و جامعه ای که با آن روبرو بوده درک شود تا انسان از بالا به همه چیز نگاه کند و بعد قضاوت کند، آن موقع است که می‌فهمد اتفاقا این احکام نشان میدهد که اسلام برای همه زمانهاست، البته این بحث مفصلی می طلبد اما بنده به طور خلاصه اشاره ای می کنم:

    تعدد زوجات

    ببینید مسئله ازدواج، مثل مسئله بازار در گرو عرضه و تقاضاست، یعنی کسی نمی تواند برای بشریت تکلیف تعیین کند، لذا اسلام هم نه واجب کرده، و نه حرام، بلکه آن را جایز دانسته، و تشخیص آن را بر عهده خود فرد و جامعه گذاشته، عرضه و تقاضا خود ه خود در جامعه تنظیم می شود، وقتی تعداد زنان مردان به یک اندازه باشد خب طبیعتا عرضه و تقاضایی برای همسر دوم نخواهد بود، نه مرد، زن مناسبی را برای ازدواج دوم خواهد یافت، و نه هیچ خانمی وقتی امکان تک همسر بودن را داشته باشد چنین درخواستی را می پذیرد. اما اگر تعداد زنان بیشتر از مردان شد که گاهی به خاطر جنگ ها و مشاغل خطرناک مردان و... اینچنین می شود، طبیعتا خود جامعه به این سمت و سو می‌رود، یعنی هم مردان زنان بیوه یا فراتر از سن ازدواج رفته را می بینند و تقاضا می‌کنند و هم زنی که می داند شرایط ازدواج تک همسری نیست این درخواست را میپذیرد. چون بالاخره هر زنی نیازهای عاطفی و جنسی و مالی و... دارد.
    پس روشن است که اسلام این را با اتکاء به تشخیص و عقل خود بشر فقط جایز دانسته، چرا که اگر جایز نمی دانست و جامعه این تقاضا را داشت، زنانی که در بیرون از خانواده ها، و بدون همسر مانده‌اند، مردان را جذب می‌کردند و اساس تک همسری هم به خطر می افتاد.(1)

    ازدواج کودکان
    در مورد ازدواج کودکان هم باید منصفانه نگاه کرد، اینطور نیست که اسلام فرموده باشد کودکان را به ازدواج در بیاورید، بلکه به طور ضمنی از آن نهی کرده، و آن را مانعی برای انس و الفت دانست است(2)، اما بالاخره انسان ها یکسان نیستند و گاهی ممکن است مصلحت دیگری چون محرمیت در کار یا مانند آن در کار باشد، لذا اسلام با توجه به وجود برخی مصلحت‌ها، و همچنین با توجه به تفاوت سن بلوغ در افراد و نژادهای مختلف و شرایط آب و هوایی و...، سنی برای ازدواج تعیین نکرده و این را باز هم بر عهده عقل خود بشریت گذارده، آیا شما نمی گویید این امور باید بر عهده عقل بشر گذارده شود؟ خب دقیقا اسلام هم همین کار را کرده، اجازه داده است تا دست عقل برای انتخاب باز باشد، و هرچه که عقل تصمیم گرفت آن را اسلام می پذیرد. واقعا عجیب است که اسلام در هر دو حکم، یعنی هم حکم پیشین(تعدد زوجات) و هم این حکم(ازدواج اطفال) حکم را بر عهده عقل بشر گذارده اما منکرین اسلام که ظاهرا دم از عقل گرایی می‌زنند به این حکم اسلام و اجازه ای که اسلام بر دوش عقل گذارده معترض هستند! علاوه براینکه اسلام شرط کرده چنین اجازه ای بر عهده دلسوزترین فرد به آن کودک یعنی پدرش است، و باز هم به این اکتفا نکرده، بلکه شرط کرده است که اگر پدر مصلحت کودک را در ازدواج رعایت نکند، عقد باطل است، یعنی نمیشود یک کودک را به عقد یک پیرمرد 60 ساله در آورد، این از نظر اسلام مردود و غیر قابل پذیرش است.
    پس اسلام با این که سنی برای ازدواج تعیین نکرده اما ازدواج هایی که بر خلاف مصلحت کودکان باشد را مردود اعلام کرده است.

    برده داری

    برده داری هم مسئله ای بوده که اسلام در بدو ظهور با آن روبرو بوده، که با فرهنگ مردم عجین شده بود، از راه های مختلف حتی از راه دزدیدن انسان‌ها، یا بدهکاران مالی، آنها را به بردگی می‌گرفتند، و این بردگان مدتها بود که در بردگی بودند، احساس می‌گوید: خب اسلام باید دستور آزادسازی اینان را صادر می‌کرد تا بیش از این در حق آنها ظلم نشود، اما وقتی خوب مسئله را تصور کنید می بینیم اسلام اگر یکباره حکم به آزادی آن بردگان میداد، ده ها هزار نفر بدون هیچگونه پول و کار و... آزاد میشدند که چون نمی توانسند از پس نیازهایشان بر بیایند یا مشغول تکدی گری می شدن، یا راهزنی یا از گرسنگی می مردند، در هر صورت آفتی برای جامعه محسوب میشدند، چون فقر مالی در آن زمان به قدری بوده که برخی برای سیر کردن شکم خودشان، خود را می فروختند تا لااقل شکمشان سیر شود، لذا اسلام به جای آزادسازی یکباره بردگان که تبعات غیر قابل پذیرش داشته است، عملا و به صورت تدریجی فرمان آزاد سازی آنها را داد، و سفارش می کردند بردگانی را آزاد کنید که دستشان به دهانشان می رسد(3) و اگر کسی برده ای را آزاد کند که توان مالی ندارد باید از او حمایت کند تا بتواند روی پای خود بایستد، و امیرالمومنین(ع) هنگامی که خردسالان را که قوه ای نداشتند را آزاد می‌کرد اینچنین می‌کرد.(و آنها را تأمین می کرد تا بی نیاز شوند)(4). و این روند ادامه پیدا کرد تا اسلام عملا برده داری را ریشه کن کرد.

    پس کسی که منصفانه در مورد نظام برده داری در اسلام قضاوت کند، حقانیت آن را تصدیق خواهد کرد حتی اگر معتقد به اسلام نباشد، همانطور که گوستاولوبون مستشرق فرانسوی می‌نویسد:
    «آنچه مسلم است برده نزد مسلمانان بدان صورت که در نزد نصاری بوده نیست . و وضعی که بردگان مشرق در آن به سر می برند به مراتب بهتر از وضعی است که نوکران و کلفتهای اروپایی دارند . غلامان زر خرید در مشرق زمین جزء خانواده محسوب هستند و چنانچه پیش از این گفته شد حتی می توانند با دختران آقایان مالکین خود ازدواج کرده و در زمره دامادان او در آیند و همچنین می توانند بزرگترین منصبها را نائل گردند . در مشرق غلام بودن عار و ننگ نیست و بدان اندازه که در مغرب نوکر از ارباب خود فاصله دارد در آنجا غلام از مالکش دور نیست و ارتباطش زیادتر و با او نزدیکتر است»(5)
    و این جمله ایشان:
    «تمام جهانگردانی که درباره مساله برده داری در مشرق زمین به تحقیق پرداخته اند معترفند که این سر و صدای مغرضانه ای که برخی از اروپاییان در اطراف آن به راه انداخته اند به کلی بی اساس است»(6)
    این جملات را یک مسلمان نمیگوید که او را متهم به جانب داری کنیم.


    نقل قول نوشته اصلی توسط به من بیاموز نمایش پست ها
    علاوه بر اینها وقتی در سیر تاریخی اساطیر و خدایان جستجو میکنم میبینم بیشتر چیزی بودند برای ابراز برتری بر دیگران و نوعی سلاح که از جهل دیگران سوء استفاده بشود .
    درست می فرمایید، من حرف شما را قبول دارم، اما باید دقت کنید برای قضاوت نباید رفتار مدعیان دینداری مثل کلیسا یا حکومت های اموی و عباسی و مانند آن را ملاک قرار داد، بلکه برای قضاوت در این خصوص باید سیره تاریخی خود معصومین که بنیانگذار ادیان بوده اند را نظارت کنید، خب اگر کلیسا از موقعیتی که به خاطر انتسابشان به عیسی(ع) به دست آوردند سوء استفاده کردند، چه ربطی به سیره عیسی(ع) دارد؟ و اگر امویان و عباسیان و حتی داعش امروزی به نام اسلام جرم و جنایت کرده و ضمن سوء استفاده از جهالت مردم، بر گرده آنها سوار شدند چه ربطی به پیامبری دارد که حتی وقتی بین مردم شایع شد که مرگ پسرش ابراهیم(ع) موجب خورشید گرفتگی شده است بر منبر رفت و فرمود:

    «يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ آيَتَانِ مِنْ آيَاتِ اللَّهِ يَجْرِيَانِ بِأَمْرِهِ مُطِيعَانِ لَهُ لَا يَنْكَسِفَانِ لِمَوْتِ أَحَدٍ وَ لَا لِحَيَاتِه‏»؛ ای مردم! به درستی که خورشید و ماه نشانه‌ای از نشانه های خداوند و مطیع امر اویند، و برای مرگ و حیات کسی نمی‌گیرند. (7)
    پیامبر(ص) در حالی که میتوانست به راحتی از این اتفاق و جهالت مردم سوء استفاده کرده و بسیاری را به خود جذب کند، اما فرمود این دو هیچ ربطی به هم ندارند! (در این مسائل خیلی باید دقت کرد)


    ادامه دارد...
    ویرایش توسط مسلم : ۱۳۹۵/۰۵/۱۶ در ساعت ۱۱:۵۴
    چطور ثابت می کنید اسلام دین غیر الهی نیست؟

    «امام علی(سلام الله علیه): مَنْ أَصْلَحَ أَمْرَ آخِرَتِهِ أَصْلَحَ اللَّهُ لَهُ أَمْرَ دُنْيَاهُ»
    نهج البلاغه، کلمات قصار، شماره 89

    ((هر کس آخرتش را اصلاح کند، خداوند دنیایش را اصلاح خواهد کرد))

  7. صلوات ها 6


  8. #4

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۹
    علاقه
    مولا و مقتدای آزادمردان جهان، امیرالمومنین(ع)
    نوشته
    2,048
    حضور
    57 روز 19 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    4564



    نقل قول نوشته اصلی توسط به من بیاموز نمایش پست ها
    لطفا پاسخ بدید بهم، از کجا بفهمم اسلام هم مانند سایر ادیان دست ساخته ی انسان ها و شیاطین نیست ؟
    برای اینکه در مورد یک دین قضاوت کنیم که از ناحیه خدا آمده یا ساخته انسان ها یا شیاطین است ملاک های فراوانی وجود دارد که بنده به چند مورد اشاره می کنم:

    1- پیامبری که از ناحیه خدا نباشد طبیعتا برای دنیا قیام کرده است، لذا از هر روشی برای جذب مردم استفاده میکند، خصوصا از جهالت مردم، در حالی که همان طور که به ماجرای مرگ ابراهیم(ع) اشاره شد، پیامبر(ص) هرگز از جهالت مردم عربستان سوء استفاده نکرد، بلکه دائم بر آموزش مردم تأکید می کرد، و شرط آزادی اسرا را آموزش سواد به مسلمانان قرار میداد، در حالی که هر چقدر مردم احمق تر باشند حکومت بر آنها آسان تر است.

    2- پیامبری که از ناحیه خدا نباشد طبیعتا برای دنیا قیام کرده، چون خودش هم می داند آخرتی برای او در کار نیست، لذا انگیزه ای برای رفتار اخلاق مدارانه ندارد، آستانه صبر او به اندازه ای است که مردم او را به بداخلاقی متهم نکنند، و انگیزه‌ای برای اخلاق مضاعف ندارد، لذا در مواردی اگر با استقبال مردم مواجه نشود صبرش لبریز می‌شود، اما می بینید پیامبر(ص)به عیادت مرد یهودی ای می رود که مدت ها بر سر او خار و خاکسترو شکمبه شتر ریخته است و پیامبر(ص) در طول این مدت هرگز با او بداخلاقی نکرده بود(خواهش می کنم نگذارید این داستانها به خاطر تکرار کلیشه ای شود، این صبر عظیم را با دقت در ذهنتان تجسم کنید)؛ همچنین در جنگ احد علی رغم زخمی شدن پاها و شکستن دندانشان، و شهادت عزیزترین یارانشان چون حمزه(ع) و ابن ابی عمیر، وقتی به ایشان گفته میشود: آیا این قوم را نفرین نمیکنید؟ حاضر به نفرین نشده، و در حالی که با دستشان خون از روی صورت مبارکشان پاک می کردند فرمودند:
    «اللَّهُمَّ اهْدِ قَوْمِي فَإِنَّهُمْ لَا يَعْلَمُون‏»؛ خداوندا قوم من را هدایت کن، به درستی که اینها مردمی هستند که نمی‌دانند» (8)

    3- پیامبری که از طرف خدا نباشد چون به خاطر دنیا ادعای نبوت کرده است و رفتار و سیره اش قبل از به قدرت رسیدن و بعد از به قدرت رسیدن متفاوت خواهد بود. چون او که برای آخرت قیام نکرده، لذا هدفش دنیاست. بنابراین وقتی به هدفش رسید و دنیا به او رو آورد ولوبه اندازه اندکی روی خود را نشان می دهد. اما سیره پیامبر(ص)، رفتار مهربانانه‌اش، گریه ‌ها و نجواهای نیمه شبش، هرگز تغییری نکرد؛ او در فتح مکه با دشمنانی که سال ها او را آواره کرده و از شهر خودش بیرونش کردند به همان اندازه مهربان بود و فرمان عفو عمومی اعلام کرد، که در ابتدای بعثتش مهربان بود و دیگران را مورد عفو قرار می داد؛ در حالی که اگر انتقام می گرفت هرگز کسی او را سرزنش نمی کرد، بلکه برای استواری حکومتش ثمربخش تر می بود.

    4- پیامبری که از طرف خدا نباشد از تعالیمش می توان فهمید، اما پیامبر اسلام(ص) تعالیم عمیقی آورده است که خدایی بودن آن را فریاد می زند، هرگز منیّتی برای پیامبر(ص) در کار نیست، او حتی نماز را هم که به مردم می آموزد می گوید بگویید: محمد، اول بنده خداست و سپس و رسول او! هرگز به خود دعوت نکرد بلکه تنها به خدا دعوت می کرد.

    5- او از تساوی انسان ها حرف می زند، میگوید: هیچ انسانی و هیچ نژادی بر دیگری برتری ندارد(9) در سرزمینی که زن را تحقیر کرده، و دخترانشان را زنده به گور می کردند، جلوی دختر خردسالش که هنوز چندسال بیشتر ندارد تمام قد می ایستد و مقام مادر را بالاتر از مقام پدر می داند.
    از اخلاق سخن می‌گوید، می‌گوید: حتی به بت ها فحش ندهید(10) می‌گوید بیشترین چیزی که انسان را وارد بهشت می کند(11)، و سنگین ترین چیزی که در نامه عمل انسان گذارده می شود(12) خوش اخلاقی است!
    می گوید کنار هم نشستن زن و شوهر از اعتکاف در مسجد النبی بالاتر است!!(13) و بداخلاقی به خصوص در خانواده موجب عذاب قبر است.(14) او که مشتاقانه میگوید دوست دارم سلام کردن به کودکان سنتی پس از من باشد(15)
    و حتی از حقوق حیوانات هم غافل نیست و میگوید: بیش از طاقتشان بر آنها بار نکنید، به صورت آنها نزنید، و کسی که نمی تواند از مخارج حیوانات و خورد و خوراکشان بر بیاید حق ندارد آنها را نگه دارد!

    6- او در حالی که درس نخوانده کتابی آورده است که ادبای عرب از آوردن مانند آن عاجز شده و آن را سحر نامیدند، کتابی که از اعجاز های علمی، تا اخبار غیبی را در بهترین اسلوب و توأم با فصاحت و بلاغت در خود جای داده، به گونه ای که حتی امروز هم مایه شگفتی است، و بزرگترین کشیش مبلّغ مسیحت در کاناد را با مطالعه خود، مسلمان می سازد.



    نقل قول نوشته اصلی توسط به من بیاموز نمایش پست ها
    جدا از اینها، این همه التماس خداوند را کردم پس کجاست اون رحمان و رحیم بودنش ؟ من چیز زیادی میخواهم ؟ میخواهم که مرا هدایت کند آیا این چیز زیادی است ؟ میخواهم که کمکم کند و حقیقت را به من بگوید
    حال که مطالب گذشته روشن شد، باید بدانید که رحمان یا رحیم بودن خداوند به این نیست که خواسته ما را برآورده کند! که اگر این باشد پدر و مادرها هم با بسیاری از خواسته های فرزندانشان مخالفت می کنند. پس رحمانت و رحمانیت خداوند به این است که به مصلحتمان توجه کند، و همچنین اجازه بدهد خودمان در خصوص مسیری که می خواهیم برویم تصمیم بگیریم. و خودمان را با تلاش و کوشش از این دنیا عبور دهیم. لازمه امتحان الهی همین است، اگر قرار بود همه دعاها مستجاب بشوند اولا جایگاه رشد و تکامل خود مردم چه میشد؟ و همچنین فضای امتحان به هم می خورد، خداوند می خواهد انسان ها با نگرش عقلی ایمان بیاورند، نه از روی احساسات یا دیدن اشیاء عجیب و...(16) اگر همه دعاها مستجاب میشدند کافران که خدا را برای دنیا انکار کرده اند در ایمان آوردن از مسلمانان پیشی می گرفتند.
    علاوه بر اینکه باید دقت کنید دعا علت تامه نیست، دعا یک عامل کمک کننده و برکت دهنده است، عاملی که به حرکت من و شما برکت می دهد، در جنگ تحمیلی که مردم ایران از خود ایستادگی نشان دادند خداوند ایستادگی آنان را بر قدرت های مادی بزرگ جهان برتری داد، اما اگر در خانه نشسته بودند و دعا می کردند الان ما هم وضعیتی مشابه عراق داشتیم.
    باید منطقی بود، سطح آگاهی ما خیلی اندک تر از آن است که بخواهیم به خدا اعتراض کنیم و بر رحمانیت و رحیمیت او خرده بگیریم، قطعا روز قیامت که حقائق آشکار شود از قضاوتمان در برابر پیشگاه خدا شرمنده خواهیم شد.

    _____________________________

    1. برای اطلاع بیشتر به این لینک مراجعه بفرمایید: http://www.askdin.com/showthread.php...690#post811690
    2. کلینی، محمد، الکافی، ج5، ص398.
    3. الکافی، ج6، ص181؛ طوسی، محمد بن حسن، تهذیب، ج8، ص218.
    4. الکافی،ج6، ص181.
    5. تمدن اسلام و غرب، ص464 و 465.
    6. همان، ص466.
    7. الکافی، ج3، ص208.
    8. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج20، صص21 و 96.
    9. حجرات:13.
    10. انعام:108.
    11. بحارالانوار، ج68، ص373.
    12. ورّام، مسعود بن عيسى‏، مجموعه ورام(تنبیه الخواطر)، ج1، ص89.
    13. همان، ج2، ص122.
    14. صدوق، محمد بن علی بن بابویه، الامالی، ص385.
    15. همان، ص72.
    16. شعراء:4.
    چطور ثابت می کنید اسلام دین غیر الهی نیست؟

    «امام علی(سلام الله علیه): مَنْ أَصْلَحَ أَمْرَ آخِرَتِهِ أَصْلَحَ اللَّهُ لَهُ أَمْرَ دُنْيَاهُ»
    نهج البلاغه، کلمات قصار، شماره 89

    ((هر کس آخرتش را اصلاح کند، خداوند دنیایش را اصلاح خواهد کرد))

  9. صلوات ها 7


  10. #5

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۶
    علاقه
    تفکر
    نوشته
    1,131
    حضور
    58 روز 23 ساعت 57 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    2
    صلوات
    2211



    سلام جناب به من بیاموز ...
    قبلا من رو در جریان بیماریتون گذاشته بودین و گفته بودین که چه شرایطی دارین ...

    من بهتون پیشنهاد میکنم ... اصلا در مورد این چیزها فکر نکنین ... این جور مسائل به هیچ وجه مناسب شما نیستند .
    تمرکزتون رو از اینجور مسائل بگیرین و به چیز دیگری بدین ...
    ویرایش توسط لی لی ت : ۱۳۹۵/۰۵/۱۵ در ساعت ۱۸:۰۱
    هر کسی بخواهد کاری را انجام دهد راهش را پیدا میکند ؛ وگرنه بهانه اش را ...


  11. صلوات


  12. #6

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    640
    حضور
    30 روز 15 ساعت 42 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    713



    از تلاش و کوشش شما متشکرم .
    ویرایش توسط به من بیاموز : ۱۳۹۵/۰۵/۱۶ در ساعت ۱۳:۳۹
    دمتون گرم که با حوصله به سوالات ما جواب میدین ، ارادتمندیم

  13. صلوات


  14. #7

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    640
    حضور
    30 روز 15 ساعت 42 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    713



    نقل قول نوشته اصلی توسط مسلم نمایش پست ها
    ازدواج کودکان
    در مورد ازدواج کودکان هم باید منصفانه نگاه کرد، اینطور نیست که اسلام فرموده باشد کودکان را به ازدواج در بیاورید، بلکه به طور ضمنی از آن نهی کرده، و آن را مانعی برای انس و الفت دانست است(2)،
    کجا این اتفاق افتاده ؟ حدیث صحیح داریم براش؟ من اون آدرس رو که داده بودید بهش دسترسی ندارم ممنون میشم اگه عین متن رو اینجا بیارین.
    دمتون گرم که با حوصله به سوالات ما جواب میدین ، ارادتمندیم

  15. #8

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    640
    حضور
    30 روز 15 ساعت 42 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    713



    نقل قول نوشته اصلی توسط مسلم نمایش پست ها
    برده داری
    برده داری هم مسئله ای بوده که اسلام در بدو ظهور با آن روبرو بوده، که با فرهنگ مردم عجین شده بود، از راه های مختلف حتی از راه دزدیدن انسان‌ها، یا بدهکاران مالی، آنها را به بردگی می‌گرفتند، و این بردگان مدتها بود که در بردگی بودند، احساس می‌گوید: خب اسلام باید دستور آزادسازی اینان را صادر می‌کرد تا بیش از این در حق آنها ظلم نشود، اما وقتی خوب مسئله را تصور کنید می بینیم اسلام اگر یکباره حکم به آزادی آن بردگان میداد، ده ها هزار نفر بدون هیچگونه پول و کار و... آزاد میشدند که چون نمی توانسند از پس نیازهایشان بر بیایند یا مشغول تکدی گری می شدن، یا راهزنی یا از گرسنگی می مردند، در هر صورت آفتی برای جامعه محسوب میشدند، چون فقر مالی در آن زمان به قدری بوده که برخی برای سیر کردن شکم خودشان، خود را می فروختند تا لااقل شکمشان سیر شود، لذا اسلام به جای آزادسازی یکباره بردگان که تبعات غیر قابل پذیرش داشته است، عملا و به صورت تدریجی فرمان آزاد سازی آنها را داد، و سفارش می کردند بردگانی را آزاد کنید که دستشان به دهانشان می رسد(3) و اگر کسی برده ای را آزاد کند که توان مالی ندارد باید از او حمایت کند تا بتواند روی پای خود بایستد، و امیرالمومنین(ع) هنگامی که خردسالان را که قوه ای نداشتند را آزاد می‌کرد اینچنین می‌کرد.(و آنها را تأمین می کرد تا بی نیاز شوند)(4). و این روند ادامه پیدا کرد تا اسلام عملا برده داری را ریشه کن کرد.
    گوش کنید این بهانه ها برای من قابل درک نیست، دین باید رسم آزادگی و آزاد مردی رو یاد بده یا اینکه انسانی رو برده ی انسان دیگری بدونه ؟ گیرم که عاقلانه بود که البته بزدلانه است، حالا زندگی در بردگی و اسارت بهتر است یا آزاده مردن ؟ آن هم زمانی که برده به عنوان نوعی کالا مورد استفاده قرار میگرفت.
    دمتون گرم که با حوصله به سوالات ما جواب میدین ، ارادتمندیم

  16. #9

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    640
    حضور
    30 روز 15 ساعت 42 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    713



    نقل قول نوشته اصلی توسط مسلم نمایش پست ها
    تعدد زوجات
    ببینید مسئله ازدواج، مثل مسئله بازار در گرو عرضه و تقاضاست، یعنی کسی نمی تواند برای بشریت تکلیف تعیین کند، لذا اسلام هم نه واجب کرده، و نه حرام، بلکه آن را جایز دانسته، و تشخیص آن را بر عهده خود فرد و جامعه گذاشته، عرضه و تقاضا خود ه خود در جامعه تنظیم می شود، وقتی تعداد زنان مردان به یک اندازه باشد خب طبیعتا عرضه و تقاضایی برای همسر دوم نخواهد بود، نه مرد، زن مناسبی را برای ازدواج دوم خواهد یافت، و نه هیچ خانمی وقتی امکان تک همسر بودن را داشته باشد چنین درخواستی را می پذیرد. اما اگر تعداد زنان بیشتر از مردان شد که گاهی به خاطر جنگ ها و مشاغل خطرناک مردان و... اینچنین می شود، طبیعتا خود جامعه به این سمت و سو می‌رود، یعنی هم مردان زنان بیوه یا فراتر از سن ازدواج رفته را می بینند و تقاضا می‌کنند و هم زنی که می داند شرایط ازدواج تک همسری نیست این درخواست را میپذیرد. چون بالاخره هر زنی نیازهای عاطفی و جنسی و مالی و... دارد.
    پس روشن است که اسلام این را با اتکاء به تشخیص و عقل خود بشر فقط جایز دانسته، چرا که اگر جایز نمی دانست و جامعه این تقاضا را داشت، زنانی که در بیرون از خانواده ها، و بدون همسر مانده‌اند، مردان را جذب می‌کردند و اساس تک همسری هم به خطر می افتاد.(1)
    خب مشکل منم با این مساله هستش که وقتی دینی میاد و ادعا میکنه کامل هستش ، این دین کامل نباید شرط بزاره که آقا مثلا چون تعداد زنا از مردا بیشتره فعلا مرد ها میتونن چند تا زن بگیرن و در آینده شاید این مساله ممنوع بشه ؟ ولی وقتی دین برای سالیان سال پیش میاد و ما امروز سعی میکنیم احکام اون رو پیاده کنیم اینطور به مشکل میخوریم و میبینیم که دین چقدر غیر منطقی و غیر عادلانه فرهنگ سازی کرده، من نمیدونم چه اسمی میتونم روش بزارم که توجیه بشه، من حرفمو رک میزنم .
    دمتون گرم که با حوصله به سوالات ما جواب میدین ، ارادتمندیم

  17. #10

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    640
    حضور
    30 روز 15 ساعت 42 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    713



    از دیگر مواردی که منو به شک میندازه مجازات ها و عذاب های وحشیانه الهی هستش ، خب گیرم اینجا کسی به خاطر بدبختی دزدی کرده، حقشه دستشو ببرن و بعدش هم بره عمری توی آتش بسوزه ؟ این منطقیه ؟ اینو عقل میگه ؟ تعصب تا کجا، وحشیگری تا کجا ... من چی بگم آخه .
    دمتون گرم که با حوصله به سوالات ما جواب میدین ، ارادتمندیم

صفحه 1 از 9 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 1

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود