صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: آیا واقعا هر کس به اندازه توانش آزمایش میشه؟

  1. #1

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۳
    علاقه
    موسیقی - فناوری
    نوشته
    63
    حضور
    8 روز 18 ساعت 31 دقیقه
    دریافت
    17
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    229

    اشاره آیا واقعا هر کس به اندازه توانش آزمایش میشه؟




    سلام

    چند وقته یه مطلبی که هر روز روی دیوار مترو می خونم ذهنمو مشغول کرده. عین جمله یادم نیست ولی مفهوم کلیش اینه:

    " خدا هر کس رو به اندازه قدر و توانش مورد آزمایش قرار میده! "


    من این جمله رو قبول ندارم!

    اگر هر کس به اندازه قدر و توانش مورد آزمایش قرار میگرفت، هیچ مومن و دینداری از دین خارج نمیشد!! هیچ نمازخونی، بی نماز نمیشد! شاید شما هم تو فامیل و اطرافیان افرادی رو دیدین که بعد یه سری اتفاقات و حوادث ناگواری که براشون اتفاق میفته، دین زده میشن، یا ایمانشون نسبت به خدا و پیامبر از بین میره! لااقل من که تو اطرافیان خودم زیاد از این نمونه ها دیدم و برای خودم هم چند وقته اتفاق افتاده !!

    به نظر من این مسئله فقط یه دلیل میتونه داشته باشه و اون اینکه این اتفاقها و آزمایش الهی از حد و توان تحمل اون فرد خارج بوده و نه تنها باعث نشده به خدا نزدیکتر بشه، بلکه باعث شده کاملاً ازش فاصله بگیره و به نوعی دین زده بشه!


    مثل اینه که شما جلوی یه دانش آموز سوم دبستان برگه سوالات سوم دبیرستان بزاری و بگی بهشون جواب بده. اون دانش آموز مطمئنا وقتی سوالات رو میخونه و متوجه میشه که نمیتونه به هیچکدوم جواب بده، در بهترین حالت برگه رو میده و میگه نمیتونم به سوالات جواب بدم. حالت بدترش اینه که کلا برگه رو پرت میکنه یه گوشه و با خشم از کلاس خارج میشه!

    با یه معمم هم بیشتر از نیم ساعت در این زمینه بحث کردم ولی نتونست قانعم کنه !
    ویرایش توسط سیده راضیه : ۱۳۹۵/۰۶/۳۰ در ساعت ۱۶:۳۴
    هرکسی از ظن خود شد یار من - - از درون من نجست اسرار من

  2. صلوات ها 2


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,515
    حضور
    174 روز 17 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58293



    با نام و یاد دوست







    آیا واقعا هر کس به اندازه توانش آزمایش میشه؟








    کارشناس بحث: استاد صدیق

  5. صلوات ها 3


  6. #3

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعه و تفکر
    نوشته
    5,130
    حضور
    59 روز 21 ساعت 18 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    15170



    باسلام و تبریک به مناسبت میلاد با سعادت حضرت معصومه(س)

    مسئله تکلیف مالایطاق، یکی از مسائل کلامی است که با مباحث مهمی در حوزه خداشناسی و تکلیف سروکار دارد. اینکه آیا خداوند ممکن است دستوری بدهد که اطاعت کردن از آن دستور از حیطه قدرت بندگان خارج باشد، هم با علم و عدل الهی سروکار دارد، هم با حسن و قبح، و هم با تکلیف و استطاعت انسان.

    پیش از پاسخ خوب است به چند نکته توجه کنیم.
    نکته اول: نوع نگاه ما به مسائل مرتبط با خداشناسی.
    در بخش اول خوب است توجه کنیم که نوع نگاه ما و شیوه بحث کردن ما نسبت به مسائل متافیزیکی به دو صورت میتواند باشد.
    گاهی نگاه ما نگاه پیشینی و با بررسی ادله عقلی است.
    گاهی نیز نگاه پسینی داریم و از شواهد و قرائن شروع میکنیم.
    مثلا در مسئله عدل الهی،
    هم میتوانیم ابتدا سراغ عقل برویم و فارغ از مسائل بیرونی، بررسی کنیم که مودای دلیل عقلی چیست و بعد نتیجه هرچه شد، برویم سراغ شواهد و بیرونی.
    همانطور که میتوانیم ابتدا سراغ شواهد و قرائن بیرونی برویم و مثلا بچه های بیمار، معلولان، زلزله و سیل و شرور اخلاقی و .... را ببینیم و بعد نتیجه بگیریم که مثلا خداوند عادل نیست.
    مشخص است که نگاه دوم نگاهی نادرست است و خلاف دسته بندی روشی تحقیق درعلوم است.
    بعلاوه سبک و شیوه عقلای عالم نیز برخلاف آن است. چرا که شیوه عقلای عالم آن است که ابتدا یک قاعده کلی که به روش درست استنباط شده را به دست می آورد و انگاه سراغ موارد میرود.
    مثلا فرض کنید یک فرزند میخواهد ببیند پدرش در یک مورد خاص تبعیض قائل شده است یا نه. او اگر به جای آنکه به استنباط کلی پیش از این جریان نگاه کند و با آن استنباط سراغ تحلیل این مورد خاص بیاید، مستقیما بیاید و از شواهد و قرائن موجود در این مسئله شروع بکند، به احتمال زیاد ا شتباه خواهد کرد. به احتمال زیاد انگیزه و مصلحتی در نگاه این پدر-که امتحان خود را قبلا پس داده و بچه ها دیده اند مهربان و عادل است- بوده است که از دید بچه ها مخفی است.

    حال اگر بخواهیم مسئله را با بررسی موارد خاص و بیرونی بررسی کنیم، هیچ چیزی جز در حد شاید و احتمال دستگیرمان نمیشود. یعنی با قطع نظر از ادله پیشینی و عقلی، با بررسی موارد جزیی تنها میتوانیم بگوییم، شاید انسان قدرت نداشته باشد و در مورد موارد موفق هم احتمالا میتوانیم بگوییم شاید به این شخص قدرت خاصی داده شده که به دیگران داده نشده است. اما این شیوه بحث فایده ای ندارد و نتیجه ظنی و احتمالی آن نیز نشان میدهد که ارزشی ندارد.

    بنابراین، ما در این بحث، ابتدا از یک پشتوانه پیشینی که از ادله عقلی به دست می آید استفاده میکنیم.

    ویرایش توسط صدیق : ۱۳۹۵/۰۵/۱۶ در ساعت ۱۱:۱۸
    آیا واقعا هر کس به اندازه توانش آزمایش میشه؟

  7. صلوات ها 4


  8. #4

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعه و تفکر
    نوشته
    5,130
    حضور
    59 روز 21 ساعت 18 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    15170



    نکته دوم: تفاوت گذاشتن بین دو نوع استطاعت.
    متکلمان بین دو استطاعت فرق گذارده اند.
    اول استطاعت هنگام عمل.
    دوم استطاعت قبل از عمل.
    متکلمان در نوع اول استطاعت اختلاف نظری ندارند. همگان بر این مسئله اتفاق نظر دارند که انسانی که در حال انجام کاری است، حتما نسبت به آن استطاعت دارد. کسی که سطل آب را از چاه بیرون میکشد، حتما نسبت به آن قدرت و استطاعت دارد که دارد این کار را انجام میدهد.این استطاعت، بدون شک از جانب خداوند به او داده شده است. حال یا همان قدرتی است که قبل از عمل نیز داشته است یا قدرتی است که هنگام انجام آن عمل خداوند به او داده است.
    اما همین شخص، آیا قبل از اینکه شروع به کار بکند، باز هم استطاعت داشته است یا نه؟ یعنی هنگامی که خداوند به او دستور داد و این شخص میخواست به این کار اقدام کند، آیا او قدرت انجام داشته است یا نه؟
    در این نوع دوم است که بین متفکران اسلامی، دو دیدگاه عمده ایجاد شده است.
    اشاعره معتقدند که پیش از انجام عمل، در بنده استطاعتی وجود نداشته است و فقط هنگام عمل است که خداوند، این قدرت را در او قرار میدهد.
    اما عدلیه بر اساس ادله عقلی و نقلی معتقدند که بندگان نسبت به کاری که خداوند بدان دستور داده است، حتما پیش از عمل نیز استطاعت داشته اند وگرنه خداوند آنان را ملزم به کاری نمیکند که استطاعت آنرا قبلا نداشته اند.

    این نکته دوم از آنجا اهمیت دارد که بدانیم، از نقطه نظر متکلمان و اندیشمندان، کسی که کاری را انجام میدهد، حتما با قدرت الهی بوده است.
    حال سوال اینجاست که شاید کسی که به قول مستشکل گرامی دستوری را اطاعت نمیکند از کسانی است که خداوند نه قدرت قبل از عمل را به او داده است و نه قدرت حین عمل را.
    بنابراین، اگر مسئله قدرت قبل ازعمل و استطاعت قبل از عمل را حل کنیم، این شبهه-که شاید این فرد از افرادی است که خداوند قدرت انجام عمل را حین عمل نیز به او نداده است- نیز حل میشود.

    آیا واقعا هر کس به اندازه توانش آزمایش میشه؟

  9. صلوات ها 3


  10. #5

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعه و تفکر
    نوشته
    5,130
    حضور
    59 روز 21 ساعت 18 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    15170



    نکته سوم: مراتب ما لایطاق.
    تکلیفی که خارج از قدرت و توان مکلف باشد، به سه صورت قابل تصور است:
    صورت اول: امتناع آن کار به خاطر محال ذاتی بودنش است؛ مانند تکلیف به اجتماع ضدین یا نقیضین. مثلا خداوند از انسان بخواهد در عین اینکه خواب است نماز بخواند(به همان صورتی که در بیداری میخوانده است.) این مورد از موارد مورد نزاع است.

    صورت دوم: امتناع آن کار بدین خاطر است که خداوند میداند که آن کار انجام نخواهد شد یا اراده کرده باشد که انجام نشود. مانند مکلف بودن ابوجهل به ایمان آوردن با وجود اینکه خداوند میداند که او ایمان نمی آورد یا اراده کرده که او ایمان نیاورد. در این صورت، تکلیف جایز است و مالایطاق نیست، چرا که این علم یا اراده، منافاتی با اختیار این افراد ندارد و پاسخ ارتباط این علم و اراده با اختیار درست همان پاسخی است که به ارتباط قضاو قدر علمی و عینی با اراده واختیار انسان داده میشود. این مورد از مواردی است که اشاعره برای اثبات جواز تکلیف مالایطاق، بدان تمسک کرده اند(1) و عدلیه آنرا به معنای جواز تکلیف مالایطاق نمیدانند و از اشکال آنان جواب داده اند.(2)

    صورت سوم: امتناع آن کار به خاطر این بوده که عادتا کسی توان انجام آنرا ندارد. مانند اینکه به کسی دستور داده شود بدون هیچ وسیله ای به آسمان بپرد. این قسم نیز به نظر عدلیه، واقع نشده است و محال است.(3)

    صورت چهارم: امتناع آن کار به خاطر سختی زیاد آن باشد. مانند اینکه به کسی دستور داده شود در گرمای شدید تابستان حدود 17 ساعت از خوردن و آشامیدن امساک کند یا در گرمای تابستان در عرفات وقوف داشته باشد یا حتی مانند دستوری که به حضرت ابراهیم داد و او را مامور کرد که همسر و کودک خردسالش را در بیابان بی آب وعلف مکه رها کند و بعد نیز دستور داد که نوجوانش را ذبح کند. این مورد، هیچ اشکالی ندارد و نه عقلا محال است و نه شرعا، علاوه بر اینکه واقع نیز شده است. پس این مورد محل نزاع نیست.

    بنابراین، محل نزاع:
    اولا: فعلی است که در سه فرض اول قرار دارد نه صورت چهارم.
    ثانیا: استطاعت قبل از عمل در این فعل مد نظر است.


    ــــــــــ
    1.ر.ک: شرح المقاصد، ج4، ص297، تفتازانی، قم، افست، 1409ق
    2.إشراق اللاهوت في نقد شرح الياقوت‏، عبیدلی، تهران، میراث مکتوب، 1381ش
    3.ر.ک: شرح المقاصد، تفتازانی، ج4، ص298، با تلخیص و تصرف، پیشین


    آیا واقعا هر کس به اندازه توانش آزمایش میشه؟

  11. صلوات ها 3


  12. #6

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعه و تفکر
    نوشته
    5,130
    حضور
    59 روز 21 ساعت 18 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    15170



    حال برمیگردیم به محل بحث خود:
    به عقیده عدلیه، هر انچه لازمه تکلیف است(قدرت، تمایل، اختیار) برای کافر و مومن پیش از انجام فعل به طور یکسان وجوددارد.(4)

    ادله عقلی
    عدلیه برای ادعای خود، چند دلیل عقلی اقامه کرده اند که عبارتند از:
    دلیل اول، ناسازگاری باعدالت خداوند:
    چنین دستوری با عدالت خداوند ناسازگار است و خدای عادل اینگونه دستور نمیدهد(4)
    م1. خداوند متعال، از نظر عقلی، عادل است و به کسی ظلم نمیکند.
    م2. تکلیف به این خاطر است که انسان، کاری را انجام دهد یا ترک کند.
    م3. بر اساس عدالت الهی، او به کسی که تکلیف را انجام دهد، پاداش میدهد و در مقابل کسی که آنرا انجام ندهد را مواخذه میکند.

    حال با توجه به این سه مقدمه،
    اگر خداوند بندگانش را به امری تکلیف کند که توان انجامش را قبل از انجام نداشته اند، عدالتش زیر سوال میرود.(براساس مقدمه 2و3)
    تالی باطل است.(بر اساس مقدمه1)
    مقدم نیز باطل است.
    در این استدلال، قیاسی استنثایی داریم که از راه بطلان تالی به بطلان مقدم رسیدیم که در نتیجه مدعای ما را اثبات میکند.
    مقدم: خداوند بندگانش را تکلیف مالایطاق کند(به کاری امر کند که توان انجامش را نداشته اند)
    تالی: عدالت خداوند مخدوش و نقض میشود.

    ملازمه: ملازمه میان این دو بخش قضیه شرطیه بدین صورت است که در مقدمه استدلال گفتیم که قرار است این دستورات نتیجه داشته باشد و برای اطاعت و سرپیچی از آن، پاداش و مجازات متناسب در نظر گرفته شده است. حال اگر این شخص قدرت انجام آن کار و اطاعت کردن را نداشته باشد، چطور میتوان او را دستور به انجامش داد.
    بطلان تالی: باتوجه به مقدمه 1 معلوم میشود که عقلا خداوند عادل است و خدایی که عادل نباشد اصلا خدا نیست.
    در نتیجه، نقیض مقدم اثبات میشود یعنی اثبات میشود که خداوند تکلیف مالایطاق نمیکند.


    ــــــــــــ
    4. طوسی، الاقتصاد، ص123، بیروت، دارالاضواء، 1406ق، چ دوم
    5. ر.ک: جعفر سبحانی، رسائل و مقالات، ج‏4، ص304، قم، موسسه امام صادق، 1425ق، چ دوم

    آیا واقعا هر کس به اندازه توانش آزمایش میشه؟

  13. صلوات


  14. #7

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعه و تفکر
    نوشته
    5,130
    حضور
    59 روز 21 ساعت 18 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    15170




    دلیل دوم: این نوع تکلیف، قبیح است
    دستور به کاری که خارج از توان مکلفان است، کاری لغو و سفیهانه است و خداوند حکیم چنین کاری را انجام نمیدهد.(6)
    م1. خداوند، عقلا حکیم است.
    م2. حکیم کسی است که کار لغو وزشت انجام نمیدهد.
    م3. تکلیف مالایطاق از نظر عقلی زشت و قبیح است.(چرا که تکلیف به خاطر آن است که عادتا مکلفان بتوانند آنرا انجام دهند. حال اگر تکلیفی بشود که مکلفان توان انجام آنرا نداشته باشد، خود این تکلیف، نقض کننده حکمتش است)
    در نتیجه خداوند چنین کاری را انجام نمی دهد.

    استدلال:
    تکلیف مالایطاق، مستلزم نقض حکمت الهی است.(بر اساس مقدمه 2و3)
    تالی باطل است.(بر اساس مقدمه1)
    مقدم هم باطل میشود.( بر اساس قاعده منطقی در استنتاج قیاس استنثایی از راه بطلان تالی)
    بنابراین، خداوند تکلیف مالایطاق نمیکند.


    ــــــــــ
    6. ر.ک:جعفر سبحانی، الإلهيات على هدى الكتاب و السنة و العقل، ج‏1، ص: 302، قم، مرکز العالمی للدراسات الاسلامیه، 1412ق، چ سوم


    آیا واقعا هر کس به اندازه توانش آزمایش میشه؟

  15. صلوات


  16. #8

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعه و تفکر
    نوشته
    5,130
    حضور
    59 روز 21 ساعت 18 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    15170



    ادله نقلی:
    در کنار ادله عقلی یا در تایید آنها، مخالفان تکلیف مالایطاق، چندین دلیل نقلی بر این مسئله اقامه کرده اند. برخی از آنها آیاتی است که نشان می‌دهد انسان قبل از اینکه کاری را بخواهد انجام دهد، نسبت به آنجام آن توانایی دارد و تکلیف مالایطاق از سوی خداوند انجام نمی‌شود.
    مانند آیه 286 سوره بقره که خداوند میفرماید:
    « لا یکَلِّفُ اللّهُ نَفْساً اِلّا وُسْعَها»
    خداوند هیچ کس را جز به قدر تواناییاش تکلیف نمیکند...(7)

    یا آیه 7 سوره طلاق که خداوند میفرماید:
    « لا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلاَّ ما آتاها»
    «خدا هيچ كسى را مگر به آن اندازه كه به او داده است مكلف نمى‏سازد»

    البته در بعضى از روايات آتاها را به اعلمها تفسیر شده است ولی چون عدم علم باعث عدم قدرت میشود، از این جهت میتوان گفت که آیه، مفهومی عام دارد که همه موارد عدم قدرت را شامل میشود.(چه منشأ آن عدم علم باشد یا امر دیگری)(9)

    ادله دیگری نیز وجود دارد که برای پرهیز از تطویل کلام از نقل آن خودداری میشود.
    موفق باشید.
    ــــــــــــــــ
    7.ر.ک: تفسیر المیزان، ج2، ص444
    8.تفسیر نمونه، ج24، ص251


    آیا واقعا هر کس به اندازه توانش آزمایش میشه؟

  17. صلوات


  18. #9

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۶
    علاقه
    تفکر
    نوشته
    1,131
    حضور
    58 روز 23 ساعت 57 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    2
    صلوات
    2211



    سلام .
    به نظر من هم هیچ تناسبی میان آزمایشها و توان شخص وجود نداره و داریم در درون دنیای random زندگی میکنیم

    البته نمیدونم که چجوری باید این حرف رو اثبات کنم .
    مثلا ممکن هست کسی یه نفر رو بندازه در درون یک اتاق 1 متر در 1 متر در 1 متر ... بطوریکه این شخص فقط در حالت نشسته بتونه در درون اون اتاق زندگی کنه .

    صدای موزیک فوق العاده بلندی رو در درون اون اتاق پخش کنه که شخص نتونه بخوابه .
    هر از چندی یه غدای بخور و نمیر بهش بده
    و ...

    و 10 سال این شخص در این وضعیت باشه ...

    بعد هم این شخص زنده از این شکنجه گاه بیرون بیاد و استاد ارجمند هم بگه ... دیدین که زنده بیرون اومد بنابراین آزمایشش متناسب باهاش بود .

    یا اصلا یه جور دیگه فرض کنیم . شخصی زیر آزمایشها خودکشی کنه ... باز هم ممکن هست ایشون بگن که اگر ایشون فلان کار یا بهمان کار رو میکرد کارش به خودکشی نمیرسید .
    هر کسی بخواهد کاری را انجام دهد راهش را پیدا میکند ؛ وگرنه بهانه اش را ...


  19. #10

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۶
    علاقه
    تفکر
    نوشته
    1,131
    حضور
    58 روز 23 ساعت 57 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    2
    صلوات
    2211



    آزمایش یعنی اینکه ما شرایطی رو تحمل کنیم و بعد از اون ...

    یا با همون شرایط بیرون بیایم... یا قویتر شده باشیم .

    ولاینکه ازمایش الهی فرا میرسه و انسانها زیر اون ازمایشها دیوونه و روانی میشن و با هزاران چه کنم چه کنم روتنی خسته و کوفته بیرون میان اون دیگه حکم ازمایش رو نداره . اون شکنجس .
    هر کسی بخواهد کاری را انجام دهد راهش را پیدا میکند ؛ وگرنه بهانه اش را ...


  20. صلوات


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود