صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: دو راهی گفتن یا نگفتن حرف دلم به پدر و مادرم (من از خواستگارم خوشم اومده)

  1. #1
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۵
    نوشته
    6
    حضور
    7 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    23

    دو راهی گفتن یا نگفتن حرف دلم به پدر و مادرم (من از خواستگارم خوشم اومده)




    سلام
    یکی از دوتام سایتتون رو بهم معرفی کرد و گفت اینجا مشاوره رایگان میدید. منم مشاوره میخوام.
    اومد روبروم واستاد و در کمال احترام و حیا، با زبون بی زبونی زبان بهم فهموند که خیلی دوستم داره. همه ی تلاشش رو میکنه تا بتونه من رو به عنوان همسرش داشته باشه.
    یه مدت هست که میشناسمش چون تو دو سال گذشته گاهی تو بعضی درسا همکلاس میشیم. همیشه رفتارش رو نامحسوس زیر نظر داشتم. رفتارش با دوستاش و بقیه ی دخترها و زیر نظر داشتم و مسجد رفتن و مذهبی بودنش و نیز شاگرد زرنگ بودنش رو دیدم. خانوادشم معمولی هستن و مثل ما تو جای متوسط به بالای شهر زندگی میکنن. او 2 ترم از من جلوتره. من دختر محجبه و کمرویی هستم و نمیتونم به راحتی حرف دلم رو بزنم. دوبار اومده خواستگاریم و خانوادم ازش ایراد گرفتن. یه بار گفتن این بی پوله و یه بار گفتن بیکاره و حالا هم که کار پیدا کرده بازم میگن از بابا مامانش خوشمون نمیاد.
    هم نمیتونم حرفی بزنم و بگم که من همین رو میخوام و هم نمیتونم ازش دل بکنم. اینجوری فرض کنید که یه دختر مذهبی دلش پیش یه پسر مذهبی گیر کنه حالا این دوتا گیر خانواده هایی بیفتن که هم ادعای مذهبی بودن دارن و هم به دستورات دین عمل نمیکنن
    میدونم اگر چهره و خانوده خوبی نداشتم پدرومادرش راضی نمیشدن بیان خواستگریم و از این طرف تا پول نداشته باشه پدر و مادرم راضی نمیشن ما با هم ازدواج کنیم
    میگن پسرها زود تو روابط عاشقونه سرد میشن به خصوص کسایی که خواستکاری میکنن و جواب نمی گیرن. می ترسم اگر این بار هم خواستگاری کنه و پدر و مادرم به بهانه هایی مثل پول و کار با حقوق خوب ردش کنن دیگه سمت من نیاد!
    اون روز که بازم پدرم تو جلسه ی خواستگاری یا ساکت بشینه و یا به زور حرف بزنه، بعدشم زنگ بزنه بگه نه، برام کابوسه
    اگه بهشون بگم که من همین رو میخوام ممکنه بهم انگ دوست پسر داشتن رو بزنن و اگر بازم ساکت بشینم و فقط به جمله ی هرجور خودتون صلح میدونید اکتفا کنم بازم همون اتفاقات میفته.

    پدرو مادرم یا نمیدونن من اونو میخوام یا خودشون رو به اون راه زدن. این وسط من موندم چیکار کنم! چجوری هم به شکلی که ابروم حفظ بشه و هم بهش برسم خواستم رو مطرح کنم!

    سوال دومم اینه که اگه حرفی نزنم و کلا بی خیالش بشم، آیا میتونم در آینده فراموشش کنم؟ آیا این آقا در زندگی آیندم تاثیرگذار نیست! دوستام میگن اگه یه پسری رو دوستش داشته باشی تا آخر عمر نمیتونی فراموشش کنی هرچقدر هم که بخوای و تلاش کنی بهش فکر نکنی بازم تو زندگی آیندت گاهی بهش فکر میکنی. من اصلا دوست ندارم اینجوری باشم

  2. صلوات ها 11


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,515
    حضور
    174 روز 17 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58295



    با نام و یاد دوست







    دو راهی گفتن یا نگفتن حرف دلم به پدر و مادرم (من از خواستگارم خوشم اومده)








    کارشناس بحث: استاد حامی

  5. صلوات ها 7


  6. #3

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    20,860
    حضور
    212 روز 23 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    245
    آپلود
    8
    گالری
    585
    صلوات
    151465



    سلام بر شما خواهرم محترم
    ممنون از اعتمادتان به اين مركز
    از نظر ديني و عقلي شما آزاد هستند در تفكر در گزينش سبك زندگي و شريك خود. اگر چه اسلام اذن پدر را براي ازدواج دختر لازم مي داند ولي در عين حال تا رضايت دختر نباشد عقد اجباري صحيح نخواهد بود.
    بي ترديد عشق والدين بي بديل ترين عشق هاي دنيا است و بعد از عشق خداوند و اوليائش به ما جايگزين ندارد. بنابراين هيچ جاي ترديد نكنيد كه آنها كاري مي كنند كه به نظرشان به سود شماست و به صلاح شما. هر چند واقعا تحليل نادرستي داشته باشند و نگرش انها در گزينش شريك زندگي شما محدود باشد. بنابراين به جاست كه در هر حال سه امر را در ارتباط با ايشان رعايت كنيد:
    1- احترام و احسان: پيوسته به ايشان احترام بگذاريد و احسان (رفتاري، عاطفي، معنوي و..) كنيد.

    2- تجربه: به ياد داشته باشيد كه بزرگتر هستند و طبيعتا تجربه ايشان از شما بيشتر است بنابراين بدون حالت تدافعي سخنانشان و استدلال هايشان را تا اخر بشنويد. يادداشت برداري كنيد و بعد از تأمل و مشورت در وقتي كه آرامش دارند نظر و تحليل خودتان را از آن سخنان بدون شرم به والدين يا هر كدام كه راحت تر هستيد، بيان كنيد. نقاط مثبت را تأكيد كنيد و نقاط قوت را نقد منطقي و محترمانه كنيد. اگر فكر مي كنيد كه به نتيجه نمي رسيد از ايشان در خواست كنيد كه براي هم انديشي و تصميمي درست يكي ديگر از «بزرگان مورد قبول و امين فاميل» در جمع شما حاضر شوند و يا اجازه بگيريد با ايشان مشورت كنيد يا زير نظر مشاور ازدواج اين موضوع را بررسي كنيد ولي در هر حال تناسب اقتصادي اگر اخلاق پر رنگ نباشد در دو خانواده لازم است.

    3- دعاي خير: پيوسته از ايشان بخواهيد براي شما دعاي خير كنند و دستشان را ببوسيد تا بركات خداوند و آرامش بر شما و زندگيتان ببارد. قرار نيست با شريك زندگي، همدلان و همرازان و دوستان صميمي خود را از دست بدهيم. دعاي خير والدين براي شروع زندگي مانند بنزين براي ماشين زندگي است.

    تذكر تربيتي و روان شناختي:
    1-دقت بفرماييد حياي ممدوح و مذموم را با هم اشتباه نگيريد. اين كه دختري بخواهد براي آينده خود تصميم بگيرد و صفات خواستگار را بررسي كند مورد پسند عقل و شرع است انچه ناپسند است اصرار بي جا و بي منطق براي پاسخ مثبت دادن به خواستگار است.
    2- اگر خانواده هم بپذيرند با توجه به آمار وحشتناك طلاق هاي فيزيكي و خاموش عقل حكم مي كند كه شما و ان پسر و خانواده ها تلاش وافر كنند تا تحليل ها بر اساس معيار و ملاك و تناسب ها باشد.
    3- دقت كنيد گفتگوهاي متعدد حضور و غيرحضوري شما با پسر تنها بخشي از فرايند شناخت است. براي تكميل شناخت عميق از ويژگي هاي اخلاقي، ديني، شخصيتي و... گفتگو با اعضاي خانواده، اقوام، همسايه، اهل محل و مسجد لازم است به اضافه اين كه مشاوره ازدواج مانند مكمل و در نهايت مهر استاندار بر شناخت قبلي است.
    4- اگر از نظر اقتصادي تفاوت زيادي داريد و خانواده نگرش ماديشان زياد است اگر هم او را به خاطر شما بپذيرند در متن زندگي ايشان اذيت خواهند شد چون نمي تواند انتظارات خانواده را برآورده كند. اگر خودتان هم بعد از ازدواج با مقايسه به زندگي اطرافيان توقعات خودتان را به صورت ناهشيار بالا ببريد ايشان له مي شوند و شخصيتشان خرد مي شود.




    ویرایش توسط حامی : ۱۳۹۵/۰۵/۱۶ در ساعت ۲۳:۱۸
    گفتم مرا غم تو خوشتر ز شادمانی
    گفتا که در ره ما غم نیز شادمان است

  7. صلوات ها 8


  8. #4
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۵
    نوشته
    6
    حضور
    7 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    23



    من نفهمیدم باید چیکار کنم؟

    ینی منطورتون اینه که الان پدر مادرم دارن درست میگن :-(
    منم میدونم که صلاحم رو میخوان اما مگه همه چی پوله

  9. صلوات ها 3


  10. #5

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۲
    علاقه
    دشمن شناسی - سرودن شعر
    نوشته
    6,121
    حضور
    136 روز 8 ساعت 4 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    19217



    نقل قول نوشته اصلی توسط broken نمایش پست ها
    من نفهمیدم باید چیکار کنم؟
    سلام و عرض ادب
    استاد به شما راهکار دادند

    من خلاصه و تیتر وار مینویسم که بهتر بتوانید بخوانید:
    نقل قول نوشته اصلی توسط حامی نمایش پست ها
    1 - بدون حالت تدافعي سخنانشان و استدلال هايشان را تا اخر بشنويد. يادداشت برداري كنيد و بعد از تأمل و مشورت در وقتي كه آرامش دارند نظر و تحليل خودتان را از آن سخنان بدون شرم به والدين يا هر كدام كه راحت تر هستيد، بيان كنيد. نقاط مثبت را تأكيد كنيد و نقاط قوت را نقد منطقي و محترمانه كنيد. اگر فكر مي كنيد كه به نتيجه نمي رسيد از ايشان در خواست كنيد كه براي هم انديشي و تصميمي درست يكي ديگر از «بزرگان مورد قبول و امين فاميل» در جمع شما حاضر شوند و يا اجازه بگيريد با ايشان مشورت كنيد يا زير نظر مشاور ازدواج اين موضوع را بررسي كنيد


    2 - حياي ممدوح و مذموم را با هم اشتباه نگيريد. اين كه دختري بخواهد براي آينده خود تصميم بگيرد و صفات خواستگار را بررسي كند مورد پسند عقل و شرع است انچه ناپسند است اصرار بي جا و بي منطق براي پاسخ مثبت دادن به خواستگار است


    3 - گفتگوهاي متعدد حضور و غيرحضوري شما با پسر تنها بخشي از فرايند شناخت است. براي تكميل شناخت عميق از ويژگي هاي اخلاقي، ديني، شخصيتي و... گفتگو با اعضاي خانواده، اقوام، همسايه، اهل محل و مسجد لازم است به اضافه اين كه مشاوره ازدواج مانند مكمل و در نهايت مهر استاندار بر شناخت قبلي است


    4 - اگر خودتان هم بعد از ازدواج با مقايسه به زندگي اطرافيان توقعات خودتان را به صورت ناهشيار بالا ببريد ايشان له مي شوند و شخصيتشان خرد مي شود. پس ببینید این اختلاف تا چه حد است و نگاه خودتان به مسائل اقتصادی چگونه است


    آن حرفی که بین مردم خریدار دارد حرف حق نیست
    بلکه حرفی است که با
    داد گفته شود. چه حق باشد ، چه نباشد



  11. صلوات ها 5


  12. #6

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۳
    علاقه
    ❤خدا و ائمه تنها کسایین که دارم❤
    نوشته
    734
    حضور
    36 روز 9 ساعت 33 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2995



    سلام خواهر گلم

    دوست خوبم فقط یه نکته میگم : خواهش می کنم خواهش می کنم و خواهش می کنم تمام تلاشت رو بکن تا فقط چند ساعت احساست رو بزاری کنار ( می دونم خیلی سخته و ما خانما کلا یه قسمت از تفکراتمون رو احساسمون گرفته ولی ما هرکاری بخوایم می تونیم بکنیم ) و بعد...

    به اون آقا و شرایطش فکر کنی

    به حرفای خانوادت فکر کنی

    به این فکر کنی که اون آقا واقعا مناسب شما و خانوادتون هستن؟

    اگه اون آقا اظهار علاقه نمی کرد آیا باز هم شما به ایشون علاقه مند می شدید؟

    خودتون رو از لحاظ قناعت در چه حدی می دونید؟

    آیا انقدر پخته و ساخته هستید که با شرایط سخت زندگی کنید و از عشق و علاقتون به همسرتون کم نشه و تبدیل به زن غری نشید؟

    چقدر شناخت از اون آقا دارید؟

    از کجا می دونید برای شما هم وصال قبرستان عشق نشه؟

    اصلا چقدر تفاوت های مرد و زن رو می دونید و برای ازدواج آمادگی دارید؟

    چقدر تاثیر خانواده ها رو در ازدواج مورد بررسی قرار دادید؟ می دونید خیلی از طلاق ها برای دخالت خانواده ها در زندگی هست؟ این خیلی مهمه خواهشا نگید مهم اینکه ما همدیگه رو بخوایم چیکار داریم به خانواده ها، اونم برای دختر که از طرفی اگه از جانب خانواده همسرش پذیرفته نشه خیلی سخته براش و از طرفی اگه خانواده خودش همسرش رو نپذیرن اگه تاثیرپذیر باشه ممکنه کم کم تو رابطه اش با همسرش هم دچار مشکل بشه

    از فراموش نکردنش هم نترس، مطمئن باش خدا بهترین رو برای هر انسانی رقم می زنه همه رو بسپار به خدا و در کنارش علم و آگاهی خودت رو بالا ببر و تلاش هایی در حد معقول انجام بده ، با این شرایط حتی اگه نشد هم ته دلت قرص هست و با اطمینان به خدا و توکل اون احساس هم کم کم محو میشه به شرطی که خودت قوی باشی و به افکارت مسلط باشی

    برات آرزوی خوشبختی می کنم
    بگــــــذآر تمـــآم دنیا بد وبیرآهه بگویند!

    به خــــــودت...

    به چـــــــــــآدرت...

    به سیـآه بودنش...

    می ارزد به یک لبخند رضآیت مـــــــــــــدی فاطمـــــه(س)

  13. صلوات ها 6


  14. #7
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۵
    نوشته
    6
    حضور
    7 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    23



    منم میدونم بابا ممانم به فکر منن و هیچ وقت چیزی جز خوشبختی من نمیخان
    اما اگر بخوام با ملاک های اونا ازدواج کنم فقط باید منتظر یه خواستگار بنز سوار باشم که پولش از پارو بالا میره
    نه فقط این اقا بلکه همه رو رد میکنن

    مگه یه دختر از خدا چی میخواد؟؟؟؟؟؟؟ یه زندگی خوب و سالم و پر از عشق و محبت

    الان همه پسرای مجرد تو این سن یه مشکلی دارن
    یا پولشون کمه یا سوادشون یام سنشون بالاست ولی پول و سواد دارن

    من دوست ندازم همسرم بغل گوشااش موهای سفید داشته باشه
    انقدر اختیار رو که دارم دیگه؟
    مگر مادر من در سختی های مالی صبر نکرد
    مگر این همه مادر و زن و دختر تو جامعه ما که وضع اقتصادیش خرابه صبر نمی کنن؟
    مگه من از اول در ناز و نعمت بزرگ شدم ککه بخوام در ناز و نعمت زندگی کنم
    اگر بخوام

  15. صلوات ها 3


  16. #8

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    20,860
    حضور
    212 روز 23 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    245
    آپلود
    8
    گالری
    585
    صلوات
    151465



    نقل قول نوشته اصلی توسط broken نمایش پست ها
    اما مگه همه چی پوله
    سلام بر شما
    نه همه چيز پول نيست ولي اگر نگرش غالب والدين مادي باشد و از او انتظارات بالا داشته باشد ايشان در زندگي شما اذيت مي شوند
    در مشاوره ها هم زياد مي بينيم كه دختري اول شرايط پسر را مي پذيرد ولي چون از نظر مالي در رفاه بوده بعد از اين كه وارد زندگي شد شروع مي كند به ايراد گرفتن، اعلام نارضايتي از زندگي و شوهر، مقايسه ها و سركوفت زدن.
    به هر حال اگر مي بينيد كه تناسب هاي لازم برقرار است و خانواده سخت گيري مي كنند چاره اي نيست كه خودتان بيشتر دفاع كنيد و از خانواده بخواهيد بدون بررسي رد نكنند و زير نظر مظاور ازدواج باشيد. نيز كمك از واسطه هاي امين و مورد قبول خانواده تسهيل گر است

    گفتم مرا غم تو خوشتر ز شادمانی
    گفتا که در ره ما غم نیز شادمان است

  17. صلوات ها 7


  18. #9

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۳
    نوشته
    1,118
    حضور
    37 روز 21 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    10
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3880



    نقل قول نوشته اصلی توسط broken نمایش پست ها
    میگن پسرها زود تو روابط عاشقونه سرد میشن به خصوص کسایی که خواستکاری میکنن و جواب نمی گیرن.
    من هرجا رفتم همون دفعه اول جواب منفی میشنیدم زده میشدم از طرفم.حالا باز خوبه این دو سه بار اومده.راست میگن این جمله را.



    نقل قول نوشته اصلی توسط broken نمایش پست ها
    دوستام میگن اگه یه پسری رو دوستش داشته باشی تا آخر عمر نمیتونی فراموشش کنی
    امان از دست این دوستا یجوری حرف میزنن انگار 50-60 سالشونه و نتونستن فراموش کنن.وقتی خودشون تجربه نکردن چطوری این حرفو میزنن؟!بعدشم شما هنوز رابطه ای برقرار نکردین و فقط دیدین همدیگرو و حرف زدین.اگه با هم رابطه ی نزدیکتری داشتین مثل دوست دختر دوست پسری ، اون موقع میشد گفت فراموش کردنش سخت میشه.مخصوصا اگه رابطه جنسی برقرار بشه بین دختر و پسر فراموش کردنش برای دختر خیلی خیلی سخته که خداروشکر به اونجا نرسیدین.پس نگران موضوع فراموش کردن نباشین.و اینکه میگن خونوادش خوب نیستن.دلیلشو از پدر مادرتون بپرسین.
    چون واقعا خونواده ی بد داشتن تموم اون عشق و علاقه ی بینتون را از بین میبره.نگین کاری به خونوادش ندارم و میخام با خودش زندگی کنم.این دیدگاه اشتباس.چون تاثیر میزارن.خونواده ها خیلی مهم هستن.
    غم، مگر جز خاطر من، منزل و ماْوا نداری؟

    خوش بیا...خوش بیا...آسوده بنشین، بر دلم
    گر جا نداری…!

  19. صلوات ها 8


  20. #10

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۴
    نوشته
    744
    حضور
    13 روز 17 ساعت 56 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3344



    نقل قول نوشته اصلی توسط broken نمایش پست ها
    می ترسم اگر این بار هم خواستگاری کنه و پدر و مادرم به بهانه هایی مثل پول و کار با حقوق خوب ردش کنن دیگه سمت من نیاد!
    مسلما خانواده شما صلاح شما رو میخوان که به این چیزا هم توجه دارن


    نقل قول نوشته اصلی توسط broken نمایش پست ها
    دوستام میگن اگه یه پسری رو دوستش داشته باشی تا آخر عمر نمیتونی فراموشش کنی هرچقدر هم که بخوای و تلاش کنی
    من بهتون قول میدم اگه انتخابتون در ازدواج عقلانی باشه و درست

    این آقا پسر سهله هیچ کی تو دنیا یادتونم نمیوفته

    فقط و فقط همسرتون ملکه ذهن و قلبتون میشه پس نگران این چیزا نباشین


    من قبل ازدواج همیشه سعی میکردم با دید منطقی به همه چی نگا کنم حدالامکان سعی میکردم احساسی نباشم موفق هم شدم

    منتهی ازدواج کلا یه چیز متفاوته هر چیم عاقل باشی هر چیم روشن فکر باشی وقتی ازدواج میکنی و وارد

    یه زندگی میشه همه چی رو لمس میکنی

    اگه انتخاب من درست نبود مطمئنا به مشکل بر میخوردم چون اصلا درکی از واقعیت های زندگی نداشتم تا این که تجربش کردم

    شما هم مراقب باش با احساساتت این درک برات سخت نشه

    فقط دوست داشتن کافی نیست اجازه بدین پدرو مادرتون تصمیم درست رو بگیرن

    کار و درامد چیز کمی نیست که بخواین راحت ازش بگذرین


    كـــــــــاش
    قلبـــها انقدر صــــاف بــــود

    كه قبـــــل از پاييـــــن آمدن
    دستــــها

    دعــــا ها
    مستــــجاب ميــــشد

  21. صلوات ها 2


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 3

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود