جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: ملاک تعیین تکلیف

  1. #1

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۲
    نوشته
    266
    حضور
    10 روز 22 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    709

    ملاک تعیین تکلیف




    سلام و ادب
    درباره ملاک تکلیف شرعی از آیاتی ملاک تکلیف به قدر وسع برداشت میشود؛این درحالیست که در ایاتی دیگر مثل یکی از جنگهای پیامبر که وضعیت هوا فوق العاده گرم و زمین خیلی داغ بود مسلمانان وظیفه جهاد داشتند و در ایه ای دیگر طالوت به سربازان خود دستور میدهد که فقط به قدر کف دست میتوانید اب بخورید و عده زیادی از سربازان در اعتراض خود گفتند که این کار فوق طاقت ماست .
    با این حساب ملاک تکالیف شرعی چیست؟ایا تکلیف به قدر وسع فقط در پاره ای از احکام صادق است؟


  2.  

  3. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,523
    حضور
    174 روز 19 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58304



    با نام و یاد دوست







    ملاک تعیین تکلیف








    کارشناس بحث: استاد مسلم

  4. صلوات


  5. #3

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۹
    علاقه
    مولا و مقتدای آزادمردان جهان، امیرالمومنین(ع)
    نوشته
    2,033
    حضور
    57 روز 10 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    4544

    جمع بندی




    سوال:
    با این حساب ملاک تکالیف شرعی چیست؟ایا تکلیف به قدر وسع فقط در پاره ای از احکام صادق است؟



    پاسخ:
    با سلام و احترام

    بله همان طور که شما فرمودید قرآن کریم می‌فرماید: «لا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلاَّ وُسْعَها»؛ خداوند کسی را بیش از وسعش امر نمیکند»(1) اما باید دقت بفرمایید مراد قرآن کریم در این آیه شریفه، این است که تکالیفی که خداوند بر عهده انسان نهاده اولا در فهم او است و ثانیا از عهده او بر می آید، نه اینکه مثلا او را تکلیف کرده باشد که در یک لحظه چند جا حاضر باشد.(2)
    پس این سوال شما که اسلام که دین سهل و آسانی است چرا در برخی تعالیم آن سختی و حرج وجود دارد، اگرچه سوال به جایی است، اما این سوال از آیه بر نمی‌آید.
    در هر صورت به سوال شما پاسخ های متعددی داده شده که به دو دسته تقسیم می‌شوند:

    اول: هیچ کدام از قوانین اسلام سختی ندارند.
    برخی چون علامه بحرالعلوم(ره) معتقد هستند احکامی که توسط اسلام وارد شده است هیچ کدام عنوان سختی ندارند، چرا که سختی احکامی پون جهاد، سختی ای است که مردم در حالت عادی هم این امور را انجام داده، و سختی آن را تحمل می‌کند، یعنی لزوما ربطی به دین ندارد، مثلا در جنگ و جهاد همه مردم ولو به نیّات مادی آن را متحمل می‌شوند، پس این سختی را اسلام جعل نکرده است.(3)

    دوم: بعضی قوانین اسلام استثناء شده، و سختی دارند.
    این دیدگاه به چند صورت تقریر شده است:

    الف)
    سختی و حرج در تمامی احکام اسلامی نفی شده است مگر پاره‏ اى از دستورات كه ذاتا مشكل است، و بايد بخاطر مصالح مهمى كه در كار است آن مشكلات را تحمل كرد همانند حكم جهاد با دشمنان، سختی در این اعمال استثناء شده است.(4)

    ب)
    اصلا تکلیف به همراه خود سختی دارد و منظور اسلام از اینکه شریعت اسلام آسان و سهل است این است که هر حکمی متناسب با خودش و سختی عادتا که دارد که قابل نفی نیست، مثلا بالاخره بیدار شدن برای نماز صبح یک سختی عرفی دارد، اما سختی بیش از آن نفی شده است؛ یعنی اگر کسی بیمار است و نمی تواند راه برود آن سختی اضافه بخشیده شده و می‌تواند نشسته و یا خوابیده در بستر نماز بخواند.(5)

    ج)
    منظور از نفی سختی در دین، سختی‌های بیهوده است که ثمره ای بر آنها مترتب نیست، یعنی خدا بیهوده بر کسی سخت نمی‌گیرد، هدف خدا سخت گرفتن نیست همان‌طور که می‌فرماید: « يُرِيدُ اللَّهُ بِكُمُ الْيُسْرَ وَ لَا يُرِيدُ بِكُمُ الْعُسْر»؛ خداوند، راحتى شما را مى‏خواهد، نه زحمت شما را(6)
    اما طبق قاعده «اهم و مهم» وقتی مصلحتی در عملی باشد که نسبت به سختی آن برتری دارد، خب طبیعتا قاعده اهم و مهم می‌گوید تشریع چنین حکمی حکیمانه و منطقی است، ولی هدف از جعل حکم، آن مصلحت است، نه سختی آن، همانطور که قرآن کریم می‌فرماید: «ما يُرِيدُ اللَّهُ لِيَجْعَلَ عَلَيْكُمْ مِنْ حَرَجٍ وَ لكِنْ يُرِيدُ لِيُطَهِّرَكُمْ وَ لِيُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَيْكُمْ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ»؛ خدا نمى‏خواهد [با احكامش‏] بر شما تنگى و مشقت قرار دهد، بلكه مى‏خواهد شما را [از آلودگى‏ها] پاك كند و نعمتش را بر شما تمام نمايد، تا سپاس گزاريد (7).

    شهید مطهری(ره) نیز در این خصوص می‌فرمایند:
    «خدا براى تربيت و پرورش جان انسانها دو برنامه تشريعى و تكوينى دارد و در هر برنامه، شدائد و سختيها را گنجانيده است. در برنامه تشريعى، عبادات را فرض كرده و در برنامه تكوينى، مصائب را در سر راه بشر قرار داده است. روزه، حج، جهاد، انفاق، نماز، شدائدى است كه با تكليف ايجاد گرديده و صبر و استقامت در انجام آنها موجب تكميل نفوس و پرورش استعدادهاى عالى انسانى است‏(اين مطلب با نفى حرج و دشوارى در دين كه جزء مطالب مسلّم و قطعى است منافات ندارد؛

    زيرا مقصود از نفى حرج اين نيست كه در دين، تمرين و تكليف وجود ندارد؛ بلكه مقصود اين است كه در دين، دستورهايى كه مانع پيشرفت انسان باشد و مزاحم فعاليت صحيح باشد وجود ندارد. قوانين دينى طورى وضع شده است كه نه دست و پاگير است و نه تنبل پرور)(8)

    پس وقتی جایی تحمل دشواری جسمی، موجب تکامل معنوی، و روحی انسان می شود، مهم تر تکامل روحی است، یا وقتی شرایط به گونه ای است که اصل اسلام در خطر است، اینجا مهمترین چیز حفظ اسلام است، ولو به قیمت کشته شدن خود انسان و اسارت اهل بیتش، همان طور که امام حسین(ع) در عمل نشان داد و سربلندی در سخت ترین امتحان الهی را به رخ بشریت کشید.

    د)
    دفع سختی حداکثری با سختی حداقلی
    اینطور نیست که اگر انسان ها در جهاد این سختی را تحمل نکنند به دنبال آن آسایش بیاید، بلکه اگر جهاد نروند و سختی بر بخشی تحمیل نشود، این سختی بر همه تحمیل می شود؛ همان طور که کسانی که برای راحتی و آسایش دنیوی امام حسین(ع) را یاری ندادند بعد از شهادت امام حسین(ع) تاوان به مراتب سنگین تری پرداخت کردند، در امثال واقعه حرّه و حمله به مکه، و روی کار آمدن مصعب بن زبیر و حجاج بن یوسف و ادامه تاریخ؛ پس اسلام خواهان عسر و حرج نیست، اما می گوید اگر از ناحیه شرایط اجتماعی و جغرافیای عسر و حرجی بر شما وارد آمد، برای دفع عسر حداکثری، عسر حداقلی را با جان و دل بپذیرید.

    بنابراین این که اسلام به جهاد و تحمل سختی های آن فرمان داده، سختی های آن مد نظر اسلام نیست، اسلام به دنبال حفظ اسلام و جامعه مسلمین است، به دنبال آسایش و رفاه عمومی است، مانند هر جامعه ای که سختی جهاد را به تن می‌خرد تا آسایش عمومی فراهم کند؛ اسلام فقط به این سختی رنگ تقدس داده است؛ و این که طالوت به سربازانش گفت زیاد آب ننوشید، نه اینکه می‌خواست بی جهت بر ایشان سخت بگیرد و ایشان را آزار دهد، بلکه در این سختی اندک، مصلحتی عظیم تر وجود داشته است، و آب خوردن زیاد توان جنگیدن را از ایشان می‌رفته است، همان‌طور که اکثریت با خوردن آب از ادامه همراهی طالوت بازماندند.


    __________________________
    1. بقره:2/286.
    2. طباطبایی، محمد حسین، ترجمه المیزان، ج2، ص684.
    3. فاضل لنکرانی، محمد جواد، قاعده لاحرج، ص109.
    4. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج4، ص295.
    5. قاعده لاحرج، ص128.
    6. بقره:2/185.
    7. مائده:5/6.
    8. مطهری، مرتضی، مجموعه‏آثار، ج‏1، ص: 179.
    ویرایش توسط مدیر تدوین : ۱۳۹۵/۰۷/۳۰ در ساعت ۰۲:۵۳
    ملاک تعیین تکلیف

    «امام علی(سلام الله علیه): مَنْ أَصْلَحَ أَمْرَ آخِرَتِهِ أَصْلَحَ اللَّهُ لَهُ أَمْرَ دُنْيَاهُ»
    نهج البلاغه، کلمات قصار، شماره 89

    ((هر کس آخرتش را اصلاح کند، خداوند دنیایش را اصلاح خواهد کرد))

  6. صلوات ها 3


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. جمع بندی خودمان انتخاب کردیم کی و کجا به دنیا بیاییم
    توسط ahmad1811367 در انجمن خلقت انسان
    پاسخ: 11
    آخرين نوشته: ۱۳۹۳/۰۷/۲۷, ۱۹:۲۷
  2. پاسخ: 1
    آخرين نوشته: ۱۳۹۳/۰۲/۳۱, ۱۸:۳۶
  3. جمع بندی شستن ناحیه پایین تر دست اشکال دارد؟
    توسط felfely در انجمن وضو
    پاسخ: 2
    آخرين نوشته: ۱۳۹۳/۰۱/۱۵, ۱۸:۲۱
  4. پاسخ: 2
    آخرين نوشته: ۱۳۹۲/۱۰/۱۰, ۲۰:۰۰

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 1

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود