جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: سوالات کمرشکن از مراجع شیعه (خطبه ۶۷ نهج البلاغه) سوال 5

  1. #1

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,906
    حضور
    84 روز 15 ساعت 16 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40521



    سوال پنجم:

    پس از رحلت نبی اکرم صلی الله علیه وسلم ، انصار و مهاجرین در سقیفه بنی ساعده گرد آمدند و با شورای ایجاد شده، حضرت ابوبکر رضی الله عنه را به خلافت برگزیدند.
    روافض دائم بر این تجمع صحابه زبان اعتراض می گشاید و آنرا توطئه ای علیه حضرت علی علیه السلام جهت غصب خلافت الهی می داند!! چنانچه به علما و مراجع رافضی بگویی چرا حضرت علی علیه السلام در سقیفه حاضر نشد تا از حق خود دفاع کند؟

    در پاسخ می گویند که حضرت علی مشغول تدفین و غسل دادن پیامبر اسلام بوده و داشته به وصیت ایشان عمل می نموده و بنابراین نتوانسته در سقیفه بنی ساعده حاضر شود(و در معقول ترین حالات می گویند ایشان نمی دانستند، که در این صورت مساله علم غیب و سایر قضایا پیش می آید!) و اما سوال ما این است: چرا حسین حج خود را رها کرد و آنرا نیمه تمام گذاشت تا به دعوت مردم کوفه به آنجا برود و به زعم شما خلافت الهی خود را از یزید غاصب پس بگیرد؟!!

    علی هم می توانست غسل و تدفین نبی اکرم صلی الله علیه وسلم را رها کند و به سقیفه برود تا از حق الهی خود دفاع کند. آیا فریضه حج، کمتر از غسل پیامبر صلی الله علیه وسلم بود که دیگری نیز می توانست آنرا انجام دهد؟
    چنانچه پاسخ دهند که علی علیه السلام داشته به وصیت پیامبر صلی الله علیه وسلم عمل می کرده است در پاسخ می گوئیم که وصیت و امر الهی در این مهمترین اصل دین(ولایت و خلافت به زعم شما) مهمتر است یا تدفین و غسل دادن بدن پیامبر صلی الله علیه وسلم ؟!!
    شما امامت و خلافت حضرت علی(ع) را دستوری الهی و بسیار مهم می دانید و حتی فجایعی چون عاشورا و شهادت امامان و غیبت امام زمان و گمراهی مسلمین امروزی را بخاطر همان غصب خلافت در سقیفه می دانید، خوب جلوگیری از به وجود آمدن این همه انحرافات در اسلام، مهمتر بوده یا غسل دادن پیامبر صلی الله علیه وسلم ؟!!!
    آیا هیچکس دیگر در آنجا نبود که پیامبر را غسل کند؟

    ما می دانیم که جسد پیامبر صلی الله علیه وسلم پس از سه روز دفن می گردد و بنابراین حضرت علی علیه السلام می توانسته براحتی به سقیفه برود و سپس برای غسل و تدفین پیامبر صلی الله علیه وسلم بازگردد.
    حتی علی علیه السلام می توانسته لااقل یک نایب از جانب خود به سقیفه بفرستد تا از حقش دفاع کند یا حتی خود به سقیفه می رفت و یک نایب در خانه پیامبر صلی الله علیه وسلم می گذاشت، ولی هیچکدام از این کارها انجام نشده است.

    امام حسین حج خود را رها می کند، حج که عبادت و عملی فردی است، ولی تدفین پیامبر صلی الله علیه وسلم را دیگران نیز می توانسته اند انجام دهند.
    به عقیده رافضیان، حضرت علی علیه السلام مجهز به علم غیب بوده و بنابراین به راحتی و از قبل می توانسته متوجه توطئه صحابه شود و با تدبیری هوشمندانه و با استفاده از امدادهای غیبی و علم بی نهایت ولایت و کمک فرشتگان و کرامات و معجزات بیشمار و داشتن علوم گذشته و آینده، جلوی غصب خلافت الهی در سقیفه را بگیرد و چنانچه علمای رافضی طبق معمول بگویند که امام، همه جا به علم غیب خود رجوع نمی کند!!(یک طنز عجیب!) در پاسخ می گوئیم می شود بفرمائید چه جایی مهمتر از اینجا می باشد؟!!

    چطور امام زمان شما در وسط بیابان برای یک نفر شیعه ظاهر می شود؟!! و یا امامان دیگر برای یک نفر شیعه انواع کارها و معجزات عجیب را انجام می دهند؟!!
    ولی در جایی به این مهمی که خلافت برای همیشه غصب می شده و باعث فجایعی چون عاشورا و شهادت امامان و گمراهی امت اسلامی می شده، می بینیم که حضرت علی علیه السلام از علم خود استفاده نکرده؟!!
    آیا لطیفه ای به این بامزگی شنیده بودید؟!!!!
    شما فقط سه پاسخ دارید یا بگویید حضرت علی نمی دانسته که علم غیب و عصمت منتفی می شود (ضمنا این سئوال پیش می آید که چطور ابوبکر و عمر که کنار علی بودند فهمیدند؟)

    و یا بگویید می دانسته ولی نرفته که می فهمیم خلافتی در کار نبوده! یا اینکه بگویید شستن جسد پیامبر اسلام (که صدها نفر دیگر برای اینکار صف کشیده بودند!) مهمتر بوده که من فکر نمی کنم در عصر حاضر، مغز مردم چنین پاسخهایی را قبول کند! (در ضمن مراجع رافضی پاسخهای بی ربط دیگری را نیز ردیف می کنند، مثلا می گویند: با اینکه امامان و پیشوایان معصوم از حوادث و گرفتاری ها آگاه بودند و علم غیب داشتند، اما نباید مشکلات زندگی خود را با استفاده از این سلاح غیبی برطرف سازند و علل و انگیزه ی حوادث ناگوار را با استفاده از این علم و آگاهی خنثی کنند و گره خصومت و اختلاف با افراد را با این آگاهی بگشایند و از این ابزار برنده و قوی زمانی میتوانند استفاده کنند که با اذن و اراده ی الهی توام و همراه باشد و اذن الهی غالبا در زمانی است که ولی زمان با اعمال این ابزار، نبوت و پیوند خود را با مقام ربوبی ثابت و مبرهن سازد، نه در هر کار شخصی……)

    در پاسخ به روافض باید گفت: واقعا که شما خودتان را به خواب زده اید و یا اینکه مردم را خیلی احمق حساب کرده اید، سوال ما پیرامون غصب مقام الهی و سرپیچی از دستور خداوند است که به زعم شما باعث گمراهی امت اسلامی شده است، آنگاه شما این موضوع حساس و مهم را با مشکلات زندگی امام و کارهای شخصی وی و خصومت او با دیگران قیاس می کنید و دست به چنین یاوه گویی های هذیان آوری می زنید!! و می گویید: امام نباید مشکلات زندگی خود را با استفاده از این سلاح غیبی برطرف سازد!!! (و بطور کلی منظورتان این است که امام در هر جا از علم غیب خود استفاده نمی کرده!!)
    واقعا جای بسی تاسف است که اینقدر جاهل هستید و حاضر به قبول حقیقت نمی شوید و تنها می خواهید به هر طور ممکن و با هر مزخرفی که شده از مواضع خود دفاع کنید.
    (یا می بینیم که مراجع رافضی می گویند: پیامبر صلی الله علیه وسلم نیز در دوران رسالت خود می توانست سلامت فرزند خویش ابراهیم را باز گرداند ولی هرگز از سلاحهایی چون اعجاز و دعای مستجاب و آگاهی غیبی استفاده ننمود!!)

    در پاسخ باید گفت: این نیز قیاسی نابجاست و همانطور که قبلا نیز گفتم، غصب خلافت و منصب الهی و گمراهی مسلمین، ربطی به این قضایا ندارد.(مراجع رافضی می گویند: این اسباب و ابزار غیر عادی(مانند علم غیب) برای اهداف دیگری به پیامبر… داده شده است و هکذا درباره زندگی معصومین زمانی که مشاهده می کنیم، می بینیم که راه و رسم زندگی آنان با افراد دیگر چنان تفاوتی نداشته است، همانند آنان مریض و بیمار میشدند به تجویزهای پزشکی و داروهای آنان متوسل می گشتند و در مسائل اجتماعی و در نبرد و جهاد از ابزار طبیعی و علوم عادی استفاده میکردند و پیوسته گروهی را اعزام میکردند تا جریانها را برای آنها گزارش کنند، این همه به خاطر این است که استفاده از وسیله اعجاز و مانند آن، جز در موارد خاص مجاز نبوده است.)

    خواننده گرامی توجه داشته باشد که این پاسخها نیز بی ربط هستند و همانطور که ملاحظه می کنید، مراجع رافضی مسائل عادی و روزمره و بی اهمیت امامان را با غصب منصب الهی ایشان قیاس می کنند، غصب منصبی که به زعم شما باعث گمراهی امت اسلامی شده و شما حتی حوادثی چون کربلا و شهادت امامان و غیبت امام زمان را نیز به سقیفه بنی ساعده مرتبط می کنید و می گویید غصب خلافت عامل این انحرافات شده است. خوب آیا این علم غیب امام، نمی بایست در جایی به این مهمی دخالت کند و به کار آید؟! (پاسخهای دیگر مراجع مدعی تشیع این است که همه اینها نشانگر مظلومیت حضرت علی است که حتی خودش نیز فرموده: نگاه کردم دیدم که برای گرفتن حق خود یاوری جز خاندان خویش ندارم و اگر اقدام میکردم همه کشته میشدند و لذا به مرگ آنان راضی نشدم…….)

    در پاسخ می گوییم: سوال ما پیرامون حضور نداشتن حضرت علی در سقیفه است و آیا حضور او در آنجا باعث مرگ وی می شده است؟! شما که می گویید صحابه پس از سقیفه به خانه وی هجوم بردند و آنجا را آتش زدند و حتی همسر وی را نیز به شهادت رساندند!! خوب با این تفاسیر معلوم می شود ایشان به هر حال اقدام به قتل وی می کرده اند، بنابراین آیا بهتر نبود که خود امام در سقیفه حاضر می شد و لااقل از حق خود دفاع می نمود تا حجت بر همگان تمام شود؟
    و چنانچه شما عدم بیعت با ابوبکر را عامل هجوم صحابه به خانه وی و شهادت حضرت فاطمه می دانید که باز دچار تناقض می شوید، چون ما می گوییم آیا بیعت نکردن و ایستادن در برابر خلیفه و اطرافیانش از حضور در سقیفه آسانتر بوده است؟!! آیا حضرت علی در سقیفه حاضر نمی شود و از علم غیب خود نیز استفاده نمی کند و حتی نائب خود را بدانجا نمی فرستد، ولی از آن طرف تا جایی پیش می رود و مقاومت می کند که خانه اش را به آتش می کشند و همسرش را هم می کشند؟!!

    (آیا اینها نزد شما معقول و منطقی هستند؟! پس می بایست به عقل شما شک کرد.) یا می بینیم که مراجع رافضی بجای پاسخ مستقیم به اصل سوال می روند سراغ موارد دیگری همچون اینکهآیا در این مطلب فکر کرده اید که چرا در شورای سقیفه بنی ساعده به علی علیه السلام خبر ندادند و از آن حضرت طلب مشورت نکردند؟ آیا غیر از این است که می خواستند حق مسلم آن حضرت را غصب کنند؟
    و چرا حرمت پیامبر صلی الله علیه وسلم را حفظ نکردند در حالیکه جنازه مبارک پیامبر صلی الله علیه وسلم به خاک سپرده نشده بود، اهل بیت آن حضرت را رها کردند و دنبال مقام و ریاست و هواهای خود رفتند؟)

    در پاسخ باید گفت: جواب سوال ما چه شد؟ فعلا سوال پیرامون عدم حضور حضرت علی در سقیفه و عدم استفاده از غیب است؟ و چطور حضرات ابوبکر و عمر(که فاقد علم غیب بوده اند و همانجا کنار علی بودند) توانستند آنجا حاضر شوند، ولی حضرت علی نتوانست؟ (و البته همه اینها در اصل سوال آمده، ولی متاسفانه مراجع رافضی هنگام پاسخ به روی مبارک نمی آورند.)

    و اینکه می گویید چرا اهل بیت را رها کردند و دنبال مقام و ریاست رفتند؟ باید گفت اینها زاییده ذهن مشوش و بیمار شماست که چون برای اهل بیت مقامی الهی قائل شده اید، اینگونه قضاوت می کنید و مگر ایشان اهل بیت را وسط بیابان رها کردند یا در میان دشمنان با شمشیرهای برهنه رها کردند؟ و مگر در آن زمان کسی برای عمر و ابوبکر نامه دعوت فرستاد؟

    خود شما دائما به احادیثی استناد می کنید که مسلمان نباید یک شب را بدون امام باشد و بودن امام و رهبر را از واجب ترین واجبات می دانید، ولی همانطور که گفتم چون ذهنی گمراه دارید این امام را من عندالله و از اهل بیت می دانید و می گویید چرا اهل بیت را رها کردند و خودشان برای ریاست رفتند؟ باید گفت ما نیز انتصاب خلیفه توسط شورای مسلمین را بسیار ضروری می دانیم و به همین خاطر حضور فوری صحابه پس از رحلت نبی اکرم صلی الله علیه وسلم را بخوبی درک می کنیم که البته اینها برای شما قابل درک نیست، چون پایه عقاید خود را اشتباه و بر مبنایی دروغ و کج گذاشته اید.

    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  2.  

  3. #2

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    علاقه
    تاریخ و شعر
    نوشته
    3,146
    حضور
    46 روز نامشخص
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    10551



    نقل قول نوشته اصلی توسط رضا نمایش پست ها
    چنانچه به علما و مراجع رافضی بگویی چرا حضرت علی علیه السلام در سقیفه حاضر نشد تا از حق خود دفاع کند؟

    در پاسخ می گویند که حضرت علی مشغول تدفین و غسل دادن پیامبر اسلام بوده و داشته به وصیت ایشان عمل می نموده و بنابراین نتوانسته در سقیفه بنی ساعده حاضر شود(و در معقول ترین حالات می گویند ایشان نمی دانستند، که در این صورت مساله علم غیب و سایر قضایا پیش می آید!)
    اولا: بله حضرت علی علیه السلام مشغول غسل پیامبر صلی الله علیه واله وسلم بودند. چرا که حضرت علی علیه السلام برای حضرت رسول صلی الله علیه واله وسلم ارزش قائل بودند ایشان همچون کسانی نبودند که پیامبرصلی الله علیه واله وسلم بفرماید لعن الله من تخلف جیش اسامه ولی اهمیت نداده و برگردند. ایشان از کسانی نبودند که به پیامبرصلی الله علیه واله وسلم بگویند ان الرجل لیهجر. ایشان از کسانی نبودند در صلح حدیبیه به پیامبری حضرت محمدصلی الله علیه واله وسلم شک کنند. ایشان از کسانی نبودند که در جنگ بدر همانند ابابکر به پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم بگوید به خدا توهین مکن(1)
    بله پیامبر صلی الله علیه واله وسلم و پیکر مطهرشان از هر چیز مهمتر بود. و باید به دیگران گفت که چرا پیامبرصلی الله علیه واله وسلم را دفن نکرده به سراغ جنگ و دعوای خلافت رفتند نه اینکه به کسی که احترام گذاشته بگویند چرا تو نیز بی احترامی نکردی؟؟؟!!!!!
    ثانیا: کسانی که از عشرتک الاقربین و دستور پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم نسبت به وصایت خبر داشتند، کسانی که از حدیث ولایت و بخشیدن خاتم و دستور قرآن نسبت به جانشینی پیامبرصلی الله علیه واله وسلم خبر داشتند. کسانی که غدیر را دیده بودند زیر پا گذاشته بودند با این حال در سقیفه به جنگ و دعوا برای خلافت می پرداختند آیا برفرض حضور حضرت علی علیه السلام حاضر می شدند خلافت را به ایشان تحویل دهند، کسانی که به سخن و دستور خدا و رسول خدا بی احترامی کرده و آن را نادیده گرفته بودند اگر حضرت علی علیه السلام به سقیفه هم می رفت اوضاع فرق نمی کرد یعنی آنان کار خود را می کردند و نهایت باید حضرت همان مصلحت اندیشی و سکوت را پیشه خود قرار می دادند که با عدم حضور در سقیفه انجام دادند پس رفتن و نرفتن ایشان فرقی نمی کرد و مصادره کنندگان خلافت حاضر بودند هر چیز را زیر پای خود بگذارند.
    ثالثا: در سقیفه بحث و جدل احسن نبود، مذاکره و مبارزه علمی نبود هنگام بیعت با اَبُوبَکْر در سَقِیفَة نزدیک بود سَعْد بْنِ عُبَادَة کشته شود و به نقل بُخاری به سوی سَعْد هجوم برده می‌شود. در این هنگام یکی از یاران سَعْد می‌گوید: «مراقب سَعْد باشید که لهش نکنید! (به نقل بُخاری: سَعْد را کشتید!)» و عمر می‌گوید: «او را بکشید، خدا او را بکشد!» (2)

    به نقل طَبَری عمر بالای سر سَعْد می‌ایستد و می‌گوید: «سعی داشتم آن گونه تو را له کنم که اعضایت از هم بپاشد!» و سَعْد ریش عمر را می‌گیرد و می‌گوید: «اگر فقط یک مو از ریشم بکَنی، بر نمی‌گردی مگر این که دندان سالم در دهانت نیست!» و بعد می‌گوید: «(اگر می‌توانستم) تو را به همان قومی که در میانشان بودی و تبعیت می‌کردی امّا مورد تبعیت نبودی، ملحق می‌کردم.» پس از آن حُباب بْنِ مُنْذِر رو به انصار می‌گوید: «اگر بخواهیم اینها را از مدینه بیرون می‌کنیم.» عمر پاسخ می‌دهد: «در آن صورت خدا تو را بکشد.» و حُباب بْنِ مُنْذِر هم در جواب او می‌گوید: «بلکه خودت کشته شوی!» (3)

    با این احوال اگر حضرت علی علیه السلام در آنجا حضور می یافت، همان کسانی که خطاب به انصار حدیثی آوردند که خلافت از آن قریش است و به حضرت علی علیه السلام بعدا گفتند پیامبر فرموده پیامبری و خلافت در یک خانواده جمع نمی شود. این حدیث را نیز در همان سقیفه خرج می کردند و برای بعد نمی گذاشتند حضرت علی علیه السلام یا مجبور به صبر بود به همان دلیلی که به سقیفه نیامده مجبور به صبر شد یا باید مقابله می کرد که علاوه بر محذوریت های موجود که ایشان را به صبر مجبور کرد این محذوریت نیز اضافه می شد که دشمنان اسلام، یهودیان، مشرکین تازه به دروغ مسلمان شده قریش و منافقین می گفتند ببینید صحابه پیامبرصلی الله علیه واله وسلم برای جانشینی به جان هم افتادند
    پس بهترین کار همین بود که حضرت علی علیه السلام انجام داد یعنی هم مانند دیگران بی احترامی به پیکر مطهر پیامبرصلی الله علیه واله وسلم نکرد و هم در درگیری موارد نشد که نتیجه آن معلوم بود و فقط زبان منافقین و دیگر دشمنان اسلام را دراز می کرد.
    1. تاريخ‏ طبري،ج‏2،ص:448
    2. صحیح بُخاری - ج 8 - ص 27 - 28،
    3. تاریخ طَبَری، ج 2، ص 459


    سوالات کمرشکن از مراجع شیعه (خطبه ۶۷ نهج البلاغه) سوال 5

  4. #3

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    علاقه
    تاریخ و شعر
    نوشته
    3,146
    حضور
    46 روز نامشخص
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    10551



    نقل قول نوشته اصلی توسط رضا نمایش پست ها
    چرا حسین حج خود را رها کرد و آنرا نیمه تمام گذاشت تا به دعوت مردم کوفه به آنجا برود و به زعم شما خلافت الهی خود را از یزید غاصب پس بگیرد؟!!
    امام حسین علیه السلام از ابتدا نیت عمره کرده بود نه حج واجب
    از امام صادق علیه السلام درباره کسی سؤال شد که در ماه‌های حج، عمره مفرده به‌جا آورده، سپس به شهر خود بازگشته است. امام فرمود: جایز است... حسین بن علی(ع)، روزه ترویه به سوی عراق رفت؛ در حالی که به عمره مفرده محرم شده بود(1)
    معاویة بن عمار گوید به امام صادق(ع) عرض کردم فرق عمره تمتع و مفرده چیست؟ امام فرمود: عمره تمتع با حج مرتبط است و کسی که عمره مفرده انجام می‌دهد هنگامی که آن را به پایان برساند، می‌تواند به هرجا که می‌خواهد برود و امام حسین(ع) در ذی الحجه عمره مفرده به‌جا آورد، سپس در روز ترویه به عراق رفت.(2)
    گذشته از آن برفرض اینکه امام حسین علیه السلام ابتدا نیت حج کردند و سپس تبدیل به عمره مفرده نمودند باز تشابه این عمل ایشان و عمل حضرت علی علیه السلام است
    با توجه به اینکه یزید قصد داشت امام حسین علیه السلام را در ایام حج ترور نماید امام حسین علیه السلام برای اینکه خونش بدون ثمر ریخته نشود از مکه بیرون آمد و به جایی رفت که خویش ثمر داشته باشد
    حضرت علی علیه السلام نیز به جایی نرفت که در صورت به شهادت رسیدن خونش ثمری نداشته باشد و مانند سعدبن عباده بگویند با خلیفه مخالفت کرد و اجنه او را کشتند.
    حرکت امام از مکه به کوفه در روز ترویه برای بسیاری ایجاد سؤال کرد و آنان از حضرت علت این کار را پرسیدند، از جمله ابن عباس، که حضرت فرمود: «کشته شدن در مکانى دیگر براى من دوست داشتنى‏تر از کشته شدن در مکّه است».(3)
    نیز به عبداللَّه بن زبیر فرمود: «به خداوند سوگند! اگر یک وجب خارج از مکّه کشته شوم، براى من دوست داشتنى‏تر است تا آن که داخل مکّه کشته شوم. به خداوند سوگند! اگر به لانه‏اى پناه برم، مرا از آن بیرون خواهند کشید تا آن چه را از من مى‏خواهند، به دست آورند».(4)
    نیز به برادرش محمد حنفیه، به صراحت از ترور خویش توسط یزید در محدوده حرم امن الهى سخن به میان آورد .(5) در بعضى از متون به صراحت آمده که یزید، عده‏اى را با سلاح‏هاى فراوان براى ترور امام به مکّه فرستاد.(6)
    ج) هتک حرمت حرم: اگر امام در حرم الهی (مکه) کشته می‌شد، حرمت حرم شکسته می‌شد، گرچه در این میان گناه بزرگ از آن قاتلان و جنایتکاران اموى باشد. حضرت این مطلب را در برخورد با عبداللَّه بن زبیر به صراحت بیان مى‏دارد.(7)

    1.کلینی، الکافی، ج۴، ص۵۴۵. طوسی، الاستبصار، ج۲، ص۳۲۷.
    2.کلینی، الکافی، ج۴، ص۵۳۵، طوسی، الاستبصار، ج۲، ص۳۲۸.
    3- ابن کثیر، البدایة و النهایة، ج 8، ص 159.
    4- وقعة الطف، ص 152.
    5- سید بن طاووس، لهوف، ص 82..
    6- همان،ص82.
    7 - ابن اثیر، الکامل فى التاریخ، ج 2، ص 546.

    سوالات کمرشکن از مراجع شیعه (خطبه ۶۷ نهج البلاغه) سوال 5

  5. #4

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    علاقه
    تاریخ و شعر
    نوشته
    3,146
    حضور
    46 روز نامشخص
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    10551



    نقل قول نوشته اصلی توسط رضا نمایش پست ها
    به عقیده رافضیان، حضرت علی علیه السلام مجهز به علم غیب بوده و بنابراین به راحتی و از قبل می توانسته متوجه توطئه صحابه شود و با تدبیری هوشمندانه و با استفاده از امدادهای غیبی و علم بی نهایت ولایت و کمک فرشتگان و کرامات و معجزات بیشمار و داشتن علوم گذشته و آینده، جلوی غصب خلافت الهی در سقیفه را بگیرد و چنانچه علمای رافضی طبق معمول بگویند که امام، همه جا به علم غیب خود رجوع نمی کند!!(یک طنز عجیب!) در پاسخ می گوئیم می شود بفرمائید چه جایی مهمتر از اینجا می باشد؟!!
    بله می دانستند و می دانستد که رفتنشان ثمری ندارد زیرا طرف مقابل آنقدر وقیح است که کار را به جنگ می کشاند و نهایت همان صبری را باید انجام دهند که با نرفتن به سقیفه انجام دادند.
    رفتن به سقیفه ثمری نداشت که ضرر هم داشت و در پستهای قبلی عرض شد.

    نقل قول نوشته اصلی توسط رضا نمایش پست ها
    چطور امام زمان شما در وسط بیابان برای یک نفر شیعه ظاهر می شود؟!! و یا امامان دیگر برای یک نفر شیعه انواع کارها و معجزات عجیب را انجام می دهند؟!!
    ولی در جایی به این مهمی که خلافت برای همیشه غصب می شده و باعث فجایعی چون عاشورا و شهادت امامان و گمراهی امت اسلامی می شده، می بینیم که حضرت علی علیه السلام از علم خود استفاده نکرده؟!!
    می توان چون از علم غیب استفاده کردند به سقیفه نرفتند نرفتند. در پستهای قبل توضح داده شد.

    نقل قول نوشته اصلی توسط رضا نمایش پست ها
    (یا می بینیم که مراجع رافضی می گویند: پیامبر صلی الله علیه وسلم نیز در دوران رسالت خود می توانست سلامت فرزند خویش ابراهیم را باز گرداند ولی هرگز از سلاحهایی چون اعجاز و دعای مستجاب و آگاهی غیبی استفاده ننمود!!)
    از دغل بازی های بحث این است که خود جوابی آبکی به شبهه بدهی و خود آن را رد کنی
    کسی چنین ادعایی نکرده ولی اگر ما بخواهیم از اینگونه سخنان بگوییم بهتر از این هم هست


    نقل قول نوشته اصلی توسط رضا نمایش پست ها
    شما که می گویید صحابه پس از سقیفه به خانه وی هجوم بردند و آنجا را آتش زدند و حتی همسر وی را نیز به شهادت رساندند!! خوب با این تفاسیر معلوم می شود ایشان به هر حال اقدام به قتل وی می کرده اند، بنابراین آیا بهتر نبود که خود امام در سقیفه حاضر می شد و لااقل از حق خود دفاع می نمود تا حجت بر همگان تمام شود؟
    نه خیر اقدام به قتل نکردند زیرا حضرت علی علیه السلام بنا بر وصیت پیامبرصلی الله علیه واله وسلم بحران را طوری مدیریت کردند که برای اسلام خطر نابودی در پیش نداشته باشد اگر در سقیفه نیز حاضر می شدند همین کار را باید می کردند.
    حجت نیز بارها بر همگان تمام شده بود در عشرتک الاقربین، در هنگام نزول آیه ولایت، در حدیث منزلت در جنگ تبوک، در خیبر و نهایتا در غدیر حجتی نمانده بود که تمام نشده باشد.

    سوالات کمرشکن از مراجع شیعه (خطبه ۶۷ نهج البلاغه) سوال 5

  6. #5

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    علاقه
    تاریخ و شعر
    نوشته
    3,146
    حضور
    46 روز نامشخص
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    10551



    نقل قول نوشته اصلی توسط رضا نمایش پست ها
    و چنانچه شما عدم بیعت با ابوبکر را عامل هجوم صحابه به خانه وی و شهادت حضرت فاطمه می دانید که باز دچار تناقض می شوید، چون ما می گوییم آیا بیعت نکردن و ایستادن در برابر خلیفه و اطرافیانش از حضور در سقیفه آسانتر بوده است؟!! آیا حضرت علی در سقیفه حاضر نمی شود و از علم غیب خود نیز استفاده نمی کند و حتی نائب خود را بدانجا نمی فرستد، ولی از آن طرف تا جایی پیش می رود و مقاومت می کند که خانه اش را به آتش می کشند و همسرش را هم می کشند؟!!
    شرکت در سقیفه یعنی شروع جنگ
    مقابله در هنگام تهاجم و پافشاری بر عدم بیعت یعنی دفاع
    فرق است بین دفاع و جنگ
    مثلا ما تا جا دارد با عربستان مدارا می کنیم اما اگر حمله کرد تا اندازه توان دفاع می کنیم البته همین دفاع نیز ممکن است بنا بر مصالحی به کمترین درجه خود بوده باشد مانند حضرت علی علیه السلام که در دفاع فقط بیعت نکردند اما دست به شمشیر هم نبردند اسلام به خطر نیفتد.

    نقل قول نوشته اصلی توسط رضا نمایش پست ها
    فعلا سوال پیرامون عدم حضور حضرت علی در سقیفه و عدم استفاده از غیب است؟
    عدم حضور در سقیفه: بی ثمر بود بود در پستهای قبل توضیح داده شد
    عدم استفاده از علم غیب: اتفاقا استفاده شد چون می دانستند که بی ثمر است نرفتند.


    نقل قول نوشته اصلی توسط رضا نمایش پست ها
    چطور حضرات ابوبکر و عمر(که فاقد علم غیب بوده اند و همانجا کنار علی بودند) توانستند آنجا حاضر شوند، ولی حضرت علی نتوانست؟
    چون آنان از قبل برنامه داشتند
    درباره پیامبر صلی الله گفتند ان الرجل لیهجر(این مرد هذیان می گویند) تا به مقصود خود برسند
    پیامبرصلی الله علیه واله وسلم به آنان گفتند به جیش اسامه بروید و حتی گفتند خدا لعنت کند کسانی که از جیش اسامه تخلف می کنند تا هنگام رحلت آنان در مدینه نباشند اما آنان دستور پیامبرصلی الله علیه واله وسلم را نادیده گرفتند
    آنان برای انصار حدیث آماده کردند که جانشینی پیامبرصلی الله علیه واله وسلم از قریش است
    آنان برای حضرت علی علیه السلام حدیث آماده کرده بودند که پیامبری و خلافت در یک جا جمع نمی شود
    آنان برای غصب فدک حدیث آماده کرده بودند که پیامبران ارث نمی گذارند
    آنان برای ایجاد حکومت نظامی از بیرون از مدینه قبیله بنی اسلم را آورده بودند
    آنان به پیکر مطهر حضرت رسول صلی الله علیه وآله وسلم اهانت کرده در غسل آماده نشدند
    آنان آماده بودند و برنامه ریزی کرده بودند نه از زمان رحلت پیامبرصلی الله علیه واله وسلم بلکه از غدیر به بعد


    نقل قول نوشته اصلی توسط رضا نمایش پست ها
    مگر در آن زمان کسی برای عمر و ابوبکر نامه دعوت فرستاد؟
    آنان مترصد بودند. برنامه داشتند، برنامه ریزی کرده بودند و ....
    نقل قول نوشته اصلی توسط رضا نمایش پست ها
    خود شما دائما به احادیثی استناد می کنید که مسلمان نباید یک شب را بدون امام باشد و بودن امام و رهبر را از واجب ترین واجبات می دانید، ولی همانطور که گفتم چون ذهنی گمراه دارید این امام را من عندالله و از اهل بیت می دانید و می گویید چرا اهل بیت را رها کردند و خودشان برای ریاست رفتند؟ باید گفت ما نیز انتصاب خلیفه توسط شورای مسلمین را بسیار ضروری می دانیم و به همین خاطر حضور فوری صحابه پس از رحلت نبی اکرم صلی الله علیه وسلم را بخوبی درک می کنیم که البته اینها برای شما قابل درک نیست، چون پایه عقاید خود را اشتباه و بر مبنایی دروغ و کج گذاشته اید.
    پس چرا بعد از قتل عمر بن خطاب چند روزی طول کشید تا خلیفه توسط شورای شش نفره تعیین شود ؟
    راستی چرا با آنکه به حضرت علی علیه السلام گفتند پیامبرصلی الله علیه واله وسلم فرموده پیامبری و خلافت در یک خانواده جمع نمی شود باز عمر با فراموش کردن این حدیث جعلی حضرت علی علیه السلام را در شورا قرار داد؟ نکند علم غیب داشت که خلافت به حضرت علی علیه السلام نخواهد رسید نه نمی تواند علم غیب داشته باشد چون شما علم غیب را قبول ندارید. نکند عمر طوری شورا را چینش کرده بود که خلافت به حضرت علی علیه السلام نرسد که در این صورت هزار علامت سوال باید در مقابل وی قرار داد
    راستی چرا حضرت علی علیه السلام در شورا حاضر به قبول تبعیت از سنت شیخین نشد؟

    سوالات کمرشکن از مراجع شیعه (خطبه ۶۷ نهج البلاغه) سوال 5

  7. #6

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    علاقه
    تاریخ و شعر
    نوشته
    3,146
    حضور
    46 روز نامشخص
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    10551



    نیز در جواب سوالات مربوط به سقیفه این نکته جالب است توجه کنید:
    يکي از علماي بزرگ مصر به نام محمود ابو ريّه، اين قضايا را مفصّل آورده است و در کتاب حياة الخليفة عمر بن الخطاب از کتاب علي و ما لقيه من صحابة الرسول، صفحه 373 نقل کرده است و کتاب مع رجال الفکر في القاهرة آورده است و مي‌گويد:

    قضاياي سقيفه بني ساعده، يک قضيه اتفاقي و ناگهاني نبود و خلافت ابوبکر چيزي نبود که محصول گفتار چند دقيقه يا چند ساعتِ تعداد اندکي از مهاجرين و انصار باشد:

    و إنما كان وليد مؤامرات سرّية مبرمة حيكت أصولها و ربت أطرافها، بكل عناية و إحكام و إن أبطال هذه المؤامرة: أبو بكر، عمر بن الخطاب، أبو عبيدة بن الجراح و من أنصار هذا الحزب: عائشة و حفصة.(1)
    بلکه اين قضيه سقيفه، يک توطئه سري و مخفي بود و تمام مقدماتش از اول فراهم شده بود و تمام زمينه‌هايش به صورت محکم و حساب شده، برداشته شده بود. قهرمانان اين توطئه اينان بودند: ابوبکر و عمر بن خطاب و ابو عبيده و پشتيباني اين قضيه به عهده عايشه و حفصه بوده است.(1)
    طبری این چنین گزارش می کند :
    رسول الله صلی الله علیه وآله از دنیا رفت و ابوبکر به همراه گروهی از اهل مدینه به خانه پیامبر آمد و پارچه را صورت پیامبر برداشت و ایشان را بوسید و گفت : پدر و مادرم به فدایت ! در زندگی و مرگ پاکیزه بود ! به خدای کعبه قسم که محمد از دنیا رفت ! راوی می گوید : سپس به سمت منبر رسول الله صلی الله علیه وآله رفت و عمر را یافت که مردم را تهدید می کند و می گفت : پيامبر خداى زنده است و نمرده است، مى‏ آيد و دست و پاى شايعه ‏سازان را مى‏ برد و گردنشان را مى‏ زند و بر دارشان مى‏ كند .
    ابوبکر شروع به سخن کرد و گفت : خاموش باش ! ولی عمر خاموش نماند و ابوبکر شروع به سخن کرد و گفت : خدا عز و جل به پيامبر خويش گفت:
    «قطعاً تو خواهى مُرد، و آنان [نيز] خواهند مُرد؛ آنگاه شما روز رستاخيز در پيشگاه پروردگارتان مشاجره مى ‏كنيد» و «هر كه محمد را مى ‏پرستيد، خدايى كه مى‏پرستيد مرد و هر كه خداى بى شريك را مى‏ پرستيد، خدا زنده و نمردنيست.»

    راوی گفت: كسانى از اصحاب محمد را ديديم كه قسم مى‏ خوردند كه نمى‏دانستيم اين دو آيه نازل شده تا وقتى ابو بكر آنرا بخواند. در همان وقت يكى دوان بيامد و گفت: «انصار زير سايبان بنى ساعده فراهم آمده ‏اند كه با يكى از خودشان بيعت كنند و مى‏ گويند: يك امير از ما و يك امير از قريش.» گويد: ابو بكر و عمر سوى آنها رفتند و همديگر را مى‏ كشيدند تا آنجا رسيدند.

    عمر خواست سخن آغاز كند، ابو بكر او را از سخن منع كرد
    و عمر گفت: «در يك روز دو بار نافرمانى خليفه پيامبر خدا نمى‏ كنم.»آنگاه ابو بكر سخن آغاز كرد و هر آيه كه درباره انصار نازل شده بود و هر- حديث كه پيامبر گفته بود بر زبان راند.(1)
    عمر بن خطاب قبل از بیعت عامه و اجماع و این قصه ها ، ابوبکر را بعنوان خلیفه رسول الله میداند ! وی از کجا میداند که چه کسی قرار است خلیفه بشود ؟ مگر بحث جانشینی پیامبر در نزد اهل تسنن بر اساس شورا نیست و معتقد به بیعت عامه نیستند پس عمر از کجا می داند که قرار است ابوبکر خلیفه بشود ؟!

    1. مع رجال الفكر للسيد مرتضى الرضوي، ج2، ص106 - من حياة الخليفة عمر بن الخطاب لعبد الرحمن أحمد البكري، ص.181
    2.
    تاريخ الطبري،تاريخ الرسل والملوك، وصلة تاريخ الطبري ، ج 3 ص 202 - 203 ، المؤلف: محمد بن جرير بن يزيد بن كثير بن غالب الآملي، أبو جعفر الطبري (المتوفى: 310هـ) ، (صلة تاريخ الطبري لعريب بن سعد القرطبي، المتوفى: 369هـ) ، الناشر: دار التراث - بيروت ، الطبعة: الثانية - 1387 هـ
    سوالات کمرشکن از مراجع شیعه (خطبه ۶۷ نهج البلاغه) سوال 5

  8. #7

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۱
    نوشته
    94
    حضور
    4 روز 21 ساعت 33 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    219



    اساسا سقیفه یک تخلف بزرگ تاریخی است.
    چرا حضرت علی باید در آن وارد می شد؟
    چرا ابوبکر و عمر و ابوعبیده در سقیفه حاضر شدند و در لشکر اسامه که پیامبر اکرم امر فرموده بود حاضر نشدند؟ آیا این اجتهاد در مقابل نص نیست؟
    چرا دیگر اصحاب پیامبر مانند عباس عموی پیامبر، جابر، حذیفه، سلمان، عبدالله بن عباس و ... در سقیفه حضور نیافتند؟
    اساسا تشکیل سقیفه یک خطا بود چرا حضرت علی می بایست در آن حضور پیدا کند؟ آیا در این صورت تایید کار خلاف آنها نبود؟
    بر فرض (نادیده گرفتن تعیین امام علی توسط پیامبر اکرم) آیا راه بهتری وجود نداشت برای تعیین خلیفه؟
    آیا سقیفه معنای واقعی دموکراسی و رفراندوم بود؟
    چرا در مسجد جمع نشدند و همه بزرگان صحابه را دعوت نکردند؟
    به نظر حضور اینان در سقیفه خود حکایت از تخلف و نگرانی و ترس دارد، نگرانی و ترس از اینکه نکند آنچه پیامبر اکرم در مورد جانشینی امام علی فرموده اتفاق بیفتد؛ پس باید هر چه زودتر کاری کرد، لذا در سقیفه این اجتماع ناقص شکل گرفت و اگر اینچنین نبود چرا این اجمتاع در مسجد و با حضور همه صحابه پیامبر انجام نشد چرا فقط سه چهار نفر از مهاجرین؟ آنان چه حقی و چه اولویتی داشتند؟
    آیا جز این است که سقیفه یک تجمع نامشروع سیاسی از پیش طراحی شده است که دنبال اهداف خاص خود بودند؟
    عدم حضور حضرت علی در این اجتماع شیطانی، نشان از بصیرت اوست.
    و همانطور که کارشناس گرامی عماد عزیر گفتند: بر فرض حضور امام علی (علیه السلام) در سقیفه تاثیری در نتیجه ایجاد نمی شد بلکه اوضاع بدتر از آنچه شد می شد.
    و السلام علی من اتبع الهدی

    @ سنگ بد گوهر اگر كاسه زرّين بشكست ارزش سنگ نيفزايد و زر كم نشود!

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود