صفحه 3 از 3 نخست 123
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: آیات و روایات مربوط به بدعت و بدعت گذار

  1. #21

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۴
    علاقه
    ثقلین وبزرگان دین
    نوشته
    1,799
    حضور
    37 روز 1 ساعت 10 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2786



    بسم الله الرحمن الرحیم

    اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

    سلام علیکم



    نقل قول نوشته اصلی توسط هدی نمایش پست ها
    لذا این فرمایشتان "هر حکمی که خلاف دستور قرآن باشد مصادق بارز بدعت است."صحیح نیست .

    احادیثی از اهل بیت نقل میکنم که آنها ما را به عرضه احادیث به قرآن ارجاع داده اند(پس حتی اگر روایاتی نقل شده باشد ولو اینکه صحیح السند باشد اگر مخالف قرآن کریم باشد باطل است):

    از پيامبراكرم(صلى الله عليه وآله) به صورت متواتر(این حرف آیت الله معرفت است و آیت الله صادقی و بسیاری از علمای امامیه) نقل شده است كه «آنچه از جانب من به شما رسيد و موافق قرآن بود، آن را من گفته ام و آنچه به شما رسيد و مخالف قرآن بود، من آن را نگفته ام.»

    در حديثى ديگر از امام صادق(عليه السلام) از قول پيامبر(صلى الله عليه وآله)چنين آمده است: «براى هر امر حقّى حقيقتى است و براى هر امر درستى نورى است. پس آنچه را موافق قرآن است، اخذ كنيد و آنچه را مخالف قرآن است، ترك كنيد.»

    در صحيحه ابن ابى يعفور آمده است كه وى در مجلس امام صادق(عليه السلام) حاضر بود و از آن حضرت راه چاره اى در مورد اختلاف احاديث پرسيد; احاديثى كه برخى راويان آن ها مورد وثوق و برخى قابل اعتماد نيستند. حضرت فرمودند: «چون حديثى به شما رسيد و از قرآن يا گفتار رسول خدا(صلى الله عليه وآله)گواهى بر آن يافتيد، درست است و گرنه به درد آورنده اش مى خورد.»


    در صحيحه ايّوب بن حر نيز آمده است كه شنيدم از امام صادق(عليه السلام) كه فرمود: «هر چيزى بايد به قرآن و سنّت ارجاع داده شود و هر حديثى كه موافق با قرآن نباشد، دروغى خوش نماست.»

    احاديث فراوانى در اين باره وجود دارند و همه اين روايات در اين كه معيار تشخيص روايات صحيح از سقيم عرضه بر كتاب خدا و وجود شاهدى از قرآن يا سنّت متواتر يا ضرورت عقل رشيد (هدايت يافته به سوى حق و حقيقت) است اتفاق نظر دارند; چرا كه مطلبى نيست، جز آن كه درباره اش آيه قرآن يا حديثى هست; چنان كه امام صادق و امام باقر(عليهما السلام)فرموده اند: «وقتى به شما از چيزى خبر دادم، دليل آن را از قرآن بخواهيد.»

    همچنين عيّاشى با اسنادش از محمد بن مسلم از امام صادق(عليه السلام) روايت كرده است كه امام(عليه السلام) فرمودند: «اى محمّد، هر آنچه در روايتى ـ از شخص نيك يا فاسد ـ براى تو آمد و موافق قرآن بود، پس آن را اخذ كن و بگير و هر آنچه مخالف قرآن بود، آن را اخذ نكن.»

    منبع: http://marifat.nashriyat.ir/node/1732









    ویرایش توسط رضا ثقلین : ۱۳۹۵/۰۵/۱۰ در ساعت ۲۰:۲۱

  2. صلوات ها 3


  3. #22

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    علاقه
    مطالعات و تحقيقات قراني
    نوشته
    1,686
    حضور
    28 روز 9 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    336
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    5636

    جمع بندی




    پرسش: آیا آیات و روایاتی در خصوص بدعت و بدعت گذار وجود دارد؟ طبق آیات و روایات ویژگی بدعت گذاران آخرالزمان چیست؟ تکلیف در برخورد با این گروه ها چیست؟
    پاسخ: بدعت در لغت عبارت است از: تازه، نو، جزء نوى كه بى سابقه و بدون الگو درست شده باشد(1)
    ولى بدعت در شرع، از نظر اصطلاح فقها به نوآورى گفته مى شود كه در شريعت نباشد اعم از اينكه اين نوآورى فعل، يا كلام و عقيده باشد.
    پس هر نوع انديشه نو، فعل نو، كلام نو، كه در شريعت نيست و وارد شريعت كنيم و بگوييم خدا فرموده و حال اينكه در شريعت دليلى و ريشه اى ندارد بدعت مى باشد رسول خدا(صلى الله عليه وآله) فرمود: «من أحدث فى أمرنا هذا ما ليس منه فهو رد»(2)(کسی که در امر دین چیزی که از آن نیست وارد کند پس آن مردود است .)
    واما آیاتی از قرآن که دلالت بر بدعت دارد :
    ( قُلْ أَرَأَيْتُم مَّا أَنزَلَ اللّهُ لَكُم مِّن رِّزْق فَجَعَلْتُم مِّنْهُ حَرَامًا وَحَلاَلاً قُلْ آللّهُ أَذِنَ لَكُمْ أَمْ عَلَى اللّهِ تَفْتَرُونَ) (3)
    «بگو آيا به رزقى كه خدا براى شما نازل كرده است، نگريسته ايد؟ برخى را حرام شمرديد و برخى ديگر را حلال; آيا خدا به شما چنين اجازه اى داده است كه روزى خدا را به دو قسمت تقسيم كنيد؟ يا بر خدا افترا مى بنديد».
    مشركان روزى خدا را به دو قسمت حلال و حرام تقسيم مى كردند. خدا آنان را چنين نكوهش مى كند
    ( فوَيْلٌ لِّلَّذِينَ يَكْتُبُونَ الْكِتَابَ بِأَيْدِيهِمْ ثُمَّ يَقُولُونَ هَذَا مِنْ عِندِ اللّهِ لِيَشْتَرُواْ بِهِ ثَمَنًا قَلِيلاً فَوَيْلٌ لَّهُم مِّمَّا كَتَبَتْ أَيْدِيهِمْ وَوَيْلٌ لَّهُمْ مِّمَّا يَكْسِبُونَ) (4)
    «پس واى بر آنهايى كه كتاب را به دست خود مى نويسند تا سود اندكى ببرند. مى گويند كه از جانب خدا نازل شده است پس واى بر آن ها از آنچه با دست خود نوشته اند و واى بر آن ها از آنچه به دست مى آورند».
    قرآن اهل كتاب را نكوهش مى كند كه كتاب الهى را دستكارى مى كردند و آن را به خدا نسبت مى دادند و در مقابل اين كار، از افراد و مقاماتى پاداش مادى دريافت مى نمودند
    خداوند متعال در نكوهش رهبانيت مى فرمايد:
    ( ...وَرَهْبَانِيَّةً ابْتَدَعُوهَا مَا كَتَبْنَاهَا عَلَيْهِمْ إِلاَّ ابْتِغَاء رِضْوَانِ اللَّهِ فَمَا رَعَوْهَا حَقَّ رِعَايَتِهَا فَآتَيْنَا الَّذِينَ آمَنُوا مِنْهُمْ أَجْرَهُمْ وَكَثِيرٌ مِّنْهُمْ فَاسِقُونَ(5)) .
    «در دل كسانى كه از از او ] عيسى [ پيروى كردند رأفت و رحمت قرار داديم و رهبانيتى كه به بدعت آورده اند و ما بر آن ها مقرر نكرده ايم، اما در آن خشنودى خدا را مى جستند، ولى حق آن را رعايت نكردند. ما از آن ميان به كسانى كه ايمان آورده بودند پاداش داديم ولى بسيارى از آن ها نافرمان بودند.
    ( اتخَذُواْ أَحْبَارَهُمْ وَرُهْبَانَهُمْ أَرْبَابًا مِّن دُونِ اللّهِ وَالْمَسِيحَ ابْنَ مَرْيَمَ وَمَا أُمِرُواْ إِلاَّ لِيَعْبُدُواْ إِلَهًا وَاحِدًا لاَّ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ سُبْحَانَهُ عَمَّا يُشْرِكُونَ) (6).
    دانشمندان و راهبان خويش و مسيح پسر مريم را به جاى خدا به خدايى گرفتند در حالى كه مأمور بودند كه تنها يك خدا را بپرستند كه خدايى جز او نيست و منزَّه است از آنچه شريك او مى سازند.
    قرآن يهوديان و مسيحيان عصر رسالت را نكوهش مى كند و مى گويد كه آنان علماء دينى خود را خداوند گاران خويش ساخته اند
    در روایات هم به مساله بدعت پرداخته شده ومورد نکوهش قرارگرفته است :
    پیامبراکرم (صلی الله علیه و آله) فرمودند:
    «اما بعد فانّ أصدق الحديث كتاب الله و إنّ افضل الهدى هدى محمد و شرّ الأمور محدثاتها و كل بدعة ضلالة و كل ضلالة فى النار»(7)
    راست ترين گفتارها كتاب خدا و بهترين راهنماييها، راهنمايى محمد، و بدترين كارها، كارهاى نوپديد است و هر كار نوپديدى در دين گمراهى، و هر گمراهى در آتش است.
    مسلما مقصود از « شَرُّ الاُمور مُحدثاتها» هر نوآورى در هر رشته اى نيست، بلكه به قرينه ماقبل و مابعد، آن نوآورى بى سابقه اى است كه مربوط به دين باشد، در حالى كه دردين از آن خبرى نيست.
    در روايتى ديگر خبر از وجود كذاب ها و كسانى كه بر پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم) دروغ بسته اند مى دهند و مى فرمايند:
    «قد كثرت علىّ الكذابة فى حياتى، و ستكثر بعد وفاتى، فمن كذب علىّ فليتبوأ مقعده من النار«(8)
    (در زندگيم، دروغگو بر من فراوان شده و پس از درگذشت من نيز فراوان خواهد شد هر كس دانسته بر من دروغ ببندد، جاى خود را در دوزخ آماده سازد.)(9)
    واما اینکه بدعت گزاران درآخر الزمان چه ویژگی هایی دارند و برخورد با آنهاچگونه بایدباشد ، در روایات تا جایی که بنده دیده ام به مساله ای به نام بدعت گذاران آخرالزمانی برخورد نکردم اما مساله ی بدعت یک مساله ایی است که بر طبق آیات و روایات که ذکرشد تکلیف آنان روشن شده است حال چه از مسلمانان باشند یا اهل کتاب ، چه در زمان پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) باشند و چه اخیرا و در زمان ما .و از آنجا که در تعریف بدعت عرض کردیم که "به نوآورى گفته مى شود كه در شريعت نباشد اعم از اينكه اين نوآورى فعل، يا كلام و عقيده باشد"در برخورد با این افراد باید بصورت مستند ومستدل با آنان برخورد نمود "تفاوت نمیکند در چه زمانی صورت بگیرد لذا طبقه بندی خاصی برای بدعت گذاران که آخرالزمانی باشند یا خیر ، ظاهرا متصور نیست. .
    از طرفی هم برای جلوگیری از نسبت دادن هر نوآوری به بدعت ،استاد سبحانی می فرمایند :"مطالبى مى تواند بدعت باشد كه به شريعت و به خدا و پيامبر او نسبت داده شود. ولى مسايلى كه به دين نسبت داده نشود، بدعت نيست، حتى اگر حليت آن براى ما مشخص نباشد."(10)
    بنابراین باید دقت نمود که هر نوآوری را بدعت ندانیم .


    (1)- فراهيدى خليل بن احمد، العين، ج2، ص54; طريحى، فخر الدين، مجمع البحرين، ج4، ص299
    (2)- مسلم، الصحيح،ج 5، ص 133، كتاب الأقضية، باب 8; احمد ابن حنبل، مسند أحمد، ج 6، ص 270.
    (3) يونس / 59
    (4) بقره / 79
    (5) حديد / 27
    (6) توبه / 31
    (7) احمد ابن حنبل، مسند أحمد، ج 3، ص310،
    (8) مغنيه، محمد جواد، تفسير الكاشف، ج 2، ص 274
    (9) آیت الله العظمی سبحانی طی مقاله ای مفصل که بخشهایی از آن در بالا تقدیم شد ، به بررسی مساله بدعت در قرآن و احادیث پرداخته اند .که جهت مطالعه میتوانید به پایگاه اطلاع رسانی معظم لهمراجعه نمایید .
    (10) پیشین

    آیات و روایات مربوط به بدعت و بدعت گذار

    جهد شیطان‌پرست، بی‌اثر است
    زان که از نور عشق بی‌خبر است
    هرچه خواهی به زعم خویش بکوش
    نوراحمد نمی‌شود خاموش


  4. صلوات


صفحه 3 از 3 نخست 123

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 2 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 2 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 7

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود