صفحه 1 از 7 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: چگونه کوه در اثر حرکت جوهری به مقام انسان بالفعل می رسد؟

  1. #1

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۴
    علاقه
    اهل البيت عليهم السلام،فلسفه،عرفان،ادبيات،فيزيك،مطالعه
    نوشته
    4,988
    حضور
    133 روز 11 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    3
    صلوات
    21819

    اشاره چگونه کوه در اثر حرکت جوهری به مقام انسان بالفعل می رسد؟




    بسمه الباری

    عرض سلام و ادب


    «و تری الجبال تحسبها جامدة و هی تمرّمرّ السحاب»(88 / النمل)
    ملاصدرا آيه مذکور را به حرکت جوهری تأويل نموده است. وی آياتی ديگر نيز از قبيل «يوم تبدّل الارض غير الارض و السموات»

    «بل هم فی لبس من خلق جديد»
    را مؤيد حرکت جوهری تلقی نموده است.
    در نظر ملاصدرا, مطابق آيه مذکور کوهها و بطور کلی عالم ماده پيوسته در حال تبدّل و تجدّد هستند و اين حرکت استکمالی

    تا جايی ادامه مي‌يابد که کوه به مقام نبات و حيوان و همينطور در طول زمان در اثر فيض الهی به درجه انسان بالفعل مي‌رسد.

    وی ورود به قوس صعود را تنها از دريچة انسان که کون جامع است ممکن مي‌داند.

    همينطور است دربارة زمين طبيعت که حرکت و تبدّل باعث مي‌شود تبديل به زمين مثالی و اخروی گرديده و خلقت و خلعت جديدی پيدا کند.

    استاد گرامی چگونه در اثر حرکت جوهری کوه به مقام نبات، سپس حیوان و بعد از آن به مقام انسان بالفعل می رسد؟

    چگونگی و مفهوم آن را بیان بفرمائید.

    با تشکر




    ویرایش توسط همای رحمت : ۱۳۹۵/۰۶/۰۷ در ساعت ۰۷:۳۸


    الهی هب لی کمال الانقطاع الیک

    و أنر ابصار قلوبنا بضیاء نظرها الیک




  2. صلوات ها 7


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,523
    حضور
    174 روز 19 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58301



    با نام و یاد دوست







    چگونه کوه در اثر حرکت جوهری به مقام انسان بالفعل می رسد؟








    کارشناس بحث: استاد حافظ

  5. صلوات ها 6


  6. #3

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۰
    نوشته
    692
    حضور
    15 روز 15 ساعت 39 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1801



    نقل قول نوشته اصلی توسط حبیبه نمایش پست ها
    در نظر ملاصدرا, مطابق آيه مذکور کوهها و بطور کلی عالم ماده پيوسته در حال تبدّل و تجدّد هستند و اين حرکت استکمالی

    تا جايی ادامه مي‌يابد که کوه به مقام نبات و حيوان و همينطور در طول زمان در اثر فيض الهی به درجه انسان بالفعل مي‌رسد.

    وی ورود به قوس صعود را تنها از دريچة انسان که کون جامع است ممکن مي‌داند.
    بسم الله الرحمن الرحیم
    سلام علیکم
    ابتدا در مورد اصل استناد این سخن به جناب صدرا باید گفت سخن فوق اگر چه بعینه در میان سخنان جناب صدرا مشاهده نشد اما با توجه به نظر ایشان در مورد حرکت کل عالم ماده به سوی کمال (استکمال) می‌توان چنین سخنی را به ملاصدرا نسبت داد.
    به گزاف نبودن این ادعا تا آنجا تقویت می‌شود که جناب سبزواری که از شارحین زبده و چیره‌دست اسفار به حساب می‌آید دقیقا همین سخن پرسش‌گر محترم را در ذیل آیه «و تری الجبال ... » در پاورقی جلد سوم از کتاب اسفار متذکر شده‌اند که ذکر آن در اینجا برای پاسخ به سؤال پرسشگر محترم مبنی بر این که



    نقل قول نوشته اصلی توسط حبیبه نمایش پست ها
    چگونه در اثر حرکت جوهری کوه به مقام نبات، سپس حیوان و بعد از آن به مقام انسان بالفعل می رسد؟

    چگونگی و مفهوم آن را بیان بفرمائید.
    سودمند است.

    جناب سبزواری ذیل آیه «و تری الجبال تحسبها جامدة ...» می‌فرماید:
    «أی تتبدل الجبال بتجدد الأمثال بالحرکة الجوهریة أو تتبدل علی سبیل الاستکمال و تترقی طولا إلی أن تصل إلی الغایات بالوفود علی باب الأبواب الذی هو الحضرة الآدمیة الکاملة و ذلک بالحرکات الأینیة و الجوهریة إلی مقام النبات و الحیوان و هلم إلی الانسان بالفعل فی الادوار و الاکوار لعدم انقطاع فیض الله» (الحکمة المتعالیة، ج3، ص 88، پاورقی مرحوم سبزواری).
    کوهها یا از طریق تجدد امثال متبدل می‌شوند که این قسمت از عبارت مد نظر ما نیست
    یا این که از طریق استکمال و ترقی طولی متبدل می‌شوند و این تبدل‌های طولی تا آنجا ادامه دارد که به باب الابواب یعنی حضرت آدمیه کامله برسد.
    و بعد در مقام چگونگی این حرکت استکمالی، آن را به حرکات «أین»ی و جوهری گره می‌زند.
    ایشان در مقام ذکر مراحل طولی، به سه مرحله نباتی و حیوانی و در نهایت انسانی اشاره می‌کنند.
    مسافت این حرکت را هم عرض عریضِ ادوار و اکوار معرفی می‌کنند.
    نکته ای که در قسمت چگونگی این تبدلات طولی به نظر حقیر می‌رسد این که ذکر حرکت «أین»‌ی - حرکت از نقطه‌ای به نقطه‌ای دیگر- در کنار حرکت جوهری از باب ذکر عام بعد از ذکر خاص است و منافی با یکدیگر نیستند. چون حرکت أینی برای مشهور قابل قبول‌تر است، ابتدا حرکت أین را مطرح کرده‌اند و الا حرکت «أین» ی در ضمن حرکت جوهری محقق می‌شود.
    می‌توان یک معنای سخن فوق را این طور تفسیر کرد که در حرکت جوهری، خاک به چرخه‌ی نباتی (گیاهی) رفته و نبات (گیاه) هم به چرخه حیوان و از حیوان نیز به چرخه انسان رهسپار می‌شود.
    از همین دریچه اگر گفته می‌شود ما (انسان) از خاک‌ایم در واقع از همین خاک‌های کره زمین پدید آمده‌ایم.
    متکون بودن نطفه انسان از خاک، علاوه بر تبیینی برای چیستی انسان به لحاظ جسد جسمانی‌اش، حکایت از سیر حرکت طولی جماد به سوی «باب الابواب» یعنی انسان دارد.
    در حقیقت یک پایه نفوس مجرد انسانی که جسد خاکی است، از همین مادیات تشکیل شده است.
    همین سخن را می‌توان در مقیاسی بزرگتر یعنی کل عالم ماده معتقد شد؛ کل عالم ماده به سوی مجرد سازی می‌رود همان طور که بدن انسان بعد از مرحله «جسمانیة الحدوث»ی توسط حرکت جوهری به سوی «روحانیة البقاء»ی و مجرد شدن پیش می‌رود همینطور، کل عالم ماده نیز در طول ادوار و اکوار متمادی و طولانی، به دروازه انسانیت (که این مهم نیز از رهگذر روحانیة البقاء بودن انسان انجام خواهد شد) خواهند رسید و از رهگذر این دروازه، به عالم تجرد وارد می‌شوند.
    از مؤیدات این سخن، قانون «لاوازیه» است.
    بر اساس این قانون، کمیت عالم محفوظ است اما کیفیتش تغییر می‌کند به این معنا که خاک به چرخه نباتی و سپس به چرخه حیوانی و در نهایت به چرخه انسانی عروج می‌کند و از دروازه این ایستگاه پایانی، به تجرد نهایی خویش خواهد رسید
    این سیر حرکتی، معنای «تتبدل علی سبیل الاستکمال» در کلام مرحوم سبزواری ره است.
    دست بر قضا، جناب صدرا آیات حاضر را «و تری الجبال ...» و «بل هم فی لبس من خلق جدید» اشاره به «تبدل طبیعت» [یعنی تبدل طبیعت جسم] دانسته است (اسفار، ج3، ص 88).
    از پیش‌فرض‌های نظری این ادعا، تجدد طبایع عالم است که در جای جای اسفار به آن اشاره شده است.

    ضمنا، حضرت علامه طباطبایی نیز در انتهای نهایة الحکمة و بدایة الحکمة، به این موضوع اشاره کرده اند (فصل 22 و 24).

    ویرایش توسط حافظ : ۱۳۹۵/۰۵/۰۴ در ساعت ۱۲:۰۲
    چگونه کوه در اثر حرکت جوهری به مقام انسان بالفعل می رسد؟

  7. صلوات ها 6


  8. #4

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۳
    علاقه
    متافيزيك
    نوشته
    2,144
    حضور
    59 روز 7 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2751



    نقل قول نوشته اصلی توسط حافظ نمایش پست ها

    بسم الله الرحمن الرحیم
    سلام علیکم
    ابتدا در مورد اصل استناد این سخن به جناب صدرا باید گفت سخن فوق اگر چه بعینه در میان سخنان جناب صدرا مشاهده نشد اما با توجه به نظر ایشان در مورد حرکت کل عالم ماده به سوی کمال (استکمال) می‌توان چنین سخنی را به ملاصدرا نسبت داد.
    به گزاف نبودن این ادعا تا آنجا تقویت می‌شود که جناب سبزواری که از شارحین زبده و چیره‌دست اسفار به حساب می‌آید دقیقا همین سخن پرسش‌گر محترم را در ذیل آیه «و تری الجبال ... » در پاورقی جلد سوم از کتاب اسفار متذکر شده‌اند که ذکر آن در اینجا برای پاسخ به سؤال پرسشگر محترم مبنی بر این که




    سودمند است.

    جناب سبزواری ذیل آیه «و تری الجبال تحسبها جامدة ...» می‌فرماید:
    «أی تتبدل الجبال بتجدد الأمثال بالحرکة الجوهریة أو تتبدل علی سبیل الاستکمال و تترقی طولا إلی أن تصل إلی الغایات بالوفود علی باب الأبواب الذی هو الحضرة الآدمیة الکاملة و ذلک بالحرکات الأینیة و الجوهریة إلی مقام النبات و الحیوان و هلم إلی الانسان بالفعل فی الادوار و الاکوار لعدم انقطاع فیض الله» (الحکمة المتعالیة، ج3، ص 88، پاورقی مرحوم سبزواری).
    کوهها یا از طریق تجدد امثال متبدل می‌شوند که این قسمت از عبارت مد نظر ما نیست
    یا این که از طریق استکمال و ترقی طولی متبدل می‌شوند و این تبدل‌های طولی تا آنجا ادامه دارد که به باب الابواب یعنی حضرت آدمیه کامله برسد.
    و بعد در مقام چگونگی این حرکت استکمالی، آن را به حرکات «أین»ی و جوهری گره می‌زند.
    ایشان در مقام ذکر مراحل طولی، به سه مرحله نباتی و حیوانی و در نهایت انسانی اشاره می‌کنند.
    مسافت این حرکت را هم عرض عریضِ ادوار و اکوار معرفی می‌کنند.
    نکته ای که در قسمت چگونگی این تبدلات طولی به نظر حقیر می‌رسد این که ذکر حرکت «أین»‌ی - حرکت از نقطه‌ای به نقطه‌ای دیگر- در کنار حرکت جوهری از باب ذکر عام بعد از ذکر خاص است و منافی با یکدیگر نیستند. چون حرکت أینی برای مشهور قابل قبول‌تر است، ابتدا حرکت أین را مطرح کرده‌اند و الا حرکت «أین» ی در ضمن حرکت جوهری محقق می‌شود.
    می‌توان یک معنای سخن فوق را این طور تفسیر کرد که در حرکت جوهری، خاک به چرخه‌ی نباتی (گیاهی) رفته و نبات (گیاه) هم به چرخه حیوان و از حیوان نیز به چرخه انسان رهسپار می‌شود.
    از همین دریچه اگر گفته می‌شود ما (انسان) از خاک‌ایم در واقع از همین خاک‌های کره زمین پدید آمده‌ایم.
    متکون بودن نطفه انسان از خاک، علاوه بر تبیینی برای چیستی انسان به لحاظ جسد جسمانی‌اش، حکایت از سیر حرکت طولی جماد به سوی «باب الابواب» یعنی انسان دارد.
    در حقیقت یک پایه نفوس مجرد انسانی که جسد خاکی است، از همین مادیات تشکیل شده است.
    همین سخن را می‌توان در مقیاسی بزرگتر یعنی کل عالم ماده معتقد شد؛ کل عالم ماده به سوی مجرد سازی می‌رود همان طور که بدن انسان بعد از مرحله «جسمانیة الحدوث»ی توسط حرکت جوهری به سوی «روحانیة البقاء»ی و مجرد شدن پیش می‌رود همینطور، کل عالم ماده نیز در طول ادوار و اکوار متمادی و طولانی، به دروازه انسانیت (که این مهم نیز از رهگذر روحانیة البقاء بودن انسان انجام خواهد شد) خواهند رسید و از رهگذر این دروازه، به عالم تجرد وارد می‌شوند.
    از مؤیدات این سخن، قانون «لاوازیه» است.
    بر اساس این قانون، کمیت عالم محفوظ است اما کیفیتش تغییر می‌کند به این معنا که خاک به چرخه نباتی و سپس به چرخه حیوانی و در نهایت به چرخه انسانی عروج می‌کند و از دروازه این ایستگاه پایانی، به تجرد نهایی خویش خواهد رسید
    این سیر حرکتی، معنای «تتبدل علی سبیل الاستکمال» در کلام مرحوم سبزواری ره است.
    دست بر قضا، جناب صدرا آیات حاضر را «و تری الجبال ...» و «بل هم فی لبس من خلق جدید» اشاره به «تبدل طبیعت» [یعنی تبدل طبیعت جسم] دانسته است (اسفار، ج3، ص 88).
    از پیش‌فرض‌های نظری این ادعا، تجدد طبایع عالم است که در جای جای اسفار به آن اشاره شده است.

    ضمنا، حضرت علامه طباطبایی نیز در انتهای نهایة الحکمة و بدایة الحکمة، به این موضوع اشاره کرده اند (فصل 22 و 24).

    با سلام
    انسان در مسیر مجرد شدن جسم خاکی را رها میکند آیا عالم کبیر هم همینطور است؟ یعنی چیزی از آن جدا میشود؟ مثل روح از بدن؟

  9. صلوات ها 5


  10. #5

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۴
    علاقه
    اهل البيت عليهم السلام،فلسفه،عرفان،ادبيات،فيزيك،مطالعه
    نوشته
    4,988
    حضور
    133 روز 11 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    3
    صلوات
    21819



    بسم الله الرحمن الرحیم

    نقل قول نوشته اصلی توسط حافظ نمایش پست ها
    ابتدا در مورد اصل استناد این سخن به جناب صدرا باید گفت سخن فوق اگر چه بعینه در میان سخنان جناب صدرا مشاهده نشد اما با توجه به نظر ایشان در مورد حرکت کل عالم ماده به سوی کمال (استکمال) می‌توان چنین سخنی را به ملاصدرا نسبت داد.
    عرض سلام و احترام

    از بیانات و توضیحات حضرتعالی متشکرم.

    استشهاد ملا صدرا بر حرکت جوهری به آیه ی مورد سؤال را،امروز در آدرس زیر یافتم:

    "جوادی آملی،عبدالله،حکمت متعالیه صدرالمتألهین،مجموعه مقالات،1380،همایش جهانی حکیم ملا صدرا،تهران،بنیاد حکمت اسلامی"

    نقل قول نوشته اصلی توسط حافظ نمایش پست ها
    یا این که از طریق استکمال و ترقی طولی متبدل می‌شوند و این تبدل‌های طولی تا آنجا ادامه دارد که به باب الابواب یعنی حضرت آدمیه کامله برسد.
    و بعد در مقام چگونگی این حرکت استکمالی، آن را به حرکات «أین»ی و جوهری گره می‌زند.
    ایشان در مقام ذکر مراحل طولی، به سه مرحله نباتی و حیوانی و در نهایت انسانی اشاره می‌کنند.
    مسافت این حرکت را هم عرض عریضِ ادوار و اکوار معرفی می‌کنند.
    سؤال بنده دقیقا چگونگی و مفهوم رسیدن کوه از طریق حرکت جوهری به حضرت آدمیه کامله یا انسان بالفعل است.

    آیا آدمیه ی کامله و یا انسان بالفعل همان صورت عقلیه ی انسان است؟

    نقل قول نوشته اصلی توسط حافظ نمایش پست ها
    می‌توان یک معنای سخن فوق را این طور تفسیر کرد که در حرکت جوهری، خاک به چرخه‌ی نباتی (گیاهی) رفته و نبات (گیاه) هم به چرخه حیوان و از حیوان نیز به چرخه انسان رهسپار می‌شود.
    از همین دریچه اگر گفته می‌شود ما (انسان) از خاک‌ایم در واقع از همین خاک‌های کره زمین پدید آمده‌ایم.
    متکون بودن نطفه انسان از خاک، علاوه بر تبیینی برای چیستی انسان به لحاظ جسد جسمانی‌اش، حکایت از سیر حرکت طولی جماد به سوی «باب الابواب» یعنی انسان دارد.
    در حقیقت یک پایه نفوس مجرد انسانی که جسد خاکی است، از همین مادیات تشکیل شده است.
    همین سخن را می‌توان در مقیاسی بزرگتر یعنی کل عالم ماده معتقد شد؛ کل عالم ماده به سوی مجرد سازی می‌رود همان طور که بدن انسان بعد از مرحله «جسمانیة الحدوث»ی توسط حرکت جوهری به سوی «روحانیة البقاء»ی و مجرد شدن پیش می‌رود همینطور، کل عالم ماده نیز در طول ادوار و اکوار متمادی و طولانی، به دروازه انسانیت (که این مهم نیز از رهگذر روحانیة البقاء بودن انسان انجام خواهد شد) خواهند رسید و از رهگذر این دروازه، به عالم تجرد وارد می‌شوند.
    مقصود حضرتعالی این است که کوه تبدیل به خاک شده و سپس در طی یک چرخه ی طبیعی جسم انسان

    و با حرکت جوهری در انسان دوباره به مرتبه ی گیاهی و سپس حیوانی و آگاه انسان بالفعل و یا وجود عقلانی انسان تبدیل می شود؟

    چند سؤال:

    1-کوه چه اختصاصی در این موضوع دارد؟

    2-چقدر طول می کشد که کوه تبدیل به خاک شود؟ و اصلا در باره ی همه ی کوههای عالم موضوعیت دارد؟

    طبق تفسیر حضرتعالی اگر کوهی دچار فرسایش نشده و تبدیل به خاک نشد و در نتیجه به مراحل بعدی راه نیافت

    حرکت جوهری درباره آن چه معنایی دارد؟ آیا آیه دچار خدشه نمی شود؟(هرگز نمی شود امّا به فرض صحت تفسیر شما)

    3-اگر این تفسیر درست باشد آیا کوه اشرف از انسان نخواهد بود؟

    چرا که از نظر ملا صدرا ما درباره ی انسان تبدل انواع را داریم،وقتی انسانی با ظاهر انسانی، در حرکت جوهری خویش

    تبدیل به بهائم و شیاطین می شود،چطور کوه در حرکت جوهری نهایتا انسانی بالفعل می شود؟

    یعنی موجوداتی که فاقد اختیارند نهایتا به عوالم عقل راه می یابند اما انسان با سوء اختیار خویش ممکن است

    حرکت جوهریش بر اثر غلبه قوای شهوانی وی را به سوی بهیمیت و بر اثر غلبه قوه واهمه به سوی شیطان شدن

    سوق دهد،پس چه افضلیتی برای انسان وجود دارد؟

    4-اگر کوه در چرخه ی طبیعی گیاه و سپس حیوان شده و خوراک ابلیس،بهیمه و یا سبعی انسان نما شود چه؟

    در اینصورت انسان بالفعل نخواهد شد و لذا حرکت جوهریش او را به سوی قهقرا سوق خواهد داد!

    5-و گیریم که کوه در چرخه طبیعی خاک،گیاه، و سپس جزئی از جسم انسان شد و در واقع ماده ی بدن انسان

    خب دوباره طبق قاعده ی "جسمانیة الحدوث و روحانیة البقا"باید مرحله ی نباتی و حیوانی را بگذراند

    تا به انسان بالفعل بار یابد،(البته اگر آن انسان چیز بالفعل دیگری نشود) مثلا حیوان و یا شیطان!

    حرکت جوهری که در اثر تجدد پی در پی اتفاق می افتد ممکن است حرکتی رو به عقب داشته باشد؟

    با تشکر
    ویرایش توسط حبیبه : ۱۳۹۵/۰۵/۰۴ در ساعت ۱۸:۵۸


    الهی هب لی کمال الانقطاع الیک

    و أنر ابصار قلوبنا بضیاء نظرها الیک




  11. صلوات ها 3


  12. #6

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۳
    علاقه
    متافيزيك
    نوشته
    2,144
    حضور
    59 روز 7 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2751



    نقل قول نوشته اصلی توسط حبیبه نمایش پست ها
    بسم الله الرحمن الرحیم



    عرض سلام و احترام

    از بیانات و توضیحات حضرتعالی متشکرم.

    استشهاد ملا صدرا بر حرکت جوهری به آیه ی مورد سؤال را،امروز در آدرس زیر یافتم:

    "جوادی آملی،عبدالله،حکمت متعالیه صدرالمتألهین،مجموعه مقالات،1380،همایش جهانی حکیم ملا صدرا،تهران،بنیاد حکمت اسلامی"



    سؤال بنده دقیقا چگونگی و مفهوم رسیدن کوه از طریق حرکت جوهری به حضرت آدمیه کامله یا انسان بالفعل است.

    آیا آدمیه ی کامله و یا انسان بالفعل همان صورت عقلیه ی انسان است؟



    مقصود حضرتعالی این است که کوه تبدیل به خاک شده و سپس در طی یک چرخه ی طبیعی جسم انسان

    و با حرکت جوهری در انسان دوباره به مرتبه ی گیاهی و سپس حیوانی و آگاه انسان بالفعل و یا وجود عقلانی انسان تبدیل می شود؟

    چند سؤال:

    1-کوه چه اختصاصی در این موضوع دارد؟

    2-چقدر طول می کشد که کوه تبدیل به خاک شود؟ و اصلا در باره ی همه ی کوههای عالم موضوعیت دارد؟

    طبق تفسیر حضرتعالی اگر کوهی دچار فرسایش نشده و تبدیل به خاک نشد و در نتیجه به مراحل بعدی راه نیافت

    حرکت جوهری درباره آن چه معنایی دارد؟ آیا آیه دچار خدشه نمی شود؟(هرگز نمی شود امّا به فرض صحت تفسیر شما)

    3-اگر این تفسیر درست باشد آیا کوه اشرف از انسان نخواهد بود؟

    چرا که از نظر ملا صدرا ما درباره ی انسان تبدل انواع را داریم،وقتی انسانی با ظاهر انسانی، در حرکت جوهری خویش

    تبدیل به بهائم و شیاطین می شود،چطور کوه در حرکت جوهری نهایتا انسانی بالفعل می شود؟

    یعنی موجوداتی که فاقد اختیارند نهایتا به عوالم عقل راه می یابند اما انسان با سوء اختیار خویش ممکن است

    حرکت جوهریش بر اثر غلبه قوای شهوانی وی را به سوی بهیمیت و بر اثر غلبه قوه واهمه به سوی شیطان شدن

    سوق دهد،پس چه افضلیتی برای انسان وجود دارد؟

    4-اگر کوه در چرخه ی طبیعی گیاه و سپس حیوان شده و خوراک ابلیس،بهیمه و یا سبعی انسان نما شود چه؟

    در اینصورت انسان بالفعل نخواهد شد و لذا حرکت جوهریش او را به سوی قهقرا سوق خواهد داد!

    5-و گیریم که کوه در چرخه طبیعی خاک،گیاه، و سپس جزئی از جسم انسان شد و در واقع ماده ی بدن انسان

    خب دوباره طبق قاعده ی "جسمانیة الحدوث و روحانیة البقا"باید مرحله ی نباتی و حیوانی را بگذراند

    تا به انسان بالفعل بار یابد،(البته اگر آن انسان چیز بالفعل دیگری نشود) مثلا حیوان و یا شیطان!

    حرکت جوهری که در اثر تجدد پی در پی اتفاق می افتد ممکن است حرکتی رو به عقب داشته باشد؟

    با تشکر
    سلام

    شاید منظور نوع انسان است نه تک تک افراد آن
    به هر حال از خاک افرادی انسان کامل شده اند
    شاید منظور اینه
    و البته انواع دیگر شدن هم لابد در خاک بوده..منتها سقفش انسان کامل شدنه
    مثل درختی که میوه هایش دچار آفت میشود اما به هرحال چندتا میوه سالم میدهد

    نمیشه گفت همه ذرات خاک عالم قرار است به اعلا درجه تجرد برسند
    در این صورت جهنمی نباید باشد چرا که طبق دیدگاه ملاصدرا جهنم هم مجرد از ماده است
    و در حدیث هم داریم خاکها باهم فرق دارند بعضی سخت بعضی شکننده بعضی شیرین و غیره
    ویرایش توسط غریبه آشنا : ۱۳۹۵/۰۵/۰۴ در ساعت ۲۰:۴۴

  13. صلوات ها 4


  14. #7

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۴
    علاقه
    اهل البيت عليهم السلام،فلسفه،عرفان،ادبيات،فيزيك،مطالعه
    نوشته
    4,988
    حضور
    133 روز 11 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    3
    صلوات
    21819



    بسم الله الرحمن الرحیم

    نقل قول نوشته اصلی توسط ملاali نمایش پست ها
    سلام

    شاید منظور نوع انسان است نه تک تک افراد آن
    سلام علیکم

    بله قطعا نمی توان حرکت جوهری کوه و بار یافتن آن را به انسان بالفعل از طریق تک تک افراد انسان دانست

    و سؤالات بنده در واقع تحلیل تفسیر ذیل بود:



    نقل قول نوشته اصلی توسط حافظ نمایش پست ها
    می‌توان یک معنای سخن فوق را این طور تفسیر کرد که در حرکت جوهری، خاک به چرخه‌ی نباتی (گیاهی) رفته و نبات (گیاه) هم به چرخه حیوان و از حیوان نیز به چرخه انسان رهسپار می‌شود.
    از همین دریچه اگر گفته می‌شود ما (انسان) از خاک‌ایم در واقع از همین خاک‌های کره زمین پدید آمده‌ایم.
    متکون بودن نطفه انسان از خاک، علاوه بر تبیینی برای چیستی انسان به لحاظ جسد جسمانی‌اش، حکایت از سیر حرکت طولی جماد به سوی «باب الابواب» یعنی انسان دارد.
    در حقیقت یک پایه نفوس مجرد انسانی که جسد خاکی است، از همین مادیات تشکیل شده است.


    نقل قول نوشته اصلی توسط ملاali نمایش پست ها
    به هر حال از خاک افرادی انسان کامل شده اند
    شاید منظور اینه
    یعنی کوه در حرکت جوهری به مقام انسان کامل می رسد؟

    انسان کامل به معنایی که در حکمت متعالیه و عرفان مطرح است؟

    خود ملا صدرا مطلب را چنین شرح می دهد:

    "زمین و آنچه در آن است دائما در حال تحول از جوهر محسوس ادنی به جوهر محسوس اعلی است

    و از آن به سوی جواهر غیر محسوس حرکت می کند تا اینکه در این سیر اخس به اشرف،مراتب استکمال

    را پیموده و از جوهر نفسانی به جوهر عقلانی منتقل می شود".(صدرالدین،اسفار اربعه،بیروت،1981،ص420)



    نقل قول نوشته اصلی توسط ملاali نمایش پست ها
    نمیشه گفت همه ذرات خاک عالم قرار است به اعلا درجه تجرد برسند
    در این صورت جهنمی نباید باشد چرا که طبق دیدگاه ملاصدرا جهنم هم مجرد از ماده است
    و در حدیث هم داریم خاکها باهم فرق دارند بعضی سخت بعضی شکننده بعضی شیرین و غیره
    بر عکس ملا صدرا ذیل تفسیر آیه ی شریفه ی:"و ما من دابة الا هو آخذ بناصیتها"

    می گوید:

    "إن الخلائق کلها متوجهة شطر الحق توجها غریزیا و حرکة جبلیة نحو مسبب الاسباب

    و فی هذه الحرکة الجبلیه لا یتصور فی حقهم الضلال و الانحراف عما عین الله لکل منهم

    والله آخذ بناصیته کما قال تعالی :ما من دابة........."(آشتیانی ،جلال الدین،شرح حال و آرای فلسفی ملاصدرا،ص 111)

    مقصود صدرا هم این است که همه ی موجودات عالم خلق متحرک به حرکت ذاتی جوهریند

    و همه ی آنها تحت واژه ی "دابه" واقع می شوند.(جوادی آملی،عبدالله،حکمت متعالیه،مجموعه مقالات،ص343)


    الهی هب لی کمال الانقطاع الیک

    و أنر ابصار قلوبنا بضیاء نظرها الیک




  15. صلوات ها 4


  16. #8

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۸۹
    علاقه
    مطالعه بازی و دین و بحث
    نوشته
    6,441
    حضور
    98 روز 19 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    95
    آپلود
    0
    گالری
    33
    صلوات
    27323



    نقل قول نوشته اصلی توسط حبیبه نمایش پست ها
    یعنی کوه در حرکت جوهری به مقام انسان کامل می رسد؟
    بسم الله الرحمن الرحیم
    اللهم عجل لولیک الفرج
    سلام علیکم

    اگر کوهی که خلق شده است در آن ذرات خاک انسان کامل وجود داشته باشد چطور؟
    (طبق آن که در مورد عالم ذر گفته می شود)

    مسئله حل می شود؟

    اسلام درخشانترین راه است
    غررالحکم امدی ترجمه ادیب فقید محمد علی انصاریحدیث505

    موسسه انتشاراتی امام عصر(عج)
    عقل آدمی را به گفتار نیک و نهاد پاکیزه و کردار نیکو دلیل آورند
    (همان ح-10811)



  17. صلوات ها 3


  18. #9

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۴
    علاقه
    اهل البيت عليهم السلام،فلسفه،عرفان،ادبيات،فيزيك،مطالعه
    نوشته
    4,988
    حضور
    133 روز 11 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    3
    صلوات
    21819



    بسمه الملک القهار

    نقل قول نوشته اصلی توسط رستگاران نمایش پست ها

    بسم الله الرحمن الرحیم
    اللهم عجل لولیک الفرج
    سلام علیکم

    اگر کوهی که خلق شده است در آن ذرات خاک انسان کامل وجود داشته باشد چطور؟
    (طبق آن که در مورد عالم ذر گفته می شود)

    مسئله حل می شود؟
    سلام علیکم

    احتمالا مقصود ملا صدرا وجود جمعی اشیاء باشد

    چون حرکت جوهری تنها در سیستم فکری اصالت وجودی قابل طرح است

    کوه و سایر اشیاء از جهت ماهیاتشان دارای حرکت جوهری نیستند گرچه

    وجود و ماهیت به انتزاع عقلی از هم قابل تفکیکند،کما اینکه حرکت جوهری

    در واقع نو شدن دمادم وجود جوهر است.

    و این غیر از وجود خاص تک تک موجودات است که آنوقت بگوئیم ذرات خاکی که.....

    اشیاء در عوالم عقل یا به تعبیر شریعت "قیامت" و در تعابیر عرفانی باطن و یا حقیقت

    این عالم یک وجود جمعی بسیط دارند،شاید حرکت جوهری همان بازگشت همه ی اشیاء

    از مجرا و مجلای انسان کامل به سوی خدا باشد:

    سوره ی روم آیه ی 11/"الله یبدأ الخلق ثم یعیده ثم الیه ترجعون"

    یا آیه ی 93 سوره ی انبیاء:"کل الینا راجعون"

    ملا صدرا این آیات و نظائر آن را شاهدی بر حرکت جوهری همه ی عالم خلق می داند"سید جلال الدین آشتیانی،

    شرح حال و آرای فلسفی ملا صدرا،ص 112)

    البته رفرنس فوق،مربوط به آیات و توضیح ملا صدرا راجع به آنهاست،وجود جمعی که عرض نمودم برداشت ذهنی

    بنده از موضوع است که قابل بررسی،ردّ،اصلاح و یا اثبات است.
    ویرایش توسط حبیبه : ۱۳۹۵/۰۵/۰۵ در ساعت ۰۰:۱۱


    الهی هب لی کمال الانقطاع الیک

    و أنر ابصار قلوبنا بضیاء نظرها الیک




  19. صلوات ها 4


  20. #10

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۰
    نوشته
    692
    حضور
    15 روز 15 ساعت 39 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1801



    نقل قول نوشته اصلی توسط حبیبه نمایش پست ها
    1-کوه چه اختصاصی در این موضوع دارد؟

    2-چقدر طول می کشد که کوه تبدیل به خاک شود؟ و اصلا در باره ی همه ی کوههای عالم موضوعیت دارد؟
    نقل قول نوشته اصلی توسط حبیبه نمایش پست ها
    طبق تفسیر حضرتعالی اگر کوهی دچار فرسایش نشده و تبدیل به خاک نشد و در نتیجه به مراحل بعدی راه نیافت

    حرکت جوهری درباره آن چه معنایی دارد؟ آیا آیه دچار خدشه نمی شود؟(هرگز نمی شود امّا به فرض صحت تفسیر شما)
    سلام علیکم
    بنده خودم ابهاماتی در این خصوص دارم و در حال بررسی‌ های بیشتر می‌باشم اما تا به این لحظه به نتایج زیر دست یافته‌ام:
    - می‌توان گفت کوه هیچ موضوعیتی ندارد و این مسأله در مورد کل عالم ماده صادق است و کوه به عنوان تنها مصداقی ذکر شده است. پس می‌توان به جای جبال، کل عالم ماده را موضوع سخن خویش قرار دهیم همانطور که در جناب علامه در بدایه و نهایه و خود جناب صدرا در اکثر موارد چنین عمل کرده‌اند.
    - همانطور که برخی از انسان‌ها چرخه‌ی استکمالی‌شان و رجوعشان به غایة الغایات در طول مدت «احقاب» صورت می‌گیرد عالم ماده نیز اینچنین است همانطور که در متنی که از مرحوم سبزواری نقل نمودم، ایشان با ذکر «فی الادوار و الاکوار» چنین مطلبی را مورد اشاره قرار داده است.
    پس بنده این طور برداشت می‌کنم که این حرکت استکمالی اولا در کل عالم ماده در جریان است و موارد استثنا که هنوز چنین استکمالی بالفعل در آن ها صورت نگرفته آن را نقض نمی‌کند زیرا این کار نیازمند به زمان زیادی است همانطور که «اکوار» چنین مطلبی را به خاطرنشان می‌کند. (در رابطه با اکوار، مرحوم سبزواری در تعلیقه‌ای در فصل 24 از نهایة الحکمة توضیحات مفیدی را داده‌اند)
    لذا از برخی تعابیر استشمام می‌شود که کل عالم جسم یکپارچه در حال حرکت استکمالی می‌باشد همانطور که حضرت علامه می‌فرمایند: «و قد تبین ... أن عالم المادة بما بین أجزائه من الارتباط و الاتصال، واحد سیال فی ذاته متحرک فی جوهره و یشایعه فی ذلک الأعراض و الغایة التی تنتهی إلیها هذه الحرکة العامة هی التجرد»

    بنده خودم فکر می‌کنم کل عالم ماده، دارای جوهری واحد است که همه کثرات، از اعراض او به حساب می‌آیند و این جوهر واحد در حال حرکت است.
    و به قول علامه، «فتغیرها [اعراض] و تجددها [اعراض] لا یتم إلا مع تغیر موضوعاتها الجوهریة و تجددها [موضوعاتها الجوهریه]»

    البته در این میان یک استثنائاتی هم محتمل است و ممکن است با تصرف یک ولی خدا این زمان مدید طی نشود مانند کاری که حضرت موسی با عصای خویش کرد یا با جبل انجام داد.

    به حسب جزئیات از عالم ماده و یا حتی جزئیات از کوه‌ها، برخی از کوه‌ها نرسیده‌اند اما از برخی تعابیر شاید بتوان استفاده کرد که برخی رسیده باشند و نرسیدن بقیه در حال حاضر خلل و نقصی وارد نمی‌کند چون رسیدن بالفعل نه از آیه شریفه قصد شده است و نه از متن جناب سبزواری در اسفار.
    مثلا در نقل آمده کوه أحد «یحبُّنا اهل‌البیت».
    اینطور نیست که همه الان رسیده باشند و لازم هم نیست به این سخن ملتزم بشویم ما فقط می‌خواهیم اثبات کنیم که همه ماسوی حتی عالم ماده جزء مصادیق «الی الله تصیر الامور» می‌باشند.



    نقل قول نوشته اصلی توسط ملاali نمایش پست ها
    انسان در مسیر مجرد شدن جسم خاکی را رها میکند آیا عالم کبیر هم همینطور است؟ یعنی چیزی از آن جدا میشود؟ مثل روح از بدن؟
    نکته ای که هم به جنابعالی در یافتن پاسخ پرسش‌تان کمک می‌کند و هم زائل کننده برخی ابهامات در چگونگی تکامل یافتن عالم ماده می‌باشد که در واقع پرسش اصلی سرکار خانم حبیبه نیز می‌باشد آن است که:

    حیوان و نبات را نباید منحصر در موارد مشهود از حیوان و نبات بدانیم بلکه نبات یعنی جسم نامی و حیوان یعنی جسم نامی دارای حس و شعور است (در حقیقت روح معنایی حیوان و نبات مراد است). مراد، حقیقت نبات و حیوان است و الا ظاهرا کوه است اما مختصات حیوانی را واجد است. مثل «یسبحن ...» یا مثلا کوه به همراه حضرت سلیمان با ایشان مناجات می‌کرد. این نشان از شعور و آگاهی در اوست حتی آگاهی و شعور در حد انسان.

    چون یک موجودی به ظاهر جماد می‌تواند با مثل حضرت سلیمانی همراهی کند این حکایت از ارتقاء وجودی قابل توجهی در او دارد
    پس به ظاهر کوه است اما فی المثل یک حیوان تلقی می شود گرچه الان ظاهرش کوه است.
    شاید بتوان گفت حقیقت مثالی و عقلی این جماد، بصورت یک حقیقت حیوانی یا یک حقیقت انسانی است.
    طبق برخی انظار، کوه در کوه بودن خویش میخ کوب است یعنی کوه بما هو کوه، در مرتبه جمادی متوقف است یا به عبارت فنی، جسم به شرط لا در جای خود میخ کوب است این جسم لابشرط است که به کمال می‌رسد (با قرار گرفتن در چرخه ذکر شده) ولی این میخ کوب بودن مانع از ارتقای او به طبایع بالاتر نیست زیرا
    خصوصیتهای شکلی در حیوان بودن حیوان نقشی ندارد پس می تواند کوه باشد اما خصوصیات حیوانی را داشته باشد.

    مرحوم سبزواری در پاورقی ص 89 از جلد سوم اسفار همین مطلب را فرموده اند که با ارتقاء وجودی به موازات حرکت استکمالی، هیچ گونه تجافی صورت نمی‌گیرد ایشان می‌فرماید:
    «و لکن کل ذلک بلا تجاف عن المقام»

    این مطلب منافاتی ندارد که بگوییم از طرفی همانطور که انسان در مسیر مجرد شدن جسم خویش را رها می‌کند، عالم ماده نیز اینچنین خواهد شد زیرا بر مبنای حرکت جوهری، همه، در نهایت جسم خاکی را رها می‌کنند چرا که این خاک در وجودی برتر که دارای تجرد است منحل می شود.
    این مطالبی بود که تا اینجا از
    متون ذکر شده استظهار نمودم و بر آن باورمندم. شاید در ادامه، با سعی و دعای دوستان، زوایای بیشتری از معرفت بروی مان گشوده شود.

    ویرایش توسط حافظ : ۱۳۹۵/۰۵/۰۵ در ساعت ۰۰:۳۲
    چگونه کوه در اثر حرکت جوهری به مقام انسان بالفعل می رسد؟

  21. صلوات ها 5


صفحه 1 از 7 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع رو مطالعه کرده اند از ۱۳۹۵/۰۵/۰۱, ۰۰:۰۴ : 2

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود