جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: ديدگاه رجاليون شيعه و اهل سنت درباره «عیاض بن غنم اشعری»

  1. #1

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۵
    نوشته
    9
    حضور
    8 ساعت نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    20

    ديدگاه رجاليون شيعه و اهل سنت درباره «عیاض بن غنم اشعری»




    با سلام خدمت شما.
    سوالی داشتم در مورد یکی از شخصیت ها، به نام«عیاض بن غنم اشعری» که خیلی از بزرگان تفسیر و حدیث از او نقل روایت کرده اند. می خواستم دیدگاه رجالیون شیعه و اهل سنت را در مورد این شخص جویا شم. ممنون می شم اگر پاسخ بنده را بدهید.

  2. صلوات ها 2


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,547
    حضور
    175 روز 10 ساعت 44 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58344



    با نام و یاد دوست







    ديدگاه رجاليون شيعه و اهل سنت درباره «عیاض بن غنم اشعری»








    کارشناس بحث: استاد صدرا

  5. صلوات ها 2


  6. #3

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    رجال و حدیث، فقه و کلام در حوزه اهل سنت
    نوشته
    2,860
    حضور
    47 روز 16 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    10623

    جمع بندی




    سوال:
    «عیاض بن غنم اشعری» که خیلی از بزرگان تفسیر و حدیث از او نقل روایت کرده اند. می خواستم دیدگاه رجالیون شیعه و اهل سنت را در مورد این شخص جویا شوم.


    پاسخ:

    با سلام و عرض ادب

    «عِيَاضُ بْنُ غَنْم» بنابر گفته ی کتب رجالی اهل سنت یکی از صحابه ای است که اسلام آوردن وی به قبل از زمان صلح حدیبیة باز می گردد. ابن عبدالبر قرطبی در کتاب«الاستیعاب فی معرفة الاصحاب»؛ [1] وابن حجر عسقلانی در کتاب«الاصابة فی تمییز الصحابة»[2] و ابن اثیر در کتاب«اسد الغابة فی معرفة الصحابة»؛[3] و ابو نعیم اصفهانی در کتاب«معرفة الصحابة»؛[4] و ذهبی در کتاب«‌سیر اعلام النبلاء»؛[5] و دیگر صاحبان کتب رجالی بدین امر تصریح نموده اند.

    وی از فرماندهانی بوده که در زمان خلیفه ی دوم فتوحاتی داشته و بلاد جزیره[6] توسط وی بدون جنگ فتح گردید.[7] از آنجا که وی از زمره ی صحابه بوده، عدالت وی در نزد اهل سنت محرز بوده و روایات وی مورد قبول می باشد. در مصادر روایی اهل سنت از طریق وی روایاتی نقل شده همچون اینکه وی از پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) نقل نموده که آنحضرت فرمودند: «يَا عِيَاضُ لَا تَزَّوَّجَنَّ عَجُوزًا، وَلَا عَاقِرًا، فَإِنِّي مُكَاثِرٌ بِكُمْ الأُمَم»؛[8] ای عیاض با زن عجوز و نازا ازدواج مکن که من به واسطه ی شما بر سایر امتها برتری می جویم.

    همچنین در تفسیر آیه شریفه ی: «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا مَنْ يَرْتَدَّ مِنْكُمْ عَنْ دِينِهِ فَسَوْفَ يَأْتِي اللَّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَ يُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْكافِرِينَ يُجاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَ لا يَخافُونَ لَوْمَةَ لائِمٍ ذلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَنْ يَشاءُ وَ اللَّهُ واسِعٌ عَلِيم»؛[9]«اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد، هر كس از شما از دين خود برگردد (زيانى به خدا نمى ‏زند) خداوند به زودى گروهى را خواهد آورد كه آنها را دوست دارد و آنها نيز او را دوست دارند، در برابر مؤمنان رام و خاضعند و در برابر كافران مقتدر و پيروز، در راه خدا جهاد مى‏ كنند و از سرزنش هيچ ملامتگرى نمى‏ هراسند». روایتی از وی نقل شده که پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله) به ابو موسی اشعری اشاره نموده و بیان فرمودند که مصداق این آیه قوم وی می باشد؟![10] که توضیحات بیشتر آن در این تاپیک گذشت:

    http://www.askdin.com/showthread.php?t=54683

    با این حال از وی روایتی از طریق راویان شیعه در کتب حدیثی شیعه موجود نمی باشد و مطالبی که در کتب تفسیری شیعه از وی نقل شده، همگی از طرق اهل سنت بوده؛ علاوه بر اینکه توثیق و یا مدحی نیز در مورد وی در کتب شیعه به چشم نمی خورد.

    موفق باشید.


    [1] . الاستيعاب في معرفة الأصحاب، أبو عمر يوسف بن عبد الله بن محمد بن عبد البر بن عاصم النمري القرطبي (المتوفى: 463هـ)، ج3، ص1234، دار الجيل، بيروت:« «عياض بن عنم بْن زُهَيْر بْن أَبِي شداد بْن رَبِيعَة بن هلال بن وهيب ابن ضبة القرشي الفهري. أسلم قبل الحديبية، وشهدها فيما ذكر الْوَاقِدِيّ وَقَالَ الْحَسَن بْن عُثْمَان: عِيَاض بْن غنم هُوَ ابْن عم أَبِي عُبَيْدَة بْن الجراح...».

    [2] . الإصابة في تمييز الصحابة،‌ابن حجر العسقلاني (المتوفى: 852هـ)، ج4، ص629:«عياض بن غنم... وقال في الطبقة الثانية: عياض بن غنم بن زهير، وساق نسبه، ثم قال: أسلم قبل الحديبيّة وشهدها، وتوفي بالشام سنة عشرين وهو ابن ستين سنة. وذكره فيمن نزل الشام من الصحابة، وزاد: أنه كان صالحا سمحا، وكان مع ابن عمته».

    [3] . أسد الغابة في معرفة الصحابة، ابن الأثير (المتوفى: 630هـ)، ج1، ص886: «ب د ع: عياض بْن غنم بْن زُهَيْر بْن أَبِي شداد بْن رَبِيعة بْن هلال بْن وهيب بْن ضبة بْن الحارث بْن فهر الْقُرَشِيّ أَبُو سَعد وقيل: أَبُو سَعِيد. لَهُ صحبة، أسلم قبل الحديبية وشهدها، وكان بالشام مَعَ ابْن عمه أَبِي عبيدة بْن الجراح، وَيُقَال: إنه كَانَ ابْن امرأته، ولما توفي أَبُو عبيدة استخلفه بالشام، فأقره عُمَر، وقَالَ: ما أَنَا بمبدل أميرًا أمره أَبُو عبيدة. وهو الَّذِي فتح بلاد الجزيرة، وصالحه أهلها، وهو أول من أجاز الدرب فِي قول الزُّبَيْر».

    [4] . معرفة الصحابة، أبو نعيم أحمد بن عبد الله بن أحمد بن إسحاق بن موسى بن مهران الأصبهاني (المتوفى: 430هـ)، ج4، ص2162، دار الوطن للنشر، الرياض: «عِيَاضُ بْنُ غَنْمٍ الْفِهْرِيُّ وَقِيلَ: الْأَشْعَرِيُّ، سَكَنَ الشَّامَ، وَهُوَ عِيَاضُ بْنُ غَنْمِ بْنِ زُهَيْرِ بْنِ أَبِي شَدَّادِ بْنِ رَبِيعَةَ بْنِ هِلَالِ بْنِ أُهَيْبِ بْنِ ضَبَّةَ بْنِ الْحَارِثِ بْنِ فِهْرِ بْنِ مَالِكِ بْنِ النَّضْرِ بْنِ كِنَانَةَ، أَسْلَمَ قَبْلَ الْحُدَيْبِيَةِ، وَكَانَ بِالشَّامِ مَعَ ابْنِ عَمِّهِ أَبِي عُبَيْدَةَ بْنِ الْجَرَّاحِ، فَلَمَّا حَضَرَتْ أَبَا عُبَيْدَةَ الْوَفَاةُ فَوَّضَ إِلَيْهِ عَمَلَهُ، وَوَلَّاهُ مَا كَانَ إِلَيْهِ فَأَقَرَّهُ عُمَرُ بْنُ الْخَطَّابِ عَلَى عَمَلِهِ حَتَّى مَاتَ، وَكَانَ عِيَاضٌ صَالِحًا سَمْحًا، مَاتَ يَوْمَ مَاتَ، وَلَيْسَ لَهُ مَالٌ وَلَا عَلَيْهِ دَيْنٌ لِأَحَدٍ، تُوُفِّيَ بِالشَّامِ سَنَةَ عِشْرِينَ وَهُوَ ابْنِ سِتِّينَ سَنَةً».

    [5] . سير أعلام النبلاء، شمس الدين الذهبي (المتوفى: 748هـ)، ج4، ص23، الناشر: دار الحديث- القاهرة: « عياض بن غنم،‌ ابن زُهَيْرِ بنِ أَبِي شَدَّادٍ, أَبُو سَعْدٍ الفِهْرِيُّ. مِمَّنْ بَايَعَ بَيْعَةَ الرِّضْوَانِ، وَاسْتَخْلَفَهُ قَرَابَتُهُ أَبُو عُبَيْدَةَ بنُ الجَرَّاحِ لَمَّا احْتُضِرَ عَلَى الشَّامِ. حدَّث عَنْهُ: جُبَيْرُ بنُ نُفَيْرٍ، وَغَيْرُهُ. وَكَانَ خيِّرًا، صَالِحاً، زَاهِداً، سَخِيّاً، وَهُوَ الَّذِي افْتَتَحَ الجَزِيْرَةَ صُلْحاً. أَقَرَّهُ عُمَرُ عَلَى الشَّامِ, فَعَاشَ بَعْدُ نَحْواً مِنْ عَامَيْنِ. قِيْلَ: عَاشَ سِتِّيْنَ سَنَةً, وَمَاتَ فِي سَنَةِ عِشْرِيْنَ بِالشَّامِ. قَالَ ابْنُ سَعْدٍ: شَهِدَ الحُدَيْبِيَةَ, وَكَانَ أَحَدَ الأُمَرَاءِ الخمسة يوم اليرموك».

    [6] . جزیره، منطقه‌ای میان دجله و فرات که آن را جزیره اقور و جزیره قور و اقلیم اقور نیز گفته‌اند. در بسیاری از متون مربوط به صدر اسلام به قسمت شمالی بین النهرین با این عنوان اشاره شده که جای آن امروزه با قسمتی از جنوب شرقی ترکیه و مشرق سوریه و استان‌های شمالی عراق مانند صلاح‌الدین، انبار، نینوا، دهوک و قسمتی از بغداد برابری می‌کند. عرب، بین النهرین علیا را جزیره و قسمت جنوبی آن را عراق می‌نامیدند.(ر.ک: http://fa.wikishia.net/view/%D8%AC%D...8C%D8%B1%D9%87).

    [7] . «در جریان لشکرکشی های مسلمانان در سال سیزدهم هجری در زمان خلافت عمر به شام، بُسر به فرمان خالد بن ولید به روستاهایی در اطراف دمشق حمله کرد. نقل شده که عمربن خطاب، عِیاض بن غَنم الفِهری را به فرماندهی سپاهی برای فتح جزیره فرستاده بود. عیاض در لشکر یزید بن ابی سفیان در شام بود. به دنبال آن، عیاض شهر رَقّه و رُهّا را گشود. در رُهّا بود که یزید بن ابی سفیان بُسر بن ابی ارطاه را با دو هزار مرد و علمی سپید به مدد عیاض فرستاد. مقارن ورود او میان لشکر مسلمانان غوغا افتاد که شاید لشکر روم به مدد اهل رُهّا آمده است. چون معلوم شد که بسر بن ابی ارطاه به مدد سپاه اسلام آمده از این حرکت خوشحال شدند. وقتی بُسر به آنها ملحق شد، کسی را فرستاد و از عیاض شمار غنایم را خواست. عیاض جواب داد: در غیبت شما مسلمانان رنج ها کشیده، جنگها کرده و غنایم یافته اند. شما را در آن حقّی نیست. شهرهای دیگر مانده که باید فتح کرد. چون به معاونت شما آن شهرها فتح شوند و غنایم به دست آید هم ما را باشد و هم شما را. در این مورد میان عیاض و بُسر گفتگوهای زیادی شد و نزدیک بود که به مخالفت بینجامد. عیاض به بُسر گفت: مرا به حضور تو و لشکر تو هیچ احتیاجی نیست. اگر دل تو می خواهد، این جا مقام کن والاّ به جانب شام بازگرد. بُسر خشمگین شد و به شام نزد یزید بن ابی سفیان بازگشت و از عیاض شکایت کرد. یزید طی نامه ای جریان را به اطلاع عمر رسانید. عمر هم نامه ای برای عیاض بن غَنم نوشت و علت را جویا شد. عیاض هم ضمن ارسال نامه ای عمر را از ماجرا آگاه کرد. عمر کار عیاض را ستود و گفت تا زنده است او را معزول نمی کند.(ر.ک: الفتوح، ابومحمد احمد بن علی بن اعثم کوفی، ص 186 و 195).

    [8] . المعجم الکبیر، الطبرانی، ج17، ص368، مكتبة العلوم والحكم – الموصل.

    [9] . المائدة(5)،‌54.

    [10] . جامع البیان، الطبری،ج6،‌ص383، دار الفكر للطباعة والنشر والتوزيع - بيروت - لبنان: «عن عياض الأشعري، قال: لما نزلت هذه الآية: يا أيها الذين آمنوا من يرتد منكم عن دينه فسوف يأتي الله بقوم يحبهم ويحبونه قال: أومأ رسول الله (صلی الله علیه و آله) إلى أبي موسى بشئ كان معه، فقال: هم قوم هذا».
    ویرایش توسط مدیر تدوین : ۱۳۹۵/۰۷/۲۹ در ساعت ۱۲:۳۰
    ديدگاه رجاليون شيعه و اهل سنت درباره «عیاض بن غنم اشعری»
    مناجات العارفین لمولانا علی بن الحسین (علیهما السلام)

    «إلهى! فَاجْعَلْنا مِنَ الَّذينَ تَوَشَّحَتْ [تَرَسَّخَتْ‏] أشْجارُ الشَوْقِ إلَيْكَ فى حَدآئِقِ صُدُورِهِمْ، وَأخَذَتْ لَوْعَةُ مَحَبَّتِكَ بِمَجامِعِ قُلُوبِهِمْ»؛

    (معبودا! پس ما را از آنانى قرار دِهْ كه نهالهاى شوق به تو در باغ دلشان سبز و خرّم [يا: پايدار] گشته، و سوز محبّتت شراشر قلب آنها را فرا گرفته است).

    بحارالانوار، ج91، ص150.





  7. صلوات ها 2


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود