صفحه 1 از 5 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: اثبات وجود پیامبران و امامان از طریق عقلی

  1. #1

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۳
    نوشته
    3
    حضور
    2 ساعت 43 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    6

    اشاره اثبات وجود پیامبران و امامان از طریق عقلی




    سلام
    می خواستم به کسی که خدا بهش ثابت شده پیامبر و امامان رو ثابت کنم
    البته از لحاظ عقلی نه از طریق آیات ، چون این شخص فقط خدا رو قبول داره .
    ویرایش توسط سیده راضیه : ۱۳۹۵/۰۴/۲۴ در ساعت ۱۷:۱۱

  2. صلوات ها 4


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,523
    حضور
    174 روز 19 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58305



    با نام و یاد دوست







    اثبات وجود پیامبران و امامان از طریق عقلی








    کارشناس بحث: استاد مشکور

  5. صلوات ها 4


  6. #3

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۳
    علاقه
    مطالعه و تحقیق و پاسخگویی
    نوشته
    1,511
    حضور
    34 روز 1 ساعت 22 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    4010



    نقل قول نوشته اصلی توسط Night نمایش پست ها
    سلام
    می خواستم به کسی که خدا بهش ثابت شده پیامبر و امامان رو ثابت کنم
    البته از لحاظ عقلی نه از طریق آیات ، چون این شخص فقط خدا رو قبول داره .
    سلام و ادب

    در باب ضرورت بعثت و اثبات نبوت عامه و ضرورت امامت امامان، در این مجال، مختصراً به چند اصل عقلی اکتفا می کنیم و در پست های بعدی کمی مفصل تر وارد بحث می شویم:

    بدیهی است که موضوع «وحی و نبوت» و «امامت» پس از شناخت و اعتقاد به توحید مطرح است و اگر برای کسی وجود خداوند متعال به اثبات نرسیده باشد، بحث با او در مورد فرستاده‌ی خدا معنا و مفهومی ندارد و بی‌مورد است.

    قبل از هر چیز با چند مقدمه بحث را آغاز می کنیم:

    اولاً در مباحث خداشناسی ثابت است که خداوند حکیم است و حکیم هیچگاه کار عبث و بیهوده نمی کند. چگونه می شود خداوند حکیم انسان را با توجه به اقتضائات خاص و کمال جو بیافریند، لکن لوازم درونی و بیرونی برای دستیابی به کمال را در اختیار وی قرار ندهد.! یا این لوازم را ناقص و نارسا بدو عطا کرده و از وی انتظار رسیدن به کمال داشته باشد.! بعنوان مثال، از انسان بخواهد که صرفا به مدد عقل و فطرت (علیرغم محدودیتها و موانعی که دارند) راه کمال را در پیش گیرد. در حالیکه برای رفع محدودیتها و موانع حجتهای درونی (عقل و فطرت) ضرورت ایجاب می کرد که حجتهای بیرونی (پیامبر و امام) را نیز برای هدایت و دستگیری بشر در سیر کمالی ضمیمه و ارسال کند. حتی یک نگاه به جهان آفرینش کافی است که این حقیقت را به ما بیاموزد که آفریدگار جهان برای رساندن هر موجودی به کمال ممکن خود، هر گونه وسایل لازم را در اختیار او گذارده و در این زمینه کوچکترین مضایقه ای نداشته است. نه تنها وسایل ضروری، بلکه از کمکهایی که ضرورت چندانی ندارد ولی بهر حال مفید است مضایقه ننموده است. مثلاً اگر پرندگان را برای پرواز آفریده، نه تنها بال قوی بلکه اندام قوی که پروز را سهل و آسان کرده به آنها داده. و اگر چشم را برای مشاهده مناظر مختلف به انسان داده، علاوه بر اعضای ضروری، مژه را که از ورود پرد و غبار جلوگیری می کند بخشیده؛ غده های چربی را آفریده تا لبه آنها دائماً نرم باشد و چشما را با غده های اشک مجهز ساخته تا سطح چشم دائماً مرطوب باشد و حرکت پلکها را تسهیل کند و قس علیهذا ...

    از این نمونه ها در تمام جهان آفرینش بسیار به چشم می خورد ... حال این سؤال پیش می آید که آیا آفریدگاری که در آفرینش تکوینی عالم، این اندازه وسایل پیشرفت و تکامل را در اختیار هر موجودی نهاده، ممکن است موضوع فرستادن انبیاء را، که مهمترین نقش را در تکامل نوع بشر و اهداف حیات او در جنبه های مادی و معنوی دارد نادیده گرفته باشد و جامعه انسانی را از این موهبت عظیم محروم سازد. شیخ الرئیس بوعلی سینا در کتاب شفاء در عباراتی کوتاه به همین معنا اشاره کرده و احتیاج انسان به بعثت پیامبران را برای تحصیل کمالات و بقاء نوع خود، را از روئیدن موهای مژه، ابرو و فرورفتگی کف پا بیشتر دانسته است.(1) گرچه قبل از بوعلی سینا، هشام بن حکم شاگرد معروف مکتب امام صادق (ع)، این استدلال عقلی را بصورت دیگری برای "عمرو بن عبید" دانشمند معروف اهل سنت تشریح کرده که خلاصه اشض چنین است: آیا باور کردنی است که برای کشور کوچک تن، مغز متفکری لازم باشد که حواس گوناگون برای انجام وظائف خود از او کمک بگیرند و خطاهای خود را با آن اصلاح کنند ولی برای مجموعه ی پیکر جهان انسانیت، مغز متفکری لازم نباشد که انسانها در پیچ و خم راه زندگی از تعلیمات او الهام بگیرند و اشتباهات خود را بوسیله او اصلاح کنند.؟!(2)

    و اینها همه در حالی است که در نقص و ضعف و ناتوانی و محدودیتهای عقل و علم و حجابهای پیش روی فطرت، همین بس که یافته های عقلانی و علمی که توسط عقلا و دانشمندان حاصل شده در برابر دست نایافته ها بسیار ناچیز و غیرقابل اعتناست، ضمن آنکه اختلافات بین عقلا و دانشمندان، حتی در یک موضوع واحد و مشخص و حتی بین پیروان یک مکتب نیز گواه محدودیت و ضعف عقل برای راهگشایی بشر به سوی کمال و سعادت است. کمااینکه پیروان مکتب اسلام در باب توحید، نبوت، معاد، اخلاق و احکام عملی، نظرات مختلف و متفاوتی دارند، اختلافات با سایر مکاتب که جای خویش دارد. گذشته از این، موانع و حجابهایی که بدلایل مختلف، فطرتهای بشر را تیره و تار نموده نیز، موجب شده تا عموم بشر از هدایتهای فطری محروم باشند و تنها افراد معدودی که راه پاکی و نورانیت را پیشه کرده اند از هدایتهای فطری برخوردارند. مأموریت دین الهی هدایت و سعادت عموم بشریت است و اگر خداوند پیامبران الهی را برای ارسال قوانین و پیامهای الهی و امامان و برگزیدگان را برای تتمیم و تکمیل راه انبیاء نمی فرستاد، تنها عده معدود و اندکی از طریق نور عقل و فطرت راه هدایت را می یافتند و اکثریت به راه ضلالت و گمراهی کشانیده می شدند ضمن آنکه اتمام حجتی در کار نبود و شائبه عبث بودن خلقت تقویت می گشت.

    ثانیاً آفرینش ویژه انسان بگونه ایست که بدلیل محدودیتها و موانعی که از درون و بیرون مزاحم اند نمی تواند به تنهایی چرخ زندگی خویش را بدرستی و در جهت هدف آفرینش بچرخاند بلکه به همکاری و تعاون همنوعانش و و جود قوانین صحیح و مترقی نیازمند می باشد. باصطلاح، مدنی و اجتماعی آفریده شده ناچار است به حالت اجتماعی زندگی کند. ناگفته پیداست که تزاحم در منافع و حصول اختلاف، از ثمرات زندگی اجتماعی است زیرا هر فردی از افراد اجتماع، جدیت می کند که تا سر حد قدرت و توانایی از منافع محدود مادی برخوردار گردد و موانع وصول به مقصد را از پیش پای خود برطرف سازد، در صورتی که دیگران نیز در صدد رسیدن به همین مقصد می باشند. از این جهت است که تزاحم در منافع و تجاوز و تعدی به حقوق همدیگر پیش آمد می کند. از این رهگذر است که وجود قانون برای اداره اجتماع ضروری می گردد تا به برکت وجود قانون حقوق افراد محفوظ بماند و از تجاوز زورمندان جلوگیری شود و اختلاف و اختلال مرتفع گردد. لذا می توان گفت که: وجود قوانین، بهترین گنجی است که بشریت تاکنون بدان راه یافته است و می توان حدس زد که: بشر از همان اوائل تشکیلات اجتماعی خویش، کم و بیش، از وجود قانون برخوردار بوده و همواره بدان احترام می گذاشته است.

    اما مهمتر از اصل ضرورت وجود قانون، این مطلب است که کدام قانون؟ و چه کسی صلاحیت قانونگذاری دارد؟ آیا هر قانونی می تواند در راستای هدف آفرینش یعنی رسیدن به کمال و سعادت باشد؟ و آیا هر کسی صلاحیت قانونگذاری برای بشر را دارد؟ بی شک نه هر قانونی شایستگی این مهم را دارد بلکه باید قوانین، کاملاً با نیازهای حقیقی بشر منطبق باشد و منشأ صدور این قوانین علاوه بر بی نیازی مطلق خویش، باید به نیازهای بشر بطور کامل واقف باشد. بنابر این، قانونگذار باید دو شرط را واجد باشد: اول اینکه بی نیاز مطلق باشد تا بدنبال لحاظ سود و زیان و منافع شخصی خود و اطرافیان خود نباشد. و دوم اینکه به همه نیازهای درونی و بیرونی مخلوقات و بویژه انسان اشراف کامل داشته باشد.

    بررسی این شرایط ما را به خالق هستی بخش یعنی خدای متعال رهنمون می کند، از اینرو قوانین خداوند برای بشر لازم الاتباع و فائده بخش است نه هر قانونی! اینجا پای دین الهی به میان می آید یعنی همان مجموعه قوانین و دستورالعمل های وحیانی که خداوند برای سعادت و کمال بشر از طریق پیامبران ارسال می کند. اینجاست که ضرورت بعثت راهنمایان و هادیان الهی یعنی پیامبران و امامان برای رساندن قوانین خالق به بشر ثابت می شود.

    ثالثاً: راه سومی برای تحلیل منطقی مسأله ضرورت بعثت انبیاء وجود دارد و آن مسأله تربیت انسان است، هدفی که جزو اهداف اصلی خلقت و برنامه های حکیمانه خدای متعال است. این مسأله بیش از آنکه جنبه علمی داشته باشد جنبه عملی دارد. فلذا مربی در صورتی در کار خود موفق می شود که در کنار آموزشهای لازم بتواند عملاً الگوی کاملی برای تعلیمات خود باشد و با صفات و اخلاق و اعمال خود، تمام مسائل تربیتی را نشان دهد و این در صورتی ممکن است که خداوند پیامبرانی از جنس بشر را بصورت الگوها و اسوه هائی عملی برگزیده باشد. هنگامی که پیامبران و امامان معصوم (ع) از جنس بشر با دستورات جامع الهی به سوی بشر آیند و این دستورات را بطور عملی ارائه کنند و با تقوی و راستی و درستی خویش، فضائل الهی را نشان دهند، دیگر حجت بر بشریت تمام شده و هیچکس نمی تواند عذر و بهانه ای در برای خدای خویش داشته باشد و قطعاً انسانها زمینه های مستعدی برای جذب و جلب این صفات پیدا می کنند.(3)

    همه آنچه در این فرصت به اجمال گفتیم؛ گوشه هایی از دلایل عقلی بعثت انبیا و ضرورت ارسال رسل و جانشینان بر حق ایشان از امامان معصوم (ع) بود که ان شاء الله در پستهای بعد به نکات بیشتر و مفصل تری اشاره خواهیم کرد.

    موفق باشید ...


    پاورقی______________________________________ __________
    1. ابن سینا، شفاء، الهیات مقال دهم فصل دوم، ص 441، بنقل از پیام قرآن، جلد هفتم، ص 46، با تغییر و تصرف.
    2. اصول کافی، ج اول (کتاب الحجه باب الاضطرار الی الحجه، حدیث 3، ص 169، بنقل از پیام قرآن، همان، با تغییر و تصرف.
    3. پیام قرآن، ج 7، ص47، با تغییر و تصرف.

    ویرایش توسط مشکور : ۱۳۹۵/۰۴/۱۳ در ساعت ۰۱:۲۸
    بنام حضرت دوست اثبات وجود پیامبران و امامان از طریق عقلی

    هیچ چیز مثل اخلاق، نمی تواند در قلبها نفوذ کرده، دنیایی را گلستان و قلبهایی را با اندیشه و مرام شما همراه سازد.

    با ما همراه باشید در کانال تلگرام: اخلاق الهی

    https://telegram.me/smashkor


  7. صلوات ها 2


  8. #4

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۳
    نوشته
    3
    حضور
    2 ساعت 43 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    6



    ممنون از جوابتون

    تقریبا میشه گفت کل جوابتون این بود که اهداف پیامبران و امامان رساندن انسان به کمال هست ، چرا خدا انسان رو کامل خلق نکرد که بخواد به سوی کمال هدایتش کنه؟

  9. صلوات ها 2


  10. #5

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۴
    علاقه
    برنامه نویسی-انیمیشن-سینما-فیزیک-فلسفه...
    نوشته
    1,038
    حضور
    192 روز 11 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1230



    نقل قول نوشته اصلی توسط مشکور نمایش پست ها
    اولاً در مباحث خداشناسی ثابت است که خداوند حکیم است و حکیم هیچگاه کار عبث و بیهوده نمی کند. چگونه می شود خداوند حکیم انسان را با توجه به اقتضائات خاص و کمال جو بیافریند، لکن لوازم درونی و بیرونی برای دستیابی به کمال را در اختیار وی قرار ندهد.!
    سلام.حالا سوال می شود چگونه خداوند حکیم انسان هایی خاص و کمال جو آفریده در طول تاریخ لکن لوازم بیرونی برای دستیابی به کمال را در اختیار آنها قرار نداده؟ادعا ندارید که همواره در طول تاریخ بر هر قوم و قبیله ای پیامبرانی آمده اند؟
    ویرایش توسط پارسا مهر : ۱۳۹۵/۰۴/۱۴ در ساعت ۲۱:۰۳
    پست های بعد از تو، سوء تفاهم بود!

  11. صلوات ها 2


  12. #6

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۵
    نوشته
    546
    حضور
    33 روز 20 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    763



    سلام استاد مشکور گرامی

    مشکل استدلال فوق این است که مقدماتش حتی مورد تایید علمای اسلامی هم نیست. علمای اسلامی قبول ندارند که عدم دسترسی به دین، با حکمت، هدایتگری یا قدرت خدا در تضاد باشه.

    می دانیم که در خیلی از زمانها و مکانها، به خاطر موانع جغرافیایی و زبانی دسترسی به کتب آسمانی وجود نداشته. در حال حاضر هم چنین دسترسی در همه جای کره زمین وجود نداره. اما آیا این عدم دسترسی با کمال خدا در تضاده؟ علمای اسلامی در این زمینه یک بحثی دارند تحت عنوان "جاهل قاصر و جاهل مقصر". می گویند لازمه حکمت خدا این نیست که تمام اطلاعات لازم جهت پیشرفت را در اختیار فرد بگذارد، بلکه لازمه اش این است که خدا از انسان به همان اندازه که هدایت شده توقع داشته باشد.

    اشاره فرمودید که عقل برای یافتن راه کافی نیست و نشانه اش این است که قانونگذارانی که بر اساس عقل نظر می دهند، با یکدیگر هم عقیده نیستند. خب این اختلاف نظرها در فقه هم وجود داره.

    ویرایش توسط سعدی شیرازی : ۱۳۹۵/۰۴/۱۶ در ساعت ۰۹:۳۴

  13. صلوات ها 2


  14. #7

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۵
    نوشته
    546
    حضور
    33 روز 20 ساعت 37 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    763



    سلام.حالا سوال می شود چگونه خداوند حکیم انسان هایی خاص و کمال جو آفریده در طول تاریخ لکن بیرونی برای دستیابی به کمال را در اختیار آنها قرار نداده؟ادعا ندارید که همواره در طول تاریخ بر هر قوم و قبیله ای پیامبرانی آمده اند؟
    یه مثال بزنم خدمتتون:

    قوم آزتک در آمریکای جنوبی، رسم و رسوماتی از جمله قربانی کردن انسان داشته اند و بنابراین نیازمند هدایت بوده اند. اما اگر تصور کنیم که در 1400 سال اخیر بر ایشان پیامبری نازل شده است، با اعتقاد به ختم نبوت در تضاد خواهد بود.

    ویرایش توسط سعدی شیرازی : ۱۳۹۵/۰۴/۱۵ در ساعت ۱۰:۴۸

  15. صلوات


  16. #8

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۳
    علاقه
    مطالعه و تحقیق و پاسخگویی
    نوشته
    1,511
    حضور
    34 روز 1 ساعت 22 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    4010



    نقل قول نوشته اصلی توسط Night نمایش پست ها
    ممنون از جوابتون

    تقریبا میشه گفت کل جوابتون این بود که اهداف پیامبران و امامان رساندن انسان به کمال هست ، چرا خدا انسان رو کامل خلق نکرد که بخواد به سوی کمال هدایتش کنه؟
    سلام و تشکر

    بله می توان همه هدف از خلقت و نیز به تبع آن مجموعه اهداف پیامبران و امامان را در رساندن انسان به کمال و سعادت که همان وصال حقتعالی است خلاصه کرد. اما در پاسخ به اینکه گفتید اگر چنین است چرا خداوند از همان ابتدا انسان را کامل نیافرید گفتنی است: گفتیم فلسفه آفرینش بندگی است یعنی جن و انس تلاش کنند خود به کمال برسند نه اینکه بطور قهری و تکوینی و بواسطه یک قدرت جبری به کمال برسند. از انجاییکه دنیا دار امتحان است لازمه آن اینست که خود انسان با بهره گیری از استعدادها، توانایی ها و طرفیتها و قرار گرفتن در دوراهی ها خودش انتخاب کند تا ارزش کارش نمایان شود و سره از ناسره و سعید از شقی جدا شوند. اگر همه چیز بصورت جبری بود و خداوند از همان آغاز همه چیز را کامل و تمام می آفرید، رسیدن به نقطه پایان یعنی وصال و قرب الهی و دریافت پاداش و ثواب چه ارزشی داشت. اصولاً با چنین فرضی اصل خلقت، فلسفه پاداش و جزا و ... عبث و بیهوده و خلاف فرض اصلی بحث توحید بود که گفتیم خداوند حکیم است و حکیم کار عبث و بیهوده نمی کند.

    موفق باشید ...

    بنام حضرت دوست اثبات وجود پیامبران و امامان از طریق عقلی

    هیچ چیز مثل اخلاق، نمی تواند در قلبها نفوذ کرده، دنیایی را گلستان و قلبهایی را با اندیشه و مرام شما همراه سازد.

    با ما همراه باشید در کانال تلگرام: اخلاق الهی

    https://telegram.me/smashkor


  17. صلوات


  18. #9

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۳
    علاقه
    مطالعه و تحقیق و پاسخگویی
    نوشته
    1,511
    حضور
    34 روز 1 ساعت 22 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    4010



    نقل قول نوشته اصلی توسط پارسا مهر نمایش پست ها
    سلام.حالا سوال می شود چگونه خداوند حکیم انسان هایی خاص و کمال جو آفریده در طول تاریخ لکن لوازم بیرونی برای دستیابی به کمال را در اختیار آنها قرار نداده؟ادعا ندارید که همواره در طول تاریخ بر هر قوم و قبیله ای پیامبرانی آمده اند؟
    سلام و ادب

    در پاسخ سوال اولتان گفتنی است: ما به حکم عقل و بر اساس اصول خداشناسی و صفات حکمت و عدل و قدرت الهی و باستناد نقل آیات و روایات که در ادامه ذکر خواهیم کرد معتقدیم خداوند اسباب هدایت بیرونی را برای بشریت فراهم ساخته، بفرمایید شما با چه مبنا و استدلالی می گویید خداوند لوازم بیرونی برای دستیابی بشر به کمال را در اختیار آنها قرار نداده است؟؟؟

    در پاسخ سؤال دوم گفتنی است:

    اولا: دليل و شاهدى وجود ندارد كه اثبات كند ساير مناطق جهان از نعمت پيامبر بى بهره بوده اند. شمار بالاى پيامبران در منطقه ى خاور ميانه، دليل بر نبودن پيامبر در سرزمين هاى ديگر نيست. خداوند 124 هزار پيامبر براى بشر فرستاده است[1] و ما تنها نام و سرگذشت برخى از آن ها را مى دانيم[2]؛ چه بسا مناطق ديگر نيز داراى پيامبر بوده اند، ولى ما از آن ها آگاهى نداشته باشيم.

    ثانياً: بر فرض كه دليلى بر وجود پيامبران در ساير مناطق وجود نداشته باشد، ولى نبودن دليل، نبودن آن ها را اثبات نمى كند. (عدم الدليل "يا عدم الوجدان" لا يدل على عدم الوجود).

    ثالثاً: آنچه از روايات و كتب تاريخى به دست مى آيد، نشان عدم انحصار پيامبران در بعض سرزمين هاى خاص مى باشد؛ براى مثال ايران خاستگاه ظهور پيامبران متعددى بوده است كه امروزه قبور برخى از آن ها زيارتگاه مؤمنان است؛ از جمله: مزار حضرت شعيا(عليه السلام) در كنار قبر امامزاده اسماعيل در اصفهان، در اولين مسجدى كه در آن شهر ساخته شده است؛ قبر يوشع(عليه السلام) در اصفهان؛ مزار دانيال(عليه السلام) در شوش خوزستان؛ مزار باقر روبن ـ فرزند يعقوب(عليه السلام) ـ در شمال شهر خرمشهر؛ مزار سه پيامبر در شهر قزوين، از جمله پسر لقمان(عليه السلام)؛ قبر حضرت ارميا در ميامى (در مسير مشهد)؛ قبر قيدار ـ فرزند اسماعيل(عليه السلام) ـ در جنوب زنجان در روستاى قيدار؛ قبر شموئيل(عليه السلام) در ده فرسخى ساوه؛ مزار حيقوق(عليه السلام)در تويسركان[3]. و يا رسالت حضرت هود (ع) كه افزون بر سرزمين حجاز و عراق، شامل هند و ايران نيز بوده است[4]، و يا ذوالكفل كه در سرزمين روم هدايتگر مردم بوده و در همان جا وفات كرده است[5]. موارد ياد شده كه براى نمونه ذكر شد، بيانگر آن است كه آگاهى هاى ما از خاستگاه ظهور پيامبران بسيار اندك است: «و ما اوتيتم من العلم الا قليلا[6]؛ و جز اندكى از دانش به شما داده نشده است.»

    رابعاً: از قرآن استفاده مى شود كه خداوند براى هر قوم و ملتى، پيامبر و هادى فرستاده است: (إِنَّما أَنْتَ مُنْذِرٌ وَ لِكُلِّ قَوْم هاد)؛[7] (اى پيامبر!) تو تنها بيم دهنده اى، و براى هر گروهى هدايت كننده اى است. اين آيه ى شريف به صراحت اعلام مى كند كه هيچ قومى بر روى كره ى زمين از نعمت نبوت و هدايت الهى محروم نبوده و نخواهد بود. علامه طباطبایی می فرماید: این که فرمود «لقد بعثنا فی کل أمة رسولا» اشاره است به این که مساله بعثت رسول، امرى است که اختصاص به امتى ندارد، بلکه سنتى است که در تمامى مردم و همه اقوام جریان مى یابد، و ملاکش هم احتیاج است، و خدا به حاجت بندگان خود واقف است.

    خامساً: دليل هايى كه ضرورت وجود پيامبران را براى انسان ها به اثبات مى رساند، دليل هايى عقلى و غير قابل تخصيص هستند؛ از اين رو نمى توان ضرورت وجود پيامبران را ويژه ى منطقه اى خاص دانست و مناطق ديگر را مشمول آن دليل ها ندانست.

    بنابراين، آنچه از حکم عقل و نقل (از جمله قرآن و روايات) به دست مى آيد، آن است كه پيامبران در تمامى سرزمين هايى كه محل سكونت انسان ها و تشكيل جوامع بشرى بوده است، حضور داشته و همه ى آن ها در راستاى تحقق هدف خلقت انسان، به وظيفه ى الهى خود عمل مى كرده اند.
    آنچه گفته شد، ضرورت هدايت نبوى را براى انسان ها بيان مى كند، ولى بايد توجه داشت كه تحقق اين هدايت، به وجود پيامبران صاحب كتاب و شريعت مستقل، در تمامى مناطق جهان وابسته نيست؛ از اين رو مانعى ندارد كه اين دسته از پيامبران كه اولواالعزم هستند، تنها در يك منطقه (خاور ميانه) مبعوث شده باشند و پيامبران تبليغى كه مروج دين پيامبر پيش از خود بوده اند، از سوى خداوند در مناطق مختلف جهان به هدايت مردم پرداخته باشند. گذشته از اینها خداوند در قرآن یکی از شرایط ایمان را بعد از ایمان به خدا و ملائکه و کتب، ایمان به رسالت همۀ پیامبران بر می شمارد. (آمن الرسول بما انزل الیه من ربه والمؤمنون، کل امن بالله و ملائکته و کتبه و رسله لا نفرق بین احد من رسله ...)، [8] بر طبق آنچه از طریق روایات به ما رسیده خداوند 124000 پیامبر برای هدایت و انذار بشر ارسال کرده و به حکم آیات قرآن، خداوند هیچ قوم و ملتی را بدون انذار کننده نگذاشته و این مطلب به حکم عقل و نقل موافق حکمت و عدل الهی و قاعدۀ لطف است. به عبارتی اگر خداوند امت هائی را بدون رسول و انذار رها کرده باشد نقض غرض کرده و چون حکمت و عدل الهی در جای خویش ثابت شده، نقض غرض در اراده و افعال الهی راه ندارد از اینرو هیچ قوم و ملتی بدون رسول و انذارکننده نبوده است. نتیجه ای که می توان از این بحث گرفت اینکه اگر بدون علم و یقین، و تنها بر اساس گمان و صرف یکسری اطلاعات ظاهری، وجود پیامبران در اقوام گذشته و دور دست را انکار کنیم، نه تنها مخالف حکم عقل و نقل رأی صادر نموده ایم بلکه چه بسا ناخواسته در دام شبهات گرفتار امده و یکی از شرایط ایمان، یعنی ایمان به ارسال رسل و پیامبران الهی (124000 پیامبر) را از دست داده ایم. لذا چون اطلاعات کافی تاریخی در خصوص تاریخ انبیاء نداریم، بهتر است از یکسو به حکم عقلی حکمت و عدل و قاعدۀ لطف الهی و از سوی دیگر به حکم نقل (آیات و روایات) اعتماد کنیم.

    مطالعه این تایپیک نیز خالی از فایده نیست: http://www.askdin.com/showthread.php?t=45389

    موفق باشید ...

    پاورقی______________________________________ _____
    [1]. بنابر ديدگاه مشهور نزد علماى اسلام، مراجعه شود به مقاله ى «تعداد پيامبران»، بنقل از پایگاه اینترنتی اندیشه قم.
    [2]. خداوند ـ در قرآن مجيد ـ مى فرمايد: «ورسلا قد قصصنا هم عليك من قبل و رسلا لم نقصصهم عليك؛ و پيش از اين داستان پيامبرانى را بر تو گفتيم و شرح حال پيامبرانى را بر تو نگفتيم» (نساء، 164).
    [3]. تاريخ انبيا از آدم تا خاتم، ص563.
    [4]. همان، ص 191.
    [5]. همان، ص569.
    [6]. اسراء، 85.
    [7]. رعد، 7.
    [8]. بقره، 285.

    بنام حضرت دوست اثبات وجود پیامبران و امامان از طریق عقلی

    هیچ چیز مثل اخلاق، نمی تواند در قلبها نفوذ کرده، دنیایی را گلستان و قلبهایی را با اندیشه و مرام شما همراه سازد.

    با ما همراه باشید در کانال تلگرام: اخلاق الهی

    https://telegram.me/smashkor


  19. صلوات ها 2


  20. #10

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۴
    علاقه
    برنامه نویسی-انیمیشن-سینما-فیزیک-فلسفه...
    نوشته
    1,038
    حضور
    192 روز 11 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1230



    نقل قول نوشته اصلی توسط مشکور نمایش پست ها
    در پاسخ سوال اولتان گفتنی است: ما به حکم عقل و بر اساس اصول خداشناسی و صفات حکمت و عدل و قدرت الهی و باستناد نقل آیات و روایات که در ادامه ذکر خواهیم کرد معتقدیم خداوند اسباب هدایت بیرونی را برای بشریت فراهم ساخته، بفرمایید شما با چه مبنا و استدلالی می گویید خداوند لوازم بیرونی برای دستیابی بشر به کمال را در اختیار آنها قرار نداده است؟؟؟
    سلام مجدد.خوب شما یعنی می فرمایید در طول تاریخ خدا بر هر قوم و قبیله ای پیامبر فرستاده و لوازم بیرونی که پیامبر باشد را برای آنها مهیا کرده است؟؟حرف شما این است دیگر؟در پاسخ به سوال دوم هم که فرمودید گویا بر این امر اسرار دارید که بله خدا بر هر قوم و قبیله ای پیامبر فرستاده.ولی استاد گرامی، من فکر می کنم.تقریبا مشهود است و واضح است که بسیار قوم ها و قبیله ها بی پیامبر بودند.یعنی شما می خواهید همچین حقیقتی را کتمان کنید؟یعنی شما می فرمایید در هیچ برهه تاریخی و هیچ دوره و زمانه ای اقوام و ملل بی پیامبر نبوده اند؟؟؟
    والا بنده هرچند تاریخ خوانده ام تا حدی، ولی الان حضور ذهن ندارم که آدرس بدهم.ولی به طور مثال، آثار فلاسفه بزرگ یونان، افلاطون، ارسطو و امثال اینها را بررسی می کنیم، نشان و اثری از پیامبری که بر آنها رسیده، می بینیم؟نشانی از وحی الهی در آثار آنها می بینیم؟بنده خدا ها چه مقدار به سر و کله هم زده اند که دنیا را توصیف کنند، خدایی هست یا نیست را برایش جوابی داشته باشند...ولی اثری از پیامبر می بینید؟جایی ارسطو گفته پیامبر خدا اینگونه اظهار نظر می کند؟استاد گرامی، همین حالا اقوامی در آفریقا هستند که رسمشان این است که برهنه و لخت مادر زداده زندگی می کنند.از بچه تا پیرمرد...آن قوم برهنه یعنی شما می فرمایید پیامبر داشته، کی؟کجا؟یعنی همواره پیامبرانی بر آن قوم برهنه پوش نازل شده؟؟استاد دیگر نمی شود که این حقیقت به وضوح روشن را کتمان کرد که بر همه اقوام در طول تاریخ و برهه های زمانی مختلف پیامبر نیامده.این حقیقت روشن را شما چطور می توانید کتمان کنید؟
    پست های بعد از تو، سوء تفاهم بود!

  21. صلوات ها 2


صفحه 1 از 5 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 1

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود