جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: گره افتادن در کارها بعد از بیان مشکلات در فضای مجازی

  1. #1

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۴
    نوشته
    67
    حضور
    1 روز 7 ساعت 13 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    270

    گره افتادن در کارها بعد از بیان مشکلات در فضای مجازی




    سلام


    احساس می کنم از وقتی که مشکلاتم رو برای کسی جز خدا گفتم در زندگیم گره ایجاد شده,تا قبل از این خیلی راحت وسریع مشکلاتم حل میشد,ولی از وقتی تاپیک ها وحرف های بقیه رو میخوندم وسوسه شدم من هم مسائلم رو مطرح کنم و اولین تاپیک رو ایجاد کردم ,حالا از وقتی که به جز خدا بقیه رو هم شریک درد و مشکلاتم کردم,مثل قبل زندگیم جریان نداره!چیکار کنم مشکلم حل بشه؟
    البته تو فضای مجازی خدروشکر هیچ گناهی نداشتم,نه چت با نامحرم و...,ولی همینکه اولین تاپیک رو ایجاد کردم,واز کس دیگه ای به غیر خدا کمک خواستم,انگار خدا هم منو واگذار کرد به همین آدما,درحالی که قبل از اون,هیچ وقت حل مشکلاتم طول نمی کشید,مثلا اگه پول لازم داشتم اراده می کردم,میرسید دستم!یا هر مشکل دیگه ای که بود,فقط به خود خدا می گفتم وخیلی زود برام حل می کرد,تااینکه شروع به دردودل با بقیه کردم,ونسبت به قبل,روند حل مشکلاتم کند شد!نه اینکه اصلا حل نشه,ولی مثل قبل سریع نیست!
    البته تو شبای قدر امسال مطمئنم خدا حاجتمو داده ان شاءالله
    ولی به نظرتون من اشتباه کردم دردودلامو اینجا گفتم؟اصلا همین التماس دعا گفتن به آدم های مجازی فکر می کنم مشکلاتمو بیشتر کرد!نمیدونم شاید هم من توهم زدم,ولی مطمئنم از وقتی اولین تاپیکو ایجاد کردم اینطوری شد(من به جز این سایت جای دیگه فعالیت ندارم,به خاطر همین میگم اولین تاپیک رو در این سایت زدم) از نظر دینی چطور میشه به این موضوع نگاه کرد؟

    ویرایش توسط مدیر ارجاع سوالات : ۱۳۹۵/۰۴/۱۲ در ساعت ۱۳:۵۹
    خداروشکر

  2. صلوات ها 8


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,523
    حضور
    174 روز 19 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58301



    با نام و یاد دوست







    گره افتادن در کارها بعد از بیان مشکلات در فضای مجازی








    کارشناس بحث: استاد حامی

  5. صلوات ها 7


  6. #3

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    20,860
    حضور
    212 روز 23 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    245
    آپلود
    8
    گالری
    585
    صلوات
    151469



    سلام بر شما
    دغدغه خدايي بودن شما ستودني است ولي بايد چند نكته را در نظر داشته باشيد
    اول) خداوند زندگي را براساس قوانين و اسبابي خلق كرده است، پي بردن به اين قوانين مادي و معنوي و اسباب طبيعي، انساني و ماورايي زندگي را براي ما آسان مي كند.
    بسياري از افراد بي دين هم هستند كه مثلا در پزشكي با پي بردن به اين قوانين از آرامش و آسايش نسبي برخوردار هستند. البته اين امر مي تواند نوعي آزمايش باشد و يا سنت استدراج؛ يعني آنها روز به روز از خداوند دور مي شوند و حق را مي پوشانند و خداوند هم انها را به حال خود راها كرده است.
    اگر ما انسان هاي ديگر را عامل و كليد اصلي در حل مشكل بدانيم از خداوند دور شده ايم ولي اگر توجه داشته باشيم كه ديگران وسيله هستند و تا خداوند اراده نكند اتفاقي نمي افتد و زندگي فردي و اجتماعي مسائل شرعي و حكم خداوند را در نظر بگيرم جاي نگراني نيست و اين نگاه موحدانه است.

    دوم) زندگي دنيا آميخته با سختي است سختي ها علل مختلف دارد كه بايد در پي علل آنها بود. گاهي علل مي تواند مادي باشد و گاهي معنوي. بعيد نيست برخي از مشكلات از سوي خداوند باشد تا ما به خود آييم و بي راهه نرويم و ديگران را خداي خود نداريم و نگوييم اگر فلاني نبود زندگي ام مختل بود.
    بسياري از مشكلات هم علل خاص خودش را دارد گاهي ريشه مشكلات جهل است زماني علل و يا تزاحمات طبيعي يا اجتماعي است.

    سوم) گذشته خود را بررسي كنيد اگر واقعا ديگران را «عامل اصلي» حل مشكل دانسته ايد به خدا پناه ببريد و استغفار كنيد. اگر آنها را اسباب دانسته ايد و نگاه توحيدي به ( توحيد در ذات، صفات، ربوبيت، خالقيت، افعال) داشته ايد جاي نگراني نيست. برخي مشكلات ممكن است با توجه به شرايط يا سن شما جديد باشد و عاملش ناشناخته باشد كه بايد تحقيق كنيد و ريشه يابي كنيد و حل كنيد. برخي هم ممكن است آزمايش باشد و مقدرات الهي.
    بنا بر آنچه گذشت التماس دعا گفتن نيز روشن مي شود كه در چه صورتي ايراد دارد و در چه صورتي پسنديده است
    موفق باشيد

    ویرایش توسط حامی : ۱۳۹۵/۰۴/۲۱ در ساعت ۰۵:۱۹
    گفتم مرا غم تو خوشتر ز شادمانی
    گفتا که در ره ما غم نیز شادمان است

  7. صلوات ها 9


  8. #4

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    20,860
    حضور
    212 روز 23 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    245
    آپلود
    8
    گالری
    585
    صلوات
    151469



    نقل قول نوشته اصلی توسط حامی نمایش پست ها
    برخي از مشكلات از سوي خداوند باشد تا ما به خود آييم و بي راهه نرويم و ديگران را خداي خود نداريم و نگوييم اگر فلاني نبود زندگي ام مختل بود.

    سلطان محمود خر كيه؟
    دو گدا بودند یکی بسیار چاپلوس و دیگری آرام و ساکت. گدای چاپلوس وقتی شاه محمود و یا وزیران‌ش رو می‌دید بسیار چاپلوسی می‌کرد و از سلطان محمود تعریف می‌کرد و صله می‌گرفت ولی اون یکی ساکت بود. اون گدای چاپلوس روزی به گدای ساکت گفت: چرا تو هم وقتی شاه رو می‌بینی چیزی نمیگی تا به تو هم پولی داده بشه؟
    گدای ساکت گفت: کار خوبه خدا درست کنه. سلطان محمود خر کیه؟
    برای سلطان محمود هم این سؤال پیش اومد که چرا اون گدا ساکته و هیچی نمیگه. وقتی از اطرافیان خود پرسید، به او گفتند که این گدا گفته کار خوبه خدا درست کنه، سلطان محمود خر کیه؟
    سلطان محمود ناراحت شد و گفت حالا که این طوری فکر می‌کنه، فردا مرغی بریان شده که در شکمش‌ الماسی باشه رو به گدایی که چاپلوسی می‌کنه بدین تا بفهمه سلطان محمود خر کیه؟
    صبح روز بعد همین کار رو انجام دادن غافل از اینکه وزیر، بوقلمونی برای گدا برده و گدای متملق، سیره. پس وقتی که مرغ بریان شده رو به او دادند، او که سیر بود مرغ را به گدای ساکت داد و گفت: امروز چند سکه درآمد داشتی؟
    او گفت سه سکه.
    گدای متملق گفت: این مرغ رو به سه سکه به تو می‌فروشم و آن گدا قبول نکرد و آخر سر پس از چانه‌زنی، مرغ بریان رو بدون دادن حتی یک سکه صاحب شد.
    لقمه‌ اول رو که خورد، چشمش به آن سنگ قیمتی افتاد و به رفیق خود گفت فکر می‌کنم از فردا دیگه همدیگر رو نبینیم.
    فردای آن روز سلطان محمود دید که باز گدای متملق اونجاست و گدایی می‌کنه، از او پرسید چرا هنوز گدایی می‌کنی؟
    گفت: خوب باید خرج زن و بچه‌ام را درآورم.
    سلطان محمود با تعجب پرسید: مگر ما دیروز برای شما تحفه‌ای نفرستادیم؟
    گدای متملق گفت: بله دست شما درد نکنه. وزیر شما قبل از اینکه شما مرغ رو بفرستید، بوقلمونی آوردند و من خوردم. چون من سیر بودم، مرغ رو به رفیقم دادم و دیگر خبری هم از رفیقم ندارم.
    سلطان محمود عصبانی شد و گفت: دست و پایش را ببندید و به قصر بیاریدش. در قصر به گدا گفت: بگو کار رو باید خدا درست کنه. سلطان محمود خر کیه؟
    گدا این را نمی‌گفت و سلطان محمود می‌گفت بزنیدش. من می‌گم تو هم بگو: کار خوبه خدا درست‌ش کنه. سلطان محمود خر کیه؟

    ..............................
    كتاب لبخند حلال و دلخند حكيمانه، ص98.

    گفتم مرا غم تو خوشتر ز شادمانی
    گفتا که در ره ما غم نیز شادمان است

  9. صلوات ها 8


  10. #5

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    علاقه
    اسک دین و اسک دینی ها!
    نوشته
    2,191
    حضور
    300 روز 21 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    12
    صلوات
    5858



    سلام علیکم و رحمه الله
    نقل قول نوشته اصلی توسط majnoon70 نمایش پست ها
    ولی همینکه اولین تاپیک رو ایجاد کردم,واز کس دیگه ای به غیر خدا کمک خواستم,انگار خدا هم منو واگذار کرد به همین آدما
    کار اشتباهی کردید....در فضای مجازی مگه میشه از کسی کمک خواست؟!


    نقل قول نوشته اصلی توسط majnoon70 نمایش پست ها
    تااینکه شروع به دردودل با بقیه کردم
    اینجا هم اشتباه کردید....درد و دل برای چی؟
    درد و دل واقعا مشکلات رو بیشتر میکنه و روایت هم داریم که مومن نباید مشکلاتش را نزد کسی بگه....
    منتهای مراتب یک مسٔله را نباید فراموش کرد.
    گاهی خداوند اسبابی را در مسیر زندگی انسان قرار می دهد و از طریق آنها مشکل شما را حل می کند.
    این فرق دارد با اینکه در یک تالار گفتگو با عموم مردم درد و دل کنید و به مشکلات خودتان پر و بال دهید.
    نکته بعدی اینه که انسان بنا به دستور قرآن باید با دیگران (البته با اهلش) مشورت کند....این نیز با درد و دل و انتظار حل کردن مشکل توسط دیگران فرق دارد و چیزی است که باید در فضای مجازی هدف باشد.
    حالا در حین این مشورت و نظر خواهی ممکنه تحت شرایطی خاص و در صورتیکه به شما آسیبی نرسد و با رعایت تمام نکات امنیتی و شرعی و قانونی، کسی داوطلبانه بخواهد به شما کمکی نیز بکند، اینجا هم نمیشود با نیت اینکه مثلا خود خدا باید به من کمک کند، کمک دیگران را رد کنیم.
    مورد بعد هم در ایجاد تاپیک ، پرسیدن سوالات هستش که ممکنه در مورد مسایل مادی یا معنوی باشه و در این سایت زیاد چنین تاپیکهایی زده میشه که این هم از اهداف تاسیس چنین سایتها نیز می باشد.

    ویرایش توسط عارف : ۱۳۹۵/۰۴/۲۱ در ساعت ۱۷:۲۴
    اللهم ارزقنا توفیق الشهاده الجمیلة فی سبیلک و فی لیله القدر المبارک
    و
    احشرنا مع مولانا و سیدنا و حراره قلوبنا و سکینه انفسنا
    سید الشهداء و الاحرار ابا عبدلله
    الحسین علیه افضل الصلوات و السلام


  11. صلوات ها 3


  12. #6

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۴
    نوشته
    67
    حضور
    1 روز 7 ساعت 13 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    270



    سلام
    ممنون از پاسخگویی
    خوشبختانه متوجه شدم مشکل از کجا بوده,والان دوباره همه چی رو به راهه خدارو شکر,ماه رمضان امسال زندگیم متحول شد...
    دقیقا مشکل من این بود که در کنار خدا به بقیه بنده هاش هم امید داشتم ولی خدا کاری باهام کرد,که کاملا از همه بریدم وفقط به خودش وصل شدم,الان حالم خیلی خوبه,تا خدا نخواد هیچ برگی از درخت نمی افته...
    الان تمام امیدم به خداست,خیلی حالم خوبه,الحمدالله که بعد از اونهمه سختی به موقیت بزرگی رسیدم,واقعا از خدا ممنونم
    به شما هم میگم از سختی ها نترسید,پشت این سختی ها یک اتفاق شگفت انگیز خدا براتون تدارک دیده,تحمل کنید مطمئن باشید اتفاقات خوب در راه اند...

    خداروشکر

  13. صلوات ها 2


  14. #7

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۳
    علاقه
    مطالعه در مورد دين اسلام
    نوشته
    300
    حضور
    10 روز 5 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1387



    چه تاپيك جالبي
    تا حالا از اين بعد به مسايلم نگاه نكرده بودم
    من حس ميكنم با درد و دل و گفتن مشكلات ادم انرژي منفي به خودش ميده حداقل براي خود من كه اينجور بوده وقتي هم انرژي منفي بگيري توان روحي و جسميت از بين ميره
    ديگه نميتوني براي مشكلاتت مبارزه كني
    ولي اخه درد و دلم نكني كه دق ميكني

  15. صلوات ها 3


  16. #8

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۴
    نوشته
    115
    حضور
    3 روز 2 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    505



    درد و دل كردن كه عيب نيست حتي براي غير از خدا
    ولي ادم بايد توكل و اميدش فقط خدا باشه
    درحاليكه اكثر مردم اخرين اميدشون خداست همه راه هارو ميرن بعد كه به بن بست ميخورن تازه ياد خدا ميوفتن
    البته منظورم اصلا صاحب تاپيك و نهال نيستن كلي ميگم
    اتفاقادرد و دل و مشورت كردن تو اسلام سفارش شده ولي مشورت با ادم عاقل و اهلش نه هر كسي


    آن هایی که شبیه به ستارگان سینمای جهان اند زیباترین نیستند!!!
    زیباترین ها فقط شبیه به حرف هایشان هستند...
    و چقدر دوست داشتنی اند انسان هایی که شبیه به حرف هایشان هستند!!!
    آن هایی که بوی انسانیت از ده متریشان به مشامت می رسد!!!

  17. صلوات ها 2


  18. #9

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    20,860
    حضور
    212 روز 23 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    245
    آپلود
    8
    گالری
    585
    صلوات
    151469



    گره افتادن در کارها بعد از بیان مشکلات در فضای مجازی

    پرسش:سلام،احساس می کنم از وقتی که مشکلاتم رو برای کسی جز خدا گفتم در زندگیم گره ایجاد شده,تا قبل از این خیلی راحت وسریع مشکلاتم حل میشد,ولی از وقتی تاپیک ها وحرف های بقیه رو میخوندم وسوسه شدم من هم مسائلم رو مطرح کنم و اولین تاپیک رو ایجاد کردم ,حالا از وقتی که به جز خدا بقیه رو هم شریک درد و مشکلاتم کردم,مثل قبل زندگیم جریان نداره! چیکار کنم مشکلم حل بشه؟..

    پاسخ:

    سلام بر شما
    دغدغه خدايي بودن شما ستودني است ولي بايد چند نكته را در نظر داشته باشيد
    اول) خداوند زندگي را براساس قوانين و اسبابي خلق كرده است، پي بردن به اين قوانين مادي و معنوي و اسباب طبيعي، انساني و ماورايي زندگي را براي ما آسان مي كند.
    بسياري از افراد بي دين هم هستند كه مثلا در پزشكي با كشف قوانين طبيعي از آرامش و آسايش نسبي برخوردار هستند. البته تأكيد زياد روي قوانين طبيعي مي تواند نوعي آزمايش باشد و يا سنت استدراج؛ يعني آنها روز به روز از خداوند دور مي شوند و حق را مي پوشانند و خداوند هم آنها را به حال خود رها كرده است.
    اگر ما انسان هاي ديگر را عامل و كليد اصلي در حل مشكل بدانيم، از توحيد افعالي و همه كار بودن خداوند غافل شده ايم ولي اگر توجه داشته باشيم كه ديگران وسيله هستند و تا خداوند اراده نكند اتفاقي نمي افتد و زندگي فردي و اجتماعي مسائل شرعي و حكم خداوند را در نظر بگيرم جاي نگراني نيست و اين نگاه موحدانه است.

    دوم) زندگي دنيا آميخته با سختي است سختي ها علل مختلف دارد كه بايد در پي علل آنها بود. گاهي علل مي تواند مادي باشد و گاهي معنوي. بعيد نيست برخي از مشكلات از سوي خداوند باشد تا ما به خود آييم و بي راهه نرويم و ديگران را خداي خود نداريم و نگوييم اگر فلاني نبود زندگي ام مختل بود.
    بسياري از مشكلات هم علل خاص خودش را دارد گاهي ريشه مشكلات جهل است زماني علل و يا تزاحمات طبيعي يا اجتماعي است.

    سوم) گذشته خود را بررسي كنيد اگر واقعا ديگران را «عامل اصلي» حل مشكل دانسته ايد به خدا پناه ببريد و استغفار كنيد. اگر آنها را اسباب دانسته ايد و نگاه توحيدي به (توحيد در ذات، صفات، ربوبيت، خالقيت، افعال) داشته ايد جاي نگراني نيست. برخي مشكلات ممكن است با توجه به شرايط يا سن شما جديد باشد و عاملش ناشناخته باشد كه بايد تحقيق كنيد و ريشه يابي كنيد و حل كنيد. برخي هم ممكن است آزمايش باشد و مقدرات الهي.

    چهارم) بنا بر آنچه گذشت التماس دعا گفتن نيز روشن مي شود كه در چه صورتي ايراد دارد و در چه صورتي پسنديده است. نظرخواهي كردن از ديگران در دنياي سايبري و غير آن، نيز با تأكيد دين بر تفكر، تحقيق، عبرت گرفتن، هم انديشي و مشورت و مشاوره مشكلي ندارد.


    سلطان محمود خر كيه؟
    دو گدا بودند یکی بسیار چاپلوس و دیگری آرام و ساکت. گدای چاپلوس وقتی شاه محمود و یا وزیران‌ش رو می‌دید بسیار چاپلوسی می‌کرد و از سلطان محمود تعریف می‌کرد و صله می‌گرفت ولی اون یکی ساکت بود. اون گدای چاپلوس روزی به گدای ساکت گفت: چرا تو هم وقتی شاه رو می‌بینی چیزی نمیگی تا به تو هم پولی داده بشه؟
    گدای ساکت گفت: کار خوبه خدا درست کنه. سلطان محمود خر کیه؟
    برای سلطان محمود هم این سؤال پیش اومد که چرا اون گدا ساکته و هیچی نمیگه. وقتی از اطرافیان خود پرسید، به او گفتند که این گدا گفته کار خوبه خدا درست کنه، سلطان محمود خر کیه؟
    سلطان محمود ناراحت شد و گفت حالا که این طوری فکر می‌کنه، فردا مرغی بریان شده که در شکمش‌ الماسی باشه رو به گدایی که چاپلوسی می‌کنه بدین تا بفهمه سلطان محمود خر کیه؟
    صبح روز بعد همین کار رو انجام دادن غافل از اینکه وزیر، بوقلمونی برای گدا برده و گدای متملق، سیره. پس وقتی که مرغ بریان شده رو به او دادند، او که سیر بود مرغ را به گدای ساکت داد و گفت: امروز چند سکه درآمد داشتی؟
    او گفت سه سکه.
    گدای متملق گفت: این مرغ رو به سه سکه به تو می‌فروشم و آن گدا قبول نکرد و آخر سر پس از چانه‌زنی، مرغ بریان رو بدون دادن حتی یک سکه صاحب شد.
    لقمه‌ اول رو که خورد، چشمش به آن سنگ قیمتی افتاد و به رفیق خود گفت فکر می‌کنم از فردا دیگه همدیگر رو نبینیم.
    فردای آن روز سلطان محمود دید که باز گدای متملق اونجاست و گدایی می‌کنه، از او پرسید چرا هنوز گدایی می‌کنی؟
    گفت: خوب باید خرج زن و بچه‌ام را درآورم.
    سلطان محمود با تعجب پرسید: مگر ما دیروز برای شما تحفه‌ای نفرستادیم؟
    گدای متملق گفت: بله دست شما درد نکنه. وزیر شما قبل از اینکه شما مرغ رو بفرستید، بوقلمونی آوردند و من خوردم. چون من سیر بودم، مرغ رو به رفیقم دادم و دیگر خبری هم از رفیقم ندارم.
    سلطان محمود عصبانی شد و گفت: دست و پایش را ببندید و به قصر بیاریدش. در قصر به گدا گفت: بگو کار رو باید خدا درست کنه. سلطان محمود خر کیه؟
    گدا این را نمی‌گفت و سلطان محمود می‌گفت بزنیدش. من می‌گم تو هم بگو: کار خوبه خدا درست‌ش کنه. سلطان محمود خر کیه؟[1]

    موفق باشيد

    1- نرم افزار اندرويدي لبخندها و دلخندها
    منبع:
    انجمن گفتگوي ديني، بخش مشاوره، كارشناس حامي: 1396/3/14

    گفتم مرا غم تو خوشتر ز شادمانی
    گفتا که در ره ما غم نیز شادمان است

  19. صلوات ها 2


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع رو مطالعه کرده اند از ۱۳۹۶/۰۴/۱۰, ۰۸:۴۱ : 2

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود