صفحه 1 از 5 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: حسن و قبح عقلی، نزاعی عینی یا علمی ؟ (عدل الهی)

  1. #1

    عضویت
    جنسیت اردیبهشت 1394
    نوشته
    1,998
    صلوات
    2554
    حضور
    51 روز 21 ساعت 46 دقیقه
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0

    حسن و قبح عقلی، نزاعی عینی یا علمی ؟ (عدل الهی)




    با سلام و احترام
    آیا حسن و قبح عقلی، یک نزاع عینی است یا علمی ؟ ( عدل الهی )

    بنده سعی کردم حسن و قبح عقلی را متوجه بشوم اما متاسفانه هر کس بیان خاصی ارائه می کند لذا لازم دانستم این مسئله را مطرح کنم و جواب دقیقی به بنده داده شود. تا جایی که میدانم دوستان و کاربران دیگری در این وادی سردرگم اند و شبهات زیادی به همین دلیل مطرح شده است و هر کس برداشت و تفسیری از آن ارائه می دهد. پیش از این در چند مورد در اسک دین به مشکل خوردم که متوجه شدم کلید حل مسئله اینجاست )
    آیا چون خوب ، خوب است ، خدا به آن امر می کند ؟ یا چون خدا به آن امر می کند، خوب است ؟ آیا اشاعره حق می گویند یا امامیه ؟
    این سوالات تکراری است و تکرار میشود و یک جواب کلی داده میشود اما همچنان ابهام دارد.
    برای اینکه برای بنده یا دوستان مشخص شود که مقصود چیست، فروضی مطرح شده است.
    بر اساس اینکه خوب و بد ، یک امر حقیقی است یا اعتباری ؟ آیا قابل درک است یا خیر؟ آیا یقینی است یا ظنی ؟ آیا در تضاد با حکم یقینی یا ظنی قرار میگیرد یا خیر ؟ ،فروضی مطرح شده است.
    کدام فرض یا کدام فروض یا کدام قطعه از فرضها، مطابق با دیدگاه امامیه است ؟
    ( مثلا ممکن است کسی بگوید فرض اول و پنجم به جز جمله ی اخرشان، مطابق با دیدگاه امامیه است. )
    نکته : ممکن است کسی بگوید تضادی بین عقل و شرع ایجاد نمیشود اما این را وقتی می توان از او قبول کرد که بتواند ادراک یقینی عقل را متزلزل کند و الا باید تن به تعارض و تساقط بدهد. والله العالم
    نکته : مقصود از قبیح بودن ِظلم این نیست که مفهوم ِظلم، قبیح است بلکه مصادیق ِظلم قبیح است و عقل ِانسان از روی مصادیق ظلم، مفهوم ظلم را انتزاع کرده است و به قبیح بودن آن حکم کرده است یعنی حکم به قبیح بودن ظلم به حمل شایع صناعی است نه به حمل اولی
    کدام یک از احکام صادر شده در فروض، مطابق با دیدگاه امامیه است ؟ ( با فرض ِقبول ِفرض )
    هفده فرض داریم :
    فرض اول حسن و قبح، امری حقیقی است که ما می توانیم درکش کنیم و این ادراک، یقینی است اما در برخی موارد، ادراک ِیقینی داریم و درمواردی این ادراک یقینی در تضاد با حکم یقینی شرع قرار می گیرد.
    حکم : اذا تعارضا تساقطا
    مثال : با توجه به فرض مسئله : بهره جنسی زوری از کنیز - عقل یقین به ظلم و قبحش دارد و حکم شرعی، یقین به جواز است ( این مثال یا مثال های دیگر را در هر مورد در نظر بگیرید )
    فرض دوم حسن و قبح، امری حقیقی است که ما می توانیم درکش کنیم و این ادراک یقینی است اما در برخی موارد یقینی است و در مواردی، این ادراک یقینی در تضاد با حکم ظنی شرع قرار میگیرد.
    حکم : حکم عقل مقدم میشود.
    مثال : خبر واحد که ظنی است دلالت بر جواز تحلیل کنیز دارد و عقل، یقین به ظلم بودنش دارد پس حکم عقل مقدم میشود
    فرض سوم حسن و قبح امری حقیقی است که ما می توانیم درکش کنیم و این ادراک ظنی است و در همه امور است و در مواردی در تضاد با حکم یقینی شرع قرار میگیرد
    حکم : حکم شرع مقدم میشود.
    فرض چهارم حسن و قبح امری حقیقی است که ما می توانیم درکش کنیم و این ادراک ظنی است و در همه امور است و در مواردی در تضاد با حکم ظنی شرع قرار می گیرد.
    حکم : اذا تعارضا تساقطا
    فرض پنجم حسن و قبح امری حقیقی است که ما می توانیم درکش کنیم و این ادراک ظنی است اما در برخی امور است و در مواردی در تضاد با حکم یقینی شرع قرار می گیرد.
    حکم :حکم شرع مقدم میشود
    فرض ششم حسن و قبح امری حقیقی است که ما می توانیم درکش کنیم و این ادراک ظنی است اما در برخی امور است و در مواردی در تضاد با حکم ظنی شرع قرار می گیرد.
    حکم : اذا تعارضا تساقطا
    فرض هفتم حسن و قبح امری حقیقی است که ما نمی توانیم درکش کنیم اما شارع ما را نسبت به همه آنها آگاه کرده است و این آگاهی از نوع حکم یقینی شرع است.
    حکم : حکم شرع مقدم میشود ( تضادی بین عقل و شرع فرض نشده است)
    فرض هشتم حسن و قبح امری حقیقی است که ما نمی توانیم درکش کنیم اما شارع ما را نسبت به همه آنها اگاه کرده است و این آگاهی از نوع حکم ظنی شرع است.
    حکم : حکم شرع مقدم میشود. ( تضادی بین عقل و شرع فرض نشده است )
    فرض نهم حسن و قبح امری حقیقی است که ما نمی توانیم درکش کنیم اما شارع ما را نسبت به برخی از انها اگاه کرده است و این آگاهی از نوع حکم یقینی شرع است.
    حکم : به حکم شرع عمل میشود ( تضادی بین عقل و شرع فرض نمیشود )
    فرض دهم حسن و قبح امری حقیقی است که ما نمی توانیم درکش کنیم اما شارع ما را نسبت به برخی از انها اگاه کرده است و این آگاهی از نوع حکم ظنی شرع است.
    حکم : به حکم شرع عمل می شود ( تضادی بین عقل و شرع فرض نمیشود )
    فرض یازدهم حسن و قبح امری حقیقی است که ما نمی توانیم درکش کنیم و شارع ما را نسبت به برخی از انها اگاه نکرده است.
    حکم : نسبت به همان برخی از موارد هر طور تشخیص می دهیم عمل می کنیم ( تضادی بین عقل و شرع فرض نمی شود )
    فرض دوازدهم حسن و قبح، امری حقیقی است که ما نمی توانیم درکش کنیم و شارع ما را نسبت به حسن و قبح هیچ امری اگاه نکرده است.
    حکم : هر طور تشخیص می دهیم عمل می کنیم ( تضادی بین عقل و شرع فرض نمیشود )
    ( آیا چنین فرضی امکان دارد؟ )
    فرض سیزدهم حسن و قبح امری اعتباری است که ما می توانیم در برخی موارد از شناختن ذات و صفات ِشخص معتبر ( = اعتبار کننده = خدا ) به امر و نهی اش پی ببریم. و در مواردی این حکم یقینی است و در تضاد با حکم یقینی شرع است.
    حکم : اذا تعارضا تساقطا
    مثال : ( کس یا کسانی هستند از اصولیین و غیره که تابع این دیدگاه هستند )
    مقدمه اول : ما خدا ( اعتبار کننده یا معتبر ) را به صفت حکمت میشناسیم ( = حکم یقیینی )
    مقدمه دوم : و حکیم بر اساس حکم عقلا و متناسب با آنها حکم می دهد نه بر خلاف آنها ( و به نوعی شارع خودش از عقلا است آن طور که در اصول فقه نیز گفته اند ) ( = حکم یقینی )
    پس نتیجه می گیریم
    خداوند اگر بخواهد درباره بهره بری و تحلیل جنسی کنیزان حکم کند، حتما از ان نهی خواهد کرد چون این کار خلاف مشرب عقلا است. لذا حکم خداوند متناسب با حکم عقلا خواهد بود به دلیل حکمت.
    این حکم می تواند با دلیل قطعی شرع یا ظنی شرع در تضاد قرار بگیرد و خودتان در فروض بعدی پیاده کنید
    فرض چهاردهم حسن و قبح امری اعتباری است که ما می توانیم در برخی موارد از شناختن ذات و صفات شخص معتبر به امر و نهی اش پی ببریم و در مواردی این حکم یقینی است و در تضاد با حکم ظنی شرع است.
    حکم : حکم عقل مقدم میشود ( مثال فرض سیزدهم )
    فرض پانزدهم حسن و قبح امری اعتباری است که ما می توانیم در برخی موارد از شناختن ذات و صفات شخص معتبر به امر و نهی اش پی ببریم و در مواردی این حکم ظنی است و در تضاد با حکم یقینی شرع است.
    حکم : حکم شرع مقدم میشود ( مثال فرض سیزدهم )
    فرض شانزدهم حسن و قبح امری اعتباری است که ما می توانیم در برخی موارد از شناختن ذات و صفات شخص معتبر به امر و نهی اش پی ببریم و در مواردی این حکم ظنی است و در تضاد با حکم ظنی شرع است.
    حکم : اذا تعارضا تساقطا ( مثال فرض سیزدهم )
    فرض هفدهم حسن و قبح امری اعتباری است که ما نمی توانیم در هیج موردی از شناختن ذات و صفات شخص معتبر به امر و نهی اش پی ببریم.
    حکم : به حکم شرع، چه یقینی و چه ظنی عمل می کنیم. ( تضادی شکل نمی گیرد )

    برات متاسفم....که از یه نقل و قول ساده هم وحشت داری....
    =====================
    حکم احسان به فرزند و اطاعت از او توسط والدین ؟

    آیا بر پدر و مادر واجب است به فرزند، احسان کنند؟ (وَ بِالـوالِـدَيـنِ اِحـسانًا وَ ذِى الـقُربىٰ )
    آیا اطاعت از مومن ( مثلا پدر، مادر، فرزند، خاله، عمه، عمو، دایی ) در جایی که اطاعت نکردن از او موجب ناراحتی یا ایذاء او میگردد، واجب است ؟

  2. صلوات


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن 1391
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    18,833
    صلوات
    50800
    حضور
    133 روز 13 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    35



    با نام و یاد دوست







    حسن و قبح عقلی، نزاعی عینی یا علمی ؟ (عدل الهی)








    کارشناس بحث: استاد صدیق
    ویرایش توسط مدیر ارجاع سوالات : 1395/04/15 در ساعت 06:40 دلیل: تغییر کارشناس پاسخگو

  5. صلوات ها 2


  6. #3

    عضویت
    جنسیت مهر 1388
    علاقه
    فلسفه اسلامی، فلسفه دین، کلام
    نوشته
    4,055
    صلوات
    13740
    حضور
    43 روز 18 ساعت 39 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط و طاها نمایش پست ها
    بر اساس اینکه خوب و بد ، یک امر حقیقی است یا اعتباری ؟ آیا قابل درک است یا خیر؟ آیا یقینی است یا ظنی ؟ آیا در تضاد با حکم یقینی یا ظنی قرار میگیرد یا خیر ؟ ،فروضی مطرح شده است.
    با عرض سلام و آرزوی قبولی طاعات و عبادات شما

    حسن و قبح یکی از مسائل پردامنه و چالش برانگیز بین فرقه های متعدد کلامی بوده است.
    این بحث به دنبال آن است که آیا اعمال و افعال، جدای از بیان شارع و به خودی خود، میتواند حسن یا قبیح باشد یا خیر.

    قبل از پاسخ، لازم است چند نکته روشن شود.

    نکته اول: محل نزاع و بحث.
    برای فهم محل بحث و نزاع میان اشاعره و عدلیه، لازم است بدانیم که حسن و قبح در سه معنا به کار میرود.

    معنای اول: کمال و نقص نفس.
    مانند بسیاری از اخلاقیات. علم حسن است، شجاعت حسن است.
    این قسم محل اختلاف اشارعه با عدلیه نیست و اشاعره نیز قبول دارند که برخی از امور که برای نفس کمال محسوب میشود، عقلا حسن است و بالعکس.

    معنای دوم: ملائمت و منافرت با نفس.(یعنی برخی امور را نفس ما دوست دارد و با آن موافق است و برخی امور را نه)
    خود این قسم، شامل سه حالت میشود.
    حسن و قبح صفت فعل است. خواب بعد از ظهر خوب است.
    حسن و قبح صفت متعلق فعلی است که خودش عین خارجی است: فلان گل حسن است.
    حسن و قبح، صفت متعلق فعلی است که خودش عین خارجی نیست: این صدا حسن است.
    این قسم بر اساس احساس و ادراک لذت و دردی است که از اشیای خارجی متوجه نفس انسان میشود.
    منظور از مفسده و مصلحت نیز همین قسم است. بر این اساس، کارهایی که در ظاهر و به صورت بالفعل لذت بار است ولی در واقع عاقبتی بد دارد، حسن نیست گرچه با نگاه ظاهری و به معنای دوم میبیاست حسن باشد.
    این قسم هم عقلی است و اشاعره نیز اختلافی با این ندارند.

    معنای سوم: مدح و ذم.
    بر اساس این معنا، فعلی حسن است که عقلای عالم، انجام دهنده آن کار را مستحق مدح و ستایش خود بدانند و قبیح نیز عملی است که عقلای عالم انجام دهنده آنرا مستحق توبیخ بدانند.
    این قسم از حسن و قبح محل نزاع بین عدلیه و امامیه است.
    این قسم فقط در مورد افعال به کار میرود و تنها میتوان کارهای انسان و موجودات را به این معنا حسن یا قبیح دانست.






    ویرایش توسط صدیق : 1395/04/20 در ساعت 13:13
    حسن و قبح عقلی، نزاعی عینی یا علمی ؟ (عدل الهی)

  7. صلوات ها 2


  8. #4

    عضویت
    جنسیت مهر 1388
    علاقه
    فلسفه اسلامی، فلسفه دین، کلام
    نوشته
    4,055
    صلوات
    13740
    حضور
    43 روز 18 ساعت 39 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نکته دوم: توانای عقل در ادراک مدح و ذم افعال

    نکته مهم دیگری که وجود دارد آن است که آیا اصولا عقل توانایی آنرا دارد که برخی از کارها را ستوده و برخی را تقبیح کند. پاسخ به این سوال نیازمند تفکیک بین امور جزیی و کلی است، بدین صورت که در این مسئله دو حالت عمده وجود دارد:
    گاه انسان در مورد یک کار جزیی و مشخص صحبت میکند، در این صورت، این عقل نیست که درک میکند آن کار حسن است یا قبیح. چون عقل از درک امور جزیی ناتوان است و تنها در حیطه امور کلی کارایی دارد. چون عقل، مُدرِک کلیات است. مثلا وقتی شما به نابینایی کمک میکنید که از خیابان عبور کند، عقلای عالم شما را تحسین میکنند و کار شما را شایسته مدح میدانند، اما مشنأ این تحسین، حکم عقل نبوده بلکه حکم عاطفه و احساسات انسانی بوده است.
    این مورد خارج از محل بحث است. زیرا منشأ این درک، عقلی نبوده است.

    گاهی نیز در مورد یک امر کلی و فعل کلی نظر میدهد؛ مثلا می گوید چون علم برای نفس انسان کمال محسوب میشود، پس علم آموزی حسن است و متعلم شایسته مدح. یا چون عدالت مصلحت نوعی برای نوع بشر دارد، پس عدالت ورزی امری حسن است.
    در این صورت، ادراک عقل نظری، پشتوانه عقل عملی است و منشأ حکم عقل عملی به حسن و قبح، حکمی بوده که عقل نظری در مرتبه قبل درک کرده است.
    این مورد محل بحث عدلیه با اشاعره است.




    حسن و قبح عقلی، نزاعی عینی یا علمی ؟ (عدل الهی)

  9. صلوات


  10. #5

    عضویت
    جنسیت مهر 1388
    علاقه
    فلسفه اسلامی، فلسفه دین، کلام
    نوشته
    4,055
    صلوات
    13740
    حضور
    43 روز 18 ساعت 39 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نکته سوم: منشأ مدح و ذم عقلاء در محل نزاع(معنای سوم):
    حال که مشخص شد، عقلاء برخی از امور را ستوده و برخی را تقبیح میکنند، لازم است بدانیم منشأ این حکم عقل چیست؟
    یعنی به چه علتی و بر چه اساسی عقلاء یک کاری را حسن میدانند و انجام دهنده اش را تحسین میکنند و کاری دیگر را قبیح میدانند.
    از دیرباز در این مسئله اختلاف نظر وجود داشته است.
    عده ای آنرا عقلی و ذاتی و برخی نیز شرعی میدانند.

    به اعتقاد گروه اول، افعال و اعمال به خودی خود و بدون دستور شرع یا عقل، سزاوار ستایش یا تقبیح هستند. خوبی و بدی در ذات چیزها نفهته است و اصولا خداوند به خاطر همین خوبی یا بدی ذاتی امور است که نسبت به انها امر و نهی میکند. بنابراین، اموری مانند عدالت، دروغ نگفتن، خیانت نکردن و ... خوب هستند نه به این دلیل که خداوند به انجام آنها دستور داده بلکه به جهت اینکه خود این امور به خودی خود خوب هستند.(۱)
    البته نکته مهم این است که حسن و قبح گرچه ذاتی است ولی شناخت آنها در پاره ای از موارد عقلی و در برخی، نقلی است. به عبارت دیگر، برای شناخت دست کم بخشی از ارزشهای اخلاقی نیازمند دین هستیم. یعنی از طریق عقل میتوان کلی ترین و اصلی ترین ارزشها را شناخت. ولی ارزشهای فرعی تنها از راه نقل و دستورات الهی قابل شناخت است.(۲)

    گروه دوم نیز در مقابل جنبه تفریط را در پی گرفته اند و حسن و قبح را شرعی و ظاهرا کلا منکر هرگونه حسن و قبح ذاتی در امور و نیز در نتیجه منکر توانایی عقل در این امر هستند. به نظر این افراد، اگر عدالت خوب است به خاطر آن نیست که عقل ما به این رسیده یا اینکه خود عدالت به خودی خود خوب است، بلکه به این جهت که خداوند فرموده است. بنابراین، ما بدون مدد گرفتن از نظر شارع، اصلا چیزی به نام خوبی و بدی نداریم. اگر چیزی خوب است به خاطر دستور خداوند و توصیه اوست و همینطور اگر چیزی بد و قبیح است.



    حسن و قبح عقلی، نزاعی عینی یا علمی ؟ (عدل الهی)

  11. صلوات


  12. #6

    عضویت
    جنسیت مهر 1388
    علاقه
    فلسفه اسلامی، فلسفه دین، کلام
    نوشته
    4,055
    صلوات
    13740
    حضور
    43 روز 18 ساعت 39 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نکته چهارم: حسن و قبح در احکام شرعی فرعی
    احکام شرعی با دو حیثیت قابل لحاظ است:
    حیثیت اول: خود احکام شرعی، بدون لحاظ جاعلش، این احکام از آنجا که اموری جزیی هستند و ربطی به اعمال ندارند، از حیطه بحث و نزاع حسن و قبح خارج هستند.
    زیرا همانطور که گفته شد این قسم از حسن و قبح به معنای ملائمت با طبع و عدم ملائمت با طبع است و خارج از محل نزاع.

    حیثیت دوم: فعل خداوند از این جهت که آن احکام را جعل میکند و در حقیقت افعالی را مترتب بر آن میکند(مثلا ارث زن را نصف، یا قصاص را جعل میکند و ...)، در این صورت، از مقوله افعال میشود ولی درک حسن وقبح ذاتی این فعل، به خودی خود قابل درک نیست، زیرا درک آن وابسته به درک تمامی حدود و قیودش است و چون در اینجا نمیدانیم که چه مصلحتی باعث شده خداوند چنین حکمی را صادر کند، بنابراین درک حسن و قبح آن در حیطه عقل نیست.
    روایات نیز به این مسئله اشاره دارند که "ان دین الله لایصاب بالعقول"(3)




    حسن و قبح عقلی، نزاعی عینی یا علمی ؟ (عدل الهی)

  13. صلوات


  14. #7

    عضویت
    جنسیت مهر 1388
    علاقه
    فلسفه اسلامی، فلسفه دین، کلام
    نوشته
    4,055
    صلوات
    13740
    حضور
    43 روز 18 ساعت 39 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0



    بر اساس نکاتی که گفته شد، پاسخ سوال شما داده میشود.
    اولا: حسن و قبح به نظر عدله، امری حقیقی است(یعنی در ذات اشیاء و افعال نهفته است) نه اعتباری.
    ثانیا: ادراک این حسن و قبح، گاهی به کمک عقل است و گاهی به کمک شرع.
    ثالثا: این ادراک، گاهی یقینی است و گاهی ظنی.(بستگی به میزان دقت راهی دارد که ما را به آن میرساند)
    رابعا: گاهی آنچه در ظاهر عقل درک کرده است، کار وهم و احساسات ما بوده است نه کار عقل(چرا که امری جزیی است و ادراکش کار عقل نیست) و به همین جهت، با حسن و قبحی که شرع در آن مورد معرفی میکند، تنافی دارد.
    خامسا: آنچه عقل انسان(نه وهم او) بدان میرسد، همانی است که شرعی نیز آنرا تایید میکند.(عقل، ملاک است و شرع موید: کلما حکم به العقل، حکم به الشرع) و در مقابل،
    در موارد جزیی و احکام شرعی فرعی، هیچ منافاتی بین ادراک عقل و شرع نیست. چرا که اصلا عقل در این موارد درکی ندارد تا بخواهیم از تنافی آن با نقل سخن بگوییم.

    پس هیچکدام از فروضی که مطرح کردید درست نیست. بلکه
    حسن و قبح افعال، امری حقیقی و نهفته در ذات همه افعال است که گاهی عقل به آن راه دارد و گاه به کمک شرع میتوان به آن رسید.

    موفق باشید.
    ــــــــــــــ
    ۱. حعفر سبحانی، بحوث فی الملل و النحل، قم، لجنه اداره الحوزه العلمیه، 1370، ج2 ، ص 278-279.
    ۲. ر.ک: محمدتقي مصباح يزدي، فلسفه اخلاق،تحقيق ونگارش احمدحسين شريفي، تهران: بين الملل، 1380، ص180ـ181.
    3. برای مطالعه بیشتر ر.ک: اصول فقه، محمدرضا مظفر، قم، نشر اسلامی، 1430، چ پنجم. ص 248-268


    ویرایش توسط صدیق : 1395/04/20 در ساعت 13:16
    حسن و قبح عقلی، نزاعی عینی یا علمی ؟ (عدل الهی)

  15. صلوات


  16. #8

    عضویت
    جنسیت اردیبهشت 1394
    نوشته
    1,998
    صلوات
    2554
    حضور
    51 روز 21 ساعت 46 دقیقه
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    نقل قول نوشته اصلی توسط صدیق نمایش پست ها


    با عرض سلام و آرزوی قبولی طاعات و عبادات شما

    حسن و قبح یکی از مسائل پردامنه و چالش برانگیز بین فرقه های متعدد کلامی بوده است.

    سلام علیکم و رحمه الله و برکاته

    ضمن سپاس از شما و آرزوی قبولی طاعات و عبادات

    خواهشمندم از آنجا که این موضوع دامنه دار است دامنه دار باشد تا شبهات مورد نظرم رفع شود...

    متاسفانه نقل و قول شما به بنده اطلاع داده نشد و الا زودتر خدمت می رسیدم
    نمیدانم مشکل سیستمی است یا شما به دقت نقل نگرفتید؟

    باری ....

    فعلا یک سوال دارم بعد مفصل تر بر می گردم

    همانطور که خودتان میدانید ظلم یک مفهوم کلی و عقلی است

    از شما می پرسم

    این مفهوم از معقولات اولی یا ثانی منطقی است یا معقولات ثانی فلسفی؟

    تا جایی که بنده میدانم این مفهوم جزو معقولات و مفاهیم فلسفی است
    که مصداقشان در خارج است و مفهوم در ذهن...
    برات متاسفم....که از یه نقل و قول ساده هم وحشت داری....
    =====================
    حکم احسان به فرزند و اطاعت از او توسط والدین ؟

    آیا بر پدر و مادر واجب است به فرزند، احسان کنند؟ (وَ بِالـوالِـدَيـنِ اِحـسانًا وَ ذِى الـقُربىٰ )
    آیا اطاعت از مومن ( مثلا پدر، مادر، فرزند، خاله، عمه، عمو، دایی ) در جایی که اطاعت نکردن از او موجب ناراحتی یا ایذاء او میگردد، واجب است ؟

  17. #9

    عضویت
    جنسیت آبان 1392
    نوشته
    1,607
    صلوات
    3135
    حضور
    21 روز 19 ساعت 21 دقیقه
    وبلاگ
    21
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سلام
    حسن و قبح امر حقیقی است که عقل در مورد برخی موارد آن شک ندارد و در برخی موارد شک دارد . حکم شرع هم گاهی قطعی است گاهی ظنی
    صور قابل فرض
    حکم یقینی عقلی و حکم قطعی شرعی موافقند بلا اشکال و صورت مخالفت ممکن نیست و حتما یکی اشتباه است
    حکم یقینی عقلی و حکم ظنی شرعی در صورت موافقت بلا اشکال و در صورت مخالفت حکم عقل مقدم است به جهت یقین
    حکم غیر یقینی عقلی و حکم قطعی شرعی در صورت موافقت بلا اشکال و در صورت مخالفت حکم شرع مقدم است به جهت یقین
    دلیل اینکه علمای امامیه قائل به حسن و قبح عقلی شده اند آنستکه بدون پذیرش آن قبول ادعای نبی صحیح نیست به عبارت دیگر دلیل عقلی مستقل بر صحت نبوت همین حسن و قبح است
    یا علیم

    این قرن ، قرن اسلام است
    امام خامنه ای

    رابطه عاشورا و ظهور
    ویژگی های جبهه حق و جبهه باطل
    نظام آفرینش

    در
    www.larmoshaver.ir




  18. صلوات ها 2


  19. #10

    عضویت
    جنسیت اردیبهشت 1394
    نوشته
    1,998
    صلوات
    2554
    حضور
    51 روز 21 ساعت 46 دقیقه
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0



    سوال که فراموش نشده؟!
    برات متاسفم....که از یه نقل و قول ساده هم وحشت داری....
    =====================
    حکم احسان به فرزند و اطاعت از او توسط والدین ؟

    آیا بر پدر و مادر واجب است به فرزند، احسان کنند؟ (وَ بِالـوالِـدَيـنِ اِحـسانًا وَ ذِى الـقُربىٰ )
    آیا اطاعت از مومن ( مثلا پدر، مادر، فرزند، خاله، عمه، عمو، دایی ) در جایی که اطاعت نکردن از او موجب ناراحتی یا ایذاء او میگردد، واجب است ؟

صفحه 1 از 5 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ: 11
    آخرين نوشته: 1394/11/20, 20:39
  2. جمع بندی تصویر امام خمینی، رحمة الله تعالی علیه، در ماه!
    توسط لبیک یا علی النقی در انجمن امام خمینی رحمة الله علیه
    پاسخ: 3
    آخرين نوشته: 1394/04/27, 08:24
  3. جمع بندی دیدگاه امام خمینی، درباره‌ی «حق رأی زنان»؟
    توسط هــُــژبـــــر در انجمن ولایت فقیه و حکومت اسلامی
    پاسخ: 20
    آخرين نوشته: 1393/06/02, 08:47
  4. پاسخ: 0
    آخرين نوشته: 1393/04/20, 18:51
  5. پاسخ: 9
    آخرين نوشته: 1392/10/01, 23:12

کاربرانی که این موضوع رو مطالعه کرده اند از 1395/07/03, 06:04 : 15

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود