جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: مبانی شناخت فلسفی و تغییر در آن

  1. #1

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۲
    نوشته
    2,563
    حضور
    38 روز 6 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    4370

    مبانی شناخت فلسفی و تغییر در آن




    با سلام<br>جناب مظفر در کتاب المنطق شناخت عقلی انسان را به شناخت حسی ارجاع می دهد . حال با توجه به اینکه شناخت حسی هم بدون شائبه ذهنیت ها و برداشتهای اولیه اشتباه نیست آیا می توان به شناخت عقلی اعتماد کرد؟ مثلا در تقابل نقیضین می گوییم تقابل وجود و عدم . این نتیجه در شناخت حسی عادی، طبیعی است اما فیزیک جدید می گوید یک چیز می تواند باشد و در عین حال می تواند نباشد. با این وصف به تغییر مبانی فلسفه نیازی نیست ؟<br>یا علیم
    این قرن ، قرن اسلام است
    امام خامنه ای



  2. صلوات


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,527
    حضور
    174 روز 20 ساعت 15 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58307



    با نام و یاد دوست







    مبانی شناخت فلسفی و تغییر در آن








    کارشناس بحث: استاد صادق

  5. صلوات


  6. #3

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    نوشته
    8,035
    حضور
    192 روز 13 ساعت 45 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    28767



    نقل قول نوشته اصلی توسط محی الدین نمایش پست ها
    با سلام<br>جناب مظفر در کتاب المنطق شناخت عقلی انسان را به شناخت حسی ارجاع می دهد . حال با توجه به اینکه شناخت حسی هم بدون شائبه ذهنیت ها و برداشتهای اولیه اشتباه نیست آیا می توان به شناخت عقلی اعتماد کرد؟ مثلا در تقابل نقیضین می گوییم تقابل وجود و عدم . این نتیجه در شناخت حسی عادی، طبیعی است اما فیزیک جدید می گوید یک چیز می تواند باشد و در عین حال می تواند نباشد. با این وصف به تغییر مبانی فلسفه نیازی نیست ؟<br>یا علیم
    باسلام وتشکر .
    شناخت عقلی به معنای یاد شده در واقع شناخت علی روان شناختی است و نه عقل فلسفی .
    در فلسفة روان‌شناسی،‌عالی‌ترین مراتب درک را که درک کلیات است، «عقل» گویند. خواجه طوسی(قدس‌سره) برای معرفی این مرحلة ادراک می‌گوید:
    «صورتی که از خارج به ذهن می‌آید، اگر تنها از مادة خارجیة مجرد گردیده، درک حسی است. اگر از ماده و بعضی صفات آن همچون وضع و مکان برکنار شد، درک خیالی است .در صورتی که از ماده و تمام صفات آن غیر از اضافه به ماده،‌تجرد حاصل کرد، درک وهمی است . در مرحله نهایی اگر از ماده و همة مضافات آن آراسته گردید، عقل خواهد بود».(1)
    اما عقل فلسفی در مقابل قوه خیال و وهم و حس قرار دارد . قادر به ادراک کلیات است . می‌تواند مسائل نظری را از مقدمات بدیهی و معلوم استنباط کند.
    با توجه به این نکته باید گفت : اگر در فزیک جدید چنین چیزی ادعا شده به فرض صحت منافاتی با شناخت عقلی به مفهوم فلسفی آن ندارد . چون آن ادعا در محور فزیک که سر وکارش با
    مادیات وحسیات است محصور است . ودر امور عقلی که درک کلیات را عهد دار است راه ندارد ودر نتیجه جمع نقضین را روا نمی دارد


    1- کاوش های علمی نظری: 241.
    مبانی شناخت فلسفی و تغییر در آن

  7. صلوات ها 3


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. چه ارتباطی میان وهابیت و بهاییت وجود دارد؟
    توسط صجبان در انجمن آشنایی با فرق و مذاهب
    پاسخ: 24
    آخرين نوشته: ۱۳۹۳/۱۲/۲۸, ۱۲:۰۲
  2. خود را بیازمایید/ نمره مسلمانی در کلاس درس پیامبر
    توسط باغ بهشت در انجمن شیعه شناسی
    پاسخ: 3
    آخرين نوشته: ۱۳۹۳/۰۶/۰۱, ۱۶:۴۴
  3. تغییر هویت و چهره باطن
    توسط الکترون قلی در انجمن تفسیر موضوعی
    پاسخ: 12
    آخرين نوشته: ۱۳۹۲/۱۱/۲۹, ۲۰:۰۵
  4. تغییر مرجع تقلید
    توسط sodoko در انجمن احکام تقلید
    پاسخ: 4
    آخرين نوشته: ۱۳۹۲/۱۱/۱۵, ۰۶:۵۷
  5. پاسخ: 10
    آخرين نوشته: ۱۳۹۲/۱۱/۱۲, ۲۲:۰۵

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود