صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: نظر شهید مطهری در باره ی وحدت شخصی وجود چیست؟

  1. #1

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۴
    علاقه
    اهل البيت عليهم السلام،فلسفه،عرفان،ادبيات،فيزيك،مطالعه
    نوشته
    4,988
    حضور
    133 روز 11 ساعت 31 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    3
    صلوات
    21808

    اشاره نظر شهید مطهری در باره ی وحدت شخصی وجود چیست؟




    بسم الله الرحمن الرحیم

    عرض سلام و ادب

    رأی نهایی شهید مطهری راجع به وحدت شخصی وجود چیست؟

    متن ذیل فرمایشات ایشان در این خصوص است:

    «نظر دیگر در باب وحدت وجود همان نظریه عرفا است. عرفا قایل به وحدت وجود هستند بدون اینکه هیچ کثرتی در حقیقت وجود قایل باشند؛ یعنی می گویند وجود یک واحد محض است بدون اینکه هیچ کثرتی در آن راه یافته باشد که این قهرا مساوی است با ذات حق؛ پس، بتمام معنی لیس فی الدار غیره دیار است. اینستکه خیلی خیلی اگر ارفاق بکنند عالم را بعنوان یک مظهر و یک چیزی که حقیقت حق در او ظهور دارد، می دانند، نه ذاتی که بتواند ظاهر باشد.»

    شرح مبسوط منظومه، ج 1، ص 223- 224.

    «یک فیلسوف با عقل فلسفی هرگز زیر بار این حرف نمی رود، یعنی نمی تواند کثرات محسوس را بکلی نفی کند و بگوید اساسا چنین کثرتی وجود ندارد و بعد هم قهرا باید بگوید ماده وجود ندارد، حرکت وجود ندارد،...، این کثرتها وجود ندارند و در تمام اینها فقط ظهور ذات حق را بخواهد ببیند. یعنی این نظریه باین معنا و باین شکل قابل توجیه فلسفی نیست.»

    همان، ص 244.

    با تشکر
    باسمه تعالی
    با عرض سلام و خسته نباشید
    بیانی را که ایشان مطرح فرمودند اشاره به مکتب مشایی یا همان تشکیک عامی و تشکیک خاصی دارد که این دو مبنا، وحدت وجود را اثبات نمی کند.
    توضیح مطلب:
    دیدگاه مکتب مشایی:نظریه کثرات متباین:

    می دانیم که مسئله اصیل یا اعتباری بودن وجود ،به عنوان یک مساله متمایز ،تنها در فلسفه صدرایی و فلسفه اشراق سر بر آورده است،ولی در بررسی نظر گاه مکتب مشایی

    در مسئله ((وحدت و کثرت وجود))همواره تلاش شده است با بهره مندی از شواهد متنی و توجه به کل ساختار فلسفی آن دوره ،نظریه حکمای مشا درباره اصالت داشتن یا اعتباری بودن وجود و نیز چگونگی ارتباط وحدت و کثرت در موجودات استخراج شود.

    کسانی که چنین تلاشی می کنند به خوبی می دانند که دستگاه فلسفی مشا کمال و پختگی لازم در مباحث وجود شناختی را ندارد تا بتوان نظریه ای کاملا منقح از آن انتظار داشت.

    اما در عین حال استخراج زمینه ها و چارچوب ها ی کلی وجود شناختی این دستگاه فلسفی ،در حد متن های تاریخی ،ما را یاری می رساند تا بتوانیم سیر تطور نظریه های فلسفی هستی شناختی در عالم اسلامی را عمیق تر درک کنیم .

    u
    ویرایش توسط mahsa100 : ۱۳۹۵/۰۹/۱۱ در ساعت ۱۷:۱۷


    الهی هب لی کمال الانقطاع الیک

    و أنر ابصار قلوبنا بضیاء نظرها الیک




  2. صلوات ها 4


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,515
    حضور
    174 روز 16 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58283



    با نام و یاد دوست







    نظر شهید مطهری در باره ی وحدت شخصی وجود چیست؟








    کارشناس بحث: استاد سمیع
    ویرایش توسط مدیر ارجاع سوالات : ۱۳۹۵/۰۴/۰۱ در ساعت ۱۹:۳۸ دلیل: تغییر کارشناس پاسخگو

  5. صلوات ها 2


  6. #3

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    اخلاق-فلسفه-عرفان
    نوشته
    3,816
    حضور
    47 روز 14 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    16428



    با تشکر
    باسمه تعالی
    با عرض سلام و خسته نباشید
    بیانی را که ایشان مطرح فرمودند اشاره به مکتب مشایی یا همان تشکیک عامی و تشکیک خاصی دارد که این دو مبنا، وحدت وجود را اثبات نمی کند.
    توضیح مطلب:
    دیدگاه مکتب مشایی:نظریه کثرات متباین:

    می دانیم که مسئله اصیل یا اعتباری بودن وجود ،به عنوان یک مساله متمایز ،تنها در فلسفه صدرایی و فلسفه اشراق سر بر آورده است،ولی در بررسی نظر گاه مکتب مشایی

    در مسئله ((وحدت و کثرت وجود))همواره تلاش شده است با بهره مندی از شواهد متنی و توجه به کل ساختار فلسفی آن دوره ،نظریه حکمای مشا درباره اصالت داشتن یا اعتباری بودن وجود و نیز چگونگی ارتباط وحدت و کثرت در موجودات استخراج شود.

    کسانی که چنین تلاشی می کنند به خوبی می دانند که دستگاه فلسفی مشا کمال و پختگی لازم در مباحث وجود شناختی را ندارد تا بتوان نظریه ای کاملا منقح از آن انتظار داشت.

    اما در عین حال استخراج زمینه ها و چارچوب ها ی کلی وجود شناختی این دستگاه فلسفی ،در حد متن های تاریخی ،ما را یاری می رساند تا بتوانیم سیر تطور نظریه های فلسفی هستی شناختی در عالم اسلامی را عمیق تر درک کنیم .

    ویرایش توسط سمیع : ۱۳۹۵/۰۴/۱۹ در ساعت ۱۳:۰۵

  7. صلوات ها 4


  8. #4

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    اخلاق-فلسفه-عرفان
    نوشته
    3,816
    حضور
    47 روز 14 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    16428



    آنچه بیشتر در این زمینه به مکتب مشا نسبت داده می شود،گزاره های زیر است:

    1.همه وجودها اصیل اند
    2.همه وجودها به تمام ذات تباین دارند
    3.همه وجودها در یک امر عام لازم ،یعنی مفهوم وجود،شریک اند
    4.این مفهوم به طور تشکیکی بر وجود های مختلف صدق می کند.

    آنچه از گزاره های چهار گانه فوق به دست می اید این است که از نظر مکتب مشاء،کثرت حقیقی در جهان عینی بر قرار است و این کثرات تنها از طریق امری که لازم عام آنها و خارج از ذاتشان تلقی می شود ،ارتباط و وحدت می یابند.
    این لازم عام،همان مفهوم وجود است که به تمام کثرات خارجی ،به نحو تشکیکی حمل می شود.
    برابر این نظریه،ذات خارجی اشیا به کلی با هم متباین اند و اشتراکشان در یک مفهوم ذهنی است که خارج از ذات آنها ،اما در عین حال عرض لازم آنهاست.


    ویرایش توسط سمیع : ۱۳۹۵/۰۴/۱۹ در ساعت ۱۳:۱۱

  9. صلوات ها 4


  10. #5

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    اخلاق-فلسفه-عرفان
    نوشته
    3,816
    حضور
    47 روز 14 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    16428



    بنابراین میان وجود جوهری و جود عرضی و همین طور وجود واجبی و و جود امکانی ،هیچ وجه اشتراکی در ذات و هویت آنها نمی توان یافت و تنها جهت اشتراکشان ،عروض مفهوم وجود بر هر دوی آنهاست.
    به بیان دقیق تر ،وجه اشتراک موجودات متباین خارجی در یک ویزگی انتزاعی است که از آن به امر خارج لازم تعبیر می شود .

    اشتراک در چنین ویژگی انتزاعی،هرگز به اتحاد و اشتراک خارجی وجودهای عینی مورد بحث نمی انجامد .
    همان گونه که در در مورد مفاهیمی همچون ((تشخص )) و ((وحدت))اشتراک وجودات متباین در این عنوان های مشترک عام،به خارجی بودن جهت اشتراک و حضور تشخص یا وحدت در متن ذات آنها نمی انجامد .

    از نظر مشایین ،مفهوم عام وجود نیز چنین حکمی دارد.صرف حمل وجود بر اشیای متباین خارجی،سبب حصول وحدتی حقیقی در ذات آنا با یکدیگر نمی شود؛زیرا وجود یک ویژگی انتزاعی است.



  11. صلوات ها 4


  12. #6

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    اخلاق-فلسفه-عرفان
    نوشته
    3,816
    حضور
    47 روز 14 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    16428



    البته در چگونگی حمل این خصیصه انتزاعی که خارج از ذات ، ولی لازمه ذات آن است ،می توان شدت و ضعف نیز یافت.
    به بیان حکیمان مشایی،در حمل مفهوم عام بر موضوعات،تشکیک وجود دارد.این خصیصه انتزاعی بر واجب الوجود بیشتر از ممکن الوجود صدق می کند

    همان گونه که می دانیم در هر تشکیکی به یک جهت تامین کننده وحدت و عینیت و یک جهت تامین کننده افتراق و امتیاز نیازمندیم که دومی باید به گونه ای به اولی بازگشت نماید.
    از آنجا که مشاییان،اعیان خارجی را متماین به تمام ذات و فاقد جهت اشتراک حقیقی می دیدند ،جهت وحدت مورد نیاز در بحث تشکیک را به مفهوم عام لازم نسبت دادند.
    از نظر آنها نفس این مفهوم ،در لزوم خود و در حمل خود بر موضوع ها شدت و ضعف دارد.پس تشکیک را به این مفهوم عام نسبت داده اند .

  13. صلوات ها 3


  14. #7

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    اخلاق-فلسفه-عرفان
    نوشته
    3,816
    حضور
    47 روز 14 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    16428



    آنچه بیشتر پژوهشگران از ظاهر متون حکمت مشایی استخراج کرده اند ،چنین نظرگاهی است.
    همان گونه که روشن است،این نظریه، کثرت را در اعیان خارجی اصل قرار می دهد و به شدت بر آن تاکید می ورزد .

    ازاین نظریه ،با نام ((تشکیک عامی وجود)) یاد کرده اند.این در حالی است که از سوی دیگر ،وحدت از میان اعیان ،رخت بربسته و به امری انتزاعی و خارج از ذات اشیا تبدیل شده است.البته برخی محققان دیگر تاکید ورزیده اند که نباید به سادگی نظر مشایین را درباره وحدت و کثرت چنین افراطی انگاشت؛زیرا چنین برداشتی با برخی میاحث دیگر همان نظام فلسفی ،ناسازگاری دارد.

    کسانی چون ملاصدرا کوشیده اند تفسیری از کلام آنها ارائه دهند که بتواند با مبانی آنها در بحث علیت سازگار افتد.

    به هر حال ،حکیمان مشایی ،رابطه علت و معلول را یک رابطه عینی خارجی می دانند و به وجود سنخیت میان علت و معلول معتقدند.چنین نظریه ای درباره رابطه عینی علت و معلول این را در پی دارد که در رابطه آنها به یک نحوه اشتراک عینی خارجی ،هر چند به نحو اشتراک و وحدت سنخی در اصل وجود ،قائل شویم.

    با این ملاحظه،شاید نسبت دادن نظریه ((تشکیک عامی))به مشایین ناشی از ساده سازی بیش از حد قضیه باشد .

    به هر حال، در این جا نمی توان بیش از این در این زمینه بحث را ادامه داد.

  15. صلوات ها 3


  16. #8

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    اخلاق-فلسفه-عرفان
    نوشته
    3,816
    حضور
    47 روز 14 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    16428



    دیدگاه حکمت متعالیه:نظریه تشکیک خاصی:
    ملا صدرا با بنیان نهادن اصل محوری فلسفه خویش ،یعنی ((اصالت وجود )) به تصحیح و بازسازی نظریه هستی شناختی مشایی پرداخت.نخستین پیام ((اصالت وجود))جدا کردن حساب ((مفهوم وجود))از دیگر مفاهیم همسان مانند تشخص و وحدت،از نظر صدقشان بر امور و حقایق خارجی است؛مفاهیمی که در دستگاه فلسفی مشاء از نظر حمل بر اشیای خارجی هیچ تفاوت عمده میان انها وجود نداشت.

    از نظر ملاصدرا،وقتی کسی اصالت وجود ،یعنی عینی بودن وجود رابپذیرد،کل دیدگاه وی در مباحث هستی شناختی و به ویژه در بحث های وحدت و کثرت دگرگون خواهد شد .

    تمایزی که ملاصدرا در پرتو بحث اصالت وجود میان ((مفهوم عام وجود))و((حقیقت عینی وجود))می نهد ،کلیدی ترین نکته بحث حاضراست.

    هر چند سخن مشایین درباره انتزاعی بودن و خارج از ذات بودن ((مفهوم وجود))در اینجا نیز پذیرفته می شود،اما در عین حال تاکید می گردد که آنها از دریافت این نکته اساسی باز مانده اند که این مفهوم عام ،بر
    خلاف دیگر مفاهیم مشابه،از متن خارج و عین واقع خارجی حکایت دارد.

    ما بازای مفهوم عام وجود،همانا حقیقت عینی وجود است که بدون واسطه در متن واقع تحقق دارد.

    به بیان دیگر محکیّ مفهوم وجود،اصل ذات و هویت شیئ است ،در حالی که محکی مفاهیم همسانی چون وحدت ،تشخص،....یک ویژگی هویت خارجی است و نه خود آن.

  17. صلوات ها 3


  18. #9

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    اخلاق-فلسفه-عرفان
    نوشته
    3,816
    حضور
    47 روز 14 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    16428



    نفس پذیرفتن این مبنای فلسفی مهم،ما را به پذیرش یک نوع وحدت و اشتراک خارجی میان اعیان خارجی می کشاند؛زیرا اگر مفهوم وجود در ذهن ما مفهوم واحدی بیش نیست و اگر همین مفهوم است که همواره از متن واقع حکایت می کند ،بنابراین تمام آنچه که در متن واقع یافت می شوند،باید در ذات و اصل هویت خارحی شان با یکدیگر اشتراکی داشته باشند که مصحح انتزاع مفهومی واحد باشند.

    این اشتراک و جهت وحدت،همان است که در اصطلاح صدرایی ، به ((حقیقت عینی وجود)) معروف است
    همین حقیقت عینی و نه حمل مفهوم عارضی وجود بر مصادیق است که مراتب و شدت و ضعف دارد و گفته می شود که این حقیقت ،یک ((حقیقت واحد دارای مراتب)) است.

    نظریه ملاصدرا در این باره را ((تشکیک خاصی)) می نامند[1]


    پی نوشت:
    1-مبانی و اصول عرفان نظری،یدالله یزدانپناه،ص157


  19. صلوات ها 3


  20. #10

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    اخلاق-فلسفه-عرفان
    نوشته
    3,816
    حضور
    47 روز 14 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    16428



    البته ((تشکیک خاصی ))نظر نهایی ملاصدرا در این زمینه نیست.سخن نهایی و نظر عالی صدرا در این زمینه،همان نظر عرفا ست که به نام ((وحدت وجود))معروف است ،ولی همان گونه که خود ملاصدرا نیز یادآور شده است ،برای فهم آن نظر نهایی،به لحاظ آموزشی ،پرداختن به این نظریه میانی،برای آشنایی ذهن مخاطب ضروری است .

    در تشکیک خاصی صدرا،دیگر با یک وحدت مفهومی انتزاعی یا حتی با یک وحدت سنخی همچون وحدت افراد یک نوع در اصل نوع روبه رو نیستیم؛

    زیرا در وحدت سنخی نیز یک واحد حقیقی خارجی نداریم.
    وحدت سنخی ،وحدتی بالقوه است که به تصور نوع در ذهن وابسته است و حقیقت واحد به نحو بالفعل ،تنها در مرتبه ذهن وجود دارد.آری خارج به سبب هم سنخ بودن ،قابلیت وحدت خواهد داشت؛

    در حالی که در تشکیک خاصی ،حقیقت وجود ،امری عینی و واحد و در عین حال،دارای مراتب است.


  21. صلوات ها 3


صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 3

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود