صفحه 1 از 6 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: فکر می کردم عاشقیم!

  1. #1

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,556
    حضور
    175 روز 12 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58346

    فکر می کردم عاشقیم!




    با نام و یاد دوست


    سلام

    یکی از کاربران سایت سوالی داشتند که مایل نبودند با آیدی خودشون مطرح شود

    لذا با توجه به اهمیت موضوع، سوال ایشان با حفظ امانت جهت پاسخگویی توسط کارشناس محترم سایت در این تاپیک درج می شود:



    سلام
    از زمانی که خودم و شناختم تصمیم داشتم با یه عشق اسطوره ای ازدواج کنم
    کسی که از ندیدنش تب کنم
    مثل لیلی مثل مجنون مثل شیرین مثل فرهاد
    اما نبود
    فصل این جور عشقا خیلی وقته که سر اومده
    با خودم گفتم فدای سرت همین که عشقی این وسط باشه کافیه
    حالا اسطوره ای هم نبود نبود ..خیلی مهم نیست
    عاشق شدم .در همون یک نگاهی که همه میگن
    دیوانه وار
    عاشق خندیدنش .لحن حرف زدنش .لباس پوشیدنش .حتی کم حرف بودنش
    ما به هم رسیدیم
    چهار ساله که رسیدیم
    حالا که نه ..دقیقا ده ماه بعد عقد متوجه شدم ما هیچ وقت عاشق نبودیم
    تب تند خیلی زود عرق میکنه
    اون از پر حرف بودن من ناراحت شد و من از سکوت همیشگیش
    اون از خنده های همیشگی من ناراحت شد و من از اون اخم های همیشگیش
    اون از لباس پوشیدن من ناراحت شد و من از اون لباسای ساده ی همیشگیش
    ولی بازم مهم نبود
    اگه عاشق نبودیم ولی همدیگه رو با همه ی تفاوت هامون دوست داشتیم
    به امید اینکه همدیگه رو دوست داریم بچه دار شدیم و حالا
    فهمیدم اسم این دوست داشتن فقط عادته
    عادت
    زندگی یه نواخت شده
    اون سر کار میره و من ظرف میشورم اون مثل همه ی مردهای دیگه با خستگی به خونه میاد و چای طلب میکنه و من رخت میشورم اون مثل مردای دیگه هر موقع که نیاز داره ابراز علاقه میکنه و من مثل همه ی زن ها ی دیگه بچه داری میکنم
    همون چیزی که ازش متنفر بودم زندگی بدون عشق از سر عادت
    حالا دفتر زندگیم و با خودم مرور میکنم و میگم ما هیچ وقت عاشق نبودیم

    با تشکر

    در پناه قرآن و عترت پیروز و موفق باشید



  2. صلوات ها 16


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,556
    حضور
    175 روز 12 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58346



    با نام و یاد دوست







    فکر می کردم عاشقیم!








    کارشناس بحث: استاد نشاط

  5. صلوات ها 13


  6. #3

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۱
    نوشته
    1,160
    حضور
    28 روز 23 ساعت 57 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    6896



    با سلام
    ببینید عشق مراتبی دارد و بهترین حالتش این است که انسان عاشق خدا باشد، عشق های زمینی در حد غیر معمولش آسیب زاست.
    تفسیر زندگی خیلی مهم است، به نظر می رسد بهترین زندگی این است که عاقلانه باشد، چون ما موجودی هستیم که بر اساس عقل و شعور کار می کنیم، امورات شخصی خودمان را انجام می دهیم، و بدون آن زندگی فلج می شود، تدوام زندگی بر پایه احساس نیست بلکه بر پایه شعور و عقل است، هر چند ما زندگی را با عقل خالص پیش نمی بریم بلکه در کنارش احساس و عواطف هم جایگاهی دارند و زندگی را شیرین و گوارا می کنند.
    زندگی افراد موفق و حتی عاشقانه را هم در نظر بگیرید، سعی شده احساس و عواطف بر محور و مرکب عقل هدایت شوند.
    به نظر می رسد شما نگاه خودتان را تغییر دهید، و سعی کنید در زندگی دنبال وظیفه و انجام دستورات الهی باشید و ازنعمت های خدا که به شما اهداء کرده احساس لذت بکنید، در این صورت زندگی شیرین و لذت بخش خواهد بود.
    در حقیقت زندگی بر اساس واقعیت معنی پیدا می کند، و آنچه در اسطوره هاست خارج از مقام واقعی است و مقایسه زندگی طبق ان مبنا خطای فکری است.
    در زندگی خود آنچه را دارید قدرش را بدانید و دوست داشتن خود را ابراز کنید، بدیها را نبیند و از نگاه دلسوزانه به زندگی نگاه بکنید و بدانید اگر روزی همین نعمتهای که در اطرافتان هستند( مثلا: اگر خدای نا کرده، فرزندنتان روزی مریض شود یا برای همسرتان یک اتفاقی بیافتد، چه خواهد شد؟!) از دستتان رفت، چه قدر سخت و دشوار خواهد بود، توجه به این الطاف الهی علاقه و محبت را در زندگی با همسرتان، دو چندان می شود.
    اگر زندگی را با عینک واقعیت بنگریم و صبر و تحمل خود را بالا برده، و توجه خود را به نعمت های الهی معطوف کنیم در این صورت زندگی معنی داری را تجربه خواهیم کرد.
    زندگی مثل خیال و شعر و اسطوره نیست.
    و در این عالم مادی زندگی طبق تفسیر شما وجود خارجی ندارد.
    پس واقع نگر باشید، بدانید که هر انسانی نقاط ضعف و قوتی دارد و نباید بیش از حد و اندازه او انتظاری داشت، و از انجایی که ما انسان هستیم و می خواهیم به کمال برسیم، ضعف و عیبها وجود دارند و باید اصلاح شوند. پس نگاه خودتان را عوض کنید، تا زندگی خوب و خرمی را تجربه کنید.


    فکر می کردم عاشقیم!

  7. صلوات ها 13


  8. #4

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۱
    علاقه
    کتاب خوندن
    نوشته
    2,888
    حضور
    56 روز 18 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    253
    صلوات
    19647



    عشق دیوانه وار واقعا خیلی لوس و لج در بیاره
    فکر کنید شما لبخند بزنید همسرتون از علاقه ی زیاد سکته کنه
    عشق یا همون دوست داشتنی که جناب نشاط فرمودند باید با دلیل و منطقی باشه
    همسرم و دوست دارم چون مهربونه ...چون اهل خانواده اس ..چون برای رفاه من و فرزندم داره از جون مایه میزاره ...
    اینا چیزای ساده ایه که شما ندید
    بهتره داستان های تخیلی نخوندید و ذهنتون و متوقع نکنید تا دچار مشکل نشید و بتونید به راحتی از زندگی ساده و قشنگ تون لذت ببرید
    هر روز با خودتون مرور کنید خوشبخت هستید
    خدا بهتون لطف داشته و یه دست گل بهتون هدیه کرده
    همسرتون شما رو دوست داره و شما هم ایشون و دوست دارید
    خدا بهتون لطف داشته و مردی رو سد راهتون قرار داده که اهل زندگیه و بعد کار خودش و به اغوش خانه و خانواده میرسونه
    و از همسر مهربونش توقع یه استکان چای داره
    نیکه ی پر لیوان و ببنید
    به زندگی خوشبین باشید
    همین که خودتون و خانواده تون در سلامت کامل هستید این یعنی زندگی خوبه ...شما خوشبخت هستید
    به این فکر کنید بعضی خانواده ها با مشکلاتی مثل نداشتن کار ..مسکن ..اعتیاد ...بی بند و باری در گیر هستن
    و شما از این قاعده مثتثنا هستید
    زندگی قشنگه
    اگه اون عینک بدبینی رو از چشمان تون بردارید
    زندگی پر از دوست داشتن با سلامتی در کنار خانواده تون براتون ارزومندم


    فکر می کردم عاشقیم!

    پدرم تنها کسیه که باعث میشه بدون شک باورکنم که فرشته ها هم میتونن مرد باشن..

  9. صلوات ها 10


  10. #5

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۵
    علاقه
    قرآن ، عاشقی...
    نوشته
    122
    حضور
    28 روز 20 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    358



    پشت سر هر آنچه که دوستش میداری خدا ایستاده است

    وتو برای اینکه معشوقت را از دست ندهی بهتر است بالاتر را نگاه نکنی!

    زیرا ممکن است چشمت به خدا بیفتد و او آنقدر بزرگ است که هرچیز پیش او کوچک جلوه میکند

    پشت سر هرمعشوقی خدا ایستاده است ...

    اگرعشقت ساده است وکوچک ومعمولی، اگر عشقت گذراست وتفنن وتفریح ،خدا چندان کاری به کارتندارد.اجازه میدهد که عاشقی کنی ...

    تماشایت میکند و میگذارد که شادمان باشی

    اما هرچه که در عشق ثابت قدم ترشوی خدا با توسخت گیرترمیشود.

    هرقدر که در عاشقی عمیق ترشوی و پاک بازتر و هراندازه که عشقت ناب تر شود و زیباتر،بیشتر باید ازخدا بترسی،

    زیرا خداوند از عشق های پاک وعمیق وناب و زیبا نمیگذرد، مگرآنکه آن را به نام خودش تمام کند...

    پشت سر هرمعشوقی خدا ایستاده است و هرگامی که تو درعشق برمیداری ،خدا هم گامی درغیرت برمیدارد . . .

    تو عاشق تر میشوی و خدا غیورتر و آنگاه که گمان میکنی معشوق چه دست یافتنی است و وصل چه آسان ،

    خدا وارد کار میشود و خیالت را درهم میریزد...

    ومعشوقت هرجاکه باشد و هرقدر که باشد خدا هرگز نمیگذارد میان تو و او چیزی فاصله بیندازد،

    معشوقت میشکند و تو ناامید میشوی ونمیدانی که نا امیدی زیباترین نتیجه عشق است.

    نا امیدی از اینجا وازآنجا؛ نا امیدی از این چیز وآن چیز،

    تو نا امیدمیشوی وگمان میکنی که عشق بیهوده ترینِ کارهاست

    وبرآنی که شکست خورده ای وخیال میکنی که آن همه شور و ذوق وآن همه عشق را تلف کرده ای

    اما خوب که نگاه کنی می بینی حتی قطره ای از عشقت به هدر نرفته است.

    خدا همه را جمع کرده وهمه را برای خویش برداشته وبه حساب خود گذاشته است.

    خداوند به تو میگوید: مگرنمیدانستی که پشت سرهر معشوق خدا ایستاده است؟

    تو برای من بود که این همه راه آمده ای و برای من بود که این همه رنج برده ای و برای من بود که این همه عشق ورزیده ای،

    پس به پاس این

    قلبت را و روحت را و دنیایت را وسعت میبخشم و از بی نیازی نصیبی به تو میدهم

    و این ثروتی است که هیچ کس ندارد تا به تو ارزانی اش کند،

    فردا امّا تو باز عاشق میشوی تا عمیق تر شوی و وسیع تر و بزرگتر و ناامیدتر...

    تا
    بی نیاز شوی وبه او نزدیکتر ...



    سلام به خواهر گرامی

    این متن رو چند روز پیش گذاشتم در تاپیکی الان احساس کردم اینجا دوباره بذارم شاید راهنمایه مسیر زندگانی تان شد...
    ویرایش توسط لبخند نگاه : ۱۳۹۵/۰۳/۱۳ در ساعت ۰۲:۵۶
    کوله بارم رو دوباره بستم و
    دل به جاده های آشنا زدم...

    میدونم شنوای دعای منی


    شبیه مادرتان زهرا سلام الله علیها...

    سِپرهمه درد و بلای منی

  11. صلوات ها 6


  12. #6

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۵
    علاقه
    قرآن ، عاشقی...
    نوشته
    122
    حضور
    28 روز 20 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    358



    یک شبی مجنون نمازش را شکست ................................ بی وضو در کوچه لیلا نشست

    عشق آن شب مستِ مستش کرده بود ............................ فارغ از جام الستش کرده بود

    سجده ای زد بر لب درگاه او ............................................. پر ز لیلا شد دل پر آه او

    گفت یارب از چه خوارم کرده ای ....................................... بر صلیب عشق دارم کرده ای

    جام لیلا را به دستم داده ای .......................................... وندر این بازی شکستم داده ای

    نشتر عشقش به جانم میزنی ....................................... دردم از لیلاست آنم میزنی

    خسته ام زین عشق دل خونم نکن ................................ منکه مجنونم تو مجنونم نکن

    مرد این بازیچه دیگر نیستم ........................................... این تو و لیلای تو ،من نیستم

    گفت ای دیوانه لیلایت منم ........................................... در رگ پنهان و پیدایت منم

    سال ها با جور لیلی ساختی ...................................... من کنارت بودم و نشناختی

    عشق لیلا در دلت انداختم ......................................... صد قمار عشق یکجا باختم

    کردمت آواره صحرا نشد ............................................. گفتم عاقل میشوی اما نشد

    سوختم در حسرت یک یا ربت .................................... غیر لیلا برنیامد از لبت

    روز و شب او را صدا کردی ولی ................................... دیدم امشب با منی گفتم بلی

    مطمئن بودم به من سرمیزنی .................................. در حریم خانه ام در میزنی

    حال این لیلا که خوارت کرده بود ................................. درس عشقش بی قرارت کرده بود

    مرد راهم باش تا شاهت کنم .................................... صد چو لیلا کشته در راهت کنم


    ...........

    سوز دل عاشق هاست این شعر

    خداوند مهربان عاقبت همه عشق ها رو به خودش ختم بفرماید. (آمین)
    ویرایش توسط لبخند نگاه : ۱۳۹۵/۰۳/۱۳ در ساعت ۰۳:۱۹
    کوله بارم رو دوباره بستم و
    دل به جاده های آشنا زدم...

    میدونم شنوای دعای منی


    شبیه مادرتان زهرا سلام الله علیها...

    سِپرهمه درد و بلای منی

  13. صلوات ها 8


  14. #7

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۴
    علاقه
    اهل البيت عليهم السلام،فلسفه،عرفان،ادبيات،فيزيك،مطالعه
    نوشته
    4,990
    حضور
    133 روز 12 ساعت 16 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    3
    صلوات
    21823



    بسمه الودود

    عرض سلام و ادب

    "با وصل آتش عشق فروکش می کند" لابد این جلمه را به اشکال مختلف در متون ادبی و اشعار و داستانها دیده اید

    ولی به عقیده ی بنده عشق را هم می شود تولید کرد و هم إِحیا،و شما به عنوان یک زن که مظهر رحمت و رأفت و جمال الهی هستید

    در تولید و احیاء محبت در خانواده سهم به سزایی دارید، منتظر نباشید از همسرتون عشق دریافت کنید(نه اینکه این حق شما نیست)

    شما سعی کنید محیط منزل را با مهر و محبت و احترام تبدیل به یک محیط آرام و مهرانگیز کنید،روی نکات مثبت شخصیتی همسرتان

    تمرکز کنید تا انگیزه ی قوتری برای ایجاد نشاط در منزل پیدا کنید،فکر اینکه زندگی تبدیل به عادت شده را از ذهنتون خارج کنید و با خودتون

    بگید من باید زندگیم را از این حالت روزمرگی خارج کنم،خیلی کارها می توانید انجام بدهید(بسته به شرایط زندگیتون).

    یادتان نرود که زنها در این زمینه هنر ذاتی دارند شما همان آدم قبل از ازدواجتون هستید که برای همسرتون جلوه داشته اید

    ،الان هم می توانیدبه اشکال دیگری جلوه کنید و محبت همسرتان را به دست بیارید،هر مردی ظاهرا قلق خاص خودش را

    دارد علاوه بر مشترکاتی که معمولا انتظارات آقایان از همسرانشان هست،آن ها را شاید بدونید و یا شاید لازم باشد

    کشفشان کنید، زندگی سعادتمندانه را باید ساخت،خود بخود ساخته نمی شود.و در این میان معنویات را فراموش نکنید

    و یادتان باشد که "مؤلف بین قلوب"خداست،از خداوند بخواهید که کمکتان کند،زندگی ای که مبنای آن معنویات و کسب

    رضای خداوند باشد، همان زندگی با نشاط و با انگیزه ای است که دوست دارید.
    ویرایش توسط حبیبه : ۱۳۹۵/۰۳/۱۳ در ساعت ۰۸:۱۴


    الهی هب لی کمال الانقطاع الیک

    و أنر ابصار قلوبنا بضیاء نظرها الیک




  15. صلوات ها 9


  16. #8

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۱
    علاقه
    زندگی
    نوشته
    957
    حضور
    18 روز 9 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    3287



    باید برید خدا رو شکر کنید که مشکل جدی توی زندگیتون ندارید و خداوند نعمت فرزند و سلامتی و زندگی خوب بهتون داده.
    اما مشکل همه ما خصوصا خانوما اینه که زندگی آینده رو فقط همسر میبینم و به شدت وابسته همسر هستیم و این هم برای طرف مقابل و هم خودمون آزار دهنده هست.
    خداوند به شما استعدادهایی داده سعی کنین برای خودتون هم زندگی کنین و هیجان های سالم ایجاد کنین مثلا دنبال هنر برین یا به جلسات تفسیر و یا تربیت بچه برین و همراه با اینکه خودتون و ارتقا میدین یک فرد مستقل و سالم رو تحویل جامعه بدین. اینا خیلی مهمن. آرامش فردای شما مدیون تلاش های الانتونه.


  17. صلوات ها 5


  18. #9

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۴
    علاقه
    اهل البيت عليهم السلام،فلسفه،عرفان،ادبيات،فيزيك،مطالعه
    نوشته
    4,990
    حضور
    133 روز 12 ساعت 16 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    3
    صلوات
    21823



    بسمه مؤلف بین القلوب

    نقل قول نوشته اصلی توسط روزنه نمایش پست ها
    باید برید خدا رو شکر کنید که مشکل جدی توی زندگیتون ندارید و خداوند نعمت فرزند و سلامتی و زندگی خوب بهتون داده.
    اما مشکل همه ما خصوصا خانوما اینه که زندگی آینده رو فقط همسر میبینم و به شدت وابسته همسر هستیم و این هم برای طرف مقابل و هم خودمون آزار دهنده هست.
    خداوند به شما استعدادهایی داده سعی کنین برای خودتون هم زندگی کنین و هیجان های سالم ایجاد کنین مثلا دنبال هنر برین یا به جلسات تفسیر و یا تربیت بچه برین و همراه با اینکه خودتون و ارتقا میدین یک فرد مستقل و سالم رو تحویل جامعه بدین. اینا خیلی مهمن. آرامش فردای شما مدیون تلاش های الانتونه.
    سلام و عرض ارادت سرکار روزنه

    فرمایش شما صحیح است،شخص در زندگی باید اوقاتی را هم صرف علایق و استعدادهای خودش بکند

    امّا نمی توان احساس محبت و دلبستگی را در زندگی مشترک نادیده گرفت،همه ی گرما و نشاط و شور

    زندگی زوجین و فرزندان،آرامش روانی،تعالی و رشد شخصیت و توانائی های آنها و حتی تربیت فرزندان

    رابطه ی مستقیمی با وجود حس محبت و احترام بین افراد خانواده دارد،فرض کنیم هر یک از زن و مرد

    برای پر کردن خلأ عاطفی در زندگی مشترکشان پی رشد استعداد و توانایی خودش برود خب پس

    زندگی مشترک چه معنایی دارد؟ فرزندان در این زندگی چه احساسی دارند؟

    شما وقتی می توانید یک انسان سالم،مستقل و موفق تحویل جامعه بدهید که وی را به لحاظ

    روحی،روانی و عاطفی کاملا تأمین کرده باشید،در اغلب موارد اینگونه است،بگذریم از موارد استثنایی

    که فرد خودش سعی می کند کمبودهای زندگی خانوادگی را جبران و با همت و تلاش خودش

    ضعفهای خانواده را ترمیم کند.

    لذا به نظر می رسد که خواهر بزرگوارمان بهتر است به طور جدّی در پی اصلاح و تصحیح این رابطه

    بر آیند و به توصیه ی اساتید محترم جهت گرفتن مشاوره ی حضوری اهمیّت دهند.


    الهی هب لی کمال الانقطاع الیک

    و أنر ابصار قلوبنا بضیاء نظرها الیک




  19. صلوات ها 8


  20. #10

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۴
    علاقه
    ...
    نوشته
    1,744
    حضور
    164 روز 20 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    9
    صلوات
    3471



    نقل قول نوشته اصلی توسط طاهر نمایش پست ها
    از زمانی که خودم و شناختم تصمیم داشتم با یه عشق اسطوره ای ازدواج کنم
    با سلام

    من فکر میکنم این آرزو ی هر دختریه



    نقل قول نوشته اصلی توسط طاهر نمایش پست ها
    کسی که از ندیدنش تب کنم
    نه دیگه تا این حد اونموقع دیگه بیماریم


    نقل قول نوشته اصلی توسط طاهر نمایش پست ها
    عاشق شدم .در همون یک نگاهی که همه میگن
    دیوانه وار
    به نظر م کارتون اشتباه بوده میبایست اول خوب تحقیق میکردید ومیدید آیا واقعا از هر لحاظ هم کفو هم هستید؟

    بعد تصمیمتون رو میگرفتید .

    حالا نمیگم با کسی باید ازدواج کرد که هیچ احساسی بهش نداشته باشی امااینجور هم نباشه تا فورا کسی به دلت نشست

    حتما جواب مثبت بهش بدی بلکه هم احساس مهمه هم هم کفو بودن






    نقل قول نوشته اصلی توسط طاهر نمایش پست ها
    حالا که نه ..دقیقا ده ماه بعد عقد متوجه شدم ما هیچ وقت عاشق نبودیم
    تب تند خیلی زود عرق میکنه
    اون از پر حرف بودن من ناراحت شد و من از سکوت همیشگیش
    اون از خنده های همیشگی من ناراحت شد و من از اون اخم های همیشگیش
    اون از لباس پوشیدن من ناراحت شد و من از اون لباسای ساده ی همیشگیش
    ولی بازم مهم نبود
    خب این تازه با خلق وخوی هم آشنا شدید ومتوجه تفاوتهاتون شدید واین کاملا طبیعیه .

    خواهرم سعی کنید بفهمید دلیل این اخماش چیه ؟آیا خستگی کار ه

    از همکاراش ناراضیه ،از شغلش ناراضیه ،از چی ناراحته ،از حرفهای شما و....خلاصه از چیه؟!

    اگه علتش رو پیدا کنید به نظرم نصف راه رو رفتی بقیش رو با گذشت وصبر ومهربونی وکمک و.. میشه این وضعیت رو بهتر کرد

    نقل قول نوشته اصلی توسط طاهر نمایش پست ها
    زندگی یه نواخت شده
    اون سر کار میره و من ظرف میشورم اون مثل همه ی مردهای دیگه با خستگی به خونه میاد و چای طلب میکنه و من رخت میشورم اون مثل مردای دیگه هر موقع که نیاز داره ابراز علاقه میکنه و من مثل همه ی زن ها ی دیگه بچه داری میکنم
    همون چیزی که ازش متنفر بودم زندگی بدون عشق از سر عادت
    حالا دفتر زندگیم و با خودم مرور میکنم و میگم ما هیچ وقت عاشق نبودیم
    هیچوقت اجازه نده زندگیتون یه نواخت بشه

    برنامه ریزی داشته باش ببین اون چی میخواد چه غذایی رو دوست داره چه لباسی رو دوست داره شما بپوشی



    خلاصه باید از خودتون شروع کنید ببینید علت اصلیش چیه ؟و تمام تلاشتون رو برای گرم شدن خانوادت بکار بگیری!

    قدر همین لحظات وجوونیتون رو هم بدونید خیلیها هم آرزوی همچین زندگی رو دارن .

    خواهرم با گذشت وچشم پوشی از معایب هم ونگاه به خوبیهامشکلات رو خیلی کوچیک میکنه وزن وشوهر رو خوشبخت

    ان شاءالله که خوشبخت بشید وقدر هم رو بدونید .
    ویرایش توسط همای رحمت : ۱۳۹۵/۰۳/۱۳ در ساعت ۲۰:۳۸

  21. صلوات ها 5


صفحه 1 از 6 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود