صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: آیا امر به معروف کسی که در مقدماتِ عمل به معروف مشکل دارد، مؤثر است؟

  1. #1
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۲
    نوشته
    882
    حضور
    20 روز 18 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    1
    گالری
    17
    صلوات
    2369

    اشاره آیا امر به معروف کسی که در مقدماتِ عمل به معروف مشکل دارد، مؤثر است؟




    سلام. از آنجا که در سایت دو انجمن به نام امر به معروف، یکی در بخش فروع دین در قرآن و دیگری در بخش سایر ابواب احکام وجود داشته است، بنده ندانستم این سؤال را کجا مطرح کنم، ولی در هر حال، سؤال بنده بیشر جنبۀ کلامی دارد تا قرآنی یا احکامی.

    صورت مسئله این است که فرض بفرمایید خانمی در جامعه کم حجاب است؛ عملاً به دلیل اجباری بودنِ حجاب است که حجاب به سر می کند، یعنی از ترس گشت ارشاد و مجازات. حالا ایشان از قبل چندین مشکل بزرگتر دارد، در وهلۀ اول ممکن است اساساً اصول دین برای او به درستی جا نیفتاده باشند، یعنی شک در اصول دین داشته باشد؛ یا در مورد بالاتر ممکن است او هر چند در اصول دین به یک اطمینان ناقصی رسیده، ولی در فروع باورهای غلطی دارد مثل اینکه این احکام مربوط به 1400 سال پیش است، یا قرآن که نگفته حجاب دقیقاً چطوری باشد و من به حدیثها اعتماد ندارم؛ همچنین ممکن است به دلیل غربزدگیف مدل زندگی آمریکایی را مبنا قرار داده باشد و از اسلام فقط چیزی را بپذیرد که با این مدل زندگی سازگار است.

    روشن شد؟ حالا ما برویم جلو به این خانم بگوییم: سلام ببخشید میشه یک مقدار حجابتونو کاملتر کنید؟ یا چیزی مثل این.

    به نظر شما، وقتی این خانم در مقدمات حجاب مشکل دارد، با امر به حجاب، می توانیم تأثیر خاصی بر او بگذاریم؟

    پی نوشت: لطفاً کاربرهای گرامی در صورت دخالت در بحث، از اسپمکاری و انحراف بحث، خودداری کنند.
    ویرایش توسط سیده راضیه : ۱۳۹۵/۰۴/۲۴ در ساعت ۱۷:۰۱

    ما آزموده‌ایم در این شهر بخت خویش, بیرون کشید باید از این ورطه رخت خویش.

  2. صلوات ها 2


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,515
    حضور
    174 روز 17 ساعت 41 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58295



    با نام و یاد دوست







    آیا امر به معروف کسی که در مقدماتِ عمل به معروف مشکل دارد، مؤثر است؟








    کارشناس بحث: استاد شعیب

  5. صلوات ها 2


  6. #3

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    1,850
    حضور
    25 روز 13 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    4427



    با سلام خدمت شما بزرگوار
    در مواجهه با این گونه افراد ما دو وظیفه کاملا جدای از هم داریم که هر کدام در مقام خود محترم و قابل اجراست :
    اول تعلیم جاهل
    دوم امر به معروف و نهی از منکر
    مومن باید در مواجهه با فرد عامل به منکر یا تارک معروف در ابتدای امر واکاوی کند ببیند که آیا این جهر به منکر از سوی این مکلف به چه علت است اگر منشا آن علمی است مشکل علمی او را حل کند و به عنوان تعلیم جاهل در مقام یک مربی دینی او را ارشاد کند و اگر می بیند منشا ارتکاب معصیت در او عملی است باید او را امر به معروف و نهی از منکر نماید. و این دو دو امر جدای از هم و مترتب بر هم هستند البته گاهی برخی از امور علاوه بر آموزه ی شرعی بودن آموزه و ارزشی اجتماعی هستند که حتی اگر بی حجاب شبهه عملی داشته باشد در مقابل نقض قوانین اجتماعی باید نهی از منکر کرد که آن تامین کننده سلامت جامعه می باشد.
    با نگاهی به شرایط ام ربه معروف در رساله ها می یابیم که یکی از شرایط امر به معروف علم داشتن مرتکب منکر به منکر بودن آن و تارک معروف علم به معروف بودن آن داشته باشد.
    شرایط امر به معروف از این قرار است:

    ۱ ـ شناخت معروف و منکر ولو به طور اجمال. بنابراین بر کسی که معروف و منکر را نمی‌شناسد، و آنها را از همدیگر تشخیص نمی‌دهد، امر به معروف و نهی از منکر واجب نیست، بلی گاهی برای امر به معروف و نهی از منکر کردن یاد گرفتن و شناختن معروف و منکر، واجب می‌شود.
    ۲ ـ احتمال تأثیر در شخص خلافکار. بنابراین اگر کسی میداند که سخن و گفته او اثر ندارد، مشهور بین فقهاء آن است که در این صورت وظیفه ندارد، و امر به معروف و نهی از منکر بر او واجب نیست، ولی احتیاط واجب آن است که کراهت و ناراحتی خود را از کارهای ناشایسته خلافکار بهر طوری که ممکن است اظهار نماید، هرچند بداند که در او اثر نخواهد داشت.
    ۳ ـ قصد ادامه کارهای ناشایسته و خلاف از شخص خلافکار. بنابراین شخص خلافکار چنانچه نخواهد کارهای خلاف خود را تکرار کند و دوباره مرتکب شود، امر به معروف و نهی از منکر واجب نیست.
    ۴ ـ معذور نبودن شخص خلافکار در کارهای زشت و خلاف خود، با اعتقاد اینکه کار زشتی که انجام داده حرام نبوده، بلکه مباح بوده، و یا کار خوبی که ترک کرده واجب نبوده است.
    بلی اگر منکر از کارهایی باشد که شارع مقدّس هرگز به وقوع آن راضی نیست ـ مثل قتل نفس محرّم ـ جلوگیری از آن واجب است، هرچند انجام دهنده معذور باشد، و حتّی مکلّف هم نباشد.
    ۵ ـ ضرر جانی یا آبرویی و یا مالی ـ به مقدار قابل توجّه ـ شخص امر کننده به معروف و نهی‌کننده از منکر را تهدید نکند، و مشقّت و دشواری غیرقابل‌تحمل وجود نداشته باشد، مگر اینکه کار معروف ـ خوب ـ و منکر ـ بد ـ به‌قدری نزد شارع مقدّس مهم باشد که باید در راه آن ضررها و دشواری‌ها را تحمّل نمود.
    مورد چهارم مورد مبتلا به بحث ماست که اگر فاعل معصیت به گمان این که کار بدی انجام نمی دهد مشغول به آن کار بود امر به معروف و نهی از منکر در این شرط منتفی به انتفای شرایط می باشد و نوبت به تعلیم جاهل می رسد.
    البته برخی از بزرگان معتقد اند که امر به معروف و نهی از منکر مراتبی دارد که مرتبه اول آن ارشاد علمی و آموزش مبانی دینی و تعلیم جاهل است آیه الله مصباح برای امر به معروف و نهی از منکر مراحلی را قائل است که به مختصر در یر می آوریم:
    1. تعليم جاهل


    نخستين مرتبه امر به معروف و نهي از منکر، برحسب اين بيان، آموزش واجبات شرعي به ناآگاهان است. اين مطلب که در زبان روايات، از آن به تعليم جاهل تعبير شده است.
    2 . تذکر و موعظه

    پس از تعليم جاهل، بايد کساني را به معروف امر کرد که از حکم و تکليف شرعي ناآگاه نيستند، ولي تکليف خود را انجام نداده يا مرتکب عمل منکري شده‌اند. در چنین حالتی، آگاه کردن آنان به وظيفه‏ شان لازم است.
    این رویکرد موید روایی نیز دارد:مام صادق(عليه السلام) دراين‌باره فرمود: إِنَّمَا يُؤْمَرُ بِالْمَعْرُوفِ وَ‌يُنْهَي عَنِ الْمُنْکرِ مُؤْمِنٌ فَيَتَّعِظُ أَوْ جَاهِلٌ فَيَتَعَلَّمُ؛(1) «گاهي مؤمني امر به معروف و نهي از منکر مي‏شود و بدين‌ترتيب موعظه شده، آن را مي‏پذيرد؛ گاهي نيز جاهل است و نمي‏داند، و به اين شيوه مي‏آموزد».
    3. اقدام و عمل چه با لسان چه با دست و نیروی قهریه.(بزرگترین فریضه؛ آیه الله مصباح؛ ص93)
    این مطلب می تواند مشکل خیلی از ناهنجاری های جامعه را حل کند چرا که برخی از افراد مرتکب معاصی و منکرات آگاه نیستند و با تعبیر اول همه افراد واجب نیست که امر به معروف و نهی از منکر کنند و این مطلب زیاد اتفاق می افتد. اما با تعبیر و تقریر دوم از آیه الله مصباح همه این کار ها جزء امر و به معروف و واجب بر همگان خواهد بود. آموزش و تعلیم جاهل یکی از مقدمی ترین مراتب امر به معروف و نهی از منکر است که باید به جا از ان استفاده کرد.



  7. صلوات ها 2


  8. #4
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۲
    نوشته
    882
    حضور
    20 روز 18 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    1
    گالری
    17
    صلوات
    2369



    نقل قول نوشته اصلی توسط شعیب نمایش پست ها
    با سلام خدمت شما بزرگوار
    در مواجهه با این گونه افراد ما دو وظیفه کاملا جدای از هم داریم که هر کدام در مقام خود محترم و قابل اجراست :
    اول تعلیم جاهل
    دوم امر به معروف و نهی از منکر
    مومن باید در مواجهه با فرد عامل به منکر یا تارک معروف در ابتدای امر واکاوی کند ببیند که آیا این جهر به منکر از سوی این مکلف به چه علت است اگر منشا آن علمی است مشکل علمی او را حل کند و به عنوان تعلیم جاهل در مقام یک مربی دینی او را ارشاد کند و اگر می بیند منشا ارتکاب معصیت در او عملی است باید او را امر به معروف و نهی از منکر نماید. و این دو دو امر جدای از هم و مترتب بر هم هستند البته گاهی برخی از امور علاوه بر آموزه ی شرعی بودن آموزه و ارزشی اجتماعی هستند که حتی اگر بی حجاب شبهه عملی داشته باشد در مقابل نقض قوانین اجتماعی باید نهی از منکر کرد که آن تامین کننده سلامت جامعه می باشد.
    با نگاهی به شرایط ام ربه معروف در رساله ها می یابیم که یکی از شرایط امر به معروف علم داشتن مرتکب منکر به منکر بودن آن و تارک معروف علم به معروف بودن آن داشته باشد.
    شرایط امر به معروف از این قرار است:

    ۱ ـ شناخت معروف و منکر ولو به طور اجمال. بنابراین بر کسی که معروف و منکر را نمی‌شناسد، و آنها را از همدیگر تشخیص نمی‌دهد، امر به معروف و نهی از منکر واجب نیست، بلی گاهی برای امر به معروف و نهی از منکر کردن یاد گرفتن و شناختن معروف و منکر، واجب می‌شود.
    ۲ ـ احتمال تأثیر در شخص خلافکار. بنابراین اگر کسی میداند که سخن و گفته او اثر ندارد، مشهور بین فقهاء آن است که در این صورت وظیفه ندارد، و امر به معروف و نهی از منکر بر او واجب نیست، ولی احتیاط واجب آن است که کراهت و ناراحتی خود را از کارهای ناشایسته خلافکار بهر طوری که ممکن است اظهار نماید، هرچند بداند که در او اثر نخواهد داشت.
    ۳ ـ قصد ادامه کارهای ناشایسته و خلاف از شخص خلافکار. بنابراین شخص خلافکار چنانچه نخواهد کارهای خلاف خود را تکرار کند و دوباره مرتکب شود، امر به معروف و نهی از منکر واجب نیست.
    ۴ ـ معذور نبودن شخص خلافکار در کارهای زشت و خلاف خود، با اعتقاد اینکه کار زشتی که انجام داده حرام نبوده، بلکه مباح بوده، و یا کار خوبی که ترک کرده واجب نبوده است.
    بلی اگر منکر از کارهایی باشد که شارع مقدّس هرگز به وقوع آن راضی نیست ـ مثل قتل نفس محرّم ـ جلوگیری از آن واجب است، هرچند انجام دهنده معذور باشد، و حتّی مکلّف هم نباشد.
    ۵ ـ ضرر جانی یا آبرویی و یا مالی ـ به مقدار قابل توجّه ـ شخص امر کننده به معروف و نهی‌کننده از منکر را تهدید نکند، و مشقّت و دشواری غیرقابل‌تحمل وجود نداشته باشد، مگر اینکه کار معروف ـ خوب ـ و منکر ـ بد ـ به‌قدری نزد شارع مقدّس مهم باشد که باید در راه آن ضررها و دشواری‌ها را تحمّل نمود.
    مورد چهارم مورد مبتلا به بحث ماست که اگر فاعل معصیت به گمان این که کار بدی انجام نمی دهد مشغول به آن کار بود امر به معروف و نهی از منکر در این شرط منتفی به انتفای شرایط می باشد و نوبت به تعلیم جاهل می رسد.
    البته برخی از بزرگان معتقد اند که امر به معروف و نهی از منکر مراتبی دارد که مرتبه اول آن ارشاد علمی و آموزش مبانی دینی و تعلیم جاهل است آیه الله مصباح برای امر به معروف و نهی از منکر مراحلی را قائل است که به مختصر در یر می آوریم:
    1. تعليم جاهل


    نخستين مرتبه امر به معروف و نهي از منکر، برحسب اين بيان، آموزش واجبات شرعي به ناآگاهان است. اين مطلب که در زبان روايات، از آن به تعليم جاهل تعبير شده است.
    2 . تذکر و موعظه

    پس از تعليم جاهل، بايد کساني را به معروف امر کرد که از حکم و تکليف شرعي ناآگاه نيستند، ولي تکليف خود را انجام نداده يا مرتکب عمل منکري شده‌اند. در چنین حالتی، آگاه کردن آنان به وظيفه‏ شان لازم است.
    این رویکرد موید روایی نیز دارد:مام صادق(عليه السلام) دراين‌باره فرمود: إِنَّمَا يُؤْمَرُ بِالْمَعْرُوفِ وَ‌يُنْهَي عَنِ الْمُنْکرِ مُؤْمِنٌ فَيَتَّعِظُ أَوْ جَاهِلٌ فَيَتَعَلَّمُ؛(1) «گاهي مؤمني امر به معروف و نهي از منکر مي‏شود و بدين‌ترتيب موعظه شده، آن را مي‏پذيرد؛ گاهي نيز جاهل است و نمي‏داند، و به اين شيوه مي‏آموزد».
    3. اقدام و عمل چه با لسان چه با دست و نیروی قهریه.(بزرگترین فریضه؛ آیه الله مصباح؛ ص93)
    این مطلب می تواند مشکل خیلی از ناهنجاری های جامعه را حل کند چرا که برخی از افراد مرتکب معاصی و منکرات آگاه نیستند و با تعبیر اول همه افراد واجب نیست که امر به معروف و نهی از منکر کنند و این مطلب زیاد اتفاق می افتد. اما با تعبیر و تقریر دوم از آیه الله مصباح همه این کار ها جزء امر و به معروف و واجب بر همگان خواهد بود. آموزش و تعلیم جاهل یکی از مقدمی ترین مراتب امر به معروف و نهی از منکر است که باید به جا از ان استفاده کرد.

    سلام علیکم و رحمة الله. منظور بنده، صرف علم نداشتن نیست، یک مواقعی فرد اصلاً یک پیشفرضهایی داره و یک تفسیرهایی میکنه، که در عین مسلمانی به اسلام عمل نمیکنه. مثل افراد غربزده که براشون مدل زندگی آمریکایی پیشفرضه، پس اگر ناسازگاری با دستورات اسلام پیدا بکنه، و احساس کنن باید یکی را کنار بذارن، حداقل در اون مورد خاص که ناسازگاری رخ داده، دستور اسلام رو کنار میذارن و اون چیزی که از مدل زندگی آمریکایی فهمیدن، و البته در اکثر موارد هم فاضلاب زندگی آمریکایی هست، عمل میکنن.


    اینجا فرد می دونه که اسلام دستورش مخالف این عمله، ولی به اسلام عمل نمیکنه. پس مسئله صرفاً جهالت نیست. آیا وقتی فرد چنین وضعیتی داره، امر به معروف مستقیم، کارسازه؟



    ما آزموده‌ایم در این شهر بخت خویش, بیرون کشید باید از این ورطه رخت خویش.

  9. #5

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    1,850
    حضور
    25 روز 13 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    4427



    نقل قول نوشته اصلی توسط tazkie نمایش پست ها
    سلام علیکم و رحمة الله. منظور بنده، صرف علم نداشتن نیست، یک مواقعی فرد اصلاً یک پیشفرضهایی داره و یک تفسیرهایی میکنه، که در عین مسلمانی به اسلام عمل نمیکنه. مثل افراد غربزده که براشون مدل زندگی آمریکایی پیشفرضه، پس اگر ناسازگاری با دستورات اسلام پیدا بکنه، و احساس کنن باید یکی را کنار بذارن، حداقل در اون مورد خاص که ناسازگاری رخ داده، دستور اسلام رو کنار میذارن و اون چیزی که از مدل زندگی آمریکایی فهمیدن، و البته در اکثر موارد هم فاضلاب زندگی آمریکایی هست، عمل میکنن.


    اینجا فرد می دونه که اسلام دستورش مخالف این عمله، ولی به اسلام عمل نمیکنه. پس مسئله صرفاً جهالت نیست. آیا وقتی فرد چنین وضعیتی داره، امر به معروف مستقیم، کارسازه؟
    سلام علیکم و رحمه الله
    بلا خره این فرد یا شبهه علمی دارد که باید اول آن حل شود و یا نه! این فرد شهوت عملی در انجام فسق و فجور دارد به هر بهانه ای .
    اگر شبهه علمی دارد و گناهی را مرتکب می شود عقل حکم می کند که ابتدا شبهه اش برطرف شود با تعلیم و موعظه که قبلا عرض شد
    البته این شبهه علمی که منشا عمل فسق و فجور می شود حالات مختلف دارد:

    1- یا طرف کلا نمی داند که باید به او آموخت مثل کسی که حکم حجاب را نمی داند
    2- یا جهل مرکب دارد و فکر می کند که می داند باید برای او کشف خلاف کرد و به او حقیقت را آموخت مثل کسی که می گوید این نوع پوشش من مصداق حجاب است چرا که پیامبر در جامعه زمان خود حجاب را خواست و آنها چادر پوشدند و اگر در جامعه شمال ایران حجاب می خواست پیراهن و دامن می پوشیدند و یک چار قد و اگر در جامعه تهران حجاب می خواست این حجاب من مصداق حجاب است(این تحلیل از خیلی بد حجاب ها شنیده شده که توجیه علمی می کنند)
    3-حالت سوم این است که در مبادی گرفتار یک نوع تساهل و تسامح است این فرد هم نیاز به تعلیم دارد او می داند که خدا گفته زن ها باید حجاب داشته باشند اما می گوید زیاد سخت نگیر خدا می بخشد یا می گوید خدا از خوش تیپ بودن بدش نمی آید ! یا اصلا براش مهم نیست که خدا چی گفته اصلا انگار درجه حرف خدا در ذهن او مثل یک پیشنهاد دوستانه است که می توانی آن را قبول کنی یا نه! همه این گروه ها به نسبت خود نیاز به تعلیم دارند و به نظر می رسد موعظه این افراد باید همراه با مبانی علمی باشد و امر به معروف آنها بیشتر رنگ و بوی تعلیمی و موعظه ای داشته باشد تا تحکم و امر و نهی.

    ولی یک دسته هم هستند همه چیز را می دانند و دهن کجی می کنند این ها را باید نهی از منکر کرد و بدون شک اگر در جامعه به تعداد مطلوبی نهی از منکر بشنوند دست و پای خود را جمع می کنند و حد اقل برای رعایت نظم جامعه و مورد نقد واقع نشدن رعایت احکام دینی را می کنند.



  10. صلوات ها 2


  11. #6
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۲
    نوشته
    882
    حضور
    20 روز 18 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    1
    گالری
    17
    صلوات
    2369



    نقل قول نوشته اصلی توسط شعیب نمایش پست ها

    سلام علیکم و رحمه الله
    بلا خره این فرد یا شبهه علمی دارد که باید اول آن حل شود و یا نه! این فرد شهوت عملی در انجام فسق و فجور دارد به هر بهانه ای .
    اگر شبهه علمی دارد و گناهی را مرتکب می شود عقل حکم می کند که ابتدا شبهه اش برطرف شود با تعلیم و موعظه که قبلا عرض شد
    البته این شبهه علمی که منشا عمل فسق و فجور می شود حالات مختلف دارد:

    1- یا طرف کلا نمی داند که باید به او آموخت مثل کسی که حکم حجاب را نمی داند
    2- یا جهل مرکب دارد و فکر می کند که می داند باید برای او کشف خلاف کرد و به او حقیقت را آموخت مثل کسی که می گوید این نوع پوشش من مصداق حجاب است چرا که پیامبر در جامعه زمان خود حجاب را خواست و آنها چادر پوشدند و اگر در جامعه شمال ایران حجاب می خواست پیراهن و دامن می پوشیدند و یک چار قد و اگر در جامعه تهران حجاب می خواست این حجاب من مصداق حجاب است(این تحلیل از خیلی بد حجاب ها شنیده شده که توجیه علمی می کنند)
    3-حالت سوم این است که در مبادی گرفتار یک نوع تساهل و تسامح است این فرد هم نیاز به تعلیم دارد او می داند که خدا گفته زن ها باید حجاب داشته باشند اما می گوید زیاد سخت نگیر خدا می بخشد یا می گوید خدا از خوش تیپ بودن بدش نمی آید ! یا اصلا براش مهم نیست که خدا چی گفته اصلا انگار درجه حرف خدا در ذهن او مثل یک پیشنهاد دوستانه است که می توانی آن را قبول کنی یا نه! همه این گروه ها به نسبت خود نیاز به تعلیم دارند و به نظر می رسد موعظه این افراد باید همراه با مبانی علمی باشد و امر به معروف آنها بیشتر رنگ و بوی تعلیمی و موعظه ای داشته باشد تا تحکم و امر و نهی.

    ولی یک دسته هم هستند همه چیز را می دانند و دهن کجی می کنند این ها را باید نهی از منکر کرد و بدون شک اگر در جامعه به تعداد مطلوبی نهی از منکر بشنوند دست و پای خود را جمع می کنند و حد اقل برای رعایت نظم جامعه و مورد نقد واقع نشدن رعایت احکام دینی را می کنند.


    سلام علیکم و رحمة الله.

    از تحلیل و تقسیمبندی شما سپاسگزارم، ولی به نظر بنده می رسد که شما فرد را به تنهایی در نظر می گیرید و محیط اطراف او را در نظر نمی گیرید، همچنین کل تصمیمگیری فرد را در حوزۀ عقلانیت وی خلاصه می کنید.


    نخست اینکه تأثیرات محیطی بر جامعه بسیار جدی است. مثلاً استیلای مغول و برتری بی چون و چرای آنها بر ایران، باعث می شود چهرۀ زیبا، از دید بسیاری همان چهرۀ مغولی باشد. این مسئله را در آثار نقاشی ایرانیان از آغاز دوران مغول تا عصر صفویه شاهدیم!! امروزه هم که عصر غربزدگی است، اگر نقاشی بخواهد چهره ای زیبا از یک ایرانی بکشد، سعی می کند چشمانی رنگین و موهای خرمایی یا حتی بور برایش بکشد! به طور مشابه، سبک زندگی آمریکایی نیز بر مردم سلطه دارد، شما به بیشتر تیپهای آقایان در سطح جامعه نگاه کنید! به غیر از قشر روحانیت و برخی اقشار در شهرستانها که لباس محلی می پوشند، در سایر اقشار تمام تیپهای مورد استفاده، از غرب اقتباس می شود! لباس سنگین کت و شلوار است و لباس اسپرت هم به تبع آنها...! آیا کفش برتری ویژه و خاصی بر گیوه دارد؟ ولی کمتر کسی روی آن را دارد که در شهرهای ما، به غیر از برخی شهرستانها و مناطق روستایی، گیوه به پا کند! این بر زندگی دینی افراد نیز سایه افکنده، یعنی حتی دین را نیز از زاویۀ نگاه و سبک زندگی که از غرب سراغ دارند، می نگرند و این گذشته از قشر غیرمذهبی حتی در بین مذهبیها هم تا حدودی رسوخ یافته.


    دوم اینکه خرد انسان یک بحث است و دل انسان یک بحث! جدال بین عقل و دل، همیشگی است، و ما عموماً به خواست دلمان عمل می کنیم، یک مثال این قضیه این حقیقت است که اکثر مردم خداباور دنیا، پاسخی عقلی به اینکه «اگر همه چیز را خدا آفریده، پس خدا را چه کسی آفریده؟» ندارند، ولی دل آنها خواهان الحاد نیست، پس تسلیم رأی محض عقلشان که می گوید "من نمی توانم این مسئله را توجیه کنم،" نمی شوند و خداباور باقی می مانند، بدون اینکه عقلانیتشان به سؤالی بدین سادگی جوابی داشته باشد. حتی در بین مذهبیهای جامعه، خیلیهایشان اگر بنشینیم و بگوییم برای ما بگو به چه دلیل به نبوت و معاد و پیامبری حضرت رسول اعتقاد داری، نه اینکه دلیل نیاورد، ولی دلایل چندان معقولی نمی آورد، یک استدلالی را یک جایی شنیده و چون دلش می خواسته پذیرفته، و حالا مومن است، ولی عقل او حتی قادر نیست برای آنچه بدان ایمان یافته یک صغرا و کبرای برهانی اقامه کند. نه اینکه این مسئله خاص قشر مذهبی باشد، بلکه قشر غیرمذهبی در این زمینه دست کمی از قشر مذهبی ندارد! من خودم با مرتدها زیاد بحث کرده ام، بخصوص آن اوایل که تازه مرتد شده اند و دستشان به نوشتارهای سخیف همفکرانشان نرسیده است، حرفی برای زدن ندارند و یک مشت بهانۀ بی اساس مطرح می کنند، و هر چه جواب منطقی می دهی قبول نمی کنند؛ چرا؟ زیرا دلشان می خواهد مرتد باشند، و بهانه ها را برای رنگ عقلانی دادن به راهشان مطرح می کنند.

    عوامل محیطی بالا هم که عرض کردم، شاید عقل مجرد را نتوانند منحرف کنند، ولی تأثیرشان بر دل انسان، فوق العاده است. احساس حقارت در برابر غرب، شکل و فُرم مُدِ جامعه، و وحشت از تمسخرِ قشر غیرمذهبی، شاید مهمترین عواملی باشند که از درون، فرد را به سمت تضعیف حیات مذهبی خود می برند. از اینجا به بعد است که توجیهاتی مثل «سخت نگیر خدا می بخشد» یا «قرآن که نگفته حجاب چطوری باشه» در جهت خواست دل، مثل همان بهانه های مرتدین، سر باز می کند و در فضای جدید طرح می شود، فقط برای رنگ و روی عقلانیت دادن به راهی که به خواست دلشان پیش گرفته اند.


    این است که به نگر من باید به تقسیمبندی شما یک بند اضافه بشود، که اتفاقاً بسیاری از، و به نظر من اکثریتِ قشر غیرمذهبی در آن جای می گیرند: این افراد اینطور نیست که به کلی ندانند، و نه به راستی اسیر جهل مرکب هستند(حداقل در حوزۀ تمثیلی که شما برای جهل مرکب ارائه فرمودید)، و نه گرفتار تسامح و تساهل هستند، بلکه مشکل اصلی و کلیدی آنها این است که دل آنها در اثر عوامل محیطی به سوی تبعیت از مدل زندگی آمریکایی، پیش می رود و هر چه از آن دریافت کنند، با چشم بسته می پذیرند.


    ویرایش توسط tazkie : ۱۳۹۵/۰۳/۱۶ در ساعت ۱۲:۵۶

    ما آزموده‌ایم در این شهر بخت خویش, بیرون کشید باید از این ورطه رخت خویش.

  12. #7

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۲
    علاقه
    ثقلین
    نوشته
    990
    حضور
    22 روز 20 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2214



    نقل قول نوشته اصلی توسط tazkie نمایش پست ها
    وقتی این خانم در مقدمات حجاب مشکل دارد، با امر به حجاب، می توانیم تأثیر خاصی بر او بگذاریم؟
    با سلام

    کسي که در مسأله​اي مشکل دارد اگر عاقل باشد خودش در پي حلّ مشکلش مي​رود، الآن عصر ارتباطات و اطّلاعات است عصر حجر که نيست کسي ادّعاي استضعاف فکري کند،

    لذا ادّعاي استضعاف فکري از هيچ کس پذيرفته نيست به ويژه در عصر حاضر.

    إِنَّ الَّذِينَ تَوَفَّاهُمُ الْمَلاَئِكَةُ ظَالِمِي أَنْفُسِهِمْ قَالُوا فِيمَ كُنْتُمْ قَالُوا كُنَّا مُسْتَضْعَفِينَ فِي الْأَرْضِ قَالُوا أَ لَمْ تَكُنْ أَرْضُ اللَّهِ وَاسِعَةً فَتُهَاجِرُوا فِيهَا فَأُولٰئِكَ مَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ وَ سَاءَتْ مَصِيراً (نساء : 97)


    نقل قول نوشته اصلی توسط tazkie نمایش پست ها
    مثل اینکه این احکام مربوط به 1400 سال پیش است، یا قرآن که نگفته حجاب دقیقاً چطوری باشد و من به حدیثها اعتماد ندارم
    کسي که قرآن شناس و حديث شناس باشد اين ادّعاها از او سر نمي‌زند و کسي هم که قرآن شناس و حديث شناس نباشد به حکم عقلائي، به يک قرآن شناس و حديث شناس رجوع مي​کند.

    نقل قول نوشته اصلی توسط tazkie نمایش پست ها
    به نگر من باید به تقسیمبندی شما یک بند اضافه بشود، که اتفاقاً بسیاری از، و به نظر من اکثریتِ قشر غیرمذهبی در آن جای می گیرند: این افراد اینطور نیست که به کلی ندانند، و نه به راستی اسیر جهل مرکب هستند(حداقل در حوزۀ تمثیلی که شما برای جهل مرکب ارائه فرمودید)، و نه گرفتار تسامح و تساهل هستند، بلکه مشکل اصلی و کلیدی آنها این است که دل آنها در اثر عوامل محیطی به سوی تبعیت از مدل زندگی آمریکایی، پیش می رود و هر چه از آن دریافت کنند، با چشم بسته می پذیرند.
    اينکه دل کسي متمايل به زندگي غربي باشد منشأش همان تسامح يا بي​اعتنائي نسبت به اوامر الهي است که تابع هواي نفسش مي​شود. شقّ ديگري ندارد.


  13. #8

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    1,850
    حضور
    25 روز 13 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    4427



    نقل قول نوشته اصلی توسط tazkie نمایش پست ها
    نخست اینکه تأثیرات محیطی بر جامعه بسیار جدی است. مثلاً استیلای مغول و برتری بی چون و چرای آنها بر ایران، باعث می شود چهرۀ زیبا، از دید بسیاری همان چهرۀ مغولی باشد. این مسئله را در آثار نقاشی ایرانیان از آغاز دوران مغول تا عصر صفویه شاهدیم!! امروزه هم که عصر غربزدگی است، اگر نقاشی بخواهد چهره ای زیبا از یک ایرانی بکشد، سعی می کند چشمانی رنگین و موهای خرمایی یا حتی بور برایش بکشد! به طور مشابه، سبک زندگی آمریکایی نیز بر مردم سلطه دارد، شما به بیشتر تیپهای آقایان در سطح جامعه نگاه کنید! به غیر از قشر روحانیت و برخی اقشار در شهرستانها که لباس محلی می پوشند، در سایر اقشار تمام تیپهای مورد استفاده، از غرب اقتباس می شود! لباس سنگین کت و شلوار است و لباس اسپرت هم به تبع آنها...! آیا کفش برتری ویژه و خاصی بر گیوه دارد؟ ولی کمتر کسی روی آن را دارد که در شهرهای ما، به غیر از برخی شهرستانها و مناطق روستایی، گیوه به پا کند! این بر زندگی دینی افراد نیز سایه افکنده، یعنی حتی دین را نیز از زاویۀ نگاه و سبک زندگی که از غرب سراغ دارند، می نگرند و این گذشته از قشر غیرمذهبی حتی در بین مذهبیها هم تا حدودی رسوخ یافته.
    با سلام خدمت شما
    یک موضوع مهمی در بحث های فرهنگ دینی هست و من جمله بحث امر به معروف و نهی از منکر و آن این که ما در کجای کار ایستاده ایم آیا توانایی حل همه مشکلات را داریم یعنی می توانیم آن فرهنگی که 50 یا 60 سال یا بیشتر دارد در این کشور ریشه می دواند را مداوا کنیم یا می توانیم فرهنگ غلط غالب بر جامعه را اصلاح کنیم و یا ... اصلا در چه مقامی هستیم در مقام کمیسیون فرهنگی مجلس و یا انقلاب فرهنگی و یا نه یک فرد از افراد این جامعه هستیم که می خواهیم در حد وسع خودمان امر به معروف و نهی از منکر کنیم.
    بدون شک در هر زمانی یک سری شرایط محیطی بر افراد تاثیر می گذارد اگر بخواهیم اول همه آنها درست شود و بعد امر به معروف و نهی از منکر کنیم هیچ وقت نباید این امر به معروف کنیم چون همیشه عوامل محیطی دخالت داشته و دارند و خواهند داشت یک زمان این عوامل محیطی کمرنگ تر و گاهی پر رنگ تر اند .
    و اگر بخواهیم همه عوامل محیطی را حل کنیم و بعد امر به معروف نماییم باید هیچ اختلاف فرهنگی و مذهبی در خانواده ها را بر نتابیم چه این که هر خانواده ای برای خود یک سری فرهنگ ها و داشته های مذهبی دارند.
    امر به معروف و نهی از منکر در حیطه واجبات است که کف داشته های فرهنگی و مذهبی یک خانواده مسلمان است و اینقدر ما امر به معروف نکرده ایم که این کف کار هم فراموش شده است.


    نقل قول نوشته اصلی توسط tazkie نمایش پست ها
    اکثر مردم خداباور دنیا، پاسخی عقلی به اینکه «اگر همه چیز را خدا آفریده، پس خدا را چه کسی آفریده؟» ندارند
    بزرگوار این که از اولیات دانسته های مذهبی استبه نظرم اکثرا می دانند


    نقل قول نوشته اصلی توسط tazkie نمایش پست ها
    ولی دلایل چندان معقولی نمی آورد،
    خب هر کس در اندازه خودش دیگر.
    نقل قول نوشته اصلی توسط tazkie نمایش پست ها
    این است که به نگر من باید به تقسیمبندی شما یک بند اضافه بشود، که اتفاقاً بسیاری از، و به نظر من اکثریتِ قشر غیرمذهبی در آن جای می گیرند: این افراد اینطور نیست که به کلی ندانند، و نه به راستی اسیر جهل مرکب هستند(حداقل در حوزۀ تمثیلی که شما برای جهل مرکب ارائه فرمودید)، و نه گرفتار تسامح و تساهل هستند، بلکه مشکل اصلی و کلیدی آنها این است که دل آنها در اثر عوامل محیطی به سوی تبعیت از مدل زندگی آمریکایی، پیش می رود و هر چه از آن دریافت کنند، با چشم بسته می پذیرند.
    همه این ها که گفتید مساله جدیدی نیست که امروزه پیش آمده باشد
    حتی در آن قسمت غیر تحقیقی بودن عقاید اکثر مسلمان ها. مگر در زمان قدیم خیلی استدلالی رفتار می کردند که حالا کمرنگ شده است در طول زمان ها همین گونه بوده است.
    حتی همان زمان که اسلام قانون امر به معروف و نهی از منکر را وضع کرد عوامل محیطی شدیدی بر جامعه حاکم بود و این دستور برای زمان خاصی که نبوده برای امروز ما با این همه عوامل محیطی نیز هست.
    به نظر می رسد باید یک واکاوی روانشناسانه روی امر به معروف و نهی از منکر انجام شود تا ببینیم این تذکر لسانی چه تاثیری روی افرادی با این همه عوامل محیطی دارد.


  14. صلوات


  15. #9
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۲
    نوشته
    882
    حضور
    20 روز 18 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    1
    گالری
    17
    صلوات
    2369



    سلام علیکم و رحمة الله.

    نقل قول نوشته اصلی توسط شعیب نمایش پست ها

    با سلام خدمت شما
    یک موضوع مهمی در بحث های فرهنگ دینی هست و من جمله بحث امر به معروف و نهی از منکر و آن این که ما در کجای کار ایستاده ایم آیا توانایی حل همه مشکلات را داریم یعنی می توانیم آن فرهنگی که 50 یا 60 سال یا بیشتر دارد در این کشور ریشه می دواند را مداوا کنیم یا می توانیم فرهنگ غلط غالب بر جامعه را اصلاح کنیم و یا ... اصلا در چه مقامی هستیم در مقام کمیسیون فرهنگی مجلس و یا انقلاب فرهنگی و یا نه یک فرد از افراد این جامعه هستیم که می خواهیم در حد وسع خودمان امر به معروف و نهی از منکر کنیم.
    بدون شک در هر زمانی یک سری شرایط محیطی بر افراد تاثیر می گذارد اگر بخواهیم اول همه آنها درست شود و بعد امر به معروف و نهی از منکر کنیم هیچ وقت نباید این امر به معروف کنیم چون همیشه عوامل محیطی دخالت داشته و دارند و خواهند داشت یک زمان این عوامل محیطی کمرنگ تر و گاهی پر رنگ تر اند .
    و اگر بخواهیم همه عوامل محیطی را حل کنیم و بعد امر به معروف نماییم باید هیچ اختلاف فرهنگی و مذهبی در خانواده ها را بر نتابیم چه این که هر خانواده ای برای خود یک سری فرهنگ ها و داشته های مذهبی دارند.
    امر به معروف و نهی از منکر در حیطه واجبات است که کف داشته های فرهنگی و مذهبی یک خانواده مسلمان است و اینقدر ما امر به معروف نکرده ایم که این کف کار هم فراموش شده است.


    کارشناس گرانقدر، بنده از عمل به امر به معروف صحبت نمی کنم. استراتژی را نباید با عمل خلط کرد. من نمی گویم واجب الهی را انجام ندهیم. بحث بر سر تأثیر است. بحث این است که در شرایط محیطی فعلی، سرعت رشد سکولاریسم خیلی بیشتر از سرعت رشد دینگرایی است، و این را هر کس در این مملکت زندگی کند، به خوبی می فهمد. حال ترک امر به معروف و نهی از منکر که سرعت رشد سکولاریسم را به صورت چشمگیر بالا می برد.

    ضمن اینکه مسئله فقط ناتوی فرهنگی غرب نیست، بلکه نهادهای فرهنگی و دینی خودمان هم بی مشکل نیستند.



    نقل قول نوشته اصلی توسط شعیب نمایش پست ها

    بزرگوار این که از اولیات دانسته های مذهبی استبه نظرم اکثرا می دانند

    منظورم اینکه خدا علتی ندارد نیست، منظور چطور توضیح دادن این مسئله است. وقتی علیت در ذهن این افراد به صورت «هر چیزی علتی دارد» طرح می شود، برای خدا چگونه می توانند توضیح بدهند که علتی ندارد؟ خب اکثر مردم، سعی می کنند زیاد به خدا فکر نکنند، و فقط خداباور باشند. البته عرض می کنم که این مشکل را افراد غیرمذهبی هم زیاد دارند، خیلی جاها جوابی ندارند به ما بدهند، ولی سعی می کنند سخن ما فکر نکنند!



    نقل قول نوشته اصلی توسط شعیب نمایش پست ها

    خب هر کس در اندازه خودش دیگر.
    اگر هر موضوع بر سر «هر کس به اندازۀ خودش مسئله را می فهمد» بود، خب بله فرمایش شما وارد بود، ولی موضوع بر سر «نفهمیدن مسئله و به فراموشی سپردنِ شبهه» است. یعنی نمی گویم مسئله را به صورت ضعیفی حل می کنند، بلکه می گویم صورت مسئله را پاک می کنند.

    نقل قول نوشته اصلی توسط شعیب نمایش پست ها

    همه این ها که گفتید مساله جدیدی نیست که امروزه پیش آمده باشد
    حتی در آن قسمت غیر تحقیقی بودن عقاید اکثر مسلمان ها. مگر در زمان قدیم خیلی استدلالی رفتار می کردند که حالا کمرنگ شده است در طول زمان ها همین گونه بوده است.
    حتی همان زمان که اسلام قانون امر به معروف و نهی از منکر را وضع کرد عوامل محیطی شدیدی بر جامعه حاکم بود و این دستور برای زمان خاصی که نبوده برای امروز ما با این همه عوامل محیطی نیز هست.
    به نظر می رسد باید یک واکاوی روانشناسانه روی امر به معروف و نهی از منکر انجام شود تا ببینیم این تذکر لسانی چه تاثیری روی افرادی با این همه عوامل محیطی دارد.
    بله عوامل محیطی همیشه هست، ولی به نظر من عوامل محیطی امروزه آنقدر قوی هستند که خیلی از جوانها به مرحلۀ شناختِ دقیق معروف و منکر و انتخاب از بین آنها نمی رسند. زیرا دو نظام به صورت همزمان در ذهن خیلیها جا یافته که معروف و منکرشان با هم تداخل دارد: یکی اسلام و دیگری فرهنگ غرب[یا برداشت آنها از آن]

    با سپاس

    ما آزموده‌ایم در این شهر بخت خویش, بیرون کشید باید از این ورطه رخت خویش.

  16. #10

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    1,850
    حضور
    25 روز 13 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    4427



    نقل قول نوشته اصلی توسط tazkie نمایش پست ها
    کارشناس گرانقدر، بنده از عمل به امر به معروف صحبت نمی کنم. استراتژی را نباید با عمل خلط کرد. من نمی گویم واجب الهی را انجام ندهیم. بحث بر سر تأثیر است.
    با سلام
    ایدئو لوژی بر گرفته از جهان بینی است و عمل بر پایه استراتژی استوار است . اگر شما گفتید در این زمان امر به معروف تاثیر ندارد (ایدئولوژی) باید بپذیرید نباید امر به معروف کنیم (عمل) چرا که یکی از شرایط امر به معروف تاثیر گذاری است (با رفتن شرط مشروط هم می رود)


    نقل قول نوشته اصلی توسط tazkie نمایش پست ها
    بحث این است که در شرایط محیطی فعلی، سرعت رشد سکولاریسم خیلی بیشتر از سرعت رشد دینگرایی است
    حتما زمان قبل از انقلاب و رشد کمونیست را به یاد ندارید آنقدر این جهش سریع صورت می گرفت که برخی ایران را کشور هدف برای پایگاه بعدی کمونیست در جهان معرفی می کردند . خیلی از جوان های گرفتار شدند اما امر به معروف جایگاه خود را از دست نداد. البته اقدامات علمی بزرگانی مثل علامه طباطبایی و علامه شهید مطهری را نیز در راستای همین امر به معروف دانست.


    نقل قول نوشته اصلی توسط tazkie نمایش پست ها
    منظورم اینکه خدا علتی ندارد نیست، منظور چطور توضیح دادن این مسئله است. وقتی علیت در ذهن این افراد به صورت «هر چیزی علتی دارد» طرح می شود، برای خدا چگونه می توانند توضیح بدهند که علتی ندارد؟ خب اکثر مردم، سعی می کنند زیاد به خدا فکر نکنند، و فقط خداباور باشند. البته عرض می کنم که این مشکل را افراد غیرمذهبی هم زیاد دارند، خیلی جاها جوابی ندارند به ما بدهند، ولی سعی می کنند سخن ما فکر نکنند!
    به نظرم مساله خیلی بزرگی نباشد مردمی که به یکباره با مفهومی مثل یارانه ها آشنا می شوند و کوچک و بزرگ از آن سر در می آورند چگونه نتوان به آنها این معنا را فهماند که هر معلولی(ممکنی) نیاز به علت دارد و خدا معلول نیست و بلکه وجودش از خودش است.


    نقل قول نوشته اصلی توسط tazkie نمایش پست ها
    بله عوامل محیطی همیشه هست، ولی به نظر من عوامل محیطی امروزه آنقدر قوی هستند که خیلی از جوانها به مرحلۀ شناختِ دقیق معروف و منکر و انتخاب از بین آنها نمی رسند. زیرا دو نظام به صورت همزمان در ذهن خیلیها جا یافته که معروف و منکرشان با هم تداخل دارد: یکی اسلام و دیگری فرهنگ غرب[یا برداشت آنها از آن]
    هر چقدر عوامل محیطی قوی شده باشد ابزار شناخت هم قوی شده است این همه ابزار و رسانه ها برای شناخت حقیقت زیاد است که اگر واقعا بخواهد می تواند به آن دست یابد.

  17. صلوات


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع رو مطالعه کرده اند از ۱۳۹۵/۰۶/۲۲, ۱۸:۴۵ : 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود