صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: دل بستن به خدا

  1. #1

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۳
    علاقه
    متافيزيك
    نوشته
    2,145
    حضور
    59 روز 9 ساعت 57 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2752

    اشاره دل بستن به خدا




    سلام
    دل بستن به خدا و تعلق نداشتن به غیر خدا چگونه ممکن است؟
    با توجه به اینکه که خدا به تصور و اندیشه نیاید و هرچه را که ما دوست داریم در حوزه تصورات است و لاغیر
    ویرایش توسط همای رحمت : ۱۳۹۵/۰۷/۲۷ در ساعت ۰۹:۵۴

  2. صلوات ها 5


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,569
    حضور
    175 روز 16 ساعت 21 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58358



    با نام و یاد دوست







    دل بستن به خدا








    کارشناس بحث: استاد اویس

  5. صلوات ها 2


  6. #3

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    دانش
    نوشته
    3,184
    حضور
    55 روز 23 ساعت 55 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    42
    صلوات
    30928



    با عرض سلام خدمت شما برادر محترم

    کمال انقطاع الی الله و قطع نظر از ماسوی الله در گرو معرفت توحیدی سالک الی الله است. هر چقدر بینش توحیدی انسان بیشتر گردد به همان وزان قلبا و روحا انقطاع الی الله یافته و از همه ماسوی الله چشم می بندد. اگر چشم حق بین سالک الی الله به وجه وجودی نظام خلقت باشد هر چه می بیند کمال می بیند و قصور و نقائص را از دامن حیقت وجود منزه داشته، آنها را به جنبه حدی و خلقی ممکنات سرایت می دهد، آنجاست که دولت کریمه دعای ماثور «اِلهی بِیَدِکَ لا بِیَدِ غَیرِکَ زِیادَتیَ وَ نَقصی وَ نَفَعی وَضُرّی» برایش جلوه گر می شود و به ملک جاودان «اِلهی هَب لی کَمالَ الاِنقِطاعِ اِلَیکَ وَ اَنِر اَبصارَ قُلُوبِنا بِضِیاءِ نَظَرِها اِلَیکَ» نائل می شود.

    تذکر این نکته مهم است که موحد حقیقی کسی نیست که اندیشه اش از تصور خداوند پر باشد چرا که خدای نامحدود هرگز در قوالب اذهان محدود نمی گنجد. آنچه موحد حقیقی درصدد نیل بدان است نه تصور ذهنی و اندیشه عقلانی به خداست بلکه وی خواهان معرفتی است که از عقل به جانب قلب سرایت نموده و علم حصولی را به علم حضوری ارتقا بخشد.

    اگر معرفت انسان به خداوند، از مرتبه مفاهیم و ذهنیات فراتر رفته و با حضور و مراقبت بیشتر، شهودی گردد موطن این ادراک مرتبه قلب انسان خواهد بود که فوق مرتبه عقل بوده و از رتبه فوق تجرد برخوردار می باشد و بدان جا میر سد که حق سبحانه و تعالی در حدیث قدسی فرمود: «لَا یَسَعُنِي أرْضِي وَلا سَمائِي وَلکِن یَسَعُنِي قَلْبُ عَبْدِيَ الْمُؤْمِنِ».



  7. صلوات ها 5


  8. #4

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۴
    علاقه
    اهل البيت عليهم السلام،فلسفه،عرفان،ادبيات،فيزيك،مطالعه
    نوشته
    4,992
    حضور
    133 روز 12 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    3
    صلوات
    21829



    بسمه الوهاب

    نقل قول نوشته اصلی توسط اویس نمایش پست ها
    بلکه وی خواهان معرفتی است که از عقل به جانب قلب سرایت نموده و علم حصولی را به علم حضوری ارتقا بخشد.
    عرض سلام و ادب و تشکر از توضیحات خوب حضرتعالی

    مقصود از عقل در جمله ی فوق چیست؟


    الهی هب لی کمال الانقطاع الیک

    و أنر ابصار قلوبنا بضیاء نظرها الیک




  9. صلوات ها 4


  10. #5

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    دانش
    نوشته
    3,184
    حضور
    55 روز 23 ساعت 55 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    42
    صلوات
    30928



    با سلام خدمت شما خواهر ارجمند و با سپاس از دقت نظرتان
    مراد از عقل در جمله مذکور قوه ای است که به ادراک کلیات مفهومی و ذهنی بسنده نموده و همه مدرکات را در با سبقه حدی ثبت و ضبط می کند.



  11. صلوات ها 5


  12. #6

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۴
    علاقه
    اهل البيت عليهم السلام،فلسفه،عرفان،ادبيات،فيزيك،مطالعه
    نوشته
    4,992
    حضور
    133 روز 12 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    3
    صلوات
    21829



    بسمه السبحان

    نقل قول نوشته اصلی توسط اویس نمایش پست ها
    اگر معرفت انسان به خداوند، از مرتبه مفاهیم و ذهنیات فراتر رفته
    عرض سلام و ادب

    ابتدا از حضرتعالی به خاطر مطالب خوبتان تشکر می کنم و سپس:

    در قسمت نقل قول شده فرمودید "معرفت به خداوند" و آن را به مفاهیم ذهنی

    پیوند فرمودید،آیا همین علومی که ما می خوانیم،مثل مطالب همین تاپیک و یا

    کتب توحیدی و .....،معرفة الله محسوب می گردد؟

    آیا علوم حصولی حتی علوم اصطلاحی مثل عرفان و فلسفه،حتی در بخش

    اثبات توحید و غیره همان معرفت نظری نسبت به خداست؟ همان توحید نظری است؟

    یا توحید نظری و یا معرفت نظری در واقع تحصیل اندیشه و جهان بینی توحیدی در سایه ی

    تهذیب قوه ی خیال و اشتغال به تفکرات عمیق در معارف الهیه و تعقل و تفقه است؟

    با سپاس


    الهی هب لی کمال الانقطاع الیک

    و أنر ابصار قلوبنا بضیاء نظرها الیک




  13. صلوات ها 4


  14. #7

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    دانش
    نوشته
    3,184
    حضور
    55 روز 23 ساعت 55 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    42
    صلوات
    30928



    نقل قول نوشته اصلی توسط حبیبه نمایش پست ها
    عرض سلام و ادب

    ابتدا از حضرتعالی به خاطر مطالب خوبتان تشکر می کنم و سپس:

    در قسمت نقل قول شده فرمودید "معرفت به خداوند" و آن را به مفاهیم ذهنی

    پیوند فرمودید،آیا همین علومی که ما می خوانیم،مثل مطالب همین تاپیک و یا

    کتب توحیدی و .....،معرفة الله محسوب می گردد؟

    آیا علوم حصولی حتی علوم اصطلاحی مثل عرفان و فلسفه،حتی در بخش

    اثبات توحید و غیره همان معرفت نظری نسبت به خداست؟ همان توحید نظری است؟

    یا توحید نظری و یا معرفت نظری در واقع تحصیل اندیشه و جهان بینی توحیدی در سایه ی

    تهذیب قوه ی خیال و اشتغال به تفکرات عمیق در معارف الهیه و تعقل و تفقه است؟

    با سپاس
    بسمه البصیر
    با سلام خدمت شما خواهر گرامی و با تشکر بخاطر اندیشه ای که در مباحث دارید.
    تمامی آنچه را که ما در این تاپیک و یا تاپیکهای مشابه مانند دروس معرفت نفس می خوانیم و نیز همه دانشی که بواسطه مطالعه کتب توحیدی کسب می کنیم معرفت نظری و جهان بینی حصولی توحیدی است. یعنی هر قدمی که ما برای فهم و ادراک کتاب نفسانی خود و جهان پیرامونمان در محدوده الفاظ و مفاهیم برداریم جزو معرفت نظری و حصولی به شمار می رود که البته در این عرصه هر چقدر قوه خیال تطهیریافته تر باشد اشتغال به تفکرات عمیق در معارف الهیه و تعقل و تفقه مستحکم تر و معرفت حصولی قویتر خواهد بود.
    قدمگاه معرفت شهودی نیز از آنجایی آغاز می گردد که شخص اولا به دستور العمل تفکر سحرگاهی از سنخ خروج از عادات پرداخته و ثانیا با دستور العمل انسان ساز قرآن کریم به تهذیب نفس و طهارت ظاهر و باطن و حضور و مراقبت تامه اشتغال یابد.




  15. صلوات ها 3


  16. #8

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۴
    علاقه
    اهل البيت عليهم السلام،فلسفه،عرفان،ادبيات،فيزيك،مطالعه
    نوشته
    4,992
    حضور
    133 روز 12 ساعت 49 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    3
    صلوات
    21829



    بسمه الشکور

    نقل قول نوشته اصلی توسط اویس نمایش پست ها
    قدمگاه معرفت شهودی نیز از آنجایی آغاز می گردد که شخص اولا به دستور العمل تفکر سحرگاهی از سنخ خروج از عادات پرداخته
    عرض سلام و ادب،همینطور آرزوی قبولی طاعات و عبادات

    مقصود از تفکری از سنخ خروج از عادات چیست؟

    با تشکر از مطالب راگشا و امید دهنده ی حضرتعالی


    الهی هب لی کمال الانقطاع الیک

    و أنر ابصار قلوبنا بضیاء نظرها الیک




  17. صلوات ها 3


  18. #9

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    دانش
    نوشته
    3,184
    حضور
    55 روز 23 ساعت 55 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    42
    صلوات
    30928



    نقل قول نوشته اصلی توسط حبیبه نمایش پست ها
    عرض سلام و ادب،همینطور آرزوی قبولی طاعات و عبادات

    مقصود از تفکری از سنخ خروج از عادات چیست؟

    با تشکر از مطالب راگشا و امید دهنده ی حضرتعالی
    و همچنین با آرزوی قبولی طاعات و عبادات برای شما
    مراد از تفکر سحرگاهی از سنخ خروج از عادات، تفکری ورای اندیشه های متعارف روزانه ما برای کسب مفاهیم و کلیات است.
    این تفکر خاص که مورد اشاره حقیر قرار گرفت دستور العملی ویژه مشاهده اسرار و حقایق عالم است و آن بدین ترتیب است که شخص محیطی خلوت و بدون مزاحمت را در دل تاریکی شب برگزیند.
    یعنی ساعتی از شب را که هیچ سر و صدایی وی را مشغول نمی کند و کسی از حالش خبردار نمی شود در گوشه تنهایی خود بنشیند. و آن هنگامی باشد که از جهت مزاجی در اعتدال کامل بوده و مقداری استراحت نموده و خسته و نیازمند به خواب نبوده باشد، به طوری که نه خیلی سیر باشد که پری شکم وی را به خود مشغول سازد و نه گرسنگی او را از توجه به وحدت باز دارد، خلاصه باید تمامی اسباب راحتی جسم و روان در آن ساعت فراهم گردد حتی گرما یا سرما مانع از توجه انسان به عالم معقولات می شود .
    ادامه دارد...



  19. صلوات ها 2


  20. #10

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    دانش
    نوشته
    3,184
    حضور
    55 روز 23 ساعت 55 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    42
    صلوات
    30928



    به تعبیر جناب بوعلی سینا در فصل اوّل نمط سوم كتاب اشاراتش و نیز در آخر فصل نخستين مقاله نخستين فن ششم کتاب شفا؛ «خويشتن را چنين پندار كه: تمام اندام تندرست و خردمند، چشمها بسته و انگشتان گشاده، دستها و پاها باز و دور از بدن و از يكديگر، در هوايى كه اندازه گرمى آن با گرمى تنت برابر، در فضايى آرام و خاموش كه نه به چيزى وابستهاى و نه بر چيزى ايستاده، به يكبارگى آفريده شدى، و در آنگاه تنها به بود خودت آگاهى و جز آن از همه چيز ناآگاه.»
    وقتی انسان در چنین حالتی قرار گرفت باید تمامی محفوظات و اندوخته های ذهنی خود را به فراموشی سپرده و اینچنین گمارد که یکباره به همین قامت آفریده شده است آنگاه با نگاه به اندام و حالات خود این سوالات را از خود بپرسد:

    من كيستم؟ من كجا بودم؟ من كجا هستم؟ من به كجا مى روم؟ چرا آمده ام؟ چرا گاهی شاد و گاهى ناشادم، چرا از أمرى خندان و از امري ديگر گريانم؛ شادی چيست؟ اندوه چيست؟ خنده چيست؟ گريه چيست؟می بينم، می شنوم، حرف میزنم، حفظ می كنم، ياد می گيرم، فراموش می شود، ضبط می شود، احساسات گوناگون دارم، ادراكات گوناگون دارم، می بويم، می جويم، می پويم، ردّ می كنم، طلب می كنم؛ اينها چيست؟ چرا اين حالات به من دست می دهد، از كجا می آيد؟ و چرا می آيد؟ چرا خوابم می آيد خواب چيست؟ تشنه میشوم آب میخواهم تشنگی چيست آب چيست؟ خواب مى بينم خواب ديدن چيست؟ بيدار مى شوم بيدارى چيست؟ چرا بيدار میشوم؟ چرا خوابم میآيد؟ و و و
    سوالاتی از این دست موجب خروج از عادات و ترک موانسات می شود و اگر این دستورالعمل به طور دائم مورد اهتمام سالک قرار گیرد به تدریج ابواب بسیاری از حقایق را به شرط رعایت طهارت و پاکی خواهد گشود.



  21. صلوات ها 3


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 1

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود