صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: بررسی و نقد نظریه رویاها

  1. #1

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۲
    نوشته
    2,557
    حضور
    38 روز 4 ساعت 47 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    4367

    اشاره بررسی و نقد نظریه رویاها




    با سلام
    اخیرا نظریه ای بنام نظریه رویاها توسط دکتر سروش در باب شناسایی وحی مطرح شده است.
    این نظریه چه می گوید؟
    این نظریه تا چه حد با آموزه های دینی مطابقت دارد ؟

    ویرایش توسط سیده راضیه : ۱۳۹۵/۰۵/۲۸ در ساعت ۱۴:۵۵
    این قرن ، قرن اسلام است
    امام خامنه ای



  2. صلوات ها 7


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,515
    حضور
    174 روز 17 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58295



    با نام و یاد دوست







    بررسی و نقد نظریه رویاها








    کارشناس بحث: استاد مشکور
    ویرایش توسط مدیر ارجاع سوالات : ۱۳۹۵/۰۳/۱۰ در ساعت ۱۰:۵۶

  5. صلوات ها 5


  6. #3

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۳
    علاقه
    مطالعه و تحقیق و پاسخگویی
    نوشته
    1,509
    حضور
    33 روز 23 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    4010



    نقل قول نوشته اصلی توسط محی الدین نمایش پست ها
    با سلام
    اخیرا نظریه ای بنام نظریه رویاها توسط دکتر سروش در باب شناسایی وحی مطرح شده است.
    این نظریه چه می گوید؟
    این نظریه تا چه حد با آموزه های دینی مطابقت دارد ؟
    سلام و ادب

    در پاسخ به سؤال کاربر عزیز جناب محی الدین ابتدا به اجمال، آخرین نظریه آقای دکتر سروش را بیان کرده و سپس یک پاسخ اجمالی و کلی ارائه می کنیم و سپس در پست های بعدی ضمن پیگیری و بررسی نقطه نظرات کاربران عزیز، کمی جزئی تر به نقد و بررسی ابعاد ادعای «محمد راوی رؤیاهای رسولانه» خواهیم پرداخت: گفتنی است: نسبت به ادعای اخیر آقای سروش نقدهای متعددی توسط اندیشمندان و متفکران اسلامی صورت گرفته که در خلال بحث به آنها نیز نیم نگاهی خواهیم داشت.

    آقای سروش در آخرین نظریه خویش، قرآن را روایت محمد از رؤیاهای خود دانسته‌اند. براساس نظر ایشان: «زبان قرآن، زبانِ بیداری نیست، بلکه زبانِ خواب و رمزآلود است و البته زبانی عرفی و بشری است»، «چنان نیست‌که محمد(ص)، مخاطب آواهایی قرار گرفته باشد و در گوش باطنش سخنانی را خوانده باشند و فرمان به ابلاغ آن داده باشند، بل محمّد(ص) روایتگر تجارب و ناظر مناظری است که خود دیده است و فرقی است عظیم میان ناظر راوی و مخاطب خبر. به او نگفته‌اند برو و به مردم بگو خدا یکی است»، « به او نگفته‌اند برو و به مردم بگو که رستاخیزی هست و میزانی و دوزخی و بوستانی و حشر خلایق و نشر کتب، بل وی بنفسه و بعینه، ناظر و راوی آن مناظر بوده است»، «محمد راوی رؤیاهای رسولانه است»، «در زبان رؤیا، مَجاز و کنایه راه ندارد، یعنی الفاظ بر غیر معانی حقیقی‌شان حمل نمی‌شوند گرچه برای فهمیدنشان، به کتاب لغت مراجعه نمی‌توان کرد، بلکه باید از شیوۀ خوابگزاری بهره جست»، «رفتن از تفسیر به تعبیر، مستلزم یک شیفت پارادایمی و یک تغییر الگوی بنیادی است».

    نقد و بررسی: تبیین دکتر سروش از ادعای «محمد راوی رؤیاهای رسولانه» در سطح مفهومی بسیار مبهم و غیر شفاف است و مشخص نیست در این گزاره، مفاهیم «رؤیا»، «روایت‌گری» و «رسالت» دقیقاً با چه تعاریفی به کار رفته است. در این گزاره رؤیا بر کدام مبانی فلسفی و هستی‌شناختی استوار است، روایت‌گری پیامبر در غیر امور شگفت‌انگیز و امور ناظر بر وقایع و حوادث تاریخی همپای وحی چگونه توجیه می شود، رسالت با کدام تعریف با «رؤیاپنداری وحی» سازگار می‌افتد. بعلاوه ذکر نمونه‌هایی از حوادث شگفت‌انگیز و خارق عادت در قرآن و بیان ناتوانی نظریات رقیب در تبیین این امور، مهم‌ترین و بلکه تنها دلیل قابل توجه در اثبات این ادعاست که ظرف تحقق این امور جز خواب و رؤیا نمی‌تواند باشد. اما چنین نتیجه‌ای اعم از مقدمه است، زیرا نه وجود امور شگفت‌انگیز و خارق عادت بالضروره دلالتی بر پیروی قرآن از منطق خواب دارد و نه ناتوانی نظریات رقیب - بر فرض صحت-، دلیلی بر اثبات یک ادعا محسوب می‌شود.

    همچنین؛ ادعای «رؤیاپنداری قرآن» با حقایق و واقعیات تاریخی و سیره‌ی پیامبر و تعامل مخاطبان وحی با قرآن آشکارا ناسازگار است. پیامبر(ص) هرگز مدعی نشد آن چه به او وحی می شود رؤیاهای اوست. هرگز نگفت به جای تأمل در معانی الفاظ وحی به خوابگزاری و تعبیر آن بپردازید، این گونه نبود که آیات قرآن همواره در حالت خواب یا استراحت بر پیامبر نازل شود.

    وانگهی؛ واژه‌های «وحی» و «رؤیا» در قرآن به معانی کاملاً مختلف به کار رفته‌اند. قرآن مهم‌ترین و بلکه تنها تفاوت پیامبر با انسان‌های دیگر را در وحی می‌داند که به او می‌شود. «قُلْ إِنَّما أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ يُوحى‏ إِلَي‏»(فصلت: ۶) وگرنه پیامبر و دیگران در مشاهده رؤیا تفاوتی با یکدیگر ندارند. البته قرآن از رؤیای پیامبر نیز خبر داده و آن را تصدیق کرده است. از جمله رؤیای پیغمبر درباره گزاردن حج در سال ششم هجری را گزارش می‌کند. بدیهی است آیه‌ی راجع به این رؤیا و نیز تصدیق آن خود مقوله‌ای غیر از رؤیاهای عموم است.

    ناگفته نماند نظریه «رؤیاپنداری قرآن» به صورتی ابطال‌ناپذیر پرداخت شده است. به گونه‌ای که هیچ شاهد نقضی در متن و سیاق قرآن و هیچ واقعیت تاریخی مغایری را نافی خود نمی‌داند. معتقدان به این نظریه باید مشخص کنند در چه صورت و اگر چه اتفاقی رخ دهد،‌ نقض و ابطال ادعای خود را می‌پذیرند. ضمن آنکه قرآن رابطه تنگاتنگی با واقعیات اجتماعی تاریخی دوران نزول دارد. این کتاب همپای وحی و تحولات مسیر دعوت پیامبر نازل شده است. به گونه‌ای که بدون توجه به آن واقعیات و این تحولات، متن قرآن بعضاً پریشان با عباراتی بی‌ارتباط با یکدیگر جلوه می‌کند. نادیده گرفتن این ویژگی و استناد به برخی فرازهای به ظاهر پریشان از متن قرآن برای اثبات رؤیا بودن وعدم تبعیت آن از منطق واقعیت، برهانی سست و عقیم است. نمی‌توان صدها نمونه در تأیید نظم و ارتباط میان آیات قرآن را نادیده گرفت و تنها به دلیل عدم آگاهی، (که در خلال ادعای نظریه گونه سروش موج می زند) از ارتباط چند نمونه از متن قرآن با واقعیات ظرف نزول، به پریشانی متن و رؤیا بودن قرآن حکم کرد. همچنان که در مورد هیچ اثر تاریخی به محض مشاهده پریشانی در فرازهایی از آن، به خوابنامه بودن آن‌حکم نمی‌کنیم و قرآن شأنی کمتر از دیگر متون تاریخی ندارد.

    همچنین؛ قرآن به زبان قوم نازل شده است. زبان عرف عرب معاصر پیامبر، زبانی سرشار از استعاره و مجاز و تشبیه و کنایه بوده است. روشن است که زبان قرآن نمی‌توانسته از این ویژگی‌های زبانی آن عرصه زمانی عاری باشد. لازمه «رؤیاپنداری قرآن» همداستانی با مجسمه و مشبهه درانکار مجاز و استعاره و تشبیه و کنایه در قرآن و در نتیجه انکار تمام لطافت‌ها و زیبایی‌های بیانی و ادیبانه قرآن است. هیچ عرب بیابانگردی از آیه «وَ لا تَجْعَلْ يَدَكَ مَغْلُولَةً إِلى‏ عُنُقِكَ وَ لا تَبْسُطْها كُلَّ الْبَسْطِ فَتَقْعُدَ مَلُوماً مَحْسُوراً»(اسراء:29)(دستانت را به گردنت بسته مدار و نیز بسیار مگشا که اندوهگین و حسرت زده شوی) چنین نفهمید و نمی‌فهمد که پیامبر در عالم رؤیا از بستن دست به دور گردن و باز کردن بیش از حد آن نهی شده است. هیچ اندک آشنای با زبان عرب آیه «مَن كَان َ فِي هَذِه ِ أَعمَي فَهُوَ فِي الا خِرَه ِ أَعمَي وَأَضَل ُّ سَبِيلاً»(اسراء/۷۲.) را روایت رؤیای پیامبر از صحنه کوری کافران در دنیا و آخرت نمی‌فهمید و نمی‌فهمد. حتی بیگانگان با زبان عرب نیز آیه«أُولَئِكَ الَّذِين َ اشتَرَوا الضَّلاَلَه َبِالهُدَي»(بقره/16) را روایت رؤیای پیامبر درصحنه خرید و فروش هدایت و ضلالت ندیدند و نمی‌بینند. و نمونه های بسیار دیگری از این دست ... .

    مستندات قرآنی نظریه «رؤیاپنداری قرآن» ناقص و نارساست. این مستندات و شواهد نه تنها به کار اثبات ادعای مذکور نمی آیند، بلکه جملگی شواهدی در نقض آن به شمار می‌ایند. فقر نظریه «رؤیاپنداری قرآن» از حیث شواهد و مستندات قرآنی موجب شده است برای اثبات این ادعا مطالب ناروا و غلط به قرآن نسبت داده شود،(کاری که جناب سروش در اکثر نظراتشان بدان تمسک می جویند) برداشت‌های تفسیری برخی مفسران و مفاد روایات نامعتبر، مفاد و مضمون آیات قرآن معرفی شود و آیات قرآن، تحریف یا با ترجمه‌مغلوط، مستند این ادعا قرار گیرند.

    آقای سروش در نوشتارهای سه گانه اخیر به مدعای خود مبنی بر رؤیاپنداری قرآن و ضرورت وانهادن تفسیر و تمسک به تعبیر و خوابگزاری در فهم قرآن، ملتزم نبوده و بارها و بارها به دلالت‌های لفظی آیات قرآن استناد کرده‌اند. مقتضای «رؤیاپنداری وحی» نه تنها نفی امکان آگاهی از مفاد وحی، بلکه انکار حجیت تعالیم و آموزه‌های پیامبر و بالاتر از آن امتناع رسالت است. مطابق این ادعا تنها راه ارتباط پیامبران با عالم قدس، رؤیاهایی است که در عالم خواب می‌بینند و از درک معنای آن مطمئن نیستند. بنابراین نه به تعالیم و آموزه‌های آنان اطمینانی هست و نه می‌توانند و حق دارند دیگران را به پذیرش آن چه خود یافته‌اند یا فکر می‌کنند یافته‌اند، ملزم بدانند (برخلاف فلسفه ارسال رسل و انزال کتب) و نه دیگران دلیلی در پیروی از یافته‌های آنان دارند.

    موفق باشید ...

    بنام حضرت دوست بررسی و نقد نظریه رویاها

    هیچ چیز مثل اخلاق، نمی تواند در قلبها نفوذ کرده، دنیایی را گلستان و قلبهایی را با اندیشه و مرام شما همراه سازد.

    با ما همراه باشید در کانال تلگرام: اخلاق الهی

    https://telegram.me/smashkor


  7. صلوات ها 8


  8. #4

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۲
    نوشته
    2,557
    حضور
    38 روز 4 ساعت 47 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    4367



    نقل قول نوشته اصلی توسط مشکور نمایش پست ها
    آقای سروش در نوشتارهای سه گانه اخیر به مدعای خود مبنی بر رؤیاپنداری قرآن و ضرورت وانهادن تفسیر و تمسک به تعبیر و خوابگزاری در فهم قرآن، ملتزم نبوده و بارها و بارها به دلالت‌های لفظی آیات قرآن استناد کرده‌اند. مقتضای «رؤیاپنداری وحی» نه تنها نفی امکان آگاهی از مفاد وحی، بلکه انکار حجیت تعالیم و آموزه‌های پیامبر و بالاتر از آن امتناع رسالت است. مطابق این ادعا تنها راه ارتباط پیامبران با عالم قدس، رؤیاهایی است که در عالم خواب می‌بینند و از درک معنای آن مطمئن نیستند. بنابراین نه به تعالیم و آموزه‌های آنان اطمینانی هست و نه می‌توانند و حق دارند دیگران را به پذیرش آن چه خود یافته‌اند یا فکر می‌کنند یافته‌اند، ملزم بدانند (برخلاف فلسفه ارسال رسل و انزال کتب) و نه دیگران دلیلی در پیروی از یافته‌های آنان دارند.
    سلام
    با تشکر از کارشناس محترم جناب مشکور
    ظاهرا دغدغه اصلی آقای سروش همین زدودن چهره شریعت از وحی قرآنی است. او می خواهد بگوید جنبه های تشریعی قرآن کریم که بیانگر احکام ، اوامر و نواهی است ساخته و پرداخته خود نبی اکرم ص است. آنچه محمد ص دیده حامل پیام آمرانه ای نبوده است بلکه امر و نهی که نظام تشریعی قرآن را تشکیل می دهد برگردانی اینسویی از حقایق آن سویی است. به فرض صحت این ادعا با توجه به مشی فلسفی خود آقای سروش باید گفت آیا قوانین و مقررات بر چیزی جز واقعیتهای هستی متکی اند؟ آیا نهی از آتش جز بخاطر واقعیت سوزندگی آن است ؟ آیا امر به مصرف دارو جز بخاطر اثر درمانی آن است ؟ آیا همه قوانین بشری هم جز بر پایه واقعیتهای است که او به زعم خود یافته است ؟
    این اشکال به بعد تشریعی قرآن و قطع رابطه تشریع با واقعیت بیرونی که ایشان مطرح کرده اند در حقیقت پایه هرنوع قانونگذاری را می زند.
    دومین دغدغه آقای سروش تطبیق وحی با واقعیتهای اینسویی است لذاست که از موضوع خوابگزاری سخن به میان می آورد. او بنوعی می خواهد همان مادیگرایی صرف را تثبیت کند بطوری که هر پدیده ای حتی پدیده های روحی و روانی هم ناچارا به زبان اینسو ترجمه شوند کانه هیچ حقیقت مستقلی از ماده و عالم جسمانیات وجود ندارد. نظرشما چیست؟
    همانطور که شما هم فرمودید ادعای آقای سروش - که تلاشی برای تثبیت اندیشه سکولار در وادی اندیشه دینی است و در صدد محو چهره تشریعی دین و دخالت آن در حیات بشر است - تضادهای آشکاری با بسیاری از تعابیر قرآن کریم دارد. اما به این موارد می توان:
    1. نزول اکثر وحی قرآنی در بیداری
    2. عدم منافات وحی با مشاهده در خواب
    3. وجود ابعاد تشریعی در سایر ادیان آسمانی و عدم اختصاص به وحی قرآنی
    4. عدم ادعای سایر پیامبران در مورد رویا بودن وحی
    5. احاله تفسیر قرآن به خوابگزاری
    ووو
    اضافه نمود.
    حال سوال این است که :
    اولا مبانی فکری و موارد مشابه این نظریه چیست ؟
    ثانیا پاسخ ایشان به موارد اشکال چیست ؟
    با تشکر
    یا علیم

    این قرن ، قرن اسلام است
    امام خامنه ای



  9. صلوات ها 5


  10. #5

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۳
    علاقه
    مطالعه و تحقیق و پاسخگویی
    نوشته
    1,509
    حضور
    33 روز 23 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    4010



    نقل قول نوشته اصلی توسط محی الدین نمایش پست ها
    حال سوال این است که :
    اولا مبانی فکری و موارد مشابه این نظریه چیست ؟
    با تشکر
    یا علیم
    با سلام و تشکر از جناب محی الدین

    مبنای فکری چنین ادعایی از سوی دکتر سروش می تواند منشأ و عوامل مختلفی داشته باشد:

    الف- ماهیت و کیفیت وحی از دیرباز تا کنون همواره مورد توجه عالمان مسلمان بوده است. روایاتی که به موجب آن ها پیامبر(ص) در پاسخ به پرسش صحابه نحوه و کیفیت دریافت وحی را تشریح کرده است(1) دلیل روشنی بر این حقیقت است که سابقه کنجکاوی در باره ماهیت و نحوه نزول وحی به دوران نزول قرآن می‌رسد. با این همه شاید شاه ولی الله دهلوی(2) متفکر و عارف بزرگ مسلمان در شبه قاره هند شاید اولین کسی باشد که میان وحی قرآنی و رؤیا نسبتی برقرار کرده است. دهلوی اگر چه در میان ما ایرانیان چندان شناخته شده نیست، اما او پدر تفکر اسلامی نوین در هند است. متفکران و مصلحان مسلمان سه قرن اخیر نظیر سید احمد خان، محمد اقبال، ابوالاعلی مودودی و خورشید احمد متأثر از افکار او هستند. اقبال او را نخستین مسلمانی می‌داند که ضرورت دمیدن روحی نوین در کالبد اسلام را حس کرد. (3) در ایران نیز به ویژه در دهه‌های اخیر شاهد حضور آراء او هستیم. در نظریات بحث انگیز مطرح شده از سوی نواندیشان طی سالیان اخیر در باره فقه و شریعت و کارکرد و نسبت آن با دین، مقاصد شریعت، ماهیت و امور ذاتی و عرضی دین و به عنوان جدیدترین نمونه مسئله وحی و نسبت قرآن با خداوند، می‌توان رد پای اندیشه‌های او را یافت. شرح افکار دهلوی و نقش و تأثیر آن بر اندیشه دینی معاصر در ایران را به مقاله مستقلی وامی‌گذاریم و در این فرصت تنها به بیان مختصری از عقیده او در باب نسبت وحی و رؤیا اکتفا می‌کنیم.

    از جمله آثار ولی الله دهلوی کتابی کوچک اما بسیار مهم به زبان عربی است تحت عنوان « تأويل الأحاديث في رموز قصص الأنبياء ». او در این کتاب کوشیده است از امور شگفت انگیز و معجزات موجود در قصص انبیاء تفسیری باور پذیر به دست دهد. راهی که دهلوی برای این مقصود برگزیده است توسل به خواب و رؤیاست. به عقیده او تمام قصص قرآن و معجزاتی که در این قصص به پیامبران نسبت داده شده است، نظیر بیرون راندن آدم از بهشت و افکندن ابراهیم در آتش و اژدها شدن عصای موسی . .... از قبیل منامات و رؤیاست. او رؤیا را متعلق به عالم مثال می‌داند و براساس مبانی متافیزیکی خود در باره عالم مثال به عنوان عالمی واقعی و مستقل از ذهن، برای رؤیا واقعیتی در این عالم قائل است.

    رؤیاپنداری وحی قرآنی در نظر دهلوی چنان که گفتیم مبتنی بر نگرش افلاطونی - عرفانی او به عالم مثال است. او مبانی نظری خود درباره عالم مثال را مشروحاً در این کتاب و نیز درمهم‌ترین و مشهورترین کتابش یعنی حجة الله البالغة بیان کرده است. براساس آن چه در کتاب اخیر آمده همه امور پیش از آفرینش در این جهان، درعالم مثال حقیقتی دارند. بنابراین وقتی اشیاء وجود می‌یابند، همان وجود مثالی هستند که تحقق خاص یافته‌اند.(4) رؤیا مربوط به عالم مثال است که فاقد ماده است. بنابراین حقایق در این عالم می‌توانند صوری شگفت انگیز داشته باشند. اما این امور شگفت‌انگیز از جمله رخدادهای اعجاز گونه قصص قرآن، وقتی از عالم مثال به عالم ناسوت تنزل می‌یابند بر روال عادت طبیعت تحقق می‌یابند. با این همه او رؤیا را تنها به آیات معجزات و امور شگفت‌انگیز محدود می‌کند و به مطلق وحی تعمیم نمی‌دهد. به دیگر سخن معتقد است حقیقت مثالی این رخدادها را در عالم به پیامبر نموده‌اند. از این رو آن ها به صورت مثالی خود در قرآن تصویر شده‌اند. وگرنه تحقق آن‌ها در عالم طبیعت، بسان دیگر امور تابع عادات و قوانین طبیعت بوده است.

    با توجه به آشنایی دکتر سروش با آراء و آثار دهلوی می‌توان حدس زد که ایشان ایده «رؤیاپنداری وحی» را از دهلوی الهام گرفته و آن را به مطلق وحی تعمیم داده است. در هر حال دهلوی براساس مشرب افلاطونی – عرفانی خویش و هستی‌شناسی خاصی که دستگاه اندیشه خود را برآن استوار کرده است، می‌تواند وحی را از سنخ رؤیا بداند؛ چه رؤیاها در این دستگاه با اعیان ثابته و به تعبیر دهلوی با ملکوت اعلی و حظیرة القدس نسبتی دارند و صرفاً اموری غیر واقعی و ذهنی یا پنداری تلقی نمی‌شوند. (5).

    ب- منشأ و عامل دیگری که منجر به چنین ادعایی شده، گرایش و تأثیرپذیری ایشان به اندیشه های غربی نظیر محدودانگاشتن قلمرو دین(اعتقاد به دین حداقلی)، تجربه دینی بشری و ... است که عمدتاً ریشه در تفکرات اومانیستی دارند. که در نگاه دین حداقلی، برخى از نويسندگان بر اين عقيده اند كه دين در باب جهان بينى و عقايد و اخلاق و فقه، حداقلى عمل كرده است; نمى توان اثبات كرد كه دين در باره ى ذات و صفات خداوند، حداكثر ممكن را گفته و يا تمام پرسش هاى مربوط به معاد، قيامت، سعادت و شقاوت اخروى را پاسخ داده است; هم چنين احكام اخلاقى نيز اقلى بيان شده است; زيرا بيش تر ارزش هاى بيان شده در دين، ارزش هاى خادم هستند كه تغييرپذير و تابع زندگى بشرند و تنها يك درصد ارزش هاى مخدوم و ثابت در دين يافت مى شود. وضعيت احكام فقهى و حقوقى دينى نيز همين گونه است. (6) در نقد اجمالی این دیدگاه دو نکته حائز اهمیت است: نخست آن كه، بسيارى از نويسندگانى كه به دين اقلّى معتقدند، منابع دين را به قرآن و سنت اختصاص مى دهند; در حالى كه اگر مانند ساير دين پژوهان اسلامى، عقل و اجتهاد را به عنوان منبع دينى معرفى مى كردند، لااقل در عرصه ى عقايد به دين اقلّى قايل نمى شدند. دوّم اين كه، تعيين اقلّى يا اكثرى دين، دقيقاً به اهداف دين بستگى دارد. برخى گمان كرده اند، هدف دين، پاسخ دادن به تمام نيازهاى بشرى است، و چون كتاب و سنت اين هدف را، به طور كامل، تأمين نمى كند، پس دين اسلام حداقلى است. يعنى با يك انتظار حداكثرى از دين اسلام، قلمرو حداقلى را نتيجه گرفته اند; در حالى كه اگر از ابتدا به انتظار اعتدالى معترف مى شدند، قلمرو اعتدالى را نيز استنتاج مى كردند; يعنى اگر هدف دين، تأمين هدايت و سعادت آدمى باشد، دين اسلام تمام وسايل و احكام و معارف مورد نياز آن را معرفى و ارائه كرده است; پس دين اسلام حداقلى نيست; البته در تأمين اين هدف، يا مستقيماً مطالب خود را بيان نموده و يا روش هاى تحصيل آن را به مخاطبان عرضه كرده است.(7)

    و در بحث بسط تجربه دینی هم
    ، بر خلاف دلایل عقلی و نقلی اکثر اندیشمندان اسلامی وحی را از سنخ تجربه دینی دانسته و آن را قابل تعمیم و بسط به همگان می داند تجربه گروى دينى از شلاير ماخر آغاز شد و توسط ويليام جيمز، اُتو، استيس، ديويس و سويين برن ادامه يافت. اين طايفه، دين را كاملا عرفانى و شخصى كرده و در احساسات و تجارب درونى منحصر ساختند و به تعداد متدينان، دين عرضه كردند. با اين تفسير، ثبات دين، نفى مى گردد و ملاك دين دارى، نسبى مى شود و نسبى گروى دينى به جاى واقع گروى دينى مى نشيند و نقش دين در تدبير جامعه و حل مشكلات سياسى و اجتماعى نفى مى گردد و دين مطلقاً به حاشيه مى نشيند. گرچه نمى توان مُنكر بُعد تجربى و احساسى دين شد ـ بُعدى كه در درون و قلب و دل آدمى شور و هيجان مى آفريند ولى اين آرامش و شور، در دين اسلام، زاييده ى تعاليمِ معرفتى و اعتقادى و ارزشى آن است.(8) در نقد اجمالی این دیدگاه گفتنی است: حق مطلب آن است كه بگوييم شناخت شهودى مانند علوم حصولى بر دو قسم است: اول شناخت شهودى معصوم از خطا; مانند شهود معصوم و پيشوايان دين; دوم، شهود عارفان غير معصوم. با اصل قرار دادن كشف معصوم، كشف غير معصوم تصحيح مى شود; البته كيفيت ارجاع شهودِ مشوب، به شهود معصوم نيز بر همگان آسان نيست; همان گونه كه ارجاع نظريات بر بديهيات بر همگان ميسور نيست.(9) بنا بر اين، در كشف صدق و حقّانيّت تجربه ى عرفانى بايد به تجربه ى دينى پيامبران رو آورد. يعنى مطابقت با كتاب و سنت الهى و نيز همراهى مكاشفه با صفات حسنه و آثار مثبت آن; چون بايد صفاى باطن، توجه به خدا، طاعت و ارادات در مقابل كدورت باطنى و دنيا گروى را در نظر گرفت; زيرا وحى، پديده اى الهى است كه حقايق و آموزه هاى معرفتى و ارزشى را در بر دارد و براى هدايت انسان ها نازل شده است و به اصطلاحِ عرفان اسلامى، وحى از خواص نبوت و اوج مراتب مكاشفه است.(10)

    در حقیقت، ادعای اخیر دکتر سروش ریشه در بحث بسط تجربه نبوی دارد که نقد آن در جای خود صورت گرفته و این بحث، بیش از اجمال، مجال آن را ندارد. ادعای اخیرش را می توان بنوعی یک رویکرد منفعلانه بدلیل ناکامی در دیدگاه بسط تجربه نبوی دانست زیرا در دیدگاه قبلی وحی پیامبرانه را بعنوان یک حقیقت و واقعیت عینی می پذیرد اما دامنه آن را محدود و حداقلی دانسته و مترصد آن است که امکان این تجربه را برای دیگران نیز ثابت کند اما در دیدگاه اخیرش پای را فراتر گذاشته و بدون توجه به پیش فرضهای قبلی و مورد قبول خود به ادعای رؤیا پنداری وحی روی آورده که مبانی آن با توجه به منابع عقل و نقل بسیار سست تر و بی پایه تر است.

    در پایان لازم بذکر است؛ تمسک جناب سروش به رؤیاپنداری وحی براساس هر مبنایی که باشد، نتیجه‌ای جز تقلیل وحی به سطح توهم و پندار ندارد. و این دقیقاً برخلاف آنچیزی است که در باب حکمت و فلسفه ارسال رسل و انزال کتب و دستاوردهای عظیم بحث نبوت از طریق عقل و نقل اثبات شده است.

    ان شاء الله در پست های بعدی به نقد و بررسی جزئی تر این دیدگاه خواهیم پرداخت. موفق باشید ...

    پاورقی______________________________________ ____________
    1. سیوطی، اتقان، ۱: ۱۶۸.
    2. ۱۱۱۴ ق./۱۷۰۳ م. - ۱۱۷۶/۱۷۶۲.
    3. احیای فکر دینی دراسلام:‌۱۱۳.
    4. حجة الله البالغه، ۱: ۷۹.
    5. ر.ک: مقاله پاسخی به دکتر سروش، دکتر محسن آرمین، بنقل از پایگاه مرکز پژوهشهای ایرانی اسلامی، با کمی تغییر و تصرف.
    6. ر.ك: عبدالكريم سروش، «دين اقلى و اكثرى»، بسط تجربه ى نبوى.
    7. ر.ک: عبدالحسین خسروپناه، قلمرو دین، بخش کلیات.
    8. ر.ک: کلام جدید، دکتر عبدالحسین خسروپناه، مبحث تجربه دینی.
    9. شناخت شناسى در قرآن، صص 477 ـ 478.
    10. ر.ک: کلام جدید، دکتر عبدالحسین خسروپناه، مبحث تجربه دینی.


    بنام حضرت دوست بررسی و نقد نظریه رویاها

    هیچ چیز مثل اخلاق، نمی تواند در قلبها نفوذ کرده، دنیایی را گلستان و قلبهایی را با اندیشه و مرام شما همراه سازد.

    با ما همراه باشید در کانال تلگرام: اخلاق الهی

    https://telegram.me/smashkor


  11. صلوات ها 3


  12. #6

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۴
    علاقه
    اهل البيت عليهم السلام،فلسفه،عرفان،ادبيات،فيزيك،مطالعه
    نوشته
    4,988
    حضور
    133 روز 11 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    3
    صلوات
    21810



    بسمه الحق

    نقل قول نوشته اصلی توسط مشکور نمایش پست ها
    مبنای فکری چنین ادعایی از سوی دکتر سروش می تواند منشأ و عوامل مختلفی داشته باشد:
    عرض سلام و ادب و تشکر از مطالب خوب حضرتعالی

    آقای سروش در مناظره اش با دکتر بازرگان،یکی از عوامل طرح این ایده را پیش فرضی برای تفسیر قسمتهایی از وحی بیان

    می کند که با علم امروز تضاد ظاهری دارد و به سختی می توان آن را تطبیق داد(مضمون و کلیّت سخن ایشان) مثل موضوع شهاب

    سنگها و اصابت آنها به شیاطینی که استراق سمع می کنند(مثال را خودم عرض می کنم)وی می گوید تأیل خوابگذارانه ی این دسته

    از آیات ضمن حفظ اصالت قران و وحی می تواند این دست مشکلات را هم حل کند.تحلیل حضرتعالی در این باره چیست؟

    پ.ن

    عین جملات ایشان را نیاوردم بلکه گزارشی کلی از محتوای سخنان ایشان را

    اجمالا عرض کردم.

    با تشکر
    ویرایش توسط حبیبه : ۱۳۹۵/۰۳/۱۴ در ساعت ۱۵:۴۸


    الهی هب لی کمال الانقطاع الیک

    و أنر ابصار قلوبنا بضیاء نظرها الیک




  13. صلوات ها 2


  14. #7

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۳
    علاقه
    مطالعه و تحقیق و پاسخگویی
    نوشته
    1,509
    حضور
    33 روز 23 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    4010



    نقل قول نوشته اصلی توسط حبیبه نمایش پست ها
    عرض سلام و ادب و تشکر از مطالب خوب حضرتعالی

    آقای سروش در مناظره اش با دکتر بازرگان،یکی از عوامل طرح این ایده را پیش فرضی برای تفسیر قسمتهایی از وحی بیان

    می کند که با علم امروز تضاد ظاهری دارد و به سختی می توان آن را تطبیق داد(مضمون و کلیّت سخن ایشان) مثل موضوع شهاب

    سنگها و اصابت آنها به شیاطینی که استراق سمع می کنند(مثال را خودم عرض می کنم)وی می گوید تأیل خوابگذارانه ی این دسته

    از آیات ضمن حفظ اصالت قران و وحی می تواند این دست مشکلات را هم حل کند.تحلیل حضرتعالی در این باره چیست؟
    سلام و ادب

    در پاسخ گفتنی است: خاستگاه اصلی مسئله تعارض یا عدم تعارض علم و دین فلسفه غرب بوده و از آن طریق وارد فضای فرهنگی اسلام شده است. از نظر بسیاری از اندیشمندان مسلمان، بین علم و دین منافاتی وجود ندارد. ابن سینا با تمامی احترامی که برای فلسفه یونان قائل بود سعی در تلفیق آن با حکمت مبتنی بر وحی داشت.(1) ابن هیثم بحرانی(354-430 ق) که از فیزیکدانان و ریاضی­دانان برجسته بود برخلاف برخی معاصرین خود که سعی در ترجیح یکی از علم و دین داشتند به هماهنگی میان این دو اعتقاد داشت.(2) ملاصدرا نیز تصریح می­کند که میان مسائل فلسفی و آموزه­ های شرع تطابق وجود دارد .او برفلسفه ای که مخالف وحی باشد نفرین می­فرستد.(3) (در گذشته علوم تجربی نیز بخشی از فلسفه محسوب می­شد.لذا بحث هماهنگی علم و دین ذیل بحث رابطه فلسفه و دین طرح می­شد.) او بر عدم افراط و تفریط در توجه به سهم هر یک تاکید می­کند.(4) ابن عربی نیز هریک از علم، عقل و وحی را راهی به یکی از لایه­ های حقیقت می­دانست. توجه به این نکته سبب می­شود در مواردی که فهم دقیق و قطعی از نظر فیلسوفان و دانشمندان حاصل نشده از انکار و رد شتاب زده پرهیز شود.(5) قرآن عقل و ایمان را نفی کننده یکدیگر نمی­داند.(6) بلکه در دیدگاه اسلامی به هردو در زندگی انسان نیاز است. علم و ایمان «همزاد» یکدیگرند.(7) انسان دو منبع الهام و معرفت دارد: یکی دین و دیگری علم و عقل و فلسفه. (8) یکی از مشکلات عصر حاضر علم بدون ایمان است و یگانه دوای درد انسان معاصر، نیاز توامان به علم و ایمان و پرواز با این دو بال است.(9) النهایه اینکه هرجا پای عقل یا علم و فکر بشر یا حس و تلاش او نرسد خداوند به وسیله پیامبران او را راهنمایی می­کند. علم و دین در موضوعات فراوانی به یکدیگر کمک کرده یا حرف هردو یکی بوده است.(10)

    با این تفصیل، قرآن کریم کتاب آسمانی دین اسلام، بر خلاف کتاب مقدس یهودیان و مسیحیان که دچار تحریف شده، نه تنها تعارضی با علوم تجربی ندارد، بلکه دارای یک اعجاز علمی بزرگ است یعنی به مطالب و نکاتی از علوم تجربی اشاره نموده که امروزه علم بعد از گذشت قرنها توانسته است به آن دست پیدا کند. به عنوان مثال در آیه 125 سوره مبارک انعام در مقام تشبیه گمراهان که سینه شان تنگ می شود، می فرماید: "آنها مانند کسی می مانند که در حال صعود به لایه های بالائی جو می باشد و در اثر این صعود دچار تنگی نفس و فشار سخت بر سینه می شود." و این در حالی است که عقیده عالمان تجربی گذشته تا همین چند قرن گذشته این بود که هوا وزن و فشار ندارد؛ تا در سال 1643 میلادی «توریچلی» دستگاه هواسنج را اختراع کرد و بدین وسیله پی به فشار هوا برده شد؛ پس امروز بعد از گذشت قرن ها با پی بردن به پدیده فشار هوا در سطح زمین و تناسب آن با فشار درجه خون از داخل بدن، که موجب تعادل فشار بیرونی و درونی است، وجه تشبیه در آیه روشن می شود.(11) همچنین آیه مورد اشاره شما نیز هیچ تعارضی با علم ندارد، زیرا دارا بودن علت طبیعی برای خروج شهاب سنگ ها از مدار خودشان منافاتی با این ندارد که همان شهاب سنگها مأموریتی خاص از طرف خداوند در دفع شیاطینی که مترصد استراق سمع هستند نداشته باشند. چنانکه گردش طبیعی سیارات، ستارگان، منظومه های شمسی و آب و باد و مه و خورشید نیز همه حکایت از مأموریتی الهی برای تأمین نیازهای مخلوقات عالم هستی دارند. و آیات بسیار دیگری که گویای اعجاز علمی قرآن است. و در جای خود به آنها اشاره شده است.

    بنابراین، با توجه به تغییر و تحول گسترده در علوم تجربی و نکات دیگری که بیان شد روشن شد که دستورات و آموزه ها و گزاره های معتبر و قطعی دین مبین اسلام هیچ گونه تعارض و تنافی با علوم قطعی و برهانی ندارد و علوم برهانی نیز در حیطه ی علوم تجربی حجت خداوند می باشد و تعارض با منقولاتی که از طرف خداوند توسط قرآن کریم یا روایات معصومین به ما رسیده است ندارد.(12)

    در نتیجه، رویکرد جناب سروش در این نظریه (رؤیاپنداری وحی) علاوه بر اینکه از تعارض علم و دین تحریف شده در غرب بطور ناشیانه ای کپی برداری شده و به اشتباه به ساحت دین و وحی الهی در اسلام تعمیم داده است، از آنجاییکه مبتنی بر پیش داوری ایشان برای دستیابی و اثبات نظریه مطلوبشان است(مصادره به مطلوب) از قسم تفسیر به رأی بوده و از اساس باطل است. مضافاً اینکه ناتوانی ایشان در درک و فهم هماهنگی و همسانی علوم وجیانی و علوم تجربی، دلیل خوب و منطقی ای برای گرایش به تفسیر و تأویلهای خوابگذارانه از دین نمی شود. مگر به همان دلایل و مشکلاتی که ایشان و همفکرانشان گرفتار شده اند.

    موفق باشید ...

    پاورقی______________________________________ _________
    1. نصر، سید حسین، نظر متفکران اسلامی درباره طبیعت، تهران ، خوازمی ، 1359 ش ، ص 275.
    2. عبدالرحیم ابراهیم، الاتجاه العلمی و الفلسفی عند ابن هیثم ، مصر ،1995م، صص 279-280.
    3. ملاصدرا، اسفاراربعه، ج 8ص303.
    4. همو، شرح اصول کافی ، کتاب الحجه ، ص438.
    5. رک:محی الدین عربی، فتوحات مکیه ،تحقیق ابراهیم مدکور، مصر،1985م، ج 1 صص 139-143و145-147.
    6. مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ج 4، ص 615.
    7. همو، فلسفه اخلاق، ص 241.
    8. همو، بیست گفتار، تهران، صدرا،1358، ص 82.
    9. همو، مجموعه آثار، مقدمه ای برجهان بینی اسلامی، ج 2،صص32-35.
    10. همو، مجموعه آثار، ج5، ص 181.
    11. علوم قرآنی، محمد هادی معرفت، ص 425.
    12. برگرفته از بحث علم و دین استاد جوادی آملی (حفظه الله) در تاریخ 1/12/84، جلسه ی درس تفسیر.


    بنام حضرت دوست بررسی و نقد نظریه رویاها

    هیچ چیز مثل اخلاق، نمی تواند در قلبها نفوذ کرده، دنیایی را گلستان و قلبهایی را با اندیشه و مرام شما همراه سازد.

    با ما همراه باشید در کانال تلگرام: اخلاق الهی

    https://telegram.me/smashkor


  15. صلوات ها 3


  16. #8

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۳
    علاقه
    مطالعه و تحقیق و پاسخگویی
    نوشته
    1,509
    حضور
    33 روز 23 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    4010



    نقل قول نوشته اصلی توسط مشکور نمایش پست ها
    در پایان لازم بذکر است؛ تمسک جناب سروش به رؤیاپنداری وحی براساس هر مبنایی که باشد، نتیجه‌ای جز تقلیل وحی به سطح توهم و پندار ندارد. و این دقیقاً برخلاف آنچیزی است که در باب حکمت و فلسفه ارسال رسل و انزال کتب و دستاوردهای عظیم بحث نبوت از طریق عقل و نقل اثبات شده است.

    ان شاء الله در پست های بعدی به نقد و بررسی جزئی تر این دیدگاه خواهیم پرداخت. موفق باشید ...
    سلام مجدد
    در این مجال، صرفنظر از اشکالات روش شناختی نظریه«رؤیاپنداری وحی»، در نقد این نظریه، نکاتی را در خلال چند پست پیاپی تقدیم می کنیم:

    ۱- بی‌اعتنایی به واقعیات تاریخی: یکی از نارسایی‌های برخی نظریات در باره قرآن در حوزه نواندیشی دینی این است که تنها دغدغه تطبیق و سازگاری با متن قرآن دارند و حتی گوشه چشمی به واقعیات تاریخی ندارند و نیازی به تطبیق و توجیه واقعیات تاریخی نمی‌بینند و به سکوت ازکنار آن می‌گذرند (۱) برخی از این نیز پا را فراتر گذارده با تحریف بدیهی ترین واقعیات تاریخی در تطبیق و توجیه مدعای خود می‌کوشند (۲). نظریه «رؤیاپنداری قرآن» در ویژگی بی اعتنایی به واقعیات تاریخی با این نظریات شریک است. قرآن وحی است اما در شرایط متغیری طی بیست و سه سال نازل شده و با واقعیات اجتماعی-تاریخی - فرهنگی مختلف در آمیخته است. آورنده‌ای داشته است و مخاطبانی و این هر دو درکی از این وحی داشته‌اند. آورنده قرآن علاوه بر ابلاغ، وظیفه تبیین آن را نیز بر عهده داشته است. از این رو محل رجوع پیروان خود در فهم و تبیین مفاهیم قرآن بوده است. او دست‌پروردگان و یارانی نیز داشته است که تعالیم قرآن را از او آموخته‌اند و محل رجوع دیگران بوده‌اند (اصحاب).

    تاریخ هرگز نقل نکرده است که محمد (ص)آیات قرآن را به هنگام شب و یا استراحت و خواب دریافت می‌کرده است بلکه برعکس، قرآن پژوهان از دیرباز حتی آیات قرآن را از حیث شرایط و زمان نزول تقسیم بندی کرده‌اند به برهان زرکشی و اتقان سیوطی مراجعه کنید که چگونه آیات قرآن را به «حضری و سفری و لیلی و نهاری و حربی و سلمی...»(۳) تقسیم کرده‌اند. در سراسر چند شماره نوشتارهای سروش حتی یک جمله ویک سند معتبر تاریخی به دست داده نشده است که یکی از صحابه یا امامان و دست پروردگان پیامبر و مخاطبان اولیه وحی و پیش و بیش از همه خود آورنده قرآن مدعی و معترف به خوابنامه بودن قرآن و روایتگری آن باشد. یکبار پیامبر در برابر پرسش‌های فراوان یارانش نگفته است که اینها را من در خواب می‌بینم و باید آن‌ها راخوبگزاری و تعبیر کرد. هیچ‌گاه مدعی نشده است که الفاظ قرآن را کنار بگذارید درگیر دلالت‌های الفاظ آن نباشید زیرا از جنس خوابند و نیازمند تعبیر. هیچ گاه مدعی نشده است قرآن روایت من است از خواب‌هایی که دیده‌ام. بلکه همواره اصحاب و پرسش‌گران از معنای یک آیه را به آیات دیگر ارجاع داده‌است. و یا در توجیه عملی و پاسخ به پرسشی آیه‌ای را شاهد آورده است. تمامی یاران پیامبر به همین شیوه عمل کرده‌اند. وسواس شدید پیامبر و یارانش به حفظ الفاظ قرآن و واکنش شدید نسبت به هرگونه تصرفی در آن و تلاش وسواس گونه در جمع‌آوری و حفظ آن همگی واقعیاتی تاریخی هستند که اعتبار ادعای «رؤیاپنداری قران» را مخدوش می‌کنند. اگر قرآن خوابنامه است و نباید در پی دلالت الفاظ آن بود چه ضرورتی به این همه تلاش و وسواس برای حفظ الفاظ آن؟ خواب یوسف اگر با الفاظ دیگری در قرآن ثبت می شد و مثلاً به جای یازده ستاره و ماه و خورشید ، یازده ماه و زحل و ناهید هم گفته می‌شد همان خواب بود و همان تعبیر را داشت. خواب فرعون اگر به جای هفت گاو فربه وهفت گاو لاغر، هفت شیر و هفت شتر بود باز همان تعبیر را می‌توانست داشته باشد. پس چه نیاز به ضبط و ثبت و حفظ الفاظ قرآن؟ هیچ نظریه‌ای در باره قرآن نمی‌تواند این واقعیات را نادیده بگیرد و چنان سخن بگوید که این همه گویی اساساُ وجود نداشته اند و قرآن به مثابه کتابی یکباره از آسمان به دامن بشریت افتاده است و گذشتگان به خطا برای فهم آن به تفسیر و تأویل متوسل شده‌اند درحالی که قرآن یک خوابنامه بود و نیازمند خوابگزاری و تعبیر.(4)

    ادامه دارد ...


    پاورقی______________________________________ __________
    ۱- به عنوان نمونه به سلسله مقالات «قرائت نبوی از جهان» نوشته استاد محترم آقای دکتر شبستری مراجعه کنید. که البته توسط اندیشمندان بسیاری مورد نقد و بررسی قرار گرفته و اشکالات اساسی بر آن وارد گردیده است.
    ۲- رجوع کنید به: مقالات «قرائت رادیکال و اعتدالی از نظریه گفتاری بودن وحی» و «نظریه وحی گفتاری و مصحف:تطبیق یا تحمیل»، دکتر محسن آرمین، که به ترتیب مورخه ۱۲ بهمن ۹۱و ۲۵ اردیبهشت ۹۲ در نقد نظریه وحی گفتاری در پایگاه جرس منتشر شد، این مقالات نشان می دهد که طرفداران این نظریه چگونه برای اثبات نظر خود مبنی بر از دست رفتن وحی در قرایند تبدیل وحی گفتاری به مصحف، روشن‌ترین رخدادهای تاریخی را نادیده می‌گیرند و بل تحریف می‌کنند.
    ۳- سیوطی در اتقان پس از گزارش آیات مکی و مدنی به معرفی انواع آیاتی پرداخته است که در شب، روز، در سفر، در غیر سفر، در شرایط جنگ، در شرایط صلح و ... نازل شده‌اند. مقصود ما تأیید گزارشات در باره زمان نزول هر آیه نیست، بلکه مقصود این است که این تقسیم بندی‌ها آشکارا گویای این حقیقت‌است که آیات قرآن در خواب بر پیامبر مکشوف نمی‌شده و قرآن نمی‌تواند رؤیای پیامبر یا روایت رؤیای پیامبر باشد؛ سیوطی، الاتقان، ۱، نوع دوم الی ششم: ۸۵- 105
    4- برگرفته از مقاله دکتر محسن آرمین، پاسخی به دکتر سروش. مرکز پژوهشهای ایرانی و اسلامی، با کمی تغییر.

    بنام حضرت دوست بررسی و نقد نظریه رویاها

    هیچ چیز مثل اخلاق، نمی تواند در قلبها نفوذ کرده، دنیایی را گلستان و قلبهایی را با اندیشه و مرام شما همراه سازد.

    با ما همراه باشید در کانال تلگرام: اخلاق الهی

    https://telegram.me/smashkor


  17. صلوات ها 2


  18. #9

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۵
    علاقه
    سیاست
    نوشته
    60
    حضور
    5 روز 19 ساعت 55 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    119



    نقل قول نوشته اصلی توسط محی الدین نمایش پست ها
    اخیرا نظریه ای بنام نظریه رویاها توسط دکتر سروش در باب شناسایی وحی مطرح شده است.
    این نظریه چه می گوید؟
    این نظریه تا چه حد با آموزه های دینی مطابقت دارد
    دکتر سروش قرآن را حاوی اشکالات زیر می داند :
    این دعوی (فرضیه) به تبیین چند معضل کلامی و تفسیری کمک می‍کرد:
    الف. چگونگی سخن گفتن خداوند با پیامبران و راز زدایی و رازگشایی از آن که در کلام کلاسیک مسلمانان تا امروز، حلّ مطلوبی پیدا نکرده و به طرح کلام قدیم و نفسی خداوند و انواع گمانه زنی‍های غریب انجامیده است.
    ب. رنگ و بوی فرهنگ عربی و قبائلی در سراسر قرآن و تاریخمندی آن، مثل توصیف نعمات بهشتی به گونه ای که اعراب حجاز آن دوران میپسندیدند (حوریان نشسته در خیمه ها و ...)
    ج. آیاتی که با نظریات علمی مدرن تعارض آشکار دارند، چون آسمان‍های هفت‍گانه، و خروج نطفه از پشت مرد، و شهاب‍های آسمانی به منزله تیرهایی که به پیکر شیاطین اصابت می‍کنند و ... که مفسّران جدید برای رهایی از آن، به اصناف تکلّفات روی آورده اند و گرهی هم نگشوده اند.
    د. احکام فقهی که با عدالت و کرامت آدمی منافات دارند یا بوی خشونت فوق طاقت می‍دهند، چون بریدن دست و پای مفسدان یا در آوردن چشم یا جواز برده داری و ...
    هـ . پستی و بلندی بلاغت قرآن در آیات و سور مختلف، به طوری که پاره ای از متکلّمان را وادار کرد تا به «صرفه» روی آورند و قرآن را غیرقابل تقلید ندانند، و منصرف کردن متجاسران را به عهده خداوند بگذارند!
    و. چهره بشری خداوند در قرآن که گاه غضب می کند و انتقام می‍گیرد، و گاه خشنود میشود و شفقت میورزد و ...

    نقل از بی بی سی فارسی


    جعفر نکونام استاد دانشگاه قم در نشست نشست «قرآن، کلام خدا یا رویای نبی؟»:
    ما چه بخواهیم چه نخواهیم باید یک سری تناقضات ظاهری و موضوعات مسئله‌دار قرآن را بپذیریم. همین مسائل موجب می‌شود که عده‌ای دنبال راه حل برای این تناقضات بروند ولی به نظر بنده دیدگاه سروش وقتی به آیات قرآن می‌رسد اینگونه است که به طورکلی صورت مسئله را پاک می‌کند و به بیان دیگر گویی وی درباره برخی از آیات می‌گوید که آنها را جدی نگیر چون فقط یک رویاست!
    اصلی ترین ایراد نظریه سروش این است که روشن نیست و ابهامات بسیار زیادی دارد علاوه براینکه مشخص نیست که معبر این رویاها چه کسی است؟
    تمام شدن سوخت های فسیلی، تخریب مراتع سرسبز، سوراخ شدن لایه اوزون و بالارفتن دمای کره زمین همگی نشان از مصمم بودن انسان برای نابودی خودش است. ما زمان زیادی برای مقابله نداریم.

  19. صلوات


  20. #10

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۲
    نوشته
    2,557
    حضور
    38 روز 4 ساعت 47 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    4367



    نقل قول نوشته اصلی توسط برنامه ریز نمایش پست ها
    الف. چگونگی سخن گفتن خداوند با پیامبران و راز زدایی و رازگشایی از آن که در کلام کلاسیک مسلمانان تا امروز، حلّ مطلوبی پیدا نکرده و به طرح کلام قدیم و نفسی خداوند و انواع گمانه زنی‍های غریب انجامیده است.
    ب. رنگ و بوی فرهنگ عربی و قبائلی در سراسر قرآن و تاریخمندی آن، مثل توصیف نعمات بهشتی به گونه ای که اعراب حجاز آن دوران میپسندیدند (حوریان نشسته در خیمه ها و ...)
    ج. آیاتی که با نظریات علمی مدرن تعارض آشکار دارند، چون آسمان‍های هفت‍گانه، و خروج نطفه از پشت مرد، و شهاب‍های آسمانی به منزله تیرهایی که به پیکر شیاطین اصابت می‍کنند و ... که مفسّران جدید برای رهایی از آن، به اصناف تکلّفات روی آورده اند و گرهی هم نگشوده اند.
    د. احکام فقهی که با عدالت و کرامت آدمی منافات دارند یا بوی خشونت فوق طاقت می‍دهند، چون بریدن دست و پای مفسدان یا در آوردن چشم یا جواز برده داری و ...
    هـ . پستی و بلندی بلاغت قرآن در آیات و سور مختلف، به طوری که پاره ای از متکلّمان را وادار کرد تا به «صرفه» روی آورند و قرآن را غیرقابل تقلید ندانند، و منصرف کردن متجاسران را به عهده خداوند بگذارند!
    و. چهره بشری خداوند در قرآن که گاه غضب می کند و انتقام می‍گیرد، و گاه خشنود میشود و شفقت میورزد و ...

    نقل از بی بی سی فارسی


    جعفر نکونام استاد دانشگاه قم در نشست نشست «قرآن، کلام خدا یا رویای نبی؟»:
    ما چه بخواهیم چه نخواهیم باید یک سری تناقضات ظاهری و موضوعات مسئله‌دار قرآن را بپذیریم. همین مسائل موجب می‌شود که عده‌ای دنبال راه حل برای این تناقضات بروند ولی به نظر بنده دیدگاه سروش وقتی به آیات قرآن می‌رسد اینگونه است که به طورکلی صورت مسئله را پاک می‌کند و به بیان دیگر گویی وی درباره برخی از آیات می‌گوید که آنها را جدی نگیر چون فقط یک رویاست!
    اصلی ترین ایراد نظریه سروش این است که روشن نیست و ابهامات بسیار زیادی دارد علاوه براینکه مشخص نیست که معبر این رویاها چه کسی است؟
    سلام برادر
    هرچند برای بی بی سی نمی توان بیطرفی در نقل قول قائل بود اما همین اشکالات را بطور مختصر پاسخ می دهیم.
    1-چگونگی سخن گفتن خدای متعال با پیامبران.
    خداوند متعال امر فوق تجرد است و در آن هیچ تغییری نیست اما از آنجا که علم و دانایی و قدرت محض است قادر بر انجام هر کاری هست لذا سخن گفتن خدای متعال با پیامبران در هر مرتبه وجودی به حسب آن است یعنی قادر است صوت را بدون سبب مادی در عالم ماده ایجاد کند (اذا ارادالله شیئا این یقول کن فیکون) یا مفهوم را در مقام تجرد مثالی و همینطور حقایق کلیه در مقام عقل ووو
    حال سوال این است که آیا تنزل حقایق آنسویی است یا اینسویی است یعنی به فاعلیت فاعل است یا قابلیت قابل . بنظر ما جمع بین ایندو است بخصوص که وحدت بر هستی حاکم است .
    2- بیان معارف سازگار با فرهنگ عرب آن زمان
    این ویژگی هم از اقتضائات تنزل است که سازگار با زمان و مکان می شود البته نه به نحو متاثر شدن بلکه به نحو تاثیرگذار شدن. خوب وقتی تنزل حقیقت در وجود مطهر نبی عربی است زبان وحی، عربی خواهد بود و وقتی مخاطب مستقیم عرب جاهلی است حقایق به مطابق آن تنزل می یابد اما همانطور که علمای اسلام فرموده اند این اقتضائات موجب نمی شود که ما آن حقیقت کلی را یعنی کلیت پاداش الهی مطابق با خواست مخاطب را نفهمیم بلکه خود در برخی موارد به این معنا اشاره هم می کند که "لهم ما یشاوون" به هر حال وحی تشریعی در صدد ساماندهی جامعه است و لازم است بگونه ای سخن بگوید که مخاطب آنرا بفهمد و البته معارفی هم هست که اینطور نیست و خالص برای بشریت است مثلا توصیف حقایق هستی از خدای متعال تا باد و باران
    3- تعارض با دانشهای مدرن
    خوب البته مدرن بودن لزوما به معنای صحیح بودن نیست در عین حال فقط یک نفر می تواند بگوید نحوه تطبیق این آیات بر مصادیق مادی آن چگونه است و آیا اساسا بیانگر امور مادی است یا معنوی و آن معصوم است. دیگران هرچه بفرمایند به اندازه دانایی خود سخن گفته اند نه عین حقیقت قرآن کریم را . ورود به این مسائل برای غیر معصوم حتما و قطعا ظنی است و نه یقینی ضمن اینکه دخلی در اهداف اصلی دین یعنی تربیت انسان ندارد.
    4- احکام فقهی خشن
    این هم از ابتلائات وحی است که وقتی به عرصه سیاست و حکومت وارد می شود ملاحظاتی علیرغم میل باطنی دارد . مثلا در جامعه آنروز که مساله برده داری اسرا امری معمول بوده و منافع زیادی برای طرف غالب داشته بعنوان یک عامل در تقویت جامعه اسلامی و همچنین زمینه سازی برای هدایت برخی افراد ، حفظ شده است. یا در جامعه پر از خشونتی که انسانها همچون حیوان با هم رفتار می کنند راهی جز برخور خشن با این رفتارها وجود ندارد. در مورد برخی احکام هم فقها می توانند بررسی فقهی کنند و امکان یا عدم امکان اجرای آنها را در شرایط روز بررسی نمایند. البته برخی احکام در اسلام وجود ندارد مثل کور کردن چشم. و فراموش نکنیم کرامت انسان تا وقتی محفوظ است که مرتکب جنایتی نشده باشد وگرنه عادلانه پاسخ می گیرد.
    5- پستی بلندی بلاغت قرآن کریم
    بلاغت قرآن کریم یکدست است اما موضوعات و نحوه مقتضی در بیان هر موضوع تفاوتی ایجاد می کند . در این خصوص قرآن بر شاکله خود هستی است. وقتی قرآن از حقایق بلند کلی و گسترده مانند اوصاف خدای متعال فرشتگان و حقایق آنسویی سخن می گوید کلام گشوده و منشرح است اما وقتی به بیان امور مادی و دنیایی و برخی جزئیات ضروری آن می رسد مانند خود امور دنیوی دچار نوعی تنگی ، ضیق و سنگینی می گردد. پس این فراز و نشیب اقتضای موضوع است نه متکلم . دیگر اینکه معجزه قرآن علاوه بر فصاحت و بلاغت مشتمل بر بیان حقایق است نه صرف بهم بافتن الفاظ زیبا لذا برای قرآن عدیلی از این جهت یافت نمی شود
    6- چهره بشری خداوند متعال
    این نوع نسبتها به خدای متعال مطابق با وضعیت و شرایط موضوع مرتبط به آن مثلا رفتار خود انسان است که هرچه فعل بالقیاس با مقام انسانی و عبودیت دورتر باشد مانند کسی است که مورد خشم واقع شده و هرچه نزدیکتر باشد مانند کسی است که مورد رحمت و لطف است. لطف و قهر حق تعالی در میزان قرب و بعد فرد از اوصاف الهی بحسب معیار شرع سنجیده می شود نه اینکه خدای متعال هم مانند ما دارای حالات روانی متغیر و متخالفی باشد.
    و آخر اینکه نظریات ایشان علاوه بر ابهام همان اندازه اش هم که روشن است دارای تناقضاتی هست
    یا علیم

    ویرایش توسط محی الدین : ۱۳۹۵/۰۳/۲۹ در ساعت ۰۸:۴۵
    این قرن ، قرن اسلام است
    امام خامنه ای



  21. صلوات ها 2


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع رو مطالعه کرده اند از ۱۳۹۵/۰۳/۲۱, ۰۶:۳۳ : 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود