جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: حل مشکل در ازدواج (مشکل پدرم با نامزد من)

  1. #1

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۵
    نوشته
    3
    حضور
    6 ساعت 52 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    9

    حل مشکل در ازدواج (مشکل پدرم با نامزد من)




    به نام خدا
    باعرض سلام وخداقوت؛
    یک بار دیگه این سوال واسه شما ارسال کردم اما گفتم با تمام جزئیات واسه شما بفرستم که درجواب دادن راحت تر باشید:

    دختری 27 ساله هستم که دو سال پیش با پسر خاله ام نامزدی کردم .پسر خاله ام پسری با خدا با اخلاق خوبی هست وشغلش پاسدارمی باشد.در این دو سال همچی خوب بود روابط بین خانواده ها،روابط بین من ونامزدم هم خیلی خیلی خوب بود تا اینکه پارسال تابستان یه مشکلی پیش اومده واون مشکل از این قرار هست که مادر وخاله هام از پدر شون یه ارث که به صورت زمین هست بهشون تعلق گرفته پارسال روی این زمین محصول ریختن وناخواسته بخاطر اینکه زمین هاشون تفکیک نشده بود یه مقداری از زمین خاله کوچکترم داخل زمین شون بود موقع برداشت قرار بود که این محصول یا نصف بشه پولش یا اجاره زمینشون داده بشه از طرف خانواده نامزدم ولی چی بگم از غیبت از این زبون که راحت تو زندگی ها آشوب ایجاد میکنه نامزدم که اون زمان شرایط جسمی وروحی درستی نداشت چون یه مریضی گرفته بود با تحریک دامادشون که یکی دیگه از پسرخاله هام هست اومد خونه ما وبا خاله ام که زمینش داخل زمین شون بود بحث کرد که چرا پشت سر پدر ومادرم حرف زدید(واقعا هم حرف زدن تو خونه ما پشت سر خانواده نامزدم)خلاصه اینکه اون شب ،شب فوق العاده سختی بود یه ماهی که گذشت نامزدم اومد جلو خونه مون خواست از بابام بخاطر کاری که کرده معذرت خواهی کنه ولی بابام نذاشت وداداشم از اون طرف در خونه رو روش بستن واجازه این کار بهش ندادن ولی با این وجود نامزدم باز پا پس نکشید دوباره واسه معذرت خواهی رفت سرزمین پدرم ولی باز بابام با بد دهنی وتوهین به خانواده نامزدم وخودش اجازه نداده که حرفش بزنه ودوباره با دخالت برادرم نتونسته معذرت خواهی کنه.تو این مدت من خیلی تحت فشار بودم که طلاها وچمدون که واست آوردن پس بده ولی من چون واقعا نامزدم دوست دارم اون مشکلی نداره که من بخوام نامزدیم بهم بزنم ازانجام این کار سر باز زدم و موضوع با خانواده پدرم یعنی پدر ومادر بزرگم وبقیه درارتباطت گذاشتم اونا هم صحبت کردن ولی الان دیگه میگن ما کاری از دست مون برنمیاد انگار که کسی بابام تحریک مینکه که اگه راضی بشی مغرورت زیر سوال میره یا نمیدونم چه جوری شده الان بابام همش میگه اگه خدا هم بیاد پایین نمیذارم با هم ازدواج کنید!

    مگه همیشه حرف شما مسئول ها این نیست که ازدواج برای جوان ها راآسان بگیرید پس چرا هیچ کس حاضر نیست به ما کمک کند ؟مگه من ونامزدم چه گناهی کردیم که باید این همه سختی بکشیم وبخاطر دیگران از هم جدا بشیم ؟راستی اینو به هیچ کس نگفتم عیدسال 1395 باز خانواده نامزدم اومدن خونه مون واسه اینکه واسه عروس شون عیدی بیارن (دقیقا روز 5 عید نوروز)اما بابام کاری به سرشون آوردکه باورتون نمیشه اما اونا بازهم هیچی نگفتن تو این شب من به دست بابا وداداشم واسه اینکه از حقم دفاع کردم گفتم نامزدم دوست دارم جلو رو خانواده اش کتک خوردم همه جور از اول بچگیم تا الان شخصیت وغرورم زیر سوال رفت هرجا اونا خواستن رفتم،هرکاری اونا خواستن کردم ولی این ازدواج حق منه دوست دارم باکسی که دوستش دارم،درکم میکنه،واسه شخصیتم وغررم ازش قائل هست ازدواج کنم بایکی که اعتقاداتش مثل خودم هست منو واسه خودم میخواد نه واسه بابام یا کس دیگه ای.

    البته منم اون شب دیگه هرچی از بچگی سرم آوردن من کوتاه اومده بودم جواب دادم به بابام گفتم مقصر تو هستی که حالا داداشم تو زندگی من دخالت میکنه وکلی حرف دیگه البته با صدای بلند جواب دادم چون واقعا دلم شکست از بابام هیچ وقت نمیبخشمش الان که دارم اینومینویسم اشک تمام صورتم گرفته خیلی خسته ام از دست بزرگتر ها که هر وقت هر چی باب میل شون نبود ما باید بگیم چشم وخفه بشیم!!!!از بها دادن به پسر یکی یک دونه شون خسته شدم از خورد شدن غرور خودم ونامزدم خسته شدم!!! چکار باید بکنم گناه من آخه چیه یه ناهار بون اشک نخوردم یه خواب راحت ندارم....

    حالا من از شما تقاضا دارم که یه کمکی به ما بکنید یا حداقل بگید چه باید بکنیم؟چند بارهم خواستم از خونه فرار کنم ولی بخاطر اینکه موقعیت خواهر هام به خطر نیفته این کار رو نکردم والبته نامزدمم با فرار مخالف هست ولی واقعا دیگه تحمل ندارم تراخدا یه کاری واسه ما بکنید.من یه دختر مستقل هستم وسنم جوری هست که میتونم با رای دادگاه ازدواج کنم ولی بابام همش میگه اگه این کار رو کردی هم ترا وهم پسر رو با تفنگ میکشم ونامزدمم میگه نیازی به اینکه با رای دادگاه ازدواج کنیم نیست ،صبر کن من میتونم صبر کنم اونم میتونه اما نامزدمم دو تا برادر بزرگتر داره که اونا هم دوست دارن ازدواج کنن من عذاب وجدان اونا روهم دارم.
    ترا به سر بریده امام حسین (ع)من باید از دست این آدم های بد چکار کنم ترا به خدا کمکم کنید.حالا میشه بگید چه جور بابام باید راضی کنم من و نامزدم به هیچ عنوان نمیتونیم قید همدیگه رو بزنیم چون ما مقصر نیستیم ،بابام خیلی نفرینم میکنه بخاطر اینکه بحرفش نکردم من با وجودی که دلم شکسته از شون ولی ازآهش میترسم الان دوماه نه بابام نه مامانم ونه با دادشم حرفی نزدم خیلی از دست شون ناراحتم
    ترا خدا بگید من ونامزدم باید چه جوری این مشکل پشت سر بذاریم؟
    با تشکر

    ویرایش توسط مدیر ارجاع سوالات : ۱۳۹۵/۰۳/۰۶ در ساعت ۰۷:۵۷

  2. صلوات ها 5


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,517
    حضور
    174 روز 18 ساعت 41 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58297



    با نام و یاد دوست







    حل مشکل در ازدواج (مشکل پدرم با نامزد من)








    کارشناس بحث: استاد نشاط

  5. صلوات ها 6


  6. #3

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۱
    نوشته
    1,156
    حضور
    28 روز 20 ساعت 9 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    6865



    سلام
    خواهر بزرگوار در این ماجرا:
    رفتار نامزد شما با آن کار اشتباهش موجب وسیع شدن مشکل شده است.، یادتان باشد وادار کردن یک فرد بزرگ و ریش سفید برای معذرت خواهی آن هم از طرف یک جوان یک اشتباه بسیار بزرگی است که همین خطای ایشان موجب ناراحتی و مشکلات شده است.
    سعی کنید:
    1. ادب و احترام پدرتان را نگهدارید و بدانید بهترین حامی شما در هر شرایط خانواده شماست نه دیگران
    ( حتی داماد خوب هم باشد، منتها خانواده شما ارزشی قایل نشوند، شاید روزی منتنی زند و یا مشکلی بوجود بیایید و یا دیگران جسارت کنند، به همین راحتی خانواده را ول نکنید)
    2. بگویید که نامزدتان در رفتار خودشان تجدید نظری بکنند، برخورد خوبی داشته باشند و ادب پدر و خانواده شما را حفظ کنند( اجازه توهین و جسارت را به او ندهید، بگویید مبنای دین عفو وگذشت است و دوست ندارم این ماجرا را طول بدهید و موضوع را باز کنید، البته با نرمیت و مهربانی)
    3. با مادرتان صحبت کنید و بتدریج نظر و حمایت پدرتان را جلب کنید( اگر با او مهربان باشید و با محبت برخورد کنید حتما رضایت می دهد)
    4. یک شرایطی را آماده کنید که رابطه نامزد شما با پدرتان خوب باشد( اصلا از پدرتان به نامزدتان بد گویی نکنید، بلکه باید طوری باشید که کینه ها از بین برود)
    5. در مورد گذشته حرف نزنید و اختلافات و یا حرفهای مخصوص خونه خودتان را که خصوصا موجب کینه و کدورت می شود به نامزدتان اصلا اصلا اصلا اطلاع ندهید.
    6. اگر صبور باشد و برای اصلاح روابط و ایجاد محبت بین دو خانواده تلاش کنید، مشکل حل خواهد شد.


    ویرایش توسط نشاط : ۱۳۹۵/۰۳/۱۰ در ساعت ۲۱:۵۶
    حل مشکل در ازدواج (مشکل پدرم با نامزد من)

  7. صلوات ها 5


  8. #4

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۳
    علاقه
    خـــــــــــــــــــــــــــــــــدا
    نوشته
    1,400
    حضور
    77 روز 1 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    6568



    سلام ...
    این تاپیک اولین تاپیکی بود که اشکمو درآورد
    واقعا امیدوارم هرچه زودتر مشکلتون حل بشه ...
    اما چیزی که من از حرفاتون فهمیدم
    اینه که چیزی که بین نامزدتون و پدرتون اتفاق افتاده فقط دعواست حتی موقع عذرخواهیم انگار حالت دعوا داشته...
    آدم که توی حالت عادی عصبانی نیس حتما نامزدتونم یه چیزی میگه یا درست معذرت خواهی نمیکنه یا لحن صحبتش خوب نیس یا موقعیت مناسب نیست
    یا زمان میخواد یا ...
    مگه میشه یه ادم با گردن کج و سر به زیر بره پیش یه نفر واسه عذرخواهی و اون فحش و کتک و.... تحویلش بده؟!!!
    شمام به جای اینکه یکم این وسط سعی کنین آتیش رو خاموش کنین دارین هی شعله ورش میکنین خب شما لجبازی میکنین انتظار دارین باباتونم گوش کنه؟؟؟
    معلومه دقیقا نقطه مقابلتون قرار میگیره ....
    بهتره توی دعوا اصلا یا حضور نداشته باشین یا کلاا طرفداری نکنین ...
    شما هنوز همسر رسمی ایشون نشدین اینجوری تو روی پدرتون وای میسین ....
    حتی اگه حق باشمام باشه اینجوری فقط پدرتونو بیشتر تحریک میکنین به جبهه گیری ..
    به نظر من بهتره اولااااا به جای دفاع جانبدارانه با پدرتون منطقی حرف بزنین بعد بهشون بگین که باهمه این احوالات همچنان تصمیم تصمیم شماست و روی حرفتون حرف نمیزنم تا لااقل کمی این ازردگی از سمت شما رفع بشه
    بعد که کم کم اطمینان و علاقه قبلی پدرتونو به دست اوردین میتونین به نامزدتون بگین مجددا برای عذرخواهی اقدام کنه
    بالاخره پدرتونم ذاتا عصبی نیس فعلا شرایط جوریه که افتادن رو دنده لج
    بهتره با صبرو گوش کردن به حرفش موقعیت ابجاد کنین برای تموم کردن این دعوا
    این شاید طول بکشه ولی به نظرم عملیه فقط کافیه باصبر دل پدرتونو به دست بیارین

    ویرایش توسط ترگل : ۱۳۹۵/۰۳/۱۱ در ساعت ۰۸:۳۱


    Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ و اُفــوِّضُ أمری إلَی الله إنّ ✿الله✿ بصیــــــــرٌ بالعباد Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ
    {。^◕‿◕^。}

  9. صلوات ها 2


  10. #5

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۱
    نوشته
    1,156
    حضور
    28 روز 20 ساعت 9 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    6865

    جمع بندی بحث





    سوال:
    به خاطر اختلافات خانوادگی بین پدر و خانواده نامزدم (که پسر خاله ام هست، هر چند نامزدم در این ماجرا بی تقصیر هم نیست) پدرم از ازدواج من با ایشان مخالف است و من حقیقتا نامزدم را خیلی دوستش دارم، واقعا نمی دانم چه کار کنم لطفا راهنمایی کنید.

    پاسخ:
    در مشکلات خانوادگی بهترین راهکار صبر و بردباری و گذشت و حفظ ادب و حرمت بزرگترهاست، که می تواند ریشه بسیاری از مشکلات را بخشکاند و زندگی را یک صفای دیگری بخشد، در این شرایط دنبال مقصر بودن و سرزنش کردن شخص خاص، دردی را دوا نمی کند، بلکه باید با صبر و حفظ آرامش در یک موقعیت مناسب که دلها نرم و کینه ها از بین رفته، این موضوع را از طریق مادر و یا یک شخصی که با پدرتان رابطه خوبی دارد، مطرح شود، در این صورت امکان و امید به حل مشکل به صورت اساسی بیشتر خواهد بود، از طرف دیگر کوتاه آمدن داماد و رعایت ادب و حفظ احترام بزرگتر از جانب او و تقاضای حل مشکل از سوی ایشان می تواند در حل مشکل بسیار موثر واقع شود، هر چند در این اختلافات پدر شما مقصر بوده، ولی انتظار طلب بخشش نسبت به شخص داماد و توقع و اصرار ایشان مبنی بر این رفتار، مساله را حل نخواهد کرد و انتظار چنین برخوردی هم صحیح نیست. در ضمن بهتر است به این موارد هم توجه بیشتری شود.
    1. ادب و احترام پدرتان را نگهدارید و بدانید بهترین حامی شما در هر شرایط خانواده شماست نه دیگران (حتی داماد یک فرد خوبی هم باشد و خانواده به شخصیت شما ارزشی قایل نشوند، امکان اینکه دیگران تعجب کنند و افرادی مثل همسرو یا خانواده آنها اشکال بگیرند و سخن نا مناسبی در مورد آنها و شما بیان کنند، بیشتر است، لذا به همین راحتی خانواده را ول نکنید)
    2. بگویید که نامزدتان در رفتار خودشان تجدید نظری بکنند، برخورد خوبی داشته باشند و ادب پدر و خانواده شما را حفظ کنند (اجازه توهین و جسارت را به او ندهید، بگویید مبنای دین عفو و گذشت است و دوست ندارم این ماجرا را طول بدهید و موضوع را باز کنید، البته با نرمیت و مهربانی)
    3. با مادرتان صحبت کنید و بتدریج نظر و حمایت پدرتان را جلب کنید (اگر با او مهربان باشید و با محبت برخورد کنید حتما رضایت می دهد)
    4. یک شرایطی را آماده کنید که رابطه نامزد شما با پدرتان خوب باشد (اصلا از پدرتان به نامزدتان بد گویی نکنید، بلکه باید طوری باشید که کینه ها از بین برود)
    5. در مورد گذشته حرف نزنید و اختلافات و یا حرفهای مخصوص خونه خودتان را که خصوصا موجب کینه و کدورت می شود به نامزدتان به هیچ وجه اطلاع ندهید.
    6. اگر صبور باشد و برای اصلاح روابط و ایجاد محبت بین دو خانواده تلاش کنید، مشکل حل خواهد شد.
    پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله می فرماید:
    « بالصبر یتوقع الفرج، و من یدمن فرع الباب یلج؛ با شکیبایی، انتظار گشایش می رود و کسی که پیوسته دری را بکوبد(عاقبت) آن در به رویش باز می شود.»[1]
    پس نگران نباشید که با صبوری و بردباری و توکل به خدا مشکل شما حل خواهد شد.[2]
    پی نوشت:
    [1]. منتخب میزان الحکمه، حسینی، سید حمید، مترجم: شیخی، حمید رضا، ح3445، ص694، دار الحدیث، 1387.
    [2]. سايت انجمن گفتگوي ديني، انجمن مشاوره، كارشناس: نشاط: تاريخ:30/ 4/ 1395

    ویرایش توسط نشاط : ۱۳۹۵/۰۴/۳۰ در ساعت ۰۹:۱۹ دلیل: ویرایش
    حل مشکل در ازدواج (مشکل پدرم با نامزد من)

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع رو مطالعه کرده اند از ۱۳۹۵/۰۴/۳۱, ۲۰:۱۸ : 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود