صفحه 1 از 7 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: شعری برای تشکر از اساتید سایت

  1. #1

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۲
    علاقه
    دشمن شناسی - سرودن شعر
    نوشته
    5,876
    حضور
    128 روز 10 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    18527

    شعری برای تشکر از اساتید سایت




    سلام به تمام اسک دینی های عزیز و گرامی
    این شعر را تقدیم می کنم به تمامی اساتید عزیز سایت برای تشکر از زحماتشان
    البته در برابر زحمات این عزیزان کار قابلی نیست ، اما امیدوارم به بزرگواری خودشان از بنده قبول کنند

    ضمناً گر چه تمام تلاشم را کردم که اسامی تمام کارشناسان باشد
    اما پیشاپیش از اینکه ممکن است نام بعضی از عزیزان را جا انداخته باشم عذرخواهی میکنم
    همچنين از آنجايي كه اين شعر را در تاريخ
    95/3/4 سروده ام ، نام اساتيدي را آورده ام كه در اين تاريخ جزء اساتيد سايت بوده اند
    لذا از اساتيدي كه قبلاً در سايت بودند و اساتيدي كه بعداً به سايت اضافه ميشوند تشكر كرده و بابت اينكه نامشان در شعر من نيست عذرخواهي ميكنم




    بنام خداوند بخشنده مهربان

    در میان شبهه ها بودیم اسیر
    مرد و زن یا نوجوان یا آنکه پیر

    گنگ و مبهم بود بر ما هر جواب
    ما همه چون تشنه ای دنبال آب

    واژه ها دشوار و معناها ثقیل
    ما چنان موری و پاسخ مثل فیل!

    بهر هر پاسخ که دنبالش بُدیم
    سال ها شاگرد ، باید می شُدیم

    تا که گشتیم آشنا با اسک دین
    در مثالش همچو فردوس برین

    خود گلستانی ز نو اندیشه ها
    اجتماعی از شهادت پیشه ها
    (آموزش علم کمتر از شهادت نیست)

    آن یکی خادم به شاهِ طوس بود
    نام زیبایش بدان
    "ممسوس" بود

    دیگری در راه حق همچون حدید
    حرفهایش چون گُهَر ، نامش
    "مجید"

    گــو رسید اینک بشارت از بهشـت
    چون
    "مبشر" نکته ای دیگر نوشت

    زین حقیقت کار من تعظیم بود
    اینکه
    "مسلم" بهر حق تسلیم بود

    در میـان دردها گشتم صبـــور
    چون به روی دیده ام تابید
    "نور"

    از بـــرای عاشقـــی مجبـور شد
    آنکه معشوقش چنان
    "مشکور" شد

    در هوا ریــزیــد صد نقل و نبات
    می وزد اینک
    "نسیمی" با "نشاط" (نسیم = جناب "نسیم رحمت")

    در گلستان گشتنم آخر چه سود؟
    چون گلی زیباتر از
    "محسـن" نبود

    "عامل" ار باشم ، ز دوزخ جَسته ام
    من هدایت را ز
    "هادی" جُسته ام

    میشوم هر لحظه نزدیکِ خدا
    زان که دادم دست در دستِ
    "هدی"

    میخورم از شهد حِکمت بـاز جـــام
    گر که ساقی باشدم هر دم
    "پیام"

    از گزند آسـوده باشد روح و جان
    چون
    "امين" از بهر ما باشد امان


    زنده بــاد آن رادمـــردی بی بدیــل
    وِی خلیل است و جمیل است و
    "جلیل"

    هر چه میگردم ز هر معنــا و حیث
    نیست در دنیا کسی همچون
    "اویس"


    کاش میشد جار زد هر صبح و شام
    برکـت از
    "آلاء" مـیـگـیــرد ، کــــــلام

    كرد "ياسين" عهد قرآن را وفا
    دردِ دين با حكم ميگيرد
    "شفا"

    برتر از "طاها" كسي در ياد نيست
    يـاوري يـاور تر از
    "مقـــداد" نيست

    ذکرِ حق ، شیطان گر از یادت بَرَد
    "تـذکــره" آن را به یــادت آوَرَد

    حرف پر معنــا و پر مغــز و لطـیـف
    نیست در گفتار کس همچون
    "حنیف"

    من نگــاهم را به نیکـــی دوخـتـم
    رأفتــــم را از
    "رئــوف" آمـوخـتـم

    مـیـرود پاییـــز و مـی آیــد ربـیــع
    (ربیع به معنای بهار)
    چون نماید رخ به دلهامان
    "سمیع"

    در کمند نفس کِی گردد اسیر؟
    آنکه هر دم دیده اش باشد
    "بصیر"


    میشـود هر روز از مــا رفـع عـیـب
    گر که بسپاریم خود را بر
    "شعیب"

    قـلـب و جـــانش بر ولایت عــاشق است
    او که هم خود هم نشانش
    "صادق" است

    می رسد دستش به به اسرارِ نجـــوم
    هر که از
    "صـــــدرا" بیـامـوزد علــــوم

    زندگي سخت است پس در گير و دار
    بر خـــدا هـر لحظـه باش
    "امـيــدوار"

    گر چه من
    "استـــــاد" در دین نیستم
    "رهنما" چون هست ، غمگین نیستم (منظورم جناب "راهنما" بود ولی وزن شعر جور نمیشد)

    راه گر چه ، هر وجب خار و خس است
    کـــــلِّ آنهـا را یکی
    "حـافظ" بس است


    در روایت هــر کــه دارد پیچ و تــاب
    باید از
    "عــمــــار" گـیــرد او جـواب


    خم نموده پشتِ شيطانِ رجيم
    با كلام ناب خود ، سیـد
    "كريم" (البته نمی دانم جناب "كريم" سيد هستند يا خير ، ولی سيد لااقل به عنوان آقاست)

    بر عقـــاید هر که بـهـتـانـــی ببست
    حضرت
    "صدیق" پشتش را شکست (حضرت از باب احترام است ، اشتباه نشود)

    هر کـه عمــداً دست در تـاریـخ کــرد
    (خواست تاریخ را تحریف کند)
    چون
    "عماد" آمد ، رخش گردید زرد!

    گـفـتـگـــــو ، آزاد مـعـنــــا میـدهـد
    حکـم با
    "سجــــاد" معنــا میـدهـد


    زنــده و پــاینــده این ابیــات شد
    چون نگاهم روی بر
    "میقات" شد


    گر چه هر گل در گلستان منفک است
    بین گلها ، همچنان
    "حامی" تک است (ماجرا دارد )

    آخرینش هست
    "خاتم" والسلام
    چون که او آید نمی مـانـد کــلام
    (اين بيت نوشته سركار "حبيبه" است)

    هر کــه گفتم نامهاشان ظاهر است
    مرد پنهان پشت آنها
    "طاهــر" است

    شمس باشم یا که آن ماهِ منیر
    آخــرش باید کِشَم نــاز از
    "مدیر" (جناب مدیر سایت)

    ویرایش توسط Reza-D : ۱۳۹۵/۰۳/۰۵ در ساعت ۱۰:۳۰


    دوره ای که عاقلاش زنجیرین
    سوته دل شدن یه دیوونگیه...


    اگر دیوانه نیستی ، بدان هنوز عقلت کامل نشده



  2. صلوات ها 47


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۸۸
    نوشته
    610
    حضور
    35 روز 20 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    9
    آپلود
    0
    گالری
    2
    صلوات
    2624



    نقل قول نوشته اصلی توسط Reza-D نمایش پست ها
    این شعر را تقدیم می کنم به تمامی اساتید عزیز سایت برای تشکر از زحماتشان
    سلام علیکم و رحمه الله

    بسیــــــار زیبا بود... ماشاءالله به این ذوق و قریحه.

    قطعا هیچکدام از همکاران منتظر تشکر نیستند، اما الطاف کاربران فهیمی مثل حضرتعالی
    انرژی مثبت و انگیزه مضاعفی جهت تلاش بیشتر و خدمتگزاری بهتر منتقل می کند.

    بنده هم از شما تشکر می کنم.

    در پناه حق باشید.

    شعری برای تشکر از اساتید سایت

    قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم "اٍنّی بُعِثتُ لِأُتَمِّمَ مَکارِمَ الأَخلاق"


  5. صلوات ها 29


  6. #3

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۹۳
    علاقه
    خـــــــــــــــــــــــــــــــــدا
    نوشته
    1,279
    حضور
    62 روز 14 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    6181




    سلام ..
    واقعا قشنگ بود=D>
    خب ما که ذوق ایشون رو نداریم به این قشنگی تشکر کنیم
    ولی به هرحال ایشون فرصت تشکر رو ایجاد کردن و خب منم غنیمت میشمارم این فرصت رو
    و به نوبه خودم از همه اساتید و بزرگوارانی که با سعه صدر سوالات بی ربط و باربط مارو در خصوصی و عمومی باحوصله در اسرع وقت پاسخ میدن واقعا سپاسگزارم

    هرچند به قشنگی کار آقا رضا نیست ولی به رسم ادب برای عرض تشکرو خسته نباشید این گل ها رو
    تقدیم میکنم به همه اساتید و کارشناسان سایت و البته مدیریت محترم...
    این ناقابل رو هم از ما پذیرا باشید ...
    البته منم اسم اساتید رو ذکر کردم فقط کارتش توی سبدشه دیده نمیشه :)

    شعری برای تشکر از اساتید سایت

    ویرایش توسط ترگل : ۱۳۹۵/۰۳/۰۶ در ساعت ۲۱:۴۷


    Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ و اُفــوِّضُ أمری إلَی الله إنّ ✿الله✿ بصیــــــــرٌ بالعباد Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ
    {。^◕‿◕^。}

  7. صلوات ها 20


  8. #4

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    علاقه
    نویسندگی، شنیدن تلاوت قرآن،طبیعت، شنا،دیدن غروب و طلوع، شنیدن نغمه پرندگان
    نوشته
    20,694
    حضور
    210 روز 17 ساعت 49 دقیقه
    وبلاگ
    2
    دریافت
    244
    آپلود
    8
    گالری
    585
    صلوات
    150305



    خيلي زيبا و هنري بود
    ان شاالله كه بتوانيم خدمت كنيم و قيامت شرمنده شما خوبان نباشيم

    گفت روحاني بايد پزشك و يا مهندس هم بشود تا موفق باشد
    گفتم: مهندس و پزشك ما بايد روحاني هم بشود تا موفق باشد
    شدني است؟
    با علوم و تخصص ها شوخي نكنيم هههخخخ


  9. صلوات ها 25


  10. #5

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    علاقه
    نویسندگی، شنیدن تلاوت قرآن،طبیعت، شنا،دیدن غروب و طلوع، شنیدن نغمه پرندگان
    نوشته
    20,694
    حضور
    210 روز 17 ساعت 49 دقیقه
    وبلاگ
    2
    دریافت
    244
    آپلود
    8
    گالری
    585
    صلوات
    150305



    به نظرم اين صنعت را بهش تلميح يعني نمكي كردن كلام مي گويند
    اگر اشتباه مي كنم دوستان بگويند البته اين هنرنمايي اغلب با احاديث يا آيات و داستان ها در اشعار متجلي مي شود

    گفت روحاني بايد پزشك و يا مهندس هم بشود تا موفق باشد
    گفتم: مهندس و پزشك ما بايد روحاني هم بشود تا موفق باشد
    شدني است؟
    با علوم و تخصص ها شوخي نكنيم هههخخخ


  11. صلوات ها 14


  12. #6

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    علاقه
    نویسندگی، شنیدن تلاوت قرآن،طبیعت، شنا،دیدن غروب و طلوع، شنیدن نغمه پرندگان
    نوشته
    20,694
    حضور
    210 روز 17 ساعت 49 دقیقه
    وبلاگ
    2
    دریافت
    244
    آپلود
    8
    گالری
    585
    صلوات
    150305



    [FONT=Tahoma][COLOR=DarkGreen][SIZE=3]
    نقل قول نوشته اصلی توسط Reza-D نمایش پست ها
    شمس باشم یا که آن ماهِ منیر
    آخــرش باید کِشَم نــاز از "مدیر"
    من جاي مدير بودم ي جايزه را حتما مي دادم به ايشان
    گفت روحاني بايد پزشك و يا مهندس هم بشود تا موفق باشد
    گفتم: مهندس و پزشك ما بايد روحاني هم بشود تا موفق باشد
    شدني است؟
    با علوم و تخصص ها شوخي نكنيم هههخخخ


  13. صلوات ها 21


  14. #7

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    علاقه
    نویسندگی، شنیدن تلاوت قرآن،طبیعت، شنا،دیدن غروب و طلوع، شنیدن نغمه پرندگان
    نوشته
    20,694
    حضور
    210 روز 17 ساعت 49 دقیقه
    وبلاگ
    2
    دریافت
    244
    آپلود
    8
    گالری
    585
    صلوات
    150305



    من كه صدا ندارم
    اين هم به خاطر تشكر از جناب رضا
    آواز يك روحاني

    گفت روحاني بايد پزشك و يا مهندس هم بشود تا موفق باشد
    گفتم: مهندس و پزشك ما بايد روحاني هم بشود تا موفق باشد
    شدني است؟
    با علوم و تخصص ها شوخي نكنيم هههخخخ


  15. صلوات ها 16


  16. #8

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۴
    علاقه
    اهل البيت عليهم السلام،فلسفه،عرفان،ادبيات،فيزيك،مطالعه
    نوشته
    4,744
    حضور
    127 روز 22 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    3
    صلوات
    21301



    نقل قول نوشته اصلی توسط Reza-D نمایش پست ها
    سلام به تمام اسک دینی های عزیز و گرامی
    این شعر را تقدیم می کنم به تمامی اساتید عزیز سایت برای تشکر از زحماتشان
    البته در برابر زحمات این عزیزان کار قابلی نیست ، اما امیدوارم به بزرگواری خودشان از بنده قبول کنند

    ضمناً گر چه تمام تلاشم را کردم که اسامی تمام کارشناسان باشد
    اما پیشاپیش از اینکه ممکن است نام بعضی از عزیزان را جا انداخته باشم عذرخواهی میکنم




    بنام خداوند بخشنده مهربان

    در میان شبهه ها بودیم اسیر
    مرد و زن یا نوجوان یا آنکه پیر

    گنگ و مبهم بود بر ما هر جواب
    ما همه چون تشنه ای دنبال آب

    واژه ها دشوار و معناها ثقیل
    ما چنان موری و پاسخ مثل فیل!

    بهر هر پاسخ که دنبالش بُدیم
    سال ها شاگرد ، باید می شُدیم

    تا که گشتیم آشنا با اسک دین
    در مثالش همچو فردوس برین

    خود گلستانی ز نو اندیشه ها
    اجتماعی از شهادت پیشه ها
    (آموزش علم کمتر از شهادت نیست)

    آن یکی خادم به شاهِ طوس بود
    نام زیبایش بدان
    "ممسوس" بود

    دیگری در راه حق همچون حدید
    حرفهایش چون گُهَر ، نامش
    "مجید"

    گــو رسید اینک بشارت از بهشـت
    چون
    "مبشر" نکته ای دیگر نوشت

    زین حقیقت کار من تعظیم بود
    اینکه
    "مسلم" بهر حق تسلیم بود

    در میـان دردها گشتم صبـــور
    چون به روی دیده ام تابید
    "نور"

    از بـــرای عاشقـــی مجبـور شد
    آنکه معشوقش چنان
    "مشکور" شد

    در هوا ریــزیــد صد نقل و نبات
    می وزد اینک
    "نسیمی" از "نشاط" (نسیم = جناب "نسیم رحمت")

    در گلستان گشتنم آخر چه سود؟
    چون گلی زیباتر از
    "محسـن" نبود

    "عامل" ار باشم ، ز دوزخ جَسته ام
    من هدایت را ز
    "هادی" جُسته ام

    میشوم هر لحظه نزدیکِ خدا
    زان که دادم دست در دستِ
    "هدی"

    میخورم از شهد حِکمت بـاز جـــام
    گر که ساقی باشدم هر دم
    "پیام"

    از گزند آسـوده باشد روح و جان
    چون
    "امين" از بهر ما باشد امان


    زنده بــاد آن رادمـــردی بی بدیــل
    وِی خلیل است و جمیل است و
    "جلیل"

    هر چه میگردم ز هر معنــا و حیث
    نیست در دنیا کسی همچون
    "اویس"


    کاش میشد جار زد هر صبح و شام
    برکـت از
    "آلاء" مـیـگـیــرد ، کــــــلام

    كرد
    "ياسين" عهد قرآن را وفا
    دردِ دين با حكم ميگيرد
    "شفا"

    ذکـر را شیطان گر از یادت بَرَد
    "تـذکــره" آن را به یــادت آوَرَد

    گر چه راهت هر قدم خار و خس است
    کـــــلِّ آنهـا را یکی
    "حافظ" بس است

    حرف پر معنــا و پر مغــز و لطـیـف
    نیست در گفتار کس همچون
    "حنیف"

    من نگــاهم را به نیکـــی دوخـتـم
    رأفتــــم را از
    "رئــوف" آمـوخـتـم

    مـیـرود پاییـــز و مـی آیــد ربـیــع
    (ربیع به معنای بهار)
    چون نماید رخ به دلهامان
    "سمیع"

    در کمند نفس کِی گردد اسیر؟
    آنکه هر دم دیده اش باشد
    "بصیر"


    گر چه من
    "استـــــاد" در دین نیستم
    "رهنما" چون هست ، غمگین نیستم (منظورم جناب "راهنما" بود ولی وزن شعر جور نمیشد)

    میشـود هر روز از مــا رفـع عـیـب
    گر که بسپاریم خود را بر
    "شعیب"

    قـلـب و جـــانش بر ولایت عــاشق است
    او که هم خود هم نشانش
    "صادق" است

    می رسد دستش به به اسرارِ نجـــوم
    هر که از
    "صـــــدرا" بیـامـوزد علــــوم

    بر عقـــاید هر که بـهـتـانـــی ببست
    حضرت
    "صدیق" پشتش را شکست (حضرت از باب احترام است ، اشتباه نشود)

    هر کـه عمــداً دست در تـاریـخ کــرد
    (خواست تاریخ را تحریف کند)
    چون
    "عماد" آمد ، رخش گردید زرد!

    در روایت هــر کــه دارد پیچ و تــاب
    باید از
    "عــمــــار" گـیــرد او جـواب

    خم نموده پشت شيطانِ رجيم
    با كلام ناب خود ، سیـد
    "كريم" (البته نمی دانم جناب "كريم" سيد هستند يا خير ، ولی سيد لااقل به عنوان آقاست)

    گـفـتـگـــــو ، آزاد مـعـنــــا میـدهـد
    حکـم با
    "سجــــاد" معنــا میـدهـد


    زنــده و پــاینــده این ابیــات شد
    چون نگاهم روی بر
    "میقات" شد


    گر چه هر گل در گلستان منفک است
    بین گلها ، همچنان
    "حامی" تک است

    هر کــه گفتم نامهاشان ظاهر است
    مرد پنهان پشت آنها
    "طاهــر" است

    شمس باشم یا که آن ماهِ منیر
    آخــرش باید کِشَم نــاز از
    "مدیر" (جناب مدیر سایت)

    آخرینش
    خاتم است و و السلام


    چونکه او آید نمی ماند کلام




    الهی هب لی کمال الانقطاع الیک

    و أنر ابصار قلوبنا بضیاء نظرها الیک




  17. صلوات ها 18


  18. #9

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۲
    علاقه
    دشمن شناسی - سرودن شعر
    نوشته
    5,876
    حضور
    128 روز 10 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    18527



    نقل قول نوشته اصلی توسط حبیبه نمایش پست ها

    آخرینش
    خاتم است و و السلام
    چونکه او آید نمی ماند کلام
    سلام خواهر گرامي
    تشكر بابت بيت پاياني
    جناب "خاتم" را نديده ام! كلاً چند وقتي است كه اساتيد تغيير كرده اند و اسامي جديد اضافه شده
    ممنون كه ايشان را هم اضافه كرديد



    دوره ای که عاقلاش زنجیرین
    سوته دل شدن یه دیوونگیه...


    اگر دیوانه نیستی ، بدان هنوز عقلت کامل نشده



  19. صلوات ها 16


  20. #10

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۴
    علاقه
    برنامه نویسی-انیمیشن-سینما-فیزیک-فلسفه...
    نوشته
    918
    حضور
    177 روز 31 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1130



    سلام.خیلی خوب بود.
    مخصوصا اون بیتی که در وصف استاد صدیق گفتید

    نقل قول نوشته اصلی توسط Reza-D نمایش پست ها
    بر عقـــاید هر که بـهـتـانـــی ببست
    حضرت "صدیق" پشتش را شکست (حضرت از باب احترام است ، اشتباه نشود)
    فقط یک چی.. استاد طاهر رو فراموش نکردید؟یا شایدم من نمی بینمش :-B
    پست های بعد از تو، سوء تفاهم بود!

  21. صلوات ها 12


صفحه 1 از 7 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع رو مطالعه کرده اند از ۱۳۹۵/۰۳/۰۴, ۱۹:۰۲ : 2

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود