صفحه 1 از 10 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: درخواست معجزه برای اینکه ثابت شود خدا وجود داره ، چه ایرادی داره؟

  1. #1

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۶
    علاقه
    تفکر
    نوشته
    1,131
    حضور
    58 روز 23 ساعت 57 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    2
    صلوات
    2211

    اشاره درخواست معجزه برای اینکه ثابت شود خدا وجود داره ، چه ایرادی داره؟




    سلام .
    امیدوارم که خوب و خوش و سلامت باشین ...
    اگر احساس میکنین که ممکن هست این موضوع در سایت مطرح نشه بهتر باشه ... همین کار رو انجام بدین ...

    مدت زمان زیادی هست که در درون این سایت و سایتهای دیگه و تحقیق و تفحص به نتیجه ای در مورد وجود خدا نرسیدم ... از طرفی یکی از بزگترین دقدقه های من این هستش که واقعا جواب این سوال رو پیدا کنم ...

    از این رو من تصمیم گرفتم این آزمایش رو انجام بدم ... آزمایشی بسیار بسیار به نظره خودم سخت ...

    مدت 1.5 سال یعنی از همین امروز تقریبا تا دی سال 1396 ...

    تمام سعی خودم رو بکنم که جزو بهترین بنده های ایشان باشم ... مسیری که دین اسلام ترسیم کرده رو طی کنم ... و بهترین کارها رو انجام بدم ...

    از لحاظ اعتقادی بر رویه خودم کار کنم .
    سعی کنم هر روز روزه باشم .
    سعی کنم هر شب نماز شب بخوانم .
    سعی کنم هر روز صدقه بدهم .
    سعی کنم هر روز کارهای خوب انجام بدم .
    و ... یه جور خودکشی عقیدتی و عملی ...

    و بعد از 1.5 سال دیگه انتظاری که داشته باشم این باشه که من برم وسط میدون آزادی ... و از خدا بخوام که من رو به مشهد ( مرقد امام رضا ) ببره ...
    تا مطمئن بشم که واقعا مسیرم درست هست ...

    من الان واقعا هیچ راهی برای اینکه بدونم خدا وجود داره یا نداره ندارم ... از طرفی هم واقعا برام مهم هست که بدونم .... وقتی کفار میرفتند پیش حضرت محمد و از ایشان تقاضای معجزه میکردند ایشان خیلی وقتها انجام نمیداند و علتش رو این عنوان میکردند که اگر معجزه هم براشون بکنم ... ایشان ایمان نمیآوردند ...

    اگر من 1.5 سال خودکشی کنم ... و واقعا هم بخوام بدونم خدا وجود داره یا نداره چرا خدا نباید چنین

    متشکرم .
    ویرایش توسط سیده راضیه : ۱۳۹۵/۰۳/۳۱ در ساعت ۱۱:۳۲
    هر کسی بخواهد کاری را انجام دهد راهش را پیدا میکند ؛ وگرنه بهانه اش را ...


  2. صلوات ها 6


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,545
    حضور
    175 روز 9 ساعت 57 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58343



    با نام و یاد دوست







    درخواست معجزه برای اینکه ثابت شود خدا وجود داره ، چه ایرادی داره؟








    کارشناس بحث: استاد شعیب

  5. صلوات ها 4


  6. #3

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    1,850
    حضور
    25 روز 13 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    4427



    با سلام خدمت شما دوست گرامی

    اول این که معجزه راه اثبات خدا نیست بلکه راه اثبات پیامبر و یا ولی الهی و رابطه آن با خداست اگر هم مشرکین می آمدند و از پیامبر معجزه می خواستند برای وجود خدا معجزه نمی خواستند بلکه می گفتند اگر تو پیامبر هستی و از طرف خدا ماموری بر این ادعای خود یک دلیل بیاور. همان گونه که ادعای او یک امر خارق العاده یعنی ارتباط با غیب است باید دلیل او هم یک کار خارق العاده غیبی باشد تا اطمینان حاصل شود که او با غیب مرتبط است.

    اکثر مشرکین مکه و مدینه و اطراف آن حتی ایران و روم و شام و ... خدا را قبول داشتند اما قبول نداشتند که این شخص پیامبر اوست.

    در طول تاریخ بشریت خدا باوری یک اعتقاد عمومی بوده است گر چه در نحوه باور با یکدیگر متفاوت بوده اند و بی خدایی و لائیک و زندیق و دهری بودن در حاشیه ای بسیار کم رنگ و حتی در زمان هایی اصلا نبوده اند. مشکل اصلی بشر باور خدا نبوده بلکه شناخت این خدا به صورت صحیح بوده است و این که رابط او با بشر چه شخصی است.

    از طرفی خدا معجزه هایش را برای بشر برای این که او را بشناسد آن به آن ارائه می کند و لحظه ای از زندگی بشر بدون معجزه وجود خدا نیست اما این ها آنقدر زیاد هستند که ما از آنها غافل هستیم.
    خدا در قرآن از این ها به آیات یاد کرده است:

    « سَنُرِيهِمْ آيَاتِنَا فِي الْآفَاقِ وَ فِي أَنفُسِهِمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ أَوَلَمْ يَكْفِ بِرَبِّكَ أَنَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ ».(فصلت 53)
    خداوند متعال می فرماید: « نشانه‌های خود را در آفاق و در انفس به آنها خواهیم نمود، تا برایشان روشن گردد که او، خود حقّ است. آیا کافی نیست که پروردگارت خود شاهد هر چیزی است؟ ».


    خدا دو نمایشگاه از آثار و آیات وجود خود لحظه به لحظه برای ایمان آوردن به خودش برای ما باز کرده (نمایشگاه های دائمی) که نیازی هم نیست که از خدا درخواست کنیم که معجزه نشان دهد آنگاه منتظر معجزه باشیم او آن به آن دارد این معجزه ها را نشان می دهد فقط ما باید به آنها بنگریم تا خدا را از این نشانه ها دریابیم

    عالم سراسر و لحظه به لحظه آیینه تمام نمای آیات حق تعالی است.

    هر کس به تماشایی، رفتند به صحرایی / ما را که تو منظوری، خاطر نرود جایی


    شانه‌ها‌ی درونی، آیات انفسی است، نشانه‌ها‌یی است از جسم آدمی که ما آن را کوچک و بی ارزش شمرده‌ایم در حالی که دنیایی بزرگ، درون آن گنجانده‌شده‌است.
    نشانه‌ها‌ی بیرونی، آیات آفاقی است، تمام نشانه‌ها‌یی که در طبیعت وجود دارد از اوج کهکشانها تا اعماق دریاها، از موجودات عظیم الجثه تا جانداران ذره‌بینی، از بزرگترین درختان کهنسال خلقت تا کم جلوه‌ترین گونه‌ی گیاهی؛ همه و همه نشانه‌ها‌یی است برای خردورزان که دست صانعی حکیم را در ورای آن بیابند.


    شما هر روز صبح معجزه خدا را ببینید «خورشید از مشرق طلوع می کند» این نظم نظام کیهانی که بدون یک لحظه تعلل در گردش است این خورشیدی که صبح به آرامی بر شما می تابد و نه آنقدر گرم است که شما را بیازارد و نه آن قدر سرد که ... «و الصبح اذا تنفس» این زمینی که مانند گهواره ملیار ها انسان را درون خود در این کهکشان به آرامی حمل می کند با این که با سرعت 5 کیلو متر بر ثانیه به دور خودش می چرخد و با سرعت 30 كيلو متر بر ثانيه به دور خورشید می چرخد و و این منظومه شمسی با سرعت 250 كيلو متر بر ثانيه درون کهکشان راه شیری در حرکت است و کهکشان راه شیری با سرعت 300 كيلو متر بر ثانيه در حال حرکت است.

    هر روز صبح خدا این معجزه را برای ما یاد آوری می کند مگر نه این است که معجزه آن است که مانندش را غیر نتوانند انجام دهند.

    و هر شب خدا در خواب آیات خود را بر ما می نمایاند راستی خواب چیست و چرا هست و چگونه می شود که ما به خواب می رویم.

    و هر لحظه که به عالم می نگری خدا در چشمان تو خودش را می نمایاند به راستی چگونه می شود که 7 ملیون سلول مخروطی شکل با ترتیب خاصی قرار می گیرند تا تصویر اشیاء را بر صحنه ذهن انسان بنگارند آیا ندیده ایم افرادی که با یک تغییر در چینش این سلول ها قادر به دیدن نیستند؟

    و خدا به هر تولد نوزادی خود را به ما می نمایاند چه کسی غذای و اکسیژن این کودک را 9 ماه در رحم مادر فراهم کرده است. و آیا در سابقه این نوزاد نمی اندیشیم که خدا آن را از آب گندیده ای خلق کرد. فلینظر الانسان مم خلق* خلق من ماء دافق

    دواءک فیک و ما تشعر *** و داءک منک و ما تبصر
    أتزعم انک جرم صغیر *** و فیک انطوی العالم الاکبر
    و انت الکتاب المبین الذی *** باحرفه یظهر المضمر
    ترجمه: داروی دردت در نهان تو است ولی نمی فهمی و دردت از خودت برخاسته ولی درک نمی کنی. آیا می پنداری جرم کوچکی هستی در حالی که جهان بزرگ تر در تو نهفته است، تو آن کتاب آشکار هستی که با حروف آن، معانی پنهان آشکار می شود.(شعر منسوب به امام علی(ع))


    «و فی خلقکم و ما یبث من دابة آیات لقوم یوقنون؛ در خلقت شما انسانها و در آنچه که خدا می پراکند یعنی متفرق و پخش می کند و به حرکت وامی دارد از جنبنده ها (آیه هایی برای اهل یقین است)» (جاثیه/ 4).

    آیا نمی اندیشیم که مرگ برای ما از چه روست؟
    آیا خیلی بی معنا نیست که ما بیاییم و برویم و هیچ مبدا و معادی نداشته باشیم
    آیا فطرت ما می پذیرد که خدایی نباشد؟ و معادی نباشد؟
    به واقع می پذیرد
    گاهی باید به دور از هیاهو های شبهات و قال و قیل های روزمره به خودمان رجوع کنیم و آرام با درونمان به گفتگو بنشینیم که آیا تو می پذیری که خدایی نباشد؟


    ویرایش توسط شعیب : ۱۳۹۵/۰۳/۰۳ در ساعت ۰۹:۱۶

  7. صلوات ها 6


  8. #4

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    1,850
    حضور
    25 روز 13 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    4427




    اینک روایاتی چند در این زمینه را با هم مرور می‌کنیم:

    1- قَالَ: دَخَلَ أَبُو شَاكِرٍ الدَّیَصَانِیُّ وَ هُوَ زِنْدِیقٌ عَلَى أَبِی عَبْدِ اللَّهِ وَ قَالَ یَا جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍ دُلَّنِی عَلَى مَعْبُودِی!
    فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع اجْلِسْ فَإِذَا غُلَامٌ صَغِیرٌ فِی كَفِّهِ بَیْضَةٌ یَلْعَبُ بِهَا فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهُ نَاوِلْنِی یَا غُلَامُ الْبَیْضَةَ فَنَاوَلَهُ إِیَّاهَا
    فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ یَا دَیَصَانِیُّ هَذَا حِصْنٌ مَكْنُونٌ لَهُ جِلْدٌ غَلِیظٌ وَ تَحْتَ الْجِلْدِ الْغَلِیظِ جِلْدٌ رَقِیقٌ وَ تَحْتَ الْجِلْدِ الرَّقِیقِ ذَهَبَةٌ مَائِعَةٌ وَ فِضَّةٌ ذَائِبَةٌ فَلَا الذَّهَبَةُ الْمَائِعَةُ تَخْتَلِطُ بِالْفِضَّةِ الذَّائِبَةِ وَ لَا الْفِضَّةُ الذَّائِبَةُ تَخْتَلِطُ بِالذَّهَبَةِ الْمَائِعَةِ فَهِیَ عَلَى حَالِهَا لَا یَخْرُجُ مِنْهَا خَارِجٌ مُصْلِحٌ فَیُخْبِرَ عَنْ إِصْلَاحِهَا وَ لَا یَدْخُلُ إِلَیْهَا دَاخِلٌ مُفْسِدٌ فَیُخْبِرَ عَنْ إِفْسَادِهَا لَا یُدْرَى لِلذَّكَرِ خُلِقَتْ أَمْ لِلْأُنْثَى تَنْفَلِقُ عَنْ مِثْلِ أَلْوَانِ الطَّوَاوِیسِ أَ تَرَى لَهُ مُدَبِّراً ؟
    قَالَ: فَأَطْرَقَ مَلِیّاً ثُمَّ قَالَ: أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَحْدَهُ لَا شَرِیكَ لَهُ وَ أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ وَ أَنَّكَ إِمَامٌ وَ حُجَّةٌ مِنَ اللَّهِ عَلَى خَلْقِهِ وَ أَنَا تَائِبٌ مِمَّا كُنْتُ فِیه‏
    ( الإحتجاج على أهل اللجاج/ ج‏2 / 333 )
    ترجمه : روزى فردى زندیق بنام أبو شاكر دیصانىّ بر امام صادق علیه السّلام وارد شده و گفت: اى جعفر بن محمّد مرا به معبود و خدایم راهنمایى و دلالت كن!.
    امام صادق علیه السّلام فرمود: بنشین، در این وقت پسر بچّه‏اى وارد شد كه با تخم- مرغى بازى مى‏كرد، امام فرمود: اى پسر این تخم مرغ را به من بده. آن را گرفت و فرمود: اى دیصانىّ، این سنگرى است پوشیده، كه پوستى ضخیم دارد و زیر آن پوسته‏اى نازك است، و زیر آن طلایى است روان و نقره‏اى آب شده، و هیچ كدام با هم مخلوط نشده و بهمان حال باقى است، نه مصلحى از آن خارج شده تا بگوید من آن را اصلاح كردم‏ و نه مفسدى درونش رفته تا بگوید من آن را فاسد كردم، و معلوم نیست براى تولید نر آفریده شده یا ماده، ناگاه میشكافد و طاوسى رنگارنگ بیرون میدهد، آیا تو براى این مدبّرى در مى‏یابى؟! راوى گوید: دیصانىّ مدّتى سر بزیر افكند و سپس گفت: گواهى دهم كه معبودى جز خداى یگانه بى‏شریك نیست، و اینكه محمّد بنده و فرستاده اوست و تو امام و حجّت خدایى بر مردم و من از حالت پیشین توبه‏ گزارم‏
    (منبع: عیون اخبار الرضا (ع) /ج 1 - الاحتجاج /ج 3)


    2- وَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ الْخُرَاسَانِیِّ خَادِمِ الرِّضَا ع قَالَ دَخَلَ رَجُلٌ مِنَ الزَّنَادِقَةِ عَلَى الرِّضَا وَ عِنْدَهُ جَمَاعَةٌ ...قَالَ الرَّجُلُ فَمَا الدَّلِیلُ عَلَیْهِ
    - قال: ... مَعَ مَا أَرَى مِنْ دَوَرَانِ الْفَلَكِ بِقُدْرَتِهِ وَ إِنْشَاءِ السَّحَابِ وَ تَصْرِیفِ الرِّیَاحِ وَ مَجْرَى الشَّمْسِ وَ الْقَمَرِ وَ النُّجُومِ وَ غَیْرِ ذَلِكَ مِنَ الْآیَاتِ الْعَجِیبَاتِ الْمُتْقَنَاتِ عَلِمْتُ أَنَّ لِهَذَا مُقَدِّراً وَ مُنْشِئاً ...
    ( الإحتجاج على أهل اللجاج، ج‏2، ص: 397 )
    ترجمه : زندیقی همراه با چماعتی بر امام رضا (ع) وارد گردید ...(زندیق ) پرسید: چه دلیلى بر وجود خدا هست؟
    حضرت بعد از مطالبی فرمودند: ... افزون بر اینكه چرخش فلك به امر و قدرتش و ایجاد شدن ابرها و گردش بادها و حركت ماه و خورشید و ستارگان و سایر آیات عجیب و متقن الهى را مى‏بینیم، و لذا مى‏فهمم كه اینها همه تقدیركننده و ایجادكننده‏اى دارد....



    3- عَنْ عَلِیِّ بْنِ مُوسَى الرِّضَا عَنْ أَبِیهِ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ أَبِیهِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِیهِ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ عَنْ أَبِیهِ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ ع فِی قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ الَّذِی جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ فِراشاً وَ السَّماءَ بِناءً قَالَ جَعَلَهَا مُلَائِمَةً لِطَبَائِعِكُمْ مُوَافِقَةً لِأَجْسَادِكُمْ وَ لَمْ یَجْعَلْهَا شَدِیدَةَ الْحُمَّى وَ الْحَرَارَةِ فَتُحْرِقَكُمْ وَ لَا شَدِیدَةَ الْبُرُودَةِ فَتُجْمِدَكُمْ وَ لَا شَدِیدَةَ طِیبِ الرِّیحِ فَتُصَدَّعَ هَامَاتُكُمْ وَ لَا شَدِیدَةَ النَّتْنِ فَتُعْطِبَكُمْ وَ لَا شَدِیدَةَ اللِّینِ كَالْمَاءِ فَتُغْرِقَكُمْ وَ لَا شَدِیدَةَ الصَّلَابَةِ فَتَمْتَنِعَ عَلَیْكُمْ فِی دُورِكُمْ وَ أَبْنِیَتِكُمْ وَ قُبُورِ مَوْتَاكُمْ وَ لَكِنَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ جَعَلَ فِیهَا مِنَ الْمَتَانَةِ مَا تَنْتَفِعُونَ بِهِ وَ تَتَمَاسَكُونَ وَ تَتَمَاسَكُ عَلَیْهَا أَبْدَانُكُمْ وَ بُنْیَانُكُمْ وَ جَعَلَ فِیهَا مَا تَنْقَادُ بِهِ لِدُورِكُمْ وَ قُبُورِكُمْ وَ كَثِیرٍ مِنْ مَنَافِعِكُمْ فَلِذَلِكَ جَعَلَ الْأَرْضَ فِرَاشاً لَكُمْ ثُمَّ قَالَ عَزَّ وَ جَلَّ وَ السَّماءَ بِناءً سَقْفاً مِنْ فَوْقِكُمْ مَحْفُوظاً یُدِیرُ فِیهَا شَمْسَهَا وَ قَمَرَهَا وَ نُجُومَهَا لِمَنَافِعِكُمْ ثُمَّ قَالَ عَزَّ وَ جَلَّ وَ أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً یَعْنِی الْمَطَرَ یُنْزِلُهُ مِنْ عَلًا لِیَبْلُغَ قُلَلَ جِبَالِكُمْ وَ تِلَالِكُمْ وَ هِضَابِكُمْ وَ أَوْهَادِكُمْ ثُمَّ فَرَّقَهُ رَذَاذاً وَ وَابِلًا وَ هَطْلًا لِتَنْشَفَهُ أَرَضُوكُمْ‏ وَ لَمْ یَجْعَلْ ذَلِكَ الْمَطَرَ نَازِلًا عَلَیْكُمْ قِطْعَةً وَاحِدَةً فَیُفْسِدَ أَرَضِیكُمْ وَ أَشْجَارَكُمْ وَ زُرُوعَكُمْ وَ ثِمَارَكُمْ ثُمَّ قَالَ عَزَّ وَ جَلَّ فَأَخْرَجَ بِهِ مِنَ الثَّمَراتِ رِزْقاً لَكُمْ یَعْنِی مِمَّا یُخْرِجُهُ مِنَ الْأَرْضِ رِزْقاً لَكُمْ فَلا تَجْعَلُوا لِلَّهِ أَنْداداً أَیْ أَشْبَاهاً وَ أَمْثَالًا مِنَ الْأَصْنَامِ الَّتِی لَا تَعْقِلُ وَ لَا تَسْمَعُ وَ لَا تُبْصِرُ وَ لَا تَقْدِرُ عَلَى شَیْ‏ءٍ وَ أَنْتُمْ تَعْلَمُونَ أَنَّهَا لَا تَقْدِرُ عَلَى شَیْ‏ءٍ مِنْ هَذِهِ النِّعَمِ الْجَلِیلَةِ الَّتِی أَنْعَمَهَا عَلَیْكُمْ رَبُّكُمْ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى‏

    ( عیون أخبار الرضا علیه السلام، ج‏1، ص: 138 )
    ترجمه : جناب على بن موسى الرضا از پدرش موسى بن جعفر (ع) از پدرش جعفر بن محمد از پدرش محمد بن على از پدرش على بن الحسین روایت كرده‌است در قول خداى تعالى "الَّذِی جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ فِراشاً وَ السَّماءَ بِناءً" كه آن جناب فرمود:
    حق تعالى آسمان و زمین را ملایم با طبیعت هاى شما خلق فرمود و موافق با بدن هاى شما آفرید
    و آنها را زیاد گرم قرار نداد تا اینكه شما را بسوزانند
    و زیاد سرد قرار نداد تا اینكه شما مثل یخ، بسته شوید
    و زیاد بوى خوش قرار نداد تا اینكه سرهاى شما درد بیاید
    و زیاد بوى بد قرار نداد تا اینكه شما را هلاك كند
    و زیاد نرم قرار نداد مثل آب تا اینكه شما را غرق كند
    و زیاد سخت قرار نداد تا اینكه نتوانید خانه و بناهاى غیر از آن بسازید و قبور اموات خود را درست كنید
    و لكن خداى عز و جل قرار داده‌است در زمین آن مقدار از استحكام و سختى را كه شما منتفع و بهره‏مند شوید و یك دیگر را نگاهدارى كنید و بدنها و بناهاى خود را در روى زمین نگاه دارید و حفظ كنید و زمین را در اطاعت شما قرار داده كه می توانید خانه و قبر در آن بنا كنید و بیشتر از منافع خود را از آن بردارید پس از این جهت زمین را فراش از براى شما قرار داده
    پس از آن فرمود وَ السَّماءَ بِناءً
    یعنى آسمان را سقف قرار داد كه محفوظ است از شیاطین و استماع آنها اذكار ملائكه را كه در آن آسمان گردش میكند آفتاب و ماه و ستارگان بجهت منافع شما
    پس از آن فرمود"وَ أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً"
    یعنى فرو فرستاد از طرف بالا باران را متفرق فرموده در اطراف عالم به سه نوع:
    یك قسم باران ریزه و ضعیف
    و یك قسم باران شدید و درشت قطره و لیكن اتصال ندارد
    و یك قسم باران شدید كه پیوسته مى‏آید
    پس این اقسام باران را به این قسم آفرید تا اینكه بیاشامد زمینهاى شما را از این باران
    و قرار نداد این باران را یك قطعه بلكه جزء جزء قرار داد تا آنكه زمینهاى شما و درختهاى شما و زراعتهاى شما فاسد نشود
    پس از آن فرمود فَأَخْرَجَ بِهِ مِنَ الثَّمَراتِ رِزْقاً لَكُمْ
    یعنى از آن میوه‏هائى را كه از زمین بیرون مى‏آورد رزق و روزى از براى شما قرار داد
    فَلا تَجْعَلُوا لِلَّهِ أَنْداداً پس شما هم از براى خداوند شبیه و مانند قرار ندهید بتانى را كه نه عقل دارند و نه مى شنوند و نه مى‏بینند و نه قدرت بر چیزى دارند و حال این كه شما مى‏دانید كه قدرت ندارند بر آفریدن چیزى از این نعمت‏هاى جلیله كه پروردگار شما بر شما انعام فرموده‏

    4- وَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ الْخُرَاسَانِیِّ خَادِمِ الرِّضَا ع قَالَ دَخَلَ رَجُلٌ مِنَ الزَّنَادِقَةِ عَلَى الرِّضَا وَ عِنْدَهُ جَمَاعَةٌ ...قَالَ الرَّجُلُ فَمَا الدَّلِیلُ عَلَیْهِ؟ قَالَ أَبُو الْحَسَنِ:
    إِنِّی لَمَّا نَظَرْتُ إِلَى جَسَدِی فَلَمْ یُمْكِنِّی فِیهِ زِیَادَةٌ وَ لَا نُقْصَانٌ فِی الْعَرْضِ وَ الطُّولِ وَ دَفْعِ الْمَكَارِهِ عَنْهُ وَ جَرِّ الْمَنْفَعَةِ إِلَیْهِ عَلِمْتُ أَنَّ لِهَذَا الْبُنْیَانِ بَانِیاً فَأَقْرَرْتُ بِهِ...
    ( الإحتجاج على أهل اللجاج، ج‏2، ص: 397 )
    ترچمه : زندیقی همراه با بر امام رضا (ع) وارد گردید. در آن لحظه امام تنها نبود بلکه چماعتی از مردم نزد ایشان بودند... زندیق پرسید: چه دلیلى بر وجود خدا هست؟ آن حضرت فرمودند:
    وقتى به جسدم مى‏نگرم و مى‏بینم نمى‏توانم در طول و عرض چیزى از آن كم كنم یا بر آن بیفزایم و سختى‏ها را از آن دفع كنم و چیزى به سود آن انجام دهم، مى‏فهمم كه این ساختمان بناكننده‏اى دارد و به او معتقد مى‏شوم...

    5- وَ عَنْ هِشَامِ بْنِ الْحَكَمِ قَالَ: دَخَلَ ابْنُ أَبِی الْعَوْجَاءِ عَلَى الصَّادِقِ ع فَقَالَ لَهُ الصَّادِقُ ع:
    یَا ابْنَ أَبِی الْعَوْجَاءِ أَنْتَ مَصْنُوعٌ أَمْ غَیْرُ مَصْنُوعٍ؟
    قَالَ: لَسْتُ بِمَصْنُوعٍ.
    فَقَالَ لَهُ الصَّادِقُ: فَلَوْ كُنْتَ مَصْنُوعاً كَیْفَ كُنْتَ؟
    فَلَمْ یُحِرِ ابْنُ أَبِی الْعَوْجَاءِ جَوَاباً وَ قَامَ وَ خَرَج‏.
    ( الإحتجاج على أهل اللجاج / ج‏2 / 333 )
    ترجمه : از هشام بن حكم گزارش شده كه گفت: روزى ابن أبى العوجاء بر امام صادق علیه‌السّلام وارد شد؛ امام از او پرسید: اى ابن ابى العوجاء، آیا تو مخلوقى یا غیر مخلوق؟
    گفت: مخلوق نیستم.
    فرمود: اگر قرار بود مخلوق و مصنوع می‌‌ بودى چگونه بودى؟
    با شنیدن این سخن هر کاری کرد نتوانست جوابی بدهد بنابر این برخاست و رفت‏.

    6 - عَنْ أَبِی الْحَسَنِ عَلِیِّ بْنِ مُوسَى الرِّضَا ع أَنَّهُ دَخَلَ عَلَیْهِ رَجُلٌ فَقَالَ لَهُ یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ ص: مَا الدَّلِیلُ عَلَى حُدُوثِ الْعَالَمِ؟
    فَقَالَ: أَنْتَ لَمْ تَكُنْ ثُمَّ كُنْتَ وَ قَدْ عَلِمْتَ أَنَّكَ لَمْ تُكَوِّنْ نَفْسَكَ وَ لَا كَوَّنَكَ مَنْ هُوَ مِثْلُك‏
    (عیون أخبار الرضا علیه‌السلام / ج‏1 /ص 114 )
    ترجمه : حسین بن خالد از حضرت على بن موسى الرضا (ع) روایت كرده‌است كه مردى به آن حضرت وارد شد و عرض كرد:
    یا ابن رسول اللَّه دلیل بر حدوث عالم چیست؟
    فرمود: دلیل حدوث عالم این‌است كه تو نبودى و وجود پیدا كردى و حال اینكه می دانى كه نه خود خودت را موجود ساخته‌ای و نه كسی مثل خودت تو را تكوین نموده‏.
    همان گونه که ملاحظه کردید در تمام پاسخ های دسته‌ی دوم روایات، به آفرینش بدن انسان و وجود خودش تذکار داده‌شده لذا از آن تعبیر به آیات انفسی شد تا از این طریق فرد عاقل مکلف متفطن متفکر پی به وجود خالق بی همتا برده و زبان به اقرار وجود بی مثال او باز کند؛ همانگونه که دسته‌ی اول روایات فقط در مورد عالم بیرونی نظر داشتند و دیده‌ی دل را به آفاق جهت می‌‌‌دادند. از این رو به آن ها آیات آفاقی گفته‌شده‌است.
    امید است که تدبر در این نوشته‌ی مختصر، ما را از هرگونه استدلال های خشک منطقی در مورد خالق هستی بی نیاز کند.



    ویرایش توسط شعیب : ۱۳۹۵/۰۳/۰۳ در ساعت ۰۹:۲۱

  9. صلوات ها 6


  10. #5

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۴
    علاقه
    علاقمند به کتاب روانشناسی و تاریخی
    نوشته
    1,310
    حضور
    40 روز 12 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    10
    صلوات
    3701



    با سلام

    خدا از راه های گوناگون و متفاوت قابل شناخت و اثبات است. راه هایی که بعضی بسیار ساده و در خور فهم عموم است و بعضی در حدّ متوسط و بعضی بسیار دشوار و پیچیده اند. براهین خداشناسی به سه طریق برهان فطرت و برهان نظم و برهان علیت تقسیم شده اند.راه فطرت مطمئن ترین راهی است که هر انسان بی غرضی را مستقیماً به سوی معبود رهنمون می کند. راه فطرت به چند دلیل بهترین راه خدا شناسی است:
    1ـ این راه به مقدمات فنی و پیچیده نیازی ندارد و نیز با ساده ترین بیان، می توان آن را مطرح کرد، علاوه بر این، برای همه مردم و در همه سطوح قابل فهم و درک است.
    2ـ این راه مستقیماً به سوی خدای دانا و توانا رهنمون می کند.
    3ـ اگر این راه با تأمّل و تفکّر همراه شود، حالت عرفانی و شناخت خاصی نسبت به معبود پیدا می شود.به همین جهت است که اولیای الهی و رهبران دینی برای شناساندن خدا از این راه استفاده کرده و همگان را به پیمودن آن دعوت کرده اند.شخصی خدمت امام صادق(ع) عرض کرد: خدا را به من آن چنان معرفی کن که گویی او را می بینم،‌حضرت از او سؤال کرد: آیا هیچ وقت از راه دریا مسافرت کرده‌ای؟ (گویا حضرت توجه داشتند به این که قضیّه برای او اتفاق افتاده است) گفت: آری. گفتند: اتفاق افتاده است که کشتی در دریا بشکند؟ گفت: بلی، اتفاقاً در سفری چنین قضیّه ای واقع شد. گفتند: به جایی رسیدی که امیدت از همه چیز قطع شود و خود را مُشرف به مرگ ببینی؟ گفت: بلی چنین شد. گفتند: در آن حال امیدی به نجات داشتی؟ گفت: آری. گفتند: در آن جا که وسیله ای برای نجات تو وجود نداشت، برای چه کسی امیدوار بودی؟ آن شخص متوجه شد که در آن حال گویا دل او با کسی ارتباط داشته، در حدّی که گویی او را می دیده است. این همان حالتی است که گفتیم گاهی به اضطرار توجه انسان از همه قطع می شود و آن حالت به انسان روی می دهد که رابطه قلبی خود با خدا را در می یابد.راه دیگر، برهان علیت است. به این نحو که:هیچ یک از موجودات وجودشان از خودشان نیست،‌چون اگر وجودشان ذاتی بود،‌دستخوش تغییر و نابودی نیم شدند، از همین جا می فهمیم که وجودشان را دیگری داده و آن دیگری خدا است.این برهان تمام عیار و در عین حال همه کس فهم است.هر چیزی که بتوان آن را "موجود" دانست،‌ از دو حال خارج نخواهد بود: یا وجود برای آن ضرورت دارد و خود به خود موجود و به اصطلاح "واجب الوجود" است و یا وجودش ضرورت ندارد و مرهون موجود دیگری است و بر اصطلاح "ممکن الوجود" می باشد. بدیهی استکه اگر تحقق چیزی محال باشد، هرگز وجود نخواهد یافت و هیچ گاه نمی توان آن را موجود دانست. پس هر موجودی یا واجب الوجود است و یا ممکن الوجود با دقت در مفهوم "ممکن الوجود" روشن می شود که هر چیزی مصداق این مفهوم باشد، معلول و نیازمند به علت خواهد بود، زیرا اگر موجودی خود به خود وجود نداشته باشد، ناچار به وسیله موجود دیگری به وجود آمده است. چنان که هر وصفی که بالذات نباشد. ثبوت آن بالغیر خواهد بود و مفاد قانون علیّت هم همین است که هر موجود وابسته و ممکن الوجودی نیازمند به علت است، نه این که هر موجودی نیاز به علت دارد تا گفته شود: پس خدا هم احتیاج به علت دارد، یا گفته شود: اعتقاد به خدای بی علت، نقض قانون علیت است. از سوی دیگر اگر هر موجودی ممکن الوجود و نیازمند به علت باشد، هیچ گاه موجودی تحقق نخواهد یافت و چنین فرضی نظیر آن است که هر یک از افراد یک گروه، اقدام خود را مشروط به شروع دیگری کند که در این صورت هیچ اقدامی انجام نخواهد گرفت.
    پس وجود موجودات خارجی، دلیل آن است که واجب الوجودی موجود است.برهان یا قانون نظم: یکی از راه هایی که انسان می تواند خدا را بشناسد و به عظمتش اعتراف کند، قانون نظم در جهان هستی است. همه می دانیم که اگر انسان حتی در کارهای روزمّره و ساده زندگی،‌ نظم را سرلوحه کار خود قرار ندهد، هرگز به هدف نخواهد رسید و زندگیش دچار هرج و مرج عجیبی خواهد شد. اما جهان هستی با تمام وسعتش که از حدّ و اندازه و تصور ما به دور است، چگونه می تواند بدون آن که ناظمی قدرتمند داشته باشد، به حیات خود ادامه دهد؟! در همین کره خاکی که زیستگاه بشر است، تمام امور روی حساب و دقت نباشد است. روز شب می شود، شب روز، آفتاب از مشرق طلوع می کند و در مغرب فرو می رود. فصل های چهارگانه به ترتیب و بدون کم و کاست می آیند و می روند. بدنی که انسان دارد،‌ ترکیب از آفرینشی به بهترین شکل است. هر نظمی نشانگر ناظم و دارای علم و ادراک است که آفریننده آن است.امام صادق(ع) می فرماید: "شگفت از آفریده و مخلوقی که فکر کند خدا از بندگانش پنهان است، در حالی که آثار آفرینش را در وجود خود با ترکیبی که عقلش را مبهوت و انکارش را باطل می کند می بیند. قسم به جانم! اگر منکران در نظام عظیم خلقت فکر می کردند... قطعاً آن‌ها را با دلائلی قانع کننده به آفریدگار جهان راهنمایی می نمود".آیات قرآن نیز می توان به براهینی برای شناخت خدا و اثبات وجود او دست یافت مثلاً این که: آیا بدون علت آفریده شده اند یا خودشان، خود را آفریده اند.هیچ کدام از این رو فرض نمی تواند صحیح باشد. بنابراین،‌ این آیه می تواند اشاره به برهان علیت باشد.

    فعاليت داشتن در فضاي مجازي و پاک ماندن در آن ' تقواي دو چندان ميخواهد. يادمان نرود گاهي با گناه به اندازه ي يک لايک فاصله داريم... يادمان نرود فضاي مجازي هم "محضر خداست " نکند که شرمنده باشيم، امان از لحظه ي غفلت که فقط خدا شاهد است و بس...! گاهي روي مانيتور بچسبانيم "ورود شيطان ممنوع " مراقب دستي که کليک ميکند، چشمي که ميبيند و گوشي که ميشنود باشيم... و بدانيم و آگاه باشيم که خدا هم هميشه آنلاين "است. .وما فقط در مشگلات آنلاین میشیم

  11. صلوات ها 3


  12. #6

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۳
    علاقه
    مداحی آقا امام زمان و امام حسین ، موزیک غمگین
    نوشته
    678
    حضور
    25 روز 3 ساعت 36 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    2
    صلوات
    2258



    یه مشکلش میتونه این باشه
    حواریون بعد از اینکه از حضرت مسیح خواستن که مایده آسمانی بیاد تا قلبشون مطمین بشه خدا گفت
    قالَ اللّهُ إِنِّی مُنَزِّلُها عَلَیْکُمْ فَمَنْ یَکْفُرْ بَعْدُ مِنْکُمْ فَإِنِّی أُعَذِّبُهُ عَذاباً لاأُعَذِّبُهُ أَحَداً مِنَ الْعالَمینَ
    خدا میگه اگه بعد از این معجزه کافر بشید یه جوری عذابتون میکنم که تا حالا کسی رو عذاب نکردم
    حالا فکر کن معجزه بیاد و بعد از معجزه گناه کنی
    خالدین فیها میری جهنم :)
    چشم ها را شستم جور دیگر دیدم

  13. صلوات ها 6


  14. #7

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۴
    علاقه
    برنامه نویسی-انیمیشن-سینما-فیزیک-فلسفه...
    نوشته
    1,050
    حضور
    194 روز 13 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1236



    سلام...من اول یک داستنکی از تجربه ای که خودم داشتم رو نوشتم...دیدم ضرورتی برای گفتنش نیست....حذفش کردم....به هر حال...فکر کنم این مورد هم مثل همون مورد داستان اجنه دیدنه...مطمئنید که پس از یک سال و نیم...وقتی معجزه رو دیدید و از میدان آزادی رفتید مشهد، به وجود خدا اعتراف کنید؟؟شاید یک سری تصورات دیگه اومد به ذهنتون...مثلا به ذهنتون رید که انسان اگر به چیزی دل ببنده براش یک سال و نیم خودکشی کنه...به او دلبسته و خواستش می رسه...شما یک سال و نیم خواستتون این بود که از میدان آزادی برید مشهد...و به این خواستتون رسیدید....اگر چیز دیگری هم می خواستید...به اون می رسیدید...مثلا نشانه ای از وجود آدم فضایی یا یک شی پرندهآیا اطمینان دارید و مطمئنید که پس از دیدن معجزه به وجود خدا اعتراف داشته باشید؟
    ویرایش توسط پارسا مهر : ۱۳۹۵/۰۳/۰۳ در ساعت ۲۳:۴۴
    پست های بعد از تو، سوء تفاهم بود!

  15. صلوات ها 4


  16. #8

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    892
    حضور
    16 روز 10 ساعت 29 دقیقه
    دریافت
    10
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1567



    دوست عزیز بنده تضمین میکنم که این جیزی که میخواید عمرا اتفاق نمی افته اینکه یهویی از میدون آزادی طی العرض کنید و برید مشهد؟ خواهش میکنم از اینکار و این 1.5 سال رو بیخیال بشید واقعا و واقعا بیهوده است
    در مورد خداباوری هم واقعا بهتون حق میدم تمامی برهان ها و دلایل وجود خداوند کاملا یقین آور نیستند و اینکه شما به یقین به وجود خدا با این موارد پی نبردید چیز عجیبی نیست شخصا معتقدم به تحقیقتون ادامه بدید این طوری بعدا اگر به وجود خدا پی بردید قطعا از خیلی آدمای روی این زمین یقینتون بیشتر خواهد بود و از این کارهای ماورایی و غیر ممکن دوری کنین

  17. صلوات ها 2


  18. #9

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    1,850
    حضور
    25 روز 13 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    4427



    نقل قول نوشته اصلی توسط muiacir نمایش پست ها
    در مورد خداباوری هم واقعا بهتون حق میدم تمامی برهان ها و دلایل وجود خداوند کاملا یقین آور نیستند و اینکه شما به یقین به وجود خدا با این موارد پی نبردید چیز عجیبی نیست
    با سلام
    البته این نظر شخصی شما است که به نظرم می رسد قبلا هم درباره این با هم گفتگو کردم که ما ادله یقین آوری برای وجود خدا داریم.

  19. صلوات ها 3


  20. #10

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۴
    نوشته
    745
    حضور
    20 روز 6 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    7
    صلوات
    1777



    نقل قول نوشته اصلی توسط مارینر نمایش پست ها
    سلام .
    امیدوارم که خوب و خوش و سلامت باشین ...
    اگر احساس میکنین که ممکن هست این موضوع در سایت مطرح نشه بهتر باشه ... همین کار رو انجام بدین ...

    مدت زمان زیادی هست که در درون این سایت و سایتهای دیگه و تحقیق و تفحص به نتیجه ای در مورد وجود خدا نرسیدم ... از طرفی یکی از بزگترین دقدقه های من این هستش که واقعا جواب این سوال رو پیدا کنم ...

    از این رو من تصمیم گرفتم این آزمایش رو انجام بدم ... آزمایشی بسیار بسیار به نظره خودم سخت ...

    مدت 1.5 سال یعنی از همین امروز تقریبا تا دی سال 1396 ...

    تمام سعی خودم رو بکنم که جزو بهترین بنده های ایشان باشم ... مسیری که دین اسلام ترسیم کرده رو طی کنم ... و بهترین کارها رو انجام بدم ...

    از لحاظ اعتقادی بر رویه خودم کار کنم .
    سعی کنم هر روز روزه باشم .
    سعی کنم هر شب نماز شب بخوانم .
    سعی کنم هر روز صدقه بدهم .
    سعی کنم هر روز کارهای خوب انجام بدم .
    و ... یه جور خودکشی عقیدتی و عملی ...

    و بعد از 1.5 سال دیگه انتظاری که داشته باشم این باشه که من برم وسط میدون آزادی ... و از خدا بخوام که من رو به مشهد ( مرقد امام رضا ) ببره ...
    تا مطمئن بشم که واقعا مسیرم درست هست ...

    من الان واقعا هیچ راهی برای اینکه بدونم خدا وجود داره یا نداره ندارم ... از طرفی هم واقعا برام مهم هست که بدونم .... وقتی کفار میرفتند پیش حضرت محمد و از ایشان تقاضای معجزه میکردند ایشان خیلی وقتها انجام نمیداند و علتش رو این عنوان میکردند که اگر معجزه هم براشون بکنم ... ایشان ایمان نمیآوردند ...

    اگر من 1.5 سال خودکشی کنم ... و واقعا هم بخوام بدونم خدا وجود داره یا نداره چرا خدا نباید چنین

    متشکرم .
    بسم الله الرحمن الرحیم
    سلام علیکم سرکار مارینر،
    اصل کاری که خواستید که اصلاً کار عجیبی نیست و اگرچه برای امثال ما خواسته‌ی بزرگی باشد ولی برای خداوند سهل و آسان است ...

    اما به زعم حقیر بهتر است این خواسته را نداشته باشید ... چون شما امروز می‌گویید اگر چنین شود ایمان خواهم آورد در حالی که حقیر یقین دارم با این نگاه امروز شما به مسأله‌ی عقلانیت وقتی که خواسته‌اتان اجابت شد باز هم شک رهایتان نخواهد کرد ... باورتان نمی‌شود بسم‌الله، بفرمایید که چطور چنین چیزی برای شما باور به خدا را به ارمغان خواهد آورد؟ مثلاً چطور این احتمال را کنار می‌گذارید که نیروهایی مثل جنیّان شما را به مشهد نبرده باشند؟ یا موجودات فضایی؟ شاید یک کرم‌چاله باز شده است و شما ناگهان به مشهد منتقل شده‌اید ... چه چیزی در این کار هست که مختصّ خدا باشد و شما بدانید که این کار و این اثر مختص خدای فرضی مسلمین است و در نتیجه اگر این کار انجام شود من یقین پیدا می‌کنم که خدای ایشان حق است و امروز من هم به جرگه‌ی مسلمانان می‌پیوندم؟ به جای آن می‌توان گفت که هر چیزی که رخ داده است حتماً دلیلی طبیعی داشته است، همانطور که خیلی از دانشمندان قبلی هم هر کاری را که نمی‌توانسته‌اند با قوانینی که تا آن موقع می‌شناخته‌اند توضیح بدهند می‌گفته‌اند که خداوند مستقیماً در اینجا وارد عمل شده است و بعد دانشمندان بعدی با کشف قوانین جدید نظر قدیمی ایشان را رد کرده و می‌گفتند حتی همین مسائل هم از قوانین طبیعی خودش تبعیت می‌کرده است ... شاید شما به جای ایمان آوردن به خدای اسلام باقی عمرتان را بگذارید به شناخت طی‌الأرضی که غیرمسلمانان هم به مراتب نازلی از آن می‌توانند دست پیدا کنند ... چطور فکر می‌کنید که با چنان آزمایشی اگر همانطور که می‌خواهید صورت گرفت حتماً ایمان خواهید آورد؟

    اگر قرآن و داستان انبیاء گذشته را بخوانید می‌بینید که چنین خواسته‌هایی زیاد مطرح شده است، عده‌ای یک مطلب را که به نظرشان از هر چیزی دور از ذهن‌تر می‌رسیده است را مطرح می‌کردند و می‌گفتند اگر چنین شود چون این کار غیرممکن است پس ادعای تو راست است چون خدایت غیرممکنی را ممکن ساخت ... ولی وقتی برایشان انجام می‌شد و می‌دیدند که انجام شد حالا هزار تا احتمال هم کنارش قرار می‌گرفت، شاید دلیل این پدیده فلان چیز باشد، شاید بهمان‌چیز باشد، اصلاً شاید جادوگری باشد و ما سحر شده باشیم و هزار و یک احتمال دیگر ... در نتیجه اگر می‌خواهید از خدا چنان چیزی را بخواهید ابتدا یک ساز و کار طراحی کنید که بتواند شما را به یقین واقعی برساند که فلان اثر تنها ازآن خداست ... اگر توانستید چنان ساز و کاری را طراحی کنید (که با نگاه امروزتان به عقلانیت و اینکه به دنبال راهی هستید که در روی کاغذ احتمالات را به صفر برساند نخواهید توانست و اگر به نظرتان رسید که به چنان طرحی رسیدید حتماً یک جای محاسباتتان را اشتباه کرده‌اید، اگر نتوانستید اشکالی در آن بیابید آن را اینجا عرضه کنید تا حقیر سعی کنم آن را برایتان توجیه کنم و هزار و یک شبهه به آن وارد کنم، خداوند بدون شک همیشه راه را برای توجیه کسانی که نخواهند ایمان بیاورند باز می‌گذارد و این موافق مختار بودن انسان در دنیاست) در این صورت دیگر لازم نیست یک سال و نیم عبادات آنچنانی کنید، از خدا بخواهید که ظرف همین چند ثانیه حق را بر شما مطابق آن ساز و کار آشکار گرداند، چرا که این خدای قادر و توانا به احوال بندگان و به ذات الصدور ایشان علم دارد و کلام ناگفته را می‌داند، و او همان خدایی است که فرموده مرا بخوانید تا اجابت کنم شما را، این خدای فرضی را مخاطب قرار دهید و بگویید که اگر همانطور که مسلمان‌ها معتقد هستند وجود داری مرا با این ساز و کار به وجود خودت آگاه بنما ...
    نقل قول نوشته اصلی توسط شعیب نمایش پست ها
    معجزه راه اثبات خدا نیست بلکه راه اثبات پیامبر و یا ولی الهی و رابطه آن با خداست اگر هم مشرکین می آمدند و از پیامبر معجزه می خواستند برای وجود خدا معجزه نمی خواستند بلکه می گفتند اگر تو پیامبر هستی و از طرف خدا ماموری بر این ادعای خود یک دلیل بیاور. همان گونه که ادعای او یک امر خارق العاده یعنی ارتباط با غیب است باید دلیل او هم یک کار خارق العاده غیبی باشد تا اطمینان حاصل شود که او با غیب مرتبط است.

    اکثر مشرکین مکه و مدینه و اطراف آن حتی ایران و روم و شام و ... خدا را قبول داشتند اما قبول نداشتند که این شخص پیامبر اوست.
    سلام علیکم استاد بزرگوار،
    آیا حضرت موسی علیه‌السلام برای فرعونی معجزه نیاوردند که می‌گفت انا ربکم الأعلی و اینکه ای قوم من برای شما جز خودم خدایی را سراغ ندارم؟ ظاهراً معجزه نشانه‌ی خداست، اگر خدا را قبول داشتند نسبت پیامبر به آن خدا ثابت می‌شود و اگر خدا را قبول نداشتند ابتدا خود خداوند به یاد ایشان آورده می‌شود و سپس نسبت پیامبر به خدایی که به یاد آورده شده است اثبات می‌شود ... به شخصه حقیر متوجه نمی‌شوم چرا می‌گویند معجزه فقط برای فلان هدف خاص بوده است، آیا این مطلب خواستگاه موجهی در آیات و روایات دارد یا صرفاً یک نظریه یا تعریف است که جای نقد دارد؟
    نقل قول نوشته اصلی توسط muiacir نمایش پست ها
    در مورد خداباوری هم واقعا بهتون حق میدم تمامی برهان ها و دلایل وجود خداوند کاملا یقین آور نیستند و اینکه شما به یقین به وجود خدا با این موارد پی نبردید چیز عجیبی نیست
    سلام علیکم برادر،
    البته نه تمامی برهان‌ها ... برهان‌های از جنس «ذکر و یادآوری» برهان‌هایی هستند که می‌توانند انسان را نسبت به خداوند به یقین برسانند ... انسانی که خدا را به یاد آورد و او را گم‌شده‌ی تمام سالهای غفلتش بیابد دیگر جای اما و اگری برایش نمی‌ماند تا دوباره غفلت او را از حالت شعور و آگاهی در نیاورد ...

    با تشکر
    یا علی علیه‌السلام

    ویرایش توسط سین : ۱۳۹۵/۰۳/۰۴ در ساعت ۱۸:۱۹
    «سین» نماینده‌ی مورد تأیید هیچ جریان اعتقادی یا فکری نیست و مشارکتش در بحث‌ها صرفاً جنبه‌ی هم‌فکری دارد

    اللهم أرزقنی معرفتک و حبک و عبادتک خالصاً ... و معرفة خلفائک و حبّهم و طاعتهم ... و معرفة أعدائک و عداوتهم و مخالفتهم
    ظَلَمْتُ نَفْسِي وَ تَجَرَّأْتُ بِجَهْلِي ... دعا کنید خدا هدایتم کند و عاقبت‌بخیر بشوم ... همه حلال کنید

  21. صلوات ها 5


صفحه 1 از 10 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع رو مطالعه کرده اند از ۱۳۹۵/۰۳/۰۲, ۰۲:۰۶ : 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود