صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: عشقی که من را به گناه انداخت و هنوز بعد از 5 سال درگیرش هستم

  1. #1

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    22,399
    حضور
    203 روز 14 ساعت 34 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    42
    صلوات
    61447

    عشقی که من را به گناه انداخت و هنوز بعد از 5 سال درگیرش هستم




    با نام و یاد دوست


    سلام

    یکی از کاربران سایت سوالی داشتند که مایل نبودند با آیدی خودشون مطرح شود

    لذا با توجه به اهمیت موضوع، سوال ایشان با حفظ امانت جهت پاسخگویی توسط کارشناس محترم سایت در این تاپیک درج می شود:




    سلام . من پسر بسیار مذهبی بودم .


    5 سال قبل برای اولین بار توی دانشگاه عاشق دختری مذهبی شدم که کاش نمی شدم !

    چون شرایط ازدواج رو نداشتم این عشق را مخفی کردم !


    حتی در طول دوره 2 ساله دانشگاه یکبار هم بهش سلام نکردم ! هیچ حرفی هم بهش نزدم ! راهم را همیشه کج می کردم تا کمترین برخورد رو با همدیگه داشته باشیم ! سرم رو پایین می انداختم تا نبینمش ! تنها ارتباط من در حدی بود که بعضی وقت ها سرکلاس می دیدمش یا در خیابون مقداری هم مسیر می شدیم . همه ی این کارها را می کردم تا بتونم بعد از دانشگاه راحت تر فراموشش کنم



    دو سال شب ها بالشم رو با اشک هام خیس می کردم و عذاب از دست دادنش رو تحمل می کردم

    روحم داغون شده بود و همین باعث شد به گناه بیفتم برم سراغ فیلم های غیر اخلاقی و به فیلم اعتیاد پیدا کردم و تبدیل شدم به یک آدم گنه کار

    از چشم اون افتادم



    یکبار توی خیابون با دوستش دیدم راجع به گناهکاری من قضاوت کرد به من لقبی رو نسبت داد که ماله گناهکار هاست قبلم شکست

    با شنیدن این حرفش دیگه مطمئن شدم حتما باید قیدش رو بزنم


    من به گناه افتاده بودم فقط به خاطر اینکه خودم را لایق اون نمی دونستم و با خودم فکر می کردم من نمی تونستم اونو خوشبختش کنم

    در صورتی که قبلش حس می کردم ازم بدش نمیومد برعکس حس می کردم دوستم هم داشت ( چه می دونم شاید هم توهم زده بودم !)

    قبل از اینکه دانشگاه تموم بشه یک دختر دیگه ای بهم پیشنهاد ازدواج داد که بهش جواب رد دادم


    بالاخره دانشگاه تموم شد و به خدمت اعزام شدم . دو سال تو شهر دیگه خدمت کردم و برگشتم .

    راستش توی خدمت که بودم اصلا یاد هیچ کدومشون نمی افتادم نمی دونم چرا شاید به خاطر مشغله زیاد حین خدمت بوده ؟!


    بعضی وقت ها که تنها می شم این خاطره ها برام زنده می شه . از یک طرف بعضی وقت ها یاد کسی که خودم عاشقش شدم می افتم و بغضم می گیره از یک طرف خاطره خواستگاری و سوال و جواب شدن از طرف یک دختر دیگه روحم رو شکنجه می ده عشقی که من را به گناه انداخت و هنوز بعد از 5 سال درگیرش هستم


    من می خوام به هیچ کدومشون فکر نکنم کلا می خوام فراموش کنم جوری که انگار در زندگی من وجود نداشتند . ولی بعضی وقت ها خاطرشون برام زنده می شه و آزارم می ده و باعث می شه انگیزه کار کردن یا درس خوندن نداشته باشم و اعصابم خورد بشه


    من باید چکار کنم ؟

    اگه نتونستم فراموشش کنم چی

    حس می کنم این عشق دوباره داره منو سمت گناه می کشه . چون بعضی وقت ها وسوسه می شم برای از بین بردن احساسم به اون عشق قدیمی وارد روابط دوستی با جنس مخالف بشم . ولی دوست ندارم دوباره برم سمت گناه

    چکار کنم آخه ؟




    با تشکر

    در پناه قرآن و عترت پیروز و موفق باشید


  2. صلوات ها 8


  3. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    22,399
    حضور
    203 روز 14 ساعت 34 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    42
    صلوات
    61447



    با نام و یاد دوست







    عشقی که من را به گناه انداخت و هنوز بعد از 5 سال درگیرش هستم








    کارشناس بحث: استاد حامی

  4. صلوات ها 6


  5. #3

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    15,839
    حضور
    221 روز 8 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    245
    آپلود
    8
    گالری
    589
    صلوات
    122786



    سلام خدمت شما پرسشگر محترم
    از اين كه سؤال تان را با اين مركز در ميان گذاشتيد و اعتماد داريد صميمانه تشكر مي كنم.
    ما صرف اين كه به ماشيني علاقه داريم به نمايشگاه ماشين براي خريد ماشين نمي رويم. براي خريد ماشين بايد توانايي خريد و مهارت رانندگي و...خود را هم در نظر بگيريم. با توجه به مشاجرات زيادي كه بين زوج ها هست و با عنايت به طلاق هاي عاطفي و فيزيكي ما بايد براي همسريابي و همسرگزيني حتما براساس ملاك و معيار و تناسب ها اقدام كنيم گزينش خود را زير نظر مشاوران ازدواج و افراد باتجربه بررسي كنيم. چنين ازدواج روشمندي موفق خواهد بود.
    اگر دختري كه به او علاقه داريد با معيارهاي ازدواج موفق همخواني دارد. مي توانيد به او فكر كنيد و با كمك تجربه بزرگترهاي خانواده و مشاوره ازدواج او را بررسي كنيد. اگر به هر دليلي شرايط ازدواج را نداريد يا او همكفو و همتاي شما نيست يا احتمال پذيرش را ناچيز مي دانيد بهتر است ايشان را فراموش كنيد.

    تلاش ناكام
    ذهن ما طوري است كه اگر درباره چيزي اضطراب داشته باشيم نسبت به آن حساس مي شود. در عرف مي گويند انسان از چيزي كه مي ترسد به سرش مي آيد. يعني اگر شما تلاش كنيد كه او را فراموش كنيد در واقع درگير اضطرابي مي شويد كه همان اضطراب سبب يادآوري او مي شود. بهترين كار اين است كه به جاي اين كه پيوسته به ذهن خود تأكيد كنيد كه نبايد به او فكر كني. عملا برنامه زندگي تان طوري باشد كه ذهنتان درگير امور ديگري شود و خودبه خود او را فراموش كند.
    مجاور نبودن و مواجه نشدن يكي از مهم ترين راه ها براي فراموش كردن است.
    حال اگر ذهنتان به طور غيرارادي او را به ياد اورد چه بايد بكنيد؟ تلاش براي رد كردن او از ذهن سبب تحريك شدن ذهن در به ياداوري او مي شود مانند افراد وسواسي كه مي خواهند به چيزي فكر نكنند ولي ان فكر به صورت تكراري در ذهن آنها مي آيد.
    پس چه بايد كرد؟
    يكي از راه هاي براي فكر كردن به او اين است كه به او فكر كنيد. ولي اين فكر كردن براي تحليل و بررسي باشد و با همكاري يك مشاور يا فرد با تجربه باشد يعني او را بررسي كنيد ببينيد آيا براي شما مي تواند همسر مناسب و همفكوي باشد كه هر دو خوشبخت شويد يا ازدواج شما به دليل تفاوت هاي زياد سبب مشكلاتي براي شما و خانواده ها مي شود.
    - تنهايي و خيال پردازي ارادي عامل تقويت عشق مي شود بنابراين بايد از تنهايي و خيالپردازي ارادي اجتناب كنيد. اگر به هر دليلي او در ذهن شما آمد با فعاليت هاي ذهني ديگر مانند محاسبات رياضي، گفتگوهاي سازنده، شنيدن موسيقي طبيعت، تلاوتقران، زمزمه شعر، تلاش براي مديريت خيال با شعر گفتن و نقاشي و داستان نويسي، آوازخواندن و.. ذهن خود را پركنيد.
    - با كار و فعاليت هاي ذهني و بدني، ورزش، و تفريحات سازنده سبب مديريت ذهن و زندگي خود شويد.
    - اگر اضطراب و دلشوره و بي قراري داريد و خواب عميقي نداريد و چرخه خوابتان به هم ريخته است و خيالپردازي به او زياد است و نمي توانيد او را فراموش كنيد حتما با متخصص اعصاب و روان ( روان پزشك) مشورت كنيد.
    - نماز اول وقت و استغفار زباني و عملي را جدي بگيريد.
    - توبه كنيد و بدانيد كه خداوند سر قولش هست كه عاشق توبه كننده است و توبه پذير. و نااميدي از رحمت خدا گناهي است بزرگ و شيطان انسان را از رحمت خدا و توبه مأيوس مي كند و تلاش مي كند ما از ياد خداوند غافل شويم.
    - توجه داشته باشيد ما انسان مختار و بااراده اي هستيم با اراده خود بسياري از فعاليت هاي مثبت را انجام مي دهيم ولي شيطان در گناهان ما را تحريك و تشويق مي كند و القا مي كند كه ما بگوييم اراده نداريم در حالي كه اگر اراده نداشتيم همين گناهان را در جمع هم انجام مي داديم.
    - از دعا و صدقه و شركت در مجالس ديني براي تقويت اراده خود و يادخداوند مدد بگيريد.
    - ورزش هاي هوازي مانند شنا و پياده روي و دوچرخه سواري و... فوايد جسمي، ذهني، معنوي و اجتماعي زيادي دارد. با ورزش زندگي خود را بانشاط كنيد و مديريت هيجاني خود را تقويت كنيد.

    ویرایش توسط حامی : ۱۳۹۵/۰۳/۰۳ در ساعت ۰۸:۵۷
    طفل بافي ماندن
    1- دلبستن به تعلقات و شهوات و داشتن ها (به خصوص در عصر مدرنيته)
    2- غفلت از بودن
    3- غفلت از شدن
    4- طفل باقي ماندن عقل غايت نگر (عدم بلوغ عقلاني)

  6. صلوات ها 8


  7. #4

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۱
    علاقه
    درس خواندن،گوش کردن، و یه عالمه چیز دیگه!
    نوشته
    520
    حضور
    4 روز 7 ساعت 47 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2473



    خوب چرا اقدام به ازدواج نمی کنین؟
    آتش بگیر تا بدانی چه می کشم
    احساس سوختن به تماشا نمی شود
    آقا بیا...

  8. صلوات ها 3


  9. #5

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۲
    علاقه
    دشمن شناسی - سرودن شعر
    نوشته
    6,315
    حضور
    148 روز 1 ساعت 57 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    19751



    نقل قول نوشته اصلی توسط طاهر نمایش پست ها
    قبل از اینکه دانشگاه تموم بشه یک دختر دیگه ای بهم پیشنهاد ازدواج داد که بهش جواب رد دادم
    سلام
    آن وقت چه بهانه اي آورديد؟ گفتيد ميخواهم ادامه تحصيل بدهم؟!




    نقل قول نوشته اصلی توسط فضه الزهرا نمایش پست ها
    خوب چرا اقدام به ازدواج نمی کنین؟
    سلام خواهر گرامي
    اگر منظورتان اين است كه با ازدواج ، عشق قبلي را فراموش كنند ، اصلاً راه حل مناسبي نيست


    مرا رازی‌ست اندر دل، به خــون دیده پرورده
    ولیکن با که گویم راز، چون محرم نمی‌بینم...



  10. صلوات ها 6


  11. #6

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۴
    علاقه
    ...
    نوشته
    1,785
    حضور
    168 روز 11 ساعت 56 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    9
    صلوات
    3592



    نقل قول نوشته اصلی توسط Reza-D نمایش پست ها
    اگر منظورتان اين است كه با ازدواج ، عشق قبلي را فراموش كنند ، اصلاً راه حل مناسبي نيست
    به نظرم ایشون منظورشون خواستگاری رفتن (ازدواج)همین دختره که به اصطلاح عاشقشه ،

    بود.

  12. صلوات ها 5


  13. #7

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۹
    نوشته
    1,101
    حضور
    19 روز 9 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    2
    گالری
    19
    صلوات
    11295



    نقل قول نوشته اصلی توسط طاهر نمایش پست ها
    ب
    5 سال قبل برای اولین بار توی دانشگاه عاشق دختری مذهبی شدم که کاش نمی شدم !

    چون شرایط ازدواج رو نداشتم این عشق را مخفی کردم !
    حتی در طول دوره 2 ساله دانشگاه یکبار هم بهش سلام نکردم ! هیچ حرفی هم بهش نزدم ! راهم را همیشه کج می کردم تا کمترین برخورد رو با همدیگه داشته باشیم ! سرم رو پایین می انداختم تا نبینمش ! تنها ارتباط من در حدی بود که بعضی وقت ها سرکلاس می دیدمش یا در خیابون مقداری هم مسیر می شدیم . همه ی این کارها را می کردم تا بتونم بعد از دانشگاه راحت تر فراموشش کنم


    بسم الله الرحمن الرحیم
    سه تا توصیه براتون دارم:
    1.بازی در نیارید سر خودتون :اگر از کسی خوشتون اومد از راهش اقدام کنید،یا میگه نه یا میگه بله...دیگه انقدر بازی نداره که...گاهی یاد گرفتیم دور خودمون تاب بخوریم و کارها رو سخت کنیم..
    2.بدونید سر دو نفر نمیتونید کلاه بذارید یکی خدا و دیگری خودتون:این که سراغ فیلم غیر اخلاقی رفتید،نباید گردن کسی دیگه بندازید و تبدیلش کنید به یک مرام که بله من بخاطر عشقم خراب شدم...
    3.از رسانه های تصویری استفاده نکنید یا کمتر استفاده کنید:خیلی از این رفتار مربوط به احساسات کاذبه که نتیجه این فیلماست..


  14. صلوات ها 7


  15. #8

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۲
    نوشته
    879
    حضور
    20 روز 18 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    1
    گالری
    17
    صلوات
    2341



    سلام علیکم و رحمة الله

    خواهی که جهان در کف اقبال تو باشد؟؟؟؟
    خواهان کسی باش که خواهان تو باشد!


    عشق یه وری(یک طرفه) برای مدت پنج سال؟! یعنی راه بهتری برای شکنجه کردن خودتون پیدا نکردید؟ قلب آقایون که چند ظرفیتیه، شما برو یک خانمی که به شما علاقه داره رو توی یکی از جایگاهها پارک کن، یه جای پارک هم برای ایشون بذار.

    شما می گی از عشق ایشون یا برای فرار از عشق به ایشون، کشیده شدی طرف فیلم غیراخلاقی!! خب شما فکر می کنی اگر واقعاً عشق محض و بی رقیب به این خانم داشتی و نمی تونستی به دیگری بیندیشی، اصلاً به خانم دیگری می تونستی نگاه کنی؟ دیدن همین فیلمها نشون میده که قلب شما، جای پارک داره. برو زن بگیر، خیالت راحت باشه مشکلی پیش نمیاد.

    به نظر من، عمر و جوانی آدم چیزی نیست که بخوایم برای بیراهه ای که سرانجامی نداره، تلفش کنیم. البته این بلای خانمانسوز بیشتر گریبان دخترها رو میگیره، ولی در هر حال، دقت کنید: وقت شما رو به اتمام است

    ما آزموده‌ایم در این شهر بخت خویش, بیرون کشید باید از این ورطه رخت خویش.

  16. صلوات ها 6


  17. #9

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۳
    علاقه
    برنامه نویسی
    نوشته
    230
    حضور
    16 روز 1 ساعت 36 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    12
    صلوات
    644



    عزیزم
    خود منمم درگیر موردی مشابه (در مورد عشق و شکست) بودم.
    البته وضعیتم اینجوری بود، یکی را در دوران دانشگاه کاردانی دوست می داشتم...در صورتیکه دوست نزدیک اون فرد به جهت علاقه شدید به بنده، سراغ بنده آمد. از آنجایی که من فرد دیگری رو دوست می داشتم، به فرد پیشنهاد دهنده پشت کرده و جواب رد دادم ولی از طرفی دلم هم بهش سوخت و نتونستم سراغ فردی برم که خیلی می خواستمش...چون اینا هر دو با هم دوست جینگ و صمیمی بودند...
    از طرفی حس می کنم بسیار اشتباه کردم...چون ما مسئول سرنوشت خودمونیم... علل الخصوص که فرد ایده آل بنده هم یه تمایلی رو به من نشون می داد.
    البته شایدم بهتر بود هر دو رو می گرفتم...
    چند پیشنهاد:
    1- یک پایان تلخ بهتر از یه تلخی بی پایان هست.
    حسرت کار غلطی که می کنی رو یه بار می خوری ولی حسرت کار درستی رو که نمی کنی رو یه عمر می خوری...
    به نظرم اینکه یه بار با ایشون صحبت می کردید و بهتون نه می گفت بهتر از این بود که از دور خودتون رو از بین ببرید... اگه حتی یه نه به شما می گفتند، حد اقل دیگه خیالتون راحت می شد که حداقل تو سرنوشتتون تلاشتون رو کردید و نشد!
    خود فرد هم همیشه از شما به عنوان یه فرد قوی و جسور یاد می کنه، نه یه آدم ترسو! (ولو با گفتم جواب نه!)
    2-سعی کنید هر چه زودتر ازدواج کنید. کار خیلی سختی نیست...از شما حرکت، از خدا برکت!
    3-مواردی مثل ورزش و با دوستان بودن می تونه بهتون در روحیه بهتر کمکتون می کنه. یه پیشنهاد ویژه اینکه سراغ علایقتون برید که هم کار باشه هم تفریح هم علاقه.. این مورد برای بنده، برنامه نویسی بود..هم کار، هم تفریح و سرگرمی.
    4- اگه فرد مد نظر رو بتونید پیدا کنید و باهاش صحبت کنید شاید خوب باشه. ولی حد اقل شاید اگر بشنوید که ازدواج هم کرده، دیگه به نوع تلخی راحت شید. این روش آخریه خیلی خیلی تلخه و آدم رو یه مدت افسرده می کنه ... منتها دیگه از خیال پردازی و .. دورتون می کنه.
    چون آدما در زمانی که عاشقند، مدام از سمت خدا دنبال یه نشونه هستند و با یه خواب یا یه اتفاق، سریع ربطش می دن به موضوع خودشون... این آخریه مزیتش اینه که کمکتون می کنه با تلخی، سازش پیدا کنید و دیگه به فکر فرد دیگری باشید...
    5- معمولا از دور، عشاق یه تصور مسموم و غلط و یه بتی رو می سازند که وقتی از نزدیک با هم صحبت می کنند، به حقیقت پی می برند و اونجاست که می شناسند و با خیال راحت و قلبی مصمم، تصمیم به به هم زدن یا ازدواج می گیرند.
    من نمی گن دوستی بلند مدت، بلکه می گم شده بعد از چند جلسه صحبت، مسایل رو به خانواده ها انتقال بدید تا مورد، خانوادگی بشه...
    6- نماز خصوصا نماز شب و خوندن قرآن و دعای ربنا هب لنا من ازواجنا و ... هم بسیار کمکتون می کنه...
    موفق باشید...
    ویرایش توسط ++Hadi++ : ۱۳۹۵/۰۳/۰۳ در ساعت ۱۷:۴۹

  18. صلوات ها 2


  19. #10

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۵
    نوشته
    7
    حضور
    5 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    8

    خونسرد دقیقا مثل خودتم




    دقیقا مثل خودتم دارم سالگرد شش سالگی عشقم رو میگیرم ولی از یادم نرفته
    یه فرد شدیدا مذهبی بودم که عاشق شدم اما گناه نکردم ولی خیلی داغونم خوش حال میشم بیای تو وبلاگم نظر بزاری باهات ارتباط مجازی داشته باشم
    تو وبلاگم یه نظر سنجی گزاشتم که چرا بعد پنج سال هنوز از یادم نمیره راستی تو کتاب دانش خانواده و جمعیت راه حل های خوبی ارائه شده اینم وبلاگم www.1ehsas.mihanblog.com

  20. صلوات ها 2


صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 1

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود