صفحه 1 از 9 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: ماجرای خلقت انسان

  1. #1

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۵
    نوشته
    1
    حضور
    17 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    4

    اشاره ماجرای خلقت انسان




    سلام.
    با توجه به قانونمند بودن نظام افرينش سير تكاملي انسان در طول زمان رو چگونه با اين ادعاي قرآن مبني بر خلقت انسان بواسطه "گل" و به صورت آني توجيه ميكنيد؟
    و با توجه به اينكه تكامل انسان از نظر عقلي توجيه بذير هست، هبوط آدم و حوا از اسمان و در واقع همان خلقتشون با گل چگونه توجيه ميشه؟
    ممنون از پاسخگوييتون
    ویرایش توسط سیده راضیه : ۱۳۹۵/۰۳/۳۱ در ساعت ۱۵:۲۶

  2. صلوات ها 4


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,495
    حضور
    174 روز 11 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58276



    با نام و یاد دوست







    ماجرای خلقت انسان








    کارشناس بحث: استاد مشکور

  5. صلوات ها 3


  6. #3

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۳
    علاقه
    مطالعه و تحقیق و پاسخگویی
    نوشته
    1,509
    حضور
    33 روز 23 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    4005

    راهنما دیدگاه قرآن و نظریه تکامل انواع




    نقل قول نوشته اصلی توسط Hasssa نمایش پست ها
    سلام.
    با توجه به قانونمند بودن نظام افرينش سير تكاملي انسان در طول زمان رو چگونه با اين ادعاي قرآن مبني بر خلقت انسان بواسطه "گل" و به صورت آني توجيه ميكنيد؟
    و با توجه به اينكه تكامل انسان از نظر عقلي توجيه بذير هست، هبوط آدم و حوا از اسمان و در واقع همان خلقتشون با گل چگونه توجيه ميشه؟
    ممنون از پاسخگوييتون
    سلام و ادب و تشکر از سؤال خوبتان

    بنظر می رسد که در این پرسش، بنوعی نظریه تکامل انواع داروین را بعنوان یک اصل عقلی توجیه پذیر پذیرفته و در باره جریان خلقت اولیه آدم و حوا و مراحل پس از آن که در آیات قرآن بدان اشاره شده دچار تردید و ابهام هستید. در این خصوص، توجه به نکاتی چند حائز اهمیت است:

    اولاً: بررسی و نقد هر مسئله و گزاره علمی باید با متد و شیوه‏ های خاص آن علم صورت بگیرد مثلا مسائل زیست شناختی را نمی‏شود با علوم نقلی تحقیق کرد، چنانچه علوم نقلی را با علوم زیست شناسی نمی‏توان بررسی نمود مثلا حوادث تاریخی را نمی‏شود با ادله فلسفی و براهین عقلی ثابت نمود پس هر علمی را باید با شیوه و متد آن علم، نفی یا اثبات کرد.

    ثانیاً: در مورد نظریه تکامل انواع (ترانسفورمیسم) یا اصالت انواع (فیکسیسم) باید گفت که اینها نظریه‏ های زیست شناختی هستند و جز با متد آن قابل پاسخگویی نیستند. اما بررسی نظر قرآن با دو پیش فرض در این زمینه می‏تواند مقبول و مطلوب باشد:

    الف: قرآن وحی و کلام الهی است.

    ب: در قرآن باطل راه ندارد و آنچه گفته است مطابق با واقع است فلذا نزد اهل ایمان حجیت دارد.

    ج: از آنجاییکه ایمان از پنجره عقل تحقق می یابد، همه معارف الهی غیرمستقیم وجهه و حجیت عقلانی دارد.
    با این 3 مقدمه می‏ توان با نظر قرآن در مورد این اصل زیست‏ شناسی قضاوت نمود.


    نظريه دانشمندان، چنانچه می دانید نظريه و فرضيه علمى است نه سخن قطعى؛ بر فرض هم كه درست باشد، مغايرتى بين آن و آيات آفرينش انسان نيست. زيرا بر اساس نظريه زيست شناسان، نسل انسان اوليه به ميليون‏ها سال پيش باز مى‏ گردد؛ اما خلقت حضرت آدم مربوط به حدود 10 هزار سال پيش است. به عبارت ديگر بر اساس مدارك دين و برخى قرائن علمى، انسانهاى اوليه همگى از بين رفته‏ اند؛ حتى آيه 30 سوره شريفه بقره كه طبق آن ملائكه در برابر آفرينش حضرت آدم و انسان زمينى عرض كردند: «أ تجعل فيها مَن يفسدُ فيها و يَسفكُ الدماء» «آيا در آن (زمين) كسى را مى‏ گمارى كه در آن فساد انگيزد و خون‏ها بريزد؟» اشاره به انسانهاى اوليه داشته‏ اند كه بر اثر فساد و خونريزى نسلشان كلاً از زمين منقرض شد.- بعض روايات نيز اين مطلب را تأييد مى‏ كنند.(1) بنابراين بر فرض اينكه فرضيه تكامل درست باشد، مربوط به انسانهاى اوليه مى‏ باشد كه پيش از انسان کنونی بر روى زمين مى‏ زيسته‏ اند و نسلشان منقرض شده است.

    گذشته از آن، دلايل و مستندات علمى كشف شده، این نظریه که نسل انسان از ميمون يا حيوان ديگرى باشد، را بكلى نفى مى‏ كنند و نشان مى‏ دهند كه چنين تصورى غلط است و فرضيات جديد منشاء انسان را زمين و خاك مى‏ دانند؛ همانگونه كه در قرآن آمده است. فرضيه تكامل از روز اول دچار چالشهاى جدى از سوى دانشمندان زيست‏ شناس بوده است و بسيارى از صاحب‏نظران و دانشمندان آن را نپذيرفتند. زيرا بنا در علوم آن است كه بر اساس فرضيات ارائه شده امكان توجيه وضع موجود حاصل شود. و اگر نبود تلاش اشتباه و مغرضانه برخى ماديون كه اين نظريه را محمل خوبى براى تفكر مادى خود يافتند، شايد امروز به عنوان يك نظريه صرف علمى مورد پژوهش دانشمندان زيست‏ شناس قرار مى گرفت و با مشاهدات بيشتر، صورتى ديگر مى يافت. واقعيت اين است كه داده هاى علمى هيچگاه تكامل تدريجى موجودات زنده را از يك نوع خاص به نوعى پيشرفته را نشان نداده، مخصوصاً كشف مولكول دى.ان.اى (DNA) جهت عكس فرضيه تكامل را نشان داده است.

    بنابراين نه داروينزيم و نه نئوداروينيزم و نه فرضيه(Punctuated Equilibulum) «تعادل معنادار» نتوانستند قوانين ژنيتك و بيوفيزيك و بيوشيمى را توجيه كنند و فرضيات آنها تا حدود زيادى مغاير و متناقض با قوانين و كشفيات اين علوم است. گذشته از آن سنگواره‏ ها، فسيل‏ هاى به جاى‏ مانده نيز خلاف فرضيه تكامل در تمام انحاءاش است. حتى تكامل موجودات زنده از گونه‏ هاى دريايى نيز نتوانست فرضيه تكامل را اثبات كند. چنانچه «استفان بنگستون» زيست شناس سوئدى كه خود نيز تاحدودى طرفدار نظريه تكامل است، وضع زندگانى موجودات دريايى و تكامل آنها را براى داروين و داروينيزم امرى گيج‏ كننده مى‏ داند كه هنوز نتوانسته اند از گيجى آن خلاص شوند. مهمترين و ارزشمندترين مدركى كه طرفداران نظريه تكامل ارائه داده اند، فسيل ماهى‏ اى با قدمت چهار صد و ده ميليون سال است، كه آنها مدعى هستند كه اين فسيل نشان دهنده حالتى انتقالى ماهى است كه از آب به خشكى منتقل شده است.

    اما پس از اين ادعا طى پنجاه سال گذشته بيش از چهل نمونه از اين ماهى صيد شده و روشن شد كه اين ماهى نمونه‏ اى كاملاً معمولى است و هم اكنون هم در درياها زندگى مى كند. خلاصه كلام اينكه فرضيه تكامل بر اساس يكسرى بازسازى هاى باستانشناسانه صورت مى‏ گيرد كه به تعبير «پرفسور ارنست اى هوتن» استاد زيست شناس دانشگاه هاروارد: «اين بازسازى‏ هاى ادعا شده از نوع باستانى انسان در صورتى كه چنين بازسازي هايى صحيح باشد، ارزش علمى بسيار كمى دارند و احتمالاً صرفاً براى گمراهى مردم هستند... بنابراين به اين بازسازى‏ ها اعتماد نكنيد».

    بنابر اين فرضيه تكامل در خود علم زيست شناسى هم نشان از پيشرفت ندارد و مورد نقض و ابرام هاى بسيارى قرار گرفته است و مثل ديگر فرضيات در علوم نيست كه مورد تاييد همه يا لااقل اكثريت دانشمندان آن رشته قرار گرفته باشد. چنانچه مثلاً نظريه نسبيت انيشتن و يا فرضيه كوانتوم مورد اقبال تمام فيزيكدانان است.(2)

    البته آیات قرآن، نظریه تکامل انواع را در مورد انسان‏هاى قبل از این نسل بشر (مانند انسان‏هاى نئاندرتال) به طور کامل رد نمى ‏کند. ممکن است آیات قرآن در مورد آفرینش انسان از خاک چنین تفسیر شود که خاک پس از طی مراحل تکاملی بعد از میلیون ها سال به صورت خلقت کامل انسان در آمده است، همان گونه که برخی از تفاسیر و نیز دانشمندان، آیات قرآن را با نظریه تکامل تطبیق داده اند. بحث آفرینش انسان در قرآن کریم به صورت های مختلفی بیان شده است. برخی آیات بیان گر کیفیت و منشأ آفرینش حضرت آدم است.(خلقت اولیه) دسته دوم در مورد آفرینش نوع انسانی بحث می کند. و دسته سوم آفرینش حضرت آدم و نسل او را به صورت جداگانه مورد بحث قرار داده است. که فعلاً از بیان تفصیلی آن می گذریم.(3)

    اما بر فرض كه فرضيه تكامل درست باشد و همه زيست شناسان بر آن اتفاق داشته باشند.؛ ربطى به آفرينش انسان ندارد. زيرا چنانچه ديديم فرضيه تكامل بر اين باور است كه موجودات زمينى از يك يا چند منشاء خاص به صورت تدريجى تكامل يافته‏ اند. و اين فعل و انفعالات در ميليون‏ها سال پيش اتفاق افتاده است و نمونه انسانهايى كه بازسازى شده‏ اند نيز متعلق به سال‏هاى بسيار دور است در حالى كه حداكثر از هبوط حضرت آدم ده‏ هزار سالى مى‏ گذرد. ما نيز در متون روايى خود داريم كه پيش از آفرينش حضرت آدم انسانهايى در روى زمين زندگى مى كردند كه نسلشان منقرض شده است. برای تایید این ادعا روایاتی از امامام معصوم سلام الله علیهم اجمعین به دست ما رسیده است. برای نمونه: ابو حمزه ثمالی نقل می کند که شنیدم امام سجاد سلام الله علیه فرمود: "أَ تَظُنُّ أَنَّ اللَّهَ لَمْ يَخْلُقْ خَلْقاً سِوَاكُمْ بَلَى وَ اللَّهِ لَقَدْ خَلَقَ اللَّهُ أَلْفَ أَلْفِ آدَمَ وَ أَلْفَ أَلْفِ عَالَمٍ وَ أَنْتَ وَ اللَّهِ فِي آخِرِ تِلْكَ الْعَوَالِمِ"(4) آیا گمان می کنی که خدای متعال غیر از شما خلقی نداشته؟ به خدا قسم که خدای متعال خلق کرده است هزار هزار آدم و هزار هزار عالم و به خدا قسم تو در آخر آن عوالم هستی(یعنی آخرین دوره و نسل آدم و عالم).

    آنچه از ظاهر قرآن بر مى آيد اين موضوع است كه انسان فعلى از نسل آدم است و جسم آدم نيز از خاك آفريده شده است. اصولاً چنانچه ديديم زبان و روش فرضيات علمى روش خاص تجربه و مشاهده و آزمون است و اهداف عملى را نيز دنبال مى‏ كند و هيچ ربطى به روش قرآن ندارد. قرآن و دين وارد مباحث خاص علمى نمى‏ شوند؛ زيرا هدف آنها، چيزى غير از هدف علوم است و جالب است كه بدانيم كه داروين صاحب فرضيه تكامل انواع خود موحد و مسيحى معتقدى بوده است و هيچ‏گاه نظريه خود را با دين حتى نظرات تورات درباره آفرينش انسان كه متاسفانه آميخته با خرافات است، متناقض نمى‏ ديده است.(5)

    بنابر این نظریه تکامل انواع داروین، به فرض صحت و رهایی از مناقشاتی که توسط دانشمندان زیست شناسی نسبت به این فرضیه علمی شده، هیچ منافاتی با بیان قرآن کریم که در آغاز سخن بر وثاقت وحی و حقانیت آن اذعان کردیم ندارد. از اینرو هم می تواند نظریه تکامل انواع در باره انسانهای ماقبل تاریخ، که قبل از آفرینش آدم و حوا نسلشان منقرض شده درست و عقل پذیر باشد و هم دیدگاه قرآن در باره خلقت و آفرینش آدم ابوالبشر و داستان هبوط آدمی به زمین.

    موفق باشید ...

    پاورقی______________________________________ ____________________
    1. براى نمونه نگا: تفسير عياشى ج: 1 ص: 29 از امام صادق (عليه السلام)؛ بحار الانوار ج: 60 ص: 224 از آن امام بزرگوار و قصص‏ الانبياء راوندى ص: 41 ـ 35 از امام اميرالمومنين(ع).
    2. براى اطلاع بيشتر از تناقضات اين فرضيه و اشكالات وارده بر آن به كتابهاى زير مراجعه شود: 1- Thi Evolution Deceit, The Scientific Collapse Of Darwinism & Its Ideological Background , 2nd Editon, by Harun Yahya 2- For The Men Of Understanding, by Harun Yahya In www Harunyahya.org
    3. ر.ک: مرکز ملی پاسخگویی به سؤالات دینی، نظریه قرآن در باره تکامل انسان.
    4. بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، ج‏25، ص 26.
    5. براى توضيح نگا: مقالات فلسفى استاد مطهرى ج: 1 ص: 61 - 83 مقاله توحيد و تكامل و توحيد استاد مطهرى ص: 223 - 278 تفسير الميزان ج: 4 ص: 153 و ج: 9 ص: 8 و ج: 16 ص: 269 تفسير تسنيم استاد آيت‏ الله جوادى آملى ج: 3 ص: 511 - 514 فرامرز قراملكى، احمد؛ تعارض علم و دين در خلقت انسان ؛ مؤسسه فرهنگى آرايه، تهران 1373؛ بنقل از لوح فشرده پرسمان، اداره مشاوره نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در دانشگاه ها، كد: 4/100113897، با کمی تغییر و تصرف.

    ویرایش توسط مشکور : ۱۳۹۵/۰۳/۰۱ در ساعت ۰۱:۳۳
    بنام حضرت دوست ماجرای خلقت انسان

    هیچ چیز مثل اخلاق، نمی تواند در قلبها نفوذ کرده، دنیایی را گلستان و قلبهایی را با اندیشه و مرام شما همراه سازد.

    با ما همراه باشید در کانال تلگرام: اخلاق الهی

    https://telegram.me/smashkor


  7. صلوات


  8. #4

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۴
    علاقه
    برنامه نویسی-انیمیشن-سینما-فیزیک-فلسفه...
    نوشته
    1,023
    حضور
    190 روز 15 ساعت 54 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1222



    نقل قول نوشته اصلی توسط مشکور نمایش پست ها
    البته آیات قرآن، نظریه تکامل انواع را در مورد انسان‏هاى قبل از این نسل بشر (مانند انسان‏هاى نئاندرتال) به طور کامل رد نمى ‏کند. ممکن است آیات قرآن در مورد آفرینش انسان از خاک چنین تفسیر شود که خاک پس از طی مراحل تکاملی بعد از میلیون ها سال به صورت خلقت کامل انسان در آمده است، همان گونه که برخی از تفاسیر و نیز دانشمندان، آیات قرآن را با نظریه تکامل تطبیق داده اند. بحث آفرینش انسان در قرآن کریم به صورت های مختلفی بیان شده است. برخی آیات بیان گر کیفیت و منشأ آفرینش حضرت آدم است.(خلقت اولیه) دسته دوم در مورد آفرینش نوع انسانی بحث می کند. و دسته سوم آفرینش حضرت آدم و نسل او را به صورت جداگانه مورد بحث قرار داده است. که فعلاً از بیان تفصیلی آن می گذریم.
    سلام...استاد آیا مسلم نیست که از نظر قرآن انسان امروزی و یا آدم و حوا به صورت دفعی و بدون پدر و مادر خلق شده اند؟؟پس این احتمال که تفسیر خلقت از خاک این طور تفسیر می شود که خاک پس از طی مراحل تکاملی بعد از میلیون ها سال به صورت خلقت کامل در آمده....آیا با دیدگاه قرآن مبنی با دفعی بودن خلقت آدم، سازگار است؟؟

    یک درخواست هم دارم...اگر فکر می کنید مرتبط با موضوع تاپیک هست به این قضیه بپردازید که ادامه نسل آدم و حوا به چه نحو بوده، فرزندان آدم و حوا به چه نحو باردار شده اند...آیا نظر یقینی و حد اطمینانی در مورد این قضیه مطرح شده است؟
    پست های بعد از تو، سوء تفاهم بود!

  9. صلوات ها 2


  10. #5

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۴
    نوشته
    356
    حضور
    52 روز 23 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    444



    نقل قول نوشته اصلی توسط مشکور نمایش پست ها

    سلام و ادب و تشکر از سؤال خوبتان

    بنظر می رسد که در این پرسش، بنوعی نظریه تکامل انواع داروین را بعنوان یک اصل عقلی توجیه پذیر پذیرفته و در باره جریان خلقت اولیه آدم و حوا و مراحل پس از آن که در آیات قرآن بدان اشاره شده دچار تردید و ابهام هستید. در این خصوص، توجه به نکاتی چند حائز اهمیت است:

    اولاً: بررسی و نقد هر مسئله و گزاره علمی باید با متد و شیوه‏ های خاص آن علم صورت بگیرد مثلا مسائل زیست شناختی را نمی‏شود با علوم نقلی تحقیق کرد، چنانچه علوم نقلی را با علوم زیست شناسی نمی‏توان بررسی نمود مثلا حوادث تاریخی را نمی‏شود با ادله فلسفی و براهین عقلی ثابت نمود پس هر علمی را باید با شیوه و متد آن علم، نفی یا اثبات کرد.

    ثانیاً: در مورد نظریه تکامل انواع (ترانسفورمیسم) یا اصالت انواع (فیکسیسم) باید گفت که اینها نظریه‏ های زیست شناختی هستند و جز با متد آن قابل پاسخگویی نیستند. اما بررسی نظر قرآن با دو پیش فرض در این زمینه می‏تواند مقبول و مطلوب باشد:

    الف: قرآن وحی و کلام الهی است.

    ب: در قرآن باطل راه ندارد و آنچه گفته است مطابق با واقع است فلذا نزد اهل ایمان حجیت دارد.

    ج: از آنجاییکه ایمان از پنجره عقل تحقق می یابد، همه معارف الهی غیرمستقیم وجهه و حجیت عقلانی دارد.
    با این 3 مقدمه می‏ توان با نظر قرآن در مورد این اصل زیست‏ شناسی قضاوت نمود.
    شما یه مقدمه رو جا انداختید و اون اینه که فهم قرآن همیشه فهم مطابق با واقعیته؛ چنین مقدمه ای اثبات نشده.

    در مورد مباحثی که در مورد تکامل مطرح فرمودید این موارد سراسر اشتباه هستن؛ از مورد چالش قرار گرفتن تکامل تا حتی مسیحی بودن داروین. در واقع نظریه تکامل همین الان به اندازه نظریه خورشید مرکزی مورد اقبال دانشمندانه و حتی یه مورد پژوهش علمی همتراز خوانی شده در ژورنالهای معتبر برای رد تکامل وجود نداره. خدا همه ما رو به راه راست هدایت کنه انشاالله.

  11. صلوات


  12. #6

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۵
    نوشته
    404
    حضور
    20 روز 1 ساعت 43 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    444

    نظریه جدید تکامل البته از نوع ایرانیش




    بنام خدا.



    درمورد این موضوع و پرسش در تاپیکی دیگر توضیحاتی دادم که موارد مرتبط را درهمینجا کپی مینمایم امید که مفید واقع شوند.



    ضمن تشکر.

    1- از فکراینکه دو انسان بنام آدم و حوا مانند آنچه فعلا پذیرفته شده بیایید بیرون چون اصلا چنین زن و شوهر یا پدر و مادری را بصورت واقعی یافت نخواهید نمود بلکه اینها فقط تمثیل و مثال هستند که خلقت انسان از دو انسان نر و ماده یا زن و مرد خلق شده و ..
    و از فکر انسانهای پیش از انسان امروزی بنام آدم و حوا هم بیایید بیرون چون علم همیشه درحال تغییره و ممکن است فردا پس فردا حرفشان را عوض نمایند و ..

    و از فکر تبدیل میمون به انسان به این شکل و برداشت هم بیایید بیرون که منظور خداوند یا دانشمندان هم احتمالا این نبوده یا برداشتها اشتباه بوده بلکه درست تر و و منطقی ترش این خواهد بود که بگوییم یک خالق بنام خدا در سیر صعود خلقت خود {که فعلا هم نامعلوم هست ازکجا و چه موجودی بوده} و در ادامه رسیده به موجودی بنام میمون یا شامپانزه یا خانواده میمونها یا شامپانزه ها و بعد از انها موجود بعدی را که خاسته خلق نماید موجودی شده که اسمش را گذارشته انس یا انسان یا آدم و حوا یا هر عنوان و نامی دیگر.

    بنابراین منظور این نیست که در ادامه تکامل،میمون تبدیل به انسان شده یا میشود بلکه در ادامه راه خلقت سلسله مراتبی،خالق ما با کپی برداری از موجود و مخلوق قبلی ، موجود و مخلوق بعدی را خلق نموده که از اینرو بعد از میمونها یا خانواده انها که هنوز هم معلوم نیست دقیقا کدامیک آخرین بوده رسیده به موجود و مخلوقی بنام انسان.

    و از اینرو بنظرم خداوند خاسته اینها را بما انسانها بگوید که بصورت تمثیل و رمز و راز گفته تا خودمان هم کمی تحقیق و پژوهش نماییم که برسیم به این هدف اما متاسفانه چشم و گوش بسته هر حرف و سخن دانشمندان را هر چی که بود و نبود بدون کم و کاست میپذیریم که فکرنمیکنم خود این دانشمندان هم چنین خاسته و هدفی را داشته باشند بلکه آنان یک نظریه میدهند تا فکر بقیه کمی بیشتر باز شود تا آنان نیز نظریه ای کامل تر و بهتر را ارائه دهند و .. و الی آخر یا پیشرفت.

    در مورد زاد و ولد و ازدیاد جمعیت هم بله بنظر منهم حق با انهایی ست که معتقد به ازدواج خواهری و برادری در آغاز پیدایش انسان بر روی زمین میباشند و ما برای باور و قبول یا هضم آن کافی ست که خودمان را بگذاریم جای تمثیل هایی مثل آدم و حوا یا هابیل و قابیل که هیچ شناختی از اسلام و ادیان دیگر نداشتند و بلکه مانند انان ذهن خود را از همه آنچه فعلا در درون خود باور داریم تخلیه نماییم و بعد ببینیم اصلا کسی که هیچ از دین اسلام و یهود و مسیح و غیره نشنیده و نمیداند کجایش میتواند زشتی بین حرام بودن ازدواج خواهر و برادری را درک نماید و اینها همه جز خاست و اراده خود خالق و آفریدگار نبوده که خلقت بصورت آرام آرام و در زمان ، پیش برود و تکمیل شود لذا ابتدا ازدواج با محارم را حرام اعلام مینماید سپس ازدواج های فامیلی را با تولد فرزندان ناقص و بعدها هم احتمالا ازدواج های دیگری از بین خواهندرفت و این سیر تکاملی بعد از رسیدن به یک قله بنظرم دو حالته خواهدشد.
    1- یا پایان خلقت انسان و آغاز قیامت یا آغاز دورانی جدید قبل از قیامت ..
    2- یا مجددا یک سراشیبی و سقوط و بازگشت به روز ازل و ابتدای خلقت و ماندن دو انسان بنام تمثیلی آدم و حوا{که این دو نیز احتمالا یکیشون سفید پوست و دیگری سیاه پوست بوده اند {که شاید عده ای دانشمند یا نظریه پرداز سفیدپوست متعصبی و نژادپرست عارشون میاد که بگویند یا قبول نماید پدرشان یا مثلا مادرشان یک سیاه پوست و شبیه به میمون تکامل یافته بوده است} و این روند آنقدر ادامه پیدا نمود تا بعد از به حد قبول رسیدن نژادها ، ابتدا یک درگیری نژادی بین انسانها درگرفته و همه از هم جدا شده که .. که در امروز به اینجا رسیده که ما شاهدش هستیم یعنی سفیدها در مکانی جداگانه و سیاهان در همان جایی که خلقت و جهش ژنتیکی صورت گرفته یعنی جنوب آفریقا و زرد پوستان هم رفته رفته ، شرق دور امروزی و رنگین پوستان هم همینی که الان هستیم یعنی ازشمال و شاخ آفریقا تا ایران و افغانستان و پاکستان و هند و البته ..

    و البته سفیدها هم ابتدا قاره کنونی امریکا که در ادامه روند تکامل رفته رفته کوچ نموده یا توسط دیگر نژادها بیرون رانده شده و از جنوب قاره امریکا به شمال ان رفته تا از انجا به اروپای امروزی میرسند}




    بنابراین میبینید که اگر تکامل به این صورت مد نظر باشد بله خدواند یا خالق و آفریدگار با کپی برداری از موجود قبلی موجود بعدی را خلق نموده که میتوان تشابهات زیادی بین آن دو پیدا نمود{مثلا درمورد انسان و میمون یا شامپانزه و توانایی ایستادگی روی دو پا یا برخورداری از عقل و هوش بالاتر و چیزهای دیگر یا مثلا خانواده سگ سانان و گربه سانان که یکی بعد از دیگری و شبیه به یکدیگر خلق شده اند و فقط دراین بین وظیفه ما انسانهاست که سلسله مراتب این خلقت را بدرستی پیدا نموده یا تشابهات را برجسته نماییم تا مسئله خلقت بهتر و آسان تر قابل فهم و درک گردد}

    نظریه شخصی خود بنده چه درست چه نادرست فعلا این است:


    بعد از خلقت سیارات و ستاره ها و منجمله سیاره زمین ...


    ادامه دارد...




    ویرایش توسط خرد پارسی : ۱۳۹۵/۰۳/۰۱ در ساعت ۱۳:۵۸ دلیل: اصلاح

  13. #7

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۵
    نوشته
    404
    حضور
    20 روز 1 ساعت 43 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    444



    بنام خدا.




    نقل قول نوشته اصلی توسط عشق امامم نمایش پست ها
    نظریه جدید تکامل البته از نوع ایرانیش



    بنام خدا.



    درمورد این موضوع و پرسش در تاپیکی دیگر توضیحاتی دادم که موارد مرتبط را درهمینجا کپی مینمایم امید که مفید واقع شوند.



    ضمن تشکر.

    1- از فکراینکه دو انسان بنام آدم و حوا مانند آنچه فعلا پذیرفته شده بیایید بیرون چون اصلا چنین زن و شوهر یا پدر و مادری را بصورت واقعی یافت نخواهید نمود بلکه اینها فقط تمثیل و مثال هستند که خلقت انسان از دو انسان نر و ماده یا زن و مرد خلق شده و ..
    و از فکر انسانهای پیش از انسان امروزی بنام آدم و حوا هم بیایید بیرون چون علم همیشه درحال تغییره و ممکن است فردا پس فردا حرفشان را عوض نمایند و ..

    و از فکر تبدیل میمون به انسان به این شکل و برداشت هم بیایید بیرون که منظور خداوند یا دانشمندان هم احتمالا این نبوده یا برداشتها اشتباه بوده بلکه درست تر و و منطقی ترش این خواهد بود که بگوییم یک خالق بنام خدا در سیر صعود خلقت خود {که فعلا هم نامعلوم هست ازکجا و چه موجودی بوده} و در ادامه رسیده به موجودی بنام میمون یا شامپانزه یا خانواده میمونها یا شامپانزه ها و بعد از انها موجود بعدی را که خاسته خلق نماید موجودی شده که اسمش را گذارشته انس یا انسان یا آدم و حوا یا هر عنوان و نامی دیگر.

    بنابراین منظور این نیست که در ادامه تکامل،میمون تبدیل به انسان شده یا میشود بلکه در ادامه راه خلقت سلسله مراتبی،خالق ما با کپی برداری از موجود و مخلوق قبلی ، موجود و مخلوق بعدی را خلق نموده که از اینرو بعد از میمونها یا خانواده انها که هنوز هم معلوم نیست دقیقا کدامیک آخرین بوده رسیده به موجود و مخلوقی بنام انسان.

    و از اینرو بنظرم خداوند خاسته اینها را بما انسانها بگوید که بصورت تمثیل و رمز و راز گفته تا خودمان هم کمی تحقیق و پژوهش نماییم که برسیم به این هدف اما متاسفانه چشم و گوش بسته هر حرف و سخن دانشمندان را هر چی که بود و نبود بدون کم و کاست میپذیریم که فکرنمیکنم خود این دانشمندان هم چنین خاسته و هدفی را داشته باشند بلکه آنان یک نظریه میدهند تا فکر بقیه کمی بیشتر باز شود تا آنان نیز نظریه ای کامل تر و بهتر را ارائه دهند و .. و الی آخر یا پیشرفت.

    در مورد زاد و ولد و ازدیاد جمعیت هم بله بنظر منهم حق با انهایی ست که معتقد به ازدواج خواهری و برادری در آغاز پیدایش انسان بر روی زمین میباشند و ما برای باور و قبول یا هضم آن کافی ست که خودمان را بگذاریم جای تمثیل هایی مثل آدم و حوا یا هابیل و قابیل که هیچ شناختی از اسلام و ادیان دیگر نداشتند و بلکه مانند انان ذهن خود را از همه آنچه فعلا در درون خود باور داریم تخلیه نماییم و بعد ببینیم اصلا کسی که هیچ از دین اسلام و یهود و مسیح و غیره نشنیده و نمیداند کجایش میتواند زشتی بین حرام بودن ازدواج خواهر و برادری را درک نماید و اینها همه جز خاست و اراده خود خالق و آفریدگار نبوده که خلقت بصورت آرام آرام و در زمان ، پیش برود و تکمیل شود لذا ابتدا ازدواج با محارم را حرام اعلام مینماید سپس ازدواج های فامیلی را با تولد فرزندان ناقص و بعدها هم احتمالا ازدواج های دیگری از بین خواهندرفت و این سیر تکاملی بعد از رسیدن به یک قله بنظرم دو حالته خواهدشد.
    1- یا پایان خلقت انسان و آغاز قیامت یا آغاز دورانی جدید قبل از قیامت ..
    2- یا مجددا یک سراشیبی و سقوط و بازگشت به روز ازل و ابتدای خلقت و ماندن دو انسان بنام تمثیلی آدم و حوا{که این دو نیز احتمالا یکیشون سفید پوست و دیگری سیاه پوست بوده اند {که شاید عده ای دانشمند یا نظریه پرداز سفیدپوست متعصبی و نژادپرست عارشون میاد که بگویند یا قبول نماید پدرشان یا مثلا مادرشان یک سیاه پوست و شبیه به میمون تکامل یافته بوده است} و این روند آنقدر ادامه پیدا نمود تا بعد از به حد قبول رسیدن نژادها ، ابتدا یک درگیری نژادی بین انسانها درگرفته و همه از هم جدا شده که .. که در امروز به اینجا رسیده که ما شاهدش هستیم یعنی سفیدها در مکانی جداگانه و سیاهان در همان جایی که خلقت و جهش ژنتیکی صورت گرفته یعنی جنوب آفریقا و زرد پوستان هم رفته رفته ، شرق دور امروزی و رنگین پوستان هم همینی که الان هستیم یعنی ازشمال و شاخ آفریقا تا ایران و افغانستان و پاکستان و هند و البته ..
    و البته سفیدها هم ابتدا قاره کنونی امریکا که در ادامه روند تکامل رفته رفته کوچ نموده یا توسط دیگر نژادها بیرون رانده شده و از جنوب قاره امریکا به شمال ان رفته تا از انجا به اروپای امروزی میرسند}




    بنابراین میبینید که اگر تکامل به این صورت مد نظر باشد بله خدواند یا خالق و آفریدگار با کپی برداری از موجود قبلی موجود بعدی را خلق نموده که میتوان تشابهات زیادی بین آن دو پیدا نمود{مثلا درمورد انسان و میمون یا شامپانزه و توانایی ایستادگی روی دو پا یا برخورداری از عقل و هوش بالاتر و چیزهای دیگر یا مثلا خانواده سگ سانان و گربه سانان که یکی بعد از دیگری و شبیه به یکدیگر خلق شده اند و فقط دراین بین وظیفه ما انسانهاست که سلسله مراتب این خلقت را بدرستی پیدا نموده یا تشابهات را برجسته نماییم تا مسئله خلقت بهتر و آسان تر قابل فهم و درک گردد}

    نظریه شخصی خود بنده چه درست چه نادرست فعلا این است:


    بعد از خلقت سیارات و ستاره ها و منجمله سیاره زمین ...



    بعد از انفجار بزرگ یا خلقت سیارات و اسمانها{تا همین حدی که ما دیده ایم چون فکر میکنم دنیا بسیار بزرگتر و گسترده تر از فقط سیارات و ستاره ها یا کهکشانها یا فلز و کربن خواهد بود}


    و بعد از آنکه سیاره زمین مناسب سکونت و زندگی گردید{یعنی مقدار اکسیژن و گازهای دیگر به حد کافی رسید} ابتدا ذرات موجودات {تقریباهمه موجودات} توسط یک یا چند شهاب سنگ و در یک یا دونوبت یا حتی بیشتر به سیاره زمین آورده شده اند{شاید همه درخواب مصنوعی مانند عالم برزخ}


    این ذرات که شامل موجودات عصر دایناسورها و حیوانات قبل و بعد از آنها و انواع درختان و نباتات و گیاهان بوده بر اثر گردش طبیعی آب و باران بصورت بخار یا معلق در مه و بخار آب ، هریک به آسمان رفته و سپس توسط وزش باد یا گردش ابرها به مقصد خود رسیده و توسط بارندگی ها به زمین یا محیط مورد پرورش خود رها شده یا رسیده اند{این احتمال هم وجود دارد که با ورود شهاب سنگ حامل همه یا برخی موجودات ، ذرات در جو رها شده و بعد توسط آب باران به محل مورد نظر خود رسانده شده و بعد در زمان خاص خود شروع به تغییر درونی یا ژنتیکی نموده و .. و این روند تا تکامل کامل ادامه پیداکرده}
    و یا با همان شهاب سنگ بزمین {حتی قهر اقیانوسها} برده شده و سپس بعد از مدتی از درون خود و هر یک البته در زمان خود شروع به جهش ژنتیکی نموده و از حالتی به حالت دیگر تغییر چهره داده {مانند همین الان یا تولد یک انسان در رحم به اشکال گوناگون} تا اینکه مثلا موقع پیدایش دایناسورهای عظیم الجثه فرا رسیده و آنها نیز شروع به تغییراتی نموده و از هر موجود یا حیوان یک جفت شروع به خلقت گردیده و متولد شده اند که ابتدا نوع ماده آن متولد گردیده اما در ادامه یک نر از نوع خودش از پهلوی آن زده بیرون{این میتواند برعکس هم باشد یعنی ابتدا یک نر حامل نوع ماده} و شاید منظور خداوند از آفرینش انسان از گل یا آب و خاک این بوده که مثلا این موجود باید به سیاره ای برود که در آنجا آب و خاک خواهد بود {زمین} و زمانی هم باید شروع به جهش ژنتیکی خود نماید که مقداری ازسیاره زمین خالی از آب گردیده و خشکی ها پدید گردند و خشکی ها هم رفته رفته تبدیل به خاک گردند {که درآنصورت انواع گیاهان و نباتات نیز همزمان شروع به روییدن نموده و هریک میوه یا ثمره خاص خودش را داده و میدهد}


    جمع بندی:

    1- همه موجودات روی سیاره زمین از مکانی دیگر خارج از سیاره زمین و توسط یک شئی خارجی همزیست مسالمت آمیز بنام شهاب سنگ و شاید طی یک یا دو دوره یا حتی چندین دوره مختلف به این سیاره آورده شده ایم.

    2- همه موجودات این سیاره بصورت ذره و بسیار کوچکتر از این اندازه بوده ایم که هنوز هم هستیم که بعدها هر یک بخواست و اراده خالقمان و در زمان خاص خودمان شروع به جهش درونی یا ژنتیکی نموده تا به این شکل در آمده ایم {که این سیر صعودی هنوز و همچنان نیز ادامه دارد که شاید سوراخ شدن لایه اوزون نیز اگر چه علتی طبیعی و مخرب داشته اما بی ارتباط به بردن همه مخلوقات دوره اول یا دوره های قبلی و بعدی بصورت ذره نبوده باشد}

    3- قرآن هیچیک از آیاتش نادرست نخواهندبود بلکه باید گفت که برداشتها ضعیف میباشند لذا هیچ انسانی قبل از این نوع انسان وجود نداشته بلکه دلیل آنرا ترکیب و نزدیکی انواع انسان به انواع حیوان حدس بزنیم که شاید باعث خلق چنین پدیده هایی گردیده که مثلا از تجاوز یا نزدیکی یک موجود انسانی به موجودی حیوانی مثل میمون ، موجودی یا فرزندی خلق شده که دارای شمایل حیوانی و نبوغ انسانی بوده{دقیقا همان کاری که خود خالق هم بنوعی از آن بهره برده}

    4- تمام داستانهای قرآنی مثال و تمثیل هستند که خود ما باید پی به اسرار اصلی و واقعی آنها برده و بدانیم که مثلا یک روز دنیا زیر آب بوده و روزی دیگر نیز زیر آب خواهد رفت و داستان کشتی نوح دارد به این موضوع اشاره میکند که شما انسانها یک روز باید ژن یا دی ان ای همه موجودات را بصورت ذره درآورده و باعث نجات نوع خود و سایر حیوانات شوید{دقیقا همان کاری که آمریکاییان خیلی وقت است انجام داده و درحال تکمیل کردن پروژه اش میباشند..یعنی ابتدا شناسایی سلسله مراتب خلقت و سپس جمع آوری ذرات آنها بصورت کدگذاری شده یا دی ان ای یا هر چیز دیگر که فعلا نمونه کپی همه انسانها منجمله ایرانیان نیز گرفته شده و ذخیره گردیده اند} و از طرفی نیز همه به اصل خود برمیگردند و مثلا قرار است تمام سیاره زمین به زیر آب برود و همه موجودات ابتدا در زیر آب یا خود آب ساکن بوده اند{اما توسط یک لایه حفاظتی نامرئی محافظت شده یا میشدند مانند همین الان تخم انواع پرندگان یا پوسته ای که انسان و موجودات خونگرم در رحم مادر و در آن پرورش میابند و از صورتی بصورت دیگر تغییر ژنتیکی میدهند تا بشکل کنونی خود نزدیک شده و شرایط زندگی در سیاره را پیدا نمایند}


    5- داستان پراکندگی نژادها هم در همان ابتدا بصورت کلی اما مفصل و جامع بیان گردید که بعد از ازدواجهای خانوادگی و سپس فامیلی و بعد از آنکه بحد نساب یا نصاب رسیدند دچار نوعی اختلاف نژادی شده و ابتدا بخاست خود خالق ، نژادها تفکیک شدند و بعد از آن اختلافات اعتقادی جای برتری نژادی را گرفته و یا خواهدگرفت و در آخر و مجددا نیز یک اختلاف نژادی بوجود امده و مجددا این تفکیک نژادی صورت گرفته و باز بر اثر اختلافاتی بین خود نژادها ، نژادها بهم نزدیک شده و آخرالزمان واقعی رقم خواهدخورد{آنهم بعد از طی یک دوره بسیارطولانی چندین هزارساله و بعد از نابودشدن مرحله اول یا دوم سیاره زمین {که معتقدم سیاره زمین چندین بار خودش را بازسازی نموده و خودش باعث انفجاریا تخریب خودگردیده تا برخورد یک شهاب سنگ بزرگ که به زندگی دایناسورها پایان داده باشد} از اینرو ممکن است دیگر جای زندگی برای گونه های انسانی نباشد و دقیقا یا تقریبا زمانیکه یک زوج دانشمند زن و مرد سیاه و سفید در خارج از جو زمین حضور دارند باید یک حادثه و اتفاق ناگهانی طبیعی یا بدست نوع بشر کل سیاره و انسانها و موجودات داخل و ساکن آنرا نابود کرده تا زندگی برای یک شروع مجدد آماده گردد و این قیامت صغری یا کوچک خواهدبود که قیامت عظمی بعد از چندین هزارسال دیگر و شاید در جایی دیگر رقم خواهدخورد یا بوقوع خواهدپیوست که در آن روز هیچ انسانی سیاره ای بنام زمین را نه دیده است و نه چیز زیادی از آن میدانند الی فیلم یا داستانهایی که در کتابهایی بصورت رمزآلود بیان شده و البته اگر وجود داشته باشند..دقیقا مانند همین الان و امروز و قرآن که بصورت رمزآلود اشاراتی بهمه آنها نموده و چه بسا و البته چه بسا قرآن دارد این آدرس را {سیاره زمین و آب و خاک و گل را} به آن انسانهای چندین هزارسال بعد میدهد و نه ما انسانهای کنونی یا مثلا انسانهای زمان پیامبراسلام{ص} که امروز کم و بیش همه میدانیم منظور از آب و خاک و گل ، محل زیست و زندگی نوع بشری ست ونه با آب و خاک و گل بتوان یک انسان واقعی خلق نمود{مانند آنچه که یک دانشمند خارجی گفته بود که مقداری آب و اکسیژن و دی اکسید کربن یا چیزهایی شبیهه اینرا بمن بدهید تا من یک انسان واقعی تحویل شما بدهم و فکر میکند اینها بهمین راحتی هاست یا مثلا طی یک یا چندسال قابل انجام و تحقق میباشند درحالیکه خالقی را که من شناخته ام چندین هزارسال طول کشیده تا این جهان را به این شکل خلق نموده که البته درخود قرآن هم اشاره شده که در این مدت زمان چه چیزی را خلق نموده ام و در فلان زمان چه چیز دیگری را و این اشاره دارد که این خالق هم برای خلق اینهمه جهان و موجود و مخلوق و علیرغم توانایی هایش،وقت و زمان ریادی گذاشته یا صرف نموده تا درس عبرتی باشد برای ما انسانها و مسلمانان و ایرانیان که حوصله بخرج داده و بایست که وقت و زمان صرف پیشرفت علم و دانش جهانی خود نماییم}





    باتشکر.


  14. #8

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۳
    علاقه
    مطالعه و تحقیق و پاسخگویی
    نوشته
    1,509
    حضور
    33 روز 23 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    4005



    نقل قول نوشته اصلی توسط پارسا مهر نمایش پست ها
    سلام...استاد آیا مسلم نیست که از نظر قرآن انسان امروزی و یا آدم و حوا به صورت دفعی و بدون پدر و مادر خلق شده اند؟؟پس این احتمال که تفسیر خلقت از خاک این طور تفسیر می شود که خاک پس از طی مراحل تکاملی بعد از میلیون ها سال به صورت خلقت کامل در آمده....آیا با دیدگاه قرآن مبنی با دفعی بودن خلقت آدم، سازگار است؟؟
    سلام مجدد

    بر اساس نگاه دینی و بیان آیات قرآن، اینکه خلقت آدم و حوا بصورت دفعی بوده و انسان کنونی از نسل آدم ابوالبشر است ثابت است اما این بدان معنا نیست که از هیچ خلق شده اند چنانکه بیان شد آیات قرآن، مراحل خلقت و آفرینش اولیه را گاهی به زمین،(1) گاهی به خاک،(2) گاهی به گل(3) و نظائر آن نسبت می دهد و بدون شک، این ماده اولیه، در طی میلیونها سال، آمادگی و قابلیت تبدیل شدن به جسم انسان را یافته که مورد اراده و قدرت نمایی خدای هستی بخش قرار گرفته، زیرا در بحث گستره قدرت الهی مطرح است که برای تحقق یک پدیده، ما یک فاعلیت فاعل داریم که همه چیز تمام است (ان الله علی کل شیء قدیر) و یک قابلیت قابل که باید ظرفیت و استعداد لازم برای تبدیل شدن به پدیده مورد نظر را داشته باشد.

    از اینرو در این تفسیر که گفتیم بیان می شود که زمین و خاک (مواد خلقت) به اراده الهی در طول میلیونها سال سیر تکاملی که داشته اند قابلیت شکل گیری، صورت پذیری و تغییر و تبدل به جسم انسانی را یافته اند و با هنرنمایی و اراده آنی و دفعی خدای هستی بخش، خلقت اولیه محقق شده است، بنابراین از جهتی آن خلقت آنی هیچ تعارض ذاتی با فرضیه تکامل ندارد. البته به فرض صحت و رفع مناقشاتی که در باره فرضیه تکامل بیان شد.

    نقل قول نوشته اصلی توسط پارسا مهر نمایش پست ها
    یک درخواست هم دارم...اگر فکر می کنید مرتبط با موضوع تاپیک هست به این قضیه بپردازید که ادامه نسل آدم و حوا به چه نحو بوده، فرزندان آدم و حوا به چه نحو باردار شده اند...آیا نظر یقینی و حد اطمینانی در مورد این قضیه مطرح شده است؟
    در این خصوص در تایپیک هایی در همین سایت، مستقلاً به این مسائل پرداخته شده، جستجو کنید قطعاً به مباحث مربوطه دست خواهید یافت در غیراینصورت، می توانید این مطلب را در تایپیکی مستقل طرح و از طریق کارشناس مربوطه پیگیری کنید.

    موفق باشید ...

    پاورقی______________________________________ ___________
    1. منْها خَلَقْناکُمْ وَ فیها نُعیِدُکُمْ وَ مِنْها نُخْرِجُکُمْ تارَةً اءُخْرى؛ شـمـا را از زمـیـن آفـریـدیم و دوباره بدان باز مى گردانیم و بار دیگر شما را ازآن خارج مى کنیم. طه/55.
    2. وَمِنْ آیاتِهِ اءَنْ خَلَقَکُمْ مِنْ تُرابٍ؛ از نشانه هاى او این است که شما را از خاک آفرید. روم/20.
    3. هُوَ الّذى خَلَقَکُمْ مِنْ طینٍ؛ خداوند کسى است که شما را از گِل آفرید. انعام/2 ؛ إ نّا خَلَقْناهُمْ مِنْ طینٍ لازِب؛ همانا انسانها را از گل چسبنده آفریدیم. صافات/11 ؛ خَلَقَ الْاءِنْسانِ مِنْ صَلْصالٍ کَالْفَخّارَ؛ خدا انسان را از گل خشکى مانند سفال آفرید. الرحمن/14.

    بنام حضرت دوست ماجرای خلقت انسان

    هیچ چیز مثل اخلاق، نمی تواند در قلبها نفوذ کرده، دنیایی را گلستان و قلبهایی را با اندیشه و مرام شما همراه سازد.

    با ما همراه باشید در کانال تلگرام: اخلاق الهی

    https://telegram.me/smashkor


  15. صلوات


  16. #9

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۳
    علاقه
    مطالعه و تحقیق و پاسخگویی
    نوشته
    1,509
    حضور
    33 روز 23 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    4005



    نقل قول نوشته اصلی توسط آورورا نمایش پست ها
    شما یه مقدمه رو جا انداختید و اون اینه که فهم قرآن همیشه فهم مطابق با واقعیته؛ چنین مقدمه ای اثبات نشده.
    سلام

    از یادآوری شما ممنون هستیم بله این مقدمه را هم می توان به 3 مقدمه پیشین افزود، زیرا خدا و رسولش در آیات و روایاتی به این مطلب گواهی داده اند که کسانی قدرت فهم مطابق با واقع آیات قرآن را دارند:

    یک دسته اهل علمند؛ خدای سبحان در این زمینه می‌فرماید: «تِلْکَ الْأَمْثالُ نَضْرِبُها لِلنَّاسِ وَ ما یَعْقِلُها إِلاَّ الْعالِمُونَ»(1) و اين مثلها را براى مردم مى ‏زنيم و[لى] جز دانشوران و اهل علم آنها را درنيابند. در این آیه‌ی کریمه دو پیام اصلی وجود دارد که به خوبی نقش عقل و علم را در فهم قرآن کریم روشن می‌سازد: نکته اول آنکه مثل‌های قرآن کریم ساده نیست و باید آنها را تعقل کرد و شرط بهره مندی از آنها تعقل آنهاست. نکته دوم آن است که تعقل امثال قرآن، تنها در توان عالمان است اگر مثلهای قرآن که رقیق شده معارف عمیق آن است، نیاز به تعقل و علم دارد، به طور یقین، در فهم و درک معارف بلند و لطایف دقیق قرآن نیز این دو عنصر کلیدی ضرورت دارد.

    دسته دوم درباره مؤمنان می‌فرماید: «وَ یَرَی الَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ الَّذِی أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ هُوَ الْحَقَّ»(2)یعنی کسانی که عالمند، قرآن را خوب می‌فهمند و چون آن را فهمیدند، به حق بودن آن و نازل شدن آن از سوی خداوند ایمان می‌آوردند.

    دسته سوم راسخون در علم و صاحبان خردند که به همه قرآن (به محکمات و متشابهات) آن ایمان دارند «وَ الرَّاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ یَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ کُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنا»(3) و پس از آن می‌فرماید: «وَ ما یَذَّکَّرُ إِلاَّ أُولُوا الْأَلْبابِ»(4) یعنی تنها صاحبان خزد از قرآن بهره مند و از تذکر‌های سودمند آن متذکر می‌شوند.

    و نیز اهل بیت عصمت و طهارت (ع) بعنوان جانشینان برحق پیامبر که در نصوص قرآن کریم و سفارشات نبی مکرم اسلام (ص) بعنوان هادیان امت معرفی شده اند قدرت فهم دثیق و مطابق با واقع دین و قرآن را دارند زیرا تمسک و همراه شده با ایشان، در روایات نبوی (ثقلین و سفینه) طریق نجات و خلاصی از ضلالتها و گمراهی ها بیان شده است.

    موفق باشید ...

    پاورقی______________________________________ ___
    1. عنکبوت/آیه 43.
    2. سبأ/آیه 6.
    3. آل عمران، آیه 7.
    4. همان.

    بنام حضرت دوست ماجرای خلقت انسان

    هیچ چیز مثل اخلاق، نمی تواند در قلبها نفوذ کرده، دنیایی را گلستان و قلبهایی را با اندیشه و مرام شما همراه سازد.

    با ما همراه باشید در کانال تلگرام: اخلاق الهی

    https://telegram.me/smashkor


  17. #10

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۳
    علاقه
    مطالعه و تحقیق و پاسخگویی
    نوشته
    1,509
    حضور
    33 روز 23 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    4005



    نقل قول نوشته اصلی توسط آورورا نمایش پست ها
    در مورد مباحثی که در مورد تکامل مطرح فرمودید این موارد سراسر اشتباه هستن؛ از مورد چالش قرار گرفتن تکامل تا حتی مسیحی بودن داروین. در واقع نظریه تکامل همین الان به اندازه نظریه خورشید مرکزی مورد اقبال دانشمندانه و حتی یه مورد پژوهش علمی همتراز خوانی شده در ژورنالهای معتبر برای رد تکامل وجود نداره. خدا همه ما رو به راه راست هدایت کنه انشاالله.
    سلام مجدد

    لطفاً از مدعیات صرف که بسیار توسط مخالفان طریق حق (اثبات وجود خدا و نگاه دینی در آفرینش انسان) تکرار شده پرهیز کنید اگر مستنداتی دارید بیان کنید ممنون می شویم.

    برای آگاهی بیشتر شما با اشکالات و مناقشاتی که در خصوص فرضیه تکامل گفتیم چند نکته دیگر نیز یادآور می شویم:

    - علامه حسینی طهرانی در کتاب نور ملکوت قرآن می نویسد: داروين كه ميتوان وي را مبدأ و منشأ اين رأي تكاملي در اين دوره دانست، يك نفر انگليسي مسيحي متديّن و پابند به مسيحيّت بود. و در موقع مرگش در حال احتضار، كتاب مقدّس مسيحيان را گرفته بود بر روي سينه اش و محكم چسبانده بود. خودش قائل به خدا بود؛ ولي نظريّات او پس از مردنش مورد سوء استفاده‌هاي بسياري واقع شد. و مادّيّون و خدا ناپرستان آنرا دسيسه و مستمسك خود كرده، تا توانستند جنجال و غوغائي بر پا كردند؛ بطوريكه خود او هم نمي خواست چنين شود.اين نظريّه در بين مسيحيان اروپائي ايجاد تشويش و نگراني شديد نمود. زيرا گرچه در انجيل سخني از بدو آفرينش انسان به ميان نيامده است، ولي چون به نصّ انجيل، مطالب تورات همگي صحيح بوده و از جهت عقيده و اخلاق و عمل واجب الاتّباع است؛ بر مسيحيان لازم است تا يك روز از بقاي زمين و آسمان مانده است به كتاب تورات عمل كنند و آنرا منسوخ به شمار نياورند. فلذا چون نظريّۀ داروين با تصريح تورات در فصل دوّم از سِفْر تكوين كه ميگويد: خداوند آدم را از گل آفريد، و زوجه اش حوّا را از خَلْف او كه كوچكترين ضلع از اضلاع سمت چپ او باشد خلق نمود.(1) مخالفت داشت؛ بدين جهت مخالف صريح با عقيده و مذهب كشيشان نصاري شد.

    - پاسخ پروفسور سید حسین نصر مقیم امریکا به طرفداران نظریه تکامل:« ... امروزه موضوعات اندکی وجود دارند که به اندازه نظریه تکامل اهمیت بحث داشته و هم طراز با این تئوری دارای معانی ضمنی پنهان و موذیانه‌ای باشند. پیش از هر چیز اجازه دهید بگویم من در هاروارد نه تنها فیزیک بلکه زمین شناسی و دیرین شناسی هم خوانده‌ام و با این پیش زمینه فکری است که فهم رایج در خصوص نظریه تکاملی داروینی را - حتی با زمینه‌های علمی - رد می‌کنم. نظریه تکامل ستون خیمه مدرنیسم است و اگر این ستون سقوط کند، کل خیمه بر سر مدرنیسم فرو خواهد ریخت. بنابر این به مانند یک ایدئولوژی با آن رفتار می‌شود، نه یک تئوری علمی که به اثبات رسیده است. می‌دانیم که بسیاری از مردم این اظهارات در این مورد را نمی‌پذیرند، اما حداقل مسلمانان باید از این دیدگاه به کل موضوع بنگرند. انواع مختلفی از نظریه‌های علمی وجود دارد. مثلاً مکانیک کوانتوم یا تئوری زنجیره در فیزیک و کیهان شناسی. اکنون اگر کسانی با این نظریه‌ها مخالفت ورزند، هیچ کس آنها را از دانشگاه اخراج نمی‌کند و هیچ کس به خاطر بر زبان راندن جمله «من این نظریه را نمی پذیرم»، مانع ارتقای شغلی آنها نمی‌شود. [اما] تئوری تکامل – برعکس همه نظریه‌ها - موضوعی کاملاً متفاوت است زیرا این تئوری یک ایدئولوژی است و نه علم متعارف. بدین ترتیب اگر شما استاد زیست‌شناسی در یک دانشگاه به خصوص در دنیای آنگلوساکسون و کمتر در ایتالیا، آلمان و فرانسه باشید و اگر طبق زمینه‌های کاملاً علمی با نظریه تکامل مخالفت می‌ورزید، فردی مطرود خواهید بود و حتی موفقیت کاری خویش را نیز از دست خواهید داد، همکارانتان شما را ابله می‌پندارند، ارتقای شغلی نمی‌یابید و مسائلی از این قبیل» (2)

    - همچنین كارل پوپر در اینباره مى‌نويسد: «طرفداران نظريه تكامل جديد، دليل ادامه حيات را انطباق يا سازش محيط مى‌دانند. امكان آزمون چنين نظريه ضعيفى تقريباً برابر با صفر است» (3) [و البته بدیهی است که یک نظریه‌ی اثبات نشده، با هو و جنجال نیز به اثبات نمی‌رسد.]، لذا معنا ندارد که آن را یک یافته‌ی علمی فرض کنیم و در تقابل یا تطابقش با علوم اسلامی به بحث بنشینیم.

    - وانگهی این نظریه‌پرداز است که باید دلایل متقن عقلی یا علمی برای اثبات نظریه‌ی خود بیاورد، نه این که او فقط یک نظریه بدهد و هواداران بگویند: «هر کس مخالف است، دلیل بیاورد». این روش «ملا نصرالدین» است که گفت: «ستارگان آسمان یک میلیون عدد است، هر کس قبول ندارد، بشمارد». متأسفانه بسیار مشاهده شده که حتی در مباحث معرفتی یا علوم انسانی نیز مطرح می‌شود: «چنین و چنان گفته‌اند، شما با دلیل رد کنید». این یک دیکتاتوری و ترفند «نظری» در جنگ روانی – جنگ نرم و تهاجم فرهنگی است و نه یک بحث علمی.

    - لازم است طرفداران داخلی «نظریه تکاملی داروین» که با تعصب فوق‌العاده، از یک نظریه‌ی اثبات نشده هواداری می‌کنند، بدانند که اتفاقاً دانشمند معاصر هنری بریگسون (4) به خاطر نقد علمی نظریه‌ی تکاملی داروین، جایزه نوبل علمی سال 1927 را به خود اختصاص داد. قطعاً اگر این هواداران بتوانند دلایلی علمی برای اثبات (به جای فحش) ارائه دهند، آن جایزه را از او پس گرفته و به اینها خواهند داد. چرا غرب به اثبات این نظریه راغب‌تر و محتاج‌تر است تا رد آن. بریگسون، نقد علمی خود را بر پایه‌ی یافته‌های علمی در بیولوژیک استوار کرد و اثبات نمود که «تنوع بیولوژیکی» و تحول از گونه‌ای به گونه‌ای دیگر بر اساس اصل «انتخاب اصلح داروین» ممکن نیست. او می‌نویسد: داروین خود آگاه بود که تنها راه حلش برای حل این مشکل، صرفاً تکیه بر «یک فرضیه موقت و یا حدس و گمان» است، اما معتقد بود در حال حاضر این بهترین نظریه‌ای است که تا کنون ابداع شده است و می‌تواند منشأ یک پیشرفت باشد. (5) از جدی‌ترین انتقادات بریگسون، توضیح و اثبات کامل این مهم است که «داروینیسم، هیچ توضیح قابل قبولی برای منابع اطلاعات ژنتیکی که بتواند در انتخاب طبیعی مؤثر باشد ندارد» (6)

    بنابراین، چنان چه بیان شد، موضوع بحث ما اثبات یا رد نظریه داروین نمی‌باشد، بلکه گفتیم این نظریه نه تنها هنوز به لحاظ علمی اثبات نشده، بلکه اتفاقاً علوم جدید گام‌های استواری در رد آن برداشته است. برخی از نظریه‌پردازان غربی، گویا هیچ ذهنیت و دغدغه‌ای به جز «تکذیب وجود خدا» و «حقایق معارف الهیه» ندارند، لذا پس از هر کشف علمی یا هر نظریه‌ای، سریع نتیجه می‌گیرند که «پس خدا نیست». پیوند قلب کردیم، پس خدا نیست (بارنارد) – به فضا رفتیم، پس خدا نیست (یوری گاگارین) و ... . چنان چه باور داکینز مدعی شده: «تصادف و انتخاب طبیعی به همراه دوره‌های زمانی بسیار طولانی، برای تفسیر تمام انواع متنوع حیات و از جمله خود ما كفایت می‌كند. چه نیازی داریم ایده خدا را در كار آوریم، در حالی كه تصادف و انتخاب طبیعی به تنهایی می‌توانند تمام خلاقیت موجود در داستان حیات را توجیه كنند» (7)

    اینها گوشه ای از واقعیات بیان شده در باره نظریه داروین است و البته مجدداً تکرار می کنیم که اثبات یا رد نظریه داروین هیچ منافاتی با اثبات وجود خدا و دیدگاه دینی - قرآنی آفرینش انسان ندارد.

    موفق باشید ...

    پاورقی______________________________________ ________
    1. علامه طباطبائی، «الميزان في تفسير القرءَان» ج 4، ص 156.
    2. مقاله‌ی نقد نظريه‌ی تكاملی داروين روزنامه‌ی اعتماد. شماره‌ی 176
    .
    3. كارل پوپر، جست وجوى ناتمام، ص 211.
    4. Henri Bergson
    Darwin 349-350 .5.
    Bothamley 2002 .6.
    7. علم و دین از تعارض گفتگو، ص93.



    ویرایش توسط مشکور : ۱۳۹۵/۰۳/۰۱ در ساعت ۲۰:۰۶
    بنام حضرت دوست ماجرای خلقت انسان

    هیچ چیز مثل اخلاق، نمی تواند در قلبها نفوذ کرده، دنیایی را گلستان و قلبهایی را با اندیشه و مرام شما همراه سازد.

    با ما همراه باشید در کانال تلگرام: اخلاق الهی

    https://telegram.me/smashkor


  18. صلوات


صفحه 1 از 9 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع رو مطالعه کرده اند از ۱۳۹۶/۰۶/۰۱, ۰۳:۵۱ : 2

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود