صفحه 1 از 4 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: دارم به بی خدایی می رسم، کمکم کنید

  1. #1

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۱
    نوشته
    672
    حضور
    4 روز 52 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    24
    صلوات
    3667

    دارم به بی خدایی می رسم، کمکم کنید




    سلام
    سلام
    بذارین قبل هرچی از تیپ شخصیتیم بگم
    دختر که بودم بسیار اروم و متین بودم. سرم تو کار خودم بود. مطالعه ام بجا بود، اعمالم بد نبود (بهتر از الان بود) مسجد رفتنام، دعای کمیلام، همه و همه سر جاش بود... تا اینکه ازدواج کردم...
    بعد ازدواجم همه چی خوب بود اما قبل از تولد نازنین دخترم. دخترم یکسالشه و بعد بارداری زیر و رو شدم! هیچیم به جا نیست. عصبی شدم، با همسرم بدخلقی میکنم، پرخاشگری میکنم، چند بار هم سر دخترم داد زدم و دعواش کردم، ميدونم بچه است گناه داره اما نميدونم چرا اينجوريم.
    نمازام قضا میشه (اکثرا صبحها) ظهر و عصر رو سروقت میخونم معمولا اما بدون هیچ حس و حضور قلبی /همسرم ازم ناراحته اما انگار نه انگار،
    ارتباط زناشویی خیلی پایینی داریم، اصلا نميدونم ایام چجوری داره میگذره، ماه رجب گذشت اما دریغ از یه زیارت رجبیه، دریغ از یه استغفار، همینطور ماه شعبان! مجردی خیلی مقید بودم روزه قضاهام رو زود بگیرم اما الان همینطوری داره به روزه های قضام افزوده میشه و منم تنبل ������
    اهل غیبت نبودم اما الان دیگه اون مقاومت رو در برابر غیبت نکردن ندارم. واجباتم دست و پا شکسته شده درمانده شدم.
    بعضی وقتها حالم از حجابی که دارم به هم میخوره، میگم پشت این چادر با این رو گرفتن یه چهره شیطانیه، نه تاب رفتن دارم نه تاب موندن.. نمی فهمم این حس زیبای مادری که ميگن یعنی چی! بیچاره دخترم انقده دعواش میکنم که نگو!همسرم بسیار مرد خوبیه، تو زندگیم مشکل خاصی ندارم، تموم مشکلاتم از دور شدن از خدا شروع شد. دست و دلم با این همه گناه سمت ذکر و مناجات نمیره. خیلی خوب میفهمم که دچار ادبار قلب شدم. سنگدل شدم، بی رحم شدم، بیچاره شدم. دلم خدا میخواد دارم به بی خدایی میرسم کمکم کنید

    ویرایش توسط مدیر ارجاع سوالات : ۱۳۹۵/۰۳/۰۴ در ساعت ۱۰:۳۲

  2. صلوات ها 17


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,527
    حضور
    174 روز 22 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58310



    با نام و یاد دوست







    دارم به بی خدایی می رسم، کمکم کنید








    کارشناس بحث: استاد نشاط

  5. صلوات ها 12


  6. #3

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۱
    نوشته
    1,157
    حضور
    28 روز 21 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    6870



    با سلام
    عرض به خدمت شریفتان:
    بزرگوار اینکه نگران گذشته خودتان هستید، اینکه می خواهید در معنویت رشد کنید، اینکه دوست داری یک مومن خوب و شایسته ای باشید، اینکه دوست دارید اخلاق خوب و شایسته ای داشته باشید، با همسرتان و دخترتان رفتار خوب و متینی داشته باشید، ما شما را درک می کنیم، اما نگران نشوید و امیدتان را ازدست ندهید که خدای مهربان عادل و مهربان است و می داند که شما در چه شرایطی هستید و شرایط شما را از خودتان بهتر می داند و می شناسد.
    بزرگوار فراموش نکنید:
    که وقتی پیامبر اکرم ( ص) فرموده اند:
    «جِهَادُ الْمَرْأَةِ حُسْنُ التَّبَعُّل‏؛ جهاد زن، حسن شوهرداری است.»( کافی(ط-الاسلامیه) ج5 ، ص9 - خصال ج2 ، ص 620)
    یعنی هر کاری که در محیط منزل برای همسرخودتان انجام می دهید: از شستن لباس گرفته، نظافت منزل، رسیدن به بچه، پختن غذا، رسیدن به مهمان، مراقبت از سلاتی آنها، ایجاد آرامش در منزل، تلاش برای تربیت فرزند، برخورد خوب با همسر، رابطه گرم و صمیمی و...
    همه اینها ثواب جهاد فی سبیل الله را دارند. و این ثواب کمی نیست.
    پس غصه نخورید و نگران نشوید؛ مثلا وقتی که به نماز جماعت نمی رسید، یا فلان دعا را نمی توانید بخوانید و...
    معامله خدا مثل ما نیست، خدای متعال بندگانش را خیلی دوست دارد و قدر و زحمت های آنها را بی پاسخ نمی گذارد.
    این اعمال خودتان را کم و بی ارزش تلقی نکنید.
    تصور اشتباهی است چون این برداشتها موجب ایجاد خودپنداره منفی درشما می شود و برای روحیه شما اصلا خوب نیست.
    بدانید که ثواب اعمال در زمان مجردی با این شرایط به مراتب فرق می کند، شما باید ملزم به وظیفه باشید.
    بزرگوار وقتی روایت می گوید:
    « اِذا حَمَلَتِ المَرأَةُ كانَت بِمَنزِلَةِ الصّائِمِ القائِمِ المُجاهِدِ بِنَفسِهِ وَ مالِهِ فى سَبیلِ اللّه ، فَاِذا وَضَعَت كانَ لَها مِنَ الأَجرِ ما لا تَدرى ما هُوَ لِعِظَمِهِ، فَاِذا اَرضَعَت كانَ لَها بِكُلِّ مَصَّةٍ كَعِدلِ عِتقِ مُحَرَّرٍ مِن وُلدِ اِسماعیلَ ، فَاِذا فَرَغَت مِن رَضاعِهِ ضَرَبَ مَلَكٌ عَلى جَنبِها وَ قالَ : اِستَأنِفِى العَمَلَ، فَقَد غُفِرَ لَكِ »
    هنگامى كه زن باردار مى شود ، همانند روزه دارِ شب زنده دار و مجاهدى است كه با جان و مالش در راه خدا جهاد مى كند و هنگامى كه فارق شود ، پاداشى دارد كه نمى دانى عظمت آن چه قدر است و هنگامى كه شیر بدهد ، در هر بار مكیدن ، پاداش آزاد كردن یكى از فرزندان اسماعیل (علیه السلام ) براى اوست و آن گاه كه شیردادن تمام شود ، فرشته اى بر پهلوى او مى زند و مى گوید : عمل را از نو آغاز كن كه بى تردید ، آمرزیده شدى). (امالى صدوق، ص 496، ح 678)
    یعنی خدا خیلی دوستتان دارد و می خواهد زحمتهای شما را جبران کند.
    آیا جای خوشحالی نیست.
    بدانید:
    از وجود نازنین نبی مکرم اسلام (ص) وقتی نقل شده است: «أفضل الأعمال أحمزها»؛(بحارالانوار،67/298)
    یعنی بیشترین ثواب ها شامل اعمال سخت است، در آن زمانی که شما فارغ البال بودید و خیال راحتی داشتید، انجام برخی از اعمال با این شرایطی که در آن قرار گرفته اید، قابل مقایسه نیستید.
    به طور حتم ثواب این زحمت شما در زندگی بی تاثیر نیست، و ثوابش به مراتب از دوران راحتی بالاتر و بیشتر است.
    پس خوش به حال شما!
    سعی کنید در تمام شرایط زندگی وظیفه را فراموش نکنید، ما باید طبق وظیفه عمل کنیم و با توجه به آن پاسخ گو هستیم.
    خود را سرزنش نکنید.
    از زیبایی ها و نعمت هایی در زندگی دارید لذت ببرید و به این نعمت هایی که در اختیارتان هست، مثل: فرزند سالم، همسر خوب و...کم نیستند.
    برای برنامه های معنوی نگران نشوید می توانید با برنامه ریزی مختصر انجام دهید.
    می توانید برای حضور در محافل معنوی با همسرتان هماهنگ شوید تا ایشان به شما کمک کنند.
    از همسرتان دور نشوید، روابط گرم و صمیمی داشته باشید که همین رفتارها باعث نشاط بیشتر و معنویت شما خواهد شد.

    دارم به بی خدایی می رسم، کمکم کنید

  7. صلوات ها 15


  8. #4

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۴
    علاقه
    اهل البيت عليهم السلام،فلسفه،عرفان،ادبيات،فيزيك،مطالعه
    نوشته
    4,988
    حضور
    133 روز 11 ساعت 35 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    3
    صلوات
    21819



    بسمه الکریم

    نقل قول نوشته اصلی توسط یوسف گمگشته نمایش پست ها
    خیلی خوب میفهمم که دچار ادبار قلب شدم. سنگدل شدم، بی رحم شدم، بیچاره شدم. دلم خدا میخواد دارم به بی خدایی میرسم کمکم کنید
    با سلام و ادب خدمت استاد نشاط گرامی و استارتر محترم

    ممکن است در اثر خستگی جسمی و یا تغییرات فیزیولوژیکی و هورمونی این دوران باشد؟

    فکر می کنم در چنین وضعیتی عوامل جسمانی بر روحیّات مادر اثر زیادی می گذارد

    و ممکن است او را پرخاشگر و بی حوصله کند درست است؟


    الهی هب لی کمال الانقطاع الیک

    و أنر ابصار قلوبنا بضیاء نظرها الیک




  9. صلوات ها 10


  10. #5

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۹
    نوشته
    1,108
    حضور
    19 روز 9 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    2
    گالری
    19
    صلوات
    11413



    نقل قول نوشته اصلی توسط یوسف گمگشته نمایش پست ها
    سلام
    سلام
    بذارین قبل هرچی از تیپ شخصیتیم بگم
    دختر که بودم بسیار اروم و متین بودم. سرم تو کار خودم بود. مطالعه ام بجا بود، اعمالم بد نبود (بهتر از الان بود) مسجد رفتنام، دعای کمیلام، همه و همه سر جاش بود... تا اینکه ازدواج کردم...
    بعد ازدواجم همه چی خوب بود اما قبل از تولد نازنین دخترم. دخترم یکسالشه و بعد بارداری زیر و رو شدم! هیچیم به جا نیست. عصبی شدم، با همسرم بدخلقی میکنم، پرخاشگری میکنم، چند بار هم سر دخترم داد زدم و دعواش کردم، ميدونم بچه است گناه داره اما نميدونم چرا اينجوريم.
    نمازام قضا میشه (اکثرا صبحها) ظهر و عصر رو سروقت میخونم معمولا اما بدون هیچ حس و حضور قلبی /همسرم ازم ناراحته اما انگار نه انگار،
    ارتباط زناشویی خیلی پایینی داریم، اصلا نميدونم ایام چجوری داره میگذره، ماه رجب گذشت اما دریغ از یه زیارت رجبیه، دریغ از یه استغفار، همینطور ماه شعبان! مجردی خیلی مقید بودم روزه قضاهام رو زود بگیرم اما الان همینطوری داره به روزه های قضام افزوده میشه و منم تنبل ������
    اهل غیبت نبودم اما الان دیگه اون مقاومت رو در برابر غیبت نکردن ندارم. واجباتم دست و پا شکسته شده درمانده شدم.
    بعضی وقتها حالم از حجابی که دارم به هم میخوره، میگم پشت این چادر با این رو گرفتن یه چهره شیطانیه، نه تاب رفتن دارم نه تاب موندن.. نمی فهمم این حس زیبای مادری که ميگن یعنی چی! بیچاره دخترم انقده دعواش میکنم که نگو!همسرم بسیار مرد خوبیه، تو زندگیم مشکل خاصی ندارم، تموم مشکلاتم از دور شدن از خدا شروع شد. دست و دلم با این همه گناه سمت ذکر و مناجات نمیره. خیلی خوب میفهمم که دچار ادبار قلب شدم. سنگدل شدم، بی رحم شدم، بیچاره شدم. دلم خدا میخواد دارم به بی خدایی میرسم کمکم کنید
    بسم الله الرحمن الرحیم..
    چند توصیه مهم به شما میکنم:
    1.شرایط فعلیتون رو بپذیرید:
    تا الان میتونستم دعای کمیل بخونم الان نمیشه.....تا الان نمازام با حال بود،الان با حال نیست....قبلا اول وقت بود،الان قضاشو میخونم....بپذیریدش...این که این شرایطتتون رو نپذیرید عصبی تر میشید،کم کم ایمانتونم از دست میدید..غیبت کردید سریعا استغفار کنید..امیرالمومنین علیه السلام میفرمایند:برای قلب ها ادبار و اقبال هست،یه وقتی انسان حال معنوی داره،یه وقتی حال معنوی نداره...پس قدم اول پذیرش شرایط فعلیتونه...

    2.جز واجبات هیچ امری رو برخودتون واجب ندونید :
    کل نمازهای روزانه تون 20 دقیقه زمان میبره،همون رو بیشتر انجام ندید،حال داشتید 100 آیه قرآن بخونید،حال نداشتید 1 آیه،نه اصلا نخونید و بخاطر این نخوندن خودتون رو سرزنش نکنید..
    3.با همسرتون برید پارک،مسافرت،تفریح:
    اگر امکانش هست،اگر نه توی خونتون گلدون و گیاه نگهداری کنید...

    4.یقین کنید که این تلقینات از سمت شیطانه:
    میخواید بگم چی میگه؟میگه تو دیگه به درد خدا نمیخوری...تو دیگه تمومه کارت...دیگه اون روزای پر معنویت برنمیگرده...دیدی غیبت کردی...دیدی دروغ گفتی...دیدی...با این تلقینات بهم میریزه شما رو...در جواب بهش بگید:تو دیگه چی میگی،تو که خودت رجیمی بدبخت...یه اشهدان علی ولی الله بگید...شیطان تموم تلاشش اینه اینو ازتون بگیره..ناامیدش کنید.
    5.بدونید همین مراقبت از بچه تون،بالاترین عبادته:
    هیچ کسری ای شما ندارید،شما غذا به بچه تون میدید ،عبادته..بغلش میکنید..عبادته...میخندید بهش..عبادته..دعا کمیل میخواید چکار فعلا..عقب نمیمونید،اتفاقا این که شیطان اومده،نشونه اش اینه در حال رشدید ...
    6
    .نعمتی بهتون رسید شکر کنید،گناهی کردید استغفار:
    شکر نعمت هاتون رو بجا بیارید..خدایا بچه ام بدنش سالمه...شکرت...خدایا ناقص به دنیا نیومد..شکرت..خدایا شوهرم خوبه..شکرت...گناهم کردید نذارید بمونه...خدایا غیبت کردم..استفرالله..خدایا دروغ گفتم..استغفرالله..

    اینارو انجام بدید،دیگه چیزی نمیمونه...شما یک مادر هستید که خدا بهشت رو بهتون واجب کرده،مدتیه یه حالت قبضی اومده سمتتون که اینم میگذره...شیطان دیده دارید رشد میکنید،یه بچه آوردید که قراره شیعه ی مرتضی علی بشه و کلی آدم رو هدایت کنه،اومده انتقام بگیره....انقدر به خودتون فشار نیارید...سخته میدونم اما یقین کنید میگذره....بابت عصبانیت هم،شب ها قبل خواب یک قاشق چای خوری پودر اویشن شیرازی با کمی نمک میل کنید،اونم حل میشه...
    اون نکته ی کاربر گرامی که گفته شد خستگی هست هم درست بود...کم کم عادت میکنید به شرایط...فقط هر چی شد یادتون باشه:لعنت بر دل سیاه شیطان


  11. صلوات ها 8


  12. #6

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۱
    نوشته
    1,157
    حضور
    28 روز 21 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    6870



    نقل قول نوشته اصلی توسط حبیبه نمایش پست ها
    با سلام و ادب خدمت استاد نشاط گرامی و استارتر محترم

    ممکن است در اثر خستگی جسمی و یا تغییرات فیزیولوژیکی و هورمونی این دوران باشد؟

    فکر می کنم در چنین وضعیتی عوامل جسمانی بر روحیّات مادر اثر زیادی می گذارد

    و ممکن است او را پرخاشگر و بی حوصله کند درست است؟
    با سلام و احترام
    احسنتم
    بله، بی تاثیر نیست.

    دارم به بی خدایی می رسم، کمکم کنید

  13. صلوات ها 9


  14. #7

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۱
    نوشته
    672
    حضور
    4 روز 52 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    24
    صلوات
    3667



    سلام بر همه
    ممنونم از همه
    آدم اینجا میاد و این مطالب رو میخونه امیدوار میشه . واقعا مچکرم


    نقل قول نوشته اصلی توسط نشاط نمایش پست ها
    بله، بی تاثیر نیست.
    بله خودمم هم همین فکرو میکنم اما نمیدونم چکار باید کنم؟شاید این حالت حالا حالاها ادامه داشته باشه.

    نقل قول نوشته اصلی توسط تنهاترین سردار نمایش پست ها
    چند توصیه مهم به شما میکنم:
    1.شرایط فعلیتون رو بپذیرید:
    تا الان میتونستم دعای کمیل بخونم الان نمیشه.....تا الان نمازام با حال بود،الان با حال نیست....قبلا اول وقت بود،الان قضاشو میخونم....بپذیریدش...این که این شرایطتتون رو نپذیرید عصبی تر میشید،کم کم ایمانتونم از دست میدید..غیبت کردید سریعا استغفار کنید..امیرالمومنین علیه السلام میفرمایند:برای قلب ها ادبار و اقبال هست،یه وقتی انسان حال معنوی داره،یه وقتی حال معنوی نداره...پس قدم اول پذیرش شرایط فعلیتونه...
    2.جز واجبات هیچ امری رو برخودتون واجب ندونید :
    کل نمازهای روزانه تون 20 دقیقه زمان میبره،همون رو بیشتر انجام ندید،حال داشتید 100 آیه قرآن بخونید،حال نداشتید 1 آیه،نه اصلا نخونید و بخاطر این نخوندن خودتون رو سرزنش نکنید..
    3.با همسرتون برید پارک،مسافرت،تفریح:
    اگر امکانش هست،اگر نه توی خونتون گلدون و گیاه نگهداری کنید...
    4.یقین کنید که این تلقینات از سمت شیطانه:
    میخواید بگم چی میگه؟میگه تو دیگه به درد خدا نمیخوری...تو دیگه تمومه کارت...دیگه اون روزای پر معنویت برنمیگرده...دیدی غیبت کردی...دیدی دروغ گفتی...دیدی...با این تلقینات بهم میریزه شما رو...در جواب بهش بگید:تو دیگه چی میگی،تو که خودت رجیمی بدبخت...یه اشهدان علی ولی الله بگید...شیطان تموم تلاشش اینه اینو ازتون بگیره..ناامیدش کنید.
    5.بدونید همین مراقبت از بچه تون،بالاترین عبادته:
    هیچ کسری ای شما ندارید،شما غذا به بچه تون میدید ،عبادته..بغلش میکنید..عبادته...میخندید بهش..عبادته..دعا کمیل میخواید چکار فعلا..عقب نمیمونید،اتفاقا این که شیطان اومده،نشونه اش اینه در حال رشدید ...
    6.نعمتی بهتون رسید شکر کنید،گناهی کردید استغفار:
    شکر نعمت هاتون رو بجا بیارید..خدایا بچه ام بدنش سالمه...شکرت...خدایا ناقص به دنیا نیومد..شکرت..خدایا شوهرم خوبه..شکرت...گناهم کردید نذارید بمونه...خدایا غیبت کردم..استفرالله..خدایا دروغ گفتم..استغفرالله..

    اینارو انجام بدید،دیگه چیزی نمیمونه...شما یک مادر هستید که خدا بهشت رو بهتون واجب کرده،مدتیه یه حالت قبضی اومده سمتتون که اینم میگذره...شیطان دیده دارید رشد میکنید،یه بچه آوردید که قراره شیعه ی مرتضی علی بشه و کلی آدم رو هدایت کنه،اومده انتقام بگیره....انقدر به خودتون فشار نیارید...سخته میدونم اما یقین کنید میگذره....بابت عصبانیت هم،شب ها قبل خواب یک قاشق چای خوری پودر اویشن شیرازی با کمی نمک میل کنید،اونم حل میشه...
    اون نکته ی کاربر گرامی که گفته شد خستگی هست هم درست بود...کم کم عادت میکنید به شرایط...فقط هر چی شد یادتون باشه:لعنت بر دل سیاه شیطان
    واقعا ازتون ممنونم . خیلی آروم شدم وقتی مطالب و نکات شمارو خوندم .


    نقل قول نوشته اصلی توسط نشاط نمایش پست ها
    این اعمال خودتان را کم و بی ارزش تلقی نکنید.
    مشکل من اینه . فکر میکنم فرزندم مانع رشد معنویم شده


    نقل قول نوشته اصلی توسط نشاط نمایش پست ها
    به این نعمت هایی که در اختیارتان هست، مثل: فرزند سالم، همسر خوب و...کم نیستند.
    واقعا همینطوره
    خداروشکر


    نقل قول نوشته اصلی توسط تنهاترین سردار نمایش پست ها
    کل نمازهای روزانه تون 20 دقیقه زمان میبره
    نمیدونم چرا هرکار میکنم اکثر نماز صبحهام قضا میشه


    نقل قول نوشته اصلی توسط تنهاترین سردار نمایش پست ها
    حالت قبضی اومده سمتتون که اینم میگذره.
    حالت قبضی یعنی چی؟


  15. صلوات ها 7


  16. #8

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    6,731
    حضور
    109 روز 14 ساعت 1 دقیقه
    دریافت
    20
    آپلود
    4
    گالری
    1583
    صلوات
    37598



    سلام خواهر محترم
    با توجه به حالاتی که بیان کردین بررسی کنید افسردگی پس از زایمان نداشته باشین


    نتیجه اش زیباست وقتی این دو را پیوند می زنیم؛


    اینکه فرمودند: زکات زیبایی، پاکدامنی ست

    و اینکه پرداخت زکات دارائیت را افزون می کند

    حالا آنان که زیبایی بیشتر می خواهند، بسم الله




  17. صلوات ها 5


  18. #9

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۹
    نوشته
    1,108
    حضور
    19 روز 9 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    12
    آپلود
    2
    گالری
    19
    صلوات
    11413



    نقل قول نوشته اصلی توسط یوسف گمگشته نمایش پست ها



    نمیدونم چرا هرکار میکنم اکثر نماز صبحهام قضا میشه



    حالت قبضی یعنی چی؟
    بسم الله الرحمن الرحیم..
    در مورد قضا شدن نماز صبح ها...
    ببنید بزرگوار بعضی وقت ها رشد شما در همین قضا شدن نماز صبح هست...
    یه وقتی میبینید یه تکبری سراغ انسان میاد که فکر میکنه دیگه برای خودش یه شخصیت دینی شده،میزنه و یک ماه پشت سر هم نمازش قضا میشه،توی این قضا شدن نماز رشده...
    یه وقتی یکی یادش میره که باید شکر مومن بودنشو بجا بیاره،یه دفعه یه هفته نمازش قضا میشه...
    بعد همچین که بیدار میشه انگار دنیا رو روی سرش خراب کردن،توی همون ناراحتی هم رشده...
    فلذا شما ساعتتون رو بذارید،تلاشتون رو بکنید،بیدار نشدید به خدا بگید:خدایا خودت میدونی من بنده ی یاغی نیستم،خواستم بیدار بشم،نشد!!بعدشم با اعتماد به نفس کامل برید قضاشو بخونید..
    از تک تک افراد این سایت بپرسید خواهند گفت که برای ما هم یه دوره اینطوری بوده که نمازامون ناخواسته قضا میشده....
    اگر اشتباه نکنم در روایات دیدم که اگر نمازهای یومیه تون رو سر وقت بخونید،برای بیدار شدن نماز صبح مشکل نخواهید داشت...
    درمورد حالت قبض روحی هم:
    یعنی یه حالت کسالت روحی که انسان انگار حال نداره یه آیه قرآن هم بخونه....این حتی برای علما هم بوده..
    در حالت قبض بدترین کار اینه آدم به خودش فشار بیاره...نهههههههههههه من بااااااااید پاشم دعا کمیل بخونم..اینطوری تهش معلوم نیست به کجا ختم بشه..
    در حالت قبض باید پذیرفت این حالت رو،من الان اینم و نا امید هم نشد،شاید یکسال هم طول بکشه...لایکلف الله نفسا الا وسعها....خدا بیش از اونچه در توان بنده اش هست ازش نمیخواد..
    ضمن اینکه عرض کردم،لحظه به لحظه ی بچه داریتون عبادته..


  19. صلوات ها 4


  20. #10

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۴
    نوشته
    745
    حضور
    20 روز 6 ساعت 53 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    7
    صلوات
    1777



    نقل قول نوشته اصلی توسط یوسف گمگشته نمایش پست ها
    سلام
    سلام
    بذارین قبل هرچی از تیپ شخصیتیم بگم
    دختر که بودم بسیار اروم و متین بودم. سرم تو کار خودم بود. مطالعه ام بجا بود، اعمالم بد نبود (بهتر از الان بود) مسجد رفتنام، دعای کمیلام، همه و همه سر جاش بود... تا اینکه ازدواج کردم...
    بعد ازدواجم همه چی خوب بود اما قبل از تولد نازنین دخترم. دخترم یکسالشه و بعد بارداری زیر و رو شدم! هیچیم به جا نیست. عصبی شدم، با همسرم بدخلقی میکنم، پرخاشگری میکنم، چند بار هم سر دخترم داد زدم و دعواش کردم، ميدونم بچه است گناه داره اما نميدونم چرا اينجوريم.
    نمازام قضا میشه (اکثرا صبحها) ظهر و عصر رو سروقت میخونم معمولا اما بدون هیچ حس و حضور قلبی /همسرم ازم ناراحته اما انگار نه انگار،
    ارتباط زناشویی خیلی پایینی داریم، اصلا نميدونم ایام چجوری داره میگذره، ماه رجب گذشت اما دریغ از یه زیارت رجبیه، دریغ از یه استغفار، همینطور ماه شعبان! مجردی خیلی مقید بودم روزه قضاهام رو زود بگیرم اما الان همینطوری داره به روزه های قضام افزوده میشه و منم تنبل ������
    اهل غیبت نبودم اما الان دیگه اون مقاومت رو در برابر غیبت نکردن ندارم. واجباتم دست و پا شکسته شده درمانده شدم.
    بعضی وقتها حالم از حجابی که دارم به هم میخوره، میگم پشت این چادر با این رو گرفتن یه چهره شیطانیه، نه تاب رفتن دارم نه تاب موندن.. نمی فهمم این حس زیبای مادری که ميگن یعنی چی! بیچاره دخترم انقده دعواش میکنم که نگو!همسرم بسیار مرد خوبیه، تو زندگیم مشکل خاصی ندارم، تموم مشکلاتم از دور شدن از خدا شروع شد. دست و دلم با این همه گناه سمت ذکر و مناجات نمیره. خیلی خوب میفهمم که دچار ادبار قلب شدم. سنگدل شدم، بی رحم شدم، بیچاره شدم. دلم خدا میخواد دارم به بی خدایی میرسم کمکم کنید
    بسم الله الرحمن الرحیم
    سلام علیکم و رحمة الله
    اینها فقط یک حدسه، شاید هم اشتباه باشند، ولی شاید ارزش داشته باشد خودتان را در موردشان واکاوی کنید ...
    انسان وقتی همه چیز سر جایش نباشد حالت اضطراب پیدا می‌کند و اگر مدیریت درست نشود همه چیز مدام بدتر و بدتر می‌شود و نه بهتر و بهتر ... امام صادق علیه‌السلام فرمودند که دانستم برای هر کاری وقتی هست و برای هر وقتی هم کاری ... معمولاً بعد از بچه‌دار شدن نظم و روال طبیعی زندگی به هم می‌ریزد، هم برای پدر و هم مادر، ولی بیشتر برای مادر، کسی که بی‌خیال است و زندگی‌اش یلخی است اصلاً چیزی نمی‌فهمد، ولی کسی که برنامه‌ی خاصی را در پیش داشته و کارهایی برایش مهم بوده که انجام دهد ولی الآن نمی‌تواند آنطور باشد همه‌اش دوست دارد خودش را به همان روال سابق برگرداند و چون نمی‌شود مدام اضطرابش بیشتر می‌شود ... در مورد شما ظاهراً اینطور شده است چون بیشتر صحبتتان در مورد همین بود که چه می‌کردید و الآن نمی‌توانید بکنید ... اینکه این حالت اضطراب و ترس از ترک آن کارهایی که برایتان مهم بوده است سبب بدخلقی و پرخاشگری شما نسبت به همسر و کودک یک ساله‌اتان بشود دیگر خیلی طبیعی است ... در واقع ریشه‌ی بدخلقی و پرخاشگری شما در دلبستگی شما به روال گذشته‌ی زندگی‌اتان است ... در چنین شرایطی انسان حتی همان کارهایی که انجام می‌دهد را هم درست انجام نمی‌دهد، مثلاً ناراحت هستید که چرا نمازهایتان مثل سابق با آب و تاب و با شرایط ویژه‌اش در مسجد و رعایت مستحبات و در صف جماعت و امثال آن نیست ولی همان چند دقیقهکه سر نماز هستید را هم با ناراحتی و اوقات تلخی نماز می‌خوانید و شاید اصلاً متوجه نشوید که چه خواندید و کی بسم الله حمد را گفتید و کی سلام دادید ... در چنین شرایطی فکر کنم بهتر است یک لحظه از کوران زندگی بیرون بیایید و سر جای خودتان بنشینید و ببینید دارید چه کار می‌کنید و چرا ... انسان در هر شرایطی باید ببیند که خداوند در همان لحظه از او چه انتظاری دارد و بعد در همان شرایط جدیدش بندگی خدا را کند، مگرنه فکر کنید حضرت علی علیه‌السلام در جنگ احزاب به دنبال این می‌بود که به جای جنگ با عمربن‌عبدود برود نماز با حال و با تمام شرایطش را بخوانند، نه آن نماز نماز بود و نه وظیفه‌اشان که جنگ بود را درست انجام داده بودند، اما در عوض به وظیفه‌اشان که جنگ بود همت گماشتند و ضربتی زدند که در شأنشان فرموده شد که ضربت علی علیه‌السلام در جنگ خندق افضل بود از عبادت ثقلین ... یعنی از تمام نماز شب‌ها و روزه‌های با حال و دعاهای با حال انبیاء و اوصیاء و مؤمنین و شهداء و صدقین و غیره ...
    به قول بزرگان هر کدام از ما باید ابتدا نقش‌های خودمان را در شرایط فعلی متوجه شویم ... مثلاً برای شما بنده‌ی خدا بودن، مادر بودن، همسر بودن، فرزند بودن برای والدینتان، خواهر بودن برای خواهران و برادرانتان، دوست بودن برای دوستانتان و اگر شاغل هستید همان شاغل بودنتان و غیره ... بعد باید سعی کنیم بدانیم انتظار خداوند در هر زمینه‌ای از زمینه‌هایی که مقابلمان قرار داده است چیست ... در هر نقشی چه وظیفه‌ای داریم ... بعد سعی کنیم تا اقتضائات واجب آن‌ها را به طور کامل و اقتضائات غیرواجب آن‌ها را به ترتیب اولویت پوشش دهیم ... کسی که کارش را درست انجام دهد و بندگی خدا کند قلبش آرام است و قلبی که آرام باشد مهربان و رئوف و باگذشت و منشأ نور و رحمت برای دیگران نیز می‌شود ... ان شاء الله خودم هم به نوبه‌ی خودم به این فرمایش ایشان عمل کنم ...

    خلاصه اینکه فکر می‌کنم مشکل شما حاد نیست ... شما با یک تغییر ناگهانی روبرو شده‌اید و در تلاطم امواج پشت آن هستید، باید سعی کنید که خط مسیر را گم نکنید و کم‌کم خودتان را با شرایط پیش آمده وفق بدهید تا همه چیز به سر جای خودش برود، اگرچه این سر جای خودش دیگر آن سر جای خودش قبلی نیست چون شرایط زندگی‌اتان دیگر آن شرایط زندگی قبلی نیست ... امروز شما نقش‌های جدیدی را به عهده گرفته‌اید که تا دیروز به عهده نداشتید ... پرداختن درست به این نقش‌های جدید محبوب‌تر است نزد خدا تا اینکه بخواهید به زور مثل سابق حتماً برخی کارها را با همان صورت قبلی انجام دهید ... البته می‌توانید به تدریج آن کارهایی که برایتان اولویت زیادی دارند را دوباره به زندگی‌اتان باز گردانید مثل نماز جماعت در مسجد ... مگرنه وضعتان مثل کسی می‌شود که وظیفه‌اش تیمم است ولی همه‌اش ناراحت است و می‌گوید دوست ندارم با تیمم نماز بخوانم و دوست دارم وضو بگیرم مگرنه نمازم بهم نمی‌چسبد ... این رویکرد دیگر رویکرد بندگی برای خدا نیست و عواقبی مثل اضطراب باطنی و عذاب وجدان و امثال آن را هم به همراه خواهد داشت ...

    شاید هم هیچ کدام از این مطالب به کار شما نیاید ... قیاس نفس کردم شاید ...
    در پناه خدا باشید و عاقبتتان بخیر ان شاء الله
    یا علی علیه‌السلام

    ویرایش توسط سین : ۱۳۹۵/۰۳/۰۵ در ساعت ۱۹:۰۶
    «سین» نماینده‌ی مورد تأیید هیچ جریان اعتقادی یا فکری نیست و مشارکتش در بحث‌ها صرفاً جنبه‌ی هم‌فکری دارد

    اللهم أرزقنی معرفتک و حبک و عبادتک خالصاً ... و معرفة خلفائک و حبّهم و طاعتهم ... و معرفة أعدائک و عداوتهم و مخالفتهم
    ظَلَمْتُ نَفْسِي وَ تَجَرَّأْتُ بِجَهْلِي ... دعا کنید خدا هدایتم کند و عاقبت‌بخیر بشوم ... همه حلال کنید

  21. صلوات ها 3


صفحه 1 از 4 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. یک قطره آب دریا با بزرگنمایی 25 برابر .
    توسط afshan در انجمن اخبار و پژوهشهای مذهبی
    پاسخ: 2
    آخرين نوشته: ۱۳۹۳/۰۲/۱۹, ۲۲:۰۱
  2. پاسخ: 17
    آخرين نوشته: ۱۳۹۲/۰۶/۰۹, ۰۹:۴۴
  3. پاسخ: 5
    آخرين نوشته: ۱۳۹۱/۰۳/۰۸, ۲۱:۴۲
  4. مقایسه ؛ بلایی خانمان سوز یا سکویی برای پرش؟؟؟؟؟
    توسط راهی در انجمن مهارت های زندگی
    پاسخ: 7
    آخرين نوشته: ۱۳۹۰/۰۷/۱۹, ۲۲:۰۲

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود