صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: چرا من منم!؟ چرا من تو نیستم!؟

  1. #1

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۳
    نوشته
    112
    حضور
    1 روز 17 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    188

    اشاره چرا من منم!؟ چرا من تو نیستم!؟




    سلام.

    من متولد قرن بیست ام. چرا توی قرن ده به دنیا نیومدم؟
    من پسرم. چرا دختر نشدم؟
    چرا پدر و مادر من کسای دیگه ای نیستن؟
    چرا من توی ایران به دنیا اومدم؟ چرا ژاپن نه؟
    چرا من مسلمان زاده شدم. چرا کافر نه؟
    چرا محمد تبدیل شد به آخرین پیامبر؟ چرا جای ایشون و حضرت عیسی عوض نشد؟

    سوال اصلی: این چیزا بر چه اساسی مشخص شده؟ یعنی کجا و توسط چه فاکتورهایی معلوم میشه؟
    ویرایش توسط سیده راضیه : ۱۳۹۵/۰۳/۳۱ در ساعت ۱۷:۰۰
    + شادمانی همه جا پشت در است / در گشودن هنر است!

    * اگر اولش به آخرش فکر نکنی, مجبور میشین آخرش به اولش فکر کنی. :)

  2. صلوات ها 7


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,545
    حضور
    175 روز 9 ساعت 57 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58343



    با نام و یاد دوست







    چرا من منم!؟ چرا من تو نیستم!؟








    کارشناس بحث: استاد جلیل

  5. صلوات ها 7


  6. #3

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    236
    حضور
    5 روز 17 ساعت 26 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    431



    نقل قول نوشته اصلی توسط Hmaid نمایش پست ها
    سلام.

    من متولد قرن بیست ام. چرا توی قرن ده به دنیا نیومدم؟
    من پسرم. چرا دختر نشدم؟
    چرا پدر و مادر من کسای دیگه ای نیستن؟
    چرا من توی ایران به دنیا اومدم؟ چرا ژاپن نه؟
    چرا من مسلمان زاده شدم. چرا کافر نه؟
    چرا محمد تبدیل شد به آخرین پیامبر؟ چرا جای ایشون و حضرت عیسی عوض نشد؟

    سوال اصلی: این چیزا بر چه اساسی مشخص شده؟ یعنی کجا و توسط چه فاکتورهایی معلوم میشه؟
    بسم الله الرحمن الرحیم
    با عرض سلام و خسته نباشید خدمت شما.

    قبل از ورود به بحث مناسب است که دانسته شود: آنچه مطرح شده از مباحث عمیق فلسفی است که ورود به آن و درک صحیحش نیاز به فراگرفتن و تعمق در فلسفه اسلامی است.
    با این حال فلاسفه و متکلمین اسلامی، سعی نموده اند تا این مطلب را در سطحی پائین تر از مباحث عمیق فلسفی بیان دارند تا درک آن برای عموم، آسان شود.
    از این افراد می توان به استاد، شهید مطهری اشاره کرد. ایشان در کتاب عدل الهی در بخش «تبعیض‌ها» به پاسخ این سوال می پردازد و ما نیز به خوانندگان توصیه می کنیم، رجوعی به بخش مذکور از کتاب عدل الهی داشته و مباحث آن را مطالعه فرمایند.
    برای پاسخ به این سوال که «چرا من، من شدم نه فلان فرد و یا چرا در این زمان متولد شدم نه در زمانی دیگر و...» لازم است چگونگی خلقت و نظام عالم را بشناسیم و ارتباط اجزاء آن و تاثیراتی که بر یکدیگر دارند را درک کنیم.



    ابتدا باید دانست خداوند خلق را با یک اراده خلق نموده است و اینگونه نیست که ابتدا خلق را آفریده و سپس با اراده دیگر به آن نظام داده باشد..
    ثانیاً کار خداوند نظام و ترتیب دارد و جهان را به نحوی ایجاد کرده است که نظام معینی بر آن حاکم باشد به این صورت که وجود هر موجود مرتبط با علت خاص آن است و این علت سبب می شود که معلولش، فلان موجود خاص باشد و اگر این نظام نباشد، سبب خواهد شد که هر موجودی بتواند منشأ ایجاد هر چیزی بشود و نیز ممکن باشد هر چیزی از هر چیزی بوجود آید..
    ثالثاً در این نظام وجود هر موجود، به علل و عواملی زیادی بستگی دارد و ارتباط خاصی میان این علل و معلول ها وجود دارد به صورتی که هر یک از این عوامل در جایگاه و وجود آن موجود نقش ایفا می کنند و این تاثیر به حدی است که اگر در یکی از این علل و عوامل، تغییری ایجاد شود، موجود و معلول آنان دچار تغییر و تحول می شود. به عبارت دیگر، یک موجود را نباید تنها همین شکل و صورت ظاهری که می بینیم دانست؛ بلکه او مجموعه ای است از علل و عوامل که ما تنها یک بخش آن را مشاهده می کنیم و گمان می کنیم هرچه هست همین است.

    برای ساده کردن این عبارت ناچار هستیم به مثال روی آوریم.
    بین عدد پنج و هفت تنها عدد صحیحی که می تواند قرار گیرد عدد شش است و این یعنی عدد شش یک ذات دارد که این ذات آمیخته با جایگاه آن است به صورتی که اگر این جایگاه را از این عدد بگیریم، باعث می شویم که عدد شش دیگر عدد شش نباشد، بلکه عددی دیگر شود مثلا اگر عدد شش را بخواهیم بین عدد هشت و ده قرار دهیم و بگوئیم از این به بعد، جایگاه عدد شش اینجا باشد در این صورت عدد شش دیگر عدد شش نخواهد بود بلکه می شود عدد نه.
    همچنین این علت ها، یک معلول و نتیجه خاص را به وجود خواهند آورد.
    اینکه یک فیل، فیل شده است (نه گوسفند یا ...) به این جهت است که در زمانی خاص، مکانی خاص و بواسطه ی عللی خاص، شکل گرفته است و هر یک از این عوامل در ذات و جایگاه او تاثیر دارد یعنی در اینکه فیل باشد، نر باشد و... . حال اگر ما بخواهیم در هر یک از این عوامل و علت ها دست برده و تغییری در آن ایجاد کنیم در ذات این فیل دست برده که نتیجه ی آن این خواهد بود که این فیل دیگر آن فیل نباشد بلکه یک موجود جدید با خصوصیات جدید باشد. حال در مورد ما نیز این مساله صدق می کند یعنی ذات ما مرتبط با مجموعه ای از علت هاست که آمیخته و مرتبط با مسائل دیگر است و این مجموعه، معلولی خاص که ما باشیم را ایجاب می کند و سبب می شود تا ما در یک جایگاه خاص، با شکلی خاص، اخلاقیاتی خاص، جنسی خاص و ... ظهور پیدا کنیم و تغییر در هر یک از این علل و عوامل سبب می شود تا من دیگر من نباشم بلکه موجودی جدید باشم.

    در نتیجه در پاسخ به این سوال می توان گفت
    : خداوند جهان را با یک اراده خلق نموده، اراده ای که به آن نظم داده و لازمه این نظم این است که وجود هر موجود مرتبط با علل آن باشد به نحوی که جدا کردن آن معلول از این علل سبب می شود تا در ذات این معلول تغییر ایجاد شود و موجودی دیگر باشد. لذا من، من هستم چون از پدر و مادری خاص، در زمان و مکان خاص و... به وجود آمده ام و اگر قرار باشد من از این سلسله عوامل جدا شوم دیگر من، من نخواهم بود.

    چرا من منم!؟ چرا من تو نیستم!؟

  7. صلوات ها 8


  8. #4

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۳
    نوشته
    112
    حضور
    1 روز 17 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    188



    نقل قول نوشته اصلی توسط جلیل نمایش پست ها


    بسم الله الرحمن الرحیم
    با عرض سلام و خسته نباشید خدمت شما.

    قبل از ورود به بحث مناسب است که دانسته شود: آنچه مطرح شده از مباحث عمیق فلسفی است که ورود به آن و درک صحیحش نیاز به فراگرفتن و تعمق در فلسفه اسلامی است.
    با این حال فلاسفه و متکلمین اسلامی، سعی نموده اند تا این مطلب را در سطحی پائین تر از مباحث عمیق فلسفی بیان دارند تا درک آن برای عموم، آسان شود.
    از این افراد می توان به استاد، شهید مطهری اشاره کرد. ایشان در کتاب عدل الهی در بخش «تبعیض‌ها» به پاسخ این سوال می پردازد و ما نیز به خوانندگان توصیه می کنیم، رجوعی به بخش مذکور از کتاب عدل الهی داشته و مباحث آن را مطالعه فرمایند.
    برای پاسخ به این سوال که «چرا من، من شدم نه فلان فرد و یا چرا در این زمان متولد شدم نه در زمانی دیگر و...» لازم است چگونگی خلقت و نظام عالم را بشناسیم و ارتباط اجزاء آن و تاثیراتی که بر یکدیگر دارند را درک کنیم.



    ابتدا باید دانست خداوند خلق را با یک اراده خلق نموده است و اینگونه نیست که ابتدا خلق را آفریده و سپس با اراده دیگر به آن نظام داده باشد..
    ثانیاً کار خداوند نظام و ترتیب دارد و جهان را به نحوی ایجاد کرده است که نظام معینی بر آن حاکم باشد به این صورت که وجود هر موجود مرتبط با علت خاص آن است و این علت سبب می شود که معلولش، فلان موجود خاص باشد و اگر این نظام نباشد، سبب خواهد شد که هر موجودی بتواند منشأ ایجاد هر چیزی بشود و نیز ممکن باشد هر چیزی از هر چیزی بوجود آید..
    ثالثاً در این نظام وجود هر موجود، به علل و عواملی زیادی بستگی دارد و ارتباط خاصی میان این علل و معلول ها وجود دارد به صورتی که هر یک از این عوامل در جایگاه و وجود آن موجود نقش ایفا می کنند و این تاثیر به حدی است که اگر در یکی از این علل و عوامل، تغییری ایجاد شود، موجود و معلول آنان دچار تغییر و تحول می شود. به عبارت دیگر، یک موجود را نباید تنها همین شکل و صورت ظاهری که می بینیم دانست؛ بلکه او مجموعه ای است از علل و عوامل که ما تنها یک بخش آن را مشاهده می کنیم و گمان می کنیم هرچه هست همین است.

    برای ساده کردن این عبارت ناچار هستیم به مثال روی آوریم.
    بین عدد پنج و هفت تنها عدد صحیحی که می تواند قرار گیرد عدد شش است و این یعنی عدد شش یک ذات دارد که این ذات آمیخته با جایگاه آن است به صورتی که اگر این جایگاه را از این عدد بگیریم، باعث می شویم که عدد شش دیگر عدد شش نباشد، بلکه عددی دیگر شود مثلا اگر عدد شش را بخواهیم بین عدد هشت و ده قرار دهیم و بگوئیم از این به بعد، جایگاه عدد شش اینجا باشد در این صورت عدد شش دیگر عدد شش نخواهد بود بلکه می شود عدد نه.
    همچنین این علت ها، یک معلول و نتیجه خاص را به وجود خواهند آورد.
    اینکه یک فیل، فیل شده است (نه گوسفند یا ...) به این جهت است که در زمانی خاص، مکانی خاص و بواسطه ی عللی خاص، شکل گرفته است و هر یک از این عوامل در ذات و جایگاه او تاثیر دارد یعنی در اینکه فیل باشد، نر باشد و... . حال اگر ما بخواهیم در هر یک از این عوامل و علت ها دست برده و تغییری در آن ایجاد کنیم در ذات این فیل دست برده که نتیجه ی آن این خواهد بود که این فیل دیگر آن فیل نباشد بلکه یک موجود جدید با خصوصیات جدید باشد. حال در مورد ما نیز این مساله صدق می کند یعنی ذات ما مرتبط با مجموعه ای از علت هاست که آمیخته و مرتبط با مسائل دیگر است و این مجموعه، معلولی خاص که ما باشیم را ایجاب می کند و سبب می شود تا ما در یک جایگاه خاص، با شکلی خاص، اخلاقیاتی خاص، جنسی خاص و ... ظهور پیدا کنیم و تغییر در هر یک از این علل و عوامل سبب می شود تا من دیگر من نباشم بلکه موجودی جدید باشم.

    در نتیجه در پاسخ به این سوال می توان گفت
    : خداوند جهان را با یک اراده خلق نموده، اراده ای که به آن نظم داده و لازمه این نظم این است که وجود هر موجود مرتبط با علل آن باشد به نحوی که جدا کردن آن معلول از این علل سبب می شود تا در ذات این معلول تغییر ایجاد شود و موجودی دیگر باشد. لذا من، من هستم چون از پدر و مادری خاص، در زمان و مکان خاص و... به وجود آمده ام و اگر قرار باشد من از این سلسله عوامل جدا شوم دیگر من، من نخواهم بود.
    تمام این چیزهایی که گفتید رو بقیه آدم ها توی یه کلمه خلاصه میکنن تا از شر پاسخ اصلی راحت بشن: حکمت!
    شما هم دقیقا همین کار رو کردید. اومدید و حکمت خداوند رو شرح و بسط دادید.

    بزارید سوالم رو یه جور دیگه بگم.
    چرا حکمت خداوند این بوده که مسلمان به دنیا بیام؟ (یعنی انسانی با تمام ویژگی های حال حاضرم, به جز مسلمان زاده بودن)
    + شادمانی همه جا پشت در است / در گشودن هنر است!

    * اگر اولش به آخرش فکر نکنی, مجبور میشین آخرش به اولش فکر کنی. :)

  9. صلوات ها 2


  10. #5

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۸۸
    نوشته
    236
    حضور
    5 روز 17 ساعت 26 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    431



    نقل قول نوشته اصلی توسط Hmaid نمایش پست ها
    بزارید سوالم رو یه جور دیگه بگم.
    چرا حکمت خداوند این بوده که مسلمان به دنیا بیام؟ (یعنی انسانی با تمام ویژگی های حال حاضرم, به جز مسلمان زاده بودن)
    با عرض سلام و تشکر از حسن نظر و دقت شما



    پاسخ این سوال، از اولین نکته ای که در پاسخ قبل بیان کردیم، مشخص می شود آنجا که ذکر شد «ابتدا باید دانست خداوند خلق را با یک اراده خلق نموده است و اینگونه نیست که ابتدا خلق را آفریده و سپس با اراده دیگر به آن نظام داده باشد»
    مقصود از این بیان این است که گمان نشود خدا ابتدا عالم را که متشکل از انسان ها و... است، خلق کرد و سپس برای تک تک آن یک اراده خاص انجام داده باشد.
    یعنی اینگونه نیست که ابتدا خلق کند و سپس اراده کند که فلانی در خانواده فقیر باشد، فلانی معلول باشد، فلان فرد مذکر شود و شما نیز مسلمان باشید و...
    بلکه خداوند جهان را با یک اراده خلق فرمود و آن را به دست اسباب و مسببات سپرد لذا هر سبب، مسببی را که متناسب با خود او و از سنخ اوست به وجود می آورد یعنی گوسفند، گوسفند می زاید و انسان، انسان.
    با توجه به این مساله، شما نیز که از پدر و مادری متولد شده اید (سبب خاص) که مسلمان بوده اند لاجرم شما نیز مسلمان زاده خواهید بود که ما به مسلمان زاده نیز مسلمان می گوئیم.
    لذا در یک جمله می گوئیم خداوند، یک اراده خاص نسبت به شما انجام نداده است که شما مسلمان باشید و دیگری نه.
    پس می گوییم: شما مسلمان زاده هستید چون خداوند جهان را بر اساس اسباب و مسببات بنا نهاده است و این اسباب و مسببات موجب شده که شما در خانواده ای با این ویژگی ها به دنیا آید که یکی از نتایج آن مسلمان زاده بودن شما شده است.
    البته ممکن است سوال شود چرا جهان بر اساس، اسباب و مسببات تنظیم شده است که این مساله نیز در نکته دوم تا حدودی توضیح داده شد.
    بیان این نکته نیز خالی از لطف نیست که مسلمان زاده بودن در سعادت و کمال انسان مهم نیست بلکه پذیرش اسلام و عمل به آن است.
    لذا افراد مسلمان زاده از این جهت با دیگر افراد تفاوتی نمی کنند بله قبول داریم که برای این افراد شرائط پذیرش اسلام، فراهم تر است اما عدل الهی به گونه ای رقم خورده است که در حساب و کتاب و کمال انسان، به داشته ها و داده های که به هر فرد داده و به دیگری داده نشده است دقت خواهد شد و به همین جهت است که می گوئیم چه بسا یک غیر مسلمان نیز بهشتی شود.


    ویرایش توسط جلیل : ۱۳۹۵/۰۲/۲۸ در ساعت ۲۰:۲۴
    چرا من منم!؟ چرا من تو نیستم!؟

  11. صلوات ها 5


  12. #6

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۴
    نوشته
    356
    حضور
    52 روز 23 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    444



    تو فلسفه اسلامی -که بین نفس و شخصیت تمایز قائل می شه- این سوال به وجود میاد که چرا یه نفس به یه شخصیت پیوند می خوره. خیلی از فلاسفه تو غرب نفس رو همون شخصیت می بینن یا کلا وجود نفسو انکار می کنن و بنابراین این سوال براشون مطرح نیست.

    به هر حال توی اندیشمندان اسلامی به دنبال جواب این سوال نگردید که نیست...

  13. صلوات


  14. #7

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۳
    نوشته
    112
    حضور
    1 روز 17 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    188



    نقل قول نوشته اصلی توسط جلیل نمایش پست ها


    با عرض سلام و تشکر از حسن نظر و دقت شما



    پاسخ این سوال، از اولین نکته ای که در پاسخ قبل بیان کردیم، مشخص می شود آنجا که ذکر شد «ابتدا باید دانست خداوند خلق را با یک اراده خلق نموده است و اینگونه نیست که ابتدا خلق را آفریده و سپس با اراده دیگر به آن نظام داده باشد»
    مقصود از این بیان این است که گمان نشود خدا ابتدا عالم را که متشکل از انسان ها و... است، خلق کرد و سپس برای تک تک آن یک اراده خاص انجام داده باشد.
    یعنی اینگونه نیست که ابتدا خلق کند و سپس اراده کند که فلانی در خانواده فقیر باشد، فلانی معلول باشد، فلان فرد مذکر شود و شما نیز مسلمان باشید و...
    بلکه خداوند جهان را با یک اراده خلق فرمود و آن را به دست اسباب و مسببات سپرد لذا هر سبب، مسببی را که متناسب با خود او و از سنخ اوست به وجود می آورد یعنی گوسفند، گوسفند می زاید و انسان، انسان.
    با توجه به این مساله، شما نیز که از پدر و مادری متولد شده اید (سبب خاص) که مسلمان بوده اند لاجرم شما نیز مسلمان زاده خواهید بود که ما به مسلمان زاده نیز مسلمان می گوئیم.
    لذا در یک جمله می گوئیم خداوند، یک اراده خاص نسبت به شما انجام نداده است که شما مسلمان باشید و دیگری نه.
    پس می گوییم: شما مسلمان زاده هستید چون خداوند جهان را بر اساس اسباب و مسببات بنا نهاده است و این اسباب و مسببات موجب شده که شما در خانواده ای با این ویژگی ها به دنیا آید که یکی از نتایج آن مسلمان زاده بودن شما شده است.
    البته ممکن است سوال شود چرا جهان بر اساس، اسباب و مسببات تنظیم شده است که این مساله نیز در نکته دوم تا حدودی توضیح داده شد.
    بیان این نکته نیز خالی از لطف نیست که مسلمان زاده بودن در سعادت و کمال انسان مهم نیست بلکه پذیرش اسلام و عمل به آن است.
    لذا افراد مسلمان زاده از این جهت با دیگر افراد تفاوتی نمی کنند بله قبول داریم که برای این افراد شرائط پذیرش اسلام، فراهم تر است اما عدل الهی به گونه ای رقم خورده است که در حساب و کتاب و کمال انسان، به داشته ها و داده های که به هر فرد داده و به دیگری داده نشده است دقت خواهد شد و به همین جهت است که می گوئیم چه بسا یک غیر مسلمان نیز بهشتی شود.

    یا نمی فهمید چی میگم.
    یا نمیخواید بفهمید چی میگم.
    یا نمیتونم بفهمونم چی میگم.

    من دارم میپرسم این خدایی که همه چیز رو به یک اراده خلق کرد و سپس به اسباب سپرد,
    چرا اسباب جوری پیش رفتن که من مسلمان به دنیا بیام؟ مشکل اصلی من اون چرا هستش!

    در واقع جواب شما مثل اینه که بپرسن: خونه ات کجاست؟
    بگی: توی باغچه
    میپرسن باغچه کجاست؟
    بگی: بغل خونه ات

    شما دارید یه حلقه درست میکنید.

    یا بهتر بگم:
    میگن این معادله رو حل کن: a+b=8
    بعدش شما بنویسی: y=a+b
    و در نهایت به طرف جواب بدی: y=8

    این هیچ چیزی رو عوض نمیکنه!
    + شادمانی همه جا پشت در است / در گشودن هنر است!

    * اگر اولش به آخرش فکر نکنی, مجبور میشین آخرش به اولش فکر کنی. :)

  15. صلوات


  16. #8

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۳
    نوشته
    112
    حضور
    1 روز 17 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    188



    بالاخره ما چیکار کنیم!؟
    فلاسفه غرب که کلا این سوال براشون پیش نمیاد
    توی اندیشمندان اسلامی هم دنبال جواب این سوال نگردم!

    پس چه کنم!!؟
    + شادمانی همه جا پشت در است / در گشودن هنر است!

    * اگر اولش به آخرش فکر نکنی, مجبور میشین آخرش به اولش فکر کنی. :)

  17. صلوات


  18. #9

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۲
    نوشته
    2,569
    حضور
    38 روز 8 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    4378



    نقل قول نوشته اصلی توسط Hmaid نمایش پست ها
    سلام.

    من متولد قرن بیست ام. چرا توی قرن ده به دنیا نیومدم؟
    من پسرم. چرا دختر نشدم؟
    چرا پدر و مادر من کسای دیگه ای نیستن؟
    چرا من توی ایران به دنیا اومدم؟ چرا ژاپن نه؟
    چرا من مسلمان زاده شدم. چرا کافر نه؟
    چرا محمد تبدیل شد به آخرین پیامبر؟ چرا جای ایشون و حضرت عیسی عوض نشد؟

    سوال اصلی: این چیزا بر چه اساسی مشخص شده؟ یعنی کجا و توسط چه فاکتورهایی معلوم میشه؟
    سلام
    هرموجودی در نقشه آفرینش جایگاه خاصی دارد که باید در آنجا قرار بگیرد همانطور که جای در و پنجره در ساختمان مشخص است
    والله اعلم

    این قرن ، قرن اسلام است
    امام خامنه ای



  19. صلوات


  20. #10

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۴
    علاقه
    علاقمند به کتاب روانشناسی و تاریخی
    نوشته
    1,310
    حضور
    40 روز 12 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    10
    صلوات
    3701



    نقل قول نوشته اصلی توسط Hmaid نمایش پست ها
    سلام.

    من متولد قرن بیست ام. چرا توی قرن ده به دنیا نیومدم؟
    من پسرم. چرا دختر نشدم؟
    چرا پدر و مادر من کسای دیگه ای نیستن؟
    چرا من توی ایران به دنیا اومدم؟ چرا ژاپن نه؟
    چرا من مسلمان زاده شدم. چرا کافر نه؟
    چرا محمد تبدیل شد به آخرین پیامبر؟ چرا جای ایشون و حضرت عیسی عوض نشد؟

    سوال اصلی: این چیزا بر چه اساسی مشخص شده؟ یعنی کجا و توسط چه فاکتورهایی معلوم میشه؟
    با سلام

    بودن موجودی به جای موجود دیگری امری است ذاتاً محال که سر از تناقض در می آورد. اگر بنا شود کسی بجای دیگری باشد ، باید پدر و مادرش نیز عوض شوند ؛ و اگر پدر و مادرش عوض شدند ، علّت وجودی او از بین رفته است ؛ چون او از نطفه ی آن دو نفر پدید آمده است و محال است این شخص از نطفه دیگری به وجود آید. لذا فرض اینکه کسی جای دیگری باشد ، مساوی است با نبود خود او .برای به وجود آمدن هر موجودی تنها و تنها یک راه وجود دارد ؛ و محال است از غیر آن را بتواند به وجود آید ؛ در غیر این صورت باید تمام نظام علّی و معلولی به هم بریزد. و نظام علّی و معلولی یعنی سنن الهی و سنن الهی یعنی اراده ی تکوینی خدا ؛ و فرض تغییر در اراده ی خدا مساوی است با تغییر در ذات او ؛ و فرض تغییر در ذات خدا مساوی است با خدا نبودن خدا ؛ که تناقض می باشد. طبق مبانی فلسفی ، وجود ذاتاً دارای مراتب می باشد و هر مرتبه از وجود تنها و تنها و تنها اختصاص به یک موجود دارد ؛ لذا معنی ندارد که موجودی جای موجود دیگر باشد. اگر بنا بود كه خدا تک تک موجودات را در يك سطح وجودی بيافريند همه می خواستند جای پیامبر (ص) باشند ؛ که در آن صورت دیگری عالمی آفریده نمی شد بلکه تنها بايد يك موجود مي آفريد و آن يك موجود ، وجود پيامبر اكرم (ص) بود . چون اگر بنا بود همه در عاليترين حدّ وجودي باشند پس بايد همه از هر جهت عين پيامبر (ص) مي بودند و لازمه ی اين امر آن است كه همه ی موجودات بر هم منطبق شده و يك وجود شوند.البته از نگاه عرفاني و فلسفي خدا واقعا يك وجود آفريده است و آن ، وجودِ كلّ عالم است . چون از ديد عرفاني و فلسفی ، كلّ عالم ، مثل يك انسان است و موجودات عالم ، اجزاء و اعضاء او هستند. بر این اساس نیز گفته می شود ، نبود يكي از موجودات در زمان و مكان مشخّص خودش به معني نقص كلّ عالم است. تک تک ما انسانها نيز از اجزاء اين پيكره ی عظيم عالم هستيم ؛ لذا وجود ما هم براي عالم ضروري است ؛ لکن نقش هر موجودی در عالم ، متفاوت با موجود دیگر است . برخی روح و جان عالمند ، برخی قلب عالمند ، برخی دیگر دست و پای عالمند و برخی نیز مو و ناخن عالمند . از دید عرفان و حکمت متعالیه ، انسان کامل ، روح و جان عالم است و فرشتگان قوای وجودی او هستند که عالم هستی را اداره می کنند و مدبرات امرند ؛ و عالم هستی به منزله ی بدن است نسبت به روح کلّی انسان کامل ، که از آن تعبیر می شود به صادر اوّل. بنا بر این ، این سوال که خدا چرا همه را در عالیترین حدّ وجود نیافریده؟ مثل این است که پرسیده شود: چرا خدا تمام اعضاء بدن را مغز نکرد؟ یا چرا خدا تمام اعضاء بدن را روح نیافرید؟ روشن است که اگر خدا چنین می کرد دیگر انسانی در کار نبود. در آن صورت انسان تنها یک مغز دارای روح یا فقط صرف روح بود.
    پس اگر بنا بود خدا تک تک انسانها را به جای پیامبر خاتم بیافریند ، در آن صورت یک انسان بیشتر خلق نمی شد که آن هم همان پیامبر (ص) بود ؛ چون وجود دو موجود در یک مرتبه ی وجودی ذاتاً محال است. لذا از دیدگاه حکمت متعالیه ( مکتب فلسفی ملاصدرا ) هیچ موجودی در عرض موجود دیگر نیست ؛ بلکه همه ی موجودات در طول هم بوده هر یک مرتبه ای از هستی را اشغال نموده اند. به نحوی که اگر موجودی از جای خود برداشته شود دیگر خودش نخواهد بود. مثل اینکه بخواهیم عدد 2 را از رتبه ی وجودی خود برداشته به جای عدد 9 قرار دهیم. روشن است که چنین امری ذاتاً محال است. اگر عدد 2 جای عدد 9 را گرفت دیگر 2 نخواهد بود بلکه همان 9 خواهد بود. پس همانطور که ممکن نیست همه ی اعداد 9 باشند و هر عددی باید جای خود باشد تا سلسله ی اعداد موجود شوند هر موجودی نیز باید در جای خود باشد تا سلسله ی موجودات عالم تحقّق یابند.
    فعاليت داشتن در فضاي مجازي و پاک ماندن در آن ' تقواي دو چندان ميخواهد. يادمان نرود گاهي با گناه به اندازه ي يک لايک فاصله داريم... يادمان نرود فضاي مجازي هم "محضر خداست " نکند که شرمنده باشيم، امان از لحظه ي غفلت که فقط خدا شاهد است و بس...! گاهي روي مانيتور بچسبانيم "ورود شيطان ممنوع " مراقب دستي که کليک ميکند، چشمي که ميبيند و گوشي که ميشنود باشيم... و بدانيم و آگاه باشيم که خدا هم هميشه آنلاين "است. .وما فقط در مشگلات آنلاین میشیم

  21. صلوات


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع رو مطالعه کرده اند از ۱۳۹۵/۰۵/۰۴, ۱۶:۵۷ : 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود