صفحه 4 از 4 نخست ... 234
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: سؤالاتی پیرامون معجزه بودن قرآن و تحدی

  1. #31

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۴
    نوشته
    931
    حضور
    59 روز 18 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1183



    نقل قول نوشته اصلی توسط میقات نمایش پست ها
    2و3. اصلا بحث تقابل خدا و انسان نیست. اگر کسی هم بتواند در حد فصاحت و بلاغت، مانند قرآن بیاورد، همین را هم خدا به او داده است. همان طور که حضرت عیسی (علیه السلام) بیماری را شفا می داد، اگر امروزه پزشکان بتوانند چنین کنند، این به معنای تقابل انسان با خدا نیست زیرا همین علم و دانش را خدا به پزشک داده است.
    شفای حضرت عیسی بی هیچ وجه قابل مقایسه با شفای پزشکان نیست، چرا؟ چون در شفای پزشکان "خطا" وجود دارد ولی شفای حضرت عیسی خیر.
    پس اگر انسان با گذشت زمان بتواند همانند قرآن در فصاحت وبلاغت بیاورد باز هم خطا خواهد داشت!!! و تلفات خواهد داد!!!
    مگر اینکه خداوند قدرتی مانند حضرت عیسی به یک نفر بدهد برای آودرن همانند برای قرآن در فصاحت و بلاغت!!!
    آیا همچین چیزی امکان دارد؟!
    اگر دارد بحث تمام است.
    ویرایش توسط zeos_403 : ۱۳۹۵/۰۳/۰۸ در ساعت ۰۱:۱۳

  2. #32

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    2,524
    حضور
    68 روز 16 ساعت 3 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    6887



    نقل قول نوشته اصلی توسط shsina نمایش پست ها
    شفای حضرت عیسی بی هیچ وجه قابل مقایسه با شفای پزشکان نیست، چرا؟ چون در شفای پزشکان "خطا" وجود دارد ولی شفای حضرت عیسی خیر.
    پس اگر انسان با گذشت زمان بتواند همانند قرآن در فصاحت وبلاغت بیاورد باز هم خطا خواهد داشت!!! و تلفات خواهد داد!!!
    مگر اینکه خداوند قدرتی مانند حضرت عیسی به یک نفر بدهد برای آودرن همانند برای قرآن در فصاحت و بلاغت!!!
    آیا همچین چیزی امکان دارد؟!
    اگر دارد بحث تمام است.

    با سلام و درود

    پرداختن به این مطلب، موجب خروج از موضوع تاپیک است. اگر در مثال هم مناقشه دارید حرفی نیست؛ آن چه مهم است این که آوردن کلامی در حد فصاحت و بلاغت قرآن، هیچ گاه مقابله انسان با خدا و قرار گرفتن انسان در عرض خداوند نیست.


    عَنِ النَّبِيِّ(ص)، عَنْ جَبْرَئِيلَ، عَنْ مِيكَائِيلَ، عَنْ إِسْرَافِيلَ، عَنِ اللَّوْحِ، عَنِ الْقَلَمِ، قَالَ: يَقُولُ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى:

    «وَلَايَةُ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ حِصْنِي، فَمَنْ دَخَلَ حِصْنِي أَمِنَ نَارِي»

    (أمالي الصدوق، ص 235‏)

  3. صلوات


  4. #33

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۳
    نوشته
    264
    حضور
    4 روز 7 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    1
    گالری
    0
    صلوات
    438



    نقل قول نوشته اصلی توسط میقات نمایش پست ها
    با سلام و درود

    متخصصان و اهل فن در ادبیات و زبان شناسی.

    همین که این افراد به جایگاه علمی (تخصص و اهل فن بودن) رسیده و مقبول جامعه علمی هستند کفایت می کند.

    قبلا هم عرض کرده ام قضاوت جمعی لازم است یعنی اغلب متخصصان در این فن باید آن را تایید بکنند.
    سلام.
    جواب سوالات بنده رو ندادین و باز هم فرمایشات قبلی خودتون رو که کلی بودن تکرار کردین.
    این فرمایش شما اونقدر کلی هست که همیشه میشه براش اما و اگر تراشید.
    مثلا فرض کنید بنده سوره ای بیارم و تایید 1000 نفر از زبان شناس ها رو هم بیارم. اونوقت شما در موارد زیر سوالاتی رو مطرح خواهید کرد:
    1- اینکه این افراد زبان شناس هستند یا نه
    2- اینکه آیا به حد کافی از خبرگی در این رشته رسیدند یا نه
    3- آیا بر زبان عربی مسلط هستند یا نه و میزان تسلطشون کافی هست یا نه
    4- آیا با آموزه های اسلام آشنایی دارن یا نه
    5- کافی بودن تعداد برای اینکه گفته بشه "اغلب متخصصان"
    6- حب و بغض شخصی و ... (سیاسی و ...)

    پس بهتر نیست برای جلوگیری از مواردی این چنین، از قبل شرایط و معیارهای دقیق تری رو مطرح کنید؟

    إِنَّ شَرَّ الدَّوَابَّ عِندَ اللّهِ الصُّمُّ الْبُكْمُ الَّذِينَ لاَ يَعْقِلُونَ


    الانفال-22

  5. صلوات ها 2


  6. #34

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    2,524
    حضور
    68 روز 16 ساعت 3 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    6887



    نقل قول نوشته اصلی توسط divoone1985 نمایش پست ها
    سلام.
    جواب سوالات بنده رو ندادین و باز هم فرمایشات قبلی خودتون رو که کلی بودن تکرار کردین.
    این فرمایش شما اونقدر کلی هست که همیشه میشه براش اما و اگر تراشید.
    مثلا فرض کنید بنده سوره ای بیارم و تایید 1000 نفر از زبان شناس ها رو هم بیارم. اونوقت شما در موارد زیر سوالاتی رو مطرح خواهید کرد:
    1- اینکه این افراد زبان شناس هستند یا نه
    2- اینکه آیا به حد کافی از خبرگی در این رشته رسیدند یا نه
    3- آیا بر زبان عربی مسلط هستند یا نه و میزان تسلطشون کافی هست یا نه
    4- آیا با آموزه های اسلام آشنایی دارن یا نه
    5- کافی بودن تعداد برای اینکه گفته بشه "اغلب متخصصان"
    6- حب و بغض شخصی و ... (سیاسی و ...)

    پس بهتر نیست برای جلوگیری از مواردی این چنین، از قبل شرایط و معیارهای دقیق تری رو مطرح کنید؟


    با سلام و درود

    در جامعه علمی وقتی یک نظریه مطرح می شود و نظر اندیشمندان و جامعه علمی را با خود همراه می کند، خود به خود، جای خود را باز کرده، مطرح شده و مقبول واقع می شود. البته ممکن است چندین سال طول بکشد تا یک نظریه این گونه مورد مقبولیت جامعه علمی قرار گرفته و پذیرفته شود.

    همانند آوری برای قرآن نیز چنین است؛ اگر در سطح قرآن باشد و بتواند خود را ثابت کند، خواه ناخواه، مطرح شده و جای خود را باز می کند.

    فراموش نشود، مورد قبول جامعه علمی واقع شدن و همراه داشتن نظر مثبت اکثریت صاحب نظران یک فن، با مخالفت اقلیت، کنار گذاشته نمی شود؛ کما این که نظریه های علمی همین گونه در سطح جهانی مطرح و مشهور می شوند.

    اگر در باره قرآن و همانند آوری آن چنین چیزی مطرح نیست، حداقل برداشتی که از آن می شود و منطقی و معقول هم هست، نبود همانند است.


    عَنِ النَّبِيِّ(ص)، عَنْ جَبْرَئِيلَ، عَنْ مِيكَائِيلَ، عَنْ إِسْرَافِيلَ، عَنِ اللَّوْحِ، عَنِ الْقَلَمِ، قَالَ: يَقُولُ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى:

    «وَلَايَةُ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ حِصْنِي، فَمَنْ دَخَلَ حِصْنِي أَمِنَ نَارِي»

    (أمالي الصدوق، ص 235‏)

  7. صلوات


  8. #35

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۳
    نوشته
    264
    حضور
    4 روز 7 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    1
    گالری
    0
    صلوات
    438



    نقل قول نوشته اصلی توسط میقات نمایش پست ها
    در جامعه علمی وقتی یک نظریه مطرح می شود و نظر اندیشمندان و جامعه علمی را با خود همراه می کند، خود به خود، جای خود را باز کرده، مطرح شده و مقبول واقع می شود. البته ممکن است چندین سال طول بکشد تا یک نظریه این گونه مورد مقبولیت جامعه علمی قرار گرفته و پذیرفته شود.

    همانند آوری برای قرآن نیز چنین است؛ اگر در سطح قرآن باشد و بتواند خود را ثابت کند، خواه ناخواه، مطرح شده و جای خود را باز می کند.

    فراموش نشود، مورد قبول جامعه علمی واقع شدن و همراه داشتن نظر مثبت اکثریت صاحب نظران یک فن، با مخالفت اقلیت، کنار گذاشته نمی شود؛ کما این که نظریه های علمی همین گونه در سطح جهانی مطرح و مشهور می شوند.
    شما یکبار فرمودید نظریه و یکبار هم فرمودید نظریه علمی. در حالی که همانند آوری برای قرآن، نظریه نیست.
    به نظرم سوالات بنده در پست قبل کاملا واضح بود. دلیل طفره رفتن شما از پاسخگویی رو نمیدونم.

    إِنَّ شَرَّ الدَّوَابَّ عِندَ اللّهِ الصُّمُّ الْبُكْمُ الَّذِينَ لاَ يَعْقِلُونَ


    الانفال-22

  9. صلوات


  10. #36

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    2,524
    حضور
    68 روز 16 ساعت 3 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    6887



    نقل قول نوشته اصلی توسط divoone1985 نمایش پست ها
    شما یکبار فرمودید نظریه و یکبار هم فرمودید نظریه علمی. در حالی که همانند آوری برای قرآن، نظریه نیست.
    به نظرم سوالات بنده در پست قبل کاملا واضح بود. دلیل طفره رفتن شما از پاسخگویی رو نمیدونم.


    با سلام و درود

    در اصطلاح و لفظ، مناقشه ای نیست.

    پاسخ بنده نیز واضح و روشن است. نمی دانم ابهامش کجاست و شما منتظر چه جوابی بوده اید.


    عَنِ النَّبِيِّ(ص)، عَنْ جَبْرَئِيلَ، عَنْ مِيكَائِيلَ، عَنْ إِسْرَافِيلَ، عَنِ اللَّوْحِ، عَنِ الْقَلَمِ، قَالَ: يَقُولُ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى:

    «وَلَايَةُ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ حِصْنِي، فَمَنْ دَخَلَ حِصْنِي أَمِنَ نَارِي»

    (أمالي الصدوق، ص 235‏)

  11. صلوات


  12. #37

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۳
    نوشته
    264
    حضور
    4 روز 7 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    1
    گالری
    0
    صلوات
    438



    نقل قول نوشته اصلی توسط میقات نمایش پست ها
    پاسخ بنده نیز واضح و روشن است. نمی دانم ابهامش کجاست و شما منتظر چه جوابی بوده اید.
    سلام.
    بنده قبلا ابهام رو عرض کردم.
    اینکه این موضوع نه یک نظریه علمی و نه دغدغه اکثریت زبان شناسان دنیاست که بخواد همانند نظریات علمی باهاش برخورد بشه و در جامعه علمی پذیرفته بشه.
    بنده سوالاتم رو در پست های قبل عرض کردم. سوالات بنده واضح و روشن بود و به نظرم روشن کردن موضوعاتی که بنده عرض کردم به روشن شدن دیدگاه شما و همچنین روشن شدن روش رسیدن به حقیقت منجر خواهد شد.


    نقل قول نوشته اصلی توسط divoone1985 نمایش پست ها
    این فرمایش شما اونقدر کلی هست که همیشه میشه براش اما و اگر تراشید.
    مثلا فرض کنید بنده سوره ای بیارم و تایید 1000 نفر از زبان شناس ها رو هم بیارم. اونوقت شما در موارد زیر سوالاتی رو مطرح خواهید کرد:
    1- اینکه این افراد زبان شناس هستند یا نه
    2- اینکه آیا به حد کافی از خبرگی در این رشته رسیدند یا نه
    3- آیا بر زبان عربی مسلط هستند یا نه و میزان تسلطشون کافی هست یا نه
    4- آیا با آموزه های اسلام آشنایی دارن یا نه
    5- کافی بودن تعداد برای اینکه گفته بشه "اغلب متخصصان"
    6- حب و بغض شخصی و ... (سیاسی و ...)

    پس بهتر نیست برای جلوگیری از مواردی این چنین، از قبل شرایط و معیارهای دقیق تری رو مطرح کنید؟


    إِنَّ شَرَّ الدَّوَابَّ عِندَ اللّهِ الصُّمُّ الْبُكْمُ الَّذِينَ لاَ يَعْقِلُونَ


    الانفال-22

  13. صلوات


  14. #38

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    2,524
    حضور
    68 روز 16 ساعت 3 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    6887



    نقل قول نوشته اصلی توسط divoone1985 نمایش پست ها
    این موضوع نه یک نظریه علمی و نه دغدغه اکثریت زبان شناسان دنیاست که بخواد همانند نظریات علمی باهاش برخورد بشه و در جامعه علمی پذیرفته بشه.


    با سلام و درود

    بین موضوعات ریاضی و بین موضوعات نظری (انسانی و یا حتی تجربی) تفاوت وجود دارد. در موضوعات نظری چنین است که به اجماعاتِ علمایی ارجاع داده می شود و بالاخره یک حاشیه تردیدی وجود دارد لذا نمی توان انتظار داشت موضوعات نظری نیز مانند موضوعات ریاضی، فیکس و ثابت باشد. (البته هر تئوری علمی می تواند دارای چنین حاشیه تردیدی باشد حتی موضوعات ریاضی، ولی فرض را بر این می گیریم که موضوعات ریاضی چنین نیستند)

    اگر زبان شناسان یک دوره، تایید کنند پاسخگویی به تحدی قرآن را، ما می پذیریم و سکوت می کنیم؛ البته اگر زبان شناسان دوره بعد آمدند و دوره قبل را تخطئه کردند و گفتند مثلا یک نکته یا پارامتر را در نظر نداشته اند لذا چنین نیست؛ ما مجددا مدعی تحدی قرآن می شویم.

    لازم به ذکر است تاکنون و بعد از 1400 سال هنوز به تحدی قرآن پاسخ داده نشده است و هیچ دوره ای نبوده که زبان شناسان، تحدی به قرآن را تایید کرده باشند.


    عَنِ النَّبِيِّ(ص)، عَنْ جَبْرَئِيلَ، عَنْ مِيكَائِيلَ، عَنْ إِسْرَافِيلَ، عَنِ اللَّوْحِ، عَنِ الْقَلَمِ، قَالَ: يَقُولُ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى:

    «وَلَايَةُ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ حِصْنِي، فَمَنْ دَخَلَ حِصْنِي أَمِنَ نَارِي»

    (أمالي الصدوق، ص 235‏)

  15. صلوات ها 2


  16. #39

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۳
    نوشته
    264
    حضور
    4 روز 7 ساعت 46 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    1
    گالری
    0
    صلوات
    438



    نقل قول نوشته اصلی توسط میقات نمایش پست ها
    اگر زبان شناسان یک دوره، تایید کنند پاسخگویی به تحدی قرآن را، ما می پذیریم و سکوت می کنیم؛
    سلام. این رو قبلا هم فرمودید. سوال بنده هم در مورد چگونگی این ماجراست. اینکه زبان شناسان یک دوره تایید کنند یعنی چه؟
    و مجددا سوالاتی که قبلا مطرح کردم وشما پاسخ ندادید.

    إِنَّ شَرَّ الدَّوَابَّ عِندَ اللّهِ الصُّمُّ الْبُكْمُ الَّذِينَ لاَ يَعْقِلُونَ


    الانفال-22

  17. صلوات


  18. #40

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    نوشته
    2,524
    حضور
    68 روز 16 ساعت 3 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    6887

    جمع بندی




    قرآن، تحدی و همانندآوری



    پرسش:
    تحدی در چه زمینه ای است؟ آیا فقط جنبه ادبی است، یا سایر زمینه ها را نیز شامل می شود؟ محدوده تحدی تا کجاست؟ آیا آثار ادبی خاص، معجزه محسوب می شوند؟ آیا اصلا تحدی کردن، منطقی است؟ چرا تحدی به آیه نشده است؟ داور در بررسی تحدی قرآن کیست؟ از کجا می دانیم که هنوز مثل قرآن نیامده و یا در آینده مثل قرآن نخواهد آمد؟
    چرا تلاش هایی مثل «الحمد للرحمن ربّ الاکوان الملک الدیان لک العبادة و بک المستعان اهدنا صراط الایمان» و «انّا اعطیناک الجواهر فصل لربّک و جاهر و لا تعتمد قول ساحر(یا: انّ مبغضک رجل کافر)» نمی توانند همانندی برای سوره حمد و سوره کوثر باشند؟ کتاب فرقان الحق که ادعای همانندی برای قرآن را دارد چگونه است؟


    پاسخ:
    همانند آوری برای همه ابعاد و ویژگی های قرآن است؛ البته حداقل و قدرمتیقن آن، فصاحت و بلاغت است. در باره آثار ادبی شاخص نیز باید گفت اولا نویسندگان آن ها ادعایی در معجزه و الهی بودن آثارشان نداشته اند، در ثانی آثار آن ها مورد قضاوت قرار نگرفته و چه بسا اگر چنین شود، قطعا دارای خطا بوده و نیازمند اصلاح و تکمیل است، از طرفی چنین نیست که هیچ قسمتی از آن، قابل همانند آوری نباشد.
    در باره منطقی بودن اصل تحدی و مبارزه طلبی، باید گفت وقتی آورنده قرآن یقین دارد اثری مانند قرآن، بهترین و کاملترین و جامعترین است و در حدی از اعتلا است که کسی را توان همانندآوری نیست، چه اشکالی دارد برای اثبات حقانیت خویش، مبارزه طلبی و تحدی به همانندآوری نماید تا از این طریق، به مخاطبانش حقانیت و معجزه بودنش را اثبات کند.

    محدوده تحدی
    بنابر نظر مشهور، تحدی و مبارزه طلبی قرآن ابدی و برای همیشه و همه دوران ها است؛ البته نظریه دیگری نیز وجود دارد که می گوید تحدی قرآن مربوط به زمان نزول قرآن و برای اثبات نبوت پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) است(1)، یعنی پیامبر می فرماید هر کدام از شما که به غیب متصل نیستید اگر می توانید، مانند آن را بیاورید؛ لذا این که کسی که متصل به غیب نیست نمی تواند مانند آن را بیاورد، ثابت می کند که پیامبر (صلی الله علیه وآله) به غیب و ماوراء این عالم، متصل است و ادعای نبوت ایشان ثابت می شود.
    بنابر این دیدگاه، منافاتی ندارد در سالیان بعد، کسی بتواند مانند قرآن را بیاورد، زیرا این تحدی موقتی و برای اثبات ادعای پیامبری خدا بوده و پس از اثبات، غرض حاصل شده است.
    این نظر، قائل است تحدی قرآن برای عرب معاصرش بوده تا اعجازش را اثبات کند و پس از عجز و ناتوانی اعراب معاصر و اثبات اعجاز قرآن، دیگر برای انسان های عصرهای بعدی تحدی و مبارزه طلبی ندارد.
    به بیان دیگر، دلیل اعجاز قرآن (یعنی همان عجز عرب معاصر) همیشگی و ابدی است و انسان امروزی نیز برای اثبات اعجاز قرآن، به همان عجز و ناتوانی عرب معاصر، استدلال می کند.
    پس با عجز و ناتوانی انسان معاصر قرآن، اعجاز قرآن اثبات شده و تا ابد باقی است. دامنه تحدی نیز پس از اثبات اعجاز، دیگر گسترده نیست و انسان امروزی را شامل نمی شود و او را به تحدی فرا نخوانده است.
    مطلب دیگر؛ کسی هم که تحدی قرآن را مختص به عصر نزول می داند، ناظر به قدر متیقن و حداقلِ همانندآوری یعنی فصاحت و بلاغت است، نه جنبه هدایتگری قرآن و ...؛ زیرا لازمه مسلمانی، ایمان به هدایتگری قرآن و کامل و الهی بودن آن است. و کسی که می گوید تحدی قرآن، ابدی و همیشگی است، همه ابعاد اعجازی قرآن را مد نظر دارد.
    بیان دیگر؛ در این که قرآن، کاملترین کتاب هدایتگرانه و تعالی بخش و الهی است، شک و اختلافی نیست. در این زمینه کسی نمی تواند مانندی برای قرآن بیاورد؛ ولی اختلافی که در محدوده و دامنه تحدی است در باره فصاحت و بلاغت قرآن است، نه سایر حیثیات و جهات اعجازی قرآن.
    مشهور می گوید در همین هم کسی نمی تواند همانندی برای قرآن بیاورد، غیر مشهور می گوید، تحدی قرآن به فصاحت و بلاغت، برای زمان عصر نزول و اثبات معجزه و الهی بودن است و پس از اثبات، شامل انسان های دوره های بعدی نمی شود، لذا ولو کسی بتواند از نظر فصاحت و بلاغت مانند قرآن را بیاورد، ولی با این حال الهی بودن قرآن باقی است زیرا هدایتگری و سایر جهات اعجازی قرآن سر جایش باقی است و کسی نمی تواند همانندآوری کند.

    تحدی به آیه
    ممکن کسی بگوید اگر همانندآوری برای قرآن محال است، چرا تحدی در حدّ یک آیه یا یک جمله نشده است؟ در مقابل باید گفت اولا از نظر عقلی ملازمه ای وجود ندارد که بگوییم یا باید تحدی نکند و یا اگر تحدی می کند باید تحدی به یک آیه یا جمله را هم قبول کند.
    در ثانی از تحدی به گفتاری چون قرآن: «فَلْيَأْتُوا بِحَديثٍ مِثْلِهِ إِنْ كانُوا صادِقينَ»؛ اگر راست مى‏ گويند سخنى همانند آن بياورند(2)، می توان برداشت کرد که شامل کمتر از یک سوره هم می شود، ولی حداقل باید به اندازه یک پاراگراف و گفتار باشد که بتواند نظم خاص اعجازی را دارا بوده و حیثیات و جهات مختلف اعجاز قرآن اعم از فصاحت و بلاغت، پیام رسانی، معنویت و اخلاق، و ... را در حد اعلا دارا باشد.
    تحدی به آیه شامل آیه یک یا دو حرفی، مانند «ق» یا «حم» هم می شود، البته قبول داریم كه همین آیات چند حرفی نیز از معجزات قرآن است و اعجازی عظیم در آن نهفته است، ولی شاید به تنهایی قابل تقلید صوری باشند.
    علامه طباطبایی(ره) در باره این که تحدی به آیه نشده چنین می آورد:
    هر كلامی را «حديث» نمى ‏گویند، بلکه آن كلامی حديث است كه مشتمل بر غرض مهمی باشد، غرضى كه به عنوان حديث سينه به سينه و دست به دست بگردد؛ کما این که چند آيه متعدد را يک سوره نمى ‏گویند، بلکه آن چند آيه ای که مشتمل باشد بر غرضى الهى، متمايز از غرض هايى كه در سوره‏ هاى ديگر استيفاء شده است را سوره می گویند.
    در غیر این صورت، تحدى به آيات قرآنى تمام نمى‏ شد، زيرا خصم مى ‏توانست از مفردات آيات، تعداد بسيارى را انتخاب كند و يک يک آن ها را در مقابل كلمات شيرين شعراى عرب قرار داده به مقايسه بنشيند.
    پس آن چه كه خصم در آيات تحدى، مكلف بدان شده اين است كه كلامى بياورد شبيه قرآن؛ يعنى علاوه بر بلاغت و معجزه ‏آسايى كه در عبارات و الفاظ آن هست، مشتمل بر بيان پاره ‏اى از مقاصد الهى و اغراضى باشد كه خداى تعالى آن ها را اغراض و اوصاف كلام خود شمرده است.(3)

    قضاوت و داوری
    داوری و قضاوت در این زمینه با اهل فن، کارشناسان ادبیات و متخصصان زبان شناس است. لذا قضاوت با گروه خاصی نیست، و هر صاحب نظری ـ از هر دین و فرقه ای ـ می تواند در این زمینه نظر بدهد. قاضی قرار نیست فقط مسلمان باشد بلکه متخصصان ادبیات و زبان شناس سراسر عالم، قاضی هستند. قطعا اگر مطلبی که ارائه می شود همسان با قرآن باشد، اهل فن و متخصصان را با خود همراه کرده و همانندآوری را تایید می کنند.
    این موضوع مانند یک مطلب علمی است که از سوی دانشمندی مطرح می شود و سایر اندیشمندان آن علم، در رد یا اثبات آن از سراسر جهان، نظرشان را بیان می کنند. اگر اغلب آن ها این فرضیه یا مطلب علمی را تایید کند، می توان گفت آن به اثبات رسیده است.
    در همانندآوری نیز همین طور است. اگر اغلب متخصصان و اهل فن، از سراسر جهان، ادعای همانندآوری را تایید کنند، ادعای همانندی ثابت می شود.
    نکته مهم: همین که متخصصان و اهل فن، قضاوت مثبتی نداشته و موردی را تایید نکرده اند، دلیل بر این است که هنوز کسی نتوانسته به تحدی قرآن پاسخ دهد.
    پس از گذشت بیش از 14 قرن می بینیم با این همه مخالف و مدعی در برابر قرآن، هنوز هیچ ادعایی به اثبات نرسیده که هیچ، بلکه اصلا در سطحی نبوده که بتواند در برابر قرآن قابل مطرح شدن باشد.
    لازم به ذکر است، از همان ابتدا قرآن خبر غیبی داده که کسی نمی توانند همانند قرآن بیاورد: «فَإِنْ لَمْ تَفْعَلُوا وَ لَنْ تَفْعَلُوا»؛ و اگر (چنين) نكرديد، و (هرگز) نخواهيد كرد.(4)
    زیرا قرآن کلام خالق و الله است و افق علمی خالق و مخلوق، بسیار متفاوت و با فاصله است لذا جنس و سنخ کلام قرآن با جنس و سنخ کلام مخلوق متفاوت است و به همین جهت مخلوق (انسان) نمی تواند کلامی در افق و هم سنخ با کلام خالق بیاورد.
    تاریخ 1400 ساله نیز شاهد است بر این ادعا. با این شواهد می توان گفت در آینده نیز چنین خواهد بود.

    همانندآوری های کذایی و ادعایی
    باطل بودن ادعای همانندی با سوره کوثر:
    کتاب "حُسن الايجاز" كتاب كوچكى است از يک نويسنده مسيحى كه در سال 1912 م از طرف چاپخانه انگليسى در بولاق مصر انتشار يافته است. مؤلف آن يک آمريكايى با نام مستعار «نصر الدين ظافر» است. او مدعی شده این مانندی برای سوره کوثر است.
    «انّا اعطيناك الجواهر، فصلّ لرّبك و جاهر، و لا تعتمد قول ساحر» (ما به تو جواهر داديم، تو نيز با صداى بلند نماز بخوان و به گفتار ساحر و جادوگر اعتماد مكن)
    آیت الله خویی(ره) اين معارضه با سوره کوثر را از چند جهت باطل و مورد اشكال مى ‏دانند، لذا چند جواب نقضی و حلی به او داده اند:
    1. اين مطالب متعلق به این شخص نیست بلکه آنها را از "مسيلمه كذاب" سرقت نموده و به نام خود قالب زده است. مسيلمه در مقام معارضه با اين سوره چنين گفته است: «انّا اعطيناك الجماهر، فصلّ لربّك و هاجر، و انّ مبغضك رجل كافر» (ما به تو جمعيت‏ ها داديم، تو نيز نماز بخوان و هجرت كن و دشمن تو مرد كافر است)
    2. این تقلید از نظم و تركيب قرآن است و تنها برخی الفاظ آن تغییر داده شده است، پس نمی توان ادعای معارضه با قرآن داشت.
    3. او گمان می کرده اگر دو كلام، صرفا در سجع و قافيه مشابه هم باشند، در فصاحت و بلاغت نيز يكسان و برابر خواهند بود. در صورتى كه چنين نيست بلكه اولين شرط فصاحت اين است كه در ميان جملات يک گفتار، ارتباط و تناسب وجود داشته باشد كه گفتار اين نويسنده فاقد آن است.
    4. منظور او از كلمه «جواهر» چيست؟ اگر منظورش جواهر معينى باشد، در اين جملات هيچ قرينه ‏اى بر آن مقصود نيست؛ و اگر منظورش تمام جواهرات موجود در دنيا باشد - یعنی الف و لام برای استغراق و كليت باشد - اين هم عملا یک دروغ آشكار است، زيرا تمام جواهرات موجود در دنيا به يک نفر داده نشده است.
    5. منظور از ساحر كيست و به كدام گفتار وى نبايد اعتماد نمود؟ اگر منظورش ساحر معينى و قسمت خاصى از گفتار وى باشد، لازم بود قرينه‏ اى ذكر كند ولى در اين جمله چنين قرينه‏ اى وجود ندارد؛ و اگر منظور وى هر گونه گفتار است كه از هر ساحرى باشد، که اين صحیح نيست زيرا ما هیچ دلیل عقلی بر اين نداريم كه بر هيچ گفته ساحر ـ ولو در كارهاى معمولى و متعارف ـ نبايد اعتماد نمود.
    6. آیات سوره کوثر با توجه به این در شأن رسول خاتم(صلی الله علیه و آله) نازل شده دارای معارفی عالی و کامل است که اصلا قابل مقایسه با این جملات ساختگی نیست.
    بنابر این:
    چگونه مى‏ توان سوره کوثر با آن سطح عالى و بلاغت كامل را با این جملات منحط و بى ‏ربط اين نويسنده، مقايسه نمود؟! جملاتى كه گوينده آن‏ ها خودش را به زحمت انداخته، بر اساس عناد و يا نادانى، آن‏ ها را به هم بافته است تا بدان وسيله با بلاغت و اعجاز قرآن معارضه و مبارزه كند و از عظمت آن بكاهد.(5)

    باطل بودن ادعای همانندی با سوره حمد
    مرحوم آیت الله خویی(ره) در باره این ادعا، چنین آورده اند: اين مرد خيال باف، در مقام معارضه با سوره فاتحه چنين مى‏گويد: «الحمد للرّحمن، ربّ الاكوان، الملك الدّيّان، لك العبادة و بك المستعان، اهدنا صراط الايمان.»
    او خيال كرده است كه اين جملات، تمام نكات و معانى سوره حمد را در بر دارد و از آن سوره، كوتاه ‏تر هم مى‏ باشد.
    ما به نويسنده ‏اى كه در تشخيص گفتار سست از گفتار وزين، تا اين درجه منحط و كوتاه فكر باشد، چه بگوييم؟! بهتر اين بود كه وى قبلا گفتار خويش را به دانشمندان مسيحى كه با اسلوب كلام عرب و فن بلاغت آشنايى دارند، نشان مى ‏داد و خود را بدين گونه رسوا و مفتضح نمى ‏ساخت.
    راستى او تا اين جا هم تشخيص نداده است كه اگر يک نفر شاعر و يا نويسنده بخواهد با گفتارى در مقام معارضه بيايد، بايد در مقابل آن، كلامى بياورد كه با داشتن استقلال در الفاظ و تركيب و اسلوب مخصوص به خود، حداقل در يک جهت و در يک هدف با آن متحد و يكسان باشد.
    معناى معارضه اين نيست كه شخصى در مقام معارضه با يک كلام فصيح از اسلوب و تركيب آن، تقليد كند و تنها بعضى از الفاظ و كلمات آن را تغيير دهد و كلام ديگرى از آن بسازد و نام اين عمل را معارضه بگذارد.
    اگر معناى معارضه اين باشد، مى ‏توان با هر كلامى معارضه نمود و اين آسان ‏ترين راهى بود براى اعرابى كه با پيامبر (صلی الله علیه و آله) معاصر بودند، ولى چون آن‏ ها با اسلوب معارضه آشنا بودند و رموز بلاغت قرآن را درک مى ‏كردند، اين بود كه زير بار معارضه با قرآن نرفتند و بر عجز و ناتوانى خويش اعتراف نمودند؛ عده‏ اى ايمان آوردند و عده ديگرى آن را به سحر و جادو نسبت داده، گفتند: «إِنْ هذا إِلَّا سِحْرٌ يُؤْثَرُ»
    گذشته از اين، چگونه مى ‏توان اين جملات را كه آثار تكلّف و تصنّع در آن ‏ها نمايان است با سوره فاتحه مقايسه نمود؟!... .(6)
    ایشان در ادامه به ایرادهای ادبی و ... پرداخته و به تفصیل، نواقص و عیوب این متن در مقایسه با سوره حمد را بیان می کنند:
    1. چگونه مى‏ توان گفت كه جمله «الحمد للرحمان» با جمله «الحمد للّه» از نظر معنى و مفهوم يكسان است، در صورتى كه كلمه «اللّه» اسم ذات مقدسى است كه جامع تمام صفات كمال مى ‏باشد و تنها يكى از آن صفات «رحمت» است. بنابراين، انگيزه سپاس در جمله «الحمد للّه» دارا بودن خداست بر تمام صفات كمال؛ ولى در جمله «الحمد للرحمان» انگيزه سپاس تنها در برابر رحمت خداوند بوده و از صفات ديگر او ذكرى به ميان نيامده است.
    2. جمله «ربّ الاكوان» به جاى «ربّ العالمين الرّحمن الرّحيم» بسيار ناقص و نامتناسب است و معنا و هدف هر دو آيه را از بين برده است، زيرا از اين دو آيه چنين استفاده مى ‏شود كه جهان يكى نيست بلكه متعدد مى ‏باشد و خداوند مالک و مربى همه آن ‏هاست و رحمت وى نيز به طور استمرار و هميشگى و بدون انقطاع شامل تمام اين جهان ‏ها و عوالم مى‏ گردد.
    چگونه مى ‏توان اين معانى را از «رب الاكوان» به دست آورد؟ در صورتى كه «كون» به معناى حدوث، وقوع، برگشتن و كفالت مى‏ باشد.
    علاوه بر اين، اضافه كردن كلمه «رب» كه به معناى مالک و مربى است به «اكوان» كه معناى مصدرى دارد و به معنى «بودن» مى‏ باشد، از نظر ادبى صحيح نيست. بلى، مى ‏توان كلمه «خالق» را به اين كلمه اضافه نمود و «خالق الاكوان» گفت، ولى از كلمه «اكوان» نه تعدد عوالم استفاده مى‏ گردد و نه شمول و استمرار رحمت خداوند بر اين عوالم.
    3. تغيير دادن آيه «مالِكِ يَوْمِ الدِّينِ» به جمله «الملك الدّيان» نمى ‏تواند، معناى آيه را متضمن شود و هدف آيه را ايفا كند، زيرا آيه مذكور به معناى «يگانه پادشاه و صاحب روز جزا» است، ولى جمله مذكور به معناى «پادشاه جزادهنده» مى ‏باشد و در اين معنى بر وجود يک جهانِ ديگر ـ كه جزاى اعمال در آن جا داده مى ‏شود ـ كوچک ‏ترين دلالت و اشاره ‏اى نيست، ولى آيه شريفه علاوه بر اهدافى كه دارد، متضمن اين معنا نيز مى ‏باشد.
    و باز جمله مذكور، اين مطلب را نمى ‏رساند كه «مالکِ» آن روز خداوند است و كسى ديگر كوچک ‏ترين اختيارى ندارد و تمام مردم در آن روز در تحت فرمان و حكومت خداى بزرگ و واحد اداره مى ‏شوند و امر وى به تمام افراد، نافذ خواهد بود؛ بعضى افراد به سوى بهشت و بعضى ديگر به سوى دوزخ خواهند رفت.
    آرى، جمله «الملک الديان» هيچ يک از اين معانى را كه جمله «مالک يوم الدين» متضمن است، در بر ندارد. تنها چيزى كه مى‏ توان از اين جمله استفاده نمود، اين است كه خداوند سلطانى است كه به اعمال انسان پاداش مى ‏دهد و اين مطلب فوق فراوان و فاصله زياد با اهداف عاليه آيه شريفه دارد.
    4. و اما آيه شريفه «إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ»؛ تنها تو را مى‏پرستيم و از تو استعانت مى‏ جوييم.
    اين نويسنده از اين آيه چنين فهميده است كه عبادت به ناچار بايد تنها براى خدا باشد و استعانت نيز بايد از خداوند بشود، لذا اين آيه علاوه بر آن حقيقت مى‏ خواهد به افراد با ايمان تلقين نمايد كه توحيد در عبادت را آشكار سازند، حاجت و نياز خويش را بر كمک و اعانت پروردگار در همه جا، حتى در عبادت وى، اظهار نمايند.
    اين آيه مى ‏خواهد بنده مؤمن، بر اين حقيقت اعتراف كند كه او و تمام افراد مؤمن جز خداوند كسى را ستايش نمى ‏كنند و از كسى به جز پروردگار استعانت نمى ‏جويند و تنها او را ستايش مى ‏كنند و از وى استعانت مى ‏جويند.
    اين معنى چگونه از گفتار اين نويسنده، به دست مى ‏آيد و چگونه مى‏ تواند جمله «لک العبادة و بک المستعان» اين نكات را در بر گيرد؟!
    5. و اما گفتار خداوند: «اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِيمَ» مقصود از آيه اين است كه بنده، در مقام عبادت، از پروردگارش درخواست كند كه او را به نزديک ‏ترين و مستقيم‏ ترين راهى كه به مقصد مى ‏رساند، هدايت كند و او را به سوى اعمال نيک و اوصاف و عقايد صحيح رهبرى نمايد و در اين آيه تنها به درخواست هدايت به راه ايمان، قناعت نگرديده است، بلكه معانى و مقاصد عاليه ديگر هم دارد، ولى جمله «اهدنا صراط الايمان» آن معانى را نمى ‏رساند و كافى نمى ‏باشد.
    علاوه بر آن، معناى اين جمله از اين نظر نيز نارساست كه در اين جمله تنها درخواست هدايت و رهبرى به راه ايمان گرديده است، اما به اين حقيقت كه راه ايمان راه مستقيمى است و سالک آن هرگز گمراه نمى ‏شود، اشاره ‏اى در آن نيست.
    اين نويسنده با اين جملات نارسا و دست و پا شكسته و تقليدى، خود را از معارضه با بقيه سوره مستغنى دانسته و خيال نموده است كه حاجتى به بقيه سوره نبوده است.
    اين خود مى ‏تواند بهترين دليل و گواه گويا بر اين باشد كه وى مفهوم سوره را نفهميده و هدف آن را درک ننموده است، زيرا بقيه سوره- يعنى جمله «صِراطَ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ، غَيْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ وَ لَا الضَّالِّينَ» دلالت مى ‏كند بر اين كه يک راه مستقيمى وجود دارد و كسانى كه مورد انعام و بخشش خداوندى قرار گرفته ‏اند، همان راه را پيموده‏ اند، اين راه، همان راه پيامبران، درستكاران، شهدا و مردان نيک مى ‏باشد.
    و باز اين جملات دلالت دارند كه راه‏ هاى غير مستقيم و كج و معوجى هم هست و آنان كه مورد غضب خداوندى مى ‏باشند، آن راه ‏ها را در پيش گرفته‏ اند و آن راه كسانى است كه در برابر حق، عناد و لجاجت ورزيده، آن را انكار مى ‏كنند، به علت جهل و نادانى از راه هدايت به دور افتاده و در وادى گمراهى قدم بر مى ‏دارند.
    آنان راه هدايت و حقيقت را جست‏وجو و دنبال نكرده‏ اند بلكه راه پدران‏شان را انتخاب نموده‏ اند و از نياكان‏شان تقليد و تبعيت كرده ‏اند و راهى را رفته ‏اند كه آن راه از طرف خداوند براى آنان تعيين نگرديده است.
    آرى، كسى كه اين آيه را بخواند و در آن دقت و تدبر كند، همه اين مطالب را متذكر مى ‏شود و فكرش به اين نكات عالى و رموز اخلاقى منتقل مى ‏شود كه بايد از مقرّبان و اولياى الهى تأسى نمود و در اعمال، اخلاق و عقايد از آنان پيروى كرد و از راه افراد متمرد و سركش كه خداوند در برابر اعمالشان بر آنان غضب نموده است، دورى جست.
    خواننده عزيز! آيا مى‏ توان از اين مطالب عالى و حقايق زنده اخلاقى و انسانى كه در لا به ‏لاى اين جملات نهفته است، چشم پوشيد، همان طور كه اين نويسنده خيالباف پنداشته است، آن‏ها را بى ‏اهميت تلقى نمود؟!(7)

    بررسی کتاب ساختگی فرقان الحق
    از اشکال های اساسی که بر کتاب «فرقان الحق» وارد است، این است که وحی کننده و کسی که بر آن وحی شده مشخص نیست. هم چنین معلوم نیست در این کتاب چه نکته ای به عنوان وحی شمرده شده است.
    معرفی این کتاب (قرآن جعلی):
    کتاب فرقان الحق، کتابی است که بر اساس داده های انجیل موجود، تنظیم گشته و علاوه بر آن که مقیاس حق و باطل را انجیل مزبور دانسته، برخی از امور بدیهی را هم نتوانسته طبق واقعیت خارجی و نیازهای جامعه بشری در عصر حاضر، نشان دهد.
    بعضی از آموزه های این کتاب بطور اجمال، چنین است:
    1. تثلیث مسیحی که حتی از سوی برخی از مسیحیان به ویژه فرقه موحدین به چالش کشیده شد، برای ورود به هر بخش، به جای «بسم الله الرحمن الرحیم» به کار رفته است. [چنین آمده: بسم الأب الکلمة الروح]
    2. بدون هیچ دلیل عقلی، علمی و تاریخی، آموزه های قرآنی را رد کرده، مدعی است مسلمانان گمراهند.
    3. اطاعت از پیامبر (صلی الله علیه و آله) را شرک دانسته و گویا در نظر نویسندگان آن، اطاعت از حضرت مسیح علیه السلام هم شرک خواهد بود.
    4. در این کتاب به جای حل مشکل ازدواج زنان، ادعا شده است که ازدواج با بیش از یک زن، حکم زنا را دارد.
    5. در این کتاب، طلاق در هر صورت مذمت شده و ازدواج با زن مطلقه، زنا قلمداد گردیده است.
    6. قرآن جعلی، جهاد را حرام اعلام کرده است تا کسی به فکر مبارزه با استکبار جهانی نباشد.
    7. در این کتاب، نه طرح جدیدی برای اصلاح بشر ارائه شده و نه از امور غیبی، تاریخ گذشتگان، الگوهای تربیتی و ... خبر داده شده است.
    8. نویسندگان «الفرقان الحق» مدعی اند که این کتاب، وحی مبین است! معلوم نیست که چه نکته ای از آن وحی است و بر چه کسانی وحی شده و نشانه وحی بودن آن چیست.
    و .... .(9)
    از دیگر ویژگی های این کتاب جعلی این است که مسلمانان را مشرک، قاتل و خونریز معرفی کرده است. از طرفی، نويسندگان كتاب «فرقان الحق» رسالت پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) را باور ندارند و ایشان را به طاغوت، و بهشت مسلمانان را منزلگاهی برای بی عفتان، جنايتكاران جنگی، زنان فريبكار و ... توصیف می کنند.
    كتاب «الفرقان الحق» تقلب و ناسره و دروغ و بهتانی است براي زشت و وارونه نشان دادن حقايق، و ارائه تصوير مكدری از قرآن كريم و رسالت عظيم و با اهميت اين كتاب آسمانی.
    ولی باید گفت: «يُريدُونَ لِيُطْفِؤُا نُورَ اللَّهِ بِأَفْواهِهِمْ وَ اللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْكافِرُون‏»؛ آنان مى ‏خواهند نور خدا را با دهان خود خاموش سازند ولى خدا نور خود را كامل مى ‏كند هر چند كافران خوش نداشته باشند.(10)

    _________
    (1) ر.ک: معرفت، علوم قرآنی، ص 369.
    (2) طور: 52/ 34.
    (3) ر.ک: ترجمه تفسير الميزان، ج ‏10، ص 248.
    (4) بقره: 2/ 24.
    (5) ر.ک: ابولقاسم خویی، البيان فی تفسير القرآن، ص 97 – 99.
    (6) همان، ص 96؛ این کتاب به فارسی هم ترجمه شده است: بيان در علوم و مسائل كلى قرآن، ص 145.
    (7) البيان فی تفسير القرآن، ص 97-99؛ ترجمه: بيان در علوم و مسائل كلى قرآن، ص 146–148.
    (8) نقد کتاب «الفرقان الحق»، عزالدین رضانژاد، مجله اندیشه تقریب، سال دوم، شماره ششم، بهار 1385، ص 171 و 172.
    (10) صف: 61/ 8.


    عَنِ النَّبِيِّ(ص)، عَنْ جَبْرَئِيلَ، عَنْ مِيكَائِيلَ، عَنْ إِسْرَافِيلَ، عَنِ اللَّوْحِ، عَنِ الْقَلَمِ، قَالَ: يَقُولُ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى:

    «وَلَايَةُ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ حِصْنِي، فَمَنْ دَخَلَ حِصْنِي أَمِنَ نَارِي»

    (أمالي الصدوق، ص 235‏)

صفحه 4 از 4 نخست ... 234

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع رو مطالعه کرده اند از ۱۳۹۷/۱۰/۲۲, ۰۴:۵۴ : 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود