صفحه 1 از 16 12311 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: ***** پند های درس آموز *****

  1. #1

    عضویت
    جنسیت تیر 1392
    نوشته
    6,432
    صلوات
    25015
    حضور
    150 روز 23 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0

    ***** پند های درس آموز *****




    پندهای پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله به امام علی علیه السلام

    ای علی! هرکس پدر و مادرش را اندوهگین سازد، عاق آنان است و رعایت حقوق آنان را نکرده باشد.
    ای علی! خدا رحمت کند پدر و مادری را که باعث احسان و نیکی فرزند به خودشان شوند.
    ای علی! هرکس عذر عذرخواهی را چه راست گو باشد چه دروغ گو نپذیرد، به شفاعت من نمی رسد.
    ای علی! دو سال راه را برای نیکی و احسان پدر و مادرت برو.
    ای علی! خدا لعنت کند پدر و مادری را که با رفتارشان، فرزند را به بی مهری و بی حرمتی به خودشان وادارند.
    *****  پند های درس آموز   *****


  2.  

  3. #2

    عضویت
    جنسیت تیر 1392
    نوشته
    6,432
    صلوات
    25015
    حضور
    150 روز 23 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    لقمان به فرزند خود گفت: مرکب را آماده ساز و مهیای سفر شو. چون مرکب آماده شد، لقمان خود سوار شد و پسرش را پیاده دنبال خود روان کرد. در این حال گروهی که در مزارع خود مشغول کار بودند آنها را نظاره کردند و به زبان اعتراض گفتند: عجب مرد سنگدلی، خود سواره است و کودک معصوم را پیاده به دنبال می کشد.
    سپس لقمان خود از مرکب پیاده شد و پسر را سوار بر مرکب کرد تا به گروهی دیگر از مردم رسید، این بار مردم با نظاره آنها گفتند: عجب پسر بی ادب و بی تربیتی، پدر پیر و ضعیف خود را پیاده گذاشته و خود با نیروی جوانی و تنومندی بر مرکب سوار است. حقا که در تربیت او غفلت شده است. در این حال لقمان نیز همراه فرزند خود سوار مرکب شد و هر دو سواره راه را ادامه دادند تا به گروه سوم رسیدند، مردم این قوم چون آنها را دیدند گفتند: عجب مردم بی رحمی، هر دو چنین بار سنگینی را بر حیوان ناتوان تحمیل کرده اند و هیچ یک زحمت پیاده روی را به خود نمی دهند. در این هنگام لقمان و پسر هر دو از مرکب پیاده شدند و راه را پیاده ادامه دادند تا به دهکده ی دیگری رسیدند، مردم با مشاهده آنها، زبان به نکوهش گشودند و گفتند: آن دو را بنگرید، پیر سالخورده و جوان خردسال هر دو پیاده در پی مرکب می روند و جان حیوان را از سلامت خود بیشتر دوست دارند.

    چون این مرحله از سفر نیز تمام شد لقمان با تبسمی معنی دار به فرزند خود گفت: حقیقت را در عمل دیدی، اکنون بدان که هیچگاه خشنودی تمام مردم و بستن زبان آنها امکان پذیر نیست؛ پس خشنودی خداوند و رضای وجدان را مد نظر قرار ده و به تحسین و تمجید یا توبیخ و نکوهش دیگران توجهی نکن. لقمان همواره رعایت اعتدال و میانه روی را از شروط کامیابی و موفقیت در امور زندگی می دانست و رعایت این اصل را در کلیه شئون زندگی لازم و ضروری می شمرد و معتقد بود افراط و تندروی می تواند لذت ها را به آلام و عادت ها را به آلودگی تبدیل کند.

    *****  پند های درس آموز   *****


  4. #3

    عضویت
    جنسیت آبان 1394
    علاقه
    علاقمند به کتاب روانشناسی و تاریخی
    نوشته
    1,102
    صلوات
    3135
    حضور
    33 روز 13 ساعت 56 دقیقه
    وبلاگ
    50
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    10



    بِسْم اللهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیم
    شخصی علم نحو می دانست; یعنی دستور زبان عربی را به خوبی فرا گرفته بود و او را دانشمند نحوی می خواندند. روزی سوار بر کشتی شد, ولی چون خودبین و مغرور بود, به کشتی بان کشتی گفت: آیا علم نحو خوانده ای؟ او گفت: نه. نحوی گفت: نصف عمرت را تباه نموده ای!
    گفت هیچ از نحو خواندی گفت لا
    گـفـت نیـم عـمـر تـو شـد بر فنـا
    کشتی بان از این سرزنش, اندوهگین و دل شکسته شد و در آن لحظه خاموش ماند و چیزی نگفت. کشتی همچنان در حرکت بود تا این که بر اثر طوفان به گردابی افتاد و در پرتگاه غرق شدن قرار گرفت. در این هنگام کشتی بان که شناگری ماهر بود, از نحوی پرسید: آیا شنا می دانی؟ او گفت: نه. کشتی بان گفت:
    کـل عـمـرت ای برادر بر فنـاسـت
    زانکه کشتی غرق در گرداب هاست
    دانشمند نحوی به غرور نابجای خود پی برد و دریافت که نمی بایست آن کشتی بان را سرزنش می کرد
    فعاليت داشتن در فضاي مجازي و پاک ماندن در آن ' تقواي دو چندان ميخواهد. يادمان نرود گاهي با گناه به اندازه ي يک لايک فاصله داريم... يادمان نرود فضاي مجازي هم "محضر خداست " نکند که شرمنده باشيم، امان از لحظه ي غفلت که فقط خدا شاهد است و بس...! گاهي روي مانيتور بچسبانيم "ورود شيطان ممنوع " مراقب دستي که کليک ميکند، چشمي که ميبيند و گوشي که ميشنود باشيم... و بدانيم و آگاه باشيم که خدا هم هميشه آنلاين "است. .وما فقط در مشگلات آنلاین میشیم


  5. #4

    عضویت
    جنسیت آبان 1394
    علاقه
    علاقمند به کتاب روانشناسی و تاریخی
    نوشته
    1,102
    صلوات
    3135
    حضور
    33 روز 13 ساعت 56 دقیقه
    وبلاگ
    50
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    10



    بهترین جایزه

    بِسْم اللهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیم


    اسیر: من در یکی از اردوگاه های عراق به همراه بعضی از رزمندگان دیگر اسیر بودم. عراقی ها از دادن قرآن به ما خودداری می کردند. ما چاره ای نداشتیم جز آن که از حافظه خود استفاده کنیم. بنابر این هر کس آیه یا سوره ای را حفظ بود آن را با انگشت روی خاک می نوشت تا دیگران نیز حفظ کنند. گاهی اوقات که زغال یا سنگ گچی داخل اردوگاه پیدا می شد آیات را بر روی دیوارها یا درها می نوشتیم، که البته بعضی اوقات به خاطر همین نوشتن آیات و سوره ها کتک مفصّلی می خوردیم. با این حال، شوق آزادگان برای یادگیری قرآن روز به روز بیشتر می شد. تا این که یک روز به فرمانده اردوگاه گفتیم ما می خواهیم یک مسابقه والیبال برگزار کنیم. عراقی ها که از ماجرا مطلع شدند، خواستند بگویند از این حرکت حمایت می کنند و اعلام کردند یک جلد قرآن به آسایش گاه برنده جایزه خواهند داد.به محض این که خبر جایزه قرآن پخش شد، شور و شوق عجیبی اردوگاه را پر کرد. گویی که قرار است به تیم برنده «جایزه جام جهانی» را بدهند. سرانجام مسابقه برگزار شد و تیم آسایش گاه ما اول شد و ما قرآن را گرفتیم. پس از آن بچه ها در یادگیری و حفظ قرآن تلاش بیشتری را آغاز کردند. فراموش نمی کنم که قرآن در طول 24 ساعت یک لحظه هم بر زمین نمی ماند و به طور نوبتی میان دوستان، دست به دست می گشت، به طوری که اگر در نیمه های شب هم نوبت کسی می شد و او در خواب بود بیدار می شد و قرآن خود را تلاوت و حفظ می کرد.با این روش، دوستان بسیاری خواندن قرآن را یاد گرفتند و عده فراوانی هم حافظ آیات و سوره هایی از قرآن شدند.
    فعاليت داشتن در فضاي مجازي و پاک ماندن در آن ' تقواي دو چندان ميخواهد. يادمان نرود گاهي با گناه به اندازه ي يک لايک فاصله داريم... يادمان نرود فضاي مجازي هم "محضر خداست " نکند که شرمنده باشيم، امان از لحظه ي غفلت که فقط خدا شاهد است و بس...! گاهي روي مانيتور بچسبانيم "ورود شيطان ممنوع " مراقب دستي که کليک ميکند، چشمي که ميبيند و گوشي که ميشنود باشيم... و بدانيم و آگاه باشيم که خدا هم هميشه آنلاين "است. .وما فقط در مشگلات آنلاین میشیم


  6. #5

    عضویت
    جنسیت آبان 1394
    علاقه
    علاقمند به کتاب روانشناسی و تاریخی
    نوشته
    1,102
    صلوات
    3135
    حضور
    33 روز 13 ساعت 56 دقیقه
    وبلاگ
    50
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    10



    حیا در کجاست؟

    بِسْم اللهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیم

    گویند: حضرت آدم (ع) نشسته بود، شش نفر آمدند. سه نفر طرف راستش و سه نفر دیگر طرف چپ وی نشستند. از اینها سه نفر سفید و سه نفر سیاه بودند.

    آدم به یکی از سفیدها که سمت راست او نشسته بود، گفت: تو کیستی؟ گفت: عقلم. فرمود: جای تو کجاست؟ گفت: مغز.

    از دومی پرسید: تو کیستی؟ گفت: مهر هستم. آدم (ع) پرسید: جای تو کجاست؟ گفت: در دل.

    از سومی پرسید: تو کیستی؟ گفت: حیا هستم. آدم (ع) سؤال کرد: جای تو کجاست؟ گفت: در چشم.

    سپس آدم (ع) به جانب چپ نگاه کرد و از یکی از سیاهان سؤال کرد: تو کیستی؟ گفت: من تکبر هستم. پرسید: جای تو کجاست؟ گفت: در مغز. آدم (ع) پرسید: با عقل در یک جا هستید؟ گفت: من که آمدم، عقل می رود.

    از دومی سؤال کرد: تو کیستی؟ گفت: حسد هستم. آدم (ع) پرسید: جای تو کجاست؟ گفت: در دل. پرسید: با مهر در یک جا هستید؟ گفت: من که آمدم، مهر می رود.

    از سومی سؤال کرد: تو کیستی؟ گفت: طمع هستم. آدم (ع) پرسید: جای تو کجاست؟ گفت: در چشم. پرسید: با حیا در یک جا هستید؟ گفت: من که داخل شوم، حیا خارج می شود.
    فعاليت داشتن در فضاي مجازي و پاک ماندن در آن ' تقواي دو چندان ميخواهد. يادمان نرود گاهي با گناه به اندازه ي يک لايک فاصله داريم... يادمان نرود فضاي مجازي هم "محضر خداست " نکند که شرمنده باشيم، امان از لحظه ي غفلت که فقط خدا شاهد است و بس...! گاهي روي مانيتور بچسبانيم "ورود شيطان ممنوع " مراقب دستي که کليک ميکند، چشمي که ميبيند و گوشي که ميشنود باشيم... و بدانيم و آگاه باشيم که خدا هم هميشه آنلاين "است. .وما فقط در مشگلات آنلاین میشیم


  7. #6

    عضویت
    جنسیت تیر 1392
    نوشته
    6,432
    صلوات
    25015
    حضور
    150 روز 23 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0



    لقمان برای درک صحیح این موضوع، با بیانی جالب و منطقی، فرزند خود را چنین نصیحت کرد: فرزندم این نصیحت پدر را همواره آویزه گوش خود کن و در زندگی همواره لذیذترین غذاها را میل کن و فاخرترین جامه ها را بپوش و در بهترین بستر بیارام و از زیباترین زنان ، انتخاب کن .
    فرزند لقمان از نصایح پدر سخت متعجب شد، زیرا پدر که همواره او را به اعتدال و اقتصاد در امور زندگی تشویق می کرد، این بار او را به افراط و تن پروری ترغیب می نمود. لذا علت را از پدر خویش جویا شد. لقمان گفت: منظور من از این سخن آن بود که اگر زمانی برای برآوردن حاجت خود اقدام کنی که ضرورت و شدت آن به اوج خود رسیده باشد، از ساده ترین آنها عالی ترین مراتب لذت را خواهی برد. اگر هنگامی برای خواب و استراحت اقدام کنی که بی خوابی حواس و قوای تو را تحت تأثیر و تسخیر خود قرار داده باشد، در این حال پاره خشتی بهتر از بالش پَر و بستری زبر و خشن خوشآیندتر از ملایمترین آنها خواهد بود.
    فرزندم اگر زمانی بر سر سفره بنشینی که گرسنگی، صبر و طاقت از تو بریده باشد، ساده ترین غذاها برای تو لذیذتر از طعام پادشاهان خواهد بود. اگر نیاز تو به جامه تازه مبرم باشد و لباس پیشین قابل استفاده نباشد، جامه کرباس از خلعت شاهانه برای تو برازنده تر خواهد بود... مریدی خلاصه معرفت و روح حکمت لقمان را جویا شد وی گفت: خلاصه معرفت و روح حکمت من آن است که از امور زندگی آنچه به عهده خالق است، تکلف و زحمتی بر خود روا نمی دارم و آنچه به عهده من است در آن سستی و کوتاهی نمی کنم

    *****  پند های درس آموز   *****


  8. #7

    عضویت
    جنسیت آبان 1394
    علاقه
    علاقمند به کتاب روانشناسی و تاریخی
    نوشته
    1,102
    صلوات
    3135
    حضور
    33 روز 13 ساعت 56 دقیقه
    وبلاگ
    50
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    10



    اسرا و روش پیشوای اسلام

    بِسْم اللهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیم


    لشکر اسلام در جنگ با قبیله طی ، پیروز شدند و اسرای قبیله را بمدینه آوردند. در میان اسیران ، دختران زیبا و فصیحی بود که در حضور رسول اکرم (ص ) آغاز سخن کرد و گفت اگر مصلحت بدانید مرا آزاد کنید و خود را در معرض شماتت عرب قرار ندهید، چه من دختر سخاوتمند قبیله خود هستم ، پدرم اسیران را آزاد میساخت ، به فقیران اعطا مینمود، حامی ضعیفان بود، از میهمان پذیرائی میکرد، به گرسنه غذا میداد، برهنه ، را میپوشانید، و عقده غم را از دلهای مردم اندوهگین میگشود، من دختر حاتم طائی هستم . فقال صلی الله علیه و آله : خلوا عنها فان اباها کان یحب مکارم الاخلاق .رسول اکرم (ص ) فرمود: آزادش کنید زیرا پدرش حاتم طائی دوستدار مکارم اخلاق بود.پیشوای اسلام علاوه بر آنکه شفاها مکارم اخلاق را بمردم یاد میداد و در منبر و محضر، مسلمین را به انجام وظائف انسانی تشویق مینمود، با رفتار اخلاقی خود نیز راه و رسم انسانیت را به پیروان خود میآموخت و عملا آنانرا در راه کرامت نفس و دگردوستی رهبری میکرد.
    فعاليت داشتن در فضاي مجازي و پاک ماندن در آن ' تقواي دو چندان ميخواهد. يادمان نرود گاهي با گناه به اندازه ي يک لايک فاصله داريم... يادمان نرود فضاي مجازي هم "محضر خداست " نکند که شرمنده باشيم، امان از لحظه ي غفلت که فقط خدا شاهد است و بس...! گاهي روي مانيتور بچسبانيم "ورود شيطان ممنوع " مراقب دستي که کليک ميکند، چشمي که ميبيند و گوشي که ميشنود باشيم... و بدانيم و آگاه باشيم که خدا هم هميشه آنلاين "است. .وما فقط در مشگلات آنلاین میشیم


  9. #8

    عضویت
    جنسیت آبان 1394
    علاقه
    علاقمند به کتاب روانشناسی و تاریخی
    نوشته
    1,102
    صلوات
    3135
    حضور
    33 روز 13 ساعت 56 دقیقه
    وبلاگ
    50
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    10



    منصور عمار و قاضی بغداد

    بِسْم اللهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیم


    منصور عمار از رهگذری که سرای قاضی بغداد در آن بود عبور میکرد. در خانه باز بود. منصور جلو در ایستاد و بدرون منزل نظری افکند. دید سرائی است بس وسیع و مجلل . داخل منزل شد و تمام قسمتهای آنرا با دقت نگاه کرد. توجه منصور به اطاقهای مفروش ، ظروف عالی ، غلامان و خدمتگزاران متعدد جلب شد و حیرت زده آنهمه خودآرائی و تجمل را نگریست سپس آب وضو خواست . یکی از غلامان آفتابه بزرگی را پر کرد و نزد او برد. منصور در نقطه ای که قاضی بغداد میدید نشست و آغاز وضو نمود ولی دستها را از بازو شست و پاها را از زانو. قاضی گفت ای منصور این چه اسراف است که میکنی و چرا اینهمه آب را بهدر میدهی ؟ منصور گفت ای قاضی تو که زیاده روی در آب مباح را اسراف میخوانی درباره این سرا و بوستان با این همه تجمل و اسباب که خدا میداند پول آنها از کجا آمده است چه میگوئی ، آیا اسراف نیست ؟ تو که احتیاجاتت با یک منزل کوچک و دو خدمتگزار برآورده میشود چرا اینقدر زیاده روی میکنی و اینهمه و بال را بردوش میکشی ؟ قاضی از سخن منصور بخود آمد، از عیب اخلاقی خویش آگاه شد، زندگی آمیخته به اسراف را بر هم زد، و از آن پس روش معتدلی در پیش گرفت
    فعاليت داشتن در فضاي مجازي و پاک ماندن در آن ' تقواي دو چندان ميخواهد. يادمان نرود گاهي با گناه به اندازه ي يک لايک فاصله داريم... يادمان نرود فضاي مجازي هم "محضر خداست " نکند که شرمنده باشيم، امان از لحظه ي غفلت که فقط خدا شاهد است و بس...! گاهي روي مانيتور بچسبانيم "ورود شيطان ممنوع " مراقب دستي که کليک ميکند، چشمي که ميبيند و گوشي که ميشنود باشيم... و بدانيم و آگاه باشيم که خدا هم هميشه آنلاين "است. .وما فقط در مشگلات آنلاین میشیم


  10. #9

    عضویت
    جنسیت تیر 1392
    نوشته
    6,432
    صلوات
    25015
    حضور
    150 روز 23 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0




    نصایح لقمان به فرزندش
    سعی لقمان بر این بود که در مناسبت های مختلف فرزندش و همچنین سایر مردم را پند و اندرز دهد.
    لقمان فرزندش ناتان را خطاب قرار داد و گفت: فرزندم همیشه شکر خدا را به جای آور، برای خدا شریک قائل مشو، زیرا مخلوقی ضعیف و محتاج را با خالقی عظیم و بی نیاز برابر نهادن، ظلمی بزرگ است.
    فرزندم: اگر عمل تو از خردی چون ذره ای از خردل در صخره های بلند کوه یا آسمانها و یا در قعر زمین مخفی باشد از نظر خدا پنهان نخواهد بود و در روز رستاخیز در حساب اعمال تو منظور خواهد شد و به پاداش و کیفر آن خواهی رسید.
    فرزندم: نماز را به پای دار! تا ارتباط تو با خدا محکم گردد و از ارتکاب فحشا و منکر مصون باشی و چون به حد کمال رسیدی، دیگران را به معروف و تهذیب نفس و تزکیه روح دعوت و رهبری کن و در این راه در مقابل سختی ها، صبور و شکیبا باش.
    فرزندم: نسبت به مردم تکبر مکن و به دیگران فخر مفروش که خدا مردم خودخواه و متکبر را دوست ندارد. خود را در برابر ایشان زبون مساز که در تحقیرت خواهند کوشید، نه آنقدر شیرین باش که ترا بخورند و نه چندان تلخ باش که به دورت افکنند. فرزندم: در راه رفتن نه به شیوه ستمگران گام بردار و نه مانند مردم خوار و ذلیل، و به هنگام سخن گفتن آهسته و ملایم سخن بگو زیرا صدای بلند، بیرون از حد ادب و تشبه به ستوران ستوران است.

    فرزندم: از دنیا پند بگیر و آن را ترک نکن که جیره خوار مردم شوی و به فقر مبتلا گردی و تا آنجا خود را در بند و گرفتار دنیا نکن و در اندیشه سود و زیان آن فرو مرو که زیانی به آخرت تو برسد و از سعادت جاودان بازمانی!

    فرزندم: دنیا دریای ژرف و عمیقی است که دانشمندان فراوانی را در خود غرق کرده است پس برای عبور از این دریا، کشتی از ایمان و بادبانی از توکل فراهم کن و برای این سفر توشه ای از تقوی بیندوز، و بدان و آگاه باش که اگر از این راه پر خطر برهی، مشمول رحمت شده ای و اگر در آن دچار هلاک شوی به غرقاب گناهانت گرفتار گشته ای.

    فرزندم: در زندان شب و روز زمانی را برای کسب علم و دانش منظور کن و در این راه با دانشمندان همدم و همراه شو و در معاشرت با آنها شرط ادب را رعایت کن و از مجادله و لجاج بپرهیز تا تو را از فروغ دانش خود محروم نسازند. فرزندم: هزار دوست اختیار کن و بدان که هزار رفیق کم است و یک دشمن میندوز و بدان که یک دشمن هم زیاد است.

    فرزندم: دین مانند درخت است. ایمان به خدا آبی است که آن را می رویاند. نماز ریشه آن، زکات ساقه آن، دوستی در راه خدا شاخه های آن، اخلاق خوب برگ های آن و دوری از محرمات، میوه آن است. همانطور که درخت با میوه ی خوب کامل می گردد، دین هم با دوری از اعمال حرام تکمیل می شود

    *****  پند های درس آموز   *****


  11. #10

    عضویت
    جنسیت آبان 1394
    علاقه
    علاقمند به کتاب روانشناسی و تاریخی
    نوشته
    1,102
    صلوات
    3135
    حضور
    33 روز 13 ساعت 56 دقیقه
    وبلاگ
    50
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    10



    ﺭﺍﺯ ﮔﺮﻳﻪ ﻫﺎﻯ ﺷﻌﻴﺐ ﭘﻴﺎﻣﺒﺮ ﻋﻠﻴﻪ ﺍﻟﺴﻠﺎﻡ

    بِسْم اللهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیم

    ﺑﻨﺎﺑﺮ ﺁﻧﭽﻪ ﻋﻠّﺎﻣﻪ ﻣﺠﻠﺴﻰ ﺭﺣﻤﻪ ﺍﻟﻠﻪ ﺩﺭ ﻛﺘﺎﺏ ﺍﺭﺯﺷﻤﻨﺪ ﺑﺤﺎﺭﺍﻟﺎﻧﻮﺍﺭ ﻧﻘﻞ ﻛﺮﺩﻩ، ﺣﻀﺮﺕ ﺷﻌﻴﺐ ﭘﻴﺎﻣﺒﺮ ﻋﻠﻴﻪ ﺍﻟﺴﻠﺎﻡ ﺑﺴﻴﺎﺭ ﮔﺮﻳﻪ ﻣﻰ ﻛﺮﺩ، ﺑﻪ ﺣﺪّﻯ ﻛﻪ ﭼﺸﻤﺎﻧﺶ ﺁﺳﻴﺐ ﺩﻳﺪ. ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺭﺣﻤﺎﻥ ﭼﺸﻤﺎﻧﺶ ﺭﺍ ﺷﻔﺎ ﺩﺍﺩ. ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﮔﺮﻳﻪ ﻫﺎﻯ ﻓﺮﺍﻭﺍﻥ ﺁﻥ ﺣﻀﺮﺕ ﺷﺮﻭﻉ ﺷﺪ ﻭ ﺁﻥ ﻗﺪﺭ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﻳﺎﻓﺖ ﻛﻪ ﺑﺎﺭ ﺩﻳﮕﺮ ﭼﺸﻤﺎﻧﺶ ﺁﺳﻴﺐ ﺩﻳﺪ. ﺍﻳﻦ ﺑﺎﺭ ﻫﻢ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺭﺣﻴﻢ ﺷﻔﺎﻳﺶ ﺩﺍﺩ. ﺍﻳﻦ ﻛﺎﺭ ﺑﺮﺍﻯ ﺑﺎﺭ ﺳﻮﻡ ﺗﻜﺮﺍﺭ ﺷﺪ ﻭ ﺧﺪﺍ ﺷﻔﺎ ﺩﺍﺩ. ﺍﻣّﺎ ﮔﻮﻳﺎ ﮔﺮﻳﻪ ﻫﺎﻯ ﺷﻌﻴﺐ ﭘﻴﺎﻣﺒﺮ ﻋﻠﻴﻪ ﺍﻟﺴﻠﺎﻡ ﺗﻤﺎﻣﻰ ﻧﺪﺍﺷﺖ، ﻭ ﺑﺮﺍﻯ ﻣﺮﺗﺒﻪ ﭼﻬﺎﺭﻡ ﺍﺯ ﻓﺮﻁ ﮔﺮﻳﻪ ﻫﺎﻯ ﺯﻳﺎﺩ ﭼﺸﻤﺎﻧﺶ ﺁﺳﻴﺐ ﺩﻳﺪ. ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺧﻄﺎﺏ ﺑﻪ ﺣﻀﺮﺕ ﺷﻌﻴﺐ ﻓﺮﻣﻮﺩ: ﭼﺮﺍ ﺍﻳﻦ ﻗﺪﺭ ﮔﺮﻳﻪ ﻣﻰ ﻛﻨﻰ؟! ﺍﮔﺮ ﺗﺮﺱ ﺍﺯ ﺟﻬﻨّﻢ ﺗﻮ ﺭﺍ ﻭﺍﺩﺍﺭ ﺑﻪ ﺍﻳﻦ ﻛﺎﺭ ﻣﻰ ﻛﻨﺪ، ﺁﺗﺶ ﺟﻬﻨّﻢ ﺭﺍ ﺑﺮ ﺗﻮ ﺣﺮﺍﻡ ﻛﺮﺩﻡ. ﻭ ﺍﮔﺮ ﺷﻮﻕ ﺑﻪ ﺑﻬﺸﺖ ﺑﺎﻋﺚ ﺍﻳﻦ ﮔﺮﻳﻪ ﻫﺎﻯ ﻃﻮﻟﺎﻧﻰ ﺍﺳﺖ، ﺑﻬﺸﺖ ﺭﺍ ﺑﺮ ﺗﻮ ﻣﺒﺎﺡ ﻛﺮﺩ! ﺣﻀﺮﺕ ﺷﻌﻴﺐ ﻋﻠﻴﻪ ﺍﻟﺴﻠﺎﻡ ﻋﺮﺽ ﻛﺮﺩ: «ﮔﺮﻳﻪ ﻫﺎﻯ ﻣﻦ ﻧﻪ ﺍﺯ ﺗﺮﺱ ﺟﻬﻨّﻢ ﻭ ﻧﻪ ﺍﺯ ﺷﻮﻕ ﺑﻬﺸﺖ ﺍﺳﺖ، ﺑﻠﻜﻪ ﻋﺸﻖ ﺗﻮ ﺩﺭ ﺩﻟﻢ ﺟﺎ ﻛﺮﺩﻩ، ﻭ ﺣﺐّ ﺗﻮ ﺗﻤﺎﻡ ﻭﺟﻮﺩﻡ ﺭﺍ ﭘﺮ ﻧﻤﻮﺩﻩ، و از
    ﻋﺸﻖ ﻭ ﻋﻠﺎﻗﻪ ﺗﻮ ﺍﻳﻦ ﻗﺪﺭ ﻣﻰ ﮔﺮﻳﻢ. ﻭ ﺗﺎ ﺯﻣﺎﻧﻰ ﻛﻪ ﺩﺭ ﻋﺎﻟﻢ ﻣﻜﺎﺷﻔﻪ ﻗﻠﺒﻰ، ﺗﻮ ﺭﺍ ﻧﺒﻴﻨﻢ ﺁﺭﺍﻡ ﻧﻤﻰ ﮔﻴﺮ! » ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﻣﺘﻌﺎﻝ ﺑﻪ ﺍﻭ ﺁﺭﺍﻣﺶ ﺩﺍﺩ، ﻭ ﺑﻪ ﻭﻯ ﺑﺸﺎﺭﺕ ﺩﺍﺩ ﻛﻪ ﻣﻮﺳﺎﻯ ﻛﻠﻴﻢ ﺍﻟﻠّﻪ ﺭﺍ ﺍﻧﻴﺲ ﻭ ﻣﻮﻧﺲ ﺍﻭ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﻛﺮﺩ». ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭ! ﮔﻮﺷﻪ ﺍﻯ ﺍﺯ ﺍﻳﻦ ﻋﺸﻖ ﺳﻮﺯﺍﻥ ﺷﻌﻴﺐ ﭘﻴﺎﻣﺒﺮ ﻋﻠﻴﻪ ﺍﻟﺴﻠﺎﻡ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻫﻤﻪ ﻣﺎ ﺍﺭﺯﺍﻧﻰ ﺑﻔﺮﻣﺎ.
    فعاليت داشتن در فضاي مجازي و پاک ماندن در آن ' تقواي دو چندان ميخواهد. يادمان نرود گاهي با گناه به اندازه ي يک لايک فاصله داريم... يادمان نرود فضاي مجازي هم "محضر خداست " نکند که شرمنده باشيم، امان از لحظه ي غفلت که فقط خدا شاهد است و بس...! گاهي روي مانيتور بچسبانيم "ورود شيطان ممنوع " مراقب دستي که کليک ميکند، چشمي که ميبيند و گوشي که ميشنود باشيم... و بدانيم و آگاه باشيم که خدا هم هميشه آنلاين "است. .وما فقط در مشگلات آنلاین میشیم


صفحه 1 از 16 12311 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 43

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود