صفحه 1 از 9 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: برهان شر در محضر استاد صدیق

  1. #1

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۴
    علاقه
    برنامه نویسی-انیمیشن-سینما-فیزیک-فلسفه...
    نوشته
    1,039
    حضور
    192 روز 15 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1230

    اشاره برهان شر در محضر استاد صدیق




    سلام.می تونم بگم توی این چند ماه قضیه ای که بیشتر از همه، در حوزه دین و خدا ذهنمو درگیر خودش کرده، برهان شر و حواشی اونه....در این مورد سخنان کارشناسان و کاربران رو زیاد شنیده و تحلیل کردم ولی به نتیجه قطعی ای نرسیدم.این بار قصد داشتم به رسم چند تاپیک گذشته که استاد صدیق به عنوان کارشناس پاسخگو حضور داشتند سخنان استاد صدیق را شنیده و بر روی سخنان ایشان در این باره تامل داشته باشم.
    برهان شر به شکل های مختلفی و البته نزدیک به هم مطرح می شه.
    در دنیا شر هست.
    1- خدا می تونه این شر رو از بین ببره ولی نمی خواد...پس خدا ظالمه
    2- خدا نمی تونه این شر رو از بین ببره ولی می خواد که از بین ببره....پس خدا ناتوانه
    3- خدا نمی تونه این شر رو از بین ببره و نمی خواد که از بین ببره...پس خدا هم ظالمه و هم ناتوانه

       
    حالا اینکه شر اینجا مصداقش چیه...من یک مورد رو مثال می زنم.و خواهش دارم روی همین مثال تمرکز بشه.کودکی پاک و معصوم از بدو تولد با یک بیماری بسیار سخت و طاقت فرسا بدنیا می آد.هر دم زجر می بینه و مادرش زودتر از کودک دق مرگ می شه و کودک هم پس از چند سال در اثر بیماری توانشو از دست می ده و از دنیا می ره و پدر هم پس از چند سال از غم مرگ همسر و فرزندش دق مرگ می شه و از دنیا می ره، البته مرد پیش از مرگ مورد اتهام و تهمت قرار می گیره که فسادی انجام داده و این بلاها نتیجه فسادش بوده.
    خدا وکیلی از این یک داستان یک فیلم هندی بسازیدخوب فروش می ره ها


    فکر می کنم برهان شر داستان بسیار مهمی هست و از اصلی ترین ادله های رد وجود خداست.باید بیشتر روش کار بشه.با تشکر.
    ویرایش توسط سیده راضیه : ۱۳۹۵/۰۳/۳۱ در ساعت ۱۰:۱۲
    پست های بعد از تو، سوء تفاهم بود!

  2. صلوات ها 8


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,527
    حضور
    174 روز 20 ساعت 15 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58307



    با نام و یاد دوست







    برهان شر در محضر استاد صدیق








    کارشناس بحث: استاد صدیق

  5. صلوات ها 6


  6. #3

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعه و تفکر
    نوشته
    5,135
    حضور
    59 روز 23 ساعت 15 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    15170



    باسلام
    مسئله شر(problem of evil) از قدیمی ترین استدلالهایی است که تاکنون چندین تقریر از آن ارائه شده است:
    الف. شر دلیلی بر عدم وجود خدا(معضل منطقی شر)
    ب. شر دلیل بر دو گانه پرستی(مسأله ثنویت)
    ج. شر دلیل بر محدودیت صفات خدا(علم، قدرت و خیرخواهی)
    د. شر دلیل نقص حکمت و عنایت خدا.

    1. خدا وجود دارد. (فرض اولیه)
    2. خدا قادر و عالم مطلق است. (تعریف خدا)
    3. خدا کریم و مهربان مطلق است. (تعریف خدا)
    4. موجودی که مطلقاً کریم و مهربان باشد با هر بدی و شر مطلقاً مخالف است. (تعریف مهربان مطلق)
    5. موجودی که مطلقاً کریم و مهربان باشد در صورت اطلاع از وجود شر و توانایی نابود کردن، آن شر را بلافاصله نابود می‌کند. (نتیجه‌گیری از گزاره ۴)
    6. خدا با هر بدی و شر مخالف است. (نتیجه‌گیری از گزاره ۳ و ۴)
    7. خدا آنی می‌تواند شر را به طور کامل نابود کند. (نتیجه‌گیری از گزاره ۲)
    1. نتیجه شر و بدی هرچه که باشد خدا می‌تواند بدون متوسل شدن به شر به آن دست یابد. (نتیجه‌گیری از گزاره ۲)
    2. خدا دلیلی برای نابود نکردن شر ندارد. (نتیجه‌گیری از گزاره ۷٫۱)
    3. خدا دلیلی برای بلافاصله عمل نکردن ندارد. (نتیجه‌گیری از گزاره ۵)
    8. خدا شر را به طور کامل و آنی نابود می‌کند. (نتیجه‌گیری از گزاره ۶، ۷٫۲ و ۷٫۳)
    9. شر وجود داشته‌است، وجود دارد و وجود خواهد داشت. (فرض اولیه)
    10. گزاره‌های ۸ و ۹ متناقض هستند. بنابراین یکی از فروض اولیه نادرست هستند. به این معنی که یا خدا وجود ندارد. یا شر وجود ندارد.

    البته استدلالی که در سوال ابتدایی استارتر محترم مطرح شد، ناظر به شکل سوم برهان شر است.

    ویرایش توسط صدیق : ۱۳۹۵/۰۲/۲۱ در ساعت ۰۹:۳۸
    برهان شر در محضر استاد صدیق

  7. صلوات ها 9


  8. #4

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعه و تفکر
    نوشته
    5,135
    حضور
    59 روز 23 ساعت 15 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    15170



    به هر حال، در مقابل این مشکل قدیمی که اولین شکلهای آن توسط فلاسفه پیش سقراطی یونان باستان همانند اپیکور مطرح شد، از همان زمانها پاسخهایی ارائه شده است.
    پاسخهایی که از عدمی و نیستی انگارانه دانستن شرور تا قبول آن و توجیه وجودش پرداخته است.

    ابتدا لازم است معنای شر و انواع و اقسام شرور را بدانیم.
    شر درنگاه فلسفی به دو صورت تعریف شده است.
    ابن سینا در تعریف خیر و شر، خیر را فی الجمله چیزی میداند که هر شیئی به سوی آن اشتیاق و علاقه دارد ولی شر، امری عدمی است که ذاتی ندارد بلکه عدم جوهر یا عدم کمالی برای جوهر است.(1)
    با وجود اینکه انسان به صورت فی الجمله میفهمد که شر چیست، اما به سختی میتوان آنرا در قالب مفاهیم ایجابی تعریف کرد.
    به همین جهت، غالبا به صورت مقایسه با خیر تعریف میشود و برخی دیگر نیز به جای تعریف مفهومی، مصادیق آنرا را بیان میکنند.
    چنانکه جان هیک، شر را به اموری از قبیل آلام جسمی و روحی، شرارت اخلاقی و رنج اطلاق میکند.(2)

    در مورد انواع شر، چندین دسته بندی در بین فلاسفه شرقی و غربی وجود دارد:
    در یک دسته بندی جامعه، مصادیق شر به سه گونه ذکر شده است:
    الف. شر متافیزیکی، که دامنگیر عالم امکان، اعم از عالم ماده و مجردات شده است.
    ب. شر طبیعی، که به شرور طبیعی عالم ماده اشاره دارد مانند زلزله، سیل، درد و رنج و...
    ج. شر اخلاقی که به شروری گفته میشود که از اراده و اختیار انسان نشأت میگیرد، مانند گناهان و افعال ناشایست.(3)



    1. الهیات شفا، مقاله8، فصل6
    2.
    جان هیک، فلسفه دین، ص89

    3. (لایب نیتز، تئودیسه، فصل2، بند21

    برهان شر در محضر استاد صدیق

  9. صلوات ها 8


  10. #5

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعه و تفکر
    نوشته
    5,135
    حضور
    59 روز 23 ساعت 15 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    15170



    بعد از بیان مفهوم و اقسام شرور، به چند پاسخی که در برابر مسئله شر داده شده است میپردازیم.
    البته باید به این نکته توجه کرد که برخی از این پاسخها، تنها پاسخگوی بخشی از شرور است و برای تمام اقسام شر قابل قبول نیست.

    پاسخ اول: تقسیم جهان.
    بر اساس این دیدگاه، چندین احتمال در مورد عوالم خیر و شر قابل تصور است.
    1. عالم خیر محضر: که عبارت است از عالم مجردات که هیچ گونه شری در آن عالم و موجوات آن راه ندارد.
    2. عالمی که خیر کثیر و شر اندک دارد: عبارت است از عالم طبیعت و ماده.
    3. عالمی که خیر و شر مساوی دارد: امکان تحقق ندارد چرا که مستلزم ترجیح بلامرجح است.
    4. عالمی که خیر اندک و شر کثیر دارد: امکان تحقق ندارد چرا که مستلزم ترجیح مرجوح است و با فضل و رحمت واسعه الهی منافات دارد.
    5. عالمی که شر محض است. که اصلا امکان تحقق ندارد چرا که عدم محض است.(4)

    بنابراین دیدگاه که از ارسطو و افلاطون نقل شده است، در عالم شر کثیر وجود ندارد و آنچه در عالم طبیعت دیده میشود، یا شرور جزئی است، یا شروری که نسبت به موجود دیگر شر هستند نه نسبت به ذات خودشان.


    4. ر.ک: نهایه الحکمه، مرحله 12، فصل 12، ص378(قم. نشر اسلامی، 1422ق)

    ویرایش توسط صدیق : ۱۳۹۵/۰۲/۲۱ در ساعت ۰۹:۳۳
    برهان شر در محضر استاد صدیق

  11. صلوات ها 9


  12. #6

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعه و تفکر
    نوشته
    5,135
    حضور
    59 روز 23 ساعت 15 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    15170



    پاسخ دوم: شرور لازمه خیرهای برتر

    بر اساس این پاسخ که طرفداران زیادی در بین فلاسفه دارد، شرور در عالم وجود دارند ولی وجود آنها لازم و غیر قابل انفکاک از جهان مادی هستند و متضمن خیرهای برتر و زیادی هستند. بدین صورت که اگر قرار بود از شرور اندک عالم مادی چشم پوشی میشد، می بایست از آفرینش اصل عالم وجود نیز صرف نظر میشد.
    بنابراین، هدف اصلی و بالذات خداوند از افرینش اموری مانند آتش، منافع بیشمار آن است، اما مضرات و شرور حاصل از آن مراد و مقصود بالعرض خداوند است.
    این پاسخ مبتنی بر 3 رکن اساسی است:
    الف. کثرت خیرات و کم بودن شرور(نظریه نظام احسن)
    ب. عدم انفکاک شرور از خیرات
    ج. مساوقت ترک خیر کثیر با شر کثیر.
    بر این اساس، خداوند به خاطر صفاتی چون علم، قدرت، خیرخواهی، فضل و اراده بی انتها و مطلقش، بهترین نظامی که قابل تحقق بوده را محقق کرده است. شروری نیز که در عالم یافت میشود، معلول و تبعات حرکات و تضادهای عالم مادی به حساب می آید که خواه ناخواه منافع بعضی را به مخاطره می اندازد و موجبات زیان و ضرر عده دیگری را فراهم میکند.
    ولی، برای دست یافتن به منافع بی شمار این عالم، گریزی از این شرور نیست؛ چرا که این گردش امور عالم بر اساس اصل علیت میچرخد که مطابق آنها، تمام آثار و معلولها مستند به ذات و طبیعت اشیا و علل فاعلی آنهاست و صدور آثار از فاعلهای خود مطابق اصل "ضرورت علی و معلولی" اجتناب ناپذیر است.(5)
    ملازمه میان شرور و خیرات نیز به خاطر ضرورت ذاتی عالم مادی میدانند.(6)

    رکن سوم نیز بدین صورت اثبات میشود:
    ترک خیر کثیر(یعنی دنیا مادی) به خاطر وجود شرور اندک با فیض الهی سازگار نیست. زیرا ذات الهی اقتضای آن را دارد که فیض و کرم خود را به تمام موجودات افاضه کند. اما اینکه برخی اندک به خاطر موانع و یا عدم قابلیتهایی از این فیض وجود الهی محروم شوند، موجب نمیشود که خداوند از نعمت وجود دادن به تعداد زیادی از مخلوقات خود امتناع ورزد.(7)



    5. ر.ک التعلیقات، ص46، رقم26(فارابی، بیروت، دار المناهل، 1408ق)
    6. الهیات شفا، ص421(بیروت، مقدمه ابراهیم مذکور) و اسفار، ج7، ص78(قم، مصطفوی، 9جلدی)
    7. ر.ک: الهیات شفا، ص418

    ویرایش توسط صدیق : ۱۳۹۵/۰۲/۲۱ در ساعت ۰۹:۳۵
    برهان شر در محضر استاد صدیق

  13. صلوات ها 9


  14. #7

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعه و تفکر
    نوشته
    5,135
    حضور
    59 روز 23 ساعت 15 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    15170




    پاسخ سوم: شر لازمه تعالی روح انسان

    تعداد زیادی از متالهان معتقدند که سعادت و کامروایی واقعی و بدون درد و رنج برای انسان در دنیا فعلی امکان پذیر نیست، بلکه این دنیا نردبان تکامل و نیل انسان به سعادت ابدی است که با اطاعت از تکالیف الهی و با اعمال نیک، نفس و روح انسانی زلال شده و زمینه تکامل و تعالی را فراهم میکند.
    اگر انسان مبتلا به سختی و مصیبتی نشود، خوی صبوری و بردباری در او تجلی پیدا نمیکند و اگر فقیر و نیازمندی را نبیند، روحیه نوع دوستی و ایثار در او به منصفه ظهور نمیرسد.
    بارور شدن ملکات حسنه ای که در نهاد انسان به ودیعه نهاده شده، متوقف است بر وجود مصائب و ناملائمات.(8)



    8. ر.ک: بیست گفتار، شداید و گرفتاری ها، استاد مطهری، ص174-176(تهران، صدرا، 1358، چ پنجم)

    برهان شر در محضر استاد صدیق

  15. صلوات ها 8


  16. #8

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعه و تفکر
    نوشته
    5,135
    حضور
    59 روز 23 ساعت 15 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    15170



    پاسخ چهارم: شر، معلول جهل به تمام جوانب یک رویداد

    بر اساس این رویکرد، هرآچه که انسان در ابتدا به عنوان درد و رنج تلقی میکند، ناشی از جهل و عدم شناخت ابعاد و جوانب پشت پرده است. اگر تمام پرده های جهل و بی خبری از بین برود، انسان دیگر حکم به شر بودن هیچ چیزی نمیکند. ادراک شر و بدی، به خاطر این است که جهان بینی انسان به هستی خصوصا در مقوله شر، از منظر انسانی و جزئی است. این منظر، به خاطر محدودیت، تنها به برخی از جهات یک واقعه آگاهی دارد و همان را ملاک تشخیص خیر و شر قرار میدهد.(9)

    به قول مولوی:
    هر که آخر بین بود مسعودتر هر که اول بین بود مطرودتر(10)

    این نظریه کمابیش از برخی از ظواهر آیات و روایات نیز به دست می آید. قران کریم به این واقعیت اشاره دارد که جهل و عدم شناخت انسان از واقعیت امور، منشأ خطای او در حکم به خیر بودن یک امر شر و شر بودن یک خیر میکند:
    «عسی ان تکرهوا شیئا و هو خیر لکم و عسی از تحبوا شیئا و هو شر لکم و الله یعلم و انتم لا تعلمون»(بقره،216)

    و نیز میفرماید:
    «فعسی ان تکروهوا شیئا و یجعل الله فیه خیرا کثیرا»(نساء،19)


    9. ر.ک، تاریخ فلسفه کاپلستون، ج1، ص447(تهران، انتشارات علمی فرهنگی و سروش، 1375). التحصیل، بهمنیار، ص661(تهران، انتشارات دانشگاه تهران، 1349، تصحیح مرتضی مطهری). محمدتقی جعفری، تحلیل شخصیت خیام، ص75 (تهران، انتشارات کیهان، 1365)

    10. مثنوی معنوی، دفتر چهارم

    برهان شر در محضر استاد صدیق

  17. صلوات ها 8


  18. #9

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعه و تفکر
    نوشته
    5,135
    حضور
    59 روز 23 ساعت 15 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    15170



    پاسخ پنجم: شر لازمه اختیار
    بر اساس این دیدگاه که به اعتقاد جی. ال. مکی، مهمترین راه حل پیشنهاد شده برای مسئله شر میتواند باشد،(11) اصل آزادی و اختیار که راه تکامل و سعادت ابدی او را هموار میکند، پاره ای پیامدهای سوء و اجتناب ناپذیر دارد که میتواند بستر تحقق شرور اخلاقی و حتی برخی شرور طبیعی شود. اما چون منافع و خیراتی که از اصل آزادی برای انسان ایجاد میشود بیش از زیان ها و غیر قابل مقایسه با آنهاست، خداوند انسان را با خمیر مایه اختیار افرید تا با اتکای به آن کسب فضائل و کمالات کند.
    بنابراین، خداوند در هنگام آفرینش انسان دو راه بیشتر نداشت:
    ا. انسان را مجبور و فاقد اختیار خلق میکرد تا بدن وسیله از او کوچکترین گناهی نیز سر نزند.
    2. انسان را مختار و آزاد خلق میکرد تا مراحل کمال وسعادت ابدی را با استفاده از اصل آزادی طی کند.
    فرض اول، مستلزم از دست دادن خیرهای برتر میشود و با افاضه فیض وجود الهی ناسازگار است.(12)




    11. کلام فلسفی، ص161(پلانتینگا و دیگران، کلام فلسفی، ترجمه ابراهیم سلطانی و احمدنراقی، تهران، موسسه فرهنگی صراط، 1374ش)
    12.
    آلوین پلانتینگا، "خدا، آزادی و شر".(ترجمه محمد سعیدی مهر، مرکز تربیت مدرس) علم و دین، ایان باربور، ص474(ترجمه بهاء الدین خرمشاهی، تهران، مرکز نشر دانشگاهی، 1362ش)
    برهان شر در محضر استاد صدیق

  19. صلوات ها 8


  20. #10

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۴
    علاقه
    برنامه نویسی-انیمیشن-سینما-فیزیک-فلسفه...
    نوشته
    1,039
    حضور
    192 روز 15 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1230



    با سلام و تشکر...
    واقعیت من انتظار داشتم که یک پاسخ بشنوم و آن اینکه اصولا شر با صفات عالی خدا در تضاد نیست.یا وجود آن مثالی که من خواهش کردم تا روی آن تمرکز بشود با صفات عالی خدا در تضاد نیست.ولی اغلب پاسخ های شما از این جنس هستند که وجود شر را لازم و ضروری برای برپاشدن همچین دنیایی بخوانید...و این اصلا پاسخ های معقول و منطقی نیست...مثل این است که بگویید که نقض صفات عالی خدا لازمه برپایی همچین دنیایی است!!!!!!!.
    مثال می زنم.اگر دنیای کنونی ما به نحوی بود که تنها زمانی شانس خلقت داشت یا امکان خلقت داشت که مثلا امام حسین ع به جهنم بیافتند و یزید به بهشت....آنوقت من می گفتم که این امر که یک شخص چون امام حسین ع به جهنم بیافتد با عدل خدا در تضاد است...شما چه پاسخی می دادید؟؟باز پاسخ می دادید که این جهنم انداختن امام حسین ع لازمه ی خیر های برتر است؟؟یا سعی می کردید که خود انداخته شدن امام به جهنم را فارق از اینکه چه پیامد و ثمراتی دارد یک جور با عدالت خدا سازگار جلوه دهید؟؟(ببحشید که احیانا مثال نامناسبی مطرح کردم)
    مثلا شما پاسخ دادید...
    نقل قول نوشته اصلی توسط صدیق نمایش پست ها
    پاسخ دوم: شرور لازمه خیرهای برتر
    در شبهه بنده، شر موجود در جهان را نقض کننده ی صفات عالی خدا دانسته ام...بعد شما می فرمایید که این شر یا نقض کننده ی صفات عالی خدا لازمه خیرهای برتر است؟؟مثل این است که بگویید فرستادن امام حسین ع به جهنم یا زیر پا گذاشتن عدل توسط خدا، لازمه خیرهای برتر است و از این بابت ادعا کنید که انداخته شدن امام حسین ع به جهنم که عیب و نقض کننده صفات عالی خدا نیست!!!!!
    بنده به این پاسخ شما می توانم پاسخ دهم که آن خیر های برتر چه سیاه و کثیف هستند که زمانی معنا و مفهوم و امکان وجود پیدا می کنند که صفات عالی خدا نقض شده و کودکی که در مثال بیانش کردم زجر کش شود.چه سیاه در سیاه هست و چه پست است خیر های برتری که بر پشتوانه زجر کشیدن کودکی بنا می شوند و اصلا لازمه بنا شدنش زجر کشیدن کودکی است یا نقض صفات عالی خدا است.همچین خیر های برتری همان بهتر که نباشند و اصلا نمی توانند که وجود داشته باشند چون لازمه وجود داشتنشان این است که صفات عالی خدا نقض شوند...پس این پاسخ شما به نظرم اصلا پاسخ نیست.یک جور دور زدن و یا فریب پرسشگر است...
    امیدوارم منظورم را درست رسانده باشم....

    خدا بخواهد ادامه دارد...
    ویرایش توسط پارسا مهر : ۱۳۹۵/۰۲/۲۱ در ساعت ۱۲:۲۶
    پست های بعد از تو، سوء تفاهم بود!

  21. صلوات ها 2


صفحه 1 از 9 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع رو مطالعه کرده اند از ۱۳۹۵/۰۵/۰۴, ۰۶:۵۱ : 1

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود