صفحه 1 از 5 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: وجوب مسح کل روی پا، و نه قسمتی از آن؛ از منظر قرآن کریم

  1. #1
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۴
    علاقه
    ثقلین وبزرگان دین
    نوشته
    1,799
    حضور
    37 روز 1 ساعت 19 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2790

    اشاره وجوب مسح کل روی پا، و نه قسمتی از آن؛ از منظر قرآن کریم




    بسم الله الرحمن الرحیم

    اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

    سلام علیکم


    آیه وضو:

    وَامْسَحُواْ بِرُءُوسِكُمْ وَأَرْجُلَكُمْ إِلَى الْكَعْبَيْنِ بخشى از سرهايتان و (تمام روى) پاهايتان را تا دو برآمدگى (نخستين) مسح كنيد. 6 مائده

    "وامسحوا برؤسكم" مَسَح فعل متعدى است كه طبعا مفعولش بى واسطه اش رؤسكم است، بنابراين «باء» در اينجا براى تعديه نيست، بلكه طبعا براى تبعيض است، بدين معنى كه مسح در انحصار بخشى از سر است نه كل آن، تا چه رسد به شستن سراسرى آن، ولى «ارجلَكم» منصوبْ دليل است بر اينكه روى پاها بايد كلاً تا برآمدگى هاى نخستين مسح شود، كه در اينجا كل فتاواى شيعه و سنى بر خلاف صريح اين آيه است.

    فقهاى شيعه نوعا مسح روى پا را حتى به اندازه يك انگشت يا نيمه انگشت كافى مى دانند، با اين اختلاف كه آيا اين مسح تا برآمدگى اول است يا تا برآمدگى آخرين.
    اما از نظر قرآن «ارجلكم» كه عطف است به مجموع «برؤسكم» نتيجه اش "وامسحوا ارجلَكم" مى باشد، بدين معنى كه كل روى پاها بايد مسح گردد،
    و اگر "الى الكعبين" در كار نبود، اين مسح زير و روى پاها را تا بيخ ران شامل بود، ولى "الى الكعبين" تا برآمدگى نخستين هر دو پا را شامل است، زيرا هر پا كلاً داراى پنج يا هفت برآمدگى است كه اينجا حد مسح پا برآمدگى اول است كه تنها روى پا مى باشد، بنابراين مسح نيز در انحصار كل روى پا تا برآمدگى اول است،

    به قسمت های قرمز رنگ بالا دقت کنید




    ویرایش توسط مدیر سایت : ۱۳۹۵/۰۶/۰۵ در ساعت ۱۶:۱۴ دلیل: تبلیغات ممنوع

  2. صلوات ها 5


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,545
    حضور
    175 روز 7 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58331



    با نام و یاد دوست







    وجوب مسح کل روی پا، و نه قسمتی از آن؛ از منظر قرآن کریم








    کارشناس بحث: استاد صدرا
    ویرایش توسط مدیر ارجاع سوالات : ۱۳۹۵/۰۳/۱۱ در ساعت ۲۱:۰۰ دلیل: تغییر کارشناس پاسخگو

  5. صلوات ها 4


  6. #3

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    رجال و حدیث، فقه و کلام در حوزه اهل سنت
    نوشته
    2,860
    حضور
    47 روز 16 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    10623



    نقل قول نوشته اصلی توسط رضا ثقلین نمایش پست ها

    آیه وضو:

    وَامْسَحُواْ بِرُءُوسِكُمْ وَأَرْجُلَكُمْ إِلَى الْكَعْبَيْنِ بخشى از سرهايتان و (تمام روى) پاهايتان را تا دو برآمدگى (نخستين) مسح كنيد. 6 مائده

    "وامسحوا برؤسكم" مَسَح فعل متعدى است كه طبعا مفعولش بى واسطه اش رؤسكم است، بنابراين «باء» در اينجا براى تعديه نيست، بلكه طبعا براى تبعيض است، بدين معنى كه مسح در انحصار بخشى از سر است نه كل آن، تا چه رسد به شستن سراسرى آن، ولى «ارجلَكم» منصوبْ دليل است بر اينكه روى پاها بايد كلاً تا برآمدگى هاى نخستين مسح شود، كه در اينجا كل فتاواى شيعه و سنى بر خلاف صريح اين آيه است.

    فقهاى شيعه نوعا مسح روى پا را حتى به اندازه يك انگشت يا نيمه انگشت كافى مى دانند، با اين اختلاف كه آيا اين مسح تا برآمدگى اول است يا تا برآمدگى آخرين.
    اما از نظر قرآن «ارجلكم» كه عطف است به مجموع «برؤسكم» نتيجه اش "وامسحوا ارجلَكم" مى باشد، بدين معنى كه كل روى پاها بايد مسح گردد،
    و اگر "الى الكعبين" در كار نبود، اين مسح زير و روى پاها را تا بيخ ران شامل بود، ولى "الى الكعبين" تا برآمدگى نخستين هر دو پا را شامل است، زيرا هر پا كلاً داراى پنج يا هفت برآمدگى است كه اينجا حد مسح پا برآمدگى اول است كه تنها روى پا مى باشد، بنابراين مسح نيز در انحصار كل روى پا تا برآمدگى اول است،

    با سلام و عرض ادب

    1) قرآن کریم در آیه ی ششم سوره ی مائده در بیان کیفیت وضو ساختن می فرماید: «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذا قُمْتُمْ إِلَى الصَّلاةِ فَاغْسِلُوا وُجُوهَكُمْ وَ أَيْدِيَكُمْ إِلَى الْمَرافِقِ وَ امْسَحُوا بِرُؤُسِكُمْ وَ أَرْجُلَكُمْ إِلَى الْكَعْبَيْنِ...»؛ «اى كسانى كه ايمان آورده ‏ايد! هنگامى كه به نماز مى ‏ايستيد، صورت و دستها را تا آرنج بشوييد! و سر و پاها را تا مفصل [برآمدگى پشت پا] مسح كنيد»!
    شیعه بر اساس ظاهر مشخص آیه ی شریفه و روایات نبوی(صلی الله علیه وآله وسلّم) و تبیین اهل بیت(علیهم السلام) معتقد است در وضو باید صورت و دستها تا آرنج شسته شوند و سر و روی دو پا تا برآمدگی آن مسح گردند. در مقابل اهل سنت در برداشتی که مخالف ظاهر آیه ی شریفه و قواعد زبان عربی در کلام فصیح آن است قائل به وجوب شستن پاها در وضو شده اند.[1]

    2) در اینکه در فقه شیعه وظیفه شخص وضو گیرنده در قبال پاها مسح پا بوده، جای اختلافی نیست؛ اما در اینکه مقدار وجوب مسح پا از جانب عرض آن به چه میزان بوده، دو فتوای در میان عالمان شیعه وجود داشته است:
    الف) نقل اجماع علمای شیعه بر اینکه مسمای مسح در جانب عرض کافی است؛[2]
    ب) ظاهر کلام شیخ صدوق در کتاب من لایحضره الفقیه که قائل به مسح کل روی پا شده است؛[3]

    3) فتوای مشهور فقهای شیعه کفایت تحقق مسمای مسح در جانب عرض است؛ بنابراین اگر کسی با یک انگشت نیز پای خویش را مسح نماید وضوی وی صحیح می باشد؛ هر چند که مستحب مسح نمودن پا با سه انگشت و یا بهتر از آن با تمام کف دست است.[4] دلیل قول مشهور علاوه بر ظاهر آیه ی شریفه نصوص روایی متعددی در جواز این مقدار از مسح است.

    در ناحیه ی ظاهر آیه ی شریفه، قرآن کریم وظیفه ی مکلّف را مسح بعضی از سر بیان نموده که چنین امری از اضافه شدن «باء» بر رؤس استفاده می گردد.[5] قرآن کریم بعد از بیان حکم سر، بلافاصله وظیفه ی مکلّف در ناحیه پا را نیز مشخص نموده و به شکل مطلق می فرماید: «و ارجلکم الی الکعبین». که از ظاهر این عطف بدون اینکه تفسیری در ناحیه آن باشد، ‌مطلق مسح سر استفاده می گردد؛ زیرا اگر مراد از مسح، مسح جمیع پا می بود؛ لازم بود که چنین امری مقیّد به مقدار خاصی ذکر گردد، در حالی که چنین امری مشاهده نمی گردد.[6]
    همچنین اقتضای عطف،‌ اتحاد حکم معطوف با معطوف علیه است؛ زیرا در صورت تغایر حکم، عطف معطوف به معطوف علیه بی معنا خواهد بود.


    مرحوم فاضل مقداد(م826هـ)در بیان کفایت مسمای مسح می نویسد: تحقّق مسح به مقدار معيّنى بستگى ندارد و نبايد آنرا به سه انگشت اندازه‌گيرى نمود:
    اوّلا: به خاطر اينكه كلمۀ مسح، مطلق است و به هرگونه و هر مقدار مسح، اطلاق مى‌گردد.
    ثانيا: به جهت فرمايش امام باقر (علیه السلام) كه فرمود: «هرگاه به هر اندازه از سر خود مسح نمودى و يا به هر مقدار از دو پايت ما بين كعب تا سر انگشتان مسح نمودى، كافى خواهد بود آرى به اندازه سه انگشت بهتر است.[7]

    4) تفسیر آیه به واسطه ی روایت:

    در روایت صحیحی که زراه از امام باقر(علیه السلام) نقل نموده به این امر تصریح شده است. زراره مى‌گويد: به امام باقر (عليه السلام) عرض كردم: آيا به من نمى‌فرمايى از كجا معلوم مى‌شود كه مسح بايد بر قسمتى از سر و قسمتى از پاها باشد؟ امام(عليه السلام) خنديد؛ سپس فرمود: اى زراره! اين حكم را رسول اللَّه(صلى الله عليه و آله وسلّم) بیان فرمود و درباره ی آن آيه از طرف خدا نازل شده؛ زیرا که خداوند متعال فرمود: «فَاغْسِلُوا وُجُوهَكُمْ»؛ صورتهايتان را بشوييد، از اين عبارت فهميده مى‌شود كه «انّ الوجه كلّه ينبغي أن يغسله؛ مى‌بايست همه ی صورت را شست».
    آنگاه فرمود: «و أيديكم إلى المرافق؛ و دستهايتان را تا مرفق». پس از آن فرموده: «و امسحوا برءوسكم؛ سرهايتان را مسح كنيد». وقتى فرمود: «برءوسكم» فهميديم بايد قسمتى از سر را مسح كرد، «لمكان الباء: به جهت باء در برءوسكم» پس از آن پاها را با سر همراه ساخته، همان گونه كه دستها را با صورت و فرمود: «و أرجلكم إلى الكعبين؛ و پاهايتان را تا برآمدگى پشت پاها» وقتى آنها را با سر همراه ساخت، فهميديم كه مسح بر قسمتى از آنهاست
    .[8]


    [1] . در این میان شکی نیست که دیدگاه و برداشت شیعه از آیه ی کریمه امری منطبق با قواعد پذیرفته شده در علم نحو و معانی و بیان بوده؛‌ لذا هیچ ادیبی نمی تواند چنین دیدگاهی را رد نماید؛ همچنان که احمد شاکر در پاسخ «قنوجی» مولف کتاب «الروضة الندية شرح الدرر البهية» که دیدگاه شیعه و سنی در فهم انحصاری مسح یا شستشوی پا را، به بی راهه رفتن یاد نموده در پاسخ وی می نویسد: «هذا هو الصحيح من جهة العربية وليس فيه تعسف»؛ «قول صحیح از نظر قواعد عربی، قول به مسح است و چنین قولی بیراهه رفتن نیست». الروضة الندية شرح الدرر البهية، القِنَّوجي، ج1، ص40، دار المعرفة.

    [2] . المعتبر في شرح المختصر، الحلی، ج‌1، ص150: «و لا يجب استيعاب الرجلين بالمسح بل يكفي المسح من رءوس الأصابع إلى الكعبين و لو بإصبع واحدة، و هو إجماع فقهاء أهل البيت عليهم السّلام»؛ تذكرة الفقهاء(ط - الحديثة)، الحلی، ج‌1، ص 171: «مسألة 52: لا يجب استيعاب الرجلين بالمسح، بل يكفي المسح من رءوس الأصابع إلى الكعبين، و لو بإصبع واحدة عند فقهاء أهل البيت عليهم السلام لوجوب تقدير العامل الدال على التبعيض، و لقول الباقر عليه السلام: «إذا مسحت بشي‌ء من رأسك أو بشي‌ء من قدميك، ما بين كعبيك إلى أطراف الأصابع فقد أجزأك».

    [3] . من لا يحضره الفقيه، الصدوق، ج‌1، ص45: «وَ حَدُّ مَسْحِ الرِّجْلَيْنِ أَنْ تَضَعَ كَفَّيْكَ عَلَى أَطْرَافِ أَصَابِعِ رِجْلَيْكَ وَ تَمُدَّهُمَا إِلَى الْكَعْبَيْنِ». از اینکه شیخ صدوق به این روایت استناد نموده می توان گفت که فتوای او به ظاهر همین روایت است.

    [4] . المقنعة، المفید، ص48؛ مفتاح الکرامة،‌ العاملی،‌ ج2، ص430؛ ریاض المسالک، الطباطبایی، ج1، ص139؛ العروة الوثقی، ج1، ص210. متن عروه الوثقی اینچنین است: «الرابع مسح الرجلين من رءوس الأصابع إلى الكعبين و هما قبتا القدمين على المشهور و المفصل بين الساق و القدم على قول بعضهم و هو الأحوط و يكفي المسمى عرضا و لو بعرض إصبع أو أقل و الأفضل أن يكون بمقدار عرض ثلاث أصابع و أفضل من ذلك مسح تمام ظهر القدم».

    [5] . باء در «بروسکم»‌به معنای بعضیت است. در صورتی که «باء» به معنای الصاق و یا مصاحبت نیز باشد، همین معنا استفاده می گردد. (كتاب الطهارة (للگلبايگاني)، ص92)؛ كتاب الطهارة (تقريرات، للإمام الخميني)،ص494: «و إضافة الباء إنّما هي لإفادة التبعيض».

    [6] . (الف)مختلف الشيعة في أحكام الشريعة، الحلی، ج1،‌ص290: «و يدل على ما اخترناه أنه تعالى أمر بالمسح ببعض الرأس و الرجلين مطلقا فيأتي بالمأمور به لو مسح بإصبع واحدة طولا أو عرضا فيخرج عن عهدة التكليف»؛
    (ب)مستند الشيعة في أحكام الشريعة، النراقی، ج‌2، ص129: «و أمّا عرضا: فالمسمّى، و عليه الإجماع ... ثمَّ الدليل عليه: الأصل، و صدق الامتثال، و إطلاق الآية، سيما بملاحظة صحيحة زرارة، المفسّرة لها...»؛
    (ج)جواهر الكلام في شرح شرائع الإسلام، ج‌2، ص171: و كيف كان فلا ريب في أن ما ذكره المصنف هو الأقوى للأصل، و لإطلاق قوله تعالى(وَ امْسَحُوا بِرُؤُسِكُمْ)»؛
    (د)كتاب الطهارة (للگلبايگاني)، ص92: «ثم انّه يكفى في مسح القدمين مسماه كما في مسح الرأس و لو بإصبع واحدة من حيث العرض لعدم تعيين مقداره في الآية فيؤخذ بالإطلاق مع أنّ الباء في برؤسكم و أرجلكم امّا للتبعيض أو للإلصاق و الملابسة و على كلّ من الاحتمالين تدلّ على كفاية المسح ببعض الرأس».

    [7] . كنز العرفان في فقه القرآن، فاضل مقداد، ترجمه، ج‌1، ص17.

    [8] . وسائل الشيعة؛ ج‌1، ص413: «فَعَرَفْنَا حِينَ قَالَ بِرُءُوسِكُمْ- أَنَّ الْمَسْحَ بِبَعْضِ الرَّأْسِ لِمَكَانِ الْبَاءِ- ثُمَّ وَصَلَ الرِّجْلَيْنِ بِالرَّأْسِ- كَمَا وَصَلَ الْيَدَيْنِ بِالْوَجْهِ- فَقَالَ وَ أَرْجُلَكُمْ إِلَى الْكَعْبَيْنِ - فَعَرَفْنَا حِينَ وَصَلَهُمَا بِالرَّأْسِ أَنَّ الْمَسْحَ عَلَى بَعْضِهِمَا».
    ویرایش توسط صدرا : ۱۳۹۶/۰۴/۰۲ در ساعت ۲۳:۳۲
    وجوب مسح کل روی پا، و نه قسمتی از آن؛ از منظر قرآن کریم
    مناجات العارفین لمولانا علی بن الحسین (علیهما السلام)

    «إلهى! فَاجْعَلْنا مِنَ الَّذينَ تَوَشَّحَتْ [تَرَسَّخَتْ‏] أشْجارُ الشَوْقِ إلَيْكَ فى حَدآئِقِ صُدُورِهِمْ، وَأخَذَتْ لَوْعَةُ مَحَبَّتِكَ بِمَجامِعِ قُلُوبِهِمْ»؛

    (معبودا! پس ما را از آنانى قرار دِهْ كه نهالهاى شوق به تو در باغ دلشان سبز و خرّم [يا: پايدار] گشته، و سوز محبّتت شراشر قلب آنها را فرا گرفته است).

    بحارالانوار، ج91، ص150.





  7. صلوات ها 4


  8. #4

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    رجال و حدیث، فقه و کلام در حوزه اهل سنت
    نوشته
    2,860
    حضور
    47 روز 16 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    10623



    نقل قول نوشته اصلی توسط رضا ثقلین نمایش پست ها

    برای منبع و توضیح بیشتر به این فایل صوتی هم دقت فرمایید: http://www.forghan.ir/darsname/insid...8%D8%B6%D9%88_

    5) دکتر صادقی تهرانی(ره) یکی از چهره های معاصر شیعه است که با تفکری خاص در استنباط احکام شرعی آرای شاذ و نادری را بیان نموده و مدعی خطای آرای علمای شیعه در بسیاری از احکام شرعی بوده است؟!

    بنای استدلال ایشان در استنباط احکام شرعی توجه به ظواهر قرآنی به عنوان اصل و توجه به سنت به عنوان حاشیه ی قرآن بوده است؛‌ لذا ایشان تبیین ظواهر قرآن به واسطه ی سنت قطعی را هم نپذیرفته و آنرا به عنوان مخالفت با قرآن تفسیر نموده است؟!
    از دیدگاه صادقی تهرانی روایات در مورد احکامی که اشاره ای به آن در قرآن شده، تنها زمانی که مؤید آیات قرآن و همسوی با آن بوده مورد پذیرش است. همچنین از دیدگاه ایشان در موضوعاتی که در قرآن ذکری از آنان به میان نرفته، به سنت مرویه و روایت شده مراجعه می گردد؛ اما از آنجا که برداشت وی از روایات بر اساس اسلوب پذیرفته شده ی در علم رجال نبوده، فتاوای مخالف مشهوری در آرای وی به چشم می خورد.

    از جمله مطالبی که دکتر صادقی تهرانی از اشتباهات فقهای شیعه نام برده فتوا به کفایت مسح بعضی از قسمت پاها در ناحیه ی عرض آن می باشد. وی می گوید: در این آیه، (وَ أَرْجُلَكُمْ إِلَى الْكَعْبَيْنِ) عطف به محل (بِرُءُوسِكُمْ) شده است؛‌ لذا قرآن می فرماید: بعضی از قسمت سر و همه ی روی پاها تا کعبین را مسح نمائید؛ بنابراین فتوا به کفایت مسح بعضی از پا مخالف قرآن است.[1]

    این سخن در حالی است که قاعده در عطف آن است که همان حکمی که معطوف علیه داشته، ‌معطوف نیز بعینه خواهد داشت و از آنجا که وی تبعیض در مسح سر را پذیرفته،[2] باید تبعیض در مسح پا را نیز بپذیرد؛ زیرا در غیر این صورت وجهی برای این عطف باقی نخواهد بود؛ علاوه بر اینکه بنابر قرائت «ارجُلِکم» (به کسر لام) که یکی از قرائتهای مورد پذیرش است، حکم مسح پا همچون مسح سر کفایت بعضی از پا در ناحیه ی مسح عرضی خواهد بود و بنابر قرائت «ارجُلَکم» (به فتح لام) امر به مسح (وامسحوا» مطلق بوده که چنین خطابی(مطلق بدون مشخص نمودن مقداری خاص) با تحقق مسمای آن مورد امتثال خواهد بود. و این در حالی است که در روایت صحیحی که مورد عمل فقها بوده امام(علیه السلام)‌ حکم به کفایت مسح بعضی از پا داده اند که در مطالب فوق بیان گردید.

    در این تاپیکها به برخی موضوعات فقهی از دیدگاه آیت الله صادقی تهرانی پاسخ داده شده است:


    http://www.askdin.com/showthread.php?t=11014&page=7

    http://www.askdin.com/showthread.php?t=14357&page=7

    http://www.askdin.com/showthread.php?t=15530&page=2

    http://www.askdin.com/showthread.php?t=44003&page=2




    [1] . الفرقان، محمد صادقی تهرانی، ج8، ص154: «و دعوى إجماع الإمامية على إجزاء مسمى المسح عرضا باطلة، فحتى لو كان- حقا- إجماع فمخالفته لنص الكتاب، المؤيّد للمعتبرة، تجعلنا نقطع بسقوطه دون ريب!».


    [2] . همان، ص141: «فالأقوى الاكتفاء بمسماه، و الأشبه أنه إصبع واحدة لظاهر مسمى المسح بها دون الأقل منها، و الأفضل ثلاث أصابع، و لا يجوز استيعاب الرأس بالمسح فضلا عن الغسل فإنه مخالف لصريح الآية و إطباق الرواية».
    ویرایش توسط صدرا : ۱۳۹۶/۰۴/۰۲ در ساعت ۱۸:۳۰
    وجوب مسح کل روی پا، و نه قسمتی از آن؛ از منظر قرآن کریم
    مناجات العارفین لمولانا علی بن الحسین (علیهما السلام)

    «إلهى! فَاجْعَلْنا مِنَ الَّذينَ تَوَشَّحَتْ [تَرَسَّخَتْ‏] أشْجارُ الشَوْقِ إلَيْكَ فى حَدآئِقِ صُدُورِهِمْ، وَأخَذَتْ لَوْعَةُ مَحَبَّتِكَ بِمَجامِعِ قُلُوبِهِمْ»؛

    (معبودا! پس ما را از آنانى قرار دِهْ كه نهالهاى شوق به تو در باغ دلشان سبز و خرّم [يا: پايدار] گشته، و سوز محبّتت شراشر قلب آنها را فرا گرفته است).

    بحارالانوار، ج91، ص150.





  9. صلوات ها 4


  10. #5

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۲
    علاقه
    دشمن شناسی - سرودن شعر
    نوشته
    6,140
    حضور
    136 روز 18 ساعت 19 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    19255



    نقل قول نوشته اصلی توسط صدرا نمایش پست ها
    قاعده در عطف آن است که همان حکمی که معطوف علیه داشت، ‌معطوف نیز بعینه داشته باشد و از آنجا که وی تبعیض در مسح سر را پذیرفته،[2] باید تبعیض در مسح پا را نیز بپذیرد زیرا در غیر این صورت وجهی برای این عطف باقی نخواهد بود
    سلام استاد
    من تخصصي در صرف و نحو و دستور عربي ندارم
    طبق قاعده اي كه فرموديد نكته اي به ذهنم رسيد نمي دانم برداشت درستي است يا خير. خدمت شما عرض ميكنم اگر ايراد داشت اصلاح بفرمائيد

    آيا ميشود طبق قاعدهء عطف ، علاوه بر ايرادي كه شما به نظر جناب صادقي تهراني گرفتيد ، اينطور هم ايرادي را وارد بدانيم كه:
    يا اگر ايشان قبول دارند كه
    "تمام پا" بايد مسح شود ، پس طبق قاعدهء عطف بايد بپذيرند كه "تمام سر" نيز بايد مسح بشود و ديگر نمي توانند براي مسح سر تبعيض را قائل باشند


    آن حرفی که بین مردم خریدار دارد حرف حق نیست
    بلکه حرفی است که با
    داد گفته شود. چه حق باشد ، چه نباشد



  11. صلوات ها 3


  12. #6
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۴
    علاقه
    ثقلین وبزرگان دین
    نوشته
    1,799
    حضور
    37 روز 1 ساعت 19 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2790



    بسم الله الرحمن الرحیم

    اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

    سلام علیکم

    نقل قول نوشته اصلی توسط صدرا نمایش پست ها
    دلیل قول مشهور علاوه بر ظاهر آیه ی شریفه نصوص روایی متعددی در جواز این مقدار از مسح است. در ناحیه ی ظاهر آیه ی شریفه، قرآن کریم چگونگی وضو ساختن را در صورت و دستان شستن آنها بیان فرموده و در حکمی دیگر وظیفه ی مکلف را در ناحیه ی سر و پاها مسح آن دو بیان فرموده است؛ یعنی همچنان که وظیفه ی مکلف شستن صورت و دستها تا آرنج می باشد، وظیفه ی او در قبال سر و دو پا نیز مسح آن دو خواهد بود؛ بنابراین از آنجا که در آیه ی وضو «ارجل» را به «رؤوس» عطف شده: (امْسَحُوا بِرُؤُسِكُمْ وَ أَرْجُلَكُمْ إِلَى الْكَعْبَيْنِ) همان حکمی که معطوف علیه «رؤوس» داشت، به عینه معطوف «أرجل» نیز خواهد داشت؛‌ زیرا که اقتضای عطف چنین است که حکم معطوف با معطوف علیه یکی باشد و اگر قرار بر تغایر حکم این دو بود، عطف معطوف به معطوف علیه چه معنایی خواهد داشت؟

    لذا با توجه به اینکه معنای «باء» در «برؤسکم» به معنای «بعضیّت» بوده؛‌ همچنان که آیه دلالت بر کفایت مسح مقداری از سر دارد، دلالت بر کفایت مسح بعضی از پا نیز خواهد داشت و از آنجا که مقدار طولی مسح در آیه تا کعبین بیان داشته شده در نتیجه مقدار واجب مسح در ناحیه ی عرض پا مقداری از آن خواهد بود.
    ممنونم از استاد گرامی صدرا که پاسخ فرمودید

    استاد گرامی چنان که شما میدانید و در آن فایل صوتی هم که آدرس دادم آمده واضح است که ارجلکم منصوب است حال که منصوب است به چه چیز عطف میشود؟ اگر به
    رؤسکم عطف شود که ارجلکم باید با کسره باشد نه فتحه! پس مشخص میشود که به مجموع جار و مجرور عطف شده به همین دلیل منصوب است

    بحث معطوف و معطوف علیه هم که کردید اتفاقا امروز از یکی از دوستان شنیدم که از یکی از برادران اهل سنت همین را شنیده بود و آن سنی گفته بود چون ارجلکم منصوب است و
    رؤسکم با کسره پس این یعنی اینکه ارجلکم ربطی به مسح ندارد و به غسل بر میگردد!!!!! یعنی همان معطوف و معطوف علیه و رابطه آنها که شما فرمودید!(یعنی همان دلیل شما در معطوف را او هم گفته بود)

    اما از نگاه روایات:

    از هفتمين امام معصوم در اين مورد سئوال شد، كه آن حضرت دست مبارك را بر انگشتان پا نهاد و تا برآمدگى آن مسح نمود.
    سؤال شد: اگر كسى با دو انگشت دست تا برآمدگى پاها را مسح كند، چگونه خواهد بود؟
    فرمود: بايد با همه كف دست مسح كند.
    «سئلت ابا الحسن عليه السلام عن المسح على القدمين، كيف هو؟ فوضع عليه السلام بكفّه على الاصابع ثم مسحها الى الكعبين، فقلت له: لو انّ رجلاً قال بأصبعين من اصابعه هكذا الى الكعبين؟ قال عليه السلام: لا إلاّ بكفّه كلّها...»(29)

    به این منبع http://www.tebyan.net/newindex.aspx?pid=18395&AyeID=677 )

    روایت دیگر:

    روایت 4 از باب 24 صحیحه بزنطی عن الرضا علیه السلام سئلته عن المسح علی القدمین فوضع کفه علی الاصابع فمسحها الی الکعبین الی ظاهر الدقدم که امام رضا علیه السلام همه روی پای مبارکشان را به واسطه همه انگشتان مسح کردند


    روایتی مشهور معروف به قویه عبد الاعلی مورد اعتبار نزد اصولیون:
    در کافی
    از عبد الاعلی مولی آل سام روایت آورده که گفت به امام صادق (علیه السلام) عرضه داشتم: من در اثر زمین خوردن ناخنم شکست، و انگشتم را باند پیچی کردم، حال بفرما برای وضو چه کنم؟ می گوید امام (علیه السلام) فرمود: حکم این مسأله و امثال آن در کتاب خدای تبارک و تعالی آمده، می فرماید: (مَا جَعَلَ عَلَیْکُمْ فِی الدِّینِ مِنْ حَرَجٍ)[638] /[639].

    خوب چرا حضرت نفرمود شما بر روی یک انگشت که مسح کنی کافی است بلکه حضرت فرمود خدا حرجی در دین قرار نداده و اگر اشتباه نکنم در ادامه همین حدیث دارد که بر روی همان مسح کن(همان وضوی جبیره ای که معروف است)
    (به این منبع http://www.ghadeer.org/Book/2324/352615 )

    نظر برخی علما:

    مرحوم صاحب جواهر این نجات العباد رساله صاحب جواهر است بعد مرحوم شیخ انصاری و مرحوم میرزای بزرگ و
    مرحوم صدر بزرگ این‌ها حاشیه دارند مثل عروه، این‌ها حاشیه دارند بر نجات العباد
    و این‌ها به روایت بزنطی عمل کرده‌اند گفته‌اند
    که
    همه دست به همه پا باید کشیده شود.
    به این منبع( http://almazaheri.ir/Farsi/Print/Pri...=Lesson&ID=971 )



    با تشکر

    ویرایش توسط رضا ثقلین : ۱۳۹۵/۰۳/۱۶ در ساعت ۲۲:۵۵

  13. صلوات ها 5


  14. #7

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    رجال و حدیث، فقه و کلام در حوزه اهل سنت
    نوشته
    2,860
    حضور
    47 روز 16 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    10623



    نقل قول نوشته اصلی توسط Reza-D نمایش پست ها
    سلام استاد
    من تخصصي در صرف و نحو و دستور عربي ندارم
    طبق قاعده اي كه فرموديد نكته اي به ذهنم رسيد نمي دانم برداشت درستي است يا خير. خدمت شما عرض ميكنم اگر ايراد داشت اصلاح بفرمائيد

    آيا ميشود طبق قاعدهء عطف ، علاوه بر ايرادي كه شما به نظر جناب صادقي تهراني گرفتيد ، اينطور هم ايرادي را وارد بدانيم كه:
    يا اگر ايشان قبول دارند كه
    "تمام پا" بايد مسح شود ، پس طبق قاعدهء عطف بايد بپذيرند كه "تمام سر" نيز بايد مسح بشود و ديگر نمي توانند براي مسح سر تبعيض را قائل باشند
    با سلام و عرض ادب

    دکتر صادقی تهرانی در این قسمت از آیه ی شریفه:(وَامْسَحُوا بِرُءُوسِكُمْ)، (باء) را به معنای بعضیت دانسته؛ لذا نظر ایشان آن است که مقدار واجب مسح در سر، صدق مسمای آن است که چنین امری نیز با مسح سر به واسطه ی یک انگشت محقق می گردد. اما در مسح پا می گویند چون «ارجلکم» عطف شده به مجموع جار و مجرور بنابراین حرف جار که بیانگر بعضیّت می باشد بر «ارجل» داخل نمی گردد و تقدیر آیه چنین می شود: «وَامْسَحُوا أَرْجُلَكُمْ»یعنی پاهای خود را مسح نمائید. سخن ما این بود که «معطوف علیه» هر حکمی داشته باشد «معطوف» نیز خواهد داشت و الا معنایی برای عطف باقی نمی ماند.

    نکته ی دیگر آنکه: در این صورت شما استیعاب و فراگیری مسح را از کجا استنباط نمودید؟
    زیرا بدیهی است در این صورت ممکن است کسی بگوید اگر بعضی از پا مقدار واجب از مسح نباشد، باطن و کف پا نیز داخل در محدوده ی مسح است؛ بنابراین در مسح باید کف پا را نیز مسح نمود؛ همچنان که در روایتی از امیرالمؤمنین علی(علیه السلام) نقل شده که اگر نمی دیدم که رسول خدا(صلی الله علیه وآله) ظاهر پاهایشان را مسح می نمودند گمانم این بود که کف پا اولای به مسح نمودن می باشد.[1] بنابراین همچنانکه در مقدار مسح سر، مسمای مسح کفایت می نمود؛ در مسح پا نیز مسمای مسح (که با مسح یک انگشت محقق می گردد) کفایت می نماید.

    موفق باشید.

    [1] . من لایحضره الفقیه، الصدوق، ج1، ص48: «وَ قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ(علیه السلام)‏ لَوْ لَا أَنِّي رَأَيْتُ رَسُولَ اللَّهِ(صلی الله علیه وآله) يَمْسَحُ ظَاهِرَ قَدَمَيْهِ لَظَنَنْتُ‏ أَنَّ بَاطِنَهُمَا أَوْلَى بِالْمَسْحِ‏ مِنْ ظَاهِرِهِمَا».
    وجوب مسح کل روی پا، و نه قسمتی از آن؛ از منظر قرآن کریم
    مناجات العارفین لمولانا علی بن الحسین (علیهما السلام)

    «إلهى! فَاجْعَلْنا مِنَ الَّذينَ تَوَشَّحَتْ [تَرَسَّخَتْ‏] أشْجارُ الشَوْقِ إلَيْكَ فى حَدآئِقِ صُدُورِهِمْ، وَأخَذَتْ لَوْعَةُ مَحَبَّتِكَ بِمَجامِعِ قُلُوبِهِمْ»؛

    (معبودا! پس ما را از آنانى قرار دِهْ كه نهالهاى شوق به تو در باغ دلشان سبز و خرّم [يا: پايدار] گشته، و سوز محبّتت شراشر قلب آنها را فرا گرفته است).

    بحارالانوار، ج91، ص150.





  15. صلوات ها 4


  16. #8

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۲
    علاقه
    دشمن شناسی - سرودن شعر
    نوشته
    6,140
    حضور
    136 روز 18 ساعت 19 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    19255



    نقل قول نوشته اصلی توسط صدرا نمایش پست ها
    با سلام
    سلام استاد
    فکر میکنم منظور بنده را اشتباه برداشت کردید برادر. حرف من در رد نظر آقای "صادقی تهرانی" بود نه در تایید آن


    نقل قول نوشته اصلی توسط صدرا نمایش پست ها
    شما استیعاب و فراگیری مسح را از کجا استنباط نمودید؟
    از حرف خود ایشان!
    البته شاید از نظر قواعد دارم اشتباه میکنم

    ببینید شما فرمودید که:
    نقل قول نوشته اصلی توسط صدرا نمایش پست ها
    از آنجا که وی تبعیض در مسح سر را پذیرفته ، باید تبعیض در مسح پا را نیز بپذیرد
    سوال من این بود که آیا میشود برعکس این را هم در رد نظر ایشان بگوئیم؟

    شما میفرمائید طبق قاعدهء عطف ، حکمِ معطوف و معطوف الیه باید یکی باشد
    ایراد شما این بود که چون ایشان میگویند تبعیض سر را پذیرفته باید تبعیض در مسح پا را هم بپذیرد

    حالا من میپرسم آیا میشود همین ایراد را برعکس گرفت؟
    یعنی بجای ایراد شما ، این ایراد را وارد کنیم که:


    وقتی ایشان میگویند که "تمام پا" بايد مسح شود ، پس طبق قاعدهء عطف بايدقبلاً این حکم را در مورد مسح سر نیز پذیرفته باشند که بگوئیم عطف به آن کرده. یعنی باید میگفت "تمام سر" بايد مسح بشود. اما ایشان این را نگفته



    آن حرفی که بین مردم خریدار دارد حرف حق نیست
    بلکه حرفی است که با
    داد گفته شود. چه حق باشد ، چه نباشد



  17. صلوات ها 2


  18. #9
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۴
    علاقه
    ثقلین وبزرگان دین
    نوشته
    1,799
    حضور
    37 روز 1 ساعت 19 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2790



    نقل قول نوشته اصلی توسط Reza-D نمایش پست ها
    وقتی ایشان میگویند که "تمام پا" بايد مسح شود ، پس طبق قاعدهء عطف بايدقبلاً این حکم را در مورد مسح سر نیز پذیرفته باشند که بگوئیم عطف به آن کرده. یعنی باید میگفت "تمام سر" بايد مسح بشود. اما ایشان این را نگفته
    بسم الله الرحمن الرحیم

    اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

    سلام علیکم

    چنان که شما میدانید و در آن فایل صوتی هم که آدرس دادم آمده واضح است که ارجلکم منصوب است حال که منصوب است به چه چیز عطف میشود؟ اگر به رؤسکم عطف شود که ارجلکم باید با کسره باشد نه فتحه! پس مشخص میشود که به مجموع جار و مجرور عطف شده به همین دلیل منصوب است


    بحث معطوف و معطوف علیه هم که کردید اتفاقا امروز از یکی از دوستان شنیدم که از یکی از برادران اهل سنت همین را شنیده بود و آن سنی گفته بود چون ارجلکم منصوب است و رؤسکم با کسره پس این یعنی اینکه ارجلکم ربطی به مسح ندارد و به غسل بر میگردد!!!!!


    برای منبع و توضیح بیشتر به این فایل صوتی هم دقت فرمایید: http://www.forghan.ir/darsname/insid...8%D8%B6%D9%88_

    با تشکر




  19. صلوات ها 2


  20. #10

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۲
    علاقه
    دشمن شناسی - سرودن شعر
    نوشته
    6,140
    حضور
    136 روز 18 ساعت 19 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    19255



    نقل قول نوشته اصلی توسط رضا ثقلین نمایش پست ها
    چنان که شما میدانید
    سلام زضاي عزيز
    برادر باور كنيد من واقعاً علمش را ندارم و فقط يك سوال پرسيدم
    اگر لطف بفرمائيد فقط بگوئيد نتيجه گيري من درست است يا اشتباه ممنون ميشوم


    آن حرفی که بین مردم خریدار دارد حرف حق نیست
    بلکه حرفی است که با
    داد گفته شود. چه حق باشد ، چه نباشد



  21. صلوات


صفحه 1 از 5 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع رو مطالعه کرده اند از ۱۳۹۵/۰۵/۰۴, ۰۸:۵۸ : 9

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود