صفحه 1 از 5 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: چرا واجب الوجود، واجب الوجود است؟

  1. #1

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۴
    علاقه
    برنامه نویسی-انیمیشن-سینما-فیزیک-فلسفه...
    نوشته
    1,048
    حضور
    194 روز 3 ساعت 23 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1236

    اشاره چرا واجب الوجود، واجب الوجود است؟




    چرا واجب الوجود، واجب الوجود است؟چرا واجب الوجود وجود برایش ضرورت دارد؟به عبارتی چرا هرچه داشتنش برای او محال نباشد او به صورت ضروری آنها را دارد.؟
    ویرایش توسط سیده راضیه : ۱۳۹۵/۰۴/۳۰ در ساعت ۲۰:۴۴
    پست های بعد از تو، سوء تفاهم بود!

  2. صلوات ها 3


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,545
    حضور
    175 روز 7 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58331



    با نام و یاد دوست







    چرا واجب الوجود، واجب الوجود است؟








    کارشناس بحث: استاد صدیق

  5. صلوات ها 2


  6. #3

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعه و تفکر
    نوشته
    5,135
    حضور
    59 روز 23 ساعت 23 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    15170



    باسلام
    این سوال در حقیقت مشتمل بر دو سوال است:
    سوال اول اینکه چرا وجود برای واجب الوجود ضروری است؟
    سوال دوم اینکه چرا هرچه که برای واجب الوجود ممتنع نباشد، برایش به نحو ضروری وجود دارد؟

    مسئله اول را باید در دسته بندی موجودات به دو گروه عمده واجب و ممکن جستجو کرد و مسئله دوم را در مبحثی تحت عنوان "واجب الوجود بالذات، واجب الوجود من جمیع الجهات"

    اما مسئله اول:
    در یک تقسیم بندی عقلی و فرضی، نسبت وجود داشتن به عنوان یک محمول با یک ذات مفروض، سه فرض بیشتر نمیتواند داشته باشد. یا این وجود داشتن برای ان شیئ ضروری است یا وجود داشتن برای ان ممکن نیست و ممتنع است و یا نه وجود داشتن برایش ضرورت دارد و نه وجود نداشتن.
    از این میان، قسم دوم درخارج از ذهن و فرض محقق نمیشود. زیرا جهان خارج دار تحقق و عینیت است و چیزی که وجود برایش امکان ندارد، و این عدم امکان نیز به واسطه نداشتن برخی شرایط یا مانع شدن موانع نیست، بلکه ذاتا امکان تحقق و وجود یافتن را ندارد، در خارج محقق نمیتواند بشود.
    اما دو قسم دیگر در خارج میتواند موجود شود.(دقت شود: گفتیم فعلا درصدد بیان جواز وقوع هستیم و کاری به اثبات خارجی و تحقق انها نداریم)
    بنابراین، واجب بالذات موجودی است که به خودی خود وجود برای ان ضروری است و ضروری است که موجود باشد و در مقابل، ممکن بالذات چیزی است که به خوید خود نه ضروری است موجود باد و نه ضروری است معدوم باشد.(1)

    باتوجه به این نکات، مشخص میشودکه اصلا نمیتوان فرض کرد که واجب الوجود نباشد. زیرا فرض نبودن واجب الوجود مساوی است با خلف فرض تمام عالم.
    توضیح اینکه:
    م1. عالم وجود دارد.
    م2. این عالم بر اساس همان دسته بندی عقلی که گفته شد، یا ممکن الوجود است یا واجب الوجود.(خارج از این دو اصلا فرضی نداریم)
    م3. اگر موجوداتی که مشاهده میکنیم، واجب الوجود باشند که خب هیچ مشکلی نیست.
    م4. اما اگر این موجودات، ممکن الوجود باشند، بر اساس بطلان دور و تسلسل، نیاز به واجب الوجود یا واجب الوجودهایی هست تا آنها را به وجود بیاورند.

    بنابراین همانطور که مشاهده میکنید، وجود واجب الوجود برای جهان ضروری است.
    چرا که اگر واجب الوجود نباشد، هیچ موجودی نمیتواند به وجود بیاید.


    ـــــــــــــ
    1.
    ر.ک: نهایه الحکمه، مرحله4، فصل 1و2
    چرا واجب الوجود، واجب الوجود است؟

  7. صلوات ها 4


  8. #4

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعه و تفکر
    نوشته
    5,135
    حضور
    59 روز 23 ساعت 23 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    15170



    اما مسئله دوم:
    استدلالهایی برای این مدعا اقامه شده است.
    یکی از این استدلالهای اینچنین است:
    م1. اگر وجود یک صفت کمالی برای واجب الوجود ضروری نباشد، لازمه اش این است که ذاتش(به خودی خود) فاقد آن است.
    م2. وقتی که ذات فاقد یک صفت کمالی باشد، لازمه اش آن است که عدم آن صفت در ذات واجب، مستقر باشد. پس
    م3. ذات واجب، مرکب از وجود یک سری صفات و عدم یک سری صفات دیگر میشود.
    م4. لازمه فرض بالا، ترکیب ذات است.
    م5. لازمه ترکیب، حاجت است.
    م6. لازمه حاجت، امکان وجود است.
    م7. فرض ما این است که ذات مورد نظر و مفروض ما، واجب الوجود است.
    بنابراین فرض ابتدایی، خلف فرض واجب الوجود بودن این موجود است.

    استدلال دوم:
    م1. فرض اینکه صفتی کمالی برای ذات واجب ضروری نباشد آن است که ذات واجب برای اتصافش به آن صفت، کفایت نمیکند.
    م2. لازمه فرض بالا این است که ذات برای اتصاف به آن صفت کمالی، محتاج به غیر است و غیر علت است برای اتصاف واجب به این صفت.

    حال با توجه به این دو مقدمه:
    اگر ذات واجب با قطع نظر از ان موجود دیگر(که میخوهد به او این صفت را بدهد) در نظر بگیریم، دو حالت پیش می آید که هر دو خلف فرض علت بودن آن موجود دیگر است.

    اگر ذات با وجود ضروری آن صفت، واجب است(یعنی همراه با او همیشه و به نحو ضروری وجود دارد)، در این فرض، علت بودن غیر ذات واجب برای اتصافش به این صفت لغو میشود.(چرا که قرار بود این موجود دیگر، این صفت را به او بدهد. حال اگر قرار باشد بدون توجه به او نیز واجب الوجود این صفت را داشته باشد، پس علیتی بین موجود دیگر و اتصاف ذات واجب به این صفت در کار نیست) و این خلف فرض علت بودن آن غیر است.

    اگر ذات واجب، واجب الوجود است و تحقق دارد در حالیکه آن صفت را ندارد، این فرض نیز خلف فرض علیت آن غیر است. چرا که عدم این وصف، مستند به عدم وجود علتش باید باشد. حال آنکه در این مسئله قرار شد اصلا توجهی به فرض بودن یا نبودن آن موجود دیگر نداشته باشیم. (2)

    ـــــــــــــ
    2.
    ر.ک: نهایه الحکمه، مرحله 4، فصل4


    چرا واجب الوجود، واجب الوجود است؟

  9. صلوات ها 3


  10. #5

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۴
    علاقه
    علاقمند به کتاب روانشناسی و تاریخی
    نوشته
    1,310
    حضور
    40 روز 12 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    10
    صلوات
    3701



    با سلام

    موجودات جهان در یک دسته بندی اولیه، به دو نوع واجب الوجود و ممکن الوجود تقسیم میشوند.واجب الوجود موجودی است که وجود برایش ضرورت دارد و ممکن الوجود نیز موجودی است که وجود داشتن برایش ضرورت ندارد، البته وجود نداشتن نیز برایش ضرورت ندارد.چنین تقسیمی بر اساس ملاحظه خود ذات است؛ یعنی وقتی ذات یک موجود را به تنهایی نگاه میکنیم، بدون اینکه بودن موجود دیگری را در نظر بگیریم، یکی از این دو حالت برای هر موجودی قابل مشاهده است. نوع اول را واجب الوجود بالذات و نوع دوم را ممکن الوجود بالذات می نامیم.
    ضروری بودن بالذات وجود ما را به لوازمی میرساند: چنین موجودی هیچ گاه نمیتواند موجود نباشد و حتی نمیتوان تصور کرد که نباشد؛ چرا که حتی تصور نبودن چنین موجودی، خلف فرض وجوب ذاتی وجود برای اوست.در نتیجه این لازمه، چنین موجودی نیازی به علت ندارد؛ چرا که نیازمندی به معنای آن است که وجود یافتن موجود نیازمند، متوقف است بر وجود علت و مهیا شدن شرایط و زمینه های تحقق. و این خلف فرض بالذات بودن وجوب وجود برای اوست.برای چنین موجودی هیچ گونه نیازمندی ای قابل تصور نیست؛ چرا که هرگونه نیازمندی، مانند نیازمندی به اجزاء، زمان، مکان و حتی نیازمندی به ماهیت، به معنای توقف وجود او بر وجود داشتن آن موارد است. و این خلف بالذات بودن وجود اوست.حال که لوازم اولیه واجب الوجود بالذات را دانستیم، سراغ تشخیص مصداق آن میرویم.خدا در فلسفه، همان واجب الوجود بالذات است. واجب الوجود بالذات، موجودی است که نیاز به علت ندارد و وجود برایش ذاتی است. وجودداشتن این موجود ذاتی است بنابراین، حتی فرض نبودنش نیز مستلزم تناقض و خلف فرض ذاتی بودن وجود برایش است. هر موجودی که این خصوصیت را داشت، واجب الوجود میشود و علت سایر موجودات(با واسطه یا بی واسطه).

    اما آیا جهان میتواند واجب الوجود باشد؟
    در جهان چند مورد وجود دارد که لازم است تک تک آنها بررسی شود:جهان با دو حیثیت اجزاء و مجموعه اجزاء میتواند مورد بررسی قرار بگیرد.
    در حیثیت اجزای جهان، یا باید ماده اولیه جهان را واجب الوجود دانست(که عموما چنین ادعایی میشود) یا موجودات جهان ماسوی الله.
    در حیثیت مجموعی، نیز مجموعه جهان به عنوان یک مجموعه در نظر گرفته میشود.در حیثیت تک تک اجزاء، شما هیچ جزیی از اجزای جهان را نمی یابید که چنین خصوصیتی را داشته باشد.زیرا اجزای جهان، یا محسوس است یا غیر محسوس. زیرا موجودات عالم یا جوهرند یا عرض. اعراض بر ۹ قسم و جواهر بر ۵ قسم هستند و مجموعا به آن مقولات عشر گفته میشود.
    اعراض اصلا نیازی به بحث ندارد؛ چرا که اعراض، وجود مستقلی ندارند و بدون وجود موضوع خود اصلا قابلیت تحقق ندارند(۴) تا چه رسد به اینکه بخواهند واجب الوجود باشند.
    جواهر بر پنج قسم هستند: صورت مادی، هیولا، جسم، نفس و عقل.از میان جواهر، سه قسم مادی است و سه قسم غیر مادی. از میان جواهر مادی، دو قسم اول که وجود جدا از هم و منحازی در خارج ندارند. جسم هم که ترکیبی از این دو است، چون مادی است نمیتواند واجب الوجود باشد؛ زیرا موجود مادی نیازمند به مکان و زمان و اجزای تشکیل دهنده اش است و نیازمندی با وجود ذاتی سازگار نیست.جواهر مجرد نیز از نظر فلسفی از دو حال خارج نیستند:یا عقل است یا نفس. نفس که به بدن نیازمند است و نیازمندی با وجوب وجود سازگار نیست. عقل نیز گرچه نیازمند به ماده نیست(نه ذاتا و نه فعلا) اما از نظر فلسفی، عقل خودش مخلوق است ونیازمند. حتی عقل اول نیز ممکن الوجود است.بنابراین از اجزای جهان هیچ موجودی باقی نمیماند که واجب الوجود باشد. ماده اولیه عالم نیز نمیتواند واجب الوجود باشد زیرا: این ماده اولیه: اگر مادی است، که نمیتواند بدون زمان و مکان باشد. و قطعا محدودیت خواهد داشت. اگر غیر مادی است، اولا: یا باید عقل باشد یا نفس. که وضعیت هر یک گفته شد و اینکه نمیتوانند واجب الوجود باشند. ثانیا: باید این مشکل حل شود که چطور ماده اولیه جهان است و مواد و اجسام از آن تشکیل شده اند ولی خودش مادی نیست. دقیقا این ماده اولیه که شما ترسیم میکنید، شبیه جزء لایتجزّی برای اجسام در فلسفه است که وجودش محال است.اما مجموعه عالم به صورت مجموعی و کلی نیز نمیتواند واجب الوجود باشد زیرا مجموعه به خودی خود یک موجود مستقل از اجزایش نیست تا بتوان در مورد نحوه وجود او بحث کرد. مجموعه چیزی نیست جز مجموع اجزاء و عنوان مجموعه، عنوانی اعتباری برای آنهاست. بنابراین وقتی وجودی مستقل از اجزاء نتوان برای آن قائل شد، نمیتوان از امکان یا وجوب وجود ان بحث کرد. پس جهان به هیچ صورتی نمیتواند واجب الوجود باشد. بنابراین در هیچ صورتی نمیتوان فرض کرد که جهان، واجب الوجود باشد و واجب الوجود راباید موجودی ورای عالم ماسوی الله دانست.
    فعاليت داشتن در فضاي مجازي و پاک ماندن در آن ' تقواي دو چندان ميخواهد. يادمان نرود گاهي با گناه به اندازه ي يک لايک فاصله داريم... يادمان نرود فضاي مجازي هم "محضر خداست " نکند که شرمنده باشيم، امان از لحظه ي غفلت که فقط خدا شاهد است و بس...! گاهي روي مانيتور بچسبانيم "ورود شيطان ممنوع " مراقب دستي که کليک ميکند، چشمي که ميبيند و گوشي که ميشنود باشيم... و بدانيم و آگاه باشيم که خدا هم هميشه آنلاين "است. .وما فقط در مشگلات آنلاین میشیم

  11. صلوات


  12. #6

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۴
    علاقه
    برنامه نویسی-انیمیشن-سینما-فیزیک-فلسفه...
    نوشته
    1,048
    حضور
    194 روز 3 ساعت 23 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1236



    با سلام و تشکر از استاد گرامی.
    نقل قول نوشته اصلی توسط صدیق نمایش پست ها
    بنابراین، واجب بالذات موجودی است که به خودی خود وجود برای ان ضروری است و ضروری است که موجود باشد
    این در واقع سوال اصلی من بود.چرا واجب الوجود موجودی است که به خودی خود وجود برایش ضروری است؟؟


    نقل قول نوشته اصلی توسط صدیق نمایش پست ها
    م1. عالم وجود دارد.
    م2. این عالم بر اساس همان دسته بندی عقلی که گفته شد، یا ممکن الوجود است یا واجب الوجود.(خارج از این دو اصلا فرضی نداریم)
    م3. اگر موجوداتی که مشاهده میکنیم، واجب الوجود باشند که خب هیچ مشکلی نیست.
    م4. اما اگر این موجودات، ممکن الوجود باشند، بر اساس بطلان دور و تسلسل، نیاز به واجب الوجود یا واجب الوجودهایی هست تا آنها را به وجود بیاورند.

    بنابراین همانطور که مشاهده میکنید، وجود واجب الوجود برای جهان ضروری است.
    چرا که اگر واجب الوجود نباشد، هیچ موجودی نمیتواند به وجود بیاید.
    من سوالم ریشه ای تر از اینی بود که بخواهد پاسخش اینی باشد که شما فرمودید.خوب عالم وجود دارد.عالم ممکن است دیگرومی توانست وجود نداشته باشد.حالا اگر وجود نمی داشت، واجب الوجود ضرورت نداشت که باشد؟؟آنوقت که باید بگوییم که واجب الوجود علتی دارد.علت وجود واجب الوجود همان ممکن الوجود ها می شوند.واجب الوجود، وجود داشتنش وابسته است به ممکن الوجود ها که یک سخن متناقض است.
    سوال من این است که فارق از وجود یا عدم وجود این جهان و بود و نبودش...چرا واجب الوجود، وجود برایش ضروری است؟چرا واجب الوجود موجود است؟
    بگذارید اینطور بگویم.من داشتم با یک دوستی صحبت می کردم.بحث به اینجا رسید که چرا قوانین را همان واجب الوجود نگیریم.فارق از همه اشکالاتی که به این نظر می توان وارد ساخت.دوستمان گفتن که چرا قوانین اینگونه هستند که دنیا دقیقا به این شکل کنونی اش در آمده.یعنی اگر قوانین ذره ای جابه جا می بودند و ذره ای متفاوت تر از اینی که هستند می بودند دیگر دنیا بدین شکل نبود و مثلا انسانی پدید نمی آمد و خلاصه حرفشان این بود که قوانین چرا بدین صورت هستند که همچین دنیایی شکل دهند حال که میشد به شکل دیگری باشند.و این را یک اشکال می گرفتند که قوانین نمی توانند واجب الوجود باشند و حتما کسی بوده که قوانین را به این شکل برنامه ریزی کرده.من هم بهشان گفتم که در مقابل این سوال و اشکال شما، من هم می توانم این اشکال را مطرح کنم که اصلا چرا واجب الوجود هست؟چرا واجب الوجود واجب الوجود است چرا ممکن الوجود نیست؟همان طور که دوستمان سوال می کردند که چرا قوانین بدین گونه هست که می بینیم، من هم سوال می کردم که چرا واجب الوجود وجود دارد و واجب الوجود به عبارتی واجب الوجود است؟البته سوال دیگری هم می پرسیدم، اینکه چرا واجب الوجود باید تمام صفات کمالی را داشته باشد.که شما به این سوال هم پاسخ دادید.در تاپیکی گذشته همچنین به این سوال تا حدی پاسخ دادید.این توضیحات را دادم که سوال و منظورم روشن تر شود.اگر می شود در این باره سخن بگویید ممنون می شوم.پس سوال اینکه فارق از بود و نبود این عالم، چرا واجب الوجود موجودی است که به خودی خود وجود برایش ضروری است؟
    پست های بعد از تو، سوء تفاهم بود!

  13. صلوات


  14. #7

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۴
    نوشته
    356
    حضور
    52 روز 23 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    444



    نقل قول نوشته اصلی توسط صدیق نمایش پست ها
    اما مسئله دوم:
    استدلالهایی برای این مدعا اقامه شده است.
    یکی از این استدلالهای اینچنین است:
    م1. اگر وجود یک صفت کمالی برای واجب الوجود ضروری نباشد، لازمه اش این است که ذاتش(به خودی خود) فاقد آن است.
    م2. وقتی که ذات فاقد یک صفت کمالی باشد، لازمه اش آن است که عدم آن صفت در ذات واجب، مستقر باشد. پس
    م3. ذات واجب، مرکب از وجود یک سری صفات و عدم یک سری صفات دیگر میشود.
    م4. لازمه فرض بالا، ترکیب ذات است.
    م5. لازمه ترکیب، حاجت است.
    م6. لازمه حاجت، امکان وجود است.
    م7. فرض ما این است که ذات مورد نظر و مفروض ما، واجب الوجود است.
    بنابراین فرض ابتدایی، خلف فرض واجب الوجود بودن این موجود است.
    برای ترکیب انضمامی نیاز به وجود دو چیزه. شما نمی تونید چیزی رو که نیست با چیزی که هست ترکیب کنید. اگر موجودی صفتی رو نداره به این معنی نیست که ترکیبی از بودن صفاتی و نبودن صفات دیگه ست. اینها تخیلاته!

  15. صلوات ها 2


  16. #8

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعه و تفکر
    نوشته
    5,135
    حضور
    59 روز 23 ساعت 23 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    15170



    نقل قول نوشته اصلی توسط پارسا مهر نمایش پست ها
    چرا واجب الوجود موجودی است که به خودی خود وجود برایش ضروری است؟؟
    باسلام
    همانطور که عرض شد، در جهان حتما و بالضروره باید یک موجود واجب الوجود باشد وگرنه اصلا جهانی به وجود نمی آید چون تسلسل و دور پیش می آید.

    نقل قول نوشته اصلی توسط پارسا مهر نمایش پست ها
    من سوالم ریشه ای تر از اینی بود که بخواهد پاسخش اینی باشد که شما فرمودید.خوب عالم وجود دارد.عالم ممکن است دیگرومی توانست وجود نداشته باشد.حالا اگر وجود نمی داشت، واجب الوجود ضرورت نداشت که باشد؟؟آنوقت که باید بگوییم که واجب الوجود علتی دارد.علت وجود واجب الوجود همان ممکن الوجود ها می شوند.واجب الوجود، وجود داشتنش وابسته است به ممکن الوجود ها که یک سخن متناقض است.
    یک ضرورت بالغیر داریم و یک ضرورت بالقیاس.
    ضرورت بالغیر در فرضی است که یکی از طرفین علت دیگری است و حالت علیت را نیز در نظر میگیریم و ضرورت بالقیاس در فرضی است که وجود یا عدم یک طرف، مستلزم وجود یا عدم طرف دیگر باشد، کاری هم به علیت میان آنها نداریم.
    در این بحث، وجود جهان، ضرورتا ما را به وجود واجب الوجود می رساند و این ضرورت بالقیاس است. ولی این بدان معنا نیست که وجود جهان علت وجود واجب الوجود است.

    نقل قول نوشته اصلی توسط پارسا مهر نمایش پست ها
    سوال من این است که فارق از وجود یا عدم وجود این جهان و بود و نبودش...چرا واجب الوجود، وجود برایش ضروری است؟چرا واجب الوجود موجود است؟
    سوال بی معنا و نادرست است.
    از نظر فلسفی، امر ذاتی علت بردار نیست. «الذاتی لا یُعلّل»
    چرا ممکن، امکان وجودی دارد، چون ممکن الوجود است و چرا واجب الوجود، وجوب دارد چون واجب الوجود است.

    نقل قول نوشته اصلی توسط پارسا مهر نمایش پست ها
    بگذارید اینطور بگویم.من داشتم با یک دوستی صحبت می کردم.بحث به اینجا رسید که چرا قوانین را همان واجب الوجود نگیریم.فارق از همه اشکالاتی که به این نظر می توان وارد ساخت.دوستمان گفتن که چرا قوانین اینگونه هستند که دنیا دقیقا به این شکل کنونی اش در آمده.یعنی اگر قوانین ذره ای جابه جا می بودند و ذره ای متفاوت تر از اینی که هستند می بودند دیگر دنیا بدین شکل نبود و مثلا انسانی پدید نمی آمد و خلاصه حرفشان این بود که قوانین چرا بدین صورت هستند که همچین دنیایی شکل دهند حال که میشد به شکل دیگری باشند.و این را یک اشکال می گرفتند که قوانین نمی توانند واجب الوجود باشند و حتما کسی بوده که قوانین را به این شکل برنامه ریزی کرده.من هم بهشان گفتم که در مقابل این سوال و اشکال شما، من هم می توانم این اشکال را مطرح کنم که اصلا چرا واجب الوجود هست؟چرا واجب الوجود واجب الوجود است چرا ممکن الوجود نیست؟همان طور که دوستمان سوال می کردند که چرا قوانین بدین گونه هست که می بینیم، من هم سوال می کردم که چرا واجب الوجود وجود دارد و واجب الوجود به عبارتی واجب الوجود است؟البته سوال دیگری هم می پرسیدم، اینکه چرا واجب الوجود باید تمام صفات کمالی را داشته باشد.که شما به این سوال هم پاسخ دادید.در تاپیکی گذشته همچنین به این سوال تا حدی پاسخ دادید.این توضیحات را دادم که سوال و منظورم روشن تر شود.اگر می شود در این باره سخن بگویید ممنون می شوم.پس سوال اینکه فارق از بود و نبود این عالم، چرا واجب الوجود موجودی است که به خودی خود وجود برایش ضروری است؟
    دوست عزیز. توقع نابجایی است که ما ذات واجب را بشناسیم و ادراک درست و جزئی از آن داشته باشیم.
    مگر ما توانستیم ذات خودمان یا حتی اشیای بی جان اطرافمان را بشناسیم تا بخواهیم ذات خدا را بشناسیم.
    هر موقع توانستیم علت ممکن بودن خودمان را بفهمیم، میتوانیم حداقل توقع داشته باشیم تا در مورد علت واجب بودن واجب الوجود(به صورت فی نفسه نه در مقایسه با ممکنات) متوجه شویم.
    تنها راهی که ما داریم آن است که بفهمیم موجودات عالم خارج یا واجب هستند یا محتاج به واجب. بنابراین حداقل یک واجب باید در خارج باشد. همین قدر را میتوانیم با عقلمان درک کنیم و بیشتر از آن در حیطه عقل و درک ما خارج است.

    چرا واجب الوجود، واجب الوجود است؟

  17. صلوات ها 2


  18. #9

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۴
    علاقه
    برنامه نویسی-انیمیشن-سینما-فیزیک-فلسفه...
    نوشته
    1,048
    حضور
    194 روز 3 ساعت 23 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1236



    نقل قول نوشته اصلی توسط صدیق نمایش پست ها
    سوال بی معنا و نادرست است.
    از نظر فلسفی، امر ذاتی علت بردار نیست. «الذاتی لا یُعلّل»
    چرا ممکن، امکان وجودی دارد، چون ممکن الوجود است و چرا واجب الوجود، وجوب دارد چون واجب الوجود است.
    سلام مجدد.مرسی از پاسختون.پس با این توضیحات، آن اشکالی که دوستمان به واجب الوجود بودن قوانین گرفتند هم بی معناست؟؟چون به آن دوستمان که می گفتند که چرا قوانین اینی هستند که می بینیم(مثلا جاذبه فلان مقدار است).می توانیم بگوییم که ذات واجب الوجود اینگونه بوده و یا است و این دلیل ندارد و اشکال بی معناست؟(البته کاری به اشکالات دیگری که می توان به واجب الوجود بودن قوانین وارد ساخت نداریم)
    ویرایش توسط پارسا مهر : ۱۳۹۵/۰۲/۱۲ در ساعت ۱۹:۳۲
    پست های بعد از تو، سوء تفاهم بود!

  19. #10

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعه و تفکر
    نوشته
    5,135
    حضور
    59 روز 23 ساعت 23 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    15170



    نقل قول نوشته اصلی توسط آورورا نمایش پست ها
    برای ترکیب انضمامی نیاز به وجود دو چیزه.
    با سلام.
    مگر کسی گفت که این ترکیب انضمامی است.
    ما فقط یک قسم ترکیب نداریم. ترکیبهای متعددی وجود دارد. ترکیب از اجزای عقلی. ترکیب از وجود و ماهیت. ترکیب از اجزای خارجی و ترکیب از وجود و عدم.

    نقل قول نوشته اصلی توسط آورورا نمایش پست ها
    اگر موجودی صفتی رو نداره به این معنی نیست که ترکیبی از بودن صفاتی و نبودن صفات دیگه ست. اینها تخیلاته!
    لطفا دقت کنید.
    این نوع ترکیب با انواع دیگر ترکیب متفاوت است.
    در این نوع ترکیب منظور این نیست که عدم نیز همانند وجود بخشی از ذات شده است. بلکه منظور این است که وقتی ما وجود کامل را با وجودی که بخشی از کمال را ندارد مقایسه میکنیم متوجه میشویم که نقصانی در این وجود دوم وجود دارد. حال از این نقص ممکن است تعبیر رسائی نداشته باشیم. در اصل مسئله مهم نیست بلکه مهم این است که بخشی از کمال را ندارد و برای برطرف کردن این نقص نیازمند میشود.
    شما اگر از این استدلال رضایت ندارید میتوانید از مقدمه 3 نوع دیگری استدلال اقامه کنید:
    م3. چنین ذاتی به برطرف کردن نقص خود نیاز دارد.
    م4. خودش نمیتواند نیاز خودش را برطرف کند. چرا که معطی شیء نمیتواند فاقد آن باشد.بنابراین
    م5. نیاز به موجود دیگری دارد تا این نیازش را برطرف کند.
    و این خلف فرض وجوب وجود و عدم نیازمندی ذات اوست.

    چرا واجب الوجود، واجب الوجود است؟

  20. صلوات


صفحه 1 از 5 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع رو مطالعه کرده اند از ۱۳۹۵/۰۵/۰۴, ۰۷:۰۷ : 2

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود