صفحه 1 از 12 12311 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: شرح نامه امام علی علیه السلام به حارث همدانی

  1. #1
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    اخلاق-فلسفه-عرفان
    نوشته
    3,816
    حضور
    47 روز 14 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    16425

    شرح نامه امام علی علیه السلام به حارث همدانی




    آغاز نامه امام علی علیه السلام به حارث همدانی
    سپاس و حمد خدای متعال را که چنین توفیقی نصیب فرمود تا بتوانیم پیرامون کلام
    سید الموحدین، امام المتقین، قائد غرّ المحجلین ، یعسوب الدین، ابلغ البلغاء، امیرالمومنین علیه الصلوة والسلام
    مطالبی را به سمع مبارک برسانیم، هر چند رمز و راز کلام علی علیه السلام برای چون حقیر بی بضاعتی کشف نشده است که منتقل به عزیزان گردد؛ اما:
    ما لا یدرک کُلُّه لا یترک کلُّه.
    آب دریا را اگر نتوان کشید / پس به قدر تشنگی باید چشید
    بنابراین باید از اقیانوس زلال کلام امیر علیه الصلوة والسلام استفاده کنیم ولو به قدر نمی از یم بهره ای و حاصلی داشته باشیم. آنچه انتخاب شد نامه ای است که در نهج البلاغه صبحی صالح و در ترجمه فیض الاسلام نامه شصت و نه از مجموعه نامه های نهج البلاغه امیرالمومنین علیه الصلوة و السلام است.
    عنوان نامه این است: «مِن کتابٍ لَهُ علیه السلام» مانند بقیه نامه ها، به که؟
    همیشه در عنوان مشخص می شود که امام علیه السلام نامه را به که نوشته اند:
    نویسنده کسی است که که به معارف الهیه احاطه کامل دارد.
    نامه را کسی می نویسد که عقل کل وجود و متعلم اول در مکتب و محضر وجود مبارک نبی مکرم است لذا خلاصه و فشرده معالم تمام انبیاء الهی در سینه او جای دارد و چنین کسی هنگامی که دست بر قلم می برد می داند که نوشتن غیر از گفتن است. سخنی که انسان می گوید ممکن است به مرور از بین برود اما نوشته سند است. انسان هنگامی که کتابی می نویسد به عنوان یک سند تاریخی باقی می ماند و حتی در بعضی از موارد در نهج البلاغه می بینیم حضرت تصریح می کنند که ما این نامه را نوشتیم و این توصیه ها را به حاضرین کردیم، «وَ مَن بَلَغَهُ کتابی هذا» و آنهایی که در طول تاریخ و در طی زمان نوشته ما به آنان خواهد رسید و برای آنها حجت است. کسی چون امیرالمومنین علیه السلام با چنین علم و اطلاعی دست به قلم می برد، پس زمان و مکان خاص مراد نظر امیرالمومنین علیه السلام نیست. این نامه ای به تمام ابناء و فرزندان تاریخ در تمام ادوار بشری است. نامه ای که تمام مسلمین و شیعیان را از لسان و خامه مبارک حضرتش مخاطب قرار خواهد داد.


  2. صلوات ها 13


  3.  

  4. #2
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    اخلاق-فلسفه-عرفان
    نوشته
    3,816
    حضور
    47 روز 14 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    16425



    معرفی حارث همدانی:

    از جهت آشنایی با مخاطب نامه که به هر حال سبب شده چنین خیری عاید ما گردد، یعنی حارث همدانی چند جمله ای را در معرفی او عرض می نمایم.

    این آقا از شخصیت هایی است که وقتی
    رجالیون او را معرفی می کنند می گویند: «ابو زهیر عبدالله بن الاعور الحارث الهمدانی»[1]، به دنبال کلمه الهمدانی، الکوفی هم هست، یعنی محل دوم ایشان بعدالهمدان، کوفه بوده است. مثلا کسی مانند ابن داوود که از بزرگان فن است از این بزرگوار تعبیری این گونه دارد که او: «من افقه الناس»[2]، او از فقیه ترین مردمان روزگار بوده است.

    بعضی از رجالیون دیگر مانند شیخ بهایی از حارث چنین تعبیری دارد:
    «انه من خواص مولانا امیرالمومنین علیه الصلوة والسلام »[3]؛
    او از کسانی بوده است (مانند کمیل )که به امیرالمومنین علیه السلام بسیار نزدیک و مورد توجه حضرتش بوده است. گاه تعبیر دارند:
    «انّه من اولیائه علیه السلام»ایشان از موالیان نزدیک حضرت امیر بوده است. مرد پخته کاملی که چنین در محضر استاد خود امیرالمومنین علیه السلام تربیت می شود؛ این جا مخاطب نامه است.

    پی نوشت:
    [1].رجال الکشی، ص81
    [2].تنقیح المقال، 245/1
    [3].همان مأخذ


  5. صلوات ها 12


  6. #3
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    اخلاق-فلسفه-عرفان
    نوشته
    3,816
    حضور
    47 روز 14 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    16425



    حدیث اول از حارث همدانی:

    «قَالَ‏ أَتَيْتُ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ ع ذَاتَ‏ يَوْمٍ‏ نِصْفَ‏ النَّهَارِ فَقَالَ مَا جَاءَ بِكَ قُلْتُ حُبُّكَ وَ اللَّه‏»


    حارث نقل می کند بر امیرالمومنین علیه السلام وارد شدم، اما کی؟وسط روز: «نصف النهار» گرمی حجاز یا عراق با 45 یا 50 درجه گرما. حضرت فرمودند: در این فضا ، در این شرایط چه عاملی موجب شد که آمدی؟ یا حاجتی و خواسته ای داری؟
    پاسخ دادم به خدا قسم هیچ انگیزه ای در آمدن ندارم ؛ نه برای درهمی و نه دیناری آمده ام و نه جاهی و نه مقامی.
    ما بدین در نه پی حشمت و جاه آمده ایم / از بد حادثه این جا به پناه آمده ایم[1]


    پی نوشت:
    [1].حافظ




    ویرایش توسط سمیع : ۱۳۹۵/۰۲/۰۲ در ساعت ۰۰:۱۲

  7. صلوات ها 13


  8. #4
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    اخلاق-فلسفه-عرفان
    نوشته
    3,816
    حضور
    47 روز 14 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    16425




    «حبک والله» محبت شما من را کشید. این جذبه ولایت تو و عشق به وجود مبارک تو باعث شد که من این وقت روز عاشق دیدار تو شدم، از خانه آمدم تا رخسار ملکوتی تو را ببینم. محبت تو انگیزه ای شد در درون من که مرا به سوی تو آورد. تا که این جمله را بازگو کرد. حضرت این طور پاسخ دادند:
    «َ إِنْ‏ كُنْتَ‏ صَادِ
    قاً لَتَرَانِي فِي ثَلَاثِ مَوَاطِن‏»
    حال که انگیزه آمدن تو به سوی من در این زمان و این شرایط جوی و هوا عشق به من و محبت درونی تو است بدان من نیز در سه موضع حساس به دیدار تو خواهم آمد:
    «َ حَيْثُ تَبْلُغُ نَفْسُكَ هَذِهِ وَ أَوْمَأَ بِيَدِهِ إِلَى حَنْجَرَتِهِ وَ عِنْدَ الصِّرَاطِ وَ عِنْدَ الْحَوْضِ.»[1]

    حضرت فرمودند: آن سه جا را برای تو بازگو می کنم:

    1-آن مقام و زمانی که نفس تو به این جا می رسد. آن گاه امام علیه السلام به حنجر خود اشاره کردند، یعنی زمانی که جانت به لب می رسد و می خواهی جان بدهی ، یعنی لحظه مرگ و جان دادن.

    2-«عندالصراط» و در صراط آن زمانی که انسان ها به مقتضای اعمالشان در زندگی باید از صراط بگذرند.

    3-«عند الحوض» و در آن زمانی که انسان ها وارد بر حوض کوثر خواهند شد، جمعی رانده و جمعی پذیرفته می شوند.

    حارث تو امروز به دیدار ما آمدی ؛ اما ما در این سه موضع به دیدارت می آییم و تو ما را خواهی دید. این بشارتی است که امیرالمومنین علیه السلام به این شیعه خالص خودشان و به این شاگرد مکتبشان می دهند که اگر تو جذبه محبت داری ، اگر حب در سینه داری، و اگر محبت باعث کشش تو به ما خاندان است ما هم این گونه پاسخ تو را می دهیم.

    پی نوشت:
    [1].
    شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج6، ص33


  9. صلوات ها 11


  10. #5
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    اخلاق-فلسفه-عرفان
    نوشته
    3,816
    حضور
    47 روز 14 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    16425



    حدیث دوم و شعر سید حِمیَری

    اجازه دهید برای تکمیل سخن قبل از ورود به بحث و شرح نامه شریفه حضرت این جمله و حدیث دیگر را هم بگویم.

    این حدیث موجب شهرت بیشتر حارث همدانی شد. خود حدیث دارای کیفیتی جالب است، مضافا به این که یکی از بلغا و ادبا و از شخصیت های ادبی و شیعی معاصر با حضرت صادق علیه السلام در قرن دوم به نام «ابوعبدالله السید الحمیری» که از شاعران و مدح کننده اهل بیت است این حدیث را تضمیین کرد، یعنی این حدیث را در قالب شعر درآورد و این شعر موجب شهرت بیشتر حارث همدانی شد.
    این شعر را نوعاً اهل فضل حفظ هستندیا حداقل همان یک بیت معروفش را حفظ هستند.

    به کلمه حارث توجه دارید، در ادبیات خوانده ایم گاه ما منادا را ترخیم می کنیم، می شود منادای مرخم ، یعنی حرف آخر اسم را می اندازیم. مثلا مالک را می خواهید صدا بزنید.«یا مالکُ» باید بگویید.بعد می توانید «کاف» حرف آخر را بیاندازید، حال این جا در اعراب آن مخیرید. می توانید اعراب حرف باقیمانده آخر را بگویید. «یا مالِ» و هم می توانید اعراب آخر حقیقی کلمه را بگویید: «یا مالُ»
    حرف «را»در کلمه حارث مکسور است، زیرا اسم فاعل است از حرث می آید. لذا می توان در منادای مرخم «یا حارُ » گفت. سید حمیری شعر را این طور آغاز کرد.بیتی در اول دارد که آن را اکثراً در آخر گفته اند.

    قولُ علی لِحارث عجَبُ کَم / ثم اعجو به له جملاً
    یا حارُ همدان مَن یَمُت یَرنی / من مومن او منافق قُبُلا
    یعرفُنی طَرفُهُ وَ اعرفُهُ / بعینه واسمه و ما عملا

    این شعر خلاصه و فشرده دو سه حدیث را در بر دارد که سید حمیری در این شعر پیاده کرده است.


  11. صلوات ها 10


  12. #6
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    اخلاق-فلسفه-عرفان
    نوشته
    3,816
    حضور
    47 روز 14 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    16425



    «قولُ علی لِحارث عجَبُ». اشاره به همان حدیث است که «یا حارث همدان مَن یَمُت یَرَنی» ای حارث همدانی هر کسی که بمیرد من را می بیند.
    مرگ موجب می شود که حجاب ها برداشته شود و چهره حقیقی و واقعی من را خواهند دید و عظمت و جلالت مرا که در دنیا نتوانستند ببینند پس از مرگ خواهند دید
    .
    «مِن مومن أو منافقٍ»
    چه مومن باشد چه منافق ، من را مقابل خود می بیند و شخصیت من را حس می کند.
    او با چشمش مرا می شناسدو من او را با تمام وجودش و اسم و عملکردش می شناسم.



  13. صلوات ها 9


  14. #7
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    اخلاق-فلسفه-عرفان
    نوشته
    3,816
    حضور
    47 روز 14 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    16425



    و انت عند الصراطِ معترضی / فَلا تَخَف عثرةً و لا زَلَلا
    حارث سعی کن خودت را در صراط به من برسانی. آن جا مقام سنگینی است، هول دارد. گاهی دیده اید در مناجات های سیدالساجدین، آن آه و ناله هایی که از وحشت صراط در دعای ابوحمزه ثمالی دارد حضرت یک جا می فرمایند: ذُلُّ مَوقفی
    خدای من، سید من، چه کنم با ذلتی که در مواقف قیامت خواهم داشت؟
    خودت را در صراط به من برسان. اگر چنین شد آن جا از لغزش و از خطا دیگر ترسی نخواهی داشت.

    اقولُ للنّار حین تُوقَفُ / للعرضِ ذریه لا تقربی الرَّجلا
    آن گاه هنگامی که تو مقابل آتش بایستی من به آتش خطاب می کنم که این مرد را نگیرد این مرد از ماست.
    ذریه لا تَقربیه انَّ لَهُ / حبلاً بِحَبلِ الوصّی مُتَّصلا[1]
    او را نگیر و رها کن که او حبل و ریسمانی دارد متصل به ریسمان وصی رسول خدا و به تعبیر ما او از ماست.
    ای که گفتی فمن یمت یرنی / جان فدای کلام دلجویت
    کاش روزی هزار مرتبه من / مُردمی تا بدیدمی رویت


    پی نوشت:
    [1].البحار، ج6، ص 180


  15. صلوات ها 12


  16. #8
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    اخلاق-فلسفه-عرفان
    نوشته
    3,816
    حضور
    47 روز 14 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    16425



    تا این جا خدمت عزیزان در معرفی اجمال حارث همدانی و شخصیت او مطالبی و روایاتی را عرض کردیم. در آغاز سخن قبل از شروع به شرح و ترجمه نامه این نکته باز قابل ذکر است که یقینا این ابتدای نامه امیرالمومنین علیه السلام نیست. این را به قرینه لازم می دانیم که شخصیتی چون سیدالموحدین امیرالمومنین علیه السلام وقتی سخن را آغاز می کند می داند که همه از او تعلیم می گیرند، لذا امام علیه السلام سخن را بدون بسم الله الرحمن الرحیم و بدون حمد و ثنا و بدون صلوة و سلام بر پیغمبر مکرم اسلام شروع نمی کند. یقینا این نامه حضرت ابتدا خطبه ای دارد که مرحوم سید رضی علیه الرحمة و الرضوان شخصیت بزرگواری که نهج البلاغه را به این کیفیت جمع آوری و گردآوری کرد بنا نداشته است این مقدمات و حمد و ثنا را بنویسد، ایشان به جهت پرهیز از اطاله کلام مقدمات را حذف نموده و اساساً سید رضی اهتمام به گردآوری آثار بلاغی علی علیه السلام داشته است، لذا می بینیم نامه های نهج البلاغه همواره از غرض اصلی نامه شروع می شود اما توجه داشته باشید که تمام این ها حمد و ثنا و تحیت و سلام دارد.

  17. صلوات ها 11


  18. #9
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    اخلاق-فلسفه-عرفان
    نوشته
    3,816
    حضور
    47 روز 14 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    16425



    آغاز نامه امام علیه السلام:

    حضرت چنین آغاز می کند:
    «وَ تَمَسَّكْ‏ بِحَبْلِ‏ الْقُرْآن‏»

    اول روشن باشد که این نامه از نظر جامعیت بعد از نامه ای است که امام علیه السلام به فرزند گرانقدرشان حضرت مجتبی علیه السلام نوشتند.(نامه سی و یکم نهج البلاغه) ،
    بعد از آن نامه می توان گفت این نامه جامعترین نامه اخلاقی نهج البلاغه است، یعنی مجموعه نامه حاوی یک سری نصایح و محاسن اخلاقی است که امام علی علیه السلام به حارث و حارث های زمان توصیه می کند و تذکر و تعلیم می دهد و در مجموع وقتی که تمام این ها را از ابتدا تا انتها نگاه کنید و بشمارید سی مساله است یعنی حضرت در مجموع سی دستور به حارث داده اند.
    ان شاء الله این دستورها را یک یک مرور و بررسی می کنیم، امید است در اینها دقت و تدبری بیشتر شود تا ان شاءالله بتوانیم در مقام عمل به آنچه مولایمان امیرالمومنین علیه السلام خواسته است متخلق باشیم.


  19. صلوات ها 10


  20. #10
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    اخلاق-فلسفه-عرفان
    نوشته
    3,816
    حضور
    47 روز 14 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    16425



    تمسک به قرآن تنها راه نجات

    تعریف واژه تمسک

    پس از ذکر تمام این مقدمات امام علیه السلام چنین آغاز فرمود:
    «وَ تَمَسَّكْ‏ بِحَبْلِ‏ الْقُرْآن‏» کلمه تمسک را اگر ترجمه روان فارسی کنیم، یعنی: چنگ در زن. دقیقترین ترجمه فارسی این کلمه می شود: چنگ در زن.«بحبل القرآن» به ریسمان قرآن. این ترجمه ظاهری.

    اما کلمه تمسک به اصطلاح ادبی از باب تفعل است که از مَسَک می آید. فعل مَسَک گاه به باب افعال رفته ، گاه به تفعل و گاه به استفعال. گاهی مَسَک را به باب افعال برده اند که امساک شده است.

    امساک در لغت به معنای آن است که انسان بخواهد چیزی را نگهداری کند. وقتی کسی چیزی را نگه می دارد به او مُمسِک می گویند خود مَسَک نگهداشتن و حفظ است. امساک یعنی این که ما نگاهدارنده باشیم و ممسک یعنی آن که چیزی را نگه می دارد.


  21. صلوات ها 10


صفحه 1 از 12 12311 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود