صفحه 1 از 7 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: خدا باوری در مقابل خدا ناباوری

  1. #1

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۳
    علاقه
    مطالعه و تحقیق , موسیقی آرامش بخش, مناظر زمستانی, ترنم باران
    نوشته
    187
    حضور
    14 روز 12 ساعت 43 دقیقه
    دریافت
    16
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    354

    اشاره خدا باوری در مقابل خدا ناباوری




    با سلام
    فلاسفه ای که خدا رو قبول ندارن معتقدن که رفتار های اخلاق مدارانه مانند خوش رفتاری , قروتنی ,محبت و احترام به والدین و دوری از رذایل اخلاقی مثل دروغ ,غیبت, و قتل اگر به خاطر رضای خدا باشد ارزشی ندارد و فقط یه اطلاعت کورکورانه هست.

    رفتار و اعتقاد یک فرد خدا باور که بخاطر رضای خدای خودش و یا ترس از خدا کار خوب انجام بده و کار بد رو انجام نده ارزشمند تره یا یک فرد خدا ناباور که بدون اینکه خدا رو در نظر بگیره بدونه که کار خوب رو بهتره انجام بده و کار بد مثل قتل و جنایت رو رو انجام نده؟

    ویرایش توسط سیده راضیه : ۱۳۹۵/۰۲/۳۱ در ساعت ۱۳:۰۰


  2. صلوات ها 3


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,515
    حضور
    174 روز 17 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58293



    با نام و یاد دوست







    خدا باوری در مقابل خدا ناباوری








    کارشناس بحث: استاد صدیق

  5. صلوات ها 3


  6. #3

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعه و تفکر
    نوشته
    5,130
    حضور
    59 روز 21 ساعت 18 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    15170



    باسلام خدمت تمام کاربران محترم انجمن و شما پرسشگر محترم

    در مطلبی که ارسال شد، چندین ادعا وجود دارد. این ادعاها عبارتند از:

    ۱. کار اخلاقی اگر به خاطر رضای خدا باشد ارزش ندارد.
    ۲. این نحوه انجام کار، اطاعت کورکورانه است.
    ۳. خداناباور که بدون در نظر گرفتن رضای خداوند کار خوب را انجام میدهد.
    ۴. این نحوه انجام کار ارزشمندتر است از کاری که دیندار به خاطر رضای خدا انجام میدهد.

    در ادامه به تک تک این مطالب اشاره شده و اشکالات آنها بیان میشود.

    خدا باوری در مقابل خدا ناباوری

  7. صلوات ها 3


  8. #4

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعه و تفکر
    نوشته
    5,130
    حضور
    59 روز 21 ساعت 18 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    15170



    مهمترین مشکلاتی که این ادعاها دارد عبارتند از:

    اول. عدم ارائه ملاک ارزش گذاری. در این مطلب، دو مرتبه ارزش گذاری صورت گرفته است که در ادعاهای شماره ۱ و ۴ آمده است.(البته ادعای ۴ به صورت استفهامی بیان شده که با توجه به فضای بحث و سوال، سوال حقیقی نیست بلکه در حقیقت خبری است نه انشایی و سوالی)
    حال اینکه هیچ ملاک و مبنایی برای این ارزش گذاری ارائه نشده است. بر اساس کدام ملاک و مرام در فلسفه اخلاق چنین داوری هایی صورت گرفته است؟ پاسخی وجود ندارد.

    دوم. عدم ارائه دلیل برای ادعاها. مشکل دیگری که در این مطلب وجود دارد این است که ادعاهایی دارد که هیچ دلیلی برای آن ارائه نشده است. ادعای ۲ و ۳ از مواردی است که هیچ دلیلی برای آن ارائه نشده است.

    سوم. اشتباه در ملازمه بین قصد رضای خدا و انجام کورکورانه عمل. در ادعای شماره ۲ ادعا شده است که انجام کاری که به قصد رضای خداوند باشد، اطاعت کورکورانه است.
    حال آنکه فردی که کاری را به قصد رضای خداوند(یا به تعبیر بهتر به قصد قربت) انجام میدهد،‌ کاملا ممکن است این کارش را با دید باز و با بصیرت کامل انجام داده باشد. بداند که نیکی به والدین خوب است و آن را انجام بدهد. اما در این محبت و نیکی، قصدش رضای خداوند باشد نه رضایت مردم.


    خدا باوری در مقابل خدا ناباوری

  9. صلوات ها 4


  10. #5

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعه و تفکر
    نوشته
    5,130
    حضور
    59 روز 21 ساعت 18 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    15170



    چهارم. ادعای بدون دلیل و فاقد پشتوانه در مورد اینکه خداناباوران(یا با اندکی مسامحه، حداقل برخی از آنها) کار خود را صرفا به خاطر خود آن عمل انجام میدهند نه هیچ چیز دیگر.
    چه کسی میتواند ادعا کند که در انجام کارهایش هیچ قصد و انگیزه ای ندارد. عدم وجود هدف از انجام کار، از یک عاقل غیر ممکن است.
    این شخص حداکثر میتوانست بگوید که خدانابور(یا حداقل برخی از آنان) کار اخلاقی را صرفا به خاطر اینکه کار اخلاقی است، انجام میدهند.

    اما این ادعا چندین اشکال دیگر دارد:

    اولا: انجام چنین کاری، بر اساس کدام ملاک اخلاقی که در مکاتب اخلاقی فعلی وجود دارد، چنین فعلی دارای ارزش است.
    ثانیا: اثبات چنین ادعایی واقعا بسیار سخت است اگر نگوییم غیر ممکن است. چه کسی میتواند ادعا کند که در انجام کارش هیچ قصدی ندارد جز خود آن کار.
    ثالثا: بر اساس چه ملاکی میخواهیم بگوییم که چنین هدف و قصدی از انجام یک کار اخلاقی، چنین قصدی برتر است از صرفا قصد رضای الهی.


    خدا باوری در مقابل خدا ناباوری

  11. صلوات ها 4


  12. #6

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعه و تفکر
    نوشته
    5,130
    حضور
    59 روز 21 ساعت 18 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    15170



    پنجم. عدم فهم معنای انجام کار به قصد رضای خدا. مشکل مهم دیگری که در این مطلب وجود دارد این است که گوینده آن منظور از قصد رضای خداوند را متوجه نشده است. به همین جهت یکبار آن را با اطاعت کورکورانه خلط میکند و یک بار آنرا کاری دارای ارزش اخلاقی کم معرفی میکند. حال آنکه قصد قربت نه ملازمه با انجام کورکورانه و یا به تعبیری تقلیدی دارد، نه منافاتی با انجام کار با چشم باز و نه منافاتی با انجام کار بدون هیچگونه چشم داشتی(چه دنیوی و چه اخروی) و نه مشخص میکند که انگیزه فرد در ورای این قصد قربت، چیست؟
    توضیح اینکه:
    اولا: انجام به انگیزه رضای خداوند ملازمه ای با انجام آن بدون هیچ فکر و قصد(کورکورانه بودن آن عمل) ندارد.
    ثانیا: این انگیزه، ملازمه ای با داشتن انگیزه ای ورای آن ندارد همانطور که منافاتی نیز با آن ندارد؛ چرا که شرط اولیه قبولی اعمالی که توسط بندگان و خداباوران انجام میشود، آن است که ان عمل با انگیزه رضای الهی و به اصطلاح قصد قربت صورت بگیرد. عملی که به انگیزه خالص رضای الهی نباشد، اصلا مورد قبول نیست و پذیرفته نمیشود. چه عبادت باشد و چه انجام یک کار اخلاقی. بنابراین، عملی که به نیت و انگیزه بزرگ شدن نزد مردم باشد کاملا در نقطه مقابل انجام عمل به انگیزه رضای الهی و قصد قربت است.

    بعد از داشتن انگیزه رضای الهی و قصد قربت، انگیزه ثانوی فرد که در حیطه قصد قربت قرار میگیرد، در چند دسته قرار میگیرد. این دسته بندی نیتهای مومنان را شیخ صدوق به خوبی در مرآة العقول بیان کرده است. این انگیزه ها عبارتند از:
    الف. به شوق رسیدن به بهشت و نعمتهای آن: این شیوه تاجران است.
    ب. از ترس جهنم و عذابهای آن: این شیوه بندگان است.
    ج. به قصد شکر خداوند. این شیوه احرار و آزادگان است. این سه شیوه در حدیث مشهوری از امیرالمونین نقل شده است.
    «إنّ قوما عبدوا اللّه سبحانه رغبة فتلك‏عبادةالتّجّار و قوما عبدوه رهبة فتلك عبادة العبيد و قوما عبدوه شكرا فتلك عبادة الأحرار.» (۱)
    د. به خاطر حیای از خداوند و بر اساس حکم عقل به حسن کارهای خیر و قبح کارهای زشت.
    ه. به خاطر نزدیک شدن به خداوند(چه قرب به حسب درجه و کمال خود فرد و چه به حسب همنشینی معنوی و تذکر)
    و. به این نیت که خداوند را اهل عبادت دیده اند و نه هیچ نیت دیگری. این شیوه صدیقین است.
    ز. به خاطر محبت خداوند که شیوه مقربین و افراد با کرامت است.(۲)

    بر اساس این توضیحات، مشخص میشود که تصویری که از رضای الهی در سوال مطرح شد، تا چه حدی از آنچه در روایات به آن اشاره شده است و دینداران قبول دارند و بر اساس آن عمل میکنند
    دور است.

    ـــــــــــــــــــــــــ ـ
    ۱.
    ر.ک غرر الحکم، ص239، نرم افزار جامع الاحادیث 3.5
    ۲.
    مرآه العقول، ج8، ص99- 102، ن.ا. جامع الاحادیث 3.5

    خدا باوری در مقابل خدا ناباوری

  13. صلوات ها 3


  14. #7

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعه و تفکر
    نوشته
    5,130
    حضور
    59 روز 21 ساعت 18 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    15170




    ششم. خلط بین حالت ایده آل و عالم واقع. مشکل مهم دیگری که در این سوال وجود دارد آن است که با قطع نظر از تمامی اشکالاتی که در بخشهای قبل گفته شد، به نفع خداناباوران ادعای بس عجیب و سنگین شده است:
    خداناباور اگر کار اخلاقی انجام میدهد هیچ نیتی از این کارش ندارد.

    این ادعا که در بادی امر خیلی عجیب و مبهم است. اگر خداناباور را شامل تمام کسانی بدانیم که به خدای متعالی ادیان ابراهیمی اعتقاد ندارد، ان وقت برای این جمعیت زیاد، چه کسی میتواند اثبات کند که هیچ انگیزه ای در انجام کارهای اخلاقی خود ندارند. برای کاستن از سنگینی آن، قیدی به آن میزنیم:
    برخیاز خداناباوران، در انجام کارهای اخلاقی خود هیچ نیتی از این کارشان ندارند. این برخی، در صورتی میتواند تا حدودی قابل قبول باشد، حداکثر یک مصداق بیشتر نمیتواند داشته باشد. چرا که انگیزه، یک امر درونی است و تنها خود انسان است که میتواند اطمینان داشته باشد که چه در درونش میگذرد و کسی از احوالات درونی دیگران آگاه نیست. از سوی دیگر، به گفته دیگران نیز نمیتوان اعتماد کرد، چرا که همین ادعاها، میتواند به انگیزه های مختلفی باشد و چه بسا انگیزه های مختلفی ورای این کذب باشد(بگذریم از احتمال اینکه شخص اشتباه کرده باشد و انگیزه های مخفی را شناسایی نکرده باشد)

    باز هم این ادعا نادرست و سطحی است. چه کسی میتواند ادعای که یک فرد عاقل، چه رسد به عده زیادی از انسانها، هیچ قصد و انگیزه ای در انجام کارهایشان ندارند. بنابراین برای اصلاح، یک قید دیگر به آن اضافه میکنیم:
    حداقل یک نفر خداناباوران(که خود گوینده این مطلب و ادعاست)، در انجام کارهای اخلاقی خود، هیچ نیتی به جز خود آن کار و احیانا مطلوب بودن آن ندارند.

    ما هستیم و این گزاره:
    یک نفر از خداناباوران هست که در کارهای اخلاقی خود هیچ قصدی ندارد جز مطلوب بودن خود آن عمل.

    خدا باوری در مقابل خدا ناباوری

  15. صلوات ها 3


  16. #8

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعه و تفکر
    نوشته
    5,130
    حضور
    59 روز 21 ساعت 18 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    15170



    حال بیائیم نگاهی به مقایسه پیش گفته در سوال را با توجه به این تحلیل، نگاهی دوباره داشته باشیم.
    ادعا شد:
    عملی که یک نفر(نه کمتر و نه بیشتر) خداناباور از عمل خداباورانی که به انگیزه رضای خداوند کاری را انجام میدهند برتر است.

    هر کسی به این جمله نگاه کند، واقعا به اوج خیال پردازی و سستی آن پی می برد.
    چرا که
    اولا: مصداق طرف اول این مقایسه یک نفر بیشتر نیست و طرف مقابل میلیونها و میلیاردها انسان است.
    ثانیا: همان یک مصداق هم معلوم نیست وجود داشته باشد و خود فرد برفرض عدم دروغ، کاملا متوجه انگیزه های پنهان خود نشده باشد.
    ثالثا: این جمله وجملاتی از این دست، در صورتی به درد خواهد خورد که فایده آن در اجتماع مشخص شود و بتوان برای پیشرفت اخلاق فردی و اجتماعی(ولو اخلاق انسانهای غیردیندار) از آن استفاده کرد. حال انکه چنین ادعایی از فرض و احتمال بالاتر نمیرود و تحقق ان حتی در یک مصداق هم معلوم نیست. بنابراین چگونه میتوان به انسانهایی که در دهکده جهانی کنونی زندگی میکنند و دنیاطلبی روز به روز آنان را بیشتر در آنان رسوخ میکند چنین ملاکی را ارائه داد و گفت: کاری اخلاقی است که هیچ انگیزه ای ورای آن نباشد جز اینکه آن کار اخلاقی است.
    رابعا: همانطور که در بخشهای قبل گفته شد، انگیزه های ثانوی که یک مومن و دیندار از انجام کارهای اخلاقی خود میتواند داشته باشد، متعدد است و برخی از مومنان هیچ هدف و انگیزه ای از انجام کارهای خود ندارند، حتی نزدیکی به خداوند نیز هدف آنان نیست. ایشان اگر به خلق کمک میکنند صرفا به این جهت است که این کار را عبادت میدانند و از انجام عبادت هیچ هدفی ندارند و عبادت کردنشان صرفا به این خاطر است که خداوند را لایق عبادت یافته اند.(۳)
    در این صورت، چه کسی میتواند ادعا کند که چنین شخصی از کسی که کار اخلاقی را صرفا به خاطر خود عمل انجام میدهد برتر است.
    بر اساس چه ملاک برون دینی و عقلانی میتوان یکی را برتر از دیگری دانست. به همه این نکات، این نکته مهم نیز باید اضافه شود که ادیان الهی چه پشتوانه عظیم و غیر قابل انکاری برای انجام کارهای اخلاقی هستند.


    ـــــــــــــــــــــــــ ــ
    ۳. أصول الكافي / ترجمه مصطفوى، ج‏3، ص: 135
    خدا باوری در مقابل خدا ناباوری

  17. صلوات ها 3


  18. #9

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۴
    علاقه
    برنامه نویسی-انیمیشن-سینما-فیزیک-فلسفه...
    نوشته
    1,031
    حضور
    191 روز 8 ساعت 57 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1225



    سلام
    نقل قول نوشته اصلی توسط صدیق نمایش پست ها
    ۱. کار اخلاقی اگر به خاطر رضای خدا باشد ارزش ندارد.
    فکر کنم منظور استاتر.از رضای خدا، ترس از عقوبت و عذابیست که ممکنه از جانب خدا داده بشه....که در این حالت خاص، به نظرم انجام کار خیر و آدم بودن هیچ ارزشی نداره.پوچی...بی معنا...قربون خدا هم برم، خدا دقیقا دست گزاشته رو این نقطه حساس...تمرکز کرده روی ترس و طمع بندگانش.بنده هاشو از آتش جهم می هراسونه و وعده حوری می ده...یک زندگی بی معنا و پوچ رو تشویق و تبلیغ می کنه
    پست های بعد از تو، سوء تفاهم بود!

  19. #10

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعه و تفکر
    نوشته
    5,130
    حضور
    59 روز 21 ساعت 18 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    15170



    نقل قول نوشته اصلی توسط پارسا مهر نمایش پست ها
    فکر کنم منظور استاتر.از رضای خدا، ترس از عقوبت و عذابیست که ممکنه از جانب خدا داده بشه....که در این حالت خاص، به نظرم انجام کار خیر و آدم بودن هیچ ارزشی نداره.پوچی...بی معنا...قربون خدا هم برم، خدا دقیقا دست گزاشته رو این نقطه حساس...تمرکز کرده روی ترس و طمع بندگانش.بنده هاشو از آتش جهم می هراسونه و وعده حوری می ده...یک زندگی بی معنا و پوچ رو تشویق و تبلیغ می کنه
    باسلام
    اولا: سوالی که مطرح شد مطلق بود و اختصاصی به این حالت نداشت.
    ثانیا: حتی اگر این فرض هم باشد باز هم اشکالات بالا به غیر از اشکال پنجم بر آن نیز وارد است.
    ثالثا: بیان شما نیز یک اشکال مختص به خود دارد و آن عبارت است از پوچ نامیدن زندگی اخروی حتی اگر در آن فقط آتش یا بهشت باشه. شما هیچ توضیحی برای پوچ بودن این زندگی ارائه نکردید و نگفتید چرا چنین زندگی ای پوچ است.

    خدا باوری در مقابل خدا ناباوری

  20. صلوات


صفحه 1 از 7 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود