صفحه 1 از 5 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: دستت را به من بده! می خواهم تو را به قعر جهنم ببرم! دستت را ندهی دلم می شکند!

  1. #1
    زینبیون آنلاین نیست. همکار اجرایی بخش مدیریت و نرم افزار
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۹۴
    علاقه
    اللهم ارزقنا توفیق الشهادة فی سبیلکــــ
    نوشته
    754
    حضور
    42 روز 10 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    22
    صلوات
    2977

    اشاره دستت را به من بده! می خواهم تو را به قعر جهنم ببرم! دستت را ندهی دلم می شکند!





    دستت را به من بده!! می خواهم تو را به قعر جهنم ببرم!! دستت را ندهی دلم می شکند!!

    آری
    آن نامحرمی که از فامیل و اقوام است وقتی به سمتتان (سمتمان) دست دراز می کند برای مصافحه(دست دادن)
    دقیقا دارد همین جمله را می گوید

    آیا دست دادن با نامحرم حرمت شرعی ندارد؟
    این چه توجیهی است که می خواهیم دلشان نشکند؟!
    خب بشکند!
    پس دل امام زمان عج چه؟
    آیا به ناراحتی امام زمان نباید فکر کنیم؟


    ویرایش توسط سیده راضیه : ۱۳۹۵/۰۳/۳۱ در ساعت ۱۵:۳۰

    حضرت امیر علیه السلام:
    شرم از خداوند بسیاری از گناهان را پاک می کند
    غررالحکم و دررالکلم ،ح 1548


    دستت را به من بده! می خواهم تو را به قعر جهنم ببرم! دستت را ندهی دلم می شکند!
    کانال حفظ قرآن + مشاوره رایگان حفظ ( کلیک)







  2. صلوات ها 17


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,515
    حضور
    174 روز 16 ساعت 45 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58288



    با نام و یاد دوست







    دستت را به من بده! می خواهم تو را به قعر جهنم ببرم! دستت را ندهی دلم می شکند!








    کارشناس بحث: استاد حامی

  5. صلوات ها 11


  6. #3

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    20,860
    حضور
    212 روز 23 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    245
    آپلود
    8
    گالری
    585
    صلوات
    151460





    سلام و عرض ادب و احترام بي رحمانه خدمت شما خوانندگان اين تاپيك
    بنده خدايي مجرد بود مي گفت: خيلي دلم بچه مي خواد.
    دوستمون خنديد و گفت:‌مي دونم دردتو دلالت التزامي است لازم بين به معنا الاخص.
    مادرو بچه لازم و ملزوم هم هستند يعني تو روت نميشه بگي خيلي دلم مي خواد ازدواج كنم از اون راه وارد ميشي.
    برخي روشون نميشه بگويد هوس كردم به نامحرم دست بدهم مي گويند براي اين كه دلش را نشكنم اين كار را مي كنم.
    برخي هم در گير رسوم ريشه دار و عادات هستند. از سويي هم باورهاي ديني قوي ندارند.
    برخي بين دينداري و هوس يا فرهنگ خاص در تعارض هستند گاهي ممكن است به سمت دين غش كنند و گاهي به سمت هوس و فرهنگشان.

    ولي
    اجازه دهيد كمي آهسته تر برويم
    تصور كنيد فردي را كه تو كوچه ها بازي مي كرده چند همبازي كه اخلاق خوبي داشته اند پيدا كرده است. اين كودكان وقتي سراغ دوستان براي بازي مي رفتند خواهر بزرگترش مي امدند و دست مي دادند و حال و احوال مي كرده اند
    به تدريج بچه بزرگ شدند و اين ارتباط راحت شكل گرفته است
    از سويي باورهاي ديني قوي نيست ولي رابطه عاطفي قوي است مي ترسد كه دست ندهد خواهر دوستش ناراحت شود.

    گاهي افراد واقعا قصدشان گناه نيست مي مانند چه كنند. و بايد با مشورت دنبال راهكاري بگردند
    يكي از دوستان طلبه شمالي مي گفت: در روستاي ما رسم بود ما با زنان و دختران فاميل و همسايه هنگام سلام و تعارف دست مي داديم وقتي من بعد از سيكل وارد حوزه شدم تصميم گرفتم دست ندهم برخي مي گفتند نبايد بي احترامي كني و برخي تصورشان اين بود كه من گرفتار غرور شده ام و خودم را براي آنها مي گيرم.
    پس دقت كرديد
    دست دادن يا دست ندادن افراد يك رويداد است ولي تفاسير مختلفي مي تواند داشته باشد حتي ممكن است فردي دست ندادنش به خاطر شرع نباشد به خاطر رعايت بهداشت يا تكبر يا وسواس باشد.

    نگاه ديني
    از منظر ديني باورهاي قوي مي تواند رفتارهاي قوي توليد كند. ولي زندگي ديني يك زندگي خشك و بي روح و زمخت نيست. مي توان به كسي دست نداد و عذرخواهي كرد و با احترام دليل را توضح داد. رفتارهاي خوب اسلامي ديگر ذهنيت ها را اصلاح مي كند و فرد رنجيده نخواهد شد.
    اما اگر فردي به هر دليلي متوجه نشود يا نخواهد متوجه شود و انتظار داشته باشد گناه كنيم ما بايد بين رضايت مخلوق و خداوند رضايت خداوند را درنظر بگيريم.

    استاد اخلاق دكتر آقاتهراني
    ايشان مي فرمودند در آمريكا براي دكترا پوستمان كنده شد و بي خوابي زيادي كشيديم هنگام فارغ التحصيل شدن بايد مي رفتيم و مدرك را از دست رئيس دانشگاه مي گرفتم. رئيس دانشگاه خانمي بود كه قبل از دادن مدرك دكترا سالم و تعارف مي كرد و به فارغ التحصيلان دست مي داد.
    با خودم ماندم كه چه كنم برم بايد دست بدهم. دست ندهم احساس توهين مي كند و حتي ممكن است دكتري بنده را لغو كند. نفس راحت طلب در اين شرايط اشكالي ندارد و هزار بهونه و توجيه مي تراشيد. بالاخره تصميم را گرفتم. وقتي من را صدا زدند
    نزد رئيس دانشگاه رفتم با احترام عرض ادب و سلام كردم. به ايشان توضح دادم كه بنده نمي توانم با شما دست بدهم چون مسلمان هستم و اين امر از نگاه اسلامي گناه است. با خودم گفتم فاتحه مدرك خوانده شد. با كمال تعجب ديدم ايشان عذرخواهي كردند و گفتند خيلي خوشحالم كه اين قدر به دين خود پايبند هستند و شما بايد من را ببخشيد كه من از آداب و دستورات ديني دانشجوي بي خبر بودم.
    وقتي با خدا باشيم خدا هم با ما خواهد بود.

    خب
    شاعري گفته بود
    يا زنگي زنگ يا رومي روم
    شاعر ديگري گفته بود
    شتر سواري دولا دولا نميشه
    شاعر سومي گفته بود
    نميشه هم خدارو خواست و هم خرما رو

    شما كه مي خواهيد دست ندهيد ولي مي ترسيد كه دل او بشكند يا بي احترامي شود براي جلب رضاي خدا كه بالاتر است چگونه رفتار مي كنيد؟
    تند و خشن؟
    سهل انگاري و منفعل؟
    مقتدر و با احترام و ادب اسلامي؟

    گفتم مرا غم تو خوشتر ز شادمانی
    گفتا که در ره ما غم نیز شادمان است

  7. صلوات ها 20


  8. #4

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    نوشته
    6,731
    حضور
    109 روز 13 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    20
    آپلود
    4
    گالری
    1583
    صلوات
    37596



    سلام
    بعضی وقتها هم هست به طرف دست نمیدی، طرف با دستش میزنه پشتت!
    من این مورد رو دیدم که ميگم... خب اينجور موارد باید چیکار کرد؟


    نتیجه اش زیباست وقتی این دو را پیوند می زنیم؛


    اینکه فرمودند: زکات زیبایی، پاکدامنی ست

    و اینکه پرداخت زکات دارائیت را افزون می کند

    حالا آنان که زیبایی بیشتر می خواهند، بسم الله




  9. صلوات ها 10


  10. #5

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۲
    نوشته
    882
    حضور
    20 روز 18 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    1
    گالری
    17
    صلوات
    2369



    با سلام. بحثی ندارم، فقط میخوام بگم:

    من برای دست ندادن با نامحرم، امام زمان را شریک خدا نمی کنم. با نامحرم دست نمی دهم، زیرا برخلاف امر و رضایت خداست. هر چند قاعدتاً امام زمان نیز از عمل به دستور خدا خوشحال و از عدم عمل به آن ناراحت می شوند، ولی برای من رضایت خدا مهم است، زیرا در روایت است که رسول خدا به نقل مضمون فرمود که خدا عملی را قبول می کند که فقط برای رضای خودش باشد.

    بعلاوه، کجای اسلام گفته بر مبنای دلشاد شدن و دلشکسته شدن امام زمانتون اعمال دینی رو انجام بدهید؟ کدوم آیه؟ کدوم حدیث؟ کدام عالم بزرگ جهان اسلام؟ من که هرگز از علمای اعلام نشنیده ام که چنین بگویند، بلکه فقط از برخی وعاظ رده چندم شنیده ام که چنین بگویند. حالا اگر واعظی چنین گفت، باید رفت دید کجای اسلام آمده که حجاب به سرت کن تا دل حضرت فاطمه نشکند، و با نامحرم دست نده که دل امام زمان نشکند. کجای اسلام گفته اسلامی عمل کن، زیرا دل شکستن هنر نیست؟!

    از نقدهایی که به پستم می کنید سپاسگذارم، و پیشاپیش از اینکه به نقدهاتون جواب نمی نویسم متأسفم، ولی تقصیر من نیست.

    ما آزموده‌ایم در این شهر بخت خویش, بیرون کشید باید از این ورطه رخت خویش.

  11. صلوات ها 13


  12. #6

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۴
    علاقه
    شعر
    نوشته
    48
    حضور
    6 روز 10 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    598



    سلام بر همه
    موقعیکه تو مرحله بین 20 تا 30 سالگی بودم تو یک مطب مشغول شدم
    شرط کردم اول مدتی کار کنم تا ببینم با محیطش میتونم کنار بیام یا نه و بعد هم اونا که تو مطب بودند و هم من تصمیم قطعی بگیریم
    من و جندتا دختر خانوم اونجا کار می کردیم بیشتر پرسنل دخترای جوون بودند تعداد زیاد نبود اما خوب محیطش بیشتر زنونه بود
    البته دکتر و مهندس و فیزیوتراپ و آبدارچی مرد بودند
    مدتش که گذشت دیدم محیط از جاهای دیگه سالمتره چند سال تو مطب کار کردم با اخلاقایی که درست ضد خودم بود و با ارباب رجوعهای غیر قابل تحمل
    جاهایی می شد که به بعضیا بخاطر برخی شوخیاشون (البته نه بامن) که تو جمع می کردند و یا بعضی کاراشون، یواشکی تذکر و مخالفتم رو نشون میدادم
    دکتر و همه اونا خوب میشناختنم و خیلی احترام می گرفتند حتی با اینکه مذهبی نبودند
    دکتر که منو مثل دختر خودش تکریم می کرد
    یک روز قرار بود دکتر از مسافر بیاد همه منتظر بودند وقتی اومد همه دونه دونه به دکتر دست دادند
    وقتی دکتر بهم رسید خواست دست بده متوجه بود شخص مقیدی هستم گفت به شما که نمی تونم دست بدم دستش رو رو سینه ش گذاشت و به عنوان احترام مقداری تا شد
    تو اون مدتی که اونجا بودم کسی نتونست بهم بی احترامی کنه و یا حرمتم شکسته بشه
    علنا گفتند دکتر خیلی دوستت داره و میگه "خانم....برکت مطب منه"
    هنوز هم که سالها گذشته وقتی می رم یا گاهی زنگ میزنم و با اینکه پرسنل عوض شده اما دکتر بهشون سفارش کرده که هر موقع کار داشتم ممانعت ایجاد نکنند
    شنیدیم گفته میشه طلایی که پاکه/چه منتش به خاکه
    یا گوهر اگر در خلاب افتد همچنان نفیس است و خاکستر اگر به آسمان رود همچنان خسیس(یعنی جواهر اگر در لجنزار بیفته چون اصل و ذاتش پاک هست خاصیت گوهر بودنش رو از دست نمی ده و ارزشمنده و خاکستر که چیزی بی ارزش هست اگر به آسمون هم برسه به ارزشش اضافه نمیشه)

    اینکه شخصی دست دراز میکنه و عکس العمل ما چی هست بستگی به آموخته های دینی و تربیتی خانواده داره
    اگر از اول تربیت درست نباشه خوب خیلی جاها افراد پا رو حقیقت میگذارند و به میل نفسشون -که حالا یا ترس از سرزنش مردمه که بخواد رضایت اونا رو کسب کنه و غیره- عمل می کنند و دیگران رو از خدا بزرگتر می بینند
    این افراد مشکل تربیتی و شخصیت خودشون رو اول باید برطرف کنند و گرنه با هر اتفاقی سریع شیطون بر اونها مسلط میشه
    گاهی خودمون شیطون پروریم و حتی درسش می دیم
    ببخشید متنم طولانی شد
    امیدوارم تو زندگی همه مون خواست خدا بر هر خواستی ترجیح پیدا کنه و جز از خدا از هیچ شخصی واهمه نداشته باشیم
    ممنونم

    ویرایش توسط الانجم الزاهرة : ۱۳۹۵/۰۲/۱۶ در ساعت ۰۰:۳۲
    کاش همه به این عمل می کردیم:
    «کلنا راع و کلنا مسوول» دعوتید:

    تلخي هاي زندگي ام براي شيريني زندگي ات
    اشتباه نکنید من مأیوس نیستم این تاپیک فقط جهت انتقال تجربه است
    زیرا خدای من از رگ گردن به من نزدیکترست که او
    در من منزل دارد


  13. صلوات ها 9


  14. #7

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    20,860
    حضور
    212 روز 23 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    245
    آپلود
    8
    گالری
    585
    صلوات
    151460



    نقل قول نوشته اصلی توسط tazkie نمایش پست ها
    با سلام. بحثی ندارم، فقط میخوام بگم:

    من برای دست ندادن با نامحرم، امام زمان را شریک خدا نمی کنم. با نامحرم دست نمی دهم، زیرا برخلاف امر و رضایت خداست. هر چند قاعدتاً امام زمان نیز از عمل به دستور خدا خوشحال و از عدم عمل به آن ناراحت می شوند، ولی برای من رضایت خدا مهم است، زیرا در روایت است که رسول خدا به نقل مضمون فرمود که خدا عملی را قبول می کند که فقط برای رضای خودش باشد.

    بعلاوه، کجای اسلام گفته بر مبنای دلشاد شدن و دلشکسته شدن امام زمانتون اعمال دینی رو انجام بدهید؟ کدوم آیه؟ کدوم حدیث؟ کدام عالم بزرگ جهان اسلام؟ من که هرگز از علمای اعلام نشنیده ام که چنین بگویند، بلکه فقط از برخی وعاظ رده چندم شنیده ام که چنین بگویند. حالا اگر واعظی چنین گفت، باید رفت دید کجای اسلام آمده که حجاب به سرت کن تا دل حضرت فاطمه نشکند، و با نامحرم دست نده که دل امام زمان نشکند. کجای اسلام گفته اسلامی عمل کن، زیرا دل شکستن هنر نیست؟!

    از نقدهایی که به پستم می کنید سپاسگذارم، و پیشاپیش از اینکه به نقدهاتون جواب نمی نویسم متأسفم، ولی تقصیر من نیست.
    سخن شما از جهتي درسته و از جهتي نه
    رضايت خداوند و رضايت ائمه دوئيت بردار نيست يكي چيز است
    وقتي مردم ديندار در اين امور از رضايت يا سخط ائمه صحبت مي كنيم به خاطر اين است كه ذهن ما عيني دوست و ملموس پسند است وگرنه همان ذهن متوجه است كه ائمه كلامشان نور است رضايت و سخط آنها با رضايت و سخط الهي هماهنگ است.
    بله اگر
    ما فراموش كنيم و يا غلو كنيم و ائمه را جايگزين قرار دهيم البته كه اين كار ايراد دارد

    گفتم مرا غم تو خوشتر ز شادمانی
    گفتا که در ره ما غم نیز شادمان است

  15. صلوات ها 16


  16. #8

  17. صلوات ها 6


  18. #9

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۲
    نوشته
    882
    حضور
    20 روز 18 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    1
    گالری
    17
    صلوات
    2369



    نقل قول نوشته اصلی توسط حامی نمایش پست ها


    سخن شما از جهتي درسته و از جهتي نه
    رضايت خداوند و رضايت ائمه دوئيت بردار نيست يكي چيز است
    وقتي مردم ديندار در اين امور از رضايت يا سخط ائمه صحبت مي كنيم به خاطر اين است كه ذهن ما عيني دوست و ملموس پسند است وگرنه همان ذهن متوجه است كه ائمه كلامشان نور است رضايت و سخط آنها با رضايت و سخط الهي هماهنگ است.
    بله اگر
    ما فراموش كنيم و يا غلو كنيم و ائمه را جايگزين قرار دهيم البته كه اين كار ايراد دارد
    سلام. از آنجا که شما کارشناس هستید، با شما حاضرم بحث کنم.

    اینکه بین رضایت خدا و حجت خدا، عینیت محض وجود دارد یا خیر، راستش من دقیقاً نمی دانم. دوستان بخش فلسفه یا عرفان باید در این مورد نظر بدهند. آیا این مسئله منجر به برداشتن امتحان می شود یا امری طبیعی از نوع فنای فی الله و بقای بالله است؟ من در این مورد نظری نمی دهم.

    ولی به فرض عینیت، آنچه ما بدان مأمور شده ایم، این است که نیتمان برای خدا خالص باشد. آیا جایی سراغ داریم که حضرت علی کاری کرده باشد و گفته باشد خواستم رضایت پیامبر را کسب کنم؟ نیت باید قربت الی الله و رضایت خدا باشد، و این چیزی است که معصومین به ما آموخته اند.

    در مورد معصومین، ما مأمور به اطاعت، معرفت و مودت هستیم، و نه وارد کردن رضایتشان در نیتمان. در همین بُعد اطاعت، آیا یک شیعۀ مطیع، از خودش طرح می سازد یا به روش امامش عمل می کند؟ آیا نباید بنگرد که آیا امامش رضایت احدی غیر از خدا، هر چند آن غیرخدا رسول الله باشد، در نیتش داخل می کند یا امر به این کار می نماید؟ اگر این کاری هست که ائمه کرده اند یا بدان توصیه فرموده اند، خب ما هم انجامش بدهیم، ولی اگر این کاری نبوده که آنها بدان امر یا عمل کرده باشند، من از شما می پرسم که اگر کاری مثبت در جهت کسب کمال بود، آیا معصوم مضایقه می کرد از آموختن آن به ما، تا ما امروز آنرا از تعدادی دوستان غیرمعصوم بشنویم و به کار ببندیم؟؟

    عرض می کنم، شما آیا می توانید یکی از علمای اعلام و تراز اول را نام ببرید که بگوید حجاب و عفاف را به خاطر گل روی حضرت فاطمه یا شاد شدن دل امام زمان، اجرا کنید؟

    بله رنجاندن معصوم هم کار خیلی بدی است، و اگر معصوم از گناه من می رنجد(هر چند سندش را پرسیدیم و عزیزان بخش حدیث، هیچ سند نقلی برای این ادعا ارائه نفرمودند و گفتند که این امر، استنباطی عقلی است) خوب است که من از رنجاندن معصوم هم حذر کنم، ولی آنچه همین معصوم من را بدان مأمور کرده است، توجه به رضایت خداست و نه توجه به رضایت خودش. علمای اعلام هم تا جایی که من دیده ام، همین مدّ نظرشان است. به راستی درست است که ما یک تخمین ذهنی در مورد شکستن دل امام زمان، که از قرار معلوم هیچ مبنای روایی نیز ندارد، وارد نیت خودمان کنیم، در حالی که به آن مأمور نیستیم؟

    حرف من این است.

    ما آزموده‌ایم در این شهر بخت خویش, بیرون کشید باید از این ورطه رخت خویش.

  19. صلوات ها 8


  20. #10

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    نوشته
    20,860
    حضور
    212 روز 23 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    245
    آپلود
    8
    گالری
    585
    صلوات
    151460



    نقل قول نوشته اصلی توسط tazkie نمایش پست ها
    سلام. از آنجا که شما کارشناس هستید، با شما حاضرم بحث کنم.

    اینکه بین رضایت خدا و حجت خدا، عینیت محض وجود دارد یا خیر، راستش من دقیقاً نمی دانم. دوستان بخش فلسفه یا عرفان باید در این مورد نظر بدهند. آیا این مسئله منجر به برداشتن امتحان می شود یا امری طبیعی از نوع فنای فی الله و بقای بالله است؟ من در این مورد نظری نمی دهم.

    ولی به فرض عینیت، آنچه ما بدان مأمور شده ایم، این است که نیتمان برای خدا خالص باشد. آیا جایی سراغ داریم که حضرت علی کاری کرده باشد و گفته باشد خواستم رضایت پیامبر را کسب کنم؟ نیت باید قربت الی الله و رضایت خدا باشد، و این چیزی است که معصومین به ما آموخته اند.

    در مورد معصومین، ما مأمور به اطاعت، معرفت و مودت هستیم، و نه وارد کردن رضایتشان در نیتمان. در همین بُعد اطاعت، آیا یک شیعۀ مطیع، از خودش طرح می سازد یا به روش امامش عمل می کند؟ آیا نباید بنگرد که آیا امامش رضایت احدی غیر از خدا، هر چند آن غیرخدا رسول الله باشد، در نیتش داخل می کند یا امر به این کار می نماید؟ اگر این کاری هست که ائمه کرده اند یا بدان توصیه فرموده اند، خب ما هم انجامش بدهیم، ولی اگر این کاری نبوده که آنها بدان امر یا عمل کرده باشند، من از شما می پرسم که اگر کاری مثبت در جهت کسب کمال بود، آیا معصوم مضایقه می کرد از آموختن آن به ما، تا ما امروز آنرا از تعدادی دوستان غیرمعصوم بشنویم و به کار ببندیم؟؟

    عرض می کنم، شما آیا می توانید یکی از علمای اعلام و تراز اول را نام ببرید که بگوید حجاب و عفاف را به خاطر گل روی حضرت فاطمه یا شاد شدن دل امام زمان، اجرا کنید؟

    بله رنجاندن معصوم هم کار خیلی بدی است، و اگر معصوم از گناه من می رنجد(هر چند سندش را پرسیدیم و عزیزان بخش حدیث، هیچ سند نقلی برای این ادعا ارائه نفرمودند و گفتند که این امر، استنباطی عقلی است) خوب است که من از رنجاندن معصوم هم حذر کنم، ولی آنچه همین معصوم من را بدان مأمور کرده است، توجه به رضایت خداست و نه توجه به رضایت خودش. علمای اعلام هم تا جایی که من دیده ام، همین مدّ نظرشان است. به راستی درست است که ما یک تخمین ذهنی در مورد شکستن دل امام زمان، که از قرار معلوم هیچ مبنای روایی نیز ندارد، وارد نیت خودمان کنیم، در حالی که به آن مأمور نیستیم؟

    حرف من این است.
    سلام
    خب
    بين نگاه مسامحه اي عرفي يا ذوقي عرفاني با دقت فلسفي فرق قائل بشويم. بستگي دارد در چه مقام و از چه منظري بحث كنيم
    فرمايش شما را قبول دارم
    پيامبر فرمودند رضايت فاطمه رضايت من و رضايت من رضايت خداوند است هر كس او را برنجاند من و خذا را رنجانده است. ( اولا و بالذات رضايت الهي و ثانيا و بالعرض رضايت جانشينان ايشان)
    اگر از افراد مؤمني كه اين حرف را مي زنند بپرسيد شما رضايت ائمه را رضايت غايي مي دانيد مي گويند خير
    اين سلسله مراتب در نظام ولايي هم هست وقتي سربازي مي گويد رضايت فرمانده برايم مهم است به معناي اين نيست كه فرمانده موضوعيت دارد.فرمانده لايق، منتصب از سوي امام است و امام جانشين خداوند است.
    از سويي مي توان از باب توسل و شفاعت اين امر را ديد: ائمه واسطه فيض هستند و از اين جهت هم بايد آنها از ما راضي باشند تا وساطت يا شفاعت كنند
    امام صادق فرمودند:
    كونوا لنا زينا و لاتكونوا علينا شينا براي ما زينت باشيد نه مايه ننگ و چون ما به ايشان منتسب هستيم كارمان بايد با دقت بيشتري انجام شود كه براي ايشان بد تمام نشود.
    بنابراين ايرادي ندارد كسي بگويد حجاب را رعايت كن تا امام صادق از شما راضي باشند و زينت ايشان باشيد


    ویرایش توسط حامی : ۱۳۹۵/۰۲/۱۴ در ساعت ۱۷:۱۶
    گفتم مرا غم تو خوشتر ز شادمانی
    گفتا که در ره ما غم نیز شادمان است

  21. صلوات ها 13


صفحه 1 از 5 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع رو مطالعه کرده اند از ۱۳۹۵/۰۲/۱۹, ۰۱:۵۷ : 1

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود