صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: عدم علاقه به همسر

  1. #1

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۴
    نوشته
    8
    حضور
    2 ساعت 56 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    28

    عدم علاقه به همسر




    با سلام
    از انجا که فردی سربزیز بودم .بعد اینکه تحصیلات کارشناسی تموم شد و بعد رفتم سربازی اواخر خدمت خانواده اصرار داشتن که ازدواج کنم
    و من با وجود اینکه هنوز خدمتم تموم نشده بود و اینکه خیلی دوست داشتم تشکیل خانواده بدم قبول کردم
    اما خودم کسی رو مد نظر نداشتم و خانواده دنبال یه دختر خوب میگشتن
    خلاصه یه دختر خانمی رو معرفی کردن و ما هم به خواستگاری رفتیم
    در خواستگاری خود خانم و پدرشون قول و قرار هایی دادن که بعد عقد فهمیدم که همش الکی بوده.

    در جلسه خواستگا ی هیچ تعریف و تمجیدی از خودم نداشتم
    هر سنگی به ذهنم میرسید به جلو پای ایشون می ذاشتم و ایشون با قبول میکردن
    مثلا گفتم الان سربازم معلوم نیست که بعد‌خدمت کاری مناسب داشته باشم و شاید واسه کار به هر نقطه از مملکت برای کار بروم و ایشون هم قبول کردن و گفتن تو چادر و هرجا بری باهات میام

    ضمنا ما تو کتب دینی خونده بودیم که اگر به خاطر زیبایی یا مال با کسی ازدواج کند خدا به همون واگذلره اما اگر بخاطر دین با کسی ازدواج کنی هم زیبایی و هم مال میده و...
    و کلا دین و ایمان طرف مقابل برایم اهمیت داشت
    و چون فک میکردم خاتواده مذهبی هستن قبول کردم
    البته قبل از ازدواج
    کلا حرفهایی تو خواستگاری زده شد که احساس کردم که همون کسی هست که میخوام.البته اولین جا بود که به خواستگاری رفته بودم
    و وصلت انجام شد.اما بعد عقد و وارد زندگیشون شدم ذیدم نه همش قبل عقد با بعد عقد ۱۸۰درجه فرق دارن
    ضمنا این خانوم تو خواستکاری نشون میداد که خیلی بهم علاقه داره ضمن اینکه تو خواستگاری نظرشون رو پرسیدم
    اما چند ماه بعد عقد خانومم گفت که از ترس پدرم باهات ازدواج کردم و ازت بیذارم چون پدر و مادرم ازت خوششون میومد باهات ازدواج کردم و..
    اما خیلی تلاش کردم که چتین حسی بهم نداشته باشه و واسه اینکه ایشون بخاطر خانواده اش ازدواج کرده بود اما باز با هم بودیم
    خلاصه تو یه شهرستان دیگه کار پیدا شد برایم
    الان چند ساله تو عقد هستیم بنا به دلایلی دوران عقد طول کشید .مثلا یکی از فامیلشون فوت کرده بود یه سال واسه ایشون صبر کردن و...
    واسه اینکه بریم سر خونه زندگی مون خانواده رفته بودن واسه صحبت
    البته قبل گفتم تو شهرستان مجاور محل سکونت همسرم کار داشتم
    ایشون و پدرشون گفته بودن به خانواده که من تعهد کتبی دلدم که بروم تو شهر محل سکونت خانواده همسرم زندگی کنم.
    خلاصه به مشاجره کشیده و رفته دادگاه واسه مهریه و نفقه
    منم هنوز تازه وارد بازار کار شدم و چنین پول و مهریه ای رو ندارم بدم

  2. صلوات ها 8


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,548
    حضور
    175 روز 11 ساعت 16 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58344



    با نام و یاد دوست







    عدم علاقه به همسر








    کارشناس بحث: استاد امین

  5. صلوات ها 4


  6. #3

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۳
    علاقه
    روانشناسی؛ قرآن ؛فلسفه؛ کلام
    نوشته
    893
    حضور
    31 روز 13 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    52
    آپلود
    2
    گالری
    0
    صلوات
    4654



    سلام

    این گفته های مختصر برای دادن راهکاری که مشکل شما را حل کند کافی نیست. از آنچه که در اینجا گفتید می شود اینطور برداشت کرد که مسائل و مشکلات متعددی بین شما و همسرتان وجود دارد که هر چند ممکن است کوچک و قابل حل باشد، اما چون همه آنها روی هم انباشه شده، هم شما و هم همسرتان مشکلاتتان را مثل کوهی می بینید که از میان برداشتن آن غیر ممکن است و همین باعث شده که بگویید هیچ علاقه ای به همسرتان ندارید. حتی گفته ایشان در مورد ازدواج اجباری و شرط زندگی در محل شکونت آنها و اجرا گذاشتن مهریه و نفقه هم ممکن است ناشی از همین مسائل و مشکلات باشد. نوع رفتار و بخورد اولیه آنها و پذیرش شرایط شما که در آن زمان سربازی بیش نبودید و وضعیت کارتان مشخص نبود هم این را تایید می کند و نمی شود به این راحتی گفت که آنها در آن زمان قصد گول زدن شما را داشته اند و ... .

    بنابراین لازم و ضروری است که با هر دوی شما و حتی خانواده هاتان به طور مفصل صحبت شود و مشکلات مورد بررسی قرار گیرد. اگر همانطور که الان شما ادعا می کنید، همسرتان 180 درجه با آنچه که ابتدا نشان داده فرق می کند و به عبارتی اختلافات اساسی و ریشه ای بین شما وجود داشته باشد، می شود به گزینه جدایی فکر کرد. اما اگر اینگونه نباشد که به احتمال زیاد هم همین است، انشاءالله با بیان مشکلات و عملی کردن راهکارهایی که مشاور به شما می دهد(در مشاوره حضوری) می توانید روابطتان را از نو بسازید و زندگی خوب و خوشی برای آینده تان رقم بزیند.

    نکته ای که نباید از آن غافل شوید این است که فکر نکنید اگر جای همسرتان دختر دیگری بود هیچ مشکلی با هم نداشتید و الان بهترین زندگی را می کردید؛ چون تقریبا همه افراد در کنار خوبی هایی که دارند نقص هایی هم خواهند داشت و این طبیعی است که هر چه شناخت و آشنایی طرفین از هم بیشتر می شود، این نقص ها و اختلافات خودش را بیشتر نشان می دهد. لذا خوشبخت کسی است که بتواند بهترین تعامل و مدیریت را در زمینه این اختلاف نظر و عقاید و افکار داشته باشد. با این بیان می شود ادعا کرد که خیلی از مشکلات ناشی از سوء مدیریت طرفین است و نمی شود همه مشکلات را به گردن شرایط ظاهری و باطنی طرف مقابل انداخت.

    بنابراین هر چه زودتر و از راهی که می دانید با همسر خود صحبت کنید و ایشان را متقاعد کنید که راه حل مشکل شما این است که حضورا به یک مشاور خوب و با تجربه و متدین مراجعه کنید و برای حل مشکتان تمام تلاش خود را به کار گیرید.

    پیروز و سربلند

    عدم علاقه به همسر



    وَقالَ الرَّسولُ يا رَبِّ إِنَّ قَومِي اتَّخَذوا هٰذَا القُرآنَ مَهجورًا


    و پیامبر(صلی الله علیه وآله) عرضه داشت: «پروردگارا! قوم من قرآن را رها کردند».
    سوره مبارکه الفرقان آیه ۳۰


    <<<<<<<<<<<<<<!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!> >>>>>>>>>>>>>
    پرسید:

    "سخت می گذرد"

    چه باید کرد؟

    گفت:خودت که می گویی

    سخت
    "می گذرد"؛ سخت که "نمی ماند"






  7. صلوات ها 9


  8. #4

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۲
    نوشته
    8
    حضور
    9 ساعت 51 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    11



    با سلام و تقدیم احترام خدمت شما پرسشگر محترم
    عده ای اینگونه تصور می کنند که چون در بار اول خواستگاری ازدواج آنها سر گرفته است پس به احتمال زیاد ازدواج موفقی نخواهند داشت و ای کاش موارد دیگری را نیز در خواستگاری تجربه کرده بودند. این تفکر شاید بر دوران عقد سایه افکند و کم کم ذهن فرد را به خود درگیر سازدو حال آنکه دیدن موارد متعدد و خواستگاری های زیاد نه تنها شناخت فرد را زیاد نمی کند بلکه تردید را در او افزایش می دهد. پس مراقب باشید چنین تفکر خودآیندی شما را ازار ندهد.
    نکته دیگر در مورد گفتگوی جلسه خواستگاری است که ظاهرا در بین شما به صورت دقیق صورت نگرفته و حداقل در مورد محل زندگی به توافق نرسیده اید و شاید دلیل اصلی مشکل فعلی همین مسئله باشد که البته با گفتگوی مسالمت آمیز و به دور از تنش با همسرتان قابل حل است.
    مسئله دیگر در مورد طولانی شدن دوران عقد است. ما معتقدیم در حالت عادی طول دوران عقد بهتر است بین 6ماه الی یک سال باشد و ادامه دادن بیش از این مدت نیاز به دلیل موجهی چون نبود شرایط شروع زندگی مشترک مانند شرایط اقتصادی و ... است. پس نیاز به بررسی دقیق دادر که چرا دوران عقد شما تا این مقدار طولانی شده است؟ شاید قطع به یقین بتوان گفت یکی از دلایل این اختلافات طولانی شدن دوران عقدتان باشد که با درایت و رعایت مسائلی قابل رفع است.


    نقل قول نوشته اصلی توسط smpa7164 نمایش پست ها
    ایشون و پدرشون گفته بودن به خانواده که من تعهد کتبی
    این مطلب نیاز به توضیح دارد و اینکه آیا واقعاً شما تعهد کتبی داده اید و این شرط را در ضمن عقد مطرح نموده اید؟ جای بررسی و نیاز به توضیح بیشتر شما مراجع محترم دارد.


  9. صلوات ها 4


  10. #5

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۳
    نوشته
    203
    حضور
    14 روز 51 دقیقه
    دریافت
    4
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    974



    سلام

    در مورد اینکه خواستگاری اول بوده و به ازدواج ختم شده موافقم که اصلا بهش فکر نکنید.

    به نظره من حتما باید با خانومتون خیلی جدی صحبت کنید. خواسته هاشونو گوش بدید. خواسته هاتونو بگید. بگید دوست ندارید زندگیتون شروع نشده تموم بشه.

    بگید میخواید با کمکشون مسابلو حل کنید و....

    البته اینا در صورتیه که بخواید باهاشون زندگی کنید. به نظرم یکم بی تجربگی دارن میکنن خانومتون. با حرف زدن حل میشه انشالا.

    اگه قصد ادامه دارید از کلمات محبت آمیز هم غافل نشید.

    انشالا که هرچه سریعتر مشکلتون حل میشه.

    گروه نیکوکاری لبخند

    http://smile-charity.com/

  11. صلوات ها 3


  12. #6

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۴
    علاقه
    علاقمند به کتاب روانشناسی و تاریخی
    نوشته
    1,310
    حضور
    40 روز 12 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    10
    صلوات
    3701



    با سلام

    برادر گرامی این نکته را در ابتدا به شما یادآوری می کنیم که در مسائل خانوادگی و بخصوص ازدواج که معمولا دو طرف درگیر هستند، درک کامل و درست از مسئله، و تشخیص مشکل و در نهایت ارائه راه حل منوط به صحبت با هردوطرف است. بنابراین پاسخی که ما خواهیم داد قطعا پاسخ کاملی نخواهد بود و سعی ما بر این است که بتوانیم توانایی شما برای کنارآمدن و حل مشکلاتتان را افزایش دهیم. شما در سوال خود، نکات مختلفی را مطرح کرده اید مثل، ازدواج اختیاری، وضعیت اقتصادی، سربازی لجبازی همسر... که هرکدام از اینها فصلی از یک کتاب است، اما به نظر می رسد سررشته بیشتر این موارد، به یک نقطه ختم می شود.

    الف) هرچند علاقه اولیه پسر و دختر از شرایط لازم برای یک ازدواج موفق است اما یک ازدواج موفق لوازم دیگری نیز نیاز دارد که از جمله آنها موافقت و هماهنگی خانواده ها است. متأسفانه مشکلی که شما مطرح نموده اید مشکل بسیاری از دختر پسرها به شمار می رود.

    ب) رضایت داشتن یك فرد از زندگی، تنها منوط به داشتن و برخورداری از نعمت و سرمایه( مادی و معنوی) نیست، بلكه به شناختن نعمت و حق شناسی آن نیز هست! چه بسا فردی از داشته‌های فراوانی برخوردار باشد اما از زندگی خویش رضایت داشته باشد و حال آنكه شخصی در مقابل باوجود عدم برخورداری از داشته قابل توجه، از زندگی خویش راضی باشد. رضایت از زندگی از درون افراد و مبتنی بر سرمایه‌های فردی، می‌جوشد، و اگر قرار باشد از دیگران وام گرفته شود، نه تنها رضایتی در كار نخواهد بود بلكه جز تلاطم و تشویش چیز دیگری به ارمغان نخواد آورد.

    ج) اگر ذهن فردی گرفتار تحریفات شناختی گردد، تفسیری كه از امور مختلف خواهد داشت، تفسیری تحریف شده خواهد بود كه در صورت تكرار، خروجی آن می‌تواند اضطراب، افسردگی، نارضایتی از زندگی و...باشد. تحریف شناختی به زبان ساده و خودمانی، همان عینک بدبینی یا خوشبینی است که میتواند تمام تفسیرها و نگاه ما را به زندگی یا به یک فرد یا یک اتفاق عوض کند. نگاهی که با برداشتن آن عینک به کلی متفاوت می شود. وضعیت فعلی شما معلول عدم ازدواج با خانم نیست، بلكه ناشی از نوع نگاه و روش غلط شما در مواجه با مسائل و تفسیر همراه با تحریف از وقایع است. و مادامیكه چنین رویكردی بر قضاوتهای شما حاكم باشد، نتیجه‌ای جز عدم رضایت از وضع موجود ( به صورت افراطی و پاتولوژیك) به دنبال نخواهد داشت چه با خانم ازدواج كنید و یا ازدواج می‌كردید و چه ازدواج نمی‌كردید!

    همانطور که خودتان هم میدانید یکی از راههای آرامش یافتن و خلاصی از دست افکار مختلف انحرافی، تقویت معنویت و ارتباط با خدا است زیرا که اوست که آرامشگر واقعی است كسانى كه ایمان آورده و دلهایشان به یاد خدا آرامش مى‏گیرد، آگاه باشید كه تنها با یاد خدا دلها آرامش پیدا مى‏كند میتوانید هر زمانی که احساسات و افکار ناخواسته به ذهنتان هجوم می آورد با گفتن ذکر، آرام آرام آنها را از خود دور کنید
    ویرایش توسط yalda solimani : ۱۳۹۵/۰۱/۱۷ در ساعت ۱۱:۳۰
    فعاليت داشتن در فضاي مجازي و پاک ماندن در آن ' تقواي دو چندان ميخواهد. يادمان نرود گاهي با گناه به اندازه ي يک لايک فاصله داريم... يادمان نرود فضاي مجازي هم "محضر خداست " نکند که شرمنده باشيم، امان از لحظه ي غفلت که فقط خدا شاهد است و بس...! گاهي روي مانيتور بچسبانيم "ورود شيطان ممنوع " مراقب دستي که کليک ميکند، چشمي که ميبيند و گوشي که ميشنود باشيم... و بدانيم و آگاه باشيم که خدا هم هميشه آنلاين "است. .وما فقط در مشگلات آنلاین میشیم

  13. صلوات ها 2


  14. #7

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۱
    علاقه
    زندگی
    نوشته
    957
    حضور
    18 روز 9 ساعت 38 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    3287



    سلام
    به نظرم بحث هایی بین شما و همسرتون اتفاق افتاده که هر کدومتون حرفی زدین و شما الان به حالت سانسوری تکه ای از حرف های همسرتون و آوردین که کاملا محکومشون میکنه من وقتی مطالب شما رو خوندم حس کردم اینجا دادگاهه و من هم قاضی پرونده.
    اگر با این دیدگاه و با این حالت برید جلو مشکلاتتون حل نخواهد شد


  15. صلوات ها 5


  16. #8

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۴
    نوشته
    8
    حضور
    2 ساعت 56 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    28



    سلام چه باید کرد.؟


    فرستاده شده از S4700ِ من با Tapatalk

  17. صلوات


  18. #9

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۴
    نوشته
    8
    حضور
    2 ساعت 56 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    28



    چندین بار به صورت مسالمت امیز درباره محل سکونت با ایشون صحبت کردم اما ایشون پاشون رو تو یه کفش کرده که فقط شهر خودم.اگه بیام وطن شما همون روز جنازه ام رو باید برگردونی و حتی نمیتونم یه روز اونجا بمونم

    فرستاده شده از S4700ِ من با Tapatalk

  19. صلوات ها 2


  20. #10

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۴
    نوشته
    8
    حضور
    2 ساعت 56 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    28



    نقل قول نوشته اصلی توسط روزنه نمایش پست ها
    سلام
    به نظرم بحث هایی بین شما و همسرتون اتفاق افتاده که هر کدومتون حرفی زدین و شما الان به حالت سانسوری تکه ای از حرف های همسرتون و آوردین که کاملا محکومشون میکنه من وقتی مطالب شما رو خوندم حس کردم اینجا دادگاهه و من هم قاضی پرونده.
    اگر با این دیدگاه و با این حالت برید جلو مشکلاتتون حل نخواهد شد
    مسلما تمام مشکلات از ناحیه ایشون که نیست و من هم خودم رو بی تقصیر نمیدونم.


    فرستاده شده از S4700ِ من با Tapatalk

  21. صلوات ها 3


صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 1

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود