صفحه 1 از 9 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: خدا یا جهان؛ کدامیک واجب الوجودند؟

  1. #1

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۴
    نوشته
    881
    حضور
    56 روز 12 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1108

    اشاره خدا یا جهان؛ کدامیک واجب الوجودند؟




    If some one said to you God created Universe.
    Some body please tell me "Who created GOD?"
    If you say "God is self existing",
    Please explain "If God can be self existing why not Universe?"

    اگه کسی به شما بگه خدا جهان رو ساخته، پس کی خدارو ساخته؟
    اگه شما بگی خدا واجب الوجوده
    لطفا توضیح بده، چرا جهان واجب الوجود نباشه؟

    متن انگلیسی رو به خاطر اینکه سوال به نقل از یک فرد خارجی بود گذاشتم.

    ویرایش توسط سیده راضیه : ۱۳۹۵/۰۲/۲۱ در ساعت ۱۶:۰۵

  2. صلوات ها 3


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,194
    حضور
    169 روز 8 ساعت 57 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    57722



    با نام و یاد دوست







    خدا یا جهان؛ کدامیک واجب الوجودند؟








    کارشناس بحث: استاد صدیق

  5. صلوات


  6. #3

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعه و تفکر
    نوشته
    5,022
    حضور
    58 روز 15 ساعت 59 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    15052



    باسلام و تشکر از سوالی که ارسال کردید

    موجودات جهان در یک دسته بندی اولیه، به دو نوع واجب الوجود و ممکن الوجود تقسیم میشوند.
    واجب الوجود موجودی است که وجود برایش ضرورت دارد و ممکن الوجود نیز موجودی است که وجود داشتن برایش ضرورت ندارد، البته وجود نداشتن نیز برایش ضرورت ندارد.
    چنین تقسیمی بر اساس ملاحظه خود ذات است؛ یعنی وقتی ذات یک موجود را به تنهایی نگاه میکنیم، بدون اینکه بودن موجود دیگری را در نظر بگیریم، یکی از این دو حالت برای هر موجودی قابل مشاهده است. نوع اول را واجب الوجود بالذات و نوع دوم را ممکن الوجود بالذات می نامیم.(۱)

    ضروری بودن بالذات وجود ما را به لوازمی میرساند:
    چنین موجودی هیچ گاه نمیتواند موجود نباشد و حتی نمیتوان تصور کرد که نباشد؛ چرا که حتی تصور نبودن چنین موجودی، خلف فرض وجوب ذاتی وجود برای اوست.
    در نتیجه این لازمه، چنین موجودی نیازی به علت ندارد؛ چرا که نیازمندی به معنای آن است که وجود یافتن موجود نیازمند، متوقف است بر وجود علت و مهیا شدن شرایط و زمینه های تحقق. و این خلف فرض بالذات بودن وجوب وجود برای اوست.
    برای چنین موجودی هیچ گونه نیازمندی ای قابل تصور نیست؛ چرا که هرگونه نیازمندی، مانند نیازمندی به اجزاء، زمان، مکان و حتی نیازمندی به ماهیت، به معنای توقف وجود او بر وجود داشتن آن موارد است. و این خلف بالذات بودن وجود اوست.

    حال که لوازم اولیه واجب الوجود بالذات را دانستیم، سراغ تشخیص مصداق آن میرویم.
    خدا در فلسفه، همان واجب الوجود بالذات است. واجب الوجود بالذات، موجودی است که نیاز به علت ندارد و وجود برایش ذاتی است. وجودداشتن این موجود ذاتی است بنابراین، حتی فرض نبودنش نیز مستلزم تناقض و خلف فرض ذاتی بودن وجود برایش است.(۲) هر موجودی که این خصوصیت را داشت، واجب الوجود میشود و علت سایر موجودات(با واسطه یا بی واسطه).



    ـــــــــــــــــــــــــ ـــــ
    ۱. ر.ک: نهایه الحکمه، مرحله ۴، فصل ۱و۲(علامه طباطبایی، قم، نشر اسلامی، ۱۴۲۲ق).
    ۲. پیشین.

    ویرایش توسط صدیق : ۱۳۹۵/۰۱/۱۶ در ساعت ۰۷:۲۷
    خدا یا جهان؛ کدامیک واجب الوجودند؟

  7. صلوات ها 3


  8. #4

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعه و تفکر
    نوشته
    5,022
    حضور
    58 روز 15 ساعت 59 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    15052



    اما آیا جهان میتواند واجب الوجود باشد؟
    در جهان چند مورد وجود دارد که لازم است تک تک آنها بررسی شود:
    جهان با دو حیثیت اجزاء و مجموعه اجزاء میتواند مورد بررسی قرار بگیرد.

    در حیثیت اجزای جهان، یا باید ماده اولیه جهان را واجب الوجود دانست(که عموما چنین ادعایی میشود) یا موجودات جهان ماسوی الله.
    در حیثیت مجموعی، نیز مجموعه جهان به عنوان یک مجموعه در نظر گرفته میشود.

    در حیثیت تک تک اجزاء، شما هیچ جزیی از اجزای جهان را نمی یابید که چنین خصوصیتی را داشته باشد.
    زیرا اجزای جهان، یا محسوس است یا غیر محسوس. زیرا موجودات عالم یا جوهرند یا عرض.
    اعراض بر ۹ قسم و جواهر بر ۵ قسم هستند و مجموعا به آن مقولات عشر گفته میشود.(۳)

    اعراض اصلا نیازی به بحث ندارد؛
    چرا که اعراض، وجود مستقلی ندارند و بدون وجود موضوع خود اصلا قابلیت تحقق ندارند(۴) تا چه رسد به اینکه بخواهند واجب الوجود باشند.

    جواهر بر پنج قسم هستند: صورت مادی، هیولا، جسم، نفس و عقل.(۵)
    از میان جواهر، سه قسم مادی است و سه قسم غیر مادی. از میان جواهر مادی، دو قسم اول که وجود جدا از هم و منحازی در خارج ندارند.
    جسم هم که ترکیبی از این دو است، چون مادی است نمیتواند واجب الوجود باشد؛ زیرا موجود مادی نیازمند به مکان و زمان و اجزای تشکیل دهنده اش است و نیازمندی با وجود ذاتی سازگار نیست.

    جواهر مجرد نیز از نظر فلسفی از دو حال خارج نیستند:یا عقل است یا نفس. نفس که به بدن نیازمند است و نیازمندی با وجوب وجود سازگار نیست. عقل نیز گرچه نیازمند به ماده نیست(نه ذاتا و نه فعلا) اما از نظر فلسفی، عقل خودش مخلوق است ونیازمند. حتی عقل اول نیز ممکن الوجود است.بنابراین از اجزای جهان هیچ موجودی باقی نمیماند که واجب الوجود باشد.(۶)


    ماده اولیه عالم نیز نمیتواند واجب الوجود باشد زیرا: این ماده اولیه:

    اگر مادی است، که نمیتواند بدون زمان و مکان باشد. و قطعا محدودیت خواهد داشت. اگر غیر مادی است،
    اولا: یا باید عقل باشد یا نفس. که وضعیت هر یک گفته شد و اینکه نمیتوانند واجب الوجود باشند.
    ثانیا: باید این مشکل حل شود که چطور ماده اولیه جهان است و مواد و اجسام از آن تشکیل شده اند ولی خودش مادی نیست. دقیقا این ماده اولیه که شما ترسیم میکنید، شبیه جزء لایتجزّی برای اجسام در فلسفه است که وجودش محال است.


    اما مجموعه عالم به صورت مجموعی و کلی نیز نمیتواند واجب الوجود باشد زیرا مجموعه به خودی خود یک موجود مستقل از اجزایش نیست تا بتوان در مورد نحوه وجود او بحث کرد.
    مجموعه چیزی نیست جز مجموع اجزاء و عنوان مجموعه، عنوانی اعتباری برای آنهاست. بنابراین وقتی وجودی مستقل از اجزاء نتوان برای آن قائل شد، نمیتوان از امکان یا وجوب وجود ان بحث کرد.(۷) پس جهان به هیچ صورتی نمیتواند واجب الوجود باشد.


    بنابراین در هیچ صورتی نمیتوان فرض کرد که جهان، واجب الوجود باشد
    و واجب الوجود راباید موجودی ورای عالم ماسوی الله دانست.

    ـــــــــــــــــــــــــ ـــــ
    ۳. ر.ک: نهایه الحکمه، مرحله۶، فصل۱، ص۱۱۲
    ۴.ر.ک: نهایه الحکمه، مرحله ۶، فصل ۸، ص۱۳۷
    ۵. ر.ک: نهایه الحکمه، مرحله ۶، فصل ۳، ص۱۱۷
    ۶. ر.ک: نهایه الحکمه،‌ مرحله۶، فصل۴-۷
    ۶. اسفار اربعه، ج۶، ص۳۰(ملاصدرا، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ۱۹۸۱م، چاپ سوم)

    خدا یا جهان؛ کدامیک واجب الوجودند؟

  9. صلوات ها 3


  10. #5

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۴
    علاقه
    برنامه نویسی-انیمیشن-سینما-فیزیک-فلسفه...
    نوشته
    940
    حضور
    180 روز 23 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1151



    نقل قول نوشته اصلی توسط صدیق نمایش پست ها
    اما مجموعه عالم به صورت مجموعی و کلی نیز نمیتواند واجب الوجود باشد زیرا مجموعه به خودی خود یک موجود مستقل از اجزایش نیست تا بتوان در مورد نحوه وجود او بحث کرد.
    مجموعه چیزی نیست جز مجموع اجزاء و عنوان مجموعه، عنوانی اعتباری برای آنهاست.
    با سلام.آیا اینکه گفته می شود خدا، خالق است.رحمان است و الی آخر...نشان از این ندارد که خدا هم اجزائی دارد و مستقل از اجزائش نیست؟؟
    ما می توانیم بگوییم که واجب الوجود هم چند صفت دارد.مثلا مکان و زمان و ماده...این سه صفات واجب الوجودند.و این سه مستقل از هم معنا ندارند.مثلا زمان با حضور ماده معنا پیدا می کند.یا مکان هم همچنین...می توانیم بگوییم این سه یک موجود واحدند؟و واجب الوجود؟
    پست های بعد از تو، سوء تفاهم بود!

  11. صلوات ها 2


  12. #6

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    1,160
    حضور
    5 روز 4 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2442



    نقل قول نوشته اصلی توسط n0o0b_sina نمایش پست ها
    If some one said to you God created Universe.
    Some body please tell me "Who created GOD?"
    If you say "God is self existing",
    Please explain "If God can be self existing why not Universe?"

    اگه کسی به شما بگه خدا جهان رو ساخته، پس کی خدارو ساخته؟
    اگه شما بگی خدا واجب الوجوده
    لطفا توضیح بده، چرا جهان واجب الوجود نباشه؟

    متن انگلیسی رو به خاطر اینکه سوال به نقل از یک فرد خارجی بود گذاشتم.
    سلام.

    همانطور که کارشناس مربوطه گفتند،همه مخلوقات وجود بالغیر دارند یعنی با نظر به ذات صفرند و وجودی مستقل از خود ندارند،و خالق این موجودات وجود بالذات...

    برای فهم بهتر،مثلا اگه گفته بشه شیرینی اب از چیه گفته میشه از شکر،و اگه گفته بشه شیرینی شکر از چیه گفته میشه شکر ذاتا شیرینه وشیرینیش از چیز دیگری نیست....

    پس وجود جهان از خداست و خدا خودش بالذات وجوده...


    هر
    کسی را نتوان گفت که صاحب نظر است -----عشقبازی دگر و نفس پرستی دگر
    است

    نه هر
    آن چشم که بیند که سیاه است و سپید ---یا سپیدی ز سیاهی بشناسد بصر است

  13. صلوات


  14. #7

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۸۹
    نوشته
    1,160
    حضور
    5 روز 4 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2442



    نقل قول نوشته اصلی توسط پارسا مهر نمایش پست ها
    با سلام.آیا اینکه گفته می شود خدا، خالق است.رحمان است و الی آخر...نشان از این ندارد که خدا هم اجزائی دارد و مستقل از اجزائش نیست؟؟
    ما می توانیم بگوییم که واجب الوجود هم چند صفت دارد.مثلا مکان و زمان و ماده...این سه صفات واجب الوجودند.و این سه مستقل از هم معنا ندارند.مثلا زمان با حضور ماده معنا پیدا می کند.یا مکان هم همچنین...می توانیم بگوییم این سه یک موجود واحدند؟و واجب الوجود؟
    سلام.

    از صفات و خصوصیات اجزاء نمیتوان حکم به همین خصوصیات برای کل کرد،پس اینکه اجزا و جواهر عالم مادی زمانی و مکانی هستند نمیتوان حکم به مکان و زمان برای مجموع عالم کرد....نتیجتا نمی توان گفت مجموع عالم مکانی و زمانیست و حاصل انکه زمان و مکان از خصوصیات اجزاء مادیست نه خود عالم....

    هر
    کسی را نتوان گفت که صاحب نظر است -----عشقبازی دگر و نفس پرستی دگر
    است

    نه هر
    آن چشم که بیند که سیاه است و سپید ---یا سپیدی ز سیاهی بشناسد بصر است

  15. صلوات ها 2


  16. #8

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۴
    علاقه
    علاقمند به کتاب روانشناسی و تاریخی
    نوشته
    1,310
    حضور
    40 روز 11 ساعت 19 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    10
    صلوات
    3696



    با سلام

    ابتدا باید درباره ممتنع الوجود بحث کنیم و آن اینکه قبول داریم ما و اشیاء و جوامع و همه چیز وجود دارد و موجود می باشد و این یک امر بدیهی می باشد که انکار آن منتهی به سفسطه می شود پس ممتنع الوجود از بحث ما خارج می شود .

    آن چیزی که در خارج وجود دارد یا واجب است یا ممکن . اگر واجب را قبول نداشته باشیم به ناچار باید ممکن الوجود , وجود داشته باشد و این ممکن برای محقق شدن نیاز مند علت است یا علت ان واجب الوجود است که مطلوب ثابت می شود یا غیر واجب الوجود که خود آن دو صورت دارد: یا آن ممکن خودش , خودش را به وجود آورده یا اینکه ممکن دیگری اورا بوجود آورده که در صورت اول دور پیش می آید و در صورت دوم تسلسل که هر دو آنها عقلاً محال و باطل است .

    دور در فلسفه باطل است مثلاً می گوییم علت بوجود آمدن الف چیست ؟ می گوید ب است پس ب نسبت به الف هستی بخش است پس باید ب وجود داشته باشد که الفی را بوجود بیاورد می گوییم ب را چه کسی بوجود آورده می گوید الف که در این صورت تقدم شئ علی شئ پیش می آید یعنی که ب وجود ندارد به الف وجود داده است که این محال می باشد .

    قبل از زدن مثالی برای باطل کردن تسلسل باید به یک نکته ای توجه کرد و آن این است که تمام ممکنات چه یکی باشد چه صدتا حکم آن یکی می باشد .از آنجایی که همه ی ممکنات برای موجود بودن نیازمند کسی هستند که در داشتن وجود بی نیاز باشد یعنی وجودش عین ذاتش باشد .

    مثالی برای باطل بودن تسلسل :می گوییم الف را چه کسی بوجود آورده , می گوید ب , می گوییم ب را چه کسی بوجود آورده می گوید ج , و همینطور ادامه می دهد پس بالاخره نهایتاً کی به آنها وجود داده . کسی می تواند وجود دهد که وجودش عین ذاتش است بدین ترتیب تسلسل نیز باطل می باشد .

    شکی نیست که ممکن الوجود هایی هستند . اگر مجموعه ی ,همه ی ممکن الوجود ها را یکجا فرض کنیم به نحوی که هیچ ممکن الوجودی خارج از این مجموعه باقی نماند , باز عقل حکم به ممکن الوجود بودن کل این مجموعه خواهد نمود , چون از اجتماع تعداد زیادی ممکن الوجود که همگی محتاج علّت هستند , واجب الوجود درست نمی شود , حتی اگر تعداد اعضاء این مجموعه بی نهایت باشند باز کل مجموعه ممکن الوجود خواهد بود پس کل مجموعه ی ممکن الوجود ها محتاج علّت است حال علت این مجموعه یا واجب الوجود است یا ممکن الوجود , امّا ممکن الوجود نمی تواند علت این مجموعه باشد چون طبق فرض ما همه ی ممکن الوجود ها داخل این مجموعه هستند و خارج از این مجموعه ممکن الوجودی نیست که علت این مجموعه باشد پس لاجرم علت این مجموعه واجب الوجود است .

    در پایان به چند نکته و سخنی از بزرگان اشاره می شود :

    نکته اوّل : براهین زیادی برای اثبات واجب الوجود (خداوند متعال) می باشد که بنده فقط چند مورد از آنها را ذکر کرده ام .

    نکته دوم : کسانی که خداوند متعال را قبول ندارند دلیل بر عدم وجود خداوند ندارند بلکه صرفاً می گویند نمی دانیم که خدا هست یا نه .

    جناب علامه طباطبایی (ره) می فرمایند وجود خداوند امری بدیهی است , این براهین فقط شواهدی بر وجود خداوند است .

    جناب آیت الله جوادی آملی می فرمایند: خفای خداوند از شدت ظهور اوست و دوری او از شدت نزدیکی وی است , زیرا اگر موجودی به اندازه ای اشکار بود که حتی از فهم , فاهم , و مفهوم معلوم تر بود و به قدری نزدیک بود که از خود شئ به همان شئ نزدیک تر بود , چنان ظهوری سبب بطون و خفا می گردد و چنین نزدیکی مایه ی دوری می شود .
    ویرایش توسط yalda solimani : ۱۳۹۵/۰۱/۱۶ در ساعت ۱۱:۱۴
    فعاليت داشتن در فضاي مجازي و پاک ماندن در آن ' تقواي دو چندان ميخواهد. يادمان نرود گاهي با گناه به اندازه ي يک لايک فاصله داريم... يادمان نرود فضاي مجازي هم "محضر خداست " نکند که شرمنده باشيم، امان از لحظه ي غفلت که فقط خدا شاهد است و بس...! گاهي روي مانيتور بچسبانيم "ورود شيطان ممنوع " مراقب دستي که کليک ميکند، چشمي که ميبيند و گوشي که ميشنود باشيم... و بدانيم و آگاه باشيم که خدا هم هميشه آنلاين "است. .وما فقط در مشگلات آنلاین میشیم

  17. صلوات ها 2


  18. #9

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۴
    علاقه
    برنامه نویسی-انیمیشن-سینما-فیزیک-فلسفه...
    نوشته
    940
    حضور
    180 روز 23 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1151



    نقل قول نوشته اصلی توسط erfan_alavi نمایش پست ها
    از صفات و خصوصیات اجزاء نمیتوان حکم به همین خصوصیات برای کل کرد،پس اینکه اجزا و جواهر عالم مادی زمانی و مکانی هستند نمیتوان حکم به مکان و زمان برای مجموع عالم کرد....نتیجتا نمی توان گفت مجموع عالم مکانی و زمانیست و حاصل انکه زمان و مکان از خصوصیات اجزاء مادیست نه خود عالم....
    سلام.من اون سخنم رو در حد یک احتمال البته مطرح کردم.شاید نشه اثباتش کرد حداقل در حال حاظر...
    حالا اینکه می فرمایید خود عالم دارای خصویت زمان نباشند هم یک احتمال است.هنوز علم ثابت نکرده.و دسته ای از اهل علم اعتقاد دارند که چیزی بدون زمان اصلا نمی تواند معنا داشته باشد.یعنی همه چیز وابسته به زمان است.و یا در زمان جاریست و اصلا قابل تصور نیست و معنادارنیست که چیزی خالی از زمان و بی زمان باشد.
    ویرایش توسط پارسا مهر : ۱۳۹۵/۰۱/۱۶ در ساعت ۱۱:۲۵
    پست های بعد از تو، سوء تفاهم بود!

  19. صلوات ها 2


  20. #10

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۰
    نوشته
    568
    حضور
    28 روز 6 ساعت 39 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    661



    نقل قول نوشته اصلی توسط صدیق نمایش پست ها

    اعراض اصلا نیازی به بحث ندارد؛
    اعراض چه چیزهایی هستند ؟
    دو تا لینک داده بودین دیگه

  21. صلوات


صفحه 1 از 9 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود