صفحه 1 از 13 12311 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: آیا والدینی که فرزند بیمار به دنیا بیاورند، ظالم هستند؟

  1. #1
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۴
    نوشته
    3,077
    حضور
    81 روز 15 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3767

    اشاره آیا والدینی که فرزند بیمار به دنیا بیاورند، ظالم هستند؟




    با سلام

    دوستان مطلع هستند که بسیاری از زوج ها قبل از ازدواج و قبل از بچه دار شدن، مشاوره انجام میدهد. برای اینکه بدانند فرزند آنها سالم خواهد بود یا خیر.
    مثلا در ازدواج های فامیلی این مسئله اهمیت بیشتری دارد. یا وقتی یکی از والدین بیماری خاصی داشته باشد.
    باز به عنوان مثال یکی از مناطقی که بیشترین بیماریهای نادر ژنتیکی را دارد مربوط به استان سیستان است و علت عمده ی آن ازدواج های فامیلی می باشد.
    و پزشک ممکن است از صفر تا صد احتمال مشکل یا بیماری در فرزند بدهد.

    طرح سوال
    اگر ما درصد اعلام شده توسط پزشک را به چهار دسته تقسیم کنیم
    یقین و ظن و شک و احتمال
    یعنی صد درصد یا 80 درصد یا 50 درصد یا 25 درصد

    آیا پدر و مادر در هر یک از صور، ظالم هستند؟
    مثلا پزشک بگوید قطعا فرزند شما بیماری عصبی خواهد داشت و درد خواهد کشید.
    یا فلج خواهد بود یا فلان بیماری را خواهد داشت که بیش تر از ده سال زنده نخواهد ماند.
    یا سندروم داون خواهد داشت یا کوتاه قامت خواهد بود.

    مثلا در یک مستند خانمی از پزشکش پرسیده بود چند درصد احتمال دارد فرزندش کوتاه قامت باشد و مثلا گفت 25 درصد و ان خانم گفت من بچه دار نمیشوم چون دوست ندارم فرزندم مانند من باشد و ...
    یا در مستند دیگری چهار فرزند متوالی خانواده فکر کنم سندروم داون یا ... داشت. آیا چنین خانواده ای در صورت اوردن فرزند پنجم ظالم است؟

    چکیده سوال

    اکنون آیا پدر یا مادری که میداند یا احتمال قوی یا حتی ضعیف میدهد که فرزندش زجر خواهد کشید، اگر فرزند بیاورد کار غیر اخلاقی انجام داده است یا خیر؟ آیا احتیاط کردن در این زمینه، شرط عقل است؟!
    ویرایش توسط سیده راضیه : ۱۳۹۵/۰۳/۱۹ در ساعت ۱۴:۲۸

  2. صلوات ها 9


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,527
    حضور
    174 روز 22 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58311



    با نام و یاد دوست







    آیا والدینی که فرزند بیمار به دنیا بیاورند، ظالم هستند؟








    کارشناسان بحث: استاد حافظ و استاد نور و استاد رئوف
    ویرایش توسط مدیر ارجاع سوالات : ۱۳۹۵/۰۱/۲۵ در ساعت ۲۲:۱۵ دلیل: درج نام سایر کارشناسان پاسخگو

  5. صلوات ها 10


  6. #3

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۰
    نوشته
    694
    حضور
    15 روز 17 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1803



    نقل قول نوشته اصلی توسط و طاها نمایش پست ها
    با سلام

    دوستان مطلع هستند که بسیاری از زوج ها قبل از ازدواج و قبل از بچه دار شدن، مشاوره انجام میدهد. برای اینکه بدانند فرزند آنها سالم خواهد بود یا خیر.
    مثلا در ازدواج های فامیلی این مسئله اهمیت بیشتری دارد. یا وقتی یکی از والدین بیماری خاصی داشته باشد.
    باز به عنوان مثال یکی از مناطقی که بیشترین بیماریهای نادر ژنتیکی را دارد مربوط به استان سیستان است و علت عمده ی آن ازدواج های فامیلی می باشد.
    و پزشک ممکن است از صفر تا صد احتمال مشکل یا بیماری در فرزند بدهد.

    طرح سوال
    اگر ما درصد اعلام شده توسط پزشک را به چهار دسته تقسیم کنیم
    یقین و ظن و شک و احتمال
    یعنی صد درصد یا 80 درصد یا 50 درصد یا 25 درصد

    آیا پدر و مادر در هر یک از صور، ظالم هستند؟
    مثلا پزشک بگوید قطعا فرزند شما بیماری عصبی خواهد داشت و درد خواهد کشید.
    یا فلج خواهد بود یا فلان بیماری را خواهد داشت که بیش تر از ده سال زنده نخواهد ماند.
    یا سندروم داون خواهد داشت یا کوتاه قامت خواهد بود.

    مثلا در یک مستند خانمی از پزشکش پرسیده بود چند درصد احتمال دارد فرزندش کوتاه قامت باشد و مثلا گفت 25 درصد و ان خانم گفت من بچه دار نمیشوم چون دوست ندارم فرزندم مانند من باشد و ...
    یا در مستند دیگری چهار فرزند متوالی خانواده فکر کنم سندروم داون یا ... داشت. آیا چنین خانواده ای در صورت اوردن فرزند پنجم ظالم است؟

    چکیده سوال

    اکنون آیا پدر یا مادری که میداند یا احتمال قوی یا حتی ضعیف میدهد که فرزندش زجر خواهد کشید، اگر فرزند بیاورد کار غیر اخلاقی انجام داده است یا خیر؟ آیا احتیاط کردن در این زمینه، شرط عقل است؟!
    سلام علیکم
    اولا این سؤال به لحاظ فقهی قابل پیگیری و پاسخگویی است؛ بنابراین، لازم است کارشناسان بخش احکام، از این منظر پاسخ خویش را بیان کنند.
    ثانیا از منظر علم اخلاق؛ اگر بیماری منزجر کننده یا صعبی باشد، و احتمال بیمار شدنِ فرزند، بالا باشد (منظور از احتمال بالا، شامل 25 درصد هم می‌باشد)، کار والدین ارزش اخلاقی ندارد اما اگر احتمال بیماری مثلا یک در هزار باشد، یا بیماری بیماری مسئله‌داری نباشد مثلا کوتاه قدی، که اصلا بیماری نیست (اما کوتوله بودن که در سیرک استفاده می شود، به نظر، بیماری باشد) بچه دار شدن در این صورت اشکالی ندارد.
    ثالثا این مسئله (در فرضی که احتمال ایجاد فرزند ناقص بالاست)، دارای صور زیر است:
    گاهی اوقات، زن به تنهایی مشکل دارد، گاهی اوقات مرد به تنهایی مشکل دارد، گاهی اوقات، مشکل از هر دو است.
    در صورتی که هر دو دارای مشکل باشند، گاهی تولید فرزند ناقص، زاییده ازدواج این دو با هم است،یعنی اگر هر کدام با فرد دیگری ازدواج کنند هیچکدام در تولید فرزندی سالم مشکلی پیدا نمی کنند، در این صورت، لازم است از این ازدواج که به تبع آن فرزند‌آوری صورت می‌گیرد، اجتناب شود.
    اما اگر هر یک از زوجین، در صورت اقدام به ازدواج با هر شخص دیگری، باز هم سبب تولید فرزند ناقصی شود، در این صورت نمی‌توان گفت، به لحاظ اخلاقی، چنین ازدواجی ناپسند است زیرا تنها انگیزه برای ازدواج، ازدواج به هدف فرزند‌آوری نیست؛ بلکه می‌تواند بدون آن که فرزندآوری کند، ازدواج کند. در این صورت، حتی می‌تواند با شخص دیگری که به لحاظ فرزند‌آوری عقیم است ازدواج کند.

    حال اگر، مرد و زنی که احتمال ایجاد فرزند ناقص بوسیله آنها وجود دارد (و این احتمال هم قابل اعتناست مثلا 25 درصد)، با یکدیگر ازدواج کنند و بعد از ازدواج هم مصمم به فرزند‌آوری شوند، آیا کار این دو ظلم محسوب می‌شود؟ به عبارتی دیگر، به لحاظ اخلاقی، کاری نبایسته را مرتکب می‌شوند؟
    در پاسخ به نظر می‌آید کیفیت حکم اخلاقی در این جا مبتنی بر نظر شارع باشد یعنی باید با استفاده از نظر شارع مقدس و تعیین جواز و عدم جواز شرعیِ این کار، بایسته و نبایسته بودن این کار را به لحاظ اخلاقی تعیین کنیم.

    این نظر، با نظر اشاعره که قائل به شرعی بودن حسن و قبح افعال اند متفاوت است؛ در واقع، ما با عنایت به نظر شریعت در این باره، «کشف» از مصلحت و مفسده موجود در این کار خواهیم کرد یعنی قائل به نفس الامری بودن مصلحت و مفسده در این کار می‌باشیم.

    در پایان، لازم به ذکر است که این سؤال، خیلی ارزشمند و در عین حال خیلی دقیق و مهم است و نیازمند تأمل‌ها و بررسی‌های بیشتری است.

    آیا والدینی که فرزند بیمار به دنیا بیاورند، ظالم هستند؟

  7. صلوات ها 8


  8. #4

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۴
    علاقه
    علاقمند به کتاب روانشناسی و تاریخی
    نوشته
    1,310
    حضور
    40 روز 12 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    10
    صلوات
    3699



    با سلام

    نقص عضو در مراحل مختلفی ممکن است پیش آید که هر کدام بحث مختصّ خود را دارد.به طور طبیعی درصدی از اسپرمها و تخمکها معیوبند ؛ و این تقصیر کسی نیست؛ بلکه اسپرم یا تخمک معیوب نیز موجودی است برای خود که در حدّ خودش کامل است؛ و در قیاس با دیگر اسپرمها و تخمکهاست که ناقص تلقّی می شود. پس اگر از لقاح این گونه اسپرمها و تخمکها فرزندی متولّد شد، نقص عضو خواهد داشت ؛ و والدین یا هیچ کس دیگری نیز مقصّر نیست.
    اگر عمیقتر نظر شود اساساً در این حالت شرّی نیست تا دنبال مقصّر آن بگردیم. از آن اسپرم و تخمک خاصّ محال است که غیر همین موجود متولّد گردد. کما اینکه از هر اسپرم و تخمک دیگر نیز موجودی دیگر متولّد می شود. اگر آن اسپرم و آن تخمک خاصّ باهم لقاح نمی کردند ، و به جای آنها دو اسپرم و تخمک دیگر لقاح می نمودند آن فرزند ناقص ، فرزند سالم نمی شد ؛ بلکه اساساً متولّد نمی گشت. و روشن است که وجود ـ هر چند ناقص ـ بهتر از عدم می باشد. اینجا معنی ندارد که بگوییم: چرا خدا از آن اسپرم و تخمک خاصّ فرزندی سالم به دنیا نیاورد؟ همان گونه که جا ندارد بپرسیم: چرا خدا از ترکیب 4 و 3 ، عددی دارای چندین مقسوم علیه ایجاد نکرد؟اگر از یک اسپرم یا تخمکِ طبیعتاً معیوب فرزندی معیوب به دنیا آمد، در این حالت حقیقتاً نقصی نیست؛ بلکه موجودی کامل متولّد گشته که ما او را در قیاس با دیگران، ناقص می شمریم. حال آنکه او یا باید به همان شکل متولّد می شد یا از اساس متولّد نمی گشت.

    امّا چرا گفتیم چنین معلولیّتی یک وصف نسبی و قیاسی است نه حقیقی؟

    چون تفاوت ، به اشکال گوناگون ، بین همه انسانها و همه موجودات وجود دارد ؛ که با توجّه به حکمت بالغه الهی ، این تفاوتها نیز حکیمانه اند. این تفاوتها به خودی خود رنجی ندارند ؛ رنج زمانی پدیدار می شود که شخص خود را با دیگری مقایسه می کند. انسانهای عادی زمانی که به انسانهای متعالی فکر نکنند خود را نرمال خواهند یافت ولی اگر ما انسانهای عادی خود را با انسانهایی همچون انبیاء(ع) مقایسه کنیم که اکثراً از بدو تولّد دارای خصوصیّات ویژه بودند ، در آن صورت خود را بسیار ناقص خواهیم یافت. همانطور که یک نابینای مادرزاد خود را در مقایسه با افراد عادی ناقص می یابد ، انسانهای عادی نیز در مقایسه با انبیاء(ع) نابینای مادرزادند. چون آنها اموری را ادراک می کنند که انسانهای عادی قادر به ادراک آن نیستند. اگر همه ی انسانهای روی زمین نابینا یا فاقد پا یا فاقد دست بودند در آن صورت به فکر کسی هم نمی رسید که چشم داشتن و پا داشتن و دست داشتن کمال است ؛ همانطور که الآن انسانهای عادی از نداشتن چشم بصیرت و کرامت و معجزه و طیّ الارض و علم غیب و امثال آنها احساس رنج نمی کنند ؛ امّا زمانی که خود را با انسانهای صاحب این فضائل مقایسه می کنند آرزو می کنند که: ای کاش ما هم چنین ویژگیهایی می داشتیم. ما انسانهای عادی ، انبیاء(ع) را انسانهای استثنایی می دانیم چون ما افراد عادی در اکثریّت قرار داریم. اگر همه ی انسانها نابینا بودند جز چند نفر ، در آن صورت این چند نفر بینا نیز مانند انبیاء استثنایی خوانده می شدند. همینطور اگر همه فاقد قدرت حرکت بودند و تنها چند نفر قادر به چنین کاری بودند آنها استثنایی خوانده می شدند. امّا چون اکثریّت بینا هستند و قدرت حرکت دارند لذا فاقد اینها را معلول می نامند

    فعاليت داشتن در فضاي مجازي و پاک ماندن در آن ' تقواي دو چندان ميخواهد. يادمان نرود گاهي با گناه به اندازه ي يک لايک فاصله داريم... يادمان نرود فضاي مجازي هم "محضر خداست " نکند که شرمنده باشيم، امان از لحظه ي غفلت که فقط خدا شاهد است و بس...! گاهي روي مانيتور بچسبانيم "ورود شيطان ممنوع " مراقب دستي که کليک ميکند، چشمي که ميبيند و گوشي که ميشنود باشيم... و بدانيم و آگاه باشيم که خدا هم هميشه آنلاين "است. .وما فقط در مشگلات آنلاین میشیم

  9. صلوات ها 2


  10. #5
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۴
    نوشته
    3,077
    حضور
    81 روز 15 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3767



    نقل قول نوشته اصلی توسط حافظ نمایش پست ها
    سلام علیکم
    اولا این سؤال به لحاظ فقهی قابل پیگیری و پاسخگویی است؛ بنابراین، لازم است کارشناسان بخش احکام، از این منظر پاسخ خویش را بیان کنند.
    ثانیا از منظر علم اخلاق؛ اگر بیماری منزجر کننده یا صعبی باشد، و احتمال بیمار شدنِ فرزند، بالا باشد (منظور از احتمال بالا، شامل 25 درصد هم می‌باشد)، کار والدین ارزش اخلاقی ندارد اما اگر احتمال بیماری مثلا یک در هزار باشد، یا بیماری بیماری مسئله‌داری نباشد مثلا کوتاه قدی، که اصلا بیماری نیست (اما کوتوله بودن که در سیرک استفاده می شود، به نظر، بیماری باشد) بچه دار شدن در این صورت اشکالی ندارد.
    ثالثا این مسئله (در فرضی که احتمال ایجاد فرزند ناقص بالاست)، دارای صور زیر است:
    گاهی اوقات، زن به تنهایی مشکل دارد، گاهی اوقات مرد به تنهایی مشکل دارد، گاهی اوقات، مشکل از هر دو است.
    در صورتی که هر دو دارای مشکل باشند، گاهی تولید فرزند ناقص، زاییده ازدواج این دو با هم است،یعنی اگر هر کدام با فرد دیگری ازدواج کنند هیچکدام در تولید فرزندی سالم مشکلی پیدا نمی کنند، در این صورت، لازم است از این ازدواج که به تبع آن فرزند‌آوری صورت می‌گیرد، اجتناب شود.
    اما اگر هر یک از زوجین، در صورت اقدام به ازدواج با هر شخص دیگری، باز هم سبب تولید فرزند ناقصی شود، در این صورت نمی‌توان گفت، به لحاظ اخلاقی، چنین ازدواجی ناپسند است زیرا تنها انگیزه برای ازدواج، ازدواج به هدف فرزند‌آوری نیست؛ بلکه می‌تواند بدون آن که فرزندآوری کند، ازدواج کند. در این صورت، حتی می‌تواند با شخص دیگری که به لحاظ فرزند‌آوری عقیم است ازدواج کند.

    حال اگر، مرد و زنی که احتمال ایجاد فرزند ناقص بوسیله آنها وجود دارد (و این احتمال هم قابل اعتناست مثلا 25 درصد)، با یکدیگر ازدواج کنند و بعد از ازدواج هم مصمم به فرزند‌آوری شوند، آیا کار این دو ظلم محسوب می‌شود؟ به عبارتی دیگر، به لحاظ اخلاقی، کاری نبایسته را مرتکب می‌شوند؟
    در پاسخ به نظر می‌آید کیفیت حکم اخلاقی در این جا مبتنی بر نظر شارع باشد یعنی باید با استفاده از نظر شارع مقدس و تعیین جواز و عدم جواز شرعیِ این کار، بایسته و نبایسته بودن این کار را به لحاظ اخلاقی تعیین کنیم.

    این نظر، با نظر اشاعره که قائل به شرعی بودن حسن و قبح افعال اند متفاوت است؛ در واقع، ما با عنایت به نظر شریعت در این باره، «کشف» از مصلحت و مفسده موجود در این کار خواهیم کرد یعنی قائل به نفس الامری بودن مصلحت و مفسده در این کار می‌باشیم.

    در پایان، لازم به ذکر است که این سؤال، خیلی ارزشمند و در عین حال خیلی دقیق و مهم است و نیازمند تأمل‌ها و بررسی‌های بیشتری است.
    سلا علیکم

    ممنون از راهنمایی شما

    من از نگاه خودم سوال رو توضیح میدم

    این سوال دو جنبه دارد
    یک جنبه فقهی و شرعی
    یک جنبه کلامی و عقلی( مثلا بحث حسن و قبح و اشاعره و عدلیه)

    فعلا جنبه عقلی و کلامی ان مدنظرم هست.

    از جنبه کلامی نیز میتوان دو نوع حکم داشته باشد
    بگوییم فلان کار غیر اخلاقی است به معنای ترک اولی
    یا بگوییم فلان کار ظلم است. و فاعل ظالم است.

    یعنی برای ظلم مرتبه قایل شویم.

    بعد خود این ظلم از چه جنسی است؟
    ظلم به نفس است یا ظلم به مردم و حق الناس؟
    یعنی اگر این فعل والدین ظلم از نوع دوم باشد انها حق الناس به گردن خواهند داشت و باید فرزند را راضی کنند.

    و باز جدای از مسئله کلامی و فقهی
    مسئله احتیاط به میان می آید
    یک بار احتیاط عقلی
    یک بار احتیاط از باب اینکه ادله شرعی وجود ندارد.

    با تشکر
    ویرایش توسط و طاها : ۱۳۹۵/۰۱/۱۴ در ساعت ۱۴:۱۸

  11. صلوات ها 4


  12. #6

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۰
    نوشته
    694
    حضور
    15 روز 17 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1803



    نقل قول نوشته اصلی توسط و طاها نمایش پست ها
    البته من این سوال را بیشتر از جهت عقلی و کلامی پرسیدم.
    بررسی این سوال از این منظر، مربوط به انجمن کلام و عقاید است. بجاست کارشناسان این بخش نیز نظر خود را بیان کنند.
    آیا والدینی که فرزند بیمار به دنیا بیاورند، ظالم هستند؟

  13. صلوات ها 4


  14. #7

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۵
    نوشته
    1,483
    حضور
    25 روز 18 ساعت 54 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    2
    گالری
    1
    صلوات
    7713



    نقل قول نوشته اصلی توسط yalda solimani نمایش پست ها
    و روشن است که وجود ـ هر چند ناقص ـ بهتر از عدم می باشد.
    نقل قول نوشته اصلی توسط yalda solimani نمایش پست ها
    اگر از یک اسپرم یا تخمکِ طبیعتاً معیوب فرزندی معیوب به دنیا آمد، در این حالت حقیقتاً نقصی نیست؛ بلکه موجودی کامل متولّد گشته که ما او را در قیاس با دیگران، ناقص می شمریم
    باسلام و احترام و تشکر از استاد حافظ
    مطلبی به ذهن بنده از مطالعه ی فرمایشات yalda solimani خطور کرد که عرض می کنم:
    درست است که می توان صحت یا نقص عضو را، نسبی در نظر گرفت، حتی انسانهای معمولی را نسبت به انبیاء و اولیاء، ناقص در نظر گرفت، منتها منظور ما از صحیح و سقیم، سلامتی در اعضا و جوارح است که انبیاء هم با ما در این مساله شریکند نه در روح و روان و خودسازی. منظورمان از صحت همان چیزی است که همه می فهمند. اگر بخواهیم نگاهی که شما به این مساله دارید داشته باشیم، یعنی نگاه نسبی، باید بین خود اولیاء نسبت به هم از عالی تا دانی، صحت و نقص قائل باشیم، آنکه که کاملتر است، صحیح تر و آنکه پایین تر است، ناقص تر محسوب کنیم.

    منظور از صحت و سقم، صحت و سقمِ عرفی است. همان چیزی که امام صادق علیه السلام هم بدان اشاره کرده اند، آن هنگامی که فرزندی متولد می شد از والدین او چنین سوالی می کردند که آیا فرزندان سالم است؟ سوال از جنسیت او نمی کردند بلکه از سلامت او می پرسیدند، بعد اگر سالم بود، حمد الهی را به جای می آوردند.


    وقتی مراجع عظام برای افرادی که می دانند اگر با فلان همسر همبستری داشته باشند، فرزندی نارس و ناقص به وجود می آید، نهی از این کار می کنند، پیداست که اسلام برای این مساله نظر دارد نمی گوید که فقط وجود، بهتر از عدم است، هر چند که وجود بهتر از عدم است، اما وقتی شما بتوانی فرزندی سالم با همسری دیگر ایجاد کنی، چه کاری هست که واسطه فرزندی ناقص بشوی؟! آیا کاری که بهتر است را رها کنیم و کار پستر را انجام دهیم؟


    خدا نفرموده که تو حتما باید با این زن یا مرد ازدواج کنی که فرزندت ناقص شود، بلکه اتفاقا نسبت به انتخاب رحمها و خصوصیات همسران از جهت جسمی، در روایات اسلامی، توجه ویژه ای شده است، لذا می توان بافرد دیگری ازدواج کرد یا این همسر را داشت و از او فرزندار نشد و همسری دیگر هم اختیار نمود که فرزندان سالم از او بوجود می آید. اگر ما بتوانیم در سلامت فرزندان نقش داشته باشیم، حتما باید رعایت کنیم.


    امیرالمومین علیه السلام وقتی می خواهند همسری اختیار کنند، به عقیل برادر خود می گویند برای من همسری انتخاب کن که فرزندان او رشید و قوی و مردانه (فحول) باشند. لذا ایشان ام البنین علیهاسلام را برای او انتخاب کردند. پس اهل بیت علیهم السلام هم به سلامت فرزند اهمیت می دانند و نمی گفتند هر چه شد، شد و هر اسپرمی با هر تخمکی خواست تلقیح شود، بشود؛ بلکه به صحت و سلامت آن هم نظر داشتند و کارها بر اساس فکر و برنامه پیش می رفتند.


    حتی ما در دعاهای اسلامی داریم که والدین از خداوند متعال فرزند سالم درخواست کنند، پیداست که سلامت جسم در هدایت و سعادت انسان اثر دارد، از این روست که می فرمایند عقل سالم در بدن سالم است.

    ویرایش توسط بصیر : ۱۳۹۵/۰۱/۱۶ در ساعت ۰۹:۳۰
    آیا والدینی که فرزند بیمار به دنیا بیاورند، ظالم هستند؟

  15. صلوات ها 8


  16. #8
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۴
    نوشته
    3,077
    حضور
    81 روز 15 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    2
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    3767



    آیا پدر و مادر ظالم هستند؟

  17. صلوات ها 4


  18. #9

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۴
    علاقه
    برنامه نویسی-انیمیشن-سینما-فیزیک-فلسفه...
    نوشته
    1,039
    حضور
    192 روز 22 ساعت 5 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1230



    هرکس می داند که ما نباید یک انسان و یا کودک را زجر بدهیم.این خلاف انسانیت و عواطم ماست.پس قطعا پدر و مادری که می دانند که کودکشان زجر خواهد دید و آن را به دنیا بیاورند.در واقع گو با دستان خودشان کودکی را زجر می دهند.طبیعیست که این کار ظلم است و پدر و مادر ظالم.البته جالبی کار این است که کار خدا هم دست کمی از کار پدر و مادر ندارد...خدا هم می داند که انسانی که به دنیا می آورد و خلق می کند، در طول تاریخ بسیار زجر ها و درد ها خواهند کشید...ولی با این حال خلق می کند
    پست های بعد از تو، سوء تفاهم بود!

  19. صلوات ها 4


  20. #10

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۰
    نوشته
    694
    حضور
    15 روز 17 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1803



    نقل قول نوشته اصلی توسط و طاها نمایش پست ها
    آیا پدر و مادر ظالم هستند؟

    نقل قول نوشته اصلی توسط پارسا مهر نمایش پست ها
    هرکس می داند که ما نباید یک انسان و یا کودک را زجر بدهیم.این خلاف انسانیت و عواطم ماست.پس قطعا پدر و مادری که می دانند که کودکشان زجر خواهد دید و آن را به دنیا بیاورند.در واقع گو با دستان خودشان کودکی را زجر می دهند.طبیعیست که این کار ظلم است و پدر و مادر ظالم.البته جالبی کار این است که کار خدا هم دست کمی از کار پدر و مادر ندارد...خدا هم می داند که انسانی که به دنیا می آورد و خلق می کند، در طول تاریخ بسیار زجر ها و درد ها خواهند کشید...ولی با این حال خلق می کند
    سخن در این باره به این سادگی‌ها نیست. هزاران نکته پوشیده از چشم ما در هر یک از محرومیت‌ها و معلولیتها وجود دارد که اگر آن هزاران نکته را مد نظر بگیریم اصلا زجر کشیدن چند سال محدود این دنیا، در مقابلش به حساب نخواهد آمد.
    توضیح سخن فوق نیازمند چند مقدمه است:
    مقدمه اول: دنیا پایان کار انسان نیست بلکه پرونده هر انسانی تا روز قیامت در جریان است. خداوند در کریمه شریفه می‌فرماید:
    «إِنَّا نَحْنُ نُحْيِ الْمَوْتى‏ وَ نَكْتُبُ ما قَدَّمُوا وَ آثارَهُمْ وَ كُلَّ شَيْ‏ءٍ أَحْصَيْناهُ في‏ إِمامٍ مُبينٍ » (یس/ آیه 12)
    ترجمه: «به يقين ما مردگان را زنده مى‏كنيم و آنچه را از پيش فرستاده‏اند و تمام آثار آنها را مى نويسيم و همه چيز را در كتاب آشكار كننده‏اى برشمرده‏ايم».
    پس با مرگ و رحلت از این دنیا، پرونده آثار بسته نخواهد شد.
    مقدمه دوم: از مهمترین مصادیق آثار هر انسان، نسل آن انسان است که این نسل تا قیامت ادامه خواهد داشت.
    مقدمه سوم: هر خیری که از نسل انسان سر زند و صدور این خیر ریشه در عملکرد ما داشته باشد، حسنات و برکات معطوف بر آن عمل خیر در نامه عمل ما نیز ثبت و ضبط خواهد شد.

    نتیجه:
    فرض کنیم شخص الف، که قرار است به صورت معلول از پدر و مادری مشکل دار متولد گردد؛ قبل از آنکه نطفه‌اش منعقد شده باشد (فرض کنید) انعقاد نطفه‌اش را به اختیار خودش واگذار کنند که آیا می‌خواهی نطفه‌ات منعقد شود یا نه؛ اگر بخواهد می‌شود و اگر نخواهد نمی شود؛ شخص الف، اگر به مقدمات فوق الذکر توجه عمیق داشته باشد، قطعا حاضر خواهد بود در عین داشتن معلولیت، پا به عرصه وجود گذارد تا از این طریق آثار و برکاتی نصیب او گردد.
    استدلال ضمنی وی نیز بدین صورت است که درست است که زمانی محدود گرفتار مشکلات عدیده خواهم بود اما می‌توانم با صبر و تحمل و تلاش و پشتکار، نتیجه‌ای شیرین کسب نموده، ابدیت خویش را شکوفا سازم.
    مهم آن است که نگاه ما به زندگی در دنیا چگونه است.
    در تاریخ وارد است شخصی کور در دوران حیات ائمه اطهار علیهم السلام، بعد از ملاقات با امام معصوم، با اشاره حقانی حضرت چشمانش را به دست آورد ولی با این استدراک از جانب حضرت روبرو شد که اگر می‌خواهی آن نعیم بهشتی خاصی که در سایه این نابینایی نصیب تو خواهد شد را از دست بدهی، چشمانت را به تو بر می گردانیم و الا دوباره در حالت نابینایی بر خواهی گشت.
    خب شخصی که گرفتار فقر است و این فقر نیز بنابر فرض، تحفه‌ای از جانب پروردگار به اوست زیرا اگر ثروت به او داده شود، نه خودش، بلکه (مثلا) نسلش از راه حق منحرف خواهند شد(بنا بر فرض)؛ ولو اینکه چند روز دنیا در سختیِ فقر به سر خواهد برد اما اگر با چشم باطن بین و بصیرت بنگرد، خوبی و رجحان این وضعیت اصلا قابل مقایسه با خوبیِ ثروتمند شدن در چند روزِ محدودِ دنیا نیست.
    شخص معلول و ناقص العضو نیز اینچنین است و از این قاعده متثنی نیست البته بنده یک مورد از فوائد و آثار حیات داشتنِ چنین انسانی را ذکر کردم موارد بسیاری را می‌توان تصور کرد که چنین شخصی در سایه آنها سوار بر مرکب خوشبختی، به اوج سعادت خواهد رسید.
    هزاران معلول و ناقص العضو اند که در عین داشتن کمبود جسمی، از اولیای الهی (به معنای عام) محسوب شده، یک تار موی آنان با هزاران انسان سالمی که راه طغیان و سرکشی را می پیمایند قابل تعویض نیست.
    نتیجه:
    نمی توان به یقین گفت واسطه شدن برای ایجاد فرزندی ناقص، مصداق ظلم است.
    لازم به ذکر است این مسأله، از جمله مسائل مهمی است که از چند جنبه قابل پیگیری است که یکی از ابعاد پژوهش پیرامون آن، پیگیری از منظر علم اخلاق و اصول اخلاقی است.
    انشاء الله با توضیحات مفید و فنی کارشناسان محترم در بخش احکام و کلام، به زوایای دیگر این موضوع واقف خواهیم شد.


    ویرایش توسط حافظ : ۱۳۹۵/۰۱/۲۶ در ساعت ۱۰:۵۹
    آیا والدینی که فرزند بیمار به دنیا بیاورند، ظالم هستند؟

  21. صلوات ها 6


صفحه 1 از 13 12311 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 6

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود