صفحه 1 از 5 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: رابطه قوه خیال با معاد جسمانی

  1. #1

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۳
    علاقه
    متافيزيك
    نوشته
    2,141
    حضور
    59 روز 2 ساعت 26 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2747

    رابطه قوه خیال با معاد جسمانی




    سلام
    اگر بدن اخروی از نظر ملاصدرا (ره)همان بدن برزخی و مثالی است پس چه فرقی است بین عالم برزخ و عالم پس از برزخ؟(قیامت)
    طبق مبانی فلسفی همه حکمای اسلامی عالم بعد از برزخ را عالم مجرد تام میدانند که اگر حیات بعد از برزخ(آمده در قرآن) را بخواهیم بر آن حمل کنیم دیگر جایی برای معاد جسمانی نمیماند... چون عالم عقل عالم مجرد تام است و از طرفی قائل بودن به این که عموم مردم از حیات برزخی و مثالی فراتر نمیروند با قرآن سازگاری ندارد

    نتیجه: ملاصدرا برزخ جسمانی را ثابت کرده نه معاد جسمانی را
    منتظر پاسخ شما به این ایراد هستم
    باتشکر

    ویرایش توسط مدیر ارجاع سوالات : ۱۳۹۴/۱۲/۲۷ در ساعت ۱۶:۲۳

  2. صلوات ها 3


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,511
    حضور
    174 روز 12 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58280



    با نام و یاد دوست







    رابطه قوه خیال با معاد جسمانی








    کارشناس بحث: استاد حافظ

  5. صلوات ها 3


  6. #3

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۰
    نوشته
    688
    حضور
    15 روز 13 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1793



    نقل قول نوشته اصلی توسط ملاali نمایش پست ها
    سلام
    اگر بدن اخروی از نظر ملاصدرا (ره)همان بدن برزخی و مثالی است پس چه فرقی است بین عالم برزخ و عالم پس از برزخ؟(قیامت)
    طبق مبانی فلسفی همه حکمای اسلامی عالم بعد از برزخ را عالم مجرد تام میدانند که اگر حیات بعد از برزخ(آمده در قرآن) را بخواهیم بر آن حمل کنیم دیگر جایی برای معاد جسمانی نمیماند... چون عالم عقل عالم مجرد تام است و از طرفی قائل بودن به این که عموم مردم از حیات برزخی و مثالی فراتر نمیروند با قرآن سازگاری ندارد

    نتیجه: ملاصدرا برزخ جسمانی را ثابت کرده نه معاد جسمانی را
    منتظر پاسخ شما به این ایراد هستم
    باتشکر
    سلام علیکم
    ضمن تبریک فرارسیدن سال نو و آرزوی توفیق روز افزون برای شما عزیزان؛
    در پاسخ به سؤال فوق، لازم است، اشاره‌ای خیلی مختصر به نظریه اشراقیون نیز داشته باشیم تا جایگاه سخن ملاصدرا روشن تر شود:

    شیخ اشراق از تبیین چگونگی تشکل انسان اخروی و ابدان مثالی با توجه به علوم و ملکات مکتسبه آدمی در این دنیا، کیفیت تحقق صور ملذه و مؤلمه در عالم آخرت و به طور کلی نحوه ادراک در عالم آخر ساکت است بر این اساس صدرا به اثبات سه اصل از اصول خود می پردازد تا تبیینی منسجم و نزدیک به واقع از معاد جسمانی ارائه دهد نخست آنکه تجرد قوه خیال را با براهین عقلی ثابت می کند تا راه برای تبیین چگونگی ادراک لذات و آلام صوری باز شود و حضور انسان اخروی در عالمی غیر مادی اما جسمانی و مقداری موجه گردد.

    نکته: با اثبات تجرد قوه خیال، معاد «متوسطین» (کسانی که به مرتبه کمال عقلی نرسیده‌اند) به خوبی تصحیح می‌شود.
    دوم آنکه ملاصدرا می کوشد با تبیین نقش علم و عمل در ساختن حقیقت انسان بر تفاوت -هر چند اعتباری- برزخ صعودی و نزولی صحه بگذارد طبق دیدگاه مثبتین عالم مثال این عالم، برزخی است میان عالم ماده و عالم مجردات عقلی که در آن صور معلقه‌ی مستنیره یا ظلمانیه[1] وجود دارد این عالم اول مثال صوری از حضرت علم خداوند در قوس نزول هستی است. اشراقیونی که قصد تصحیح معاد را با ابدان مثالی و در عالم مثال دارند عالم مثال در قوس نزول یا مثالی نزولی را قصد می‌کنند[2]و همان طور که گفته شد این عالم نمیتواند ملاک حشر باشد. از این رو صدرا در تفکیک میان این دو برزخ، عالمی را ملاک حشر می‌داند که حقیقت انسان در آن ساخته شده‌ی علم و عمل آدمی باشد.
    ما قاله قدوة المکاشفین محی الدین العربی علیک ان تعلم ان البرزخ الذی تکون الارواح فیه بعد المفارقة من النشئة الدنیاویة هو غیر البرزخ الذی بین الارواح المجردة و الاجسام لان تنزلات الوجود و معارجه دوریه و المرتبة التی قبل النشئة الدنیاویة – هی من مراتب التنزلات و لها الاولیة التی بعدها من مراتب المعارج ...»[3]
    سوم آنکه صدرا با تبیین قیام صدوری صور ادراکی و از جمله صور خیالی به نفس، سعی دارد کیفیت وجود و تحقق صور خیالی و مثالی در عالم آخرت را تبیین کند. از دیدگاه وی، تمامی صور خیالی که انسان در عالم آخرت ادراک می کند در واقع از خود نفس منتشی میشوند از این رو ادراک این صور ادراکی توسط انسان در درون ذات خویش می باشد و به همین جهت است که لذت و المی به مراتب شدیدتر از لذات و آلام دنیوی به همراه دارد. از دیدگاه صدرا بدن اخروی انسان هم از مراتب مثالی نفس آدمی و جزء شئون حسیات آن شمرده می‌شود و از این رو حقیقت مستقلی جدای از نفس انسان ندارد و در درون نفس معنا می‌یابد[4]این صور بدنی به مقتضای مناسبت با ملکات مکتسبه نفس توسط واهب الصور و از طریق خود نفس منتشی می‌شوند. حتی لذت و عذاب صور اخروی هم به حکم اتحاد فعل و ادراک به جهت صور خیالیی است که نفس ابداع و انشاء می کند.[5]
    اما آیا صدرا معتقد است که صور ملذه یا مولمه اخروی همه بر ساخته‌ی توهم آدمی است؟ و نهایتا همان گونه که انسان در همین دنیا در خواب یا بیداری از برخی از صور خیالی و موهوم ساخته خیال لذت می برد یا معذب میشود در عالم آخرت هم چنین وضعی حاکم است؟

    این سؤالی است که انشاء الله در ادامه بدان پرداخته می‌شود.


    [1]. شهرزوری، شمس الدین، شرح حکمت الاشراق، ص 553.

    [2]. «ان الصعود الی السماء مع ابدان انما یکون من احکام الاقلیم الثامن الذی هو عالم المثال. فان الارض لما انقسمت سبع اقالیم کان الثامن هو عالم المثال المعلقة الذی یوجد من الابدان الصاعدة الی السماء. فان صعود الابدان العنصریة الیها محال و اظهار العجائب و الغرائب من الانبیاء و الاولیاء اکثر ما یکون بسبب الوصول الی هذا العالم و معرفته مظاهره و خواصه» (همان، ص 594.

    [3]. صدر المتألهین، الاسفار الاربعه ج9، ص 45-46. همو،‌تفسیر القرآن الکریم، ج6، ص 72 و 195؛ البته صدرا در رساله شواهد ربوبیه اگر چه بر تفاوت این دو برزخ اصرار دارد اما این تفاوت را تفاوتی اعتباری می داند و می گوید فی ان البرزخ الذی یکون الارواح فیه بعد المفارقة من الدنیا هو بعینه العالم الذی کان الارواح فیها من حیث موطنها الاصلی قبل هذا الکون، لا کما ذکره الشیخ الاعظم محی الدین العربی من ان احدهما غیر الاخر الا ان اراد تغایرا بالاعتبار. و اما التعویل علی ان تنزلات الوجود معارجة دوریة و علی ان الصور التی تلحق الارواح فی البرزخ انما هی صور الاعمال و نتیجة الافعال و خلاف صور العالم الذی هو متوسط بین عالم المفارقات و هذا العالم فلا یضرنا لما حققنا فی مقامه ان المبادی ... . همو مجموعه رسائل فلسفی صدر المتألهین ص 304.

    [4]. و تلک الصور المشهودة للنفس قد علمت انها لیست خارجة عن ذاتها بل عینها ... . همو، الاسفار الاربعه ج 9، ص 338.

    [5]. ان الجنة الجسمانیة عبارة عن الصور الادراکیة قائمة بالنفس الخیالیه مما تشتهیها النفس و تستلذها و لا ... (صدرالمتألهین، الاسفار الاربعه، ج9، ص 342) و قد علمت ان جنة المومن او جحیم الکافر لیست بامر خارج عن نفسه فاذا کانت معدة الیوم کانت متصلة بها و ان کان هو فی حجاب عنها (همان، ج9، ص 335).





    رابطه قوه خیال با معاد جسمانی

  7. صلوات ها 3


  8. #4

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۰
    نوشته
    688
    حضور
    15 روز 13 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1793



    نقل قول نوشته اصلی توسط ملاali نمایش پست ها
    طبق مبانی فلسفی همه حکمای اسلامی عالم بعد از برزخ را عالم مجرد تام میدانند
    لطفا دلیل این مطلب را ذکر بفرمایید منبع آن را هم بفرمایید.
    رابطه قوه خیال با معاد جسمانی

  9. صلوات ها 2


  10. #5

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۳
    علاقه
    متافيزيك
    نوشته
    2,141
    حضور
    59 روز 2 ساعت 26 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2747



    نقل قول نوشته اصلی توسط حافظ نمایش پست ها


    سلام علیکم
    ضمن تبریک فرارسیدن سال نو و آرزوی توفیق روز افزون برای شما عزیزان؛
    در پاسخ به سؤال فوق، لازم است، اشاره‌ای خیلی مختصر به نظریه اشراقیون نیز داشته باشیم تا جایگاه سخن ملاصدرا روشن تر شود:

    شیخ اشراق از تبیین چگونگی تشکل انسان اخروی و ابدان مثالی با توجه به علوم و ملکات مکتسبه آدمی در این دنیا، کیفیت تحقق صور ملذه و مؤلمه در عالم آخرت و به طور کلی نحوه ادراک در عالم آخر ساکت است بر این اساس صدرا به اثبات سه اصل از اصول خود می پردازد تا تبیینی منسجم و نزدیک به واقع از معاد جسمانی ارائه دهد نخست آنکه تجرد قوه خیال را با براهین عقلی ثابت می کند تا راه برای تبیین چگونگی ادراک لذات و آلام صوری باز شود و حضور انسان اخروی در عالمی غیر مادی اما جسمانی و مقداری موجه گردد.

    نکته: با اثبات تجرد قوه خیال، معاد «متوسطین» (کسانی که به مرتبه کمال عقلی نرسیده‌اند) به خوبی تصحیح می‌شود.
    دوم آنکه ملاصدرا می کوشد با تبیین نقش علم و عمل در ساختن حقیقت انسان بر تفاوت -هر چند اعتباری- برزخ صعودی و نزولی صحه بگذارد طبق دیدگاه مثبتین عالم مثال این عالم، برزخی است میان عالم ماده و عالم مجردات عقلی که در آن صور معلقه‌ی مستنیره یا ظلمانیه[1] وجود دارد این عالم اول مثال صوری از حضرت علم خداوند در قوس نزول هستی است. اشراقیونی که قصد تصحیح معاد را با ابدان مثالی و در عالم مثال دارند عالم مثال در قوس نزول یا مثالی نزولی را قصد می‌کنند[2]و همان طور که گفته شد این عالم نمیتواند ملاک حشر باشد. از این رو صدرا در تفکیک میان این دو برزخ، عالمی را ملاک حشر می‌داند که حقیقت انسان در آن ساخته شده‌ی علم و عمل آدمی باشد.
    ما قاله قدوة المکاشفین محی الدین العربی علیک ان تعلم ان البرزخ الذی تکون الارواح فیه بعد المفارقة من النشئة الدنیاویة هو غیر البرزخ الذی بین الارواح المجردة و الاجسام لان تنزلات الوجود و معارجه دوریه و المرتبة التی قبل النشئة الدنیاویة – هی من مراتب التنزلات و لها الاولیة التی بعدها من مراتب المعارج ...»[3]
    سوم آنکه صدرا با تبیین قیام صدوری صور ادراکی و از جمله صور خیالی به نفس، سعی دارد کیفیت وجود و تحقق صور خیالی و مثالی در عالم آخرت را تبیین کند. از دیدگاه وی، تمامی صور خیالی که انسان در عالم آخرت ادراک می کند در واقع از خود نفس منتشی میشوند از این رو ادراک این صور ادراکی توسط انسان در درون ذات خویش می باشد و به همین جهت است که لذت و المی به مراتب شدیدتر از لذات و آلام دنیوی به همراه دارد. از دیدگاه صدرا بدن اخروی انسان هم از مراتب مثالی نفس آدمی و جزء شئون حسیات آن شمرده می‌شود و از این رو حقیقت مستقلی جدای از نفس انسان ندارد و در درون نفس معنا می‌یابد[4]این صور بدنی به مقتضای مناسبت با ملکات مکتسبه نفس توسط واهب الصور و از طریق خود نفس منتشی می‌شوند. حتی لذت و عذاب صور اخروی هم به حکم اتحاد فعل و ادراک به جهت صور خیالیی است که نفس ابداع و انشاء می کند.[5]
    اما آیا صدرا معتقد است که صور ملذه یا مولمه اخروی همه بر ساخته‌ی توهم آدمی است؟ و نهایتا همان گونه که انسان در همین دنیا در خواب یا بیداری از برخی از صور خیالی و موهوم ساخته خیال لذت می برد یا معذب میشود در عالم آخرت هم چنین وضعی حاکم است؟

    این سؤالی است که انشاء الله در ادامه بدان پرداخته می‌شود.


    [1]. شهرزوری، شمس الدین، شرح حکمت الاشراق، ص 553.

    [2]. «ان الصعود الی السماء مع ابدان انما یکون من احکام الاقلیم الثامن الذی هو عالم المثال. فان الارض لما انقسمت سبع اقالیم کان الثامن هو عالم المثال المعلقة الذی یوجد من الابدان الصاعدة الی السماء. فان صعود الابدان العنصریة الیها محال و اظهار العجائب و الغرائب من الانبیاء و الاولیاء اکثر ما یکون بسبب الوصول الی هذا العالم و معرفته مظاهره و خواصه» (همان، ص 594.

    [3]. صدر المتألهین، الاسفار الاربعه ج9، ص 45-46. همو،‌تفسیر القرآن الکریم، ج6، ص 72 و 195؛ البته صدرا در رساله شواهد ربوبیه اگر چه بر تفاوت این دو برزخ اصرار دارد اما این تفاوت را تفاوتی اعتباری می داند و می گوید فی ان البرزخ الذی یکون الارواح فیه بعد المفارقة من الدنیا هو بعینه العالم الذی کان الارواح فیها من حیث موطنها الاصلی قبل هذا الکون، لا کما ذکره الشیخ الاعظم محی الدین العربی من ان احدهما غیر الاخر الا ان اراد تغایرا بالاعتبار. و اما التعویل علی ان تنزلات الوجود معارجة دوریة و علی ان الصور التی تلحق الارواح فی البرزخ انما هی صور الاعمال و نتیجة الافعال و خلاف صور العالم الذی هو متوسط بین عالم المفارقات و هذا العالم فلا یضرنا لما حققنا فی مقامه ان المبادی ... . همو مجموعه رسائل فلسفی صدر المتألهین ص 304.

    [4]. و تلک الصور المشهودة للنفس قد علمت انها لیست خارجة عن ذاتها بل عینها ... . همو، الاسفار الاربعه ج 9، ص 338.

    [5]. ان الجنة الجسمانیة عبارة عن الصور الادراکیة قائمة بالنفس الخیالیه مما تشتهیها النفس و تستلذها و لا ... (صدرالمتألهین، الاسفار الاربعه، ج9، ص 342) و قد علمت ان جنة المومن او جحیم الکافر لیست بامر خارج عن نفسه فاذا کانت معدة الیوم کانت متصلة بها و ان کان هو فی حجاب عنها (همان، ج9، ص 335).




    سلام
    سال نو شما هم مبارک

    پاسخ شما در این پست اگرچه خوب و لازم بود اما متمرکز به ایراد طرح شده نبود
    انشالله در ادامه به ایراد وارد شده هم پاسخ گویید

  11. صلوات ها 2


  12. #6

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۳
    علاقه
    متافيزيك
    نوشته
    2,141
    حضور
    59 روز 2 ساعت 26 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2747



    نقل قول نوشته اصلی توسط حافظ نمایش پست ها
    لطفا دلیل این مطلب را ذکر بفرمایید منبع آن را هم بفرمایید.
    در عرفان نظری و فلسفه اسلامی برای عالم خلقت سه مرتبه وجودی اثبات شده است ، که عبارتند از:
    1) عالم عقول که آن را عالم جبروت ، عالم مجرّدات تامّه و ... نیز می نامند.
    2) عالم مثال که آن را عالم ملکوت ، عالم برزخ و ... نیز می گویند.
    3) عالم طبیعت که آن را با نامهای عالم ناسوت ، عالم مادّه و عالم دنیا و ... هم می شناسند.

    منبع: http://maaref.porsemani.ir/node/3981
    و صدها مقالات دیگر

  13. صلوات


  14. #7

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۰
    نوشته
    688
    حضور
    15 روز 13 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1793



    نقل قول نوشته اصلی توسط ملاali نمایش پست ها
    در عرفان نظری و فلسفه اسلامی برای عالم خلقت سه مرتبه وجودی اثبات شده است ، که عبارتند از:
    1) عالم عقول که آن را عالم جبروت ، عالم مجرّدات تامّه و ... نیز می نامند.
    2) عالم مثال که آن را عالم ملکوت ، عالم برزخ و ... نیز می گویند.
    3) عالم طبیعت که آن را با نامهای عالم ناسوت ، عالم مادّه و عالم دنیا و ... هم می شناسند.

    منبع: http://maaref.porsemani.ir/node/3981
    و صدها مقالات دیگر
    ولی ذکر این مبانی، پاسخ سؤال بنده و اثبات مدعای شما نبود ها !
    رابطه قوه خیال با معاد جسمانی

  15. صلوات


  16. #8

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۳
    علاقه
    متافيزيك
    نوشته
    2,141
    حضور
    59 روز 2 ساعت 26 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2747



    نقل قول نوشته اصلی توسط حافظ نمایش پست ها
    ولی ذکر این مبانی، پاسخ سؤال بنده و اثبات مدعای شما نبود ها !
    چرا نبود؟!!
    شما در جواب پست ما که عرض کرده بودیم عالم بعد از برزخ عالم مجرد تام است فرمودید منبع..بنده هم منبع دادم

    در ضمن بنده ادعا نکردم بلکه سوال کردم که معاد جسمانی صدرایی اگر در عالم برزخ و مثال محقق میشود پس عالم بعد از برزخ چیست؟ مگر قراره که عموم و متوسطین از برزخ فراتر نروند؟ این در تضاد با قران است که سخن از حیات بعد از برزخ برای همه دارد..

    و اگر معاد جسمانی همونطور که از قرآن هم بدست می آید مربوط به عالم بعد از برزخ است...خب این چگونه با این مبنای فلسفی که عالم بعد از برزخ عالم مجردات تام است قابل جمع است؟
    ویرایش توسط غریبه آشنا : ۱۳۹۵/۰۱/۰۳ در ساعت ۲۰:۵۱

  17. صلوات


  18. #9

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۰
    نوشته
    688
    حضور
    15 روز 13 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1793



    ملاصدرا در مقام بیان آراء در باب معاد جسمانی به چهار نظر اشاره می‌کند و با پذیرش دو نظر از آنها دو نظریه دیگر از آنها را نادرست می داند «اعلم ان لاهل الایمان و الاعتقاد بحقیة الحشر و المعاد و بعث الاجساد حسب ما ورد فی الشریعة الحقة مقامات»[1] یکی از این نظرات تفسیری خیالی و موهوم از صور اخروی است.[2] که صدرا با نادرست دانستن آن تقریر، نظریه خود را چنین آغاز می‌کند:
    المقام الرابع فی الاعتقاد بالصور التی فی الاخرة هو مقام الراسخین فی العرفان الجامعین بین ... [3]

    از این رو صدرا با عبارت «و لا انها امور خیالیة و موجودات مثالیه لا وجود لها فی العین» خیالی و موهوم بودن صور اخروی را نفی می‌کند و در بیانی نسبتا تفصیلی عینی بودن صور اخروی و این همانی خیال و حس را در عالم آخرت تبیین می کند.[4]

    بعد از ذکر این مقدمه، در پست‌های بعدی، گزارشی از برزخ و آخرت از منظر ملاصدرا بیان خواهد شد.

    [1]. وی در مورد نظر اول که نظر عامه مردم و سالمترین نظردر بین انظار است می گوید المقام الاول ادناها فی التصدیق و اسلمها عن الافات مرتبة عوام اهل الاسلام و هو عن جمیع الامور الآخرة من عذاب القبر و الضغطه و ... (همان، ج9، ص 171؛ همو، المبدأ و المعاد، ص 433)

    [2]. صدرا در بیان این دیدگاه که آن را از جمله به غزالی نسبت می دهد می گوید المقام الثانی ان تلک الامور الموعودة بها المتوعد علیها فی عالم الاخرة هی ... (صدرالمتألهین، الاسفار المتأله، ج9، ص 172) اما باید توجه داشت که لازمه این دیدگاه آن است که آدمی در عالم آخرت همراه با قوه خیال باشد از این رو اگر چه غزالی در خیالی و موهوم دانستن صور خیالی راه صواب نرفته است اما در تجرد قوه خیال درست اندیشیده است (ر.ک: آشتیانی، شرح بر زاد المسافر، ص 276)

    [3]. صدرالمتألهین الاسفار الاربعه ج9، ص 175.

    [4]. صدرا ابتدا بیانی اجمالی در این زمینه دارد که می گوید: و اعلم ان لکل نفس من نفوس السعداء فی عالم الاخرة مملکة عظیمة الفسحة ... (همان، ج9، ص 177).




    رابطه قوه خیال با معاد جسمانی

  19. صلوات


  20. #10

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۰
    نوشته
    688
    حضور
    15 روز 13 ساعت 30 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    1793



    اما در این دیدگاه جناب صدرا ابهام دیگری نیز وجود دارد: اگر انسان همواره همراه صورتی بدنی است و اگر در عالم اخرت نفس همراه است با بدن اخروی مثالی، و اگر صور ملذه و مولمه صوری مثالی اند که از نفس منتشی میشوند و و اگر مدرک همه این امور صوری مثالی قوه مجردی به نام خیال است پس تفاوت برزخ یعنی عالمی که روح انسان بعد از مرگ به آنجا منتقل میشود و حد فاصل است میان دنیا و آخرت چه می‌باشد؟

    شکی نیست که هم از منظر قرآن، برزخ با بعث و حشر متفاوت است:‌« و من ورائهم برزخ الی یوم یبعثون»[1]و هم از دیدگاه همه متفکران مسلمان، اما با این وجود این تفاوت در دیدگاه صدرا چه توجیهی دارد؟

    برزخ که در معنای لغوی آن فاصل و حاجز بودن میان دو شیء اخذ شده است گاهی و عمدتا درمتون دینی در معنای عالم واسطه‌ای میان دنیا و آخرت به کار می رود عالمی که ارواح مردگان به آنجا انتقال می‌یابد با توجه به ویژگی‌های این عالم که در متون دینی بیان شده است یا بعضا در متون عرفانی گزارش شده است متفکرین معترف به وجود عالم مثال، آن را دارای هویتی مثالی می دانند که مردمان در آن با ابدانی مثالی از لذت و المی مثالی برخوردار می‌شوند واضح است که عالم برزخ در این معنا در مقابل عالم آخرت اعم از بهشت و جهنم است اما برزخ گاهی و عمدتا در کلمات حکما در مقام اشاره به عالمی به کار می رود که واسطه میان عالم ماده و عالم مجردات عقلی است و بعدی ندارد که برزخ در این معنا عالم آخرت یا برخی از مراتب آخرت را هم شامل باشد.[2]اگر برزخ در معنای نخست تنها شامل برخی از مراتب عالم مثال و برزخ صعودی است اما برزخ در معنای دوم برزخ و مثال نزولی و هم صعودی را در بر میگیرد با این وصف عالم آخرت هم دست کم در برخی مراتب هویتی مثالی خواهد داشت
    اما باز این سوال باقی است که تفاوت عالم برزخ و مثالی که ارواح بعد از مرگ به آن منتقل شده اند و عالم آخرتی که هویت مثالی دارد چیست؟‌

    در پاسخ باید گفت عالم برزخ ارواح و عالم آخرت در برخی مراتب خود از جهت مثالی بودن و احکام مربوط به آن تفاوتی ندارند. وحدت قوای ادراکی، جمع امور متضاد،[3]و تجسم اعمال از مختصات عوالم غیر مادی است اما صدرالمتألهین تفاوت برزخ ارواح و آخرت را که مورد تأکید شریعت نیز هست، در تفاوت شدید و ضعیف می‌داند و بر آن است که در برزخ ارواح ادراک انسان به تبع لذات و آلام او به جهت تعلقات باقیمانده نسبت به امیال و شهوات دنیوی و احاطه هیئات حاصل از اعمال و رفتار انجام گرفته در دنیا از حدت و شدت برخوردار نیست به تعبیر دیگر در عالم برزخ ارواح به جهت همان بقای تعلق هنوز نیم نگاهی به دنیا دارند و همین نگاه دنیوی است که باعث سلب محوضت ادراک، لذت و الم است. اما در عالم آخرت انسانها با برانگیخته شدن از قبور، این هیئات و مشتهیات، بصری حدید و ادراکی شدید می‌یابند و با وداع از کل تعلقات، در لذات یا آلام، سرمدی می گردند.[4]
    اما البعث فهو خروج النفس عن غبار هذه الهیئات المحیطة بها کما یخرج الجنین من القرار المکین ...[5]
    بر این اساس اگر انسان در عالم برزخ ارواح، ادراکی همراه با ابهام و بدون شفافیت و حدت کافی دارد، در عالم آخرت، این ادراک همراه با شفافیت کامل است و از این رو می توان گفت که ادراک برزخی ادراک خیالی است و ادراک اخروی ادراکی ملموس و حسی است گو اینکه در عوالم فوق دنیا، حس و خیال وحدتی وجودی دارند و آن تباین موجود میان قوای انسان در دنیا در این عوالم حاکم نیست اما با این حال، به جهت همان شدت و ضعف میان برزخ و آخرت می‌توان تفاوت ادراک میان این دو را به تفاوت ادراک خیالی که فاقد شفافیت کامل است و ادراک حسی ملموس که دارای شفافیت کامل است تفسیر کرد.
    و الفرق بین الصور التی یراه و یکون علیها الانسان فی البرزخ و التی یشاهدها [6]
    بنابراین همان گونه که برزخ در مقایسه با دنیا بیداری است از خواب دنیا، در مقایسه با عالم آخرت خواب است در برابر بیداری اخروی؛ از این رو بعث از قبور برزخی به معنای یقظه و تنبهی است از ادراک مبهم و غفلت ناشی از هیئات برزخی.[7]
    فالمراد بالقبر و المرقد فی قوله تعالی من بعثنا من مرقدنا هذه الاظلال و الهیئات المحیطة بالنفس ... [8]


    [1]. المومنون: 100.

    [2]. چنان که صدرا میگوید قد علمت ان النشأة الاخرة نشئة متوسطة بین المجردات العقلیة و بین الجسمانیات المادیة (صدر المتألهین الاسفار المتألهه ج9، ص 335)

    [3]. و یعلم ایضا ان وحدة الموضوع التی اعتبره المنطقیون فی شرایط التناقض لابد ان یختص... (صدر المتألهین تفسیر القرآن الکریم ج6، ص 72)

    [4]. چنان که صدرا از ابن عربی در فتوحات چنین نقل می‌کند: و قال فی الباب الثالث و الستین من فتوحاته المکیة: «فجمیع ما یدرکه الانسان بعد موته فی البرزخ من الامور لعین الصور التی هو بها فی الدنیا» و قال فی اخر هذا الباب: «و کل انسان فی البرزخ مرهون بکسبه محبوس فی صور اعماله الی ان یبعث یوم القیامة فی النشئة الاخرة» انتهی کلامه (همان، ج5، ص 210).

    [5]. صدرا، الاسفار الاربعة ج9، ص 224-225.

    [6]. همان ج 9 ص 335.

    [7]. الوجود الاخروی یتفاوت مع الوجود البرزخی تفاوت الشدید مع الضعیف نسبته الیه ... (همان، ج9،ص 29 پاورقی سبزواری).

    [8]. همان ج9، ص 224.




    ویرایش توسط حافظ : ۱۳۹۵/۰۱/۰۴ در ساعت ۰۸:۰۹
    رابطه قوه خیال با معاد جسمانی

  21. صلوات ها 4


صفحه 1 از 5 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع رو مطالعه کرده اند از ۱۳۹۶/۰۵/۳۱, ۱۳:۲۳ : 1

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود