صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: خداوند و بدیهیات عقلی

  1. #1

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۰
    علاقه
    عرفان
    نوشته
    179
    حضور
    16 روز 12 ساعت 36 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    851

    اشاره خداوند و بدیهیات عقلی




    به نام آنکه این دریای دایر
    ز عین عقل اول کرد ظاهر

    سلام و درود بر همراهان اسک دینی

    اینگونه آغاز می‌کنیم:

    بدیهیاتی وجود دارند که نیازی به اثبات ندارند یا به بیان برخی قابل اثبات نیستند،‌ هرچند که ثابتند. و هر انسان عاقلی درستی آنها را بداهتا می‌پذیرد مانند:

    کل از جزء بزرگتر است.
    اجتماع نقیضین محال است.
    و ...

    برخی از فلاسفه در پاسخ به برخی شبهات، به این بدیهیات استدلال می‌کنند (هر چند که اینگونه پاسخ‌ها مورد قبول بسیاری از متکلمین نیست). به این صورت مثلا:

    سوال: آیا خداوند می‌تواند اجتماع نقیضین کند؟
    جواب: اجتماع نقیضین محال است.
    سوال: پس چرا می‌گوییم «ان الله علی کل شی قدیر»؟
    جواب: قدرت خداوند بر محال تعلق نمی‌گیرد. یعنی هر چه که «شدنی» باشد در محدوده قدرت خداوند خواهد بود و هر چه «نشدنی» باشد از این محدوده خارج است. و به عبارتی این موضوع نقص فعلی دارد نه نقص فاعلی. یعنی فاعل محدود و ناقص نیست بلکه این فعل است که ناقص است. به عبارت دیگر پاسخ سوال در خود سوال هست به این صورت که اگر خداوند قادر به انجام «نشدنی» باشد، دیگر به آن «نشدنی» نمی‌گویند.

    برخی نیز معتقدند که خداوند به این بدیهیات عقلی محدود نمی‌گردد. یعنی خداوند حتی می‌تواند اجتماع نقیضین کند. لکن تصور آن از محدوده عقل ما خارج است.

    سوال اینجاست که این بدیهیات از کجا آمده‌اند. آیا خداوند آنها وضع کرده است؟ آیا این مفروضات خداوند را نیز محدود می‌کنند؟
    سوال من درباره اصل این بدیهیات است نه مصادیق آنها.

    امیدوارم که توانسته باشم سوالم را به خوبی تبیین کنم.

    والسلام علی من اتبع الهدی

    ویرایش توسط سیده راضیه : ۱۳۹۵/۰۱/۲۹ در ساعت ۱۰:۱۴

    وَ مَن یَتَّقِ اللهَ یَجْعَل لَه مَخْرَجًا وَ یَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لَا یَحْتَسِبُ
    وَ مَن یَتَوَکَّلْ عَلَی اللهِ فَهُوَ حَسْبُهُ
    اِنَّ اللهَ بَالِغُ اَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللهُ لِکُلِّ شَیْءٍ قَدْرًا


  2. صلوات ها 4


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,194
    حضور
    169 روز 8 ساعت 57 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    57722



    با نام و یاد دوست







    خداوند و بدیهیات عقلی








    کارشناس بحث: استاد صدیق

  5. صلوات ها 3


  6. #3

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعه و تفکر
    نوشته
    5,022
    حضور
    58 روز 15 ساعت 59 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    15052



    باسلام
    قضایایی که انسان در استدلال به کار میبرد در منطق کلاسی به دو قسم بدیهی و نظری است.
    بدیهیات، قضایایی هستند که تصدیق به آنها احتیاج به فکر و استدلال ندارد .
    نظریات نیز قضایایی است که تصدیق به آنها نیاز به فکر و استدلال دارد.
    بدیهیات نیز به دو قسم اولی و ثانوی تقسیم میشود.
    بدیهیات اولی به آن قسم از بدیهیات گفته میشودکه تصدیق به آنها به هیچ چیزی به جز تصور دقیق موضوع و محمول نیاز ندارد مانند اجتماع نقیضین و بدیهیات ثانویه به قضایایی گفته میشود که تصدیق به آنها در گروه به کار گرفتن اندامهای حسی یا چیزهای دیگری غیر از تصور موضوع و محمول است.(1) و به همین جهت استدلال برای اثبات آنها ممکن است هرچند نیازی به استدلال ندارند.

    آنچه در سوال وجودداشت، قضایای بدیهی اولیه است. قضایایی از جمله اصل علیت، اجتماع نقیضین و اجتماع ضدین از این نوع است.
    سوال اینجاست که بداهت این قضایا چگونه به وجود آمده است و چرا این قضایا مصون از خطا هستند؟

    سر مصون از خطا بودن این قضایا آن است که این قضایای بدیهی بر دو نوع هستند:
    بدیهیاتی که تحلیلی و توتولوژی هستند و انکارشان ممکن نیست مانند قضیه "کل معلول یحتاج الی علته". در این قضیه، محمول(یعنی نیازمندی به علت) در موضوع(معلول) وجود دارد. بنابراین اصل علیت از جمله قضایای تحلیلی است.
    دسته دوم بدیهیاتی است که بازگشت به علم حضوری دارند و ریشه در علم حضوری دارند. بدین معنا که منشأ پیدایش آنها، علم حضوری است و چون در علم حضوری خطا راه ندارد در این بدیهیات نیز خطا راه ندارد. مانند اصل استحاله اجتماع نقیضین که با تصور اطراف این قضیه(مانند وجود، عدم، اجتماع و ارتفاع) اذعان میکند که وجودو عدم قابل اجتماع نیست.(2)

    بنابراین، این قضایا، واقع نما هستند ولی واقع نما بودن آنها و خطا ناپذیر بودن آنها به واسطه مخلوق بودنشان نیست. یعنی اینطور نیست که خداوند این قضایا را مستقیما یا غیر مستقیم ایجاد کرده باشد، بلکه واقعیت عالم است و اگر هیچ مخلوقی نیز خداوند نداشت و هیچ چیزی را نیز خلق نکرده بود، باز هم اجتماع نقیضین محال بود، اجتماع ضدین محال بود و ....
    یا اینکه هر معلولی به علت نیاز دارد به خاطر واقعیت ممکن الوجود و معلول است که نمیتواند بدون علت باشد. ذهن انسان نیز از این واقعیت یا به مشاهده عالم خارج یا به واسطه مشاهده و تجربه باطنی، پی میبرد که هر معلولی نیاز به علت دارد.

    ــــــــــــــ
    1. آموزش فلسفه، مصباح یزدی، ج1، 236-237
    2. نظام معرفت شناسی صدرایی، ص353-354(خسروپناه و پناهی، تهران، انشارات پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه، 1388)

    خداوند و بدیهیات عقلی

  7. صلوات ها 3


  8. #4

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۰
    علاقه
    عرفان
    نوشته
    179
    حضور
    16 روز 12 ساعت 36 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    851



    نقل قول نوشته اصلی توسط صدیق نمایش پست ها
    بنابراین، این قضایا، واقع نما هستند ولی واقع نما بودن آنها و خطا ناپذیر بودن آنها به واسطه مخلوق بودنشان نیست. یعنی اینطور نیست که خداوند این قضایا را مستقیما یا غیر مستقیم ایجاد کرده باشد، بلکه واقعیت عالم است و اگر هیچ مخلوقی نیز خداوند نداشت و هیچ چیزی را نیز خلق نکرده بود، باز هم اجتماع نقیضین محال بود، اجتماع ضدین محال بود و ....
    سلام و عرض ارادت خدمت استاد عزیز جناب صدیق

    از توضیحات شما ممنونم و پیشاپیش بابت صبر و حوصله شما در پاسخگویی تشکر می‌کنم.

    اگر خداوند هیچ مخلوقی نمی‌داشت و هیچ چیز را خلق نکرده بود؛ عالمی وجود نداشت تا بتوانیم بگوییم این قضایا واقعیت عالم است.
    اگر این قضایا واقعیت عالم است، به نظر می‌رسد که باید بپذیریم این قضایا مربوط به عالم بوده و با اراده خداوند قرار داده شده‌اند.

    اینچنین نیست؟


    وَ مَن یَتَّقِ اللهَ یَجْعَل لَه مَخْرَجًا وَ یَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لَا یَحْتَسِبُ
    وَ مَن یَتَوَکَّلْ عَلَی اللهِ فَهُوَ حَسْبُهُ
    اِنَّ اللهَ بَالِغُ اَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللهُ لِکُلِّ شَیْءٍ قَدْرًا


  9. صلوات ها 3


  10. #5

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۴
    علاقه
    علاقمند به کتاب روانشناسی و تاریخی
    نوشته
    1,310
    حضور
    40 روز 11 ساعت 19 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    10
    صلوات
    3696



    با سلام

    همانطور که در ضرورت فلسفه اشاره شد، در سیر فکری ساده انگارانه ای که ما طی می کنیم، اطلاعات در ذهن ما طبقه بندی نمی شوند. اگرچه خودمان اطلاعات را طبقه بندی نکردیم، ضمیر ناخودآگاه ما این کار را انجام می دهد. دو چیز را معتبر و ارزشمند تلقی می کند:

    1. آنچه هیجان انگیز است(مورد توجه بیشتر است)

    2. آنچه بسیار تکرار شود

    چرخ زندگی انسان بدون معنویات می چرخد؛ ولی بدون مادیات نمی چرخد. به همین دلیل، انسان اگر به تفکر و تعقل نپردازد، خود به خود زندگی خود را با اندیشه های مادی می چرخاند و اعتبار عوامل مادی برایش بیشتر می شود. همچنین اعتبار معنویات کاهش می یابد و مورد شک قرار می گیرند-هرچند بدیهی باشند-. اما چطور می توان از مادیات معنویات را اثبات کرد؟ از مادیاتی که به معنویات مرتبطند. مثلاً، به دلیل همکاری که انسان ها با یکدیگر دارند، مجبورند مدام خود و دیگران را بازخواست کنند و به مسؤولیت خود و دیگران فکر کنند. لذا اعتقاد به اختیار در انسان، هرگز از جامعه خارج نمی شود. زیرا انسان مسؤولیت خود و دیگران را حس می کند و برای بهتر شدن تلاش می کند و به اراده ی خود اعتقاد دارد و اگر اختیار نداشت خود را بازخواست نمی کرد... .
    این یک نمونه از بدیهیات معنوی ست که به یمن زندگی مادی همواره در ذهن انسان پررنگ است. از چنین بدیهیاتی استفاده می شود تا به اثبات بدیهیات مورد شک برسیم؛ مثلاً خدا، که در این فصل مورد بحث است. البته حذف بدیهیات از ذهن همواره اتفاق امنی نیست و ممکن است با اطلاعات باقی مانده نشود اصل بدیهی مورد شک را اثبات کرد. درباره ی اثبات خدا نیز همین موضوع صادق است. ممکن است در گذشته به دلیل پاک بودن فطرت مردم راه های بسیار متنوعی برای اثبات خدا و صفاتش موجود بوده؛ اما حال که بر اثر مادی گرایی شدید، بسیاری از بدیهیات معنوی زیر سؤال رفته اند، بسیاری از راه های اثبات خدا نیز مسدود شده است

    فعاليت داشتن در فضاي مجازي و پاک ماندن در آن ' تقواي دو چندان ميخواهد. يادمان نرود گاهي با گناه به اندازه ي يک لايک فاصله داريم... يادمان نرود فضاي مجازي هم "محضر خداست " نکند که شرمنده باشيم، امان از لحظه ي غفلت که فقط خدا شاهد است و بس...! گاهي روي مانيتور بچسبانيم "ورود شيطان ممنوع " مراقب دستي که کليک ميکند، چشمي که ميبيند و گوشي که ميشنود باشيم... و بدانيم و آگاه باشيم که خدا هم هميشه آنلاين "است. .وما فقط در مشگلات آنلاین میشیم

  11. صلوات


  12. #6

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۴
    نوشته
    186
    حضور
    11 روز 13 ساعت 54 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    321



    اما حال که بر اثر مادی گرایی شدید، بسیاری از بدیهیات معنوی زیر سؤال رفته اند، بسیاری از راه های اثبات خدا نیز مسدود شده است
    با کل مطلبتان موافقم اما آیا منظورتان از بدیهیات همان ایمان قلبی بدون استدلال و یا استدلال های اشکال دار است ؟



    نقل قول نوشته اصلی توسط صدیق نمایش پست ها
    نابراین، این قضایا، واقع نما هستند ولی واقع نما بودن آنها و خطا ناپذیر بودن آنها به واسطه مخلوق بودنشان نیست. یعنی اینطور نیست که خداوند این قضایا را مستقیما یا غیر مستقیم ایجاد کرده باشد، بلکه واقعیت عالم است و اگر هیچ مخلوقی نیز خداوند نداشت و هیچ چیزی را نیز خلق نکرده بود، باز هم اجتماع نقیضین محال بود، اجتماع ضدین محال بود و ....
    یا اینکه هر معلولی به علت نیاز دارد به خاطر واقعیت ممکن الوجود و معلول است که نمیتواند بدون علت باشد. ذهن انسان نیز از این واقعیت یا به مشاهده عالم خارج یا به واسطه مشاهده و تجربه باطنی، پی میبرد که هر معلولی نیاز به علت دارد.
    نقل قول نوشته اصلی توسط Ruhollah نمایش پست ها
    گر خداوند هیچ مخلوقی نمی‌داشت و هیچ چیز را خلق نکرده بود؛ عالمی وجود نداشت تا بتوانیم بگوییم این قضایا واقعیت عالم است.
    اگر این قضایا واقعیت عالم است، به نظر می‌رسد که باید بپذیریم این قضایا مربوط به عالم بوده و با اراده خداوند قرار داده شده‌اند.
    با عرض سلام و ادب خدمت دو بزرگوار گرامی .
    جناب صدیق ، آیا برای گفته هایتان دلیلی < عقلی ، تجربی و یا نقلی > دارید ؟

  13. #7

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعه و تفکر
    نوشته
    5,022
    حضور
    58 روز 15 ساعت 59 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    15052



    نقل قول نوشته اصلی توسط Ruhollah نمایش پست ها
    اگر خداوند هیچ مخلوقی نمی‌داشت و هیچ چیز را خلق نکرده بود؛ عالمی وجود نداشت تا بتوانیم بگوییم این قضایا واقعیت عالم است.
    اگر این قضایا واقعیت عالم است، به نظر می‌رسد که باید بپذیریم این قضایا مربوط به عالم بوده و با اراده خداوند قرار داده شده‌اند.

    اینچنین نیست؟
    باسلام و تشکر
    خیر منظور بنده از اینکه گفتم اینها واقعیت عالم است این نیست که اینها وابسته به عالم است تا بگوییم وقتی عالمی نباشد پس اینها هم نیست.
    بلکه منظور این است که امری اعتباری و قراردادی نیست بلکه اموری واقعی است که قراردادی هم نیست و مستقلا و غیر مستقل مخلوق خداوند نیز نیست.
    یعنی اگر خدا هم بخواهد نمیتواند اجتماع نقیضین را محقق کند نه اینکه قدرت خداوند محدود است بلکه به این جهت که این امور اموری هستند که تحقق یافتنی نیستند.

    خداوند و بدیهیات عقلی

  14. صلوات ها 3


  15. #8

    عضویت
    جنسیت مهر ۱۳۸۸
    علاقه
    مطالعه و تفکر
    نوشته
    5,022
    حضور
    58 روز 15 ساعت 59 دقیقه
    دریافت
    8
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    15052



    نقل قول نوشته اصلی توسط jostojoogarhaqiqat نمایش پست ها
    با عرض سلام و ادب خدمت دو بزرگوار گرامی .
    جناب صدیق ، آیا برای گفته هایتان دلیلی < عقلی ، تجربی و یا نقلی > دارید ؟
    باسلام و تشکر
    دلیل تجربی که در مباحث عقلی کارایی ندارد.
    دلیل نقلی نیز اعتباری ندارد.
    اما دلیل عقلی، این دلیل نیز اشکالش این است که در محدوده بدیهیات اولیه، دلیل عقلی نمیتوان اقامه کرد چرا که دلیل عقلی زمانی اعتبار دارد که از برهان استفاده کرده باشد و برهان، استدلالی است که مواد آن قضایای بدیهی است و بهترین بدیهی ، بدیهی اولی است.
    بنابراین اگر بخواهیم برای بدیهیات اولیه استدلال عقلی بیاوریم، مبتلا به دور شده ایم زیرا باید از خود بدیهیات اولیه استفاده کنیم برای اثبات بدیهیات اولیه.

    خداوند و بدیهیات عقلی

  16. صلوات ها 3


  17. #9

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۴
    علاقه
    اهل البيت عليهم السلام،فلسفه،عرفان،ادبيات،فيزيك،مطالعه
    نوشته
    4,892
    حضور
    131 روز 16 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    3
    صلوات
    21588



    نقل قول نوشته اصلی توسط Ruhollah نمایش پست ها
    سوال اینجاست که این بدیهیات از کجا آمده‌اند. آیا خداوند آنها وضع کرده است؟ آیا این مفروضات خداوند را نیز محدود می‌کنند؟
    سوال من درباره اصل این بدیهیات است نه مصادیق آنها.
    بسمه العلیم

    با سلام

    بدیهیّات اولیّه به علوم حضوری منتهی می شوند یعنی از معلومات بلا واسطه و وجدانیّات انتزاع می گردند

    و مطابقت آنها را با منشأ انتزاعشان حضورا در می یابیم،به عنوان مثال وقتی می گوئیم"هر معلولی محتاج

    علّت است" با تحلیل مفهوم معلول در می یابیم که هر موجود معلولی نیاز به علّت دارد به این صورت که عقل

    و فطرت حکم می کند که معلول موجودی است وابسته به غیر و این غیر همان علّت است،امّا شما با تحلیل

    مفهوم موجود نمی توانید به مفهوم علّت برسید،لذا مفهوم "موجود" نمی تواند بدیهی باشد.
    ویرایش توسط حبیبه : ۱۳۹۴/۱۲/۲۷ در ساعت ۲۲:۴۹


    الهی هب لی کمال الانقطاع الیک

    و أنر ابصار قلوبنا بضیاء نظرها الیک




  18. صلوات ها 2


  19. #10

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۴
    نوشته
    186
    حضور
    11 روز 13 ساعت 54 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    321



    نقل قول نوشته اصلی توسط صدیق نمایش پست ها
    اما دلیل عقلی، این دلیل نیز اشکالش این است که در محدوده بدیهیات اولیه، دلیل عقلی نمیتوان اقامه کرد چرا که دلیل عقلی زمانی اعتبار دارد که از برهان استفاده کرده باشد و برهان، استدلالی است که مواد آن قضایای بدیهی است و بهترین بدیهی ، بدیهی اولی است.
    بنابراین اگر بخواهیم برای بدیهیات اولیه استدلال عقلی بیاوریم، مبتلا به دور شده ایم زیرا باید از خود بدیهیات اولیه استفاده کنیم برای اثبات بدیهیات اولیه.
    پس حالا که شما آنها را جزو بدیهیات میگیرید تا مبتلا به دور نشوید آیا اگر کسی ادعا کند :
    قانون علیت از قوانین همین عالم است و در جهان فرافیزیکی اعتباری ندارد ، نمیتوان به او خرده گرفت چون او آن را جزو بدیهیات گرفته است .


    نقل قول نوشته اصلی توسط حبیبه نمایش پست ها
    بدیهیّات اولیّه به علوم حضوری منتهی می شوند یعنی از معلومات بلا واسطه و وجدانیّات انتزاع می گردند
    با عرض سلام و ادب .
    همانطور که میدانید توافق روی بدیهیات خیلی مهم است و سرنوشت ساز روی نتیجه گیری هایی که می شود . آیا اگر شما در حین بحث با یک ناباور به او خواهید گفت برو و تهذیب نفس کن و ریاضت بکش تا به علم حضوری برسی و بعد بیا با هم بحث کنیم ؟ آیا دین اسلام که ادعای کامل بودن میکند، فاقد استدلالی مبتنی بر عقل تجربی است و از قانع کردن بزرگترین دانشگران عاجز ؟ پس چرا قرآن اینقدر ما را به طبیعت ارجاع میدهد و در اثبات اینکه خدا واحد است مثلا نمیگوید برو و اخلاقیات را رعایت کن و برخودت سخت بگیر، تا به علم حضوری برسی ؟
    آیا شیوه امام جعفر صادق در برخورد با نامعتقدان به خدا این بود و یا برای آنها با استفاده از طبیعت و عقل دلیل می آوردند ؟
    البته منکر وجدانیات و فطریات نیستم بلکه موضوع سخنم آن چیزی است که شما به آن میگویید علوم حضوری .

صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود