صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: رضای خدا یا رضای دلم ؟

  1. #1

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۴
    نوشته
    28
    حضور
    2 روز 15 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    76

    اشاره رضای خدا یا رضای دلم ؟




    سلامبعضی اوقات که فکر می کنم که مثلا فلان کار رو انجام بدهم نمی تونم تشخیص بدهم که اون موقع رضای خدا در نظرم بوده یا گرفتاد احساسات شدم و برای رضای دلم هستالبته بعضی اوقات به خودم می گم اشکال نداره ان شاالله که برای خدا انجامش می دهم و سریع سعی می کنم از احساسات تبدیلش کنم به رضای خدا که البته این یه جور گول زدن به خود هستواقعا این که در آن واحد نمی تونم برای رضای خدا تصمیم بگیرم فکرش اذیتم می کنهبه خودم می گم خب این کار رو که خدا گفته انجام بده چرا برای خشنودی خدا این کار رو نکردی چرا برای دلت بود حالا سوالم اینه چه طور تشخیص بدم که رضای خدا در کارم بوده و مخلصانه بوده کارم ؟؟؟
    ویرایش توسط mahsa100 : ۱۳۹۵/۰۹/۱۱ در ساعت ۱۶:۴۴

  2. صلوات ها 9


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,527
    حضور
    174 روز 22 ساعت 7 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58312



    با نام و یاد دوست







    رضای خدا یا رضای دلم ؟








    کارشناس بحث: استاد سمیع
    ویرایش توسط مدیر ارجاع سوالات : ۱۳۹۴/۱۲/۲۷ در ساعت ۲۳:۲۱ دلیل: تغییر کارشناس پاسخگو

  5. صلوات ها 6


  6. #3

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    اخلاق-فلسفه-عرفان
    نوشته
    3,816
    حضور
    47 روز 14 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    16428



    نقل قول نوشته اصلی توسط seyed saeed نمایش پست ها
    سلامبعضی اوقات که فکر می کنم که مثلا فلان کار رو انجام بدهم نمی تونم تشخیص بدهم که اون موقع رضای خدا در نظرم بوده یا گرفتاد احساسات شدم و برای رضای دلم هستالبته بعضی اوقات به خودم می گم اشکال نداره ان شاالله که برای خدا انجامش می دهم و سریع سعی می کنم از احساسات تبدیلش کنم به رضای خدا که البته این یه جور گول زدن به خود هستواقعا این که در آن واحد نمی تونم برای رضای خدا تصمیم بگیرم فکرش اذیتم می کنهبه خودم می گم خب این کار رو که خدا گفته انجام بده چرا برای خشنودی خدا این کار رو نکردی چرا برای دلت بود حالا سوالم اینه چه طور تشخیص بدم که رضای خدا در کارم بوده و مخلصانه بوده کارم ؟؟؟
    باسمه تعالی
    با عرض سلام و خسته نباشید
    ظاهرا شما بیشتر از حدّ، حساس شده اید. اجازه بدهید قبل از هر چیزی ریا و اخلاص را تعریف کنیم.
    ریا عبارت است از این که انسان بخواهد با نشان دادن اعمال و کارهای نیک خود به دیگران در پیش آنان اعتبار و منزلت کسب کند.[1] و اگر عبادتی انجام می دهد یا اقدام به کار خیری و عمل صالحی می کند، هدفش این است که مردم را از کار خود آگاه کند و مردم او را تمجید و ستایش کرده، انسان خوبی بدانند
    در مقابل ریا اخلاص قرار دارد که عبارت است از خالص کردن قصد و نیت برای خداوند متعال و خالی کردن نیت از غیر خدا و این که همه کارها فقط و فقط برای اطاعت امر پروردگار و کسب رضای الاهی انجام شود.
    ............................
    پی نوشت:
    [1].نراقی، ملا احمد، معراج السعادة، ص472و473.
    ویرایش توسط سمیع : ۱۳۹۴/۱۲/۲۸ در ساعت ۰۸:۵۹

  7. صلوات ها 6


  8. #4

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    اخلاق-فلسفه-عرفان
    نوشته
    3,816
    حضور
    47 روز 14 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    16428



    بهترین محک برای شناخت اعمال ریائی از غیر ریائی همان معیارهائی است که در روایات اسلامی آمده است؛ از جمله:
    1- در حدیثی از پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله) می خوانیم که فرمود:
    «اما علامة المرائی فاربعة: یحرص فی العمل لله اذا کان عنده احد و یکسل اذا کان وحده و یحرص فی کل امره علی المحمدة و یحسن سمته بجهده؛ [1]
    اما علامت ریاکار چهار چیز است: هنگامی که کسی نزد اوست تلاش می کند اعمال الهی انجام دهد و هنگامی که تنها شد در انجام عمل کسل است! و در تمام کارهایش اصرار دارد مردم از او مدح و ستایش کنند، وسعی می کند ظاهرش را در نظر مردم خوب جلوه دهد».
    2- در حدیث دیگری حضرت می فرمایند: «لِلْمُرَائِي ثَلَاثُ عَلَامَاتٍ يَنْشَطُ إِذَا كَانَ‏ عِنْدَ النَّاسِوَ يَكْسَلُ إِذَا كَانَ وَحْدَهُ وَ يُحِبُّ أَنْ يُحْمَدَ فِي جَمِيعِ الْأُمُور [2]
    برای ریا کار سه علامت دارد: اگر در میان مردم باشد بانشاط (عبادتش) را انجام می دهد،اگر تنها باشد اعمال خود را با کسالت انجام می دهد و دوست دارد که در همه کارها از او تعریف شود».



    خلاصه، هرکاری که با انگیزه بهتر نشان دادن عمل در انظار مردم صورت گیرد، سبب نفوذ ریا در عمل است و این انگیزه را هر چند مرموز باشد از دوگانگی برخورد انسان به اعمالی که در خلوت و جلوت انجام می دهد می توان دریافت.
    لذا با توجه به اینکه «انما الاعمال بالنیات» قبل از اقدام به انجام دادن هر کاری، اگر به آن رنگ خدایی زدیم، مشخص است که کار برای خدا بوده. یعنی راه تشخیص یک عمل که آیا برای خداست یا خواسته دل یا مردم، رجوع به نیت خودتان است که قبل از آن عمل، چه نیتی داشتید، اگر نیت خدایی داشتید معلوم است که برای رضایت خدا بوده است. پس برای تشخیص اینکه عمل برای رضایت خدا بوده یا خیرف به نیت خود قبل از عمل باید مراجعه نمایید. چون نیت است که به عمل جهت می دهد و آن را رنگ می زند.
    ........................................


    پی نوشت:
    [1].
    ابن شعبه حرانى، حسن بن على‏، تحف العقول‏،ص19، جامعه مدرسين‏، قم‏، 1404 / 1363 ق‏
    [2]. همان، ص10

    ویرایش توسط سمیع : ۱۳۹۴/۱۲/۲۸ در ساعت ۰۹:۲۶

  9. صلوات ها 5


  10. #5

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    اخلاق-فلسفه-عرفان
    نوشته
    3,816
    حضور
    47 روز 14 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    16428



    راه درمانی از حضرت آیت الله العظمی بهجت (رحمة الله علیه)
    «خودِ ریا می‌تواند چاره و علاج ریا باشد به این صورت که با تأملات صحیح، ریا را بالا ببرد مثلا انسان می‌خواهد پیش رئیس شهربانی احترام کند و توجه او را به خویش جلب کند؛ از این رو نزد پاسبان می‌رود و سعی می‌کند نظر او را جلب کند و سپس او را بین خود و رئیس پاسبانی واسطه قرار می‌دهد .

    در اینجا خوب است انسان با خود بگوید: این پاسبان که تنها واسطه است و اگر هم کاغذی بنویسد و وساطتی کند باز دست آخر رئیس شهربانی باید پای ورقه او را امضاء کند پس خوب است مستقیماً نظر خود رئیس شهربانی را جلب کنم که مقام بالاتری دارد و اصلاً کار خوب و عمل نیک را به خود رئیس شهربانی نشان دهم. یعنی برای مقام بالاتر ریا کنم!

    همچنین اگر انسان عاقل باشد و توجه پیدا کند که مقامی بالاتر از رئیس شهربانی مانند وزیر، رئیس جمهور وجود دارد، می‌گوید خوب است کار خیر و عمل نیک خود را به وزیر یا رئیس جمهور و بالاخره به مقام بالاتر نشان دهم! یعنی همیشه انسان باید ریا را برای مرتبه بالاتر انجام دهد. اگر چنین باشد در واقع می‌توان گفت ریا علاج ریا می‌شود.

    بنابراین اگر در عبادات نیز نسبت به اقوای و بالاترین موجود یعنی خداوند متعال ریا کنیم اشکالی ندارد و علاج ریا می‌شود».[1]
    ..............................
    پی نوشت:
    [1].http://www.farhangnews.ir/content/104813






  11. صلوات ها 5


  12. #6

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۴
    علاقه
    علاقمند به کتاب روانشناسی و تاریخی
    نوشته
    1,310
    حضور
    40 روز 12 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    10
    صلوات
    3701



    با سلام

    مقام رضایت به آنچه خدا می‌خواهد از مقامات بسیار رفیع اخلاقی و عرفانی است و خوشا به سعادت آنانی که در این مسیر حرکت می‌کنند و شوق پروردگار در وجودشان زبانه می‌کشد .موضوع رضایت انسان با مبحث اطمینان نفس رابطه عمیقی دارد. در قرآن کریم می خوانیم:

    « یَا أَیَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ارْجِعِی إِلَى رَبِّكِ رَاضِیَةً مَّرْضِیَّةً فَادْخُلِی فِی عِبَادِیوَادْخُلِی جَنَّتِی» (30-27- سوره فجر) ؛ ای نفس مطمئنه به سوی پروردگارت بازگرد در حالی که تو از او راضی و او از تو راضی است پس داخل بندگان من شو و به بهشت من درآی. بنابراین وصول به رضایت دوطرفه میان خدا و انسان معلول بدست آوردن نفس مطمئنه است و آنگاه انسان به مقام رضا می رسد که از مرتبه نفس اماره و لوامه به مرتبه نفس مطمئنه ارتقا یابد. این اطمینان وقتی حاصل می شود که آدمی در مسیر تکامل خویش چه در شناخت های نظری و چه از نظر عملی به اطمینان برسد یعنی مطمئن شود که اعتقاداتش یقینی و شناخت هایش حقیقی و اخلاق و رفتار و شخصیت اش کاملا مطابق خواست و رضایت خداوند شکل گرفته است. این اطمینان زمینه وصول به مقام رضا است.معنای راضی بودن، خشنودی به خواست خداست و اینکه فرد از قضا و تقدیر الهی بدش نمی‌آید
    یکی از نشانه‌های رفتاری فرد راضی برضای خدا استفاده و بهره مندی از نعمت های خدا به انگیزه رضای اوست. اهمیت این مورد بسیار زیاد است زیرا انسان نباید خود را به بهانه زهد، از نعمت‌های الهی محروم نماید حال آنکه این نعمت‌ها برای مؤمنین آفریده شده است

    فعاليت داشتن در فضاي مجازي و پاک ماندن در آن ' تقواي دو چندان ميخواهد. يادمان نرود گاهي با گناه به اندازه ي يک لايک فاصله داريم... يادمان نرود فضاي مجازي هم "محضر خداست " نکند که شرمنده باشيم، امان از لحظه ي غفلت که فقط خدا شاهد است و بس...! گاهي روي مانيتور بچسبانيم "ورود شيطان ممنوع " مراقب دستي که کليک ميکند، چشمي که ميبيند و گوشي که ميشنود باشيم... و بدانيم و آگاه باشيم که خدا هم هميشه آنلاين "است. .وما فقط در مشگلات آنلاین میشیم

  13. صلوات


  14. #7

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۱
    علاقه
    زندگی
    نوشته
    957
    حضور
    18 روز 9 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    1
    صلوات
    3287



    سلام در این مورد برای من هم سوالی پیش اومد
    اگر کسی کمکی به دیگران انجام بده فقط برای حس انسان دوستی یا ترحم یا محبت تا مشکلش حل بشه چطور هست؟ چون اینجا رضایت خدا یا ریا نیست


  15. صلوات ها 3


  16. #8

    عضویت
    جنسیت دي ۱۳۹۴
    نوشته
    28
    حضور
    2 روز 15 ساعت 28 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    76



    سلام
    دوستان اصلا نظر من روی ریا و این که کاری رو برای به دست اوردن خوشی مردم و این که خودمون رو بیش تر در مقابل چشم دیگران بزرگ کنیم نبود
    من منظورم خود انسان بود
    یعنی خب می دونیم که باید کارها رو برای رضای خدا انجام بدیم ولی هیچ حواسمون نیست یا این که برای این که دلم رو راضی نگه دارم این کار رو می کنم
    مثلا اگر یه گدا یا فقیری رو می بینم برای این که خدا راضی بشه این کار رو نمی کنم برای این که وجدانم اسوده باشه این کار رو می کنم
    و خیلی وقتا سخته که انسان واقعا نیت قربه الی الله کنه در آن واحد

  17. صلوات ها 2


  18. #9

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    اخلاق-فلسفه-عرفان
    نوشته
    3,816
    حضور
    47 روز 14 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    16428



    نقل قول نوشته اصلی توسط روزنه نمایش پست ها
    سلام در این مورد برای من هم سوالی پیش اومد
    اگر کسی کمکی به دیگران انجام بده فقط برای حس انسان دوستی یا ترحم یا محبت تا مشکلش حل بشه چطور هست؟ چون اینجا رضایت خدا یا ریا نیست
    باسمه تعالی
    با عرض سلام و خسته نباشید
    باید بین حسن فعلی و حسن فاعلی فرق بگذاریم. همان طور که عرض شد «انما الاعمال بالنیات»یکی از تفاوت های اساسی قوانین الهی و قوانین بشری در همین امر است.
    یعنی هم به حسن عمل کار دارد و هم به حسن فاعل
    درواقع هم کار باید کار خوبی باشد(حسن فعلی) و هم فاعل
    و انجام دهنده آن، عمل را برای خدا و به انگیزه تقرب به خدا انجام دهد.(حسن فاعلی)

    «بر طبق آموزه‌های قرآنی به دست آوردن بهشت با دو شرط حسن فعلی وحسن فاعلی میسراست؛ بنابراین، هیچ یک به تنهایی کفایت نمی‌کند. در آیات قرآن به این مهم توجه داده شده که از جمله می‌توان به آیه 10 سوره فاطر اشاره کرد که خداوند می‌فرماید: إِلَيْهِ يَصْعَدُ الْكَلِمُ الطَّيِّبُ وَالْعَمَلُ الصَّالِحُ يَرْفَعُهُ ؛ کلام طیب به سوی او بالا می‌رود و عمل صالح آن کلام طیب را بالا می‌برد.
    در آیه 40 سوره فاطرنیز بصراحت آمده:
    وَ مَنْ عَمِلَ صالِحاً مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثي وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَأُولئِكَ يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ يُرْزَقُونَ فيها بِغَيْرِ حِسابٍ ؛ هر کسی از مذکر و مونث کار صالحی انجام دهد در حالی که مومن است، وارد بهشت می‌شوند و در آن، روزی بی‌حساب می‌خورند.
    بر پایه آیات قرآن در کیفر کار بد همان «سيّئه» و «سوء» و «قبح» بودن فعلي براي عِقاب کافي است؛ پس اگر کسي کار بد کرد، چه مؤمن باشد يا کافر، کیفر مي‌بيند؛ ولي اگر کار خوب انجام داد، اينچنين نيست که حتما بهشت برود؛ چرا که در کنار حُسن فعلي، حُسن فاعلي لازم است؛ يعني شخص افزون بر کار خوب، باید مؤمن نیز باشد و برای رضایت خدا این کار را انجام دهد تا به بهشت برود.
    خداوند در جایی دیگر می‌فرماید:
    وَ مَنْ يَكْفُرْ بِالْإيمانِ فَقَدْ حَبِطَ عَمَلُهُ وَ هُوَ فِي الْآخِرَه مِنَ الْخاسِرين؛[مائده/ آیه 5] و هر کسی کافر ایمانی بود، عملش را نابود کرده است و او در آخرت از زیانکاران است».
    اگر کسي کافر بود و عمل صالحی انجام داد، با آنکه حُسن فعلي دارد؛ به سبب فقدان ایمان و حسن فاعلی به بهشت نمی‌رود؛ چون در این صورت حسن فعلی با قبح فاعلی همراه است و دو شرط تحقق نیافته است. البته به سبب حسن فعلی که داشته ممکن است تخفيف در عذاب برای او در آخرت یا در عالم برزخ و اعراف باشد و یا در دنيا برکاتي نصيب او ‌شود، ولي بهشتي نمی‌شود».[1]
    الان در مورد سوال شما، حسن فعلی فقط وجود دارد، ولی چون جایی برای خدا باز نشده، و حسن فاعلی در میان نیست، این کار ثواب اخروی نخواهد داشت.

    ................................................
    پی نوشت:
    [1]. http://kayhan.ir/fa/news/45801


  19. صلوات ها 4


  20. #10

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    اخلاق-فلسفه-عرفان
    نوشته
    3,816
    حضور
    47 روز 14 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    16428



    بیان مرحوم شهید مطهری (رحمة الله علیه) در این زمینه راهگشاست:
    «
    حسن فعلى براى پاداش اخروى عمل کافى نیست، حسن فاعلى هم لازم است، حسن فعلى به منزله تن و حسن فاعلى به منزله روح و حیات است، و ایمان به خدا و روز رستاخیز، شرط اساسى و لازم حسن فاعلى است، و این شرطیت یک شرطیت قرار دادى نیست، یک شرطیت ذاتى و تکوینى است مانند شرطیت هر راه معین براى مقصد معین
    .ممکن است کسى بگوید براى حسن فاعلى ضرورت ندارد که حتما قصد تقرب به خداوند در کار باشد، اگر کسى عمل خیرى را به انگیزه وجدان و به خاطر عطوفت و رحمتى که بر قلبش مستولى است انجام دهد، کافى است که عمل او حسن فاعلى پیدا کند. به عبارت دیگر انگیزه انسان دوستى براى حسن فاعلى کافى است، همین که انگیزه انسان " خود " نباشد حسن فاعلى پیدا مى کند اعم از اینکه انگیزه " خدا " باشد یا " انسانیت ".این نکته قابل تأمل است. در عین اینکه ما مطلب بالا را تأیید نمى کنیم که فرقى نیست میان اینکه انگیزه خدا باشد یا انسانیت. در عین حال جدا معتقدیم هر گاه عملى به منظور احسان و خدمت به خلق و به خاطر انسانیت انجام گیرد در ردیف عملى که انگیزه اش فقط " براى خود " است قرار نمی گیرد. البته خداوند چنین کسانى را بى اجر نمى گذارد. در برخى احادیث وارد شده است که مشرکانى نظیر " حاتم " با اینکه مشرکند، به خاطر کارهاى خیرى که در دنیا کرده اند معذب نخواهند بود و یا تخفیفى در عذاب آنها داده مى شود.
    ویرایش توسط سمیع : ۱۳۹۴/۱۲/۲۹ در ساعت ۰۹:۰۴

  21. صلوات ها 5


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 1

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود