صفحه 1 از 4 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: بررسی مسئله «ظهور حقایق و بطلان شرایع » در عرفان اسلامی

  1. #1
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    اخلاق-فلسفه-عرفان
    نوشته
    3,816
    حضور
    47 روز 14 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    16428

    بررسی مسئله «ظهور حقایق و بطلان شرایع » در عرفان اسلامی




    یکی از تهمت های نارروایی که در چند سده اخیر، به ویژه دوران معاصر به برخی از بزرگان عرفان و تصوف اصیل نسبت داده شده و می شود، این است که آنان به رفع تکلیف شرعی از واصلان به مقام حقیقت و مراتی حق الیقینی معتقدند. این نسبت ناصحیح که به ظاهر منشا آن ابهام و ایهام موجود در برخی از سخنان و اشعار اهل معرفت است، موجب شده تا گروهی از پژوهشگران و علمای مخالف عرفان و تصوف ندانسته روش سیر و سلوک باطنی را که در آیات و روایات معصومان علیهم السلام ریشه دارد، رمی به فساد کرده، مبانی و آموزه های نظری عرفان اسلامی را که مورد تایید متون دینی است، برنتابند. از جمله این سخنان دوپهلو و مبهم، عبارت مشهور «لو ظهرت الحقائق لبطلت الشرایع » است. این عبارت و امثال آن، افزون بر اینکه سبب سوء برداشت گروه یاد شده گردیده، مورد استفاده برخی از جهله صوفیه نیز قرار گرفته، دستاویزی برای اباحه گری و فرار ازتکالیف شرعی شده است.

  2. صلوات ها 4


  3.  

  4. #2
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    اخلاق-فلسفه-عرفان
    نوشته
    3,816
    حضور
    47 روز 14 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    16428



    از آنجا که فهم صحیح این عبارت مبهم و عباراتی از این دست بر بحث مهم شریعت، طریقت، حقیقت و بیان چیستی و رابطه میان آنها متوقف است، ضروری به نظر می رسد قبا از بررسی محتوای عبارت یاد شده چیستی و رابطه سه اصطلاح مورد جست و جو قرار گیرد. نگارنده در نوشتار حاضر بر آن است تا با تبیین چیستی و رابطه سه اصطلاح شریعت، طریقت، حقیقت و بیان خاستگاه روایی و رابطه میان آنها و تبیین معنای عبارات موهم رفع تکلیف، دامان عارفان راستین و متصوفه اصیل را از لوث اتهام هایی از این دست پیراسته کند.
    از این رو به منظور روشن شدن مقصود گوینده این کلام و نیز اشعار و سخنان شبیه به آن این وجیزه را در سه قسمت سامان می دهیم؛ بدین ترتیب که در قسمت نخست از چیستی و حقیقت سه اصطلاح شریعت، طریقت و حقیقت سخن گفته، در قسمت دوم خاستگاه و رابطه میان آنها را تبیین می کنیم و سپس در قسمت سوم با استناد به برخی از کلمات عرفا، به تبیین معنای حقیقی این عبارت می پردازیم.


  5. صلوات ها 3


  6. #3
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    اخلاق-فلسفه-عرفان
    نوشته
    3,816
    حضور
    47 روز 14 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    16428



    چیستی و حقیقت سه اصطلاح شیعت، طریقت و حقیقت
    اهل معرفت تعریف های فراوانی برای سه اصطلاح شریعت، طریقت و حقیقت ذکر کردند(رک، آملی، 1383، ص21-25) لیکن به نظر می رسد تعریفی که علامه سید حیدر آملی ، عارف شیعی و نامدار سده هشتم، در کتاب انوار الحقیقة و اطوار الطریقة و اسرار الشریعة آورده تعریفی جامع و متناسب با خاستگاه روایی این سه اصطلاح باشد. سید حیدر آملی پس از نقل تعاریف گوناگونی که درباره این سه اصطلاح آمده، در نظریه تحقیقی خویش آنها را این گونه تعریف می کند:
    «و عند التحقيق‏، الشّريعة عبارة من تصديق أقوال الأنبياء قلبا و العمل بموجبها.و الطّريقة عن تحقيق أفعالهم و أخلاقهم و القيام بها وصفا.و الحقيقة عن مشاهدة أحوالهم و مقاماتهم كشفا»
    نظر تحقیقی این که شریعت عبارت است از تصدیق قلبی اقوال و سخنان پیامبران و عمل به آنها و طریقت عبارت است از منصف شدن به کردار و اخلاق آنان و قیام به آنها و حقیقت عبارت است از شهود کشفی و بی واسطه احوال و مقامات انان (همان، ص 25)
    به نظر سید حیدر تاسّی به «اسوه حسنه» که خداوند تبارک و تعالی در آیه شریفه 21 سوره احزاب بدان اشاره فرموده، جز با انصاف به این سه مرتبه تحقق نمی یابد.


  7. صلوات ها 3


  8. #4
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    اخلاق-فلسفه-عرفان
    نوشته
    3,816
    حضور
    47 روز 14 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    16428



    اهل معرفت بر این باورند که این سه عنوان عناوین حقیقی واحد، یعنی شریعت محمدی صلی الله علیه و آله هستند و و تفوت این سه عنوان اعتباری است.
    سید حیدر چون دیگر عرفا بر این مطلب تاکید کرده، می گوید:

    «أنّ‏ الشّريعة و الطّريقة و الحقيقة أسماء مترادفة صادقة على حقيقة واحدة باعتبارات مختلفة، و ليس فيها خلاف في نفس الأمر»

    همانا شریعت و طریقت و حقیت عناوین مترادفی هستند برای حقیقت واحد که تفاوت اعتباری دارند و در واقع و نفس الامر اختلافی بین آنها نیست.(همو، 1368، ص 344)


  9. صلوات ها 2


  10. #5
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    اخلاق-فلسفه-عرفان
    نوشته
    3,816
    حضور
    47 روز 14 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    16428



    توضیح آنکه دین الهی که کامل و جامع است و تمام ابعاد وجودی انسان را تحت پوشش خود قرار می دهد با احکام ظاهری شرعی و اخلاقیات معمولی و متعارف (شریعت) ظاهر انسان را از پلیدی های آشکار پیراسته، به کمالات ظاهری می آراید و نیز با احکام باطنی و دستورات ویژه سلوکی (طریقت ) باطن او را از پلیدهای درونی پاکیزه کرده به کمالات باطنی آراسته می سازد و بدین سان اسباب وصول او را به مقام قرب الهی (حقیقت ) که از آن به لقاء الله تعبیر می شود فراهم می آورد.
    بنابراین مراحل سه گانه یاد شده هر کدام در جای خود لازم و ضروری و به سهم خود در دین و دیانت انسان و تکمیل شخصیت و ایمان او موثرند و نمی توان به بهانه دستیابی به یکی از آنها از دیگری چشم پوشید.
    از این رو اهل معرفت مراحل تکاملی و مراتب سیر و سلوک انسانی و عرفانی را به مراتب اسلامی، ایمانی و احسانی (ر.ک. فرغانی ، 1428 ق، ج2فغ ص 119؛ آملی، 1385، ج3، ص34)، یا علم الیقین، عین الیقین، و حق الیقین (آملی، 1383، ص24) یا مرتبه نبوت، رسالت، و ولایت (همان، ص29) که مراتب نخست بر شریعت، مراتب میانی بر طریقت و مراتب نهایی بر حقیقت منطبق هستند تقسیم کرده اند.
    عارفان بالله به رغم آنکه این مراتب را از نظر رتبه و شرافت یکسان نمی بینند، هیچ یک از آنها را به بهانه دیگری قابل چشم پوشی نمی دانند.


  11. صلوات ها 2


  12. #6
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    اخلاق-فلسفه-عرفان
    نوشته
    3,816
    حضور
    47 روز 14 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    16428



    خاستگاه سه اصطلاح شریعت، طریقت و حقیقت و رابطه آنها با یکدیگر
    این سه اصطلاح به ظاهر برگرفته از حدیثی نبوی است مرحوم محدث نوری (ف. 1320 ق) این حدیث را در مستدرک الوسائل از کتاب عوالی اللئالی ابن ابی جمهور احسایی (ف، 940ق) نقل کرده است. پیش از آن دو نیز عالم و عارف متبحر سده هشتم هجری ، علامه سید حیدر آملی (ف، ح792 ق) آن را در کتاب شریف انوار الحقیقة و اطوار الطریقة و اسرار الشیعة که در آن به بررسی جوانب گوناگون این سه اصطلاح پرداخته، ذکر نموده است(همان، ص 21)
    متن حدیث یاد شده از این قرار است:
    عن النبی صلی الله علیه و آله و سلم قال:
    «الشريعة اقوالى‏ و الطريقة افعالى و الحقيقة احوالى و المعرفة راس مالى و العقل اصل دينى و الحب اساسى و الشوق مركبى و الخوف رفيقى و العلم سلاحى و الحلم صاحبى و التوكل زادى و القناعة كنزى و الصدق منزلى و اليقين ماواى و الفقر فخرى و به افتخر على ساير الانبياء و المرسلين»

    پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم می فرمایند: شریعت سخنان من ، طریقت کردارهای من، حقیقت حالات من، معرفت سرمایه منت، عقل اصل دین من، عشق پایه من، شوق مرکب من ، خوف رفیق من، دانش سلاح من، بردباری همراه من، توکل بالاپوش من، قناعت گنج من، راستی منزل من، یقین پناهگاه من، و فقر فخر من است و بر همه پیامبران و فرستادگان خدا افتخار می کنم. (نوری، 1988م، ج11، ص 174)
    در این روایت نبوی صلی الله علیه و آله و سلم شریعت ، طریقت، و حقیقت همچون قول، عمل و حال که در طول هم و مکمل یکدیگرند، در طول هم و تکمیل کننده یکدیگر معرفی شده اند و از آن چنین استفاده می شود که دین جامع و کامل الهی دارای سه مرحله طولی ابتدایی (شریعت)، میانی (طریقت)، و نهایی (حقیقت )است؛ چنان که شخصیت حقیقی انسان نیز از سه لایه طولی به هم پیوستهو مرتبط که قول، عمل و حالت نماد و نشانه آنهاست تشکیل شده است.


  13. صلوات ها 2


  14. #7
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    اخلاق-فلسفه-عرفان
    نوشته
    3,816
    حضور
    47 روز 14 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    16428



    به باور اهل معرفت، شریعت مرتبه بدایت، طریقت مرتبه وسط و حقیقت مرتبه نهایت است. همان گونه که کمال بدایت به وسط و کمال وسط به نهایت است، طریقت نیز کمال شریعت، و حقیقت کمال طریقت می باشد. نیز همچنان که بدون تحصیل بدایت، وسط و بدون تحصیل وسط، نهایت حاصل نمی شود، رسیدن به طریقت بدون عمل به شریعت، و دستیابی به حقیقت بدون طی طریقت ممکن نمی گردد.
    گفتنی است رابطه طولی میان این سه اصطلاح دو طرفه نیست بدین معنا که اگر کسی توان نیل به مرتبه طریقت و حقیقت را نداشته باشد و فقط حدود شرعی را مراعات کندف عمل او صحیح است (آملی ، 1385، ج3، ص 75)
    لیکن باید دانست پرداختن به هر ک از این مراحل به معنای کامل شدن دین و اهمال هر کدام به معنای ناقص گذاشتن آن است ؛ چنان که عنایت به هر یک از این لایه ها سعی در تکمیل شخصیت انسان و نیز اخلال به هر یک تلاش در تخریب حقیقت وی است.


  15. صلوات


  16. #8
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    اخلاق-فلسفه-عرفان
    نوشته
    3,816
    حضور
    47 روز 14 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    16428



    از آنچه گفته شد دو نتیجه به دست می آید که عبارتند از:
    1-هیچ یک از طریقت و حقیقت را نمی توان و نباید جدای از دین الهی دانست؛ چنان که شریعت نیز همین گونه است؛ زیرا چنانکه که گفتیم هر یک از امور یاد شده بعدی از ابعاد دین جامع و کامل خداوند و جلوه ای از جلوه های آن است. لذا برخی از اهل مغفرت گفته اند: «شریعت ، طریقت و حقیقت اسم هایی هستند که بر حقیقتی واحد صدق می کنند و آن حقیقت واحد هم چیزی جز حقیقت شرع محمدی صلی الله علیه و آله که به اعتبارات گوناگون معتبر گشته است نیست. میان شریعت ، حقیقت و طریقت فرقی نیست جز به اعتبار مقامات؛ چون در مشرب تحقیق شرع مقدس در مثل مانند بادام است که مشتمل برپوسته ؛ مغز و روغن است.....
    این مطلب در مثل نماز روشن می گردد؛ زیرا نماز هم خدمت است و هم قرب و وصال. مرتبه حقیقت و اسم نماز جامع هر سه، و از همین رو گفته شده : شریعت آن است که خدا را عبادت کنی و طریقت آنکه او را بر خود حاضر بدانی و حقیقت هم این که او را ببینی.(معصوم علیشاه ، 1382، ج1، ص 56)
    از این رو صحیح نبودن برخی از اظهارات غیر فنی که متاسفانه از سوی بعضی از شخصیت های موجه ابراز شده است مبنی بر اینکه «ما غیر از شریعت که همان کتاب؛ سنت؛ اجماع و عقل است چیز دیگری به نام طریقت نداریم» آشکار می گردد.


  17. صلوات ها 2


  18. #9
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    اخلاق-فلسفه-عرفان
    نوشته
    3,816
    حضور
    47 روز 14 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    16428



    2-اهمال و نضییع هر یک از احکام و تکالیف شرعی و آداب و رسوم دینی به بهانه اینکه شریعت پوسته و قشر دین و طریقت لایه میانی و حقیقت مغز و لبّ آن است ناصحیح و غیر قابل دفاع است و در تلبیسات ابلیسی و تسویلات شیطانی و وسوسه های نفسانی ریشه دارد. ما هیچ عارف یا صوفی راستین را سراغ نداریم که به بهانه یاد شده یا به هر بهانه دیگر حکمی از احکام الهی را نادیده انگاشته یا مورد بی مهری خویش قرار داده باشد؛ چون همان گونه که با صراحت تمام بیان کردیم از دید عارف اصیل و محقق حقیقی مراحل سه گانه یاد شده، طولی بوده و هر کدام از آنها در جای خود لازم و ضروری است و کسی نمی تواند به بهانه برتر بودن یکی از آنها از دیگری چشم بپوشد.

  19. صلوات


  20. #10
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    اخلاق-فلسفه-عرفان
    نوشته
    3,816
    حضور
    47 روز 14 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    16428



    آری ممکن است جاهلان صوفی نما در اثر نادانی و غلبه هوای نفسانی چنین گمان و رفتاری داشته باشند ولی باید دانست حساب این مدعیان کاذب از حساب عارفان واقعی و صوفیان صافی کاملا جداست و هیچ شخص فهیم و منصفی به بهانه محکوم و مردود بودن آنان ، این حقایق را محکوم و مردود نمی داند چنان که هیچ شخص عاقلی به بهانه دفاع از عرفان و تصوف اصیل ، جهالت ها و خلاف کاری ها و نیز افراط ها و تفریط های جهله صوفیه را توجیه نمی کند.
    تاکنون خاستگاه روایی و رابطه این سه اصطلاح را واکاویدیم. اینک با نقل سخنان و کلمات برخی از اهل معرفت مطالب یاد شده را مستند و دیدگاه عرفای حقیقی را درباره حقیقت و رابطه این سه اصطلاح و لزوم پایبندی به شریعت جست و جو می کنیم.
    ملا عبدالرزاق کاشانی در اصطلاحات الصوفیه درباره رابطه این سه اصطلاح و رد معتقدان به اباحه چنین می نگارد:
    «كل‏ علم‏ ظاهر يصون‏ العلم الباطن- الذي هو لبّه- عن الفساد كالشريعة للطريقة، و الطريقة للحقيقة، فإن لم يصن حاله و طريقته بالشريعة فسد حاله و آلت طريقته هوسا و هوى و وسوسة، و من لم يتوسل بالطريقة إلى الحقيقة، و لم يحفظها بها فسدت حقيقته، و آلت إلى الزندقة و الإلحاد.»(کاشانی، 1426ق، ص116)
    هر علم ظاهری، علم باطنی را که مغز آن است، از تباهی نگاه می دارد؛ مانند شریعت نسبت به طریقت و طریقت نسبت به حقیقت. بنابراین هر کس حال و طریقت خود را با شریعت نگاه ندارد، حال او تباه گشته و طریقتش به هوس و هوا و وسوسه می انجامد، و هر کس برای رسیدن به حققیت از طریقت کمک نگرفته و حقیقت را با طریقت حفظ نکند، حقیقت او تباه گشته و به زندقه و الحاد می گراید.


  21. صلوات


صفحه 1 از 4 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع رو مطالعه کرده اند از ۱۳۹۵/۰۸/۲۶, ۰۱:۵۷ : 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود