جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: شرح حال ابوالاسود دُئلى

  1. #1

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,905
    حضور
    84 روز 15 ساعت 11 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40521

    مطلب شرح حال ابوالاسود دُئلى




    ظالم بن ظالم ابوالا سود دُئِلى بصرى است كه از شُعرا اسلام و از شيعيان اميرالمؤ منين و حاضر شدگان در صِفّين بوده است و او همان است كه وضع (علم نحو) نموده بعد از آنكه اصلش را از اميرالمؤ منين عليه السّلام اخذ نموده و اوست كه قرآن مجيد را اعراب كرده به نقطه در زمان زياد بن ابيه . وقتى معاويه براى او هديّه فرستاد كه از جمله آن حلوائى بود براى آنكه او را از محبّت اميرالمؤ منين عليه السّلام منحرف كند دخترش كه به سن پنج سالگى يا شش سالگى بود مقدارى از آن حلوا برداشت و در دهان گذاشت ، ابوالا سود گفت : اى دختر! اين حلوا را معاويه براى ما فرستاده كه ما را از ولاى اميرالمؤ منين عليه السّلام برگرداند. دخترك گفت :
    قَبَّحَهُ اللّهُ يَخْدَعُن ا عَنِ السَّيِّدِ الْمُطَهَّرِ بِالشَّهْدِ الْمُزَعْفَرِ تَبّا لِمُرْسِلِهِ وَآكِلِه .
    چپس خود را معالجه كرد تا آنچه خورده بود قى كرد و اين شعر بگفت :
    شعر :
    اءَبِاالشَّهْدِ المُزَعْفَرِ يابْنَ هِنْدٍ
    نَبيعُ عَلَيْكَ اَحْسابا وَدينا
    مَعاذَ اللّهِ كَيْفَ يَكُونُ ه ذا
    وَمَوْلي نا اميرُالمُؤْمنينا(197)
    بالجمله ؛ ابوالا سود در طاعون سنه شصت و نه به سن هشتاد و پنج در بصره وفات كرد و ابن شهر آشوب و جمعى ديگر ذكر كرده اند اشعار ابوالا سود را در مرثيه اميرالمؤ منين عليه السّلام و اوّل آن مرثيه اين است :
    شعر :
    الاّ يا عَيْنُ جُودي فَاسْعَدينا
    الا فَابْكي اَميرَ المُؤ منينا(198)
    و ابوالا سود شاعرى طليق اللسان و سريع الجواب بوده ؛ زمخشرى نقل كرده كه زياد بن ابيه ابوالا سود را گفت كه با دوستى على چگونه اى ؟ گفت : چنانچه تو در دوستى معاويه باشى لكن من در دوستى ثواب اُخروى خواهم و تو از دوستى معاويه حُطام دُنيوى جوئى و مَثَل من و تو شعر عمروبن معدى كرب است :
    شعر :
    خَليلا نِ مُخْتَلِفٌ شَاءْنن ا
    اُريدُ الْعَلاءَ وَيَهْوِى السَّمَنَ
    اُحِبُّ دِم آءَ بَنى م الِكِ
    وَر اقَ المُعَلّى بَياضَ اللَّبَنِ(199)
    و هم زمخشرى اين شعر را از او روايت كرده :
    شعر :
    اَمُفَنّدي في حُبِّ آلِ محمّد
    حَجَرٌ بِفيكَ فَدَعْ مَلا مَكَ اَوْزِد
    مَنْ لَمْ يَكُنْ بِحِب الِهِمْ مُسْتَمْسِكا
    فَلْيَعْتَرِفْ بِوِلا دَةٍ لَمْ تُرْشَدِ(200)

    ______________________________


    197 (ربيع الا برار) علاّ مه زمخشرى 5/322، تحقيق : عبدالامير مهنا؛ (روضات الجنات ) علاّ مه خوانسارى 4/168 .
    198 (مناقب ) ابن شهر آشوب 3/361 .
    199 (مجالس المؤ منين ) 1/325 از (ربيع الا برار) زمخشرى ، نقل كرده است .
    200 ماءخذ پيشين . علامه شوشترى مى گويد: (مفند، ملامت كننده است ، يعنى اى ملامت كننده من در دوستى آل محمّد عليهماالسّلام ، سنگ در دهن تُست ؛ خواه ترك ملامت خود كنى و خواه آن را زياده كنى و مضمون بيت ثانى آن است كه شاعر فارسى گفته :
    هر كه را هست با على كينه
    در سخن حاجت درازى نيست
    نيست در دستش آستين پدر
    دامن مادرش نمازى نيست
    (مجالس المؤ منين ) 1/326 .ويراستار
    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  2. صلوات


  3.  

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود