صفحه 1 از 2 12 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: آیا پیامبر نا آشنای به کتاب و ایمان بود؟

  1. #1

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۴
    نوشته
    11
    حضور
    11 ساعت 6 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    43

    اشاره آیا پیامبر نا آشنای به کتاب و ایمان بود؟




    با سلام و ارادت
    سوال:
    در آیه 7 سوره ضحی (وَ وَجَدَكَ ضَالًّا فَهَدى‏) و (شورى- 52) ما كُنْتَ تَدْرِي مَا الْكِتابُ وَ لَا الْإِيمانُ و در آيه 3 سوره يوسف مى‏خوانيم: نَحْنُ نَقُصُّ عَلَيْكَ أَحْسَنَ الْقَصَصِ بِما أَوْحَيْنا إِلَيْكَ هذَا الْقُرْآنَ وَ إِنْ كُنْتَ مِنْ قَبْلِهِ لَمِنَ الْغافِلِينَ
    پیامبر ص را گمراه غافل و نا آشنای به کتاب و ایمان می داند اگر هیچ گاه زمین خالی از حجت نبود پیامبری که گمراه وغافل است و آشنای به کتاب و ایمان نیست چگونه می تواند حجت باشد و اگر حجت نبود حجت زمانش که بوده که او باید از وی تبعیت میکرده و نکرده است.

    با تشکر
    ویرایش توسط M A H D I : ۱۳۹۵/۰۱/۲۵ در ساعت ۱۵:۵۲

  2. صلوات ها 5


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,556
    حضور
    175 روز 12 ساعت 56 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58348



    با نام و یاد دوست







    آیا پیامبر نا آشنای به کتاب و ایمان بود؟








    کارشناس بحث: استاد هادی

  5. صلوات ها 4


  6. #3

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۳
    علاقه
    خدا،پیامبر، امام و ...
    نوشته
    1,893
    حضور
    84 روز 4 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    6745



    نقل قول نوشته اصلی توسط kamrany نمایش پست ها
    با سلام و ارادت
    سوال:
    در آیه 7 سوره ضحی (وَ وَجَدَكَ ضَالًّا فَهَدى‏) و (شورى- 52) ما كُنْتَ تَدْرِي مَا الْكِتابُ وَ لَا الْإِيمانُ و در آيه 3 سوره يوسف مى‏خوانيم: نَحْنُ نَقُصُّ عَلَيْكَ أَحْسَنَ الْقَصَصِ بِما أَوْحَيْنا إِلَيْكَ هذَا الْقُرْآنَ وَ إِنْ كُنْتَ مِنْ قَبْلِهِ لَمِنَ الْغافِلِينَ
    پیامبر ص را گمراه غافل و نا آشنای به کتاب و ایمان می داند اگر هیچ گاه زمین خالی از حجت نبود پیامبری که گمراه وغافل است و آشنای به کتاب و ایمان نیست چگونه می تواند حجت باشد و اگر حجت نبود حجت زمانش که بوده که او باید از وی تبعیت میکرده و نکرده است.

    با تشکر


    با سلام و عرض ادب و تقدیر از پرسش زیبای شما

    طبق روایات فراوانی که در کتب روایی ذکر شده، پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) قبل از بعثت نیز مقام نبوّت را دارا بوده و با جهان غیب ارتباط داشتند؛ همان طور که حضرت یحیی و حضرت عیسی (علیه السلام) در دوران کودکی به مقام نبوت رسیدند و با جهان غیب ارتباط داشتند؛( مریم (19)آیه 12 و 13) پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نیز از همان آغاز با عالم غیب ارتباط داشت منتهی در چهل سالگی به مقام رسالت و ابلاغ و اظهار پیام خدا به مردم برانگیخته شد و الّا قبل از بعثت نیز مقام نبوّت را دارا بودند.
    بالاتر از این؛ طبق روایات مختلف، رسول خدا (صلی الله علیه و آله) خود را اولین مخلوق معرفی فرمود «اول ما خلق الله نوری»( بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، ج‏1، ص: 106) لذا نور وجودی پیامبر که در بیان حکما و عرفا «حقیقت محمدیّه» نامیده می شود اشرف مخلوقات است، حال چگونه امکان دارد اشرف مخلوقات عالَم، از فردی تبعیت کند که از لحاظ رتبه وجودی پایین تر از خود اوست.
    بنابراین پیامبر خاتم از همان کودکی مقام نبوّت را داشته و حجّت خداوند در زمین بوده اند . منتهی با آغاز بعثت در سنّ چهل سالگی مأمور به اظهار و ابلاغ رسالت خود شده اند. روایات متعددی این دیدگاه را تأیید می‏کند؛ حضرت می‏فرماید: «کنت نبیاً و آدم بین الماء و الطین؛( بحارالانوار، ج 18، ص 278) زمانی پیامبر بودم که آدم (علیه السلام) هنوز در میان آب و گل بود.»
    پيامبر اکرم خود فرموده اند: «کنت اول الانبياء في الخلق و آخرهم في البعث؛ (ر.ک: الشفاء بتعريف حقوق المصطفي(ص)، قاضي عياض، ج 1، ص 289 و 318) من از جهت آفرينش در بين انبيا، نفر اول بودم و در مبعوث شدن خاتم و آخرين آنها هستم.»
    و نيز فرموده اند: «آدم و من دونه تحت لوايي يوم القيامة؛ (شهيد مرتضي مطهري، ختم نبوت، به نقل از بحارالانوار) تمام پيامبران در قيامت زير پرچم من هستند.»



    آیا پیامبر نا آشنای به کتاب و ایمان بود؟
    انسان وظیفه ای جز تهذیب نفس و مبارزه با هواهای نفسانی ندارد

    امام خمینی رحمه الله علیه

  7. صلوات ها 6


  8. #4

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۳
    علاقه
    خدا،پیامبر، امام و ...
    نوشته
    1,893
    حضور
    84 روز 4 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    6745



    در ارتباط با آیاتی که فرمودید نکاتی را یاد آور می شویم:

    الف: کلمه ی ضلل و ضالّ در قرآن کریم ، همواره به معنای گم کردن راه خدا نیست تا ما از آیه « وَ وَجَدَكَ ضَالاًّ فَهَدى » گمراهی اصطلاحی پیامبر را نتیجه بگیریم. کلمه ی ضالّ از ریشه ی ضلل به معنی گمشده است نه به معنی گناهکار یا مشرک و امثال آن.
    ب ـ همان طور که گفتیم شکّی نیست که پیامبر اسلام از تمام انبیاء افضل است؛ پس اگر پیامبر اسلام زمانی گمراه بوده باشد و مسلّم شود که یکی از پیامبران گذشته هیچ گمراهی نداشته معلوم می شود که او از پیامبر اسلام افضل بوده و این خلاف اجماع مسلمین می باشد. حال می گوییم خداوند متعال از زبان نوح (علیه السلام) نقل نمود که « قالَ يا قَوْمِ لَيْسَ بي‏ ضَلالَةٌ وَ لكِنِّي رَسُولٌ مِنْ رَبِّ الْعالَمينَ ـــ گفت:« اى قوم من! هيچ گمراهى در من نيست؛ ولى من فرستاده‏اى از جانب پروردگار عالمیان هستم.» (الأعراف:61). پس نوح(علیه السلام) هیچ گمراهی نداشته است ؛ حال چگونه ممکن است نبیّ اسلام که افضل از نوح بوده در دوره ای خاصّ، گمراه بوده باشد؟!
    ج ـ از این‌ها گذشته خود خداوند متعال در قرآن کریم تصریح نموده که آن حضرت هیچگاه گمراه به معنی اصطلاحی آن نگشته. خداوند متعال می فرماید:‏ « وَ النَّجْمِ إِذا هَوى‏ (1) ما ضَلَّ صاحِبُكُمْ وَ ما غَوى‏ (2) وَ ما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوى‏ (3) إِنْ هُوَ إِلاَّ وَحْيٌ يُوحى‏ ـــ سوگند به ستاره هنگامى كه افول مى‏كند ، كه هرگز همنشين و دوست شما (محمد) نه عمداً از صراط مستقيم منحرف شده ، و نه به خطا . آنچه مى‏گويد چيزى جز وحى كه بر او نازل شده نيست.» (سوره نجم)
    پس با وجود چنین آیات صریحی که با واژه ی ماضی « ما ضَلَّ» هر گونه گمراهی را از گذشته ی پیامبر زدوده ، چگونه می توان آیه« وَ وَجَدَكَ ضَالاًّ فَهَدى » را دالّ بر گمراهی آن حضرت گرفت.


    ویرایش توسط هادی : ۱۳۹۴/۱۲/۱۷ در ساعت ۰۶:۳۹
    آیا پیامبر نا آشنای به کتاب و ایمان بود؟
    انسان وظیفه ای جز تهذیب نفس و مبارزه با هواهای نفسانی ندارد

    امام خمینی رحمه الله علیه

  9. صلوات ها 5


  10. #5

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۳
    علاقه
    خدا،پیامبر، امام و ...
    نوشته
    1,893
    حضور
    84 روز 4 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    6745




    حال این سوال پیش می آید که اگر مراد از گمراهی، «به معنی اصطلاحی» یعنی بی دینی و بی ایمانی نیست؛ پس مراد از «ضالّا» در آیه شریفه چه می باشد؟

    در جواب به این پرسش، مفسّرین وجوه مختلفی بیان کردند که به اجمال اشاره می شود:
    برخی گفته اند معنای آیه اين است كه خدا تو را در بين مردم گمشده يافت، یعنی مردم تو را نمى‏‌شناختند، و قدرت را نمى‏‌دانستند، و او مردم را به سوى تو و اينكه چه كسى هستى دلالت و هدايت كرد یا تو را به سویی هدایت نمود که میان مردم شهره گشتی. شاهد این معنا آن است که خداوند متعال در جای دیگری همین نعمت را به شکل دیگری بیان داشته و فرموده است: « أَ لَمْ نَشْرَحْ لَكَ صَدْرَكَ (1) وَ وَضَعْنا عَنْكَ وِزْرَكَ (2) الَّذي أَنْقَضَ ظَهْرَكَ (3)وَ رَفَعْنا لَكَ ذِكْرَكَ ــــ آيا ما سينه تو را گشاده نساختيم ؛ و بار سنگين تو را از تو برنداشتيم؟! همان بارى كه سخت بر پشت تو سنگينى مى‏كرد. و نام و آوازه ی تو را بلند ساختيم‏. » (الشرح)

    عدّه ای ديگر گفته‌‏اند: اين آيه به گم شدن رسول خدا (صلی الله علیه و آله) در راه هوازن و مكّه اشاره دارد، آن زمان كه رسول خدا (صلی الله علیه و آله) در دامن حليمه‌ی سعديه دختر ابى ذؤيب بود، و حليمه به طورى كه در روايت آمده مى‏‌خواست وى را به جدّش عبد المطلب برساند، در بين راه متوجّه شد كه محمد (صلی الله علیه و آله) نيست. بعضى ديگر نیز گفته‌‏اند: اشاره است به آن واقعه‏‌اى كه در كودكى آن جناب رخ داد، و در درّه‏‌هاى مكّه گم شد. و برخی آيه را اشاره به داستان گم شدن آن حضرت در راه شام دانسته‏‌اند كه با عمويش ابو طالب در كاروان ميسره ، غلام خديجه به شام مى‏‌رفت، و در بين راه ناپديد شد.



    ویرایش توسط هادی : ۱۳۹۴/۱۲/۱۷ در ساعت ۰۶:۴۵
    آیا پیامبر نا آشنای به کتاب و ایمان بود؟
    انسان وظیفه ای جز تهذیب نفس و مبارزه با هواهای نفسانی ندارد

    امام خمینی رحمه الله علیه

  11. صلوات ها 4


  12. #6

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۳
    علاقه
    خدا،پیامبر، امام و ...
    نوشته
    1,893
    حضور
    84 روز 4 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    6745



    امّا آن چه به نظر صحیح می رسد معنی آیه شریفه این است:

    خداوند مى خواهد بفرمايد اگر هدايت خدا نباشد تو و هيچ انسانى ديگر از پيش خود هدايت نداريد مگر به وسيله خداى سبحان، پس رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله و سلم) هم، نفسِ شريفش با قطع نظر از هدايت خدا ضالّه و بى راه بود، هر چند كه هيچ روزى از هدايت الهى جدا نبوده و از لحظه اى كه خلق شده بود ملازم با آن بود. در نتيجه آيه شريفه در معناى آيه زير است، كه مى فرمايد: «ما كنت تدرى ما الكتاب و لا الايمان». معنی این آیه شریفه این است که ای پیامبر اگر چه تو اشرف مخلوقات هستی و عالِم به جمیع حقایق از جمله کتاب و ایمان و ... می باشی، امّا بدان همه این ها از جانب خداوند است، خداست که همه این ها را به تو عنایت فرموده است و الّا با قطع نظر از الطاف الهی و فیض خداوند حتی پیامبر خدا هم جاهل به کتاب و ایمان است.
    حاصل سخن این که اگر خداوند سبحان در این آیات، پیامبر رحمت را ضالّ، غافل و نا آشنای به کتاب و ایمان مغرّفی می کند، ناظر به این است که خداوند می خواهد بفرماید حتی پیامبر خدا «اشرف مخلوقات» نیز بدون راهنمایی و هدایت خداوند گمراه خواهد شد اگر چه این هدایت همواره ملازم با پیامبر بود و پیامبر همیشه از این هدایت برخوردار بوده است. (مثل اینکه معلول همواره ملازم با علّت است منتهی معلول فقر وجودی نسبت به علّت دارد و تمام هستی خود را از علت دارد؛ پیامبر نیز اگر چه هدایت، ایمان و ... همواره ملازم وی بود امّا همه این ها از جانب خداوند است و پیامبر نیز از خود چیزی ندارد. در واقع این آیات اشاره به فقر وجودی پیامبر داردند)
    در مورد سایر آیات نیز که پیامبر را نا آشنای به ایمان و کتاب معرفی فرمود و همچنین پیامبر را جزو غافلین دانست، همین معنی منظور است؛ یعنی بدون عنایت و توجّه به الطاف خداوند پیامبر نیز غافل بوده و نسبت به کتاب و ایمان جاهل خواهد بود.

    منابع جهت مطالعه بيشتر:
    1- منشور جاويد، آيت الله سبحاني، ج 7، به بعد.
    2- پرسشها و پاسخ‏ها، آيت الله مظفر، ص 5 به بعد.
    3- كتاب علم امام (ع)، محمد حسين مظفر، ترجمه محمد آصفي، ص 76 به بعد.



    ویرایش توسط هادی : ۱۳۹۴/۱۲/۱۷ در ساعت ۰۶:۵۰
    آیا پیامبر نا آشنای به کتاب و ایمان بود؟
    انسان وظیفه ای جز تهذیب نفس و مبارزه با هواهای نفسانی ندارد

    امام خمینی رحمه الله علیه

  13. صلوات ها 6


  14. #7

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۴
    نوشته
    11
    حضور
    11 ساعت 6 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    43



    نقل قول نوشته اصلی توسط هادی نمایش پست ها
    حاصل سخن این که اگر خداوند سبحان در این آیات، پیامبر رحمت را ضالّ، غافل و نا آشنای به کتاب و ایمان مغرّفی می کند، ناظر به این است که خداوند می خواهد بفرماید حتی پیامبر خدا «اشرف مخلوقات» نیز بدون راهنمایی و هدایت خداوند گمراه خواهد شد اگر چه این هدایت همواره ملازم با پیامبر بود و پیامبر همیشه از این هدایت برخوردار بوده است

    با سلام

    از پاسختون بسیار ممنونم. آنچه من از فرمایشات شما برداشت کردم پیامبر اکرم ص هیچ وقت گمراه نبوده، نا آشنای به کتاب و ایمان نداشته، اما سوال دیگری که پیش میاد اینه که یعنی علم و ایمان پیامبر بعد از بعثت و نزول قرآن تفاوتی نکرد؟ منظورم اینه که با ارسال وحی به پیامبر درجاتی بر علم و ایمان گیامبر افزوده شد؟

    یا زهرا


  15. صلوات ها 4


  16. #8

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۹۳
    علاقه
    خدا،پیامبر، امام و ...
    نوشته
    1,893
    حضور
    84 روز 4 ساعت 27 دقیقه
    دریافت
    3
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    6745



    نقل قول نوشته اصلی توسط kamrany نمایش پست ها
    از پاسختون بسیار ممنونم. آنچه من از فرمایشات شما برداشت کردم پیامبر اکرم ص هیچ وقت گمراه نبوده، نا آشنای به کتاب و ایمان نداشته، اما سوال دیگری که پیش میاد اینه که یعنی علم و ایمان پیامبر بعد از بعثت و نزول قرآن تفاوتی نکرد؟ منظورم اینه که با ارسال وحی به پیامبر درجاتی بر علم و ایمان گیامبر افزوده شد؟
    سلام علیکم

    از روایات برداشت می‌شود که پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) دو نوع خلقت داشته اند، «خلقت نوری» و «خلقت مادی». چنانکه خود حضرت فرمود «اوّل ما خَلقَ الله نوری» اولین موجودی که خداوند خلق فرمود نور وجودی من بود. (اصول كافى، ترجمه كمره‏اى، ج‏2، ص: 719) پیامبر در این مرتبه از خلقت از تمامی موجوادت برتر است، حتی حضرت جبرائیل (علیه السلام)؛ به فرموده حکما، جبرائیل (علیه السلام) شأنی از شئون خود حضرت می باشد، بنابراین شأنی از شئون خلقت نوری پیامبر، مأمور می‌شود برای خلقت مادّی حضرت وحی نازل کند ... (ر.ک: عيون اخبار الرضا7 ج1 ص204، ح22) صحبت ما در این مرتبه از خلقت پیامبر نیست.
    آن چه محل صحبت ما و همچنین قرآن کریم است خلقت مادّی حضرت است که فرمود «انَا بشرُ مثلکم» من بشری همانند شما هستم. آیاتی که در مورد پیامبر صحبت می کند و ایشان را جاهل به ایمان معرّفی می کند، مربوط به خلقت مادّی پیامبر است؛ لذا در این مرتبه از خلقت هیچ ایرادی ندارد که قرآن کریم بفرماید: قبل از نزول قرآن، قرآن را نمی¬دانستی و بر محتوی و تعليمات آن آگاه نبودی و ايمان نداشتی. اين تعبير هیچ منافاتی با اعتقاد توحيدی پيامبر و معرفت عالی او و آشنايی¬اش به اصول عبادت و بندگي او ندارد. خلاصه ناآگاهی به محتوای قرآن، مطلبی است و معرفت نداشتن به خداوند، مطلب ديگر. [عصام¬الدین، اسماعیل¬بن¬محمدحنفی، حاشیۀ¬القونوی، بیروت، دارالکتب¬العلمیة، چاپ اول، سال 2001م.]
    بنابراین اگر بخواهیم در مورد خلقت مادّی سیّد الانبیاء صحبت کنیم، ایشان قبل از بعثت، عالِم به جزئیات احکام اسلام نبودند، ولی بعد از نزول وحی به جزئیات احکام و معارف قرآن عالِم گردیدند.

    آیا پیامبر نا آشنای به کتاب و ایمان بود؟
    انسان وظیفه ای جز تهذیب نفس و مبارزه با هواهای نفسانی ندارد

    امام خمینی رحمه الله علیه

  17. صلوات ها 3


  18. #9

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۸۹
    نوشته
    10,905
    حضور
    84 روز 15 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    18
    صلوات
    40521



    نقل قول نوشته اصلی توسط kamrany نمایش پست ها
    با سلام و ارادت
    سوال:
    و (شورى- 52) ما كُنْتَ تَدْرِي مَا الْكِتابُ وَ لَا الْإِيمانُ
    پیامبر ص را گمراه غافل و نا آشنای به کتاب و ایمان می داند اگر هیچ گاه زمین خالی از حجت نبود پیامبری که گمراه وغافل است و آشنای به کتاب و ایمان نیست چگونه می تواند حجت باشد و اگر حجت نبود حجت زمانش که بوده که او باید از وی تبعیت میکرده و نکرده است.

    با تشکر
    سلام
    امام على عليه السلام در نهج‏ البلاغه مى‏فرمايد: «لقد قرن اللّه به صلى اللّه عليه و آله من لدن كان فطيماً اعظم ملائكته يسلك به طريق المكارم و محاسن الاخلاق ليله و نهاره»
    همانا خداوند از لحظه از شير گرفتن پيامبر، يكى از بزرگ‏ترين فرشتگان خود را همراه او گرداند تا راه مكارم و محاسن اخلاق را شب و روز به او تعليم دهد.
    بنابراين مراد از جمله «ولا الايمان» رها بودن و گمراه بودن و بى‏ايمان بودن پيامبر، قبل از بعثت نيست، بلكه مراد آنست كه پيامبر از جزئيّات و محتويّات آئين خبر نداشت.

    براى حركت معنوى انسان امورى لازم است از جمله:
    راه «صراط مستقيم»، راهنما «انّك لتهدى»، نور «و جعلناه نوراً»، نقشه «اوحينا اليك روحاً من امرنا»، مقصد «الى اللّه تصير الامور».
    1- وحى به پيامبر اكرم‏صلى الله عليه وآله استمرار وحى به انبياى پيشين است. «و كذلك اوحينا اليك»
    2- سه نوع وحى كه در آيه قبل آمده بود براى پيامبر اسلام بوده است. «و كذلك اوحينا اليك»
    3- پيامبر اسلام امّى و درس نخوانده بود. «ما كنتَ تَدرى ما الكتاب»
    4- حتّى پيامبران بدون هدايت الهى راهى از پيش نمى‏برند. «ما كنتَ تَدرى...»
    5- صفا و صداقت نشانه نبوّت است. رهبران عادّى حاضر نيستند سابقه‏ى خود را اين گونه براى مردم مطرح كنند. «ما كنتَ تَدرى...»
    6- گرچه هدايت به دست خداست «من نشاء» لكن بستر هدايت، روح بندگى و دورى از تكبّر است. «عبادنا»
    7- كسى كه مى‏خواهد ديگران را هدايت كند بايد خود بر راه حقّ مسلط باشد. «انّك لمن المرسلين على صراط مستقيم» ، «انّك لتهدى الى صراط المستقيم»
    8- قرآن و رسول وسيله هدايتند. «نوراً نهدى به... انك لتهدى»
    9- ملاك، لياقت فعلى افراد است، گرچه در گذشته دست آنها خالى باشد. «ما كنت تدرى... انك لتهدى»
    نقل قول نوشته اصلی توسط kamrany نمایش پست ها

    با سلام

    اما سوال دیگری که پیش میاد اینه که یعنی علم و ایمان پیامبر بعد از بعثت و نزول قرآن تفاوتی نکرد؟ منظورم اینه که با ارسال وحی به پیامبر درجاتی بر علم و ایمان
    پیامبر افزوده شد؟

    یا زهرا


    10- تكامل حتّى براى انبيا نيز هست. «و ما كنت تدرى... انك لتهدى»
    11- اگر لطف خدا شامل حال انسانى شود، ناآگاه ديروز معلم امروز مى‏شود. «ما كنت تدرى... انك لتهدى»
    12- قرآن به تنهايى كافى نيست، با اينكه قرآن نور هدايت است «نوراً نهدى به...» لكن باز هم نياز به رسول است. «انك لتهدى»
    13- راه راست همان راه خداست. (مكاتب غير الهى از تعيين راه درست براى بشر عاجزند.) «صراط مستقيم صراط اللّه الّذى»
    14- راه كسى را بپيمائيم كه فرمانرواى هستى باشد. «صراط اللّه الّذى له ما فى السموات...»
    15- اهل ايمان دلشاد باشند و اهل لجاجت و كفر هشدار يابند كه پايان كار آنها با خداست. «الى اللّه تصير الامور»
    16- حركت جهان هستى، هدفدار و تكاملى است. «الى اللّه تصير الامور»
    «والحمدللّه ربّ العالمين»
    تفسیر نور

    ویرایش توسط رضا : ۱۳۹۴/۱۲/۲۶ در ساعت ۲۰:۱۲
    حسن خزّاز گفت:از امام رضا ( عليه السّلام ) شنيدم كه فرمود:
    بعضى از كسانى كه ادّعاى محبّت و دوستى ما را دارند،ضررشان براى شيعيان ما از دجّال بيشتر است.
    حسن گفت: عرض كردم اى پسر رسول خدا( صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم ) به چه علّت؟فرمود: به خاطر دوستى‏شان با دشمنان ما و دشمنى‏شان با دوستان ما. و هر گاه چنين شود، حقّ و باطل به هم در آميزد و امر مشتبه گردد و مؤمن از منافق باز شناخته نشود.
    ( صفات الشيعه ص 8 )

  19. صلوات ها 2


  20. #10

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۳
    نوشته
    1,866
    حضور
    190 روز 11 ساعت 40 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    22
    صلوات
    8040



    نقل قول نوشته اصلی توسط هادی نمایش پست ها
    حتی حضرت جبرائیل (علیه السلام)؛ به فرموده حکما، جبرائیل (علیه السلام) شأنی از شئون خود حضرت می باشد، بنابراین شأنی از شئون خلقت نوری پیامبر، مأمور می‌شود برای خلقت مادّی حضرت وحی نازل کند ... (ر.ک: عيون اخبار الرضا7 ج1 ص204، ح22) صحبت ما در این مرتبه از خلقت پیامبر نیست.
    سلام علیکم
    باعرض ادب و احترام به محضر شما استاد گرامی و محترم
    از مطالب ارزشمند و پربارتان نهایت سپاسگزاری را دارم،اجرکم عندالله

    این جمله خیلی برایم زیبا و دلنشین و قابل تامل بود!حقیر این را نمیدانستم

    مطالبتان خیلی عالی و قابل تامل است استاد،افسوس که تا کنون سلب توفیق بوده و کم از محضرتان استفاده کرده بودم.....خداوند شمارا حفظ کند

    اللهم اجعل عواقب امورنا خیرا
    یازهرا(س)

    در پیوند ازدواج قرار نیست دو‌نفر به هم برسند

    قرار است باهم به خدا برسند

    «همسر یعنی همسفر تا بهشت»

  21. صلوات


صفحه 1 از 2 12 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 1

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود