صفحه 1 از 9 123 ... آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: اثبات دو بعدی بودن وجود انسان

  1. #1

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۴
    نوشته
    11
    حضور
    17 ساعت 58 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    32

    اشاره اثبات دو بعدی بودن وجود انسان




    سلام
    شاید سوال بنده در ظاهر تکراری باشه
    راجع به دو بعدی بودن وجود اسان بحث داشتم
    فرض کنیم ما بخواهیم ثابت کنیم انسان یک موجود دوبعدی می باشد
    بنده می خوام این اثبات رو به چند روش انجام بدیم
    اول اینکه بگیم دوبعدی نیست، خب اصلا چه نیازی به بعد دوم وجود داره؟
    چرا ما می گیم انسان حتما باید بعد دومی داشته باشه؟
    امروزه مدعی هستند که همه افعلا انسان از بعد مادی وی هستند
    مساله دوم اینکه نظر اسلام در این مورد چیه؟
    کدوم بعد چقدر در افعال انسان دخل و تصرف داره
    منظورم از این سوال اینه که اصلا کننده کار کیه؟
    کدومش دیگری رو در اختیار داره؟
    حوزه اختیارات هرکدام از ابعاد وجودی انسان چیست؟
    ممنون
    ویرایش توسط M A H D I : ۱۳۹۵/۰۱/۲۵ در ساعت ۱۵:۴۸

  2. صلوات ها 7


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,515
    حضور
    174 روز 17 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58293



    با نام و یاد دوست







    اثبات دو بعدی بودن وجود انسان








    کارشناس بحث: استاد کریم

  5. صلوات ها 3


  6. #3

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۲
    علاقه
    مجلس امام حسین(ع)، مطالعه، ورزش، خانواده.
    نوشته
    2,695
    حضور
    41 روز 1 ساعت 33 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    7505



    نقل قول نوشته اصلی توسط azadmard نمایش پست ها
    سلام
    شاید سوال بنده در ظاهر تکراری باشه
    راجع به دو بعدی بودن وجود اسان بحث داشتم
    فرض کنیم ما بخواهیم ثابت کنیم انسان یک موجود دوبعدی می باشد
    بنده می خوام این اثبات رو به چند روش انجام بدیم
    اول اینکه بگیم دوبعدی نیست، خب اصلا چه نیازی به بعد دوم وجود داره؟
    چرا ما می گیم انسان حتما باید بعد دومی داشته باشه؟
    امروزه مدعی هستند که همه افعلا انسان از بعد مادی وی هستند
    مساله دوم اینکه نظر اسلام در این مورد چیه؟
    کدوم بعد چقدر در افعال انسان دخل و تصرف داره
    منظورم از این سوال اینه که اصلا کننده کار کیه؟
    کدومش دیگری رو در اختیار داره؟
    حوزه اختیارات هرکدام از ابعاد وجودی انسان چیست؟
    سلام وعرض ادب
    سوال خوبی مطرح فرمودید مخصوصا با تقسیم وجزئی کردن مساله.
    وقتی گفته می شود که انسان دو بعدی است. یعنی انسان دارای جسم وروح است. اولا باید بدانیم که جسم وامر مادی بدون روح حیاتی ندارد. ودلیل ساده آن مرگ یک موجود است. وقتی روح از بدن این موجود مادی خارج می شود در هنگام مرگ دیگر هیچ حرکتی که ندارد هیچ، اگر چند روز به حال خود گذاشته شود. بوی گندش همه جا را می گیرد. واگر با حیوان مرادی که در جایی رها شده تا حال مواجه شده باشید. بهتر متوجه عرایض بنده می شوید. پس این نشان می دهد. که حیات جسم با روح است.
    اما انسان علاوه بر آن روح حیوانی، روحی دارد که مختص اوست. واز آن به روح الهی تعبیر می شود. وبالطبع بحث شما ومنظور شما این روح است. وآیات قرآن مثل اینکه می فرماید: ونفخت فیه من روحی خود مبین این مساله هست. که خداوند از روح خود در انسان دمیده است.
    امتیاز انسان به همین روح الهی است. وبخاطر همین است که خداوند بعد از اینکه روح را در وجود انسان دمید به خود آفرین گفت که در اوایل سوره مومنون این مساله مطرح شده است. یعنی نسبت به خلقت جسمی به خود آفرین نگفت بلکه بعد از اینکه روح را در وجود او دمید به خود آفرین گفت.
    عظمت انسان واینکه می تواند بر خلاف موجودات دیگر حتی فرشتگان خلیفه الهی شود. بخاطر همین روح است. ودر واقع بعد اصلی وجود انسان روح اوست. چرا که سلولهای جسم انسان چنانچه دانشمندان اثبات کرده اند دائما در حال تغییر است. برخلاف روح که هیچ تغییری در آن وجود ندارد. ووحدت انسان بخاطر روح اوست نه جسمش. ودر عالم برزخ هم که جسم انسان از کا رمی افتد روحش زنده است. که در خوشی ویا عذاب است.
    از دید اسلامی به ادله مختلف که در کتب معرفت نفس مثل معرفت نفس علامه حسن زاده بیان شده است. اصالت انسان به روح اوست.
    بله در عالم غرب چون اصالت را با ماده می دانند. وهر چه از طریق حواس به دست آید از نظر آنها اصیل ودارای واقعیت است. روح را نفی می کنند. ولی سخن در این است که ماده حتی از نظر علمی نمی تواند در مورد روح سخن بگوید. چون خارج از حیطه اش می باشد. وروح انسان به دلایلی چون حفظ وحدت وجودی انسان در طول عمرش، خوب، چرا که در عالم خواب ما در حالی که در خانه خود خوابیده ام. فرسنگ ها دورتر حضور داریم. واین بخاط روح انسان است که می تواند چنین باشد.
    ما هم ماده امر واقعی می دانیم وهم روح را، وهر کدام وظایف وحیطه کاری دارند نه به این معنی که کاملا از هم جدا باشند. بلکه تاثیر گذار در همدیگر می باشند. چرا که سختی ها ومشکلات جسمی روی امور روحی اثر دارند. وشادابی جسمی روی روح تاثیر خوب دارند. در عین حال انسان هر قدر از نظر روحی قوی باشد. وخوب آنر را پرورش داده باشد. واحساسات رشد یافته وخوب یداشته باشد. موجب فرح زیاد شده ودر نتیجه انسان در مقام استفاده از جسم نیز حوصله وتوان بیشتری دارد.
    روح وجسم وجود دارند. وبالطبع هر کدام بیشتر رشد یافته باشند سیطره بیشتری خواهند داشت. با این تفاوت که اگر روح اسیر جسم باشد. دیگر این دنیای انسان فوقش فراهم است. واز در آن دینا محروم می باشد. ولی اگر روح وسعت یافته وپرورش داده شود. هم از نظر دنیا انسان شادایی وآرامش بیشتری دارد وهم بعد دنیا شرایط بهتری خواهد داشت.



    اثبات دو بعدی بودن وجود انسان
    إنّ الصلوة تنهی عن الفحشاء والمنکر
    جامعه ای که در آن فرهنگ نماز باشد. دچار یاس، افسردگی، فساد وروز مره گی نمی شود.


  7. صلوات ها 5


  8. #4

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۴
    علاقه
    علاقمند به کتاب روانشناسی و تاریخی
    نوشته
    1,310
    حضور
    40 روز 12 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    10
    صلوات
    3698



    با سلام

    از نظر اسلام، انسان یک موجود دو بعدی است. بعد الهی و بعد حیوانی و مادی، که این دو بعدی بودن، حقیقت و ماهیت انسان است و اگر بخواهیم این دو بعدی بودن را از انسان بگیریم در حقیقت انسان را از انسانیت او جدا کرده ایم که دیگر انسان، انسان نخواهد بود. قرآن مجید در آیات زیادی به دو بعدی بودن انسان که ریشه در خلقت او دارد تصریح نموده است از جمله می فرماید: " انی خالق بشرا من صلصال من حمأ مسنون. فاذا سویته و نفخت فیه من روحی فقعوا له ساجدین ." یعنی: من بشر را از گِل خشکیده ای که از گِل بد بویی گرفته شده بود می آفرینم، هنگامی که کار آن را به پایان رسانیدم، در او از روح خود دمیدم، همگی بر او سجده کنید.


    از طرف دیگر انسان موجودی است که خداوند قدرت انتخاب به او داده است و دارای اختیار است و هر کدام از این دو بعد مادی و الهی را که بخواهد، می تواند اختیار نموده و در همان جهت پیش برود که اگر در جهت الهی پیش برود به اعلی علیین می رسد (بالاترین درجه کمال) و اگر در جهت مادی و خاکی و حیوانی سیر خود را ادامه دهد به اسفل السافلین (پست ترین درجه) خواهد رسید و این هر دو در اختیار اوست. این ویژگی انسان است و بین طفل و کودک و نوجوان و جوان و میانسال و پیر، از این جهت فرقی نیست.
    فعاليت داشتن در فضاي مجازي و پاک ماندن در آن ' تقواي دو چندان ميخواهد. يادمان نرود گاهي با گناه به اندازه ي يک لايک فاصله داريم... يادمان نرود فضاي مجازي هم "محضر خداست " نکند که شرمنده باشيم، امان از لحظه ي غفلت که فقط خدا شاهد است و بس...! گاهي روي مانيتور بچسبانيم "ورود شيطان ممنوع " مراقب دستي که کليک ميکند، چشمي که ميبيند و گوشي که ميشنود باشيم... و بدانيم و آگاه باشيم که خدا هم هميشه آنلاين "است. .وما فقط در مشگلات آنلاین میشیم

  9. صلوات ها 2


  10. #5

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۴
    نوشته
    11
    حضور
    17 ساعت 58 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    32



    نقل قول نوشته اصلی توسط کریم نمایش پست ها
    وقتی گفته می شود که انسان دو بعدی است. یعنی انسان دارای جسم وروح است. اولا باید بدانیم که جسم وامر مادی بدون روح حیاتی ندارد. ودلیل ساده آن مرگ یک موجود است. وقتی روح از بدن این موجود مادی خارج می شود در هنگام مرگ دیگر هیچ حرکتی که ندارد هیچ، اگر چند روز به حال خود گذاشته شود. بوی گندش همه جا را می گیرد. واگر با حیوان مرادی که در جایی رها شده تا حال مواجه شده باشید. بهتر متوجه عرایض بنده می شوید. پس این نشان می دهد. که حیات جسم با روح است.
    با عرض سلام و تشکر از اساتید گرامی
    چند نکته لازمه اینجا بنظرم
    ابتدا اینکه همین بحث مرگ رو بنده روش فکر کردم
    فرد میتونه این جواب رو بده:
    سلول های مغزی براساس فرایندهای شیمیایی و جابجایی سیگنالهای الکتریکی کار خودشو انجام میده و نیاز به سوختی داره
    حالا اینجا یا انرژی بهش نمیرسه و یا این سیگنالها دچار مشکل میشن و یا دیگه فرایندهای شیمیایی انجام نمیشه
    وقتی اینها متوقف بشه،مرگ اتفاق می افته
    اما بنظرم این بحث بو گرفتن جسد و پوسیدن اون میتونه جواب مناسبی به این نکته باشه که در مرحله اول بپذیریم همه چیز این جسم نیست
    چون اگر همه چیز همین جسم بود چرا قبل از ایستادن نگندید و نپوسید؟
    اما اینجا معتقدین به مباحث طبیعت گرایی و.. شبهه ای رو مطرح می کنند و اون اینه:
    چرا یک انسان سندروم دان و یا یک معلول ذهنی مثل ما فکر نمی کند و نمی اندیشد؟
    اگر روح دارد پس با نقص جسم نباید اتفاقی برایش بیفتد
    آیا پاسخ من درسته؟ ... شما چچه پاسخی میدید؟
    بنده این نظر رو دارم:
    خب جسم وسیله روح محسوب میشه
    همزمان با فکر کردن و تعقل،یک سری فرایندهای شیمیایی و الکتریکی در مغز اتفاق می افته
    یعنی این دو هردوشون لازمه
    بدن یک سری فعالیت ها خاص خودش داره که نیاز به فکر کردن راجع به اونها نداره،مثل هضم غذا،حتی در هنگام خواب
    اما مسائلی هست که خود مغز فعالیت های مختص به اون رو انجام نمیده
    مثلا فکر کردن،شادی،ناراحتی و..
    بگذارید مثال علمی بزنم
    شادی چیست؟
    اگر بخوایم از دیدگاه زیست شناسی بررسی کنیم اینو داریم
    تصویر زیر رو ببینید
    goo.gl/IE7kI9
    لینک رو کپی کنید روی مرورگرتون
    تصویری که شما می‌بینید مولکول‌های میوزین پروتئینی را نشان می‌دهد که یک توپ از اندورفین را در طول یک رشته فعال به سمت قشر جداری داخلی مغز می‌کشاند.
    این تصویر شادی است. شما دارید به شادی نگاه می‌کنید.
    پروتئین‌هایی که مثل یک موتور مواد داخل سلولی را در طول یک میکروتوبول حمل می‌کنند.
    لبخند روی لب شما در همین لحظه به خاطر این قدم زدن بامزه‌ایست که دارد در ذهنتان اتفاق می‌افتد.
    سوال پیش میاد این مولکولها چرا تاالان حرکت خودشون رو شروع نمی کردند و شادی رو ایجاد نمی کردند؟
    چه چیزی اینکاررو کرد؟
    آیا صرفا داده ورودی به مغز باعث حرکت این سلول ها شد؟
    یا باید بگیم که تفکر ما درباره هستی اون مسئله و نوع نگاه ما باعث شد که خوشحال بشیم و این حرکت در جسم اتفاق بیفته
    البته این تحلیل منه و دوس دارم نظر اساتید رو بدونم
    یا بطور مثال وقتی یکی به ما خبر میده که مثلا مادرت بیمار شده
    چه چیزی مارو ناراحت میکنه؟
    کلمات؟
    صدای ورودی؟
    یا هستی اون پیام و تفکری که مما در مورد آینده اون مسئله داریم؟
    همه اینها حکایت از این داره که همه چیز این جسم نیست و یک چیزی فراتر از اون وجود داره که اختیار اصلی دست اونه


  11. صلوات ها 3


  12. #6

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۴
    نوشته
    11
    حضور
    17 ساعت 58 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    32



    نقل قول نوشته اصلی توسط کریم نمایش پست ها
    ما هم ماده امر واقعی می دانیم وهم روح را، وهر کدام وظایف وحیطه کاری دارند نه به این معنی که کاملا از هم جدا باشند. بلکه تاثیر گذار در همدیگر می باشند. چرا که سختی ها ومشکلات جسمی روی امور روحی اثر دارند. وشادابی جسمی روی روح تاثیر خوب دارند. در عین حال انسان هر قدر از نظر روحی قوی باشد. وخوب آنر را پرورش داده باشد. واحساسات رشد یافته وخوب یداشته باشد. موجب فرح زیاد شده ودر نتیجه انسان در مقام استفاده از جسم نیز حوصله وتوان بیشتری دارد.
    روح وجسم وجود دارند. وبالطبع هر کدام بیشتر رشد یافته باشند سیطره بیشتری خواهند داشت. با این تفاوت که اگر روح اسیر جسم باشد. دیگر این دنیای انسان فوقش فراهم است. واز در آن دینا محروم می باشد. ولی اگر روح وسعت یافته وپرورش داده شود. هم از نظر دنیا انسان شادایی وآرامش بیشتری دارد وهم بعد دنیا شرایط بهتری خواهد داشت.
    اینها برای ما قابل احساس می باشند
    اما یک سوال پیش میاد
    آیا باید بگیم که جسم روح رو در اختیار گرفته
    یا اینکه بگیم تمامی خواسته های اون انسان و اساس زندگی اون در محدوده جسم محدود شده و روح تمام هدایتی که داره در همین حد محدود میشه
    نه اینکه جسم بر روح سیطره داره،بلکه روح تممام اعمالش فقط برای این جسم شده و این جسم رو فقط برای این جسم به حرکت در میاره
    آیا این تحلیل درسته بنظرتون؟


  13. #7

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۴
    نوشته
    11
    حضور
    17 ساعت 58 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    32



    اما یکی از دیدگاههای خودم که این چندروز تقویت شده
    بنظر بنده انسان به خودی خود و به تنهایی نمیتونه خودش رو در تمامی ابعاد خودش بشناسه
    منظور اینجا اینه که بدون در نظر گرفتن حرف خدا از طریق دین
    شاید بتونه با تجربه و علم ، ابعاد زیادی از جسمش رو بشناسه
    ولی برای شناخت کامل بعددوم و رابطه بین این دو بعد ، ناچارا به دین نیاز داره
    نظر شما دوستان چیه؟

  14. صلوات


  15. #8

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۲
    علاقه
    خــدا » همه چیز
    نوشته
    6,192
    حضور
    144 روز 10 ساعت 48 دقیقه
    دریافت
    20
    آپلود
    0
    گالری
    3158
    صلوات
    44196



    بسم الله الرحمن الرحیم

    بنده استدلال خودم رو مطرح کنم :

    به کیس کامپیوترتون نگاه کنید .

    بنده کیس رو جسم فرض میکنم و برق رو روح کامپیوتر

    ما برق رو از کیس بگیریم دیگه مرده !

    اما همین برق جدا از کامپیوتر یه وجودی دیگری ست

    یعنی برق در جسمی بنام کیس ===> بشکل کامپیوتر جلوه کرده بود

    برقی که در آن واحد در داخل کامپیوتر در جریان هست و به دام افتاده فرض کنیم روح بر فرض کامپیوتر ما

    اگر این برق رو دنبال کنیم میرسیم به نیروگاه و ژنراتور

    ___________________

    اگر روح انسان رو دنبال کنیم میرسیم به خدا

    خدا در قران میفرماید ک من از رگ گردن بهت نزدیکم ==> خب در وجود ما هر ان جریان داره !
    مـــرغ باغ ملکوتم
    دورم از عـــــالم خاک



    توجیه یه دختر محجبه برای نشر عکس خود
    دوس دارم عکسم را برای تبلیغ حجاب منتشر کنم !

    کلیک کنید


  16. صلوات ها 3


  17. #9

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۴
    نوشته
    5
    حضور
    2 ساعت 39 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    15



    با سلام
    نقل قول نوشته اصلی توسط کریم نمایش پست ها
    وقتی روح از بدن این موجود مادی خارج می شود در هنگام مرگ دیگر هیچ حرکتی که ندارد هیچ، اگر چند روز به حال خود گذاشته شود. بوی گندش همه جا را می گیرد.
    به گمانم این سخن درست نیست چون:
    وقتی یک گوشت را درون فریزر میگذاریم هم گوشت گندیده نمیشود. آیا یخچال هم روح دارد؟

    گوشت انسان یا جانوران زمانی که خون رسانی در بدن متوقف شود دیگر اکسیژن در لابلای آن جریان ندارد و به همین خاطر میگندد چون باکتری هایی درون گوشت است که در نبود خون رسانی، بدن را تجزیه میکنند (دلیل گندیده نشدن گوشت در بخچال، سرمای شدید آن است که این باکتری ها را از کار می اندازد).
    شما حتی اگر یک یخچال بدون پایه بر روی زمین بگذارید، کف آن میگندد یا پوسیده می شود؛ چون اکسیژن به آن نمیرسد.

    پس دلیل گندیده شدن و تجزیه شدن انسان، نبود اکسیژن رسانی در بافت بدن است.
    ویرایش توسط Heritage : ۱۳۹۴/۱۲/۱۹ در ساعت ۰۱:۲۲

  18. صلوات ها 5


  19. #10

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۴
    نوشته
    5
    حضور
    2 ساعت 39 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    15



    نقل قول نوشته اصلی توسط ابوالفضل نمایش پست ها
    بسم الله الرحمن الرحیم
    بنده استدلال خودم رو مطرح کنم :

    به کیس کامپیوترتون نگاه کنید .

    بنده کیس رو جسم فرض میکنم و برق رو روح کامپیوتر

    ما برق رو از کیس بگیریم دیگه مرده !

    اما همین برق جدا از کامپیوتر یه وجودی دیگری ست

    یعنی برق در جسمی بنام کیس ===> بشکل کامپیوتر جلوه کرده بود

    برقی که در آن واحد در داخل کامپیوتر در جریان هست و به دام افتاده فرض کنیم روح بر فرض کامپیوتر ما

    اگر این برق رو دنبال کنیم میرسیم به نیروگاه و ژنراتور

    ___________________

    اگر روح انسان رو دنبال کنیم میرسیم به خدا

    خدا در قران میفرماید ک من از رگ گردن بهت نزدیکم ==> خب در وجود ما هر ان جریان داره !
    من هم استدلال خودم را دارم و از شما درخواست دارم نظرتان را در موردش بگویید:

    برق در بدن انسان، مواد غذایی و آب است. اگر کسی غذا نخورد، نمیتواند زنده بماند و چراغ عمرش خاموش می شود.
    اگر کامپیوتری هم برق نداشته باشد، خاموش میشود.

  20. صلوات ها 3


صفحه 1 از 9 123 ... آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 1

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود