جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: چرا نمی توان به آخربن مقام در نزد پروردگار رسید؟!

  1. #1

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۳
    نوشته
    1,866
    حضور
    190 روز 11 ساعت 39 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    22
    صلوات
    8036

    اشاره چرا نمی توان به آخربن مقام در نزد پروردگار رسید؟!




    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام علیکم

    باعرض ادب و احترام به محضر استاد گرامی و محترم

    از محضرتان سوالی داشتم


    بالاترین مقام و جایگاه و مرتبه در نزد خداوند متعال مختص معصومین (ع) است،
    انسانهای معمولی نمیتوانند به آخرین و بالاترین درجه برسند، نمیتوانند به بالاترین مقام و منزلت نزد خداوند برسند! مقامی که بالاتر لز آن دیگر نباشد و نزدیک تر از آت به خداوند دیگر وجود نداشته باشد

    چرا ؟!
    چرا نمیشود چنین جایگاهی را از خداوند طلب کرد و اگر هم طلب شود فقط آرزوییست که هرگز قابل دست یافتن نیست ،
    چرا یک انسان ،که بنده خداست،که از وجود خداست نباید کامل به خدا برسد؟ چرا؟

    چرا انسانها نمیتوانند لذت بالاترین و آخرین جایگاه و مقام را در تزد پروردگار رادرک کنند،؟
    تصور کنید دو نفر عاشق و معشوق را که کنار همدیگرند،حال چند باغ را تصور کنید،در باغ اول این دو معاشقه میکنند و عاشق فکر میکند این نهایت لذت است در حالی که نمیداند در باغ بعدی همین معشوق با عاشق دیگرش معاشقه ای میکتد که هزاران بار بالاتر و لذت بخش تر از این باغ بوده و همینطور در باغ بعدی....

    چرا انسان باید ازآخرین باغ که نهایتش است و آنقدر عاشق و معشوق به هم نزدیکند کند که دیگر هیچ فاصله ای بین آنان نیست ،برسند؟
    چرا؟

    از اینکه بنده حقیر را در رسیدن به پاسخ این سوال یاری بفرمایید سپاسگزار خواهم بود

    التماس دعای فرج
    یازهرا(سلام الله علیها)

    ویرایش توسط mahsa100 : ۱۳۹۵/۰۹/۱۱ در ساعت ۱۶:۴۰
    در پیوند ازدواج قرار نیست دو‌نفر به هم برسند

    قرار است باهم به خدا برسند

    «همسر یعنی همسفر تا بهشت»

  2. صلوات ها 8


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,545
    حضور
    175 روز 8 ساعت 43 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58333



    با نام و یاد دوست







    چرا نمی توان به آخربن مقام در نزد پروردگار رسید؟!








    کارشناس بحث: استاد سمیع

  5. صلوات ها 4


  6. #3

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    اخلاق-فلسفه-عرفان
    نوشته
    3,816
    حضور
    47 روز 14 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    16428



    نقل قول نوشته اصلی توسط یارب نمایش پست ها
    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام علیکم

    باعرض ادب و احترام به محضر استاد گرامی و محترم

    از محضرتان سوالی داشتم


    بالاترین مقام و جایگاه و مرتبه در نزد خداوند متعال مختص معصومین (ع) است،
    انسانهای معمولی نمیتوانند به آخرین و بالاترین درجه برسند، نمیتوانند به بالاترین مقام و منزلت نزد خداوند برسند! مقامی که بالاتر لز آن دیگر نباشد و نزدیک تر از آت به خداوند دیگر وجود نداشته باشد

    چرا ؟!
    چرا نمیشود چنین جایگاهی را از خداوند طلب کرد و اگر هم طلب شود فقط آرزوییست که هرگز قابل دست یافتن نیست ،
    چرا یک انسان ،که بنده خداست،که از وجود خداست نباید کامل به خدا برسد؟ چرا؟

    چرا انسانها نمیتوانند لذت بالاترین و آخرین جایگاه و مقام را در تزد پروردگار رادرک کنند،؟
    تصور کنید دو نفر عاشق و معشوق را که کنار همدیگرند،حال چند باغ را تصور کنید،در باغ اول این دو معاشقه میکنند و عاشق فکر میکند این نهایت لذت است در حالی که نمیداند در باغ بعدی همین معشوق با عاشق دیگرش معاشقه ای میکتد که هزاران بار بالاتر و لذت بخش تر از این باغ بوده و همینطور در باغ بعدی....

    چرا انسان باید ازآخرین باغ که نهایتش است و آنقدر عاشق و معشوق به هم نزدیکند کند که دیگر هیچ فاصله ای بین آنان نیست ،برسند؟
    چرا؟

    از اینکه بنده حقیر را در رسیدن به پاسخ این سوال یاری بفرمایید سپاسگزار خواهم بود

    التماس دعای فرج
    یازهرا(سلام الله علیها)
    باسمه تعالی
    با عضر سلام و خسته نباشید
    البته سوال به بخش اعتقادات و کلام هم مرتبط است که می توانید آنجا هم مطرح بفرمایید. اما در عین حال اجمالا باید بدانیم که یکی از اسماء حق تعالی «الفیاض» است. صیغه مبالغه «فیض» که بیانگر شدت فیض رساندن می باشد.
    یعنی فیض و رحمت بی انتهای خدا برای همه مخلوقات بطور یکسان درحال باریدن و تنزل است. این از جانب خداوند.
    ولکن باید توجه داشته باشیم از ناحیه مخلوقات هم شرطی وجود دارد و آن قابلیت آنان برای کسب این فیض الهی است.
    بارش آب از آسمان برای همه زمین ها بطور یکسان است. اما در زمینه مستعد و قابل، مانند زمین نرم به چمنزار و سبزه زار و گلستان تبدیل می شود.
    ولی در زمین شوره زار، خس و علف هرز می روید.
    «باران که در لطافت طبعش خلاف نیست/در باغ لاله روید و در شوره زار خس»
    پس خداوند فیضش برای همه مخلوقات یکنواخت است. اما این مخلوقاتند که براساس قابلیت شدت و ضعف دارند.
    البته برخورداری از آن مقام، تفضلی محض نیست، بلکه اکتسابی هم می باشد. یعنی آن قابلیت را به وجود آوردند که شایسته چنین مقامی شدند. کجا ما می توانیم مانند پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم عبادت کنیم که در شأن ان حضرت آمده« أَنَّهُ قَامَ فِي الصَّلَاةِ حَتَّى تَوَرَّمَتْ‏ قَدَمَاه‏ [1] آن قدر در نماز می ایستاد که قدم های حضرت بر اثر کثرت عبادت متورم می شد.». آیا ما تا به حال خدا را اینگونه عبادت کرده ایم؟ حال آن همه زحمات و خون دل هایی که برای اسلام خورد به کنار. از شکمبه گوسفند بر سر حضرت ریختن تا محاصره اقتصادی، هجرت، جنگ و جهاد هایی که انجام داد و...
    و یا در مورد حضرت زهرا (علیها السلام) آمده آن قدر در محراب عبادت می ایستاد که قدوم حضرت متورم می شد.[2] در کنار آن حفظ حجابی که داشت، آن زحماتی که برای اسلام کشید، دفاع از ولایت، و...
    و یا مانند امام سجاد (علیه السلام) که آن قدر خدا را عبادت می نمود که به «زین العابدین» و یا «ذو الثفنات» «صاحب پینه ها»، معروف شدند. یعنی بر اثر کثرت سجده محل سجود حضرت، پینه می بست و با این حال این شخصیت عظیم با همه این اوصاف وقتی به جد بزرگوارش امیر المومنین (علیه السلام) اشاره می کنند، می فرمایند
    « و من یقدر علی عبادة علی ابن ابی طالب(علیه السلام) [3] چه کسی قادر است مانند علی ابن ابی طالب (علیه السلام) عبادت کند».
    آیا ما انسان های معمولی این گونه خدا را عبادت می کنیم که توقع داریم، جایگاهی همانند آنان عزیزان داشته باشیم. کسانی که تمام زندگی اشان را وقف اسلام کردند. شخصیتی مانند امام حسین (علیه السلام) آن قدر عاشق نماز است که حتی شب آخر عمرشان را مهلت می گیرد تا آخرین راز و نیازها را با معبودش داشته باشد و در روز عاشورا چنان عبادت عملی خود را به منصه ظهور می رساند که نه تنها جان خویش، بلکه برادرها و برادر زاده ها، فرزندی مانند علی اکبرش (علیه السلام) تا طفل شیرخوارش را فدای حضرت حق می نماید. خب طبیعی است که باید مقامی خاص را پیش خدا داشته باشد.
    البته راه برای ما هم باز است که به مقامی برسیم که به تعبیر قرآن از بهشت حور و قصور عبور کنیم و به «جنت ذات» نائل آییم.
    « " فَادْخُلِي فِي عِبادِي وَ ادْخُلِي جَنَّتِی [فجر/29-30]
    موفق باشید.
    .................................
    پی نوشت
    [1]. مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار(ط-بیروت)،ج10، ص40، دار احیاء التراث العربی، 1403 ق
    [2]. همان ج43، ص84
    [3]. خوئی، ابوالقاسم، منهاج البراعة فی شرح نهج البلاغة، مکتبة الاسلامیة، تهران، ج2، ص 409

    ویرایش توسط سمیع : ۱۳۹۴/۱۲/۱۵ در ساعت ۲۰:۰۴

  7. صلوات ها 8


  8. #4

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۳
    نوشته
    1,866
    حضور
    190 روز 11 ساعت 39 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    22
    صلوات
    8036



    سلام علیکم
    باتشکر از پاسخگوییتان

    بنده حقیر تمام صحبتهای شما را قبول دارم ،امامنظوم این نیست! ببینید بزرگوار ،شما اینگونه. در نظر بگیرید یک انسان بانهایت ضعف معنوی و فقر معنوی باشد ،اماعاشق معبودش باشد.با نهایت بدی و روسیاهیش،این فرد میخواهد به محبوبش برسد ،امانهایت رسیدن را میخواهد! چرا نباید یک بنده که بی نهایت فقر معنوی دارد بتواند بتواند نهایت عشق معبود و معشوقش را در آخرت درک کند،مگر نهایت دنیا همین نیست؟ مگر معبودی جز او هست،مگر تمام این دنیا و زندگی و همه بهانه ای برای رسیدن به او نیست،؟ چرا نباید به او برسد در بالاترین حد رسیدن.؟ فقرمعنوی دارد قبول ،اما خدای دیگری که ندا رد ،دارد؟! اگر تمام بهشت را هم به ا‌ و بدهند اما نهایت عشق خدا را به او ندهند این بهشت چه فایده ای دارد؟!! وقتی میدانی غایت رسیدن چیزیست که درکش را به ت‌ هرگز نخ‌اهند داد....

    یازهرا(س)
    ویرایش توسط یارب : ۱۳۹۴/۱۲/۱۵ در ساعت ۲۰:۵۲
    در پیوند ازدواج قرار نیست دو‌نفر به هم برسند

    قرار است باهم به خدا برسند

    «همسر یعنی همسفر تا بهشت»

  9. صلوات ها 4


  10. #5

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    اخلاق-فلسفه-عرفان
    نوشته
    3,816
    حضور
    47 روز 14 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    16428



    نقل قول نوشته اصلی توسط یارب نمایش پست ها
    سلام علیکم
    باتشکر از پاسخگوییتان

    بنده حقیر تمام صحبتهای شما را قبول دارم ،امامنظوم این نیست! ببینید بزرگوار ،شما اینگونه. در نظر بگیرید یک انسان بانهایت ضعف معنوی و فقر معنوی باشد ،اماعاشق معبودش باشد.با نهایت بدی و روسیاهیش،این فرد میخواهد به محبوبش برسد ،امانهایت رسیدن را میخواهد! چرا نباید یک بنده که بی نهایت فقر معنوی دارد بتواند بتواند نهایت عشق معبود و معشوقش را در آخرت درک کند،مگر نهایت دنیا همین نیست؟ مگر معبودی جز او هست،مگر تمام این دنیا و زندگی و همه بهانه ای برای رسیدن به او نیست،؟ چرا نباید به او برسد در بالاترین حد رسیدن.؟ فقرمعنوی دارد قبول ،اما خدای دیگری که ندا رد ،دارد؟! اگر تمام بهشت را هم به ا‌ و بدهند اما نهایت عشق خدا را به او ندهند این بهشت چه فایده ای دارد؟!! وقتی میدانی غایت رسیدن چیزیست که درکش را به ت‌ هرگز نخ‌اهند داد....

    یازهرا(س)
    باسمه تعالی
    هر کسی یک ظرفیت و قابلیتی دارد،که اگر بر اساس همان ظرفیت و قابلیت پیش برود، به هدف خویش می رسد. چنان چه در پست قبلی هم عرض کردم که راه وصول به «جنت ذات» و رسیدن به خود حق تعالی برای همه باز است.


  11. صلوات ها 3


  12. #6

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۳
    نوشته
    1,866
    حضور
    190 روز 11 ساعت 39 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    22
    صلوات
    8036



    نقل قول نوشته اصلی توسط سمیع نمایش پست ها
    باسمه تعالی هر کسی یک ظرفیت و قابلیتی دارد،که اگر بر اساس همان ظرفیت و قابلیت پیش برود، به هدف خویش می رسد. چنان چه در پست قبلی هم عرض کردم که راه وصول به «جنت ذات» و رسیدن به خود حق تعالی برای همه باز است.
    سلام علیکم باتشکر و سپاس از پاسخگوییتان /// ببخشید استاد برای رسیدن به نهایت مقامی که یک انسان میتواند برسد باید حتما صالح بود یا اینکه توابین هم میتوانند به نهایت نهایت قرب الهی برسند،چونکه به هر حال امثال بنده که قطعا با این بار گناهان صالح نخواهیم بود ؛پس اگر توفیق توبه و ماندن برآن پیدا کنیم میشویم جزو گروه توابین،؛حال آیا این گروه هم میتوانند به آخرین و بالاترین و نزیکترین حالت در آخرت نسبت خداوند برسند؟ یازهرا(س)
    در پیوند ازدواج قرار نیست دو‌نفر به هم برسند

    قرار است باهم به خدا برسند

    «همسر یعنی همسفر تا بهشت»

  13. صلوات ها 4


  14. #7

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    اخلاق-فلسفه-عرفان
    نوشته
    3,816
    حضور
    47 روز 14 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    16428



    نقل قول نوشته اصلی توسط یارب نمایش پست ها
    سلام علیکم باتشکر و سپاس از پاسخگوییتان /// ببخشید استاد برای رسیدن به نهایت مقامی که یک انسان میتواند برسد باید حتما صالح بود یا اینکه توابین هم میتوانند به نهایت نهایت قرب الهی برسند،چونکه به هر حال امثال بنده که قطعا با این بار گناهان صالح نخواهیم بود ؛پس اگر توفیق توبه و ماندن برآن پیدا کنیم میشویم جزو گروه توابین،؛حال آیا این گروه هم میتوانند به آخرین و بالاترین و نزیکترین حالت در آخرت نسبت خداوند برسند؟ یازهرا(س)
    باسمه تعالی
    با عرض سلام و خسته نباشید.
    بله قطعا می توانند برسند. زیرا اکسیر توبه آن چنان خاصیتی دارد که می توانند مس وجودی انسان را به طلایی بسیار درخشنده تبدیل کند و مقام انسان را به آن نهایت درجه مقربین برساند.تأمل در زندگی حرّ ها، بشر حافی ها، فضیل بن عیاض ها و امثال عبد فرار ها شاهد بر این مدعاست. که آنها بر اثر توبه جزو اولیای الهی شدند.«حرّ بن یزید ریاحی» کسی است که تا صبح عاشورا یزیدی و جهنمی بود. ولی در عرض چند ساعت، بر اثر توبه کارش به جایی رسید که جزء شهدای با افتخار کربلا شد و در موقع جان دادن امام زمانش به بالینش آمد.موفق باشید.

    ویرایش توسط سمیع : ۱۳۹۴/۱۲/۲۶ در ساعت ۲۳:۳۷

  15. صلوات ها 4


  16. #8

    عضویت
    جنسیت تير ۱۳۹۱
    علاقه
    اخلاق-فلسفه-عرفان
    نوشته
    3,816
    حضور
    47 روز 14 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    16428



    جمع بندی
    رسیدن به آخرین مقام نزذ حق تعالی
    پرسش
    چرا انسانهای معمولی نمیتوانند لذت بالاترین و آخرین جایگاه و مقام را در تزد پروردگار رادرک کنند؟
    پاسخ
    یکی از اسماء حق تعالی «الفیاض» است. صیغه مبالغه «فیض» که بیانگر شدت فیض رساندن می باشد.
    یعنی فیض و رحمت بی انتهای خدا برای همه مخلوقات بطور یکسان درحال باریدن و تنزل است. این از جانب خداوند.
    ولکن باید توجه داشته باشیم از ناحیه مخلوقات هم شرطی وجود دارد و آن قابلیت آنان برای کسب این فیض الهی است.
    بارش آب از آسمان برای همه زمین ها بطور یکسان است. اما در زمینه مستعد و قابل، مانند زمین نرم به چمنزار و سبزه زار و گلستان تبدیل می شود.
    ولی در زمین شوره زار، خس و علف هرز می روید.
    «باران که در لطافت طبعش خلاف نیست/در باغ لاله روید و در شوره زار خس»
    پس خداوند فیضش برای همه مخلوقات یکنواخت است. اما این مخلوقاتند که براساس قابلیت شدت و ضعف دارند.
    البته برخورداری از آن مقام، تفضلی محض نیست، بلکه اکتسابی هم می باشد. یعنی آن قابلیت را به وجود آوردند که شایسته چنین مقامی شدند. کجا ما می توانیم مانند پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم عبادت کنیم که در شأن ان حضرت آمده« أَنَّهُ قَامَ فِي الصَّلَاةِ حَتَّى تَوَرَّمَتْ‏ قَدَمَاه‏ [1] آن قدر در نماز می ایستاد که قدم های حضرت بر اثر کثرت عبادت متورم می شد.». آیا ما تا به حال خدا را اینگونه عبادت کرده ایم؟ حال آن همه زحمات و خون دل هایی که برای اسلام خورد به کنار. از شکمبه گوسفند بر سر حضرت ریختن تا محاصره اقتصادی، هجرت، جنگ و جهاد هایی که انجام داد و...
    و یا در مورد حضرت زهرا (علیها السلام) آمده آن قدر در محراب عبادت می ایستاد که قدوم حضرت متورم می شد.[2] در کنار آن حفظ حجابی که داشت، آن زحماتی که برای اسلام کشید، دفاع از ولایت، و...
    و یا مانند امام سجاد (علیه السلام) که آن قدر خدا را عبادت می نمود که به «زین العابدین» و یا «ذو الثفنات» «صاحب پینه ها»، معروف شدند. یعنی بر اثر کثرت سجده محل سجود حضرت، پینه می بست و با این حال این شخصیت عظیم با همه این اوصاف وقتی به جد بزرگوارش امیر المومنین (علیه السلام) اشاره می کنند، می فرمایند
    « و من یقدر علی عبادة علی ابن ابی طالب(علیه السلام) [3] چه کسی قادر است مانند علی ابن ابی طالب (علیه السلام) عبادت کند».
    آیا ما انسان های معمولی این گونه خدا را عبادت می کنیم که توقع داریم، جایگاهی همانند آنان عزیزان داشته باشیم. کسانی که تمام زندگی اشان را وقف اسلام کردند. شخصیتی مانند امام حسین (علیه السلام) آن قدر عاشق نماز است که حتی شب آخر عمرشان را مهلت می گیرد تا آخرین راز و نیازها را با معبودش داشته باشد و در روز عاشورا چنان عبادت عملی خود را به منصه ظهور می رساند که نه تنها جان خویش، بلکه برادرها و برادر زاده ها، فرزندی مانند علی اکبرش (علیه السلام) تا طفل شیرخوارش را فدای حضرت حق می نماید. خب طبیعی است که باید مقامی خاص را پیش خدا داشته باشد.
    البته راه برای ما هم باز است که به مقامی برسیم که به تعبیر قرآن از بهشت حور و قصور عبور کنیم و به «جنت ذات» نائل آییم.
    « " فَادْخُلِي فِي عِبادِي وَ ادْخُلِي جَنَّتِی [فجر/29-30]
    موفق باشید.
    .................................
    پی نوشت
    [1]. مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار(ط-بیروت)،ج10، ص40، دار احیاء التراث العربی، 1403 ق
    [2]. همان ج43، ص84
    [3]. خوئی، ابوالقاسم، منهاج البراعة فی شرح نهج البلاغة، مکتبة الاسلامیة، تهران، ج2، ص 409


  17. صلوات


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 1

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود