صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: تاريخچه تحريم شرب خمر(تحريم شراب)

  1. #1
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۸
    نوشته
    1,146
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    5482

    تاريخچه تحريم شرب خمر(تحريم شراب)




    تاریخچه تحریم شراب در اسلام : شراب خواری در میان اعراب به صورت گسترده ای رواج داشت به صورتی که عدم ایمان بعضی از مشرکان به خاطر تحریم شراب در اسلام دانسته شده است .نخستین آیه ای که در آن به بحث شرب خمر می پردازد ،آیه 67 سوره نحل است .که در آن ،آمده است : شما ای مردم !از خرما و انگور هم مایه مست کننده و هم رزق نیکو به دست می آورید .قرآن برای نخستین بار گوشزد می کند که ساختن شراب از آن ها ،ارتزاق نیکو نیست ،بلکه « ارتزاق حسن »آن است ،که آن ها را به همان صورت انگور و خرما مصرف کنید . بنابر نظر صاحب تاریخ الخمیس ای آیه در مکه نازل شده است ،در حالی که آن روز حلال بوده و مسلمانان هم شراب می خورده اند .در آیه دوم که درباره تحریم مشروبات الکلی صادر شد چنین آمده است : « از حکم شراب و قمار از تو [ پیامبر ]سوال می کنند ،در پاسخ آنها بگو که اگر چه در قمار وشراب استفاده جزئی مادی است ،ضرر و گناه آنها بیشتر است .(آیه 219بقره) .مولف تاریخ الخمیس می گوید این آیه در شان عمر و حمزه و معاذ بن جبل نازل شد . بنابر گفته وی این به نزد پیامبر آمده و عرضه داشتند : ای رسول خدا در باره خمر و میسر که عقل و دارایی ما را برده اند به ما فتوی بده .[1]حتی عبدالرحمن بن عوف با این که این آیه نازل شده بود شرابی سر سفره حاضر کرد ،و حاضران پس از شراب نوشی به نماز ایستادند .یکی از آنها آیه را در نماز غلط خواند به طوری که معنی آیه دگرگون شد و به جای « لا اعبد ما تعبدون » ،یعنی ای مشرکان من بت های شما را نمی پرستم ،چنین خواند : « اعبد ما تعبدون » .این جریان ها مزاج ها را آماده کرد تا شرایط و اوضاع اجازه دهد که شراب لااقل در شرایط و حالات خاصی تحریم شود .از این رو صریحا اعلام شد که هیچ فرد مسلمان حق ندارد که با حالت مستی نماز بگزارد و این تشریع الهی با این آیه اعلام شد .« در حال مستی نماز نخوانید تا بدانید چه می گویید » (نساء آیه 44) .تاثیر این آیه به حدی بود که بسیاری از نوشیدن شراب خودداری کردند و می گفتند : چیزی که به نماز تان زیان می رساند ،باید مطلقا از برنامه زندگی حذف شود . با این حال گروه دیگری همچنان دست از کردار خود برنداشته بودند،حتی یک نفر از انصار با توجه به آیه یاد شده ،در ضیافتی که ترتیب داده بود ،میهمانان پس از صرف شراب به جان هم افتادند و سر و دست یکدیگر را شکستند ،سپس شکایت حضور رسول خدا آوردند . خلیفه دوم که تا آن روز شراب می خورد ،به گمان این که آیات گذشته برای تحریم شراب کافی نیست ،دست به دعا برداشت و گفت : « الهم بین لنا بیانا شافیا فی الخمر » : بارالها بیان صریح و قانع کنندهای برای ما نازل فرما .[2]گویا سعد بن ابی وقاص در استخوان سر شتری شراب نوشیده بود و سپس به شعر سرایی پرداخته بوده که در بین اشعار به تمسخر انصار دست یازیده و به این دلیل با استخوان شتر بر سرش زده و سرش را شکسته بودند.[3] که به دنبال آن حکم صریح تحریم شراب نازل شد : « ای افراد با ایمان !شراب و قمار و بتان و ازلام (نوعی بخت آزمایی) پلید و نجس اند ،همگی از آنها اجتناب ورزید شاید رستگار شوید .(مائده 90).پس از نزول این آیه خلیفه دوم گفت : انتهینا یا رب : دوری خود را از این وقت اعلام می داریم .[4]داستان تحریم خمر در ذی القعده سال پنجم هجری بوده است .[5] اما عدده ای معتقدند تحریم در سال چهارم اتفاق افتاده است .[6]بعضی از مغرضین می گویند این آیات تحریم شراب را اثبات نمی کند و باید به صورت صریح از لفظ « حرم » استفاده می کرد . در حالیکه در آیه آمده بود « و اثمهما اکبر من نفعهما » و نوشیدن مشروب را اثم کبیر دانسته است .در آیه دیگر آورده است : « قل انما حرم ربی الفواحش ما ظهر منها و ما بطن و الاثم » (اعراف 33) .معنی ایه این است : بگو پروردگارم فحشای آشکار و پنهانی را تحریم کرده و کلیه « اثم ها» و گناه را .

    [1] -تاریخ الخمیس ،دیاربکری ،بیروت : دارصادر،ج2،ص27.

    [2] -نهایة الارب فی فنون الادب،نویری ،قاهره: دارالکتب و الوثائق القومیة،1423ق ،ج4،ص 80 .

    [3] -نهایة الارب ،ج4،ص80 .

    [4] - مستدرک ،حاکم نیشابوری،تحقیق یوسف عبدالرحمن المرعشلی ،

    [5] -نهایة الارب ،ج4،ص80 .

    [6] - فروغ ابدیت ،جعفر سبحانی ،ص 592 (حوادث سال چهارم )
    ویرایش توسط کاوه : ۱۳۸۸/۰۸/۱۳ در ساعت ۱۹:۳۰

  2. صلوات ها 9


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    9
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    28



    به نام خدا
    و با سلام خدمت همه عزیزان
    در ذیل آیه 43 سوره نساء:
    يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تَقْرَبُوا الصَّلاةَ وَ أَنْتُمْ سُكارى‏ حَتَّى تَعْلَمُوا ما تَقُولُون‏

    روایاتی را اهل سنت نقل می کنند که دلالت دارد این آیه در شأن مولا علی علیه السلام و عده دیگری نازل شده است :
    أخرج عبد بن حميد و أبو داود و الترمذي و حسنه و النسائي و ابن جرير و ابن المنذر و ابن أبى حاتم و النحاس و الحاكم و صححه عن على بن أبى طالب قال صنع لنا عبد الرحمن بن عوف طعاما فدعانا و سقانا من الخمر فأخذت الخمر منا و حضرت الصلاة فقدموني! فقرأت قُلْ يا أَيُّهَا الْكافِرُونَ لا أَعْبُدُ ما تَعْبُدُونَ و نحن نعبد ما تعبدون فانزل الله يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَقْرَبُوا الصَّلاةَ وَ أَنْتُمْ سُكارى‏ حَتَّى تَعْلَمُوا ما تَقُولُونَ‏

    و أخرج ابن جرير و ابن المنذر عن على انه كان هو و عبد الرحمن و رجل آخر شربوا الخمر فصلى بهم عبد الرحمن فقرأ قُلْ يا أَيُّهَا الْكافِرُونَ فخلط فيها فنزلت لا تَقْرَبُوا الصَّلاةَ وَ أَنْتُمْ سُكارى‏

    و أخرج ابن المنذر عن عكرمة في الآية قال نزلت في أبى بكر و عمر و على و عبد الرحمن بن عوف و سعد صنع على لهم طعاما و شرابا فأكلوا و شربوا ثم صلى على بهم المغرب فقرأ قُلْ يا أَيُّهَا الْكافِرُونَ حتى خاتمتها فقال ليس لي دين و ليس لكم دين فنزلت لا تَقْرَبُوا الصَّلاةَ وَ أَنْتُمْ سُكارى‏
    -----------
    الدر المنثور فى تفسير المأثور، سيوطى ، قم‏، ناشر: كتابخانه آية الله مرعشى نجفى‏، 1404 ق‏. ج2 – ص: 165 و 166.

    البته حاکم در مستدرک روایت دیگری نقل می کند که دلالت صریحی بر مطلب فوق ندارد و این روایت را دال بر بری بودن حضرت علی علیه السلام میداند:
    أخبرنا محمد بن علي بن دحيم الشيباني ثنا أحمد بن حازم الغفاري ثنا أبو نعيم و قبيصة قالا : ثنا سفيان عن عطاء بن السائب عن أبي عبد الرحمن عن علي رضي الله عنه قال : دعانا رجل من الأنصار قبل تحريم الخمر فحضرت صلاة المغرب فتقدم رجل فقرأ : { قل يا أيها الكافرون } فالتبس عليه فنزلت : { لا تقربوا الصلاة و أنتم سكارى حتى تعلموا ما تقولون } الآية
    هذا حديث صحيح الإسناد و لم يخرجاه و في هذا الحديث فائدة كثيرة و هي أن الخوارج تنسب هذا السكر و هذه القراءة إلى أمير المؤمنين علي بن أبي طالب دون غيره و قد برأه الله منها فإنه راوي هذا الحديث

    ------------------------------------------------------------------
    المستدرک علی الصحیحین للحاکم مع تعلیقات الذهبی فی التلخیص جلد 2 صفحه 336


    نظر کارشناس محترم در این رابطه چیست؟
    ویرایش توسط کاوه : ۱۳۸۸/۰۸/۱۳ در ساعت ۱۹:۱۹

  5. صلوات ها 6


  6. #3
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۸
    نوشته
    1,146
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    5482



    از کمال عزیز که تشریف فرما شده و ما را مفتخر فرموده اند سپاس گذارم .سخن جالب و در خور توجه ای بود .به نوبه خود از شما متشکرم .اما سخن نخست آنکه : این مطالبی که مرقوم فرمده اید مطالب حدیثی است و کسانی که کار تاریخی می کنند ،با کتابهای تاریخی صرف که علم تاریخ شامل آنهاست کار می کنند و کتب حدیثی از انجا که روند کاریشان نقل حدیث است در سازو کار تاریخیان ،اصولا جایی ندارد و یک تاریخ نگار و تاریخ دان صرفا از کتابهایی که تاریخی باشند و مبانی تاریخ نگاری در انها رعایت شده با شد نقل می کنند .و کتابهایی که شما نام برده اید یا حدیثی یا تفسیری اند .البته این مقدمه را گفتم که موضوع روشن تر شود .ولی این گونه نیست پاسخ ندهم بلکه سعی می کنم از علم تاریخ و حدیث کمک بگیرم و پاسخ درخوری بدهم .برای این منظور کمی زمان لازم است ( ادامه دارد )
    ویرایش توسط کاوه : ۱۳۸۸/۰۸/۱۳ در ساعت ۱۹:۲۹

  7. صلوات ها 7


  8. #4

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    علاقه
    تاریخ
    نوشته
    444
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2100



    با سلام به کمال همانگونه که حاکم در مستدرک اشاره نموده در این روایت کسانی که بغض ایشان نسبت به ان حضرت روشن است نام علی ع را در این روایت جعل کرده اند تا کارهای زشت اربابان خود را توجیه نمایند در حالی که هین روایت در منابع دیگر که انها نیز سنی هستند و اعتبار سندی انها نیز قوی تر است به گونه ای دیگر امده است که توجه شما را به گوشه ای از این روایات جلب می کنم
    یک روز ابوبکر و عمر و دیگر رفقا! در سال هشتم (سال فتح مکه و بعد از تحریم و نزول آیه حرمت شراب) در منزل ابوطلحه زید بن سهل جمع شدند و مشروب خوردند و مجلس عیشی تشکیل دادند.
    ابوبکر پس از خوردن شراب و مست شدن بر کشته های مشرکین جنگ بدر افسوس خورد و با اشعار کفر آمیز زیر برایشان نوحه نمود !!! :
    احیی ام بکر بالسلام...........وهل لک بعد قومک من سلام
    یحدثنا الرسول بان سحتا...........و کیف حیاه اصل او هشام
    و ود بنو المغیره لو فدوه..................بالف من رجال او سوام
    کانی بالطوی طوی بدر..............من الشیزی یکلل بالسنام
    کانی بالطوی طوی بدر .............من الفتیان و الحلل الکرام
    عمر نیز در آن مجلس مشروب خورد و مست کرد و همانند همکارش کفریات زیر را بر کشته های جنگ بدر نوحه سرایی نمود:
    و کائن بالقلب قلیب بدر............من الفتیان و العرب الکرام
    ایوعدنی ابن کبشه ان سنحیی.....و کیف حیاه اصداء وهام
    ایعجز ان یرد الموت عنی.........و ینشرنی اذا بلیت عظامی
    الا من مبلغ الرحمن عنی.............بانی تارک شهر الصیام
    فقل لله یمنعنی شرابی..............و قل لله یمنعنی طعامی
    وقتی خبر به پیامبر رسید حضرت پیامبر صلی الله علیه و اله رسید حضرت بسیار خشمگین شد و در حال غضب و ناراحتی در حالی که ردای مبارکش روی زمین کشیده میشد بدانجا تشریف برد و چیزی در دست داشت آن را بلند کرد که بر سر حضار مجلس زند آنها متفرق شدند و عمر گفت دیگر نمیخورم. (۲)
    مجموع حضار در آن مجلس یازده نفر بودند و ابن حجر ده نفر آنها را نام می برد به ترتیب زیر:
    آلوسی میگوید (۵): بزرگان صحابه بعد از نزول آیه حرمت شراب در سوره بقره باز هم می آشامیدند و دست بردار نبودند و بسیاری از حفاظ و مفسرین نزول ایات حرمت شراب را در اوایل هجرت میدانند و ایه سوره مائده جهت تشدید و تاکید حرمت بود. (۶)
    به هر حال در نزد همه مسلم است که این دو خلیفه شراب میخوردند و عجیب تر آنکه عمر نه فقط پس از تحریم شراب از آن دست بردار نبود بلکه تا ساعت آخر مرگش شراب انگور را میخورد. عمروبن میمون گفت:
    ۱- ابوبکربن ابی قحافه در سن پنجاه و هشت سالگی ۲-عمربن الخطاب در سن چهل و پنج سالگی ۳-ابوعبیده جراح (گورکن مدینه) در سن چهل و هشت سالگی ۴ـ ابو طلحه زید بن سهل میزبان مجلس در سن چهل و چهار سالگی ۵- سهل بن بیضاء ۶- ابی بن کعب ۷- ابودجانه سماک بن خرشه ۸- ابو ایوب انصاری ۹- ابوبکر بن شغوب ۱۰- انس بن مالک ساقی قوم ! در سن هیجده سالگی ( از همه کوچکتر) (۳) ۱۱- معاذ بن جبل (ابن حجر او را از قلم انداخته و در آن هنگام بیست و سه سال داشت. (۴) ساعتی که عمر ضربت کارد به شکمش خورد برایش شراب انگور تند آوردند و آن را آشامید. (۷) ونیز آمده است (۸) که عمر شراب تند را خیلی دوست میداشت. او میگفت: برای رفع حرمت شراب در آن آب می ریزیم !!! و نیز میگفت: برای هضم گوشت شتر تنها شراب آنگور مفید است !!!
    آری این است خلیفه مسلمین. (۹)
    و نیز آمده است: یک روز عمر یک عربی را که مشروب خورده و غش کرده بود با تازیانه حد شراب زد و این اجرای حد بر او به جهت مستی او بوده و نه شراب خوردن یعنی خوردن مشروب تا مستی نیاورده مانعی ندارد ! (۱۰)
    جصاص داستان جالبی دراین رابطه از عمر نقل میکند. میگوید: یک روز عربی که شراب خورده بود. عمر خواست او را با تازیانه حد بزند عرب گفت: من همان شرابی را خوردم که خودت میخوری!!! عمر شراب خود را خواست و آن را با آب مخلوط نمود و گفت: هر کس در این موضوع شک کرد آب را داخل شراب نماید مانعی ندارد آنگاه پس از اینکه عرب را حد شراب زد خودش شراب را نوشید ! (۱۱) و از این قبیل داستانها زیاد است (۱۲) و در همه آنها آمده که عمر می گفت:
    آب را داخل شراب کنید و بخورید مانعی ندارد! در حالی که شراب با آب مخلوط شود باز هم شراب است و پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله فرمود: هر چه را که زیادی آن مستی آورد کمی آن نیز حرام میباشد خواه مستی بیاورد یا نیاورد. (۱۳)
    و نیز آورده اند یک وقتی مردم شام از سرما و سنگینی آب و بدی محصول زمین نزد عمر شکایت بردند. عمر به آنها اجازه داد که شراب را بجوشانند وقتی دو ثلث آن کم شد یک سوم باقیمانده را بیاشامند(۱۴).

    این درحالیستکه جانشین به حق رسول الله صلی الله علیه و اله یعنی اسدالله الغالب امیرالمومنین علیه السلام در عظمت حرمت شراب میفرماید: هر گاه قطره‏ی شراب در چاهی بیفتد و بعدا در آن محل مناره‏ی بنا کنند در آن مناره من هرگز اذان نخواهم گفت، و همچین هر گاه قطره‏ی شراب میان دریائی بیفتد و آن دریا خشک شود و گیاه در محل آن روئیده شود من حیوانات خود را در آن گیاه زار نخواهم چرانید. (تفسیر روح البیان)
    و در روایات پیامبر مکرر امده به شراب خوار زن ندهید این در حالی است که پیامبر علی ع را به عنوان تنها کسی که هم شان دخترش بود فاطمه ع را به همسری او دراورد و در روایتی از امام علی ع داریم که:
    به امیرالمومنین علی (ع) گفته شد که آیا شرابخواری از زنا و سرقت بدتر است ؟ امام (ع) فرمودند : بله زیرا شرابخوار هم زنا و دزدی می کند هم آدم می کشد و نماز را هم رها می کند. کنزالعمل جلد5 حدیث 13693
    اسناد از كتب اهل سنت:
    1- کشف الغمه امام شعرانی ج۲ ص ۱۵۴- احکام القران ابوبکر جصاص رازی حنفی ج۱ ص ۳۸۸- رسائل الجاحظ ص ۳۴- شرح ابن ابی الحدید ج۳ ص ۲۶۴. 2- البته عمر در این گفتار خود دروغ گفت و چنانکه دیدیدم از شراب دست برنداشت و تا ساعت مرگش زمانی که ضربت خورد شراب می آشامید (نوادر الاصول حکیم ترمذی ص ۶۶- الاصابه ج۴ ص۲۲- مجمع الزوائد هیثمی ج۵ ص۵۱- فتح الباری ج۱۰ص ۳۰- صحیح بخاری کتاب التفسیر سوره مائده ایه حرمت شراب- صحیح مسلم کتاب الاشربه باب حرمت شراب- تفسیر الدر المنثور سیوطی ج۲ص۳۲۱- مسند احمد ج۳ ص ۱۸۱و ۲۲۷- سنن کبری بیهقی ج۸ ص۲۸۶و ۲۹۰- تفسیر ابن کثیر ج۲ص۹۳و ۹۴) و در تفسیر طبری ج۲ ص ۲۰۳ و ج۷ص ۲۴ به جای نام ابوبکر "مردی" اورده و ان را تحریف و خیانت نموده است و درباره عمر نیز آقای طبری به جای عمر کلمه "مردی آورده که به مصداق مثل معروف محبت آدمی را کر و کور میکند گویا شرم داشته از اینکه نام خلفای خود را که دیگران او را به نام آورده اند به قلم بیاورد. ۳- فتح الباری ابن حجر ج۱۰ ص ۳۰ ۴- تفسیر ابن جریر ج۷ص۲۴- مجمع الزوائد هیثمی ج۵ص۵۲- عمده القاری عینی ج۸ ص ۵۹۸- تفسر الدر المنثور ج۲ ص ۳۲۱- شرح نووی در حاشیه ارشاد قسطلانی ج ۸ ص ۲۳۲ ۵- تفسیر روح المعانی آلوسی ج۲ ص ۱۱۵ ۶- احکام القران جصاص ج ۱ ص ۳۸۰- تفسیر قرطبی ج ۳ ص ۶۰- تفسیر فخر رازی ج ۲ ص ۲۲۹ و ۲۳۱- الامتاع مقریزی ۱۹۳- فتح الباری ج۱۰ ص۲۴- عمده القاری ج۱۰ ص ۸۲ - سیره ابن هشام ج۲ص۱۹۲- تفسیر شوکانی ج۲ص۷۱- عیون الاثر ابن سید الناس ج۲ص۴۸ ۷- تاریخ بغداد خطیب بغدادی ج۶ ص ۱۵۶ ۸ـ جامع مسانید ابوحنیفه ج۲ ص ۱۹۲ ۹- به کتابهای اهل سنت مراجعه شود از جمله: السنن الکبری بیهقی ج۸ص ۲۹۹- محاضرات راغب ج۱ص۳۱۹- کنز العمال ج۲ص۱۰۹- جامع مسانید ابوحنیفه ج۲ص۱۹۰و ۲۱۵. ۱۰- العقد الفرید ج۳ ص ۴۱۶ ۱۱- احکام القران ج۲ ص ۵۶۵ ۱۲- به کتابهای زیر مراجعه شود: حاشیه سنن کبری بیهقی ابن ترکمانی ج۸ص۳۰۶- کنز العمال ج۳ص ۱۱۰- سنن نسائی ج۸ ص ۳۲۶- کتاب الاثار قاضی ابویوسف ص ۲۲۶- جامع مسانید ابوحنیفه ج۲ص ۱۹۲ ۱۳- سنن دارمی ج۲ ص ۱۱۳- سنن نسائی ج۸ ص ۳۰۱ - سنن بیهقی ج۸ ص ۲۹۶- مصابیح السنه ج۲ ص ۶۷- تاریخ خطیب بغدادی ج۳ ص ۳۲۷- صحیح ترمذی ج ۱ص۳۴۲- ۱۴- سنن بیهقی ج۸ ص ۳۰۰ و ۳۰۱- سنن نسائی ج۸ ص ۳۲۹- کنز العمال هندی ج ۳ص ۱۰۹و ۱۰۱- تیسیر الوصول ج۲ ص ۱۷۸- جامع مسانید ابوحنیفه ج۲ص ۱۹۱
    ویرایش توسط صدر : ۱۳۸۸/۰۸/۱۵ در ساعت ۱۱:۵۱

  9. صلوات ها 5


  10. #5
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۸
    نوشته
    1,146
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    5482



    با سلام یک نکته ای که لازم است توضیح بدهم اینکه: ما در اینجا قصد ناراحت کردن برادران عزیز سنی مان را نداریم و صرفا بحثهایی که میشود سعی شده که به صورت علمی ارائه شود و هرگز بنا نداریم که کسی را از خود برنجانیم .امیدواریم خداوند متعال تلاشهای علمی دوستان را به احسن وجه بپذیرد.
    نویسنده الاصابه معتقد است جریان مجلس شرابی که در منزل عبدالرحمن بن عوف بوده از ساخته های شخصی به نام هبة الله است و معتقد است جریان اصلا ربطی به عبد الرحمن ندارد بلکه برای پدر عبدالرحمن اتفاق افتاده است .[1]تا یادم نرفته بگویم که سیره حلبیة[2] معتقد است جریان شراب خواری حمزه اشتباه است چرا که جریان منتهی به تحریم شرب خمر در سال چهارم اتفاق افتاده و حمزه در سال سوم و به جنگ احد به شهادت رسیده بود .نکته دیگر آنکه قرآن می گوید کسانی که از میدان جنگ احد گریختند به خاطرگناهانی که مرتکب شده بودند شیطان توانست بر انها مسلط شود و پای انها را بلغزاند . با دقت در این گفته و اینکه حمزه اصلا فرار نکرد و اما دیگرانی که در مجلس شراب بوده اند همگی فرار کردند به این نکته دقیق می شویم که اصلا حمزه در مجلس شراب حضور نداشته و الا باید مانند دیگر اعضاء مجلس که از جنگ فرار کردند او نیز باید فرار می کرد .زمخشرى در ربيع الأبرار مى‏نويسد: در سه نوبت آياتى در خصوص تحريم شراب نازل شد و در ابتدا اين آيه نازل شد:
    «يَسْئَلُونَكَ عَنِ الْخَمْرِ وَ الْمَيْسِرِ قُلْ فِيهِما إِثْمٌ كَبِيرٌ وَ مَنافِعُ لِلنَّاسِ وَ إِثْمُهُما أَكْبَرُ مِنْ نَفْعِهِما ...» «1»؛ درباره شراب و قمار از تو مى‏پرسند. بگو كه در آن دو گناهى بزرگ، و منافعى براى مردم است، ولى گناهشان از نفعشان بزرگ‏تر است.
    پس از نزول اين آيه، عده‏اى از مسلمانان آن را ترك كردند و عده‏اى هنوز آن را مى‏نوشيدند تا اينكه يكى از آنها كه شراب نوشيده بود، به نماز ايستاد و در نماز سخن‏هاى بيهوده گفت، لذا اين آيه نازل شد:
    «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَقْرَبُوا الصَّلاةَ وَ أَنْتُمْ سُكارى ...» «2»؛ اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد، در حال مستى به نماز نايستيد.
    (2) پس از نزول اين آيه هم، عده‏اى هنوز شراب مى‏نوشيدند تا اينكه عمر شراب خوارى كرد و در حالت مستى استخوان چانه شترى را برداشت و با آن سر عبد الرحمن بن عوف را زخمى كرد، سپس در گوشه‏اى نشست و با اشعار أسود بن يعفر براى كشته شدگان مشرك بدر، نوحه سرايى كرد! اين خبر به گوش رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله رسيد و بسيار ناراحت شد. او در حالى كه ردايش بر زمين كشيده مى‏شد به سوى عمر حركت كرد و عصايش را بلند كرد تا بر سر عمر بكوبد! بلافاصله عمر گفت: از غضب خدا و رسولش به خدا پناه مى‏برم! به دنبال آن آياتى نازل شد تا آنجا كه خداوند مى‏فرمايد: «إِنَّما يُرِيدُ الشَّيْطانُ أَنْ يُوقِعَ بَيْنَكُمُ الْعَداوَةَ وَ الْبَغْضاءَ فِي الْخَمْرِ وَ الْمَيْسِرِ وَ يَصُدَّكُمْ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ وَ عَنِ الصَّلاةِ فَهَلْ أَنْتُمْ مُنْتَهُونَ»؛ به درستى كه شيطان مى‏خواهد به وسيله شراب و قمار بين شما عداوت و كينه ايجاد كند و شما را از ياد خدا و نماز باز دارد. آيا به اين عمل زشت خود پايان نمى‏دهيد؟
    (1) عمر گفت: پايان داديم، پايان داديم! اين روايت را سيوطى نيز در الدر المنثور با سند خود از سعيد بن جبير روايت كرده كه در آن آمده است: عمر به خودش گفت: اى نمك نشناس! چرا به قمار پرداختى؟! يا اينكه گفت: چرا به قمار و شراب و أزلام (نوعى قمار) پرداختى؟ از رحمت خدا دور باشى و عذاب الهى بر تو باد! و پس از آن مردم شراب خوارى را ترك كردند. «1»
    (2) سيوطى در خبر ديگرى كه آن را به سعد بن ابى وقاص اسناد مى‏دهد، مى‏نويسد: يكى از انصار پيش از آن كه خمر تحريم شود، ما را به مهمانى دعوت كرد. در آن‏جا مهمانان شراب نوشيدند تا اين كه مست كردند و به عربده‏كشى پرداختند! انصار مى‏گفتند كه انصار برترند و قريش مى‏گفتند كه قريش برتر است.
    در اين اوضاع، فردى با استخوان شترى كه در دست داشت، بر بينى‏ام كوبيد و آن را زخمى كرد. پس از آن نزد پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و اله رفتم و جريان را عرض كردم كه اين آيه نازل شد:
    «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّمَا الْخَمْرُ وَ الْمَيْسِرُ وَ الْأَنْصابُ وَ الْأَزْلامُ رِجْسٌ مِنْ عَمَلِ الشَّيْطانِ فَاجْتَنِبُوهُ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ. إِنَّما يُرِيدُ الشَّيْطانُ أَنْ يُوقِعَ بَيْنَكُمُ الْعَداوَةَ وَ الْبَغْضاءَ فِي الْخَمْرِ وَ الْمَيْسِرِ وَ يَصُدَّكُمْ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ وَ عَنِ الصَّلاةِ فَهَلْ أَنْتُمْ مُنْتَهُونَ» «2»؛ اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد، شراب و قمار و بت‏ها و تيرهاى قرعه پليد و از عمل شيطانند. پس، از آنها دورى گزينيد، باشد كه رستگار شويد. همانا شيطان مى‏خواهد با شراب و قمار، ميان شما دشمنى و كينه ايجاد كند و شما را از ياد خدا و از نماز باز دارد، آيا شما دست برمى‏داريد؟ «3»
    از ظاهر خبر چنين برمى‏آيد كه سعد بن ابى وقاص، افتخار مى‏كرده است كه ممنوعيت شراب خوارى به خاطر شكسته شدن بينى او، به وسيله يك مرد انصارى تشريع شده است.(1) سعد مى‏گويد: اين حادثه قبل از تحريم خمر و پيش از نزول آيه تحريم خمر به وقوع پيوست! حال بايد بررسى كرد كه آيا تا آن زمان خمر تحريم نشده بود؟! زيرا سوره مائده بعد از حجة الوداع و در سال دهم هجرى نازل شده است! يعنى بر اساس گفته سعد، مردم تا سال دهم هجرى مجاز بوده‏اند كه شراب خوارى كنند! آيا چنين بوده است؟!
    (2) خطيب بغدادى از عايشه روايت مى‏كند: هنگامى كه سوره بقره نازل شد، در آن خمر تحريم شده بود و رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله مردم را از شراب خوارى نهى مى‏كرد. «1» و منظور عايشه، آيه 219 از سوره بقره بود كه مى‏فرمايد: «يَسْئَلُونَكَ عَنِ الْخَمْرِ وَ الْمَيْسِرِ قُلْ ...».
    به همين معنا، روايتى در فروع كافى از على بن يقطين از امام كاظم عليه السّلام «2» و از حسن بصرى روايت شده است. «3»
    (3) و شوكانى در تفسيرش از جابر بن عبد اللّه انصارى روايت مى‏كند: خمر، بعد از جنگ احد حرام شد. «4»
    إبن شبه نيز در تاريخ المدينه المنورة با سند خود از جابر روايت مى‏كند: تحريم خمر بعد از غزوه بنى نضير كه بلافاصله بعد از جنگ احد در سال چهارم رخ داد، بوده است «5» و ابن هشام مى‏نويسد كه در ماه ربيع الاول سال چهارم بوده است. «6»
    بنا براين، خبر سعد بن ابى وقاص قابل پذيرش نيست. علاوه بر اين از ظاهر آيات چنين فهميده مى‏شود كه گروهى از مسلمين شراب خوارى را بعد از نزول آيه 219 سوره بقره در سال دوم هجرى ترك نكردند، به همين خاطر، آيات سوره مائده در سال دهم هجرى نازل شد ... و عده‏اى كه در مدت زمان ميان نزول سوره بقره و سوره مائده شراب خوارى مى‏كردند، كسانى بودند كه از عادت زشت خود دست برنداشته بودند. «7» در واقع آيات سوره مائده براى سخت‏گيرى بيشتر بر كسانى كه تحريم الهى را ناديده مى‏گرفتند، نازل شد. «8»
    (4) و از امام باقر عليه السّلام در كافى روايت شده است: «هيچ كس از خداوند نسبت به بندگانش دلسوزتر نیست .و از جمله دلسوزى‏هاى خداوند تبارك و تعالى اين است كه آنها را از خصلت‏هاى ناپسند، يكى پس از ديگرى به خصلت‏هاى خوب منتقل مى‏كند، در حالى كه اگر تمام خصلت‏ها را يكباره تشريع مى‏كرد، همگى هلاك مى‏شدند.»
    (1) در روايت ديگرى از آن حضرت عليه السّلام نقل شده است: خداوند هيچ پيامبرى را مبعوث نكرد، مگر اينكه تحريم خمر از اجزاى دين او بوده است. و مردم از خصلت‏هاى زشت يكى پس از ديگرى به خصلت‏هاى خوب منتقل مى‏شوند و اگر خداوند تمام احكام را يكباره بر آنها نازل كند، از پذيرش دين ناتوان مى‏گردند. «1»
    در آيه 93 مائده آمده است:
    «لَيْسَ عَلَى الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ جُناحٌ فِيما طَعِمُوا إِذا مَا اتَّقَوْا وَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ ثُمَّ اتَّقَوْا وَ آمَنُوا ثُمَّ اتَّقَوْا وَ أَحْسَنُوا وَ اللَّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ»؛ بر كسانى كه ايمان آورده و كارهاى شايسته كرده‏اند، گناهى در آنچه قبلا خورده‏اند، نيست، در صورتى كه تقوا پيشه كنند و ايمان بياورند و كارهاى شايسته كنند، سپس تقوا پيشه كنند و ايمان بياورند، آنگاه تقوا پيشه كنند و احسان نمايند، و خدا نيكوكاران را دوست مى‏دارد.
    (2) قمى در تفسير خود در ذيل آيه فوق مى‏نويسد: «پس از منع غليظ و شديد نسبت به شراب خوارى و قماربازى، و سخت‏گيرى فوق العاده نسبت به آن، عده‏اى از مهاجرين و انصار به پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و اله عرض كردند: اى رسول خدا، بدين‏ترتيب بعضى از رفقاى ما كه شراب خوار بودند و كشته شدند، به هلاكت ابدى دچار شده‏اند، زيرا خداوند اين دو عمل را نجس و از اعمال شيطانى شمرده است و شما هم سخنان تكان دهنده‏اى درباره اين دو عمل زشت فرموده‏ايد. در اين صورت آيا راه نجاتى براى آنان نيست؟ در جواب اين سؤال آيه 93 نازل شد. «2»
    آيات 94 تا 99 به بيان احكام مربوط به صيد خشكى و دريايى در حال احرام برمى‏گردد كه متناسب با نزول سوره مائده بعد از حجة الوداع مى‏باشد؛ اما آيه 100 مى‏فرمايد:
    «قُلْ لا يَسْتَوِي الْخَبِيثُ وَ الطَّيِّبُ وَ لَوْ أَعْجَبَكَ كَثْرَةُ الْخَبِيثِ فَاتَّقُوا اللَّهَ يا أُولِي الْأَلْبابِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ»؛ بگو: «پليد و پاك يكسان نيستند، هرچند كثرت پليدها تو را به شگفت آورد. پس اى خردمندان، از خدا پروا كنيد، باشد كه رستگار شويد.»درباره اين آيه، از جابر بن عبد اللّه انصارى روايت شده است: خداوند شراب خوارى را حرام كرد و رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله در اين‏باره فرمود: «خداوند شراب ساز و شراب فروش و شراب‏خوار را لعنت كند.» به دنبال آن فردى برخاست و عرض كرد: اى رسول خدا، من از راه شراب فروشى اموالى جمع كرده‏ام، اگر آن را در راه خدا هزينه كنم، براى من نفعى دارد؟ پيامبر صلّى اللّه عليه و اله به وى فرمود: خداوند چيزى را قبول نمى‏كند، مگر اينكه پاك باشد. اگر اين مال را در راه صدقه يا حج يا جهاد هزينه كنى، خداوند به اندازه پر مگسى به تو ثواب نخواهد داد! و پس از آن اين آيه نازل شد: «قُلْ لا يَسْتَوِي الْخَبِيثُ ...» «1».زمخشرى در ربيع الأبرار مى‏نويسد: در سه نوبت آياتى در خصوص تحريم شراب نازل شد و در ابتدا اين آيه نازل شد:
    «يَسْئَلُونَكَ عَنِ الْخَمْرِ وَ الْمَيْسِرِ قُلْ فِيهِما إِثْمٌ كَبِيرٌ وَ مَنافِعُ لِلنَّاسِ وَ إِثْمُهُما أَكْبَرُ مِنْ نَفْعِهِما ...» «1»؛ درباره شراب و قمار از تو مى‏پرسند. بگو كه در آن دو گناهى بزرگ، و منافعى براى مردم است، ولى گناهشان از نفعشان بزرگ‏تر است.
    پس از نزول اين آيه، عده‏اى از مسلمانان آن را ترك كردند و عده‏اى هنوز آن را مى‏نوشيدند تا اينكه يكى از آنها كه شراب نوشيده بود، به نماز ايستاد و در نماز سخن‏هاى بيهوده گفت، لذا اين آيه نازل شد:
    «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَقْرَبُوا الصَّلاةَ وَ أَنْتُمْ سُكارى ...» «2»؛ اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد، در حال مستى به نماز نايستيد.
    (2) پس از نزول اين آيه هم، عده‏اى هنوز شراب مى‏نوشيدند تا اينكه عمر شراب خوارى كرد و در حالت مستى استخوان چانه شترى را برداشت و با آن سر عبد الرحمن بن عوف را زخمى كرد، سپس در گوشه‏اى نشست و با اشعار أسود بن يعفر براى كشته شدگان مشرك بدر، نوحه سرايى كرد! اين خبر به گوش رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله رسيد و بسيار ناراحت شد. او در حالى كه ردايش بر زمين كشيده مى‏شد به سوى عمر حركت كرد و عصايش را بلند كرد تا بر سر عمر بكوبد! بلافاصله عمر گفت: از غضب خدا و رسولش به خدا پناه مى‏برم! به دنبال آن آياتى نازل شد تا آنجا كه خداوند مى‏فرمايد:«إِنَّما يُرِيدُ الشَّيْطانُ أَنْ يُوقِعَ بَيْنَكُمُ الْعَداوَةَ وَ الْبَغْضاءَ فِي الْخَمْرِ وَ الْمَيْسِرِ وَ يَصُدَّكُمْ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ وَ عَنِ الصَّلاةِ فَهَلْ أَنْتُمْ مُنْتَهُونَ»؛ به درستى كه شيطان مى‏خواهد به وسيله شراب و قمار بين شما عداوت و كينه ايجاد كند و شما را از ياد خدا و نماز باز دارد. آيا به اين عمل زشت خود پايان نمى‏دهيد؟
    (1) عمر گفت: پايان داديم، پايان داديم! اين روايت را سيوطى نيز در الدر المنثور با سند خود از سعيد بن جبير روايت كرده كه در آن آمده است: عمر به خودش گفت: اى نمك نشناس! چرا به قمار پرداختى؟! يا اينكه گفت: چرا به قمار و شراب و أزلام (نوعى قمار) پرداختى؟ از رحمت خدا دور باشى و عذاب الهى بر تو باد! و پس از آن مردم شراب خوارى را ترك كردند. «1»
    (2) سيوطى در خبر ديگرى كه آن را به سعد بن ابى وقاص اسناد مى‏دهد، مى‏نويسد: يكى از انصار پيش از آن كه خمر تحريم شود، ما را به مهمانى دعوت كرد. در آن‏جا مهمانان شراب نوشيدند تا اين كه مست كردند و به عربده‏كشى پرداختند! انصار مى‏گفتند كه انصار برترند و قريش مى‏گفتند كه قريش برتر است.
    در اين اوضاع، فردى با استخوان شترى كه در دست داشت، بر بينى‏ام كوبيد و آن را زخمى كرد. پس از آن نزد پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و اله رفتم و جريان را عرض كردم كه اين آيه نازل شد:
    «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّمَا الْخَمْرُ وَ الْمَيْسِرُ وَ الْأَنْصابُ وَ الْأَزْلامُ رِجْسٌ مِنْ عَمَلِ الشَّيْطانِ فَاجْتَنِبُوهُ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ. إِنَّما يُرِيدُ الشَّيْطانُ أَنْ يُوقِعَ بَيْنَكُمُ الْعَداوَةَ وَ الْبَغْضاءَ فِي الْخَمْرِ وَ الْمَيْسِرِ وَ يَصُدَّكُمْ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ وَ عَنِ الصَّلاةِ فَهَلْ أَنْتُمْ مُنْتَهُونَ» «2»؛ اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد، شراب و قمار و بت‏ها و تيرهاى قرعه پليد و از عمل شيطانند. پس، از آنها دورى گزينيد، باشد كه رستگار شويد. همانا شيطان مى‏خواهد با شراب و قمار، ميان شما دشمنى و كينه ايجاد كند و شما را از ياد خدا و از نماز باز دارد، آيا شما دست برمى‏داريد؟ «3»
    از ظاهر خبر چنين برمى‏آيد كه سعد بن ابى وقاص، افتخار مى‏كرده است كه ممنوعيت شراب خوارى به خاطر شكسته شدن بينى او، به وسيله يك مرد انصارى تشريع شده است.
    (1) سعد مى‏گويد: اين حادثه قبل از تحريم خمر و پيش از نزول آيه تحريم خمر به وقوع پيوست! حال بايد بررسى كرد كه آيا تا آن زمان خمر تحريم نشده بود؟! زيرا سوره مائده بعد از حجة الوداع و در سال دهم هجرى نازل شده است! يعنى بر اساس گفته سعد، مردم تا سال دهم هجرى مجاز بوده‏اند كه شراب خوارى كنند! آيا چنين بوده است؟!
    (2) خطيب بغدادى از عايشه روايت مى‏كند: هنگامى كه سوره بقره نازل شد، در آن خمر تحريم شده بود و رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله مردم را از شراب خوارى نهى مى‏كرد. «1» و منظور عايشه، آيه 219 از سوره بقره بود كه مى‏فرمايد: «يَسْئَلُونَكَ عَنِ الْخَمْرِ وَ الْمَيْسِرِ قُلْ ...».
    به همين معنا، روايتى در فروع كافى از على بن يقطين از امام كاظم عليه السّلام «2» و از حسن بصرى روايت شده است. «3»
    (3) و شوكانى در تفسيرش از جابر بن عبد اللّه انصارى روايت مى‏كند: خمر، بعد از جنگ احد حرام شد. «4»
    إبن شبه نيز در تاريخ المدينه المنورة با سند خود از جابر روايت مى‏كند: تحريم خمر بعد از غزوه بنى نضير كه بلافاصله بعد از جنگ احد در سال چهارم رخ داد، بوده است «5» و ابن هشام مى‏نويسد كه در ماه ربيع الاول سال چهارم بوده است. «6»
    بنا براين، خبر سعد بن ابى وقاص قابل پذيرش نيست. علاوه بر اين از ظاهر آيات چنين فهميده مى‏شود كه گروهى از مسلمين شراب خوارى را بعد از نزول آيه 219 سوره بقره در سال دوم هجرى ترك نكردند، به همين خاطر، آيات سوره مائده در سال دهم هجرى نازل شد ... و عده‏اى كه در مدت زمان ميان نزول سوره بقره و سوره مائده شراب خوارى مى‏كردند، كسانى بودند كه از عادت زشت خود دست برنداشته بودند. «7» در واقع آيات سوره مائده براى سخت‏گيرى بيشتر بر كسانى كه تحريم الهى را ناديده مى‏گرفتند، نازل شد. «8»
    (4) و از امام باقر عليه السّلام در كافى روايت شده است: «هيچ كس از خداوند نسبت به بندگانش دلسوزتر نيست.و از جمله دلسوزى‏هاى خداوند تبارك و تعالى اين است كه آنها را از خصلت‏هاى ناپسند، يكى پس از ديگرى به خصلت‏هاى خوب منتقل مى‏كند، در حالى كه اگر تمام خصلت‏ها را يكباره تشريع مى‏كرد، همگى هلاك مى‏شدند.»
    (1) در روايت ديگرى از آن حضرت عليه السّلام نقل شده است: خداوند هيچ پيامبرى را مبعوث نكرد، مگر اينكه تحريم خمر از اجزاى دين او بوده است. و مردم از خصلت‏هاى زشت يكى پس از ديگرى به خصلت‏هاى خوب منتقل مى‏شوند و اگر خداوند تمام احكام را يكباره بر آنها نازل كند، از پذيرش دين ناتوان مى‏گردند. «1»
    در آيه 93 مائده آمده است:
    «لَيْسَ عَلَى الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ جُناحٌ فِيما طَعِمُوا إِذا مَا اتَّقَوْا وَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ ثُمَّ اتَّقَوْا وَ آمَنُوا ثُمَّ اتَّقَوْا وَ أَحْسَنُوا وَ اللَّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ»؛ بر كسانى كه ايمان آورده و كارهاى شايسته كرده‏اند، گناهى در آنچه قبلا خورده‏اند، نيست، در صورتى كه تقوا پيشه كنند و ايمان بياورند و كارهاى شايسته كنند، سپس تقوا پيشه كنند و ايمان بياورند، آنگاه تقوا پيشه كنند و احسان نمايند، و خدا نيكوكاران را دوست مى‏دارد.
    (2) قمى در تفسير خود در ذيل آيه فوق مى‏نويسد: «پس از منع غليظ و شديد نسبت به شراب خوارى و قماربازى، و سخت‏گيرى فوق العاده نسبت به آن، عده‏اى از مهاجرين و انصار به پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و اله عرض كردند: اى رسول خدا، بدين‏ترتيب بعضى از رفقاى ما كه شراب خوار بودند و كشته شدند، به هلاكت ابدى دچار شده‏اند، زيرا خداوند اين دو عمل را نجس و از اعمال شيطانى شمرده است و شما هم سخنان تكان دهنده‏اى درباره اين دو عمل زشت فرموده‏ايد. در اين صورت آيا راه نجاتى براى آنان نيست؟ در جواب اين سؤال آيه 93 نازل شد. «2»
    آيات 94 تا 99 به بيان احكام مربوط به صيد خشكى و دريايى در حال احرام برمى‏گردد كه متناسب با نزول سوره مائده بعد از حجة الوداع مى‏باشد؛ اما آيه 100 مى‏فرمايد:
    «قُلْ لا يَسْتَوِي الْخَبِيثُ وَ الطَّيِّبُ وَ لَوْ أَعْجَبَكَ كَثْرَةُ الْخَبِيثِ فَاتَّقُوا اللَّهَ يا أُولِي الْأَلْبابِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ»؛ بگو: «پليد و پاك يكسان نيستند، هرچند كثرت پليدها تو را به شگفت آورد. پس اى خردمندان، از خدا پروا كنيد، باشد كه رستگار شويد.»درباره اين آيه، از جابر بن عبد اللّه انصارى روايت شده است: خداوند شراب خوارى را حرام كرد و رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله در اين‏باره فرمود: «خداوند شراب ساز و شراب فروش و شراب‏خوار را لعنت كند.» به دنبال آن فردى برخاست و عرض كرد: اى رسول خدا، من از راه شراب فروشى اموالى جمع كرده‏ام، اگر آن را در راه خدا هزينه كنم، براى من نفعى دارد؟ پيامبر صلّى اللّه عليه و اله به وى فرمود: خداوند چيزى را قبول نمى‏كند، مگر اينكه پاك باشد. اگر اين مال را در راه صدقه يا حج يا جهاد هزينه كنى، خداوند به اندازه پر مگسى به تو ثواب نخواهد داد! و پس از آن اين آيه نازل شد: «قُلْ لا يَسْتَوِي الْخَبِيثُ ...» «1».


    [1] - الاصابه ،ج6 ،ص 198 .

    [2] -السیرة الحلبیة (انسان العیون فی سیرة الامین المامون ،ج2،ص355 .

    ویرایش توسط کاوه : ۱۳۸۸/۰۸/۱۷ در ساعت ۲۳:۴۰

  11. صلوات ها 8


  12. #6

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    علاقه
    تاریخ
    نوشته
    444
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2100



    با سلام به رسول عزیز بنده پاسخی که به دوست عزیزمان کمال داده ام در راستای سوال ایشان بوده و تمام اسناد ارایه شده از کتب اهل سنت بوده واصل حدیث هم مقبول اهل سنت بوده و چون انرا قبل از تحریم شرب خمر می دانند قدحی برای خلفا نمی دانند چون کسی از اهل سنت ادعا نکرده خلفا قبل از مسلمان شدنشان اهل خمر نبوده اند و بر اساس مبنای اهل سنت صحابه بعد از تحریم شراب هم موارد مذکور را از باب اجتهاد خلفا دانسته و مشکل را حل می کنند و ارایه یک مطلب با اسناد در حالی که فضا برای پاسخ گویی باز است و مطلب نوشته شده نیز در راستای دفاع بوده نه تهاجم اهانت شمرده نمی شود


  13. صلوات ها 6


  14. #7
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۸
    نوشته
    1,146
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    5482



    سلام بر حسین عزیز ،منظور من از آنچه مایه ناراحتی برادران عزیز سنی نشود ،منظور هرگز قلم زیبای حضرتعالی نبود بلکه اصل بحث شراب خواری بعضی از خلفا منظورم بود. با تشکر
    ویرایش توسط کاوه : ۱۳۸۸/۰۸/۲۰ در ساعت ۱۶:۲۱

  15. صلوات ها 6


  16. #8

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۸
    نوشته
    9
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    28



    با سلام خدمت دوستان
    در برخورد با روایاتی که ذکر شده ذکر یک مطلب باید مد نظر قرار گیرد
    و آن اینکه آیا نوشیدن شراب قبل از تحریم آن
    برای شخصیتی مثل مولای متقیان علی علیه السلام منقصت محسوب می شود یا نه؟
    اگر جواب منفی باشد
    چنانچه از لحاظ تاریخی تاخر این شراب نوشی از نازل شدن حکم شراب ثابت شود
    بحث همینجا تمام است
    اما اگر جواب مثبت بود باید ادله کافی بر بری بودن شأن و مقام ایشان از نوشیدن شراب اقامه شود مثل اینکه
    بررسی شود که آیا غیر از این مورد، موارد دیگری در تاریخ و یا روایات وجود دارد که دلالت بر این انجام این عمل توسط ایشان و یا کسان دیگری مثل وجود مبارک پیامبر صلی الله علیه و آله کند؟
    اگر جواب منفی باشد باز این روایات ارزش استدلالی ندارند و تنها نیم نگاهی به
    ضد ونقیض گویی هایی که در متن این روایات است
    کافی است تا آنها را از درجه اعتبار ساقط کند.

    اما اثبات اینکه دیگر صحابه شراب می نوشیده اند به تنهایی نفی ماعدا نمی کند
    و به نوعی انحراف از بحث است.

  17. صلوات ها 5


  18. #9

    عضویت
    جنسیت شهريور ۱۳۸۸
    علاقه
    تاریخ
    نوشته
    444
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    7
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    2100



    با سلام به کمال عزیز اینکه فرموده اید:اما اثبات اینکه دیگر صحابه شراب می نوشیده اند به تنهایی نفی ماعدا نمی کند و به نوعی انحراف از بحث است.
    بنده این مطلب را در جهت اینکه همان روایت مورد بحث را بررسی کنم که در منابع دیگر چگونه امده است نقل نموده ام تابگویم منابع دیگر که این داستان را مفصل اورده و اسامی حاضران را ذکر نموده اند نام علی ع را ذکر ننموده اند و با توجه به نامهایی که در روایت ذکر شده انگیزه جاعلان نام علی در روایت را مشخص نمایم همانگونه که حاکم نیشابوری نیز متوجه انگیزه جعل شده و به این مطلب اشاره نموده است و شما می دانید که برای بررسی سندی و محتوایی یک حدیث باید احادیثی که با همان محتوا یا سند ذکر شده است را بررسی نماییم تا بتوانیم صحت ان حدیث را بسنجیم اگر شما با روایات تاریخی اشنا باشید می دانید که کسانی که دچار نقصی بوده اند همواره کوشیده اند که با جعل اسناد و روایاتی دیگران را هم در ان منقصت شریک نمایند تا به اصطلاح قبح فعل خودشان را برطرف نمایند بنابرین روایات اورده شده نه تنها انحراف از بحث نیست بلکه در راستای اثبات مدعای بنده که جعلی بودن روایتی است که نام علی ع در ان امده است می باشد زیرا وقتی دو راوی سنی یک روایت را به دو گونه اورده اند که در یکی نام علی ع در کنار نام خلفا اورده شده و در یکی نام خلفا بدون نام علی عامده حکایت از اینست که ان کسی که نام علی را اورده جعل نموده چون او انگیزه جعل داشته وان اینکه در مقابل شیعه بگوید علاوه بر مولای ما مولای شما نیز دران مجلس بوده اما ان راوی سنی که نام علی ع را در روایت نیاورده است انگیزه ای برای حذف نام علی ع ندارد زیرا حذف نام ابوبکر و عمر که برای او مهمتر است حذف نکرده است


  19. صلوات ها 7


  20. #10
    شروع کننده موضوع

    عضویت
    جنسیت آذر ۱۳۸۸
    نوشته
    1,146
    حضور
    نامشخص
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    5482



    از کمال عزیز خیلی سپاسگذرام که بحث را به خوبی دنبال می کند . اما از آنچه که در قرآن و روایات نسبت به بحث شراب در دوره های قبل از اسلام آمده بر می آید که مسیحیان به دروغ مائده آسمانی حضرت عیسی برای حواریون را به شراب متصف کرده اند در حالی که این شراب با آن مائده آسمانی تفاوت اساسی داشت . با دقت در این بحث که قرآن به ان اشاره کرده ،به دست می آید: شراب از دوران بعد از حضرت عیسی مورد نکوهش بوده و با توجه که حلال شماری آن از جانب علمای مسیح ،نوعی فروش آیات الهی به ثمن بخس محسوب می شده است ،ما به این دقیقه می رسیم که شراب از نخست مورد نکوهش ادیان الهی بوده و با توجه به آنکه ادیان الهی به دنبال یکدیگر و در تایید همند و بسیاری از احکام کتابهای دینی گذشته مورد تایید اسلام واقع شده است ، به این نتیجه می رسیم که از نخست شرابی که مورد نهی ادیان الهی بوده مورد نهی قرآن و اسلام هم بوده اما مراتب تحریم و اعلام آن به نحوی بوده که برای بعضی این مساله آشکار نبوده است .همانگونه که اسلام از سال 40 عام الفیل به پیامبر دستورش داده شد اما اعلام آن به سال سوم بود و حتی بنابر منابع کلامی پیامبر از دوره نوجوانی و جوانی متوجه پیامبری خود شده بود و دلیل آن هم ،یک اشاره کاهن یهودی و دستور او به قتل پیامبر ،زمانی است که حلیمه او را به بازار عکاظ آورد تا طالعش را نزد این کاهن ببیند و دوم مسافرت به شام که راحب مسیحی خبر پیامبری او را به ابوطالب داد و آنچه در سوق بصری از خبر دادن به پیامبری او اتفاق افتاد . چگونه ممکن است که پیامبر از پیامبری خود خبر نداشته باشد اما دیگران با خبر باشند ؟ (ادامه دارد )

  21. صلوات ها 9


صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع رو مطالعه کرده اند از ۱۳۹۳/۰۳/۰۶, ۱۱:۳۷ : 1

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود