صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: زن راست می گوید یا مرد؟ نظر شما چیست؟ (حقیقت مفهوم توکل)

  1. #1

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۴
    علاقه
    اهل البيت عليهم السلام،فلسفه،عرفان،ادبيات،فيزيك،مطالعه
    نوشته
    4,990
    حضور
    133 روز 12 ساعت 16 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    3
    صلوات
    21820

    اشاره زن راست می گوید یا مرد؟ نظر شما چیست؟ (حقیقت مفهوم توکل)




    بسمه الوکیل

    روزگاری در دیهی کشاورزی بود، بر سر زمینهای اربابی عمری گذارده و پدر و اجداد پدریش همگی

    از رعایای ارباب و اجداد ارباب محسوب می شدند و در واقع خانه زاد خانه ی اربابی بودند.

    تا اینکه خشکسالی پدید آمد و ارباب آنچه داشت و نداشت از کف داد،طوری که در هزینه های

    خویش و خانواده اش نیز مانده بود،این شد که همه ی خدم و حشم را مرخص نمود،از جمله

    کشاورز قصّه ی ما.

    ارباب و خانواده اش با همه ی مردم ده از آن دیار کوچ کردند و رفتند،جز کشاورز که هر شب و هر روز

    سر به آسمان بلند می کرد و می گفت: ای اربابِ همه ی اربابان،گمان می کردم که ارباب، مرا روزی می رساند

    اکنون که وی را محتاج و سرگردان دیدم، دانستم که روزی رسان، اربابی دیگر است،ارباب او و من.

    و این عالم همه زمین تو و در اختیار توست و گمان نمی کنم این زمین با زمینهای دیگر برای رسانیدن رزق من در نزد حضرتت

    فرقی داشته باشد،امّا ای پروردگار من،کوچیدن از این زمین برای من و همسرم بسیار گران و سخت است پس اگر روزیی

    برایمان مقدّر فرموده ای ،همین جا دِه و اگر مرگ مقرّر کرده ای نیز همینجا جانمان بستان که چشم امید و ترس و بیم ما، تنها به تو و از

    توست!

    زن این نجوا شنید و همسرش را گفت: اگر صد سال دیگر هم اینجا بنشینی و در این بیابان خدای را بخوانی تا از هیچ، روزیت رساند

    نخواهد رسید،خداوند روزی را به جُستن دهد، نه فقط به دعا،مانند دیگران کمر همّت بر بند و برخیز تا از این دیار، در پی رزقمان رویم

    و بیش از این خدای و فرشتگان و بندگانش را به خنده میفکن،مرد گفت: ای بی ایمان!

    توکلت چه شده است؟ تو مگر نمی دانی خداوند وکیل مردم است؟

    زن گفت: و مگر تو نشنیده ای که همو فرمود:"وابتغوا من فضله" از فضل خداوند روزی بجوئید؟

    هنوز که هنوز است این زن و شوهر بر سر معنای واقعی توکل اختلاف نظر دارند و بحث می کنند

    آنقدر که قحطی و گرسنگی و تشنگی و کوچ و فضل و روزی را از یاد برده اند!!!!


    زن راست می گوید یا مرد؟ نظر شما چیست؟ (حقیقت مفهوم توکل)

    عرض سلام و ادب

    در داستان فوق دو دیدگاه در باره ی معنای توکل وجود دارد.

    کدام دیدگاه صحیح است؟

    حقیقت توکل چیست؟

    اگر نظر شریفتان را با آیات و روایات و سخنان بزرگان دین و عرفان

    مستدل بفرمائید، بسیار متشکر خواهم شد.

    ویرایش توسط همای رحمت : ۱۳۹۵/۰۹/۲۳ در ساعت ۱۶:۳۳


    الهی هب لی کمال الانقطاع الیک

    و أنر ابصار قلوبنا بضیاء نظرها الیک




  2. صلوات ها 12


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,545
    حضور
    175 روز 7 ساعت 32 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58331



    با نام و یاد دوست







    زن راست می گوید یا مرد؟ نظر شما چیست؟ (حقیقت مفهوم توکل)








    کارشناس بحث: جناب استاد

  5. صلوات ها 10


  6. #3

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    علاقه
    اخلاق-فلسفه-عرفان
    نوشته
    2,976
    حضور
    94 روز 6 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    25282



    نقل قول نوشته اصلی توسط حبیبه نمایش پست ها
    بسمه الوکیل

    روزگاری در دیهی کشاورزی بود، بر سر زمینهای اربابی عمری گذارده و پدر و اجداد پدریش همگی

    از رعایای ارباب و اجداد ارباب محسوب می شدند و در واقع خانه زاد خانه ی اربابی بودند.

    تا اینکه خشکسالی پدید آمد و ارباب آنچه داشت و نداشت از کف داد،طوری که در هزینه های

    خویش و خانواده اش نیز مانده بود،این شد که همه ی خدم و حشم را مرخص نمود،از جمله

    کشاورز قصّه ی ما.

    ارباب و خانواده اش با همه ی مردم ده از آن دیار کوچ کردند و رفتند،جز کشاورز که هر شب و هر روز

    سر به آسمان بلند می کرد و می گفت: ای اربابِ همه ی اربابان،گمان می کردم که ارباب، مرا روزی می رساند

    اکنون که وی را محتاج و سرگردان دیدم، دانستم که روزی رسان، اربابی دیگر است،ارباب او و من.

    و این عالم همه زمین تو و در اختیار توست و گمان نمی کنم این زمین با زمینهای دیگر برای رسانیدن رزق من در نزد حضرتت

    فرقی داشته باشد،امّا ای پروردگار من،کوچیدن از این زمین برای من و همسرم بسیار گران و سخت است پس اگر روزیی

    برایمان مقدّر فرموده ای ،همین جا دِه و اگر مرگ مقرّر کرده ای نیز همینجا جانمان بستان که چشم امید و ترس و بیم ما، تنها به تو و از

    توست!

    زن این نجوا شنید و همسرش را گفت: اگر صد سال دیگر هم اینجا بنشینی و در این بیابان خدای را بخوانی تا از هیچ، روزیت رساند

    نخواهد رسید،خداوند روزی را به جُستن دهد، نه فقط به دعا،مانند دیگران کمر همّت بر بند و برخیز تا از این دیار، در پی رزقمان رویم

    و بیش از این خدای و فرشتگان و بندگانش را به خنده میفکن،مرد گفت: ای بی ایمان!

    توکلت چه شده است؟ تو مگر نمی دانی خداوند وکیل مردم است؟

    زن گفت: و مگر تو نشنیده ای که همو فرمود:"وابتغوا من فضله" از فضل خداوند روزی بجوئید؟

    هنوز که هنوز است این زن و شوهر بر سر معنای واقعی توکل اختلاف نظر دارند و بحث می کنند

    آنقدر که قحطی و گرسنگی و تشنگی و کوچ و فضل و روزی را از یاد برده اند!!!!



    عرض سلام و ادب

    در داستان فوق دو دیدگاه در باره ی معنای توکل وجود دارد.

    کدام دیدگاه صحیح است؟

    حقیقت توکل چیست؟

    اگر نظر شریفتان را با آیات و روایات و سخنان بزرگان دین و عرفان

    مستدل بفرمائید، بسیار متشکر خواهم شد.
    سلام علیکم و رحمة الله
    حق با زن دهقان قصه ی شماست.
    «توكل»
    توکل به معناي اعتماد (لسان العرب ج 15 ص 388) است، که اگر با کلمه علي متعدي شود و به شکل فعل درآيد به معناي تکيه و اعتماد کردن به ديگري خواهد بود.(مفردات راغب اصفهاني ص 882) وقتي گفته مي شود: «توکلت علي الله» به معناي اين است که به خداوند در هر امري اطمينان و اعتماد مي کنم. (المصباح ج 1 و 2 ص 670 ذيل واژه وکل)
    اول : توكل به خداوند:
    معناى توكل اين است كه بنده پروردگار خود را وكيل خود بداند و او را همه ‏كاره و مدبر امور خود بداند، به اين معنا از تمسك به اسبابى كه از سببيت آنها آگهى دارد- و يكى از آنها خود اوست- كه علتى است ناقص، دست برداشته و به سبب حقيقى كه تمامى اسباب به او منتهى مى ‏گردد تمسك بجويد. البته در اين حين از سبب هاي عادي نيز كه آن را خدا اعطا كرده است بهره مي برد، اما توجه و تكيه گاه او خدا است. نظر مرحوم علامه طباطبائي(ره) در اين زمينه مويد همين مطلب است؛
    نظر صائب آن است كه انسان به آن چه كه از اسباب ظاهرى بر مى‏ خورد و پى مى ‏برد، وثوق و اتكاء نكند، بلكه معتقد باشد كه هر سببى هر اثر و خاصيتى دارد خداوند به آن افاضه كرده، بنابراين در رسيدن به غرض و هدف خود به پروردگار خود اتكاء كند.( ترجمه الميزان، ج‏9، ص: 56)
    در جاي ديگر مي فرمايد: اسباب عادى بخاطر اين كه در تاثير خود مستقل نبوده و در ذات خود بى‏ نياز و بى‏ احتياج بغير خود نيستند بناچار مى‏ بايد كسى كه در مقاصد و اغراض زندگيش متوسل به آنها مى‏شود در عين توسلش به آنها، متوكل بر غير آنها و سببى كه فوق آنها است بشود، تا آن سبب، سببيت اين اسباب عادى را سبب شود، و در نتيجه سببيت اينها تمام گردد، كه اگر چنين توكلى بكند بر طبق روش صحيح و طريق رشد و صواب رفتار كرده،
    نه اينكه اسباب عادى را كه خداوند، نظام وجود را بر اساس آنها بنا نهاده مهمل دانسته هدفهاى زندگى خود را بدون طريق طلب كند، كه چنين طلبى ضلالت و جهل است.( ترجمه الميزان، ج‏11، ص 299).

    روح اسلام توحيدي است و توکل از ارکان توحيد و ايمان توحيدي انسان مسلمان است. از روايات استفاده مي شود که توحيد چهار رکن دارد که عبارت است از: تفويض, توکل, رضا و تسليم.
    توكّل اعتماد و اطمينان دل در همه امور بر خدا است، و اينكه انسان از هر قوه و قدرتى بيزارى جسته و فقط بر حول و قوه الهى اعتماد و تكيه نمايد و اعتقاد جازم داشته باشد به اينكه در عالم هستى فاعلى جز خدا نيست و هيچ كس را قوه و قدرتى نيست مگر به واسطه او.
    توکل، يعني اگر کسي به علم و قدرت و اراده خدا ايمان داشت و او را حاضر و ناظر دانست, به او در کارهاي مهم خود تکيه مي کند و او را وکيل مي گرداند و در نتيجه خيال اش از بابت آن کار راحت مي شود و مي داند که خداي متعال بهترين نتيجه را که مطابق مصلحت و حکمت خويش باشد عايد او خواهد کرد و به آنچه عايد او مي شود راضي است و استرس و بي قراري ندارد و بلکه از اين طريق به آرامش ايماني دست مي يابد.
    پيامبر گرامى اسلام صلّى اللّه عليه و آله و سلم تفسير توكّل را از جبرئيل سؤال كرد، جبرئيل گفت: معناى توكّل اين است كه انسان يقين كند به اينكه سود و زيان و بخشش و حرمان به دست مردم نيست و بايد از آنها نا اميد بود و اگر بنده‏اى به اين مرتبه از معرفت برسد كه جز براى خدا كارى انجام ندهد و جز او به كسى اميدوار نباشد و از غير او نهراسد و غير از خدا چشم طمع به كسى نداشته باشد، اين همان توكل بر خدا است. (بحارالانوار، چاپ بيروت، ج 68 - ص 138، حديث 23.)

    زن راست می گوید یا مرد؟ نظر شما چیست؟ (حقیقت مفهوم توکل)
    تا صورت پیوند جهان بود علی بود/ تا نقش زمین بود و زمان بود علی بود

    شاهی که ولی بود و وصی بود علی بود / سلطان سخا و کرم و جود علی بود

    عیسی به وجود آمد و در حال سخن گفت/ آن نطق و فصاحت که در او بود علی بود

    مسجود ملایک که شد آدم ، ز علی شد / آدم چو یکی قبله و مسجود علی بود

    آن شير دلاور كه براي طمع نفس/بر خوان جهان پنجه نيالود ، علي بود

    سر دو جهان جمله ز پنهان و ز پيدا / شمس الحق تبريز كه بنمود ، علي بود



  7. صلوات ها 11


  8. #4

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    علاقه
    اخلاق-فلسفه-عرفان
    نوشته
    2,976
    حضور
    94 روز 6 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    25282



    دوم : نقش و جايگاه توكل در زندگي انسان.
    مرحوم استاد علامه طباطبايى مى ‏فرمايد: «حقيقت مطلب اين است كه نفوذ اراده و رسيدن به مقصود در عالم مادّه نيازمند به يك سلسله اسباب و عوامل طبيعى و يك سلسله عوامل روحى و نفسانى است. هنگامى كه انسان وارد ميدان عمل مى‏ شود و كليه عوامل طبيعى مورد نياز را آماده مى‏ كند، تنها چيزى كه ميان او و هدفش فاصله مى‏ اندازد همانا تعدادى از عوامل روحى (از قبيل سستى اراده و تصميم، ترس، غم و اندوه، شتابزدگى و عدم تعادل، سفاهت و كم تجربگى و بد گمانى نسبت به تأثير علل و اسباب و امثال آن) است.
    در چنين وضعى اگر انسان بر خداوند سبحان توكل داشته باشد اراده‏ اش قوى و عزمش راسخ مى ‏گردد و موانع و مزاحمات روحى در برابر آن خنثى خواهد شد، زيرا انسان در مقام توكل، با مسبّب الاسباب (كه غالب بر همه اسباب است) پيوند مى‏ خورد و با چنين پيوندى ديگر جايى براى نگرانى و تشويش خاطر باقى نمى‏ ماند و با قاطعيت با موانع دست و پنجه نرم مى‏ كند تا به مقصود برسد.
    علاوه بر اين، نكته ديگرى كه در مورد توكل موجود است بعد غيبى و ماورايى آن است، يعنى خداوند متعال شخص متوكّل را با امدادهاى غيبى «من حيث لا يحتسب» (از آنجا كه به گمانش نمى ‏رسد) مدد مى‏ رساند كه اين امدادها از حوصله اسباب عادى و طبيعى فراتر و در رديف ما فوق علل مادّى قرار دارد و ظاهر آيه شريفه«وَ مَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ» (هر كس بر خدا توكل كند خدا او را كفايت كند) چنين امدادى را نويد مى ‏دهد». آثارى نيز كه در احاديث معصومين عليهم السلام در باره توكل آمده مؤيّد كلام استاد است.
    مثلا امير مؤمنان عليه السلام مى‏ فرمايد:
    من توكّل على اللّه ذلّت له الصّعاب و تسهّلت عليه الأسباب و تبوّء الخفض و الكرامة.
    هر كس بر خدا توكل كند سختيها براى او نرم و آسان و اسباب و وسيله‏ ها برايش فراهم شود و در راحت و وسعت و كرامت جاى گيرد (و زندگى‏ اش به راحتى و آسايش گذرد).
    اين حديث و احاديث ديگر به موضوع عوامل روحى كه در كلام استاد آمده اشاره دارد و با صراحت دلالت مى‏ كند بر اينكه شخص متوكل بر اين گونه عوامل و مشكلات فائق و غالب آيد. از اين رو، طيره (فال بد) كه يكى از خاطرات درونى و عوامل منفى است كه در روحيه بسيارى از افراد بازتابهاى منفى ايجاد مى‏ كند و مانع از فعاليت مى‏ گردد در نفوس انسان‏هاى متوكل اثر نمى‏ گذارد.
    رسول گرامى اسلام صلّى اللّه عليه و آله و سلم فرمود:
    الطّيرة شرك و ما منّا إلا، و لكنّ اللّه يذهبه بالتّوكّل. طيره (فال بد زدن‏) شرك است و هيچ يك از ما نيست جز اينكه به آن مبتلا است اما خدا به وسيله توكل (شومى‏) آن را از بين مى‏ برد. ( نقطه‏ هاى‏ آغاز در اخلاق ‏عملى ص : 516)



    سوم : توكل به معناي مستقل ندانستن اسباب دنيوي است.
    نكته اساسى و مهمى كه وجود دارد اين است كه انسان علاوه براينكه بر اساس توكل ، نبايد خداوند متعال را به عنوان مسبب الاسباب فراموش كند بلكه وسايل و اسباب دنيوي را پرتويى از ذات احديت و اراده او بداند اما اين مساله را نيز نبايد فراموش كند كه اين عالم، عالم اسباب است و انسان براى ادامه زندگى خود چاره‏اى ندارد جز اينكه با بكارگيري اسباب و در ارتباط با مردم كارهاى خود را انجام دهد, ولي در عين حال نبايد براي وسايل استقلال در تاثير قايل باشد.
    يك روز امير مؤمنان عليه السلام گروهى از مردم را ديد كه با برخوردارى از صحّت و سلامت، كار را رها كرده و گوشه مسجد نشسته ‏اند،فرمود: شما چه كسانى هستيد؟ گفتند: ما متوكلين هستيم (و بر خدا توكّل داريم). فرمود: نه بلكه شما متأكّلين هستيد (يعنى شما سر بار اجتماع ‏ايد و از دسترنج ديگران ارتزاق مى‏ كنيد). ( مستدرك الوسائل، ج 2 - ص 289.)
    توسل به اسباب عادي و در عين حال توجه به اينکه موثر حقيقي و مسبب اسباب خداي متعال است, عين توکل است.

    زن راست می گوید یا مرد؟ نظر شما چیست؟ (حقیقت مفهوم توکل)
    تا صورت پیوند جهان بود علی بود/ تا نقش زمین بود و زمان بود علی بود

    شاهی که ولی بود و وصی بود علی بود / سلطان سخا و کرم و جود علی بود

    عیسی به وجود آمد و در حال سخن گفت/ آن نطق و فصاحت که در او بود علی بود

    مسجود ملایک که شد آدم ، ز علی شد / آدم چو یکی قبله و مسجود علی بود

    آن شير دلاور كه براي طمع نفس/بر خوان جهان پنجه نيالود ، علي بود

    سر دو جهان جمله ز پنهان و ز پيدا / شمس الحق تبريز كه بنمود ، علي بود



  9. صلوات ها 9


  10. #5

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۴
    علاقه
    اهل البيت عليهم السلام،فلسفه،عرفان،ادبيات،فيزيك،مطالعه
    نوشته
    4,990
    حضور
    133 روز 12 ساعت 16 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    3
    صلوات
    21820



    بسمه الوکیل

    نقل قول نوشته اصلی توسط استاد نمایش پست ها
    نه اينكه اسباب عادى را كه خداوند، نظام وجود را بر اساس آنها بنا نهاده مهمل دانسته هدفهاى زندگى خود را بدون طريق طلب كند، كه چنين طلبى ضلالت و جهل است.( ترجمه الميزان، ج‏11، ص 299).
    با سلام و ادب و تشکر از توضیحات کامل و خوب حضرتعالی

    در زندگی گاهی،نعمی بدون هیچ تلاشی و یا حتی انتظاری به انسان می رسد و یا به موقعیّتی دست می یابی

    که تلاشی برایش نکرده ای،این موارد با توجه به معنای توکل چگونه تفسیر می شود؟

    در شرح زندگی مرحوم بهلول گنابادی که اهل دل بوده اند و کراماتی هم ظاهرا داشتند خواندم که گاهی همه ی پولی که داشتند

    را به فقرا می دادند و می فرمودند: خدا مرا وا نمی گذارد(نقل به مضمون) و ظرف مدّت کوتاهی برایشان از آنچه بخشیده بودند

    بیشتر می رسید،خب ظاهرا وظیفه ی قرانی این است:"وَلاَ تَجْعَلْ يَدَكَ مَغْلُولَةً إِلَى عُنُقِكَ وَلاَ تَبْسُطْهَا كُلَّ الْبَسْطِ فَتَقْعُدَ مَلُومًا مَّحْسُورًا "

    نه دستت را [به خسّت‏] به گردن خويش ببند و نه [به سخاوت‏] يكباره بگشاى كه ملامت زده و حسرت خورده بمانى

    این موارد چه تفسیری دارند؟


    الهی هب لی کمال الانقطاع الیک

    و أنر ابصار قلوبنا بضیاء نظرها الیک




  11. صلوات ها 8


  12. #6

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    علاقه
    اخلاق-فلسفه-عرفان
    نوشته
    2,976
    حضور
    94 روز 6 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    25282



    نقل قول نوشته اصلی توسط حبیبه نمایش پست ها
    در زندگی گاهی،نعمی بدون هیچ تلاشی و یا حتی انتظاری به انسان می رسد و یا به موقعیّتی دست می یابی

    که تلاشی برایش نکرده ای،این موارد با توجه به معنای توکل چگونه تفسیر می شود؟
    سلام علیکم و رحمة الله
    اینها یا آثار توکل قبل است یا یرزقه من حیث لا یحتسب.




    نقل قول نوشته اصلی توسط حبیبه نمایش پست ها
    در شرح زندگی مرحوم بهلول گنابادی که اهل دل بوده اند و کراماتی هم ظاهرا داشتند خواندم که گاهی همه ی پولی که داشتند

    را به فقرا می دادند و می فرمودند: خدا مرا وا نمی گذارد(نقل به مضمون) و ظرف مدّت کوتاهی برایشان از آنچه بخشیده بودند

    بیشتر می رسید،خب ظاهرا وظیفه ی قرانی این است:"وَلاَ تَجْعَلْ يَدَكَ مَغْلُولَةً إِلَى عُنُقِكَ وَلاَ تَبْسُطْهَا كُلَّ الْبَسْطِ فَتَقْعُدَ مَلُومًا مَّحْسُورًا "

    نه دستت را [به خسّت‏] به گردن خويش ببند و نه [به سخاوت‏] يكباره بگشاى كه ملامت زده و حسرت خورده بمانى

    این موارد چه تفسیری دارند؟
    اولا این موارد قضایای شخصیه است و به حال افراد مربوط می شود،ثانیا سالک در هر حالی از احوال و مقامی از مقامات ممکن است فعلی یا قولی از خود بروز دهد که فقط مربوط به آن حال و مقامش بوده است،مانند شطحیات در لسان سالکین که از ضعف و نقصشان نشأت می گیرد و از زبان صاحب عصمت چنین کلماتی صادر نمی شود.
    لذا این کارها به عنوان مصداق توکل برای عموم قابل طرح نیست و البته برای مقام آن مرحوم محترم است.
    موفق باشید.

    زن راست می گوید یا مرد؟ نظر شما چیست؟ (حقیقت مفهوم توکل)
    تا صورت پیوند جهان بود علی بود/ تا نقش زمین بود و زمان بود علی بود

    شاهی که ولی بود و وصی بود علی بود / سلطان سخا و کرم و جود علی بود

    عیسی به وجود آمد و در حال سخن گفت/ آن نطق و فصاحت که در او بود علی بود

    مسجود ملایک که شد آدم ، ز علی شد / آدم چو یکی قبله و مسجود علی بود

    آن شير دلاور كه براي طمع نفس/بر خوان جهان پنجه نيالود ، علي بود

    سر دو جهان جمله ز پنهان و ز پيدا / شمس الحق تبريز كه بنمود ، علي بود



  13. صلوات ها 7


  14. #7

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۴
    علاقه
    درک زیبایی به گونه ای که به آموختن وادارم کند
    نوشته
    906
    حضور
    78 روز 11 ساعت 8 دقیقه
    دریافت
    30
    آپلود
    3
    گالری
    8
    صلوات
    3524



    نقل قول نوشته اصلی توسط استاد نمایش پست ها
    اولا این موارد قضایای شخصیه است و به حال افراد مربوط می شود،ثانیا سالک در هر حالی از احوال و مقامی از مقامات ممکن است فعلی یا قولی از خود بروز دهد که فقط مربوط به آن حال و مقامش بوده است،مانند شطحیات در لسان سالکین که از ضعف و نقصشان نشأت می گیرد و از زبان صاحب عصمت چنین کلماتی صادر نمی شود.
    سلام و تشکر جناب استاد
    با توجه به اینکه میفرمایید این کلمات از زبان معصوم صادر نمی شود،میتوان این مطلب را اینگونه برداشت کرد که معصومین به تعبیری علم را وامی گذاشتند که از مجاری خودش جاری شود؟ یعنی با اینکه این رسیدن پول بیشتر از مقداری که بخشیده بودند یک امر واقعی بود که اتفاق افتاده است،این را چطور میتوان توجیه کرد؟میتوان گفت نوعی تصرف بوده در قوانین طبیعی عالم که بر اثر آن مقام انجام شده است؟
    و آیا انجام این گونه تصرفات در سیره ی ائمه معصومین علیهما السلام نبوده یا اگر هم بوده است بیان نمی فرمودند و از نظر ایشان پسندیده نیست؟
    ویرایش توسط یکی دیگه. : ۱۳۹۴/۱۲/۱۹ در ساعت ۱۳:۳۱
    خداوندا
    مرا برای همه ی چیز هایی که نمی دانم ولی جار می زنم ببخش

  15. صلوات ها 5


  16. #8

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۴
    علاقه
    اهل البيت عليهم السلام،فلسفه،عرفان،ادبيات،فيزيك،مطالعه
    نوشته
    4,990
    حضور
    133 روز 12 ساعت 16 دقیقه
    دریافت
    5
    آپلود
    0
    گالری
    3
    صلوات
    21820



    نقل قول نوشته اصلی توسط استاد نمایش پست ها
    اولا این موارد قضایای شخصیه است و به حال افراد مربوط می شود
    بسمه الواسع

    با سلام و ادب،همینطور تشکر برای پاسخ خوب حضرتعالی

    و آیا می تواند مصداق شریفه ی:"و یؤثرون علی انفسهم و لو کان بهم خصاصه"حشر/9 باشد؟

    ظاهرا آیه ی شریفه ی:"ویطعمون الطعام علی حبّه....." که شأن نزول آن هم بسیار مشهور است

    به همین مطلب اشاره دارد.


    الهی هب لی کمال الانقطاع الیک

    و أنر ابصار قلوبنا بضیاء نظرها الیک




  17. صلوات ها 7


  18. #9

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۴
    علاقه
    علاقمند به کتاب روانشناسی و تاریخی
    نوشته
    1,310
    حضور
    40 روز 12 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    10
    صلوات
    3701



    با سلام
    حقیقت توکل چیست؟
    هر كس به خداوند توكل نمايد خداوند او را كافي است، يعني او را به مقصد و آرزويش مي رساند و چون خداوند اراده كرده بنده اش را به مطلوب برساند هيچ مانعي در برابر خداوند سبحان نمي تواند ايستادگي و خودنمايي كند. خداوند به هر چه بخواهد مي رسد و البته خداوند متعال براي هر چيزي اندازه اي قرار داده است.يكي از دلايل عدم استجابت دعاها و برآورده نشدن حاجات اين است كه گاهي لطف خدا به كسي در عدم استجابت دعاي اوست، زيرا مصلحت او نيست و اين مصلحت را خداوند بهتر مي داند. چه بسا بنده اي ظرفيت ندارد و اگر آن دعا و حاجت او برآورده شود طغيان مي كند و ايمان،عبوديت و انسانيت را كه گوهرهاي گرانبهاي اوست از دست مي دهد. لذا خداوند رئوف ودود كه از مادر به طفل مهربانتر و بلكه از انسان به خودش مهربانتر است بعضي دعاها و خواسته هاي او را مستجاب نمي فرمايد.چيزي كه مسلم است اين است كه هر ظرفي به اندازه ظرفيت خودش بهره مند مي شود. مثلا با آن رحمت الهي كه از آسمان نازل مي شود. اگر شما يك استكان را براي ذخيره باران در نظر گرفته باشيد به همان اندازه استكان از اين رحمت الهي بهره مند مي شويد و اگر ظرف بزرگتري داشته باشيد به همان اندازه از رحمت الهي استفاده مي كنيد. بنابراين باران رحمت الهي بر همه موجودات مي بارد اما هرموجودي به اندازه ظرفيت خودش از آن بهره برداري مي كند و امدادهاي غيبي و عنايات الهي به مخلوقات هم شبيه همين باران است.
    فعاليت داشتن در فضاي مجازي و پاک ماندن در آن ' تقواي دو چندان ميخواهد. يادمان نرود گاهي با گناه به اندازه ي يک لايک فاصله داريم... يادمان نرود فضاي مجازي هم "محضر خداست " نکند که شرمنده باشيم، امان از لحظه ي غفلت که فقط خدا شاهد است و بس...! گاهي روي مانيتور بچسبانيم "ورود شيطان ممنوع " مراقب دستي که کليک ميکند، چشمي که ميبيند و گوشي که ميشنود باشيم... و بدانيم و آگاه باشيم که خدا هم هميشه آنلاين "است. .وما فقط در مشگلات آنلاین میشیم

  19. صلوات ها 6


  20. #10

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۱
    علاقه
    اخلاق-فلسفه-عرفان
    نوشته
    2,976
    حضور
    94 روز 6 ساعت 24 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    25282



    نقل قول نوشته اصلی توسط حبیبه نمایش پست ها
    بسمه الواسع

    با سلام و ادب،همینطور تشکر برای پاسخ خوب حضرتعالی

    و آیا می تواند مصداق شریفه ی:"و یؤثرون علی انفسهم و لو کان بهم خصاصه"حشر/9 باشد؟

    ظاهرا آیه ی شریفه ی:"ویطعمون الطعام علی حبّه....." که شأن نزول آن هم بسیار مشهور است

    به همین مطلب اشاره دارد.
    سلام علیکم و رحمة الله
    این موارد جزء ایثار است،خداوند عزیز در واقع به ما سهل گرفته است که ایثار را واجب نفرموده.
    ایثار اجر عظیمی دارد و هر دو آیه حاکی از این مرتبه است.
    نکته ی مهم همراهی و رضایت خانواده با مولا علی در هر دو قضیه است،اگر ایشان به هیچ وجه راضی به ایثار سهم خود نبودند به نظر می رسد مولا فقط از سهم خود بخشش می کردند.
    در قضیه ی مرحوم گنابادی بحث توکل بود و اینکه ایشان می گفته برای من می رسد. از جنبه بحث توکل قضیه ایشان شخصیه می شود و قابل تعمیم به عنوان الگو برای عموم نیست و عرض شد که به حال ایشان ربط داشته است.
    اما در همین قضیه بحث ایثار نیز می تواند مطرح شود که اولا بخشش سهم خودشان جایز بوده و با رضایت خانواده بخشش سهم ایشان. و ثانیا در ایثار چنین نیست که بگوییم من می بخشم حتما برایم می رسد و من گرسنه نمی مانم. ممکن است نرسد، مانند قضایای نقل شده ذیل آیاتی که ذکر کردید.
    موفق و موید باشید

    زن راست می گوید یا مرد؟ نظر شما چیست؟ (حقیقت مفهوم توکل)
    تا صورت پیوند جهان بود علی بود/ تا نقش زمین بود و زمان بود علی بود

    شاهی که ولی بود و وصی بود علی بود / سلطان سخا و کرم و جود علی بود

    عیسی به وجود آمد و در حال سخن گفت/ آن نطق و فصاحت که در او بود علی بود

    مسجود ملایک که شد آدم ، ز علی شد / آدم چو یکی قبله و مسجود علی بود

    آن شير دلاور كه براي طمع نفس/بر خوان جهان پنجه نيالود ، علي بود

    سر دو جهان جمله ز پنهان و ز پيدا / شمس الحق تبريز كه بنمود ، علي بود



  21. صلوات ها 6


صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 0

هیچ کاربری در لیست وجود ندارد.

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود