صفحه 1 از 3 123 آخرین
جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید   

موضوع: انتخاب کردم ولی انتخابم عجولانه بود!

  1. #1

    عضویت
    جنسیت اسفند ۱۳۹۴
    نوشته
    1
    حضور
    2 ساعت 12 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    6

    انتخاب کردم ولی انتخابم عجولانه بود!




    بعد از مدت ها فکر کردن به زن ایده ال به عسلویه رفتم و در انجا به علت شرایط کاری بدی که داشتم تصمیم به انتخاب همسری کنم که هم سطح من از لحاظ خانوادگی و مالی باشه چون من لیسانس داشتم و اطرافیانم که در محیط کاری بی سواد بودن ،نمیگم که من از اونا بهترم ولی بلاخره طرز فکر من و اونا فرق می کرد عده ای از هم شهریام که منو میشناختن روی من تاثیر گذاشتن و منو تحریک کردن که از فامیل نزدیک زن بگیرم با اینکه که من هیچ رغبیتی از نظر عاطفی نداشتم ولی با وجود شرایط کاری سخت که انجام میدادم که کارگری محض بود تصمیم به انتخاب کردم و دختر عموی خودم رو برگزیدم من در انتخاب خودم فقط منطقی و عقلی فک کردم که (دختر عموی منه و منو میشناسه و من اونو میشناسم و از وضع و اوضاعم خبر داره و بدردم میخوره و با بی پولیم میسازه )ولی من از لحاظ عاطفی رقبتی به اون نداشتم چون اون ازم نه سال اختلاف سنی داره و سطح سوادش پایینه و زیاد از لحاظ ظاهری باب دلم نبود بعد این تفکرات تصیم گرفتم به مادر بزرگم زنگ بزنم و این موضوع رو با اون در جریان بزارم ، اون بهم گفت که براش خاستگار اومده و چند روز دیگه میخواد آزمایش بگیره و بعد از اون عقد.
    من پافشاری کردم و گفتم که من اونو میخوام و یه کاری بکن واسم ، مادر بزرگم موضوع رو با عموم در میان گذاشت و عموم هم قبول کرد که خواستگار دخترش رو رد کنه البته ناگفته نماند که دختر عموم قبلا به من رغبت داشت ولی من روی خوشی بش نداده بودم الان قراره چند روزه دیگه آزمایش کنم بعد عقد .

    سوال من اینه که من الان دو دل شدم و از لحاظ عقلی دختره رو میخوام ولی دلم متناقض با عقلمه از لحاظ عاطفی رغبتی به اون ندارم،میترسم بگم نمیخوام یا اینکه بگم آزمایش منفیه آه دختره منو بگیره و زندگی و آیندم خراب بشه چون خواستگاری که براش اومده بود رو بخاطر من رد کردن و اونم الان عاشقمه و میشه گفت وابسته شده .
    اگه من بگم ازمایش منفیه ممکنه آیندم خراب بشه و اگر مشکلی نباشه از لحاظ شرعی مشکلی وجود داره و من متحمل اثم و حرام مشم؟

  2. صلوات ها 6


  3.  

  4. #2

    عضویت
    جنسیت بهمن ۱۳۹۱
    علاقه
    تحصیل ، تحقیق و پژوهش
    نوشته
    21,523
    حضور
    174 روز 19 ساعت 17 دقیقه
    دریافت
    11
    آپلود
    0
    گالری
    38
    صلوات
    58301



    با نام و یاد دوست







    انتخاب کردم ولی انتخابم عجولانه بود!








    کارشناس بحث: استاد امین

  5. صلوات ها 7


  6. #3

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۳
    علاقه
    روانشناسی؛ قرآن ؛فلسفه؛ کلام
    نوشته
    892
    حضور
    31 روز 12 ساعت 16 دقیقه
    دریافت
    52
    آپلود
    2
    گالری
    0
    صلوات
    4648



    سلام

    با وجود شرایط فعلی، ازدواج شما با ایشان به هیچ وجه به صلاح نیست و نباید بی گدار به آب بزنید. درست است که داشتن تناسب های عقلی لازم و ضروری است؛ اما پسند حداقلی در کنار این مسئله نیز از ضروریات است؛ چون اگر این علاقه وجود نداشته باشد هر چند ممکن است این علاقه در آینده ایجاد شود، ولی به همان اندازه هم ممکن است علاقه ای شکل نگیرد که در آن صورت هم زندگی خود را نابود کرده اید و هم زندگی طرف را؛ مگر اینکه ایمان و اعتقاد شما به اندازه ای قوی باشد که اگر احیانا چنین علاقه ای ایجاد نشد بتوانید زندگی کنید و در طول زندگی طوری وانمود کنید که عاشق و دلباخته همسرتان هستید؛ طوری که هیچ وقت ایشان متوجه عدم علاقه شما به خودش نشود که این کار هم ریسک دارد و ممکن است از پس آن بر نیایید.
    لذا تا زمانی که احساس شما به ایشان همین چیزی است که الان بیان می کنید، با ایشان ازدواج نکنید. ممکن است بهم زدن این خواستگاری با هر شیوه ای مشکلاتی ایجاد کند؛ ولی قطعا مشکلات ازدواج با این شرایط بیشتر خواهد بود. (در صورت بهم زدن خواستگاری با شیوه ای که گفتید، حکم شرعی مسئله را با توضیح کامل شرایطتتان از دفتر مرجعه تقلید خود سوال کنید)


    البته این به معنای این نیست که هیچ راهی برای ایجاد علاقه قبل از ازدواج وجود ندارد؛ بلکه شما می توانید شانس خود را امتحان کنید. پیشنهاد من به شما این است که قبل از هر اقدام رسمی شما به بهانه های مختلف اقدامات رسمی را به عقب بیندازید تا برای خود فرصتی بخرید. شاید در این مدت احساس شما نسبت به ایشان تغییر کرد. مثلا اگر شرایط فراهم باشد به نظر من هیچ اشکالی ندارد که حتی شما به طور رسمی این مسئله را مطرح کنید که ما هنوز شناخت درستی از هم نداریم و نمی دانیم که آیا می توانیم با هم زندگی خوبی داشته باشیم یا نه؟ برای همین فرصتی لازم داریم که زیر نظر خانواده ها همدیگر را بیشتر بشناسیم و بعد تصمیم نهایی را بگیریم. در این مدت، هم شناخت شما از هم بیشتر می شود و هم با شناخت بیشتر ممکن است نظر شما در مورد ایشان تغییر کند. البته ممکن است طرف و حتی خانواده ها از این حرف شما ناراحت شوند و حتی شما را سرزنش کنند که اگر شناخت نداشتی چرا آن خواستگاری را بهم زدی و ...؟ ولی خب با اشتباهی که مرتکب شدید چاره ای جز تحمل این سرزنش ها وجود ندارد.

    چه راهی برای ایجاد علاقه وجود دارد؟
    علاوه بر اینکه شناخت بیشتر منجر به علاقه می شود، باید عرض کنم که معمولا بین دختر و پسر یک کشش ذاتی هم وجود دارد که آنها را به هم متمایل می کند؛ به خصوص زمانی که از لحاظ عقلی طرف مورد مناسبی باشد؛ مگر اینکه در این بین مانعی وجود داشته باشد. لذا اولین کاری که شما باید انجام دهید این است که این موانع را شناسایی کنید. گاهی اوقات این موانع واقعی هستند و در خیلی از مواقع هم کاذاب و حبابی هستند؛ به این معنا که مثلا یک تفکر یا ایده نادرست در ذهن شما مانع شکل گیری این علاقه می شود. مثلا ممکن است در ذهن شما ازدواج فامیلی منفور باشد و اصلا آن را خوب ندانید. خب این یک مانع کاذب است که با اصلاح فکر و نگرش شما این مانع رفع خواهد شد. یا ممکن است مثلا شما یک معیار خاصی برای همسرتان در ذهن داشته باشید که این معیار نادرست باشد که اصلاح این ملاک و معیار سد ایجاد علاقه را بر می دارد. یا مثلا ممکن است شما فکر کنید این مقدار اختلاف سن و همچنین داشتن اختلاف تحصیلی باعث می شود که طرف شما را درک نکند و زندگی خوبی نداشته باشید؛ در حالی که ممکن است وقتی ایشان را بیشتر شناختید و با رفتار و کردارش از نزدیک آشنا شدید به اشتباه خود پی ببرید و نظرتان در مورد عوض شود. البته ممکن است خود شما به تنهایی توانایی تشخیص این موارد را نداشته باشید که در این صورت باید حضورا به یک مشاور مراجعه کنید تا مسئله را بررسی و حل کند.
    در کنار رفع موانع، فراهم کردن شرایط ایجاد علاقه نیز لازم است که همان نقطه مقابل رفع مانع است. مثلا داشتن شرایط کاری سخت و کار تمام وقت خود یکی از موانع ایجاد علاقه است؛ چون وقتی شما دائم مشغول کار باشید طبیعی است که فکر شما به همان سمت معطوف می شود و نمی گذارد به چیزهای دیگر فکر کنید. فراهم کردن شرایط در این مورد به این است که مثلا مدتی مرخصی بگیرید یا شرایطی فراهم کنید که بتوانید بیشتر با دختر عمویتان صحبت کنید و با ویژگی های اخلاقی و رفتاری او آشنا شوید و حتی فرصت این را داشته باشید که در مورد نقاط مثبت او بیشتر فکر کنید.

    البته نباید طوری رفتار نکنید که دختر عمویتان و حتی خانواده ها فکر کنند این ازدواج صد در صدی است که یک روشش را در بالا عرض کردم. بعلاوه اینکه در طول این مدت شما باید مراقب رفتار خود باشید که طرف را بیش از این وابسته نکنید. البته منظورم این نیست که بد برخورد کنید؛ بلکه منظورم این است که فقط در پی این باشد که احساس خود را نسبت به ایشان محک بزنید بدون اینکه احساس و عواطف او را نسبت به خودتان تحریک کنید تا اگر به هر دلیلی احساس شما نسبت به ایشان تغییر نکردد و خواستید این ازدواج را بهم بزنید، دختر عمویتان به خاطر وابستگیی که به شما پیدا می کند با مشکل مواجه نشود.

    مواردی که عرض کردم راهی است که احتمالی است؛ یعنی ممکن است جواب بدهد و احساس شما تغییر کند و ممکن هم هست تغییری رخ ندهد. لذا خودتان با در گرفتن همه شرایطی که دارید تصمیم بگیرید که این کار به صلاح شماست یا خیر؟ مثلا اگر علاوه بر اینکه نسبت به دختر عمویتان احساسی ندارید، حتی نسبت به او احساس تنفر هم دارید، دیگر کارایی این روش به شدت افت پیدا می کند و بهتر است به سراغش نروید و به فکر به هم زدن خواستگاری باشید.

    پیروز و سربلند

    انتخاب کردم ولی انتخابم عجولانه بود!



    وَقالَ الرَّسولُ يا رَبِّ إِنَّ قَومِي اتَّخَذوا هٰذَا القُرآنَ مَهجورًا


    و پیامبر(صلی الله علیه وآله) عرضه داشت: «پروردگارا! قوم من قرآن را رها کردند».
    سوره مبارکه الفرقان آیه ۳۰


    <<<<<<<<<<<<<<!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!> >>>>>>>>>>>>>
    پرسید:

    "سخت می گذرد"

    چه باید کرد؟

    گفت:خودت که می گویی

    سخت
    "می گذرد"؛ سخت که "نمی ماند"






  7. صلوات ها 7


  8. #4

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۹۴
    علاقه
    علاقمند به کتاب روانشناسی و تاریخی
    نوشته
    1,310
    حضور
    40 روز 12 ساعت 2 دقیقه
    دریافت
    1
    آپلود
    0
    گالری
    10
    صلوات
    3699



    با سلام

    انتخاب کردم ولی انتخابم عجولانه بود!

    در اغلب مواقع, گمان می کنیم باید به همه درخواست های دیگران پاسخ مثبت دهیم تا بتوانیم آنها را در کنار خودمان داشته باشیم و رضایتشان را جلب کنیم. اما چنین تصوری, کاملا اشتباه است. همه ما در راس هرم ارتباطات مان, باید «خود» را ببینیم.
    اگر فردی خودش را دوست نداشته باشد, نمی تواند به دیگران هم کمک کند و ارتباطی موثر را پیش ببرد. پس, از قضاوتی که دیگران قرار است در مورد شما داشته باشند, نترسید و قبل از هر تصمیمی, صلاح و خواسته خود را ببینید. اول خودتان را ببینید و بعد از آن به خواست فامیل و دوستان توجه کنید. نگاهی به گذشته می تواند درس های خوبی به شما بدهد. ازدواج اتفاقی نیست که به خاطر رودربایستی به آن تن دهید و نباید به خاطر راضی نگه داشتن دیگران, تصمیمی بگیرید که تا آخر عمر تاوان آن را بدهید.
    خودتان تصمیم بگیرید
    به پدر و مادرتان بگویید اجازه تصمیم گیری را به شما بدهند. بنابراین به راحتی به پدر یا مادرتان بگویید: «بابا! من تو را دوست دارم اما نمی توانم در کنار این فرد احساس خوشبختی کنم». برایش دلایل تان را توضیح دهید و به شکل منطقی, انتظاراتی که از آینده دارید را بیان کنید. کسانی که توانایی بیان احساساتشان را ندارند, معمولا در دام این موقعیت ها می افتند و نمی توانند درست تصمیم بگیرند.
    پس, از بیان احساسات و توضیح درباره نظرهایتان نترسید. اما در هر جمله, مراقب لحن و واژه هایتان باشید. اجازه ندهید که زبان نامناسب, حرف های منطقی شما را غیرمنطقیجلوه دهد. اگر پدر و مادرتان می خواهند نصیحت تان کنند, حالت دفاعی به خود نگیرید. به آنها نشان دهید که حرف هایشان را می شنوید و به گفته هایشان فکر می کنید اما در نهایت خودتان هستید که باید تصمیم بگیرید.
    تکنیکی نه بگویید
    برای آنکه در این بحث ها پیروز شوید, باید تکنیک «نه گفتن» و «نه شنیدن» را بلد باشید. درست است که نه گفتن حق شماست, اما بیان این کلمه, همیشه ساده نیست. ما در مسیر زندگی مان, نیاز داریم که به دلایل متفاوت و به آدم های مختلف نه بگوییم.
    اما نه گفتن همیشه به سادگی بیان یک کلمه نیست. گاهی طرف مقابل با رفتار ناپخته اش, کار را برای شما سخت می کند و به همین دلیل با توجه به رفتارهای اول, باید شیوه های مختلفی از نه گفتن را امتحان کنید. اما قبل از آنکه هر راهی را بروید, با خودتان به توافق برسید و قول دهید که با وجود واکنش های مختلفی که ممکن است از طرف خواستگارتان بروز کند, سر حرفتان می مانید.
    حرفتان را رک بزنید
    «نه» گفتن مستقیم بهترین راه است. رک و راست حرفتان را بزنید و حاشیه نروید. اگر مطمئن هستید که نمی خواهید با او ازدواج کنید, موضوع را با زبانی شفاف با ا در میان بگذارید و تکلیف خودتان و او را روشن کنید. اما اگر هنوز تردید دارید و گمان می کنید او می تواند همسر ایده آلی برایتان باشد, کمی وقت بگیرید تا به حرف هایش فکر کنید و جوانب موضوع را بسنجید. اما بعد از تمام شدن وقت, اگر پاسختان منفی است, طفره نروید و موضع تان را شفاف مطرح کنید. نه گفتن مستقیم آغاز راه است و در صورتی که تاثیر دلخواه تان را نداشت, در ادامه راه می توانید از این روش ها کمک بگیرید
    فعاليت داشتن در فضاي مجازي و پاک ماندن در آن ' تقواي دو چندان ميخواهد. يادمان نرود گاهي با گناه به اندازه ي يک لايک فاصله داريم... يادمان نرود فضاي مجازي هم "محضر خداست " نکند که شرمنده باشيم، امان از لحظه ي غفلت که فقط خدا شاهد است و بس...! گاهي روي مانيتور بچسبانيم "ورود شيطان ممنوع " مراقب دستي که کليک ميکند، چشمي که ميبيند و گوشي که ميشنود باشيم... و بدانيم و آگاه باشيم که خدا هم هميشه آنلاين "است. .وما فقط در مشگلات آنلاین میشیم

  9. صلوات ها 4


  10. #5

    عضویت
    جنسیت آبان ۱۳۸۹
    نوشته
    2,599
    حضور
    54 روز 8 ساعت 20 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    6491



    نقل قول نوشته اصلی توسط امین نمایش پست ها
    البته منظورم این نیست که بد برخورد کنید؛
    با عرض سلام و احترام وتشکر از پاسخگویی خوب شما

    در این موردی که فرد قبل از اقدام به ازدواج پشیمان شده است، اگر یقین دارند آن علاقه ای که باید ایجاد نمیشود آیا بهتر نیست ملاحظات را کنار بگذارند و درصورت لزوم برخوردهایی داشته باشند تا دخترخانم متوجه این مساله بشود که با ایشان نمیتوانند زندگی خوبی داشته باشند؟

    البته نظر بنده این هست که اگر مردش هستند با خداوند معامله کنند و تصمیم بگیرند در کنار همین دخترعمویشان زندگی پرمهرو محبتی را پایه ریزی کنند. که البته این شدنی هست در صورتی که بخواهند ولی اگر میدانند بعدها دلشان جای دیگری میرود و یا خودشان یا همسر و فرزندان احتمالی در این میان قربانی میشوند خود را در بندهای دودلی و رودرواسی اسیر نکنند و حتی اگر مجبور شدند تظاهر به بدرفتاری کنند تا علاقه ای که برای دختر پیش آمده از بین برود و به این فکر کند که چه بهتر شد این ازدواج سرنگرفت.


    امام خامنه ای: زیر پرچم امیرالمومنین دشمن و دوست آنچنان واضح نبودند. دشمن همان حرفهایی را میزد که دوست میزند...
    آگاهی خود را بالا ببرید. نقش نخبگان و خواص اینست که این بصیرت را نه فقط در خودشان بلکه در دیگران هم بوجود بیاورند. رسا بگویید روشن بگویید، مبین بگویید آنچه را که میفهمید. سعی هم بکنید آنچه را که فهمیده اید درست باشد.

  11. صلوات ها 4


  12. #6

    عضویت
    جنسیت ارديبهشت ۱۳۹۴
    علاقه
    ...
    نوشته
    1,733
    حضور
    164 روز 16 ساعت 41 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    9
    صلوات
    3460



    با سلام

    شما رو به خدا اگر مطمئنید هیچ حسی به ایشون ندارید با این دختر خانم ازدواج نکنید .

  13. صلوات ها 8


  14. #7

    عضویت
    جنسیت خرداد ۱۳۹۳
    نوشته
    407
    حضور
    20 روز 2 ساعت 43 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    872



    یه مثال هست که ماهی رو هر وقت از آب بگیری تازه ست
    قطعاً اگه آدم ده کیلومتر جاده رو اشتباه بره بخواد برگرده راحت تره تا هزار کیلومتر
    به یـــــزدان که گـــــر ما خرد داشتیم
    کجـــــا این سر انجــــام بد داشتیم
    "حکیم فردوسی"

  15. صلوات ها 4


  16. #8

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۴
    علاقه
    مطالعه .. ورزش
    نوشته
    1,586
    حضور
    52 روز 8 ساعت 25 دقیقه
    دریافت
    0
    آپلود
    0
    گالری
    158
    صلوات
    5441



    نقل قول نوشته اصلی توسط Hamidnajat14 نمایش پست ها
    از لحاظ عقلی دختره رو میخوام ولی دلم متناقض با عقلمه
    سلام

    یعنی چی از لحاظ عقلی میخوام ولی دلم نمیخواد؟!.. خب خیلی ها خیلی های دیگرو خوب میشناسن اما اینکه نشد دلیل عقلانی برای ازدواج ؟!

    آخه دوست عزیز عقل حکم میکنه که برای زندگی مشترک کششی بین خانم و آقا وجودداشته باشه .. شماکه قرار نیست هم اتاقی انتخاب کنید .. بنظر میرسه شما صرفا بدلیل وحشت از موقعیتتون و اینکه مبادا سرتون بی کلاه بمونه این کارو کردید ..

    حتما تجدید نظر کنید تو تصمیمتون ..
    خدانگهدار اسکدین





  17. صلوات ها 4


  18. #9

    عضویت
    جنسیت فروردين ۱۳۹۴
    نوشته
    156
    حضور
    5 روز 9 ساعت 58 دقیقه
    دریافت
    6
    آپلود
    0
    گالری
    0
    صلوات
    655



    اگر علاقه ایجاد نشد حتما ازدواج نکنید

    ولی دلم برای دخترعموتون می سوزه

    خدایا هیچ دختری دلبسته کسی نکن

  19. صلوات ها 8


  20. #10

    عضویت
    جنسیت مرداد ۱۳۹۲
    علاقه
    خــدا » همه چیز
    نوشته
    6,196
    حضور
    144 روز 14 ساعت 16 دقیقه
    دریافت
    20
    آپلود
    0
    گالری
    3158
    صلوات
    44202



    نقل قول نوشته اصلی توسط Hamidnajat14 نمایش پست ها
    سوال من اینه که من الان دو دل شدم و از لحاظ عقلی دختره رو میخوام ولی دلم متناقض با عقلمه از لحاظ عاطفی رغبتی به اون ندارم،میترسم بگم نمیخوام یا اینکه بگم آزمایش منفیه آه دختره منو بگیره و زندگی و آیندم خراب بشه چون خواستگاری که براش اومده بود رو بخاطر من رد کردن و اونم الان عاشقمه و میشه گفت وابسته شده .
    اگه من بگم ازمایش منفیه ممکنه آیندم خراب بشه و اگر مشکلی نباشه از لحاظ شرعی مشکلی وجود داره و من متحمل اثم و حرام مشم؟
    با سلام

    به نظرم این بحث عاطفی یه چیز مقطعی و نسبی هست و خیلی به طرز نگرش ما بستگی داره !


    من دقیقا شمارو نمیشناسم ولی احتمال میدم در اثر ابراز حس اون دختر خانم در شما یه حالت خود برتربینی ایجاد شده !

    و توصیه ام اینه برای علاقه اون خانم ارزش قائل بشید و دید مثبتی داشته باشید .

    ________________

    اگر هم زندگی با اون رو صلاح نمیدونید ===> تمام پارامترهایی که توی ذهنتون هست و اون خانم با اونا سازگار نیست روی کاغذ بنویسید و ببینید چقدر این موارد توی زندگی مهم هستند
    و میتونند پایه های زندگی رو سست کنند؟

    بر فرض تفاهم و درک متقابل توی زندگی خیلی مهم هست و اگر نباشه یکی بالا حرکت میکنه و یکی پایین و زندگی دچار بالانس میشه
    مـــرغ باغ ملکوتم
    دورم از عـــــالم خاک



    توجیه یه دختر محجبه برای نشر عکس خود
    دوس دارم عکسم را برای تبلیغ حجاب منتشر کنم !

    کلیک کنید


  21. صلوات ها 4


صفحه 1 از 3 123 آخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این موضوع را مشاهده کرده اند: 1

کلمات کلیدی این موضوع

اشتراک گذاری

اشتراک گذاری

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
^

ورود

ورود